تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 13
  1. #1

    سیری در سیره تربیتی بانو مجتهده امین





    منبع:
    محمدحسين رياحى
    منبع:
    راسخون



    چكيده
    معرفى شخصيت‏هاى برجسته زنان دنياى اسلام گامى است ضرورى براى احياى ارزش‏هاى اسلامى و بالاترين دليل است بر توانمندى‏هاى زنان مسلمان و سعه وجودى آنها در جهت كسب مدارج عالى علم و معرفت .
    بانوى مجتهده سيده نصرت امين " معروف به بانوى ايرانى " از علماى برجسته عالم تشيع و از اولياى الهى بود . اين علويه‏ى عارف به نفحات رحمانى ، سراسر عمر پربركتش را صرف تعليم و تعلم معارف اسلامى كرد و در طريق سير و سلوك و جست و جوى قرب و رضاى حق تعالى به مخزن العرفان دست يافت و تأليفات گران قدرى در رشته‏هاى تفسير قرآن ، حديث ، حكمت ، فقه ، اصول و اخلاق از خود به يادگار گذاشت و از طرفى ، با تأسيس حوزه علميه خواهران و آموزشگاهى دخترانه پايه‏گذار حركت علمى و معنوى زنان در عصر خود بود .
    اين نبشتار مى‏كوشد با معرفى ابعاد اخلاقى ، معنوى و تربيتى بانو مجتهده امين ، ضمن ارج نهادن به شخصيت آن استوانه علم و تقوا ، زنان متعهد جامعه‏ى اسلامى را نيز با وظايف خطير خود آشنا سازد .
    كليد واژه‏ها : بانو امين ، تحصيلات علمى ، اجازات ، سيره تربيتى ، آثار و آراء اخلاقى و عرفانى ، پژوهش‏هاى قرآنى ، فعاليت‏هاى اجتماعى .
    مقدمه
    تاريخ و تمدن اسلامى در بين ساير تمدن‏هاى بزرگ عالم داراى اعتبار و ارزش بسيارى است . يكى از ويژگى‏هاى قابل اعتناى آن ، منزلت و اعتبار بانوان در عرصه‏ى اين فرهنگ بوده و هست ؛ به ويژه مكتب انسان ساز تشيع در اين بين ممتاز و برجسته است . با تفحص و پژوهش در آثار متعدد و از جمله نامه‏ها ، پى مى‏بريم كه از همان قرون اوليه هجرى زمينه‏هاى تلاش براى بانوان ، بخصوص در عرصه‏هاى اجتماعى ، علمى و فرهنگى فراهم شده است . زنان در دوران رسالت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و معصومان عليهم‏السلام و حتى پس از آن فعاليت‏هاى قابل توجهى داشته‏اند . اين مسئله به ويژه در تاريخ ايران محسوس و قابل توجه است .
    در اين ميان ، مى‏توان از اصفهان نام برد كه محل پرورش بانوان عالمه بسيارى در ادوار مختلف از جمله آل بويه ، سلجوقى و به ويژه عصر صفوى بوده است . اين شهر در دوره‏ى صفويه شخصيت‏هايى همچون آمنه بيگم مجلسى ، بنت المنشار و فاطمه رويدشتيه را به خود ديده است . اصفهان در دوره‏ى معاصر هم از اين فيض بى‏بهره نبوده ؛ چرا كه شخصيتى مانند بانو امين را در خود پرورده است ؛ بانويى كه برخاسته از سلسله جليله سادات خاتون آبادى است . خاندان امين ، فرع اين شجره طيبه مى‏باشد كه ده‏ها عالم ، فقيه ، واعظ ، مفسر ، نسابه ، اديب ، و مورخ به جامعه مسلمانان تقديم كرده است . اميد است تبيين زندگانى اين مجتهده بزرگوار بتواند گامى مثبت در جهت معرفى شخصيتى توانمند در عرصه‏هاى علمى و معنوى باشد و بانوان جامعه ما از آن به عنوان الگويى مناسب در عرصه‏هاى مختلف بهره گيرند .
    بانوى افتخارآفرين
    بى‏شك ، يكى از افتخارات پايتخت فرهنگى جهان اسلام ، يعنى شهر دانشمندپرور اصفهان ، وجود شخصيتى ارزنده و والا در دوره معاصر از حيث علمى و ذوب شده در فرهنگ و تمدن اسلامى ، بانو مجتهده سيده نصرت امين است . اگرچه در عرصه‏ى اين فرهنگ عظيم و انسان‏ساز هميشه افرادى فرهيخته و با عظمت در پهنه دانش و بينش ، به ويژه از طايفه‏ى نسوان ، برخاسته‏اند ؛ ليكن بدون ترديد ، چهره برجسته‏ى بانو امين همواره در تاريخ و فرهنگ ايران و جامعه مسلمانان تابناك خواهد ماند .
    اما آنچه كه اين بانو را نسبت به بسيارى از شخصيت‏هاى زن دوران خود و پيش از آن متمايز مى‏كند فروغ معنوى و خلل ناپذير ايشان ، به خصوص از حيث اخلاقى ، تربيتى و معنوى است .
    با بررسى نقش زنان در عالم اسلام درمى‏يابيم كه همواره بانوان شايسته و متعهد بسيارى وجود داشته‏اند كه در عرصه‏هاى مختلف فرهنگ و ادب منشأ ثمرات و بركات فراوانى بوده و آثار قابل توجهى از خود به يادگار گذارده‏اند .
    در تاريخ اسلام ، به خصوص مكتب پرارج تشيع نيز زنان فداكار ، عالم و متقى فراوانى وجود داشته‏اند كه از جمله آنها مى‏توان به مادر سيد رضى و سيد مرتضى علم الهدى ، دختر شيخ طوسى و نيز آمنه بيگم دختر ملا محمدتقى مجلسى اشاره نمود . " عقيقى بخشايشى ، 1382 ، ص 157 و 790 "
    از اين رو ، معرفى ابعاد اخلاقى ، معنوى و تربيتى يكى از اسوه‏هاى عالى قدر جامعه كه از مراتب والايى برخوردار است و به حق از مفاخر دنياى اسلام به شمار مى‏رود ، در
    حقيقت ، ارج نهادن به شخصيت آن استوانه علم و تقوا خواهد بود .
    شخصيت علمى و تقواى اين عالم ربانى خود حجتى است بر اينكه زنان جامعه اسلامى مى‏توانند با طى مدارج عالى علم و معرفت خود را از محروميت‏هايى كه توطئه دشمنان و ناآشنايى دوستان از احكام اسلام و قرآن بر آنها ، بلكه بر اسلام و مسلمانان همواره تحميل كرده است برهانند و وجودشان منشأ خدمات عظيم و ارزشمند علمى و فرهنگى قرار گيرد .
    در اينجا بجاست پيش از پرداختن به ابعاد اخلاقى و معنوى اين بانوى بزرگوار ، سير زندگى و احوالات ايشان را كه مى‏تواند تا حدى مبين اوضاع و احوال اين بانو و دوران حيات وى باشد ، مرور نماييم .

    ویرایش توسط معاون فرهنگی تربیتی : 1391/06/13 در ساعت 03:51 بعد از ظهر

  2. صلوات و تشکر : 5


  3. #2



    خاندان و تحصيلات
    نسب بانو مجتهده سيده نصرت امين ، با سى واسطه به وجود مقدس امام على بن ابى‏طالب عليه‏السلام مى‏رسد . اين بانوى بزرگوار و متواضع از نوادگان مير معصوم خاتون‏آبادى " متوفاى 1155 ق " از علماى زاهد و وارسته اصفهان در اواخر عهد صفويه است .
    درباره آغاز زندگى و شروع به تحصيل اين بانو آمده است : حاجيه خانم سيده نصرت بيگم امين " معروف به بانوى ايرانى " در سال 1265 ه . ش در اصفهان متولد شد . " يادنامه ، 1371 ، ص 9 " پدر ايشان حاج سيد محمدعلى امين التجار اصفهانى فردى مؤمن و سخاوتمند بود و مادر ، بانويى بسيار شريف ، متعبد و خيرخواه . خداوند پس از سه فرزند پسر ، اين دختر را به ايشان عطا مى‏كند . مادر با روشن‏بينى فرزند را در چهار سالگى براى آموزش قرآن و فراگيرى خواندن و نوشتن به مكتب مى‏فرستد ؛ در حالى كه فضاى حاكم بر آن ايام به گونه‏اى بود كه كمتر خانواده‏اى به خود اجازه مى‏داد دخترى را براى كسب دانش به مكتب يا مدرسه بفرستد و چه بسيار والدينى كه آموزش و آشنايى با خط و نوشتن را براى دختران خود جايز نمى‏دانستند . " رياحى ، 1376 ، ص 83"
    يكى از سه برادر بانو امين ، به » حاج امين « مشهور و در اصفهان معروف بود. وى در دوره چهارم مجلس به نمايندگى از مردم راهى مجلس شوراى ملى شد ، لكن بعدا به واسطه آزادى خواهى مورد غضب رضا شاه واقع و تبعيد گرديد . " مجموعه مقالات ، 1372 ، ص 23 "
    بانو امين از 9 سالگى علاقه خاصى به خواندن و نوشتن پيدا كرد . ايشان از خاطرات خود در اين باره مى‏گويد : » همبازى‏هايم به من ايراد مى‏گرفتند كه چرا تو نمى‏آيى بازى كنى . ولى من عشقم فقط درس بود . « " همان ، ص 24 - 23 "
    بدين سان ، بانو امين به تحصيل ادامه مى‏دهد تا اينكه در پانزده سالگى با پسرعموى خود به نام حاج ميرزا ملقب به معين التجار كه از بازرگانان سرشناس و معتبر اصفهان بود ازدواج مى‏كند و به خانه‏دارى و تربيت فرزندان مشغول مى‏شود . اما اين امر نيز نمى‏تواند مانع ادامه تحصيل و عشق به مطالعه و تحقيق ايشان در معارف اسلامى شود . " رياحى ، 1375 ، ص 57 "
    بانو امين صاحب هشت فرزند شد كه هفت تن از آنها به مرگى زودرس درگذشتند و فقط يك فرزند پسر از ايشان باقى ماند . وى از اين واقعه با عنوان » ابتلا و آزمايش حق تعالى « ياد مى‏كرد . " همان ، ص 75 "
    فضاى حاكم بر دوران و مواضع بانو
    در حقيقت ، عظمت كار اين بانو و تلاش‏هاى مستمر وى با در نظر گرفتن فضا و جو آن زمان بسيار در خور توجه است .
    » از دوران قاجار كه بگذريم ، دوره‏ى رضاخان تقريبا مقارن با انديشه تجددخواهى و تبليغات وسيع اسلام‏زدايى ، به خصوص در اصفهان ، بود . در آغاز اين دوره ، خانم امين 35 ساله بود و اصفهان هم در اين ايام حوزه‏هاى علميه ] بسيار [ داشت . اين شهر بعد از تهران آماج فعاليت‏هاى تجددخواهى يعضى خانم‏ها قرار گرفت . مجرى اين فعاليت‏ها خانم ] صديقه [ دولت‏آبادى بود كه مى‏گفتند 15 سال قبل از جريان كشف حجاب ايشان به طور رسمى حجاب خود را برداشته بود . دولت‏آبادى كانونى هم به نام » كانون بانوان « داير كرده بود كه بعد از برداشتن حجابش و ظاهر شدن در ملأ عام ، مردم اين كانون را از ميان برداشتند . البته افرادى مانند خانم دولت‏آبادى كم نبودند . زنانى هم بودند كه فكر مى‏كردند اگر در اين گونه مراسم شركت كنند متجدد خوانده مى‏شوند و عده‏اى هم به دليل مشاغلى كه داشتند مجبور به كنار گذاشتن حجاب شدند . به هر حال ، مرجع تجددخواهى مانع ترويج انديشه و تفكر دينى بخصوص در بين بانوان شد و از اينجا مى‏فهميم كه خانم امين چه حركت عظيم و برجسته‏اى را شروع كرد و به انجام رساند . « " مجموعه مقالات ، 1372 ، ص 233 "
    سياست رضاخان مبتنى بر ناسيوناليسم افراطى بود كه پايه‏هاى آن را بر دو اصل » تحقير فرهنگ و محو آثار تمدن اسلامى « و همچنين » برگشت به ايران پيش از اسلام « قرار داده بود . اتفاقا در همين زمان بود كه خانم امين از نام مستعار » بانوى ايرانى « استفاده كرد . استنباط اين است كه چون رضاخان مى‏خواست زن ايرانى را به پيش از اسلام برگرداند و هويت و اصالت را به آن دوران نسبت بدهد ، خانم امين مى‏خواست بگويد بانوى ايرانى اين زمان ، بانويى است كه از اسلام و دوران عهد اسلام زندگى نوين و واقعى خود را شروع كرده است ؛ يعنى زمانى كه اسلام به ايران وارد شده و ايرانيان مسلمان شده‏اند هويت اصلى و واقعى زن ايرانى شكل گرفته است . اين بانوى بزرگوار در عين تحصيل و تدريس ، به دفاع از معيارها و موازين شرعى پرداخت . سال 1310 شمسى مقدمه كشف حجاب بود ؛ سال 1311 كنگره » زنان شرق « كه دولت‏آبادى در آن شركت داشت برگزار شد و سپس كشف حجاب به طور رسمى صورت گرفت . مى‏گويند در همين موقع بود كه خانم امين كتاب روش خوشبختى را نوشت و در آن به دفاع از حقوق زنان پرداخت . خانم امين حتى پيش از علامه طباطبائى و استاد شهيد مرتضى مطهرى اين مطلب را بيان كرد . " رياحى ، 1376 ، ص 58 "


  4. صلوات و تشکر : 5


  5. #3



    استادان و مربيان


    بانو مجتهده امين در طى حيات ارزشمند علمى و معنوى خود از استادان گران‏قدر و شخصيت‏هاى والايى بهره برد كه مسلما تأثيرات آنان از حيث اخلاقى و تربيتى بسيار بوده است . از جمله‏ى اين افراد ، مرحوم آيت الله حاج مير سيد على موسوى نجف‏آبادى بود كه خود نيز از مبرزترين و مطرح‏ترين چهره‏هاى اخلاقى و علمى حوزه علميه اصفهان و ايران در زمان خود به شمار مى‏آمد .
    استفاده بانو مجتهده امين از شخصيت علمى استادش مرحوم مير سيد على نجف‏آبادى قابل توجه بود ، به گونه‏اى كه اين بانوى مكرمه پس از آنكه صرف ، نحو ، بلاغت ، تفسير ، حديث ، فقه ، اصول و فلسفه را آموخت به مطالعات خود در سطوح عاليه ادامه داد تا به درجه اجتهاد رسيد . جديت وى در امر تحصيل به حدى بود كه هيچ چيز ، حتى مرگ فرزند ، نمى‏توانست مانع حضور وى در كلاس درس شود . مرحوم حاج مير سيد على نجف‏آبادى در اين مورد نقل كرده است : » روزى شنيدم فرزند ايشان فوت شده است ؛ فكر كردم خانم ديگر درس را تعطيل خواهد كرد ، ولى برعكس دو روز بعد كسى را به سراغم فرستاد كه براى تدريس به منزل ايشان بروم و من از علاقه ايشان به درس و تحصيل ، سخت تعجب كردم . « " همان "
    بانو امين بسيارى از دروس فقه و اصول و حكمت را از مرحوم آيت الله مير سيد على نجف‏آبادى در منزل فراگرفته بود . مرحوم نجف‏آبادى در اين باره مى‏گويد : » حكمت را دايى‏ام به من درس داد و يكى نيست كه من به او درس بدهم . من مى‏خواهم به اين خانم درس بدهم كه از من يادگارى باقى مانده باشد . « " يادنامه ، 1371 ، ص 14 " زمانى كه اين مجتهده گران قدر اولين كتاب خود به نام اربعين هاشميه را نوشت و علما و بزرگان حوزه علميه نجف اشرف از آن استقبال كردند ، آيت الله آقا سيد محمدعلى نجف‏آبادى در تكميل تشويق‏هاى علما گفت : » بانو امين هر چه در اين كتاب نوشته‏اند از تراوشات فكرى خودشان بوده و ربطى به تعليمات من ندارد . « " رياحى ، 1376 ، ص 86 "
    از ديگر شخصيت‏هاى علمى آن روزگار اصفهان كه بانو مجتهده امين مدت‏ها از حضور او استفاده‏هاى علمى و معنوى برد و متأسفانه شخصيت و جايگاه او مطرح نشده ، عالم كامل ، فقيه نبيه و مجتهد زاهد حاج ميرزا شيخ مرتضى مظاهرى است . اين عالم وارسته مدت‏ها در اصفهان و نجف از محضر استادانى همچون آقا سيد ابوتراب خوانسارى ، آيت الله العظمى آقا سيد ابوالحسن اصفهانى ، آقا سيد ابوالقاسم دهكردى ، شيخ محمدجواد بلاغى ، آخوند ملا محمدحسين فشاركى ، آقا ميرزا محمد حسين نائينى ، و آقا ضياءالدين عراقى استفاده برد . وى پس از وصول به مقامات عاليه و اجتهاد و اخذ اجازات روايتى اجتهاد از اساتيد بزرگوار خود و مرحوم علامه محقق متتبع حاج شيخ آقا بزرگ طهرانى به اصفهان مراجعت نمود و به درس و بحث و اقامه جماعت و امر به معروف و نهى از منكر و تأليف و تصنيف كتب پرداخت . " مهدوى ، 1384 ، ج 2 ، ص 1087 - 1086 "
    البته شخصيت‏هاى ديگر از اعاظم علما و عرفاى اصفهان در آن دوران نيز در شكل‏گيرى شخصيت و تعليمات مجتهده بزرگ دوران خانم امين تأثير قابل توجهى داشته‏اند كه برخى از آنان عبارتند از : مرحوم آقا حاج شيخ ابوالقاسم زفره‏اى معروف به حاج آخوند كه در ادبيات عرب يد طولانى داشت ، آقا ميرزا على‏اصغر شريف كه از علماى وارسته اصفهان بود ، آيت الله حاج ميرزا على آقا شيرازى ، آيت الله آقا سيد ابوالقاسم دهكردى و نيز حاج آقا سيد حسين نظام‏الدين . "همايونى ، 1383 ، ص 60 "

  6. صلوات و تشکر : 5


  7. #4



    اجازات روايى و اجتهاد
    هفتم ماه صفر سال 1354 ق اين بانوى مكرمه پس از چهل سال توجه و تفكر و تدبر در عالم هستى و پس از بيست و سه سال تلاش مداوم و پى‏گير براى آموختن علوم عقلى و نقلى ، اولين اجازه اجتهاد و روايت را از آيات عظام آيت الله آقا شيخ محمدكاظم شيرازى و آيت الله العظمى حاج شيخ عبدالكريم حائرى يزدى ، مؤسس حوزه علميه قم ، دريافت مى‏كند . " همان ، ص 60 "
    اين اولين اجازه اجتهاد و روايت است كه به نام اين بانو نگاشته مى‏شود و در محافل علمى و فقهى از آن بسيار سخن به ميان مى‏آيد .
    در بخشى از اجازه نامه آيت الله العظمى محمدكاظم شيرازى چنين آمده است : » دختر مرحوم حاج سيد محمدعلى امين التجار اصفهانى - طاب ثراه - كه بانويى بزرگوار ، شريف ، اصيل ، عالم و فرزانه و برگزيده زنان زمان و مايه شگفتى دورانش مى‏باشد ، از كسانى است كه مدت مديدى از عمرش و زمان درازى از زندگانى‏اش را صرف تحصيل علم نموده است ... مراتب فضل و طول يد وى در علوم معقول و منقول و نيز دست‏يابى ايشان به مرتبه‏اى از مراتب اجتهاد را دريافتم. پس بر ايشان باد عمل به احكامى كه به روش‏هاى شناخته شده بين بزرگان و دانشمندان اسلامى ، استنباط مى‏كند . و بايد خداى را بر اين نعمت گرامى و مرتبه عالى سپاس گويد . بر او باد اجتهاد و نگه‏دارى جانب احتياط .
    به ايشان اجازه داده كه روايت كند از من ، تمامى آنچه را كه روايتش براى من صحيح است . به طرقى به ائمه معصومين - صلوات الله عليهم اجميعن - باشد .
    درود ، رحمت و بركت خدا بر او و تمامى خواهران و برادران مؤمنم باد . نجف ، حرم مطهر اميرالمؤمنين على عليه‏السلام . هفتم صفر 1354 هجرى . محمدكاظم شيرازى . «
    در ذيل اين اجازه نامه ، آيت الله العظمى آقا شيخ حاج عبدالكريم حائرى نيز چنين مرقوم فرموده‏اند :
    » آنچه را آقاى محمدكاظم شيرازى نوشته‏اند ، صحيح است . اميدوارم آن بانو مرا از دعاى خير ، در جاهايى كه گمان اجابت مى‏رود ، فراموش نكند ، همان طور كه بنده ايشان را از دعاى خير فراموش نمى‏كنم . عبدالكريم حائرى . « " يادنامه ، 1371 ، ص 16 - 15 "
    در همان ماه " صفر 1354 ق " ، اجازه اجتهاد روايت ديگرى از سوى آيت الله ابراهيم حسينى اصطهباناتى به دست ايشان مى‏رسد . در اين اجازه نامه ، به كثرت اطلاعات و دست‏يابى ايشان به درجه اجتهاد - كه موهبت و فضلى بزرگ از ناحيه پروردگار قلمداد گرديده - و نيز مراتب معنوى و اخلاقى اين بانو اشاره شده است .
    از جمله شخصيت‏هاى ارزشمند اخلاقى و علمى اصفهان مرحوم آيت الله آقا شيخ محمدرضا نجفى بود . اين عالم دانشمند كه از نبوغ استعداد خاصى بهره‏مند بود، آثار ارزشمندى از خود به يادگار گذارده كه در نوع خود قابل توجه است . اجازه نامه ايشان به بانو امين بسيار جالب و ارزشمند است ، به گونه‏اى كه حكايت از جايگاه مرحوم نجفى و نيز موقعيت و مرتبت بانو امين دارد . در ذيل، به بخش‏هايى از اين اجازه نامه اشاره مى‏شود :
    » ... اما سيده دانشمند و شريف ، گوهر گران قدر مستور ، ميوه درختى كه اصلش ثابت و شاخه‏هايش در آسمان است ، گل سرسبد باغ فرزندان زهراى اطهر عليهاالسلام ، صاحب مفاخر و مناقب بزرگ بانوى خاندان ابى‏طالب ، كه راه آباء و اجداد گرامى‏اش را پيروى كرده و مكارم اخلاق و بزگوارى‏ها را در خود جمع نموده و هم او كه در حسب و نسب بزرگوارى و شرافت را در اعلى درجاتش به خود اختصاص داده ، بانوى فرزانه ، حكيم ، عارف كامل ، صاحب فضايل ، سيده مشايخ، بانوى گران قدر واصل به رحمت الهى ، صاحب شرف عالى ، كسى كه غرفه‏هاى بهشتى از جوار جدش نور گرفته و خدا شراب‏هاى خالص بهشتى را شربت صبح و شامش قرار داده است ، كتاب ارجمندش را كه » اربعين هاشميه « ناميده بود ، به من هديه كرد ؛ اگر نام‏گذارى به بنده سپرده مى‏شد ، من آن را » فاطميه « مى‏ناميدم . اين كتاب را گنجينه‏اى از گوهرهاى گران‏بها يافتم كه از آن بهره‏هاى فراوان به دست مى‏آيد ؛ تأليفى كه به شهادت هر مؤلفى در برگيرنده انواع علوم و زنده كننده آثار و سنن و رسوم اسلامى است .
    تزين معانيه الفاظه‏
    و الفاظه زاينات المعانى‏
    چه بسيار از گنجينه‏هاى نهفته اسرار كه آشكار نموده و مشكلات اخبار را كه تفسير كرده و چه فراوان مواردى كه دشوارى را از مسائل پيچيده برطرف نموده و چه بسا در موارد اختلافى كه راه صحيح را برگزيده است .
    ... چگونه است كه اين گوهر قدردان مستور مانده ؛ گوهرى كه بايد او را شناخت ، و شايسته است كه زنان عفيف و شريف به او " بانو علوى اصفهانى " ببالند و افتخار كنند ، آن گونه كه مردان بزرگ بدان گونه ستوده نشده‏اند . محمدرضا نجفى اصفهانى . « " رياحى ، 1375 ، ص 88 - 80 "
    اين اجازه نامه‏ها همه حكايت از ويژگى‏هاى والاى معنوى ، اخلاقى و تربيتى اين بانو مى‏نمايند كه چطور علماى بزرگ زمان و اشهر دانشمندان عصر وى اين گونه او را ستوده‏اند .


  8. صلوات و تشکر : 5


  9. #5



    ارتباط انديشمندان عصر با بانو امين

    با گذشت زمان ، آوازه دانش و بينش بانوى ايرانى ، نه تنها در شهر اصفهان ، بلكه در ديگر شهرها نيز پيچيد . مردم ، به ويژه اهل علم و زنان ، بيش از همه نزد او مى‏آمدند تا حقيقت اين امر كه يك زن مى‏تواند به درجه بالاى علم و حكمت و رفان برسد براى آنان روشن گردد . بعضى از فرزانگان نظير علامه امينى و حاج آقا رحيم ارباب ، عظمت و معنويت بانوى ايرانى را دريافته بودند و رفت و آمدهاى زيادى با اين بانوى فرهيخته داشتند . آيت الله العظمى سيد شهاب‏الدين مرعشى نجفى ، علامه فيلسوف آيت الله سيد محمدحسين طباطبائى ، استاد محمدتقى جعفرى ، آيت الله سيد هاشم حداد و شهيد مرتضى مطهرى از جمله بزرگانى هستند كه با اين بانوى فقه و حكمت و اسوه اخلاق و فضيلت ديدار داشته‏اند و هر يك به گونه‏اى حاصل ديدار خود را بيان كرده‏اند. شهيد مطهرى ماجراى ديدار بانوى ايرانى را سال‏ها بعد در جلسه درس خود چنين بيان مى‏كند :
    » از بانو مجتهده امين سؤالى كردم و وقتى او شروع به پاسخ‏گويى كرد ديدم كه من بايد دست و پاى خود را جمع كنم . « " همايونى ، 1383 ، ص 62 "
    ملاقات بانو امين و علامه طباطبائى مفسر كبير قرآن نيز اهميت قابل توجهى داشته است . اين ديدار در فضايى آكنده از معنويت و اخلاص صورت گرفته است . يكى از اساتيد در اين مورد آورده است : » يازدهم مهر ماه سال 1356 مرحوم علامه با همسر خويش به اصفهان آمده و در منزل مرحوم حاج آقا ] محمدحسين [ منصورزاده ، يكى از وعاظ مشهور ، بودند و ايشان براى ديدار بانو امين اظهار علاقه و ارادت مى‏كردند . آقاى جواد امين ، كه يكى از بستگان بانوى ايرانى بود ، زمينه ملاقات اين دو بزرگوار را فراهم كرد .
    در اين ديدار ، علاوه بر مرحوم علامه و همسرشان ، يكى از وعاظ اصفهان به نام آقاى ناطق هم حضور داشت . به منزل بانو كه وارد شديم ايشان با متانت و وقار خاصى در حالى كه بسيار محجبه بودند ما را پذيرفتند . دقايق ، يكى پس از ديگرى مى‏گذشت و علامه و بانو در كمال سكوت نشسته بودند . آقاى ناطق به بنده گفتند : چنين مجلسى كه دو مفسر و فيلسوف در آن حضور دارند حيف است با سكوت طى شود . شما سؤالى بپرسيد تا باب سخن گشوده شود و ما از محضر اين دو بزرگوار استفاده كنيم .
    بنده از مرحوم علامه در مورد » مخلصين « سؤال كردم كه چه كسانى هستند و چرا قرآن كريم آنان را از ديگران استثنا كرده است ؟ حضرت علامه فرمود : بندگان مخلص برحسب اعمالشان جزا داده نمى‏شوند ؛ از اين رو ، حساب آنها از سايرين كاملا جدا بوده و شيطان هم در برابر آنها بيچاره است .
    پرسيدم : چگونه مى‏توان به اين درجه رسيد و مخلص شد ؟
    فرمودند : هميشه بايد به ياد خدا باشيد ؛ » فاذكرونى اذكركم « . براى خلاصى از هر وسوسه شيطانى و گمراهى ، خداى تعالى را ياد كنيد .
    گفتيم : بهترين اذكار چيست ؟
    مرحوم علامه و بانوى ايرانى " خانم امين " به يكديگر نگريسته و سپس فرمودند: » لا اله الا الله « از بهترين اذكار است .
    از » قلب سليم « پرسيدم كه در سوره شعراء به آن اشاره شده است ، بانو فرمودند : » قلب سليم قلب لايكون فيه الا الله ؛ قلب سليم قلبى است كه در آن غير خدا نباشد و مخلصين هم داراى قلب سليم هستند .
    پرسيدم : آيا امكان دارد كارى كنم كه حجاب‏ها كنار رود و به كشف و شهود نايل شوم ؟ اگر مى‏شود چگونه ؟
    فرمودند : بله حتما مى‏شود " و كذلك نرى ابراهيم ملكوت السماوات و الأرض و ليكون من الموقنين " " انعام : 75 "
    جلسه ديدار از ساعت 10 الى 12 به طول انجاميد و بسيار باصفا و معنويت و پربار بود . در پايان ملاقات ، بانوى ايرانى به هر كدام از ما يك جلد كتاب نفيس و ارزشمند النفحات الرحمانيه را هديه كردند و ما با رضايت از اين ملاقات ايشان را ترك كرديم . «
    آيت الله سيد هاشم حداد يكى ديگر از ملاقات كنندگان بانوى ايرانى بود . او كه عارف وارسته‏اى بود و در كربلا زندگى مى‏كرد ، به واسطه‏ى نقل رفقا و دوستان از كمالات بانو امين ، ميل به ديدار و گفت و گوى با او را داشت .
    بدين لحاظ ، ايشان و جمعى از علما راهى منزل بانوى ايرانى شدند . آيت الله سيد محمدحسين حسينى طهرانى نويسنده كتاب روح مجرد در اين باره مى‏نويسد : » ما را در اتاق پذيرايى وارد كردند . مخدره محترمه‏اى عفيفه با چادر سفيد كه در آن هنگام هشتاد ساله مى‏نمود به درون اتاق آمدند و خوش‏آمد گفتند و پس از پذيرايى ، از هويت و محل سكونت آقاى حداد سؤال نمودند .
    ... حدود يك ساعت اين عالم ربانى در منزل بانوى ايرانى بودند و از » كيفيت اضمحلال و نيستى سالك پس از فناى اسم در فناى ذات « و » اصل الوجود « و بالاخره از » كيفيت نقطه الوحده بين قوتى الاحديه و الواحديه « و وحدت مقام ولايت كليه ائمه معصومين عليهم‏السلام با ذات اقدس خداوندى صحبت شد و سپس سيد هاشم حداد و همراهان آنجا را ترك كردند . « " همان ، ص 63 "
    ملاقات آيت الله محى‏الدين حائرى شيرازى با بانوى ايرانى و طرح مباحث عميق اخلاقى و عرفانى يكى ديگر از ملاقات‏هاى مهم بانو است كه بارها توسط آيت الله حائرى شيرازى نقل شده است . ايشان در اين مورد چنين مى‏گويد : » ملاقات با ايشان را ضرورى مى‏دانستم تا شك موجود در ذهنم در مورد صوفيه بودن بانو امين را زايل كرده و يا تبديل به يقين كنم . مى‏خواستم با عرفان اسلامى از ديدگاه يك عارف مسلمان آشنا شوم . از اين رو ، زمينه ديدار با ايشان را فراهم كردم . در اين ديدار ، با آقاى شيخ رسول پناهنده خدمت بانو رسيديم .
    پس از ديدار ، فهميدم كه ايشان يك نفر پايبند به حفظ حدود الهى و مخالف با هرگونه سليقه‏گرايى و استناد به لاحجت است . ايشان در عين حال كه عارف بودند، به حجت هم استناد مى‏كردند و از محدوده شرع و كلام شارع قدمى فراتر نمى‏گذاشتند . بنده بسيارى از عرفا را ديده بودم كه در سخنان خود به لاحجت و خواب و احلام و ... استناد مى‏كردند و از سوى ديگر ، فقهاى زيادى را نيز مشاهده مى‏كردم كسى كه بتواند اين دو را با هم جمع كند ، كمتر يافت مى‏شود ؛ ولى بانو كه جامع بود و هم پايبند به استدلال عقلى و هم الهامات قلبى و اشراقات بود ، اين يأس و نوميدى را از بنده دور كرد . در آن زمان ، من جوان بودم و بانو سن زيادى داشتند ؛ از اين رو ، به ايشان عرض كردم : خانم ! اگر بنده را قابل مى‏دانيد نصيحتى بفرماييد . فرمودند : پسرم ! آنچه را مى‏دانى عمل كن . اين ملاقات معنوى و درس‏آموز هرگز از صفحه ذهن من پاك نخواهد شد . « " همان ، ص 65 "
    علامه مرحوم آيت الله محمدتقى جعفرى جايگاه اخلاقى و علمى اين بانو را چنين توصيف نموده است :
    » با توجه به آثار قلمى كه از اين خانم در دسترس ما قرار گرفته ، به طور قطع مى‏توان ايشان را از علماى برجسته عالم تشيع معرفى نمود و روش علمى ايشان هم كاملا قابل مقايسه با ساير دانشمندان بوده ، بلكه با نظر به مقامات عاليه روحى ايشان بايد ايشان را از گروه نخبه‏اى از دانشمندان به شمار آورد كه به اضافه فراگرفتن دانش ، به تولد جديد در زندگى نايل مى‏شوند . « " رياحى ، 1376 ، ص 83 "

  10. صلوات و تشکر : 3


  11. #6



    تأليفات و آثار قلمى

    از بانو امين آثار متعددى بر جا مانده است . آثار قلمى ايشان در بعد اخلاقى بسيار درخشان است و از حيث معنى در جايگاهى والا قرار دارد .
    از جمله‏ى اين آثار مى‏توان به كتاب سير و سلوك اشاره كرد . اين كتاب حاصل احساس وظيفه بانو امين در دورانى است كه تهاجم سنگينى عليه مذهب و مظاهر آن توسط حكومت رضاخان صورت گرفته بود ؛ يعنى در فاصله‏ى سال‏هاى 1314 تا 1320 شمسى . بانو امين اين كتاب را مى‏نويسد تا بگويد : براى انسان ، غير از اين بدن خاكى و احساسات جسمانى و قواى مادى ، احساسات و قواى ثانوى ديگرى نيز هست كه قادر متعادل در باطن بشر پنهان داشته و در احساسات درونى وى مخفى نموده است . از جمله‏ى اين احساسات و قوا ، حس حقيقت‏شناسى و قوه ملكوتى و مظهر نور احدى و ظهور مشيت كامله الهى است كه از آن تعبير به » روح انسانى « مى‏شود و ظهور آن به عينه ، ظهور حق تعالى است ؛ يعنى به شناختن روح ، خدا شنناخته مى‏شود و اول قدمى كه انسان در جاده تكامل سعادت و كاميابى مى‏گذارد، شناختن جسم خاكى و روح افلاكى است ؛ يعنى تميز دادن و فرق گذاردن بين بدنى كه از عالم ماديات سرشته شده و روحى كه از عالم مجردات و ملكوت عليين نزول نموده كه انسان واقعى همان است .
    بانوى ايرانى با اين كتاب در واقع ، براى انسان‏ها پل معرفتى ايجاد مى‏كند تا از طريق پيمودن راه صحيح به سعادت حقيقى برسند . وى موانع سعادت ، يعنى آنچه راه سعادت و سلامت روحى و روانى را بر ما دشوار مى‏سازد ، در چهار مورد خلاصه مى‏كند :
    الف. خود را نمى‏شناسيم و قدر خود را نمى‏دانيم .
    ب. سعادت و خوشبختى را در امور ظاهرى دنيوى مى‏بينيم .
    ج. فكر مى‏كنيم براى خوشبختى ، از راه ظاهر و قالب ظاهرى مى‏توان استفاده كرد .
    د. گمان مى‏كنيم شناخت واقعى خداوند با نور قلبى و بصيرت باطنى تنها به پيامبر صلى الله عليه و آله و ائمه‏ى اطهار عليهم‏السلام اختصاص دارد . ) همايونى ، 1383 ، ص 82 )
    بانوى ايرانى پس از ذكر سنگلاخ‏هاى بين راه ، به درمان مى‏پردازد و با بيان راه كارهاى عملى ، به صورت كاربردى راه سعادت را مى‏نماياند . او بر اين باور است كه براى رفع مانع اول بايد بدانيم روح الهى حقيقت ماست ، نه اين بدن خاكى ؛ و بايد تمامى زواياى روح الهى را خوب بشناسيم و براى رفع مانع ديگر با مطالعه و تحقيق و پرسش از آگاهان راه ، تعريف صحيح و واقعى در مورد سعادت و خوشبختى بيابيم و با روشن شدن هدف و افق نهايى زندگى گام‏هاى جدى و قوى برداريم . در مورد مانع سوم ، بانو بر اين باور است كه براى ديدن موجودات به همان شكلى كه هستند بايد چشم ديگرى داشته باشيم و آن چشم سر نيست ، بلكه چشم دل است . او مى‏گويد :
    » فقط يك راه ) براى آشنايى با حق تعالى ( باز است و آن قلب و باطن و سر آدمى است و بينايى قلب عبارت از اين است كه چشم ديگرى در پشت اين چشم سر باز شود و موجودات را همان گونه كه هست ، يعنى به طور مظهريت و نمايندگى ، آشكارا مشاهده نمايند . « ) همان ، ص 83 )
    بانو امين درباره مانع چهارم نيز مى‏گويد : » اين است كه آسوده خفته‏ايم و از معارف ، قناعت نموده‏ايم به اسمى و از علوم ، به اصطلاحى و از عبادات و طاعات ، به هيئت و عاداتى و گمان مى‏كنيم مؤمن كامل هستيم و بر خدا لازم است كه در قيامت جايگاه ما را در اعلى درجه بهشت قرار دهد و فقدان علم و معرفت خود را گاهى مستند به صلاحيت آن و گاهى مستند به منع شارع مى‏پنداريم و گمان مى‏كنيم عقل و شرع اجازه غور در معارف را نمى‏دهد و خود را راضى مى‏كنيم كه شناختن حق تعالى به اوصاف جلال و جمال از عهده ما بيرون است . هر چه بدبختى و فلاكت روى زمين يافت مى‏شود خوب كه دقت كنى خواهى ديد قسمت اعظم آن از فقدان معرفت به نفس و عدم شناسايى روح انسانى و درجات تكامل آن است . « ) همان ، ص 84 )
    بانوى ايرانى پس از بيان درد معنوى ، افراد را به پيمودن راه سعادت ترغيب مى‏كند . او ابزار مهم تكامل و ترقى روحانى را عقل و تفكر مى‏داند و پاسخ به سه سؤال ديرينه‏ى » كه هستيم ، از كجا آمده‏ايم و به كجا خواهيم رفت ؟ « را به عنوان قدم اوليه مطرح مى‏كند ، و سپس براى شناخت خدا ، كه دومين گام در سير و سلوك است ، مى‏نويسد :
    » براى شناختن حق دو طريق است : اول ، برهان كه به او مى‏توان فهميد و تصديق نمود كه براى عالم ، خداى يكتاى بى‏همتايى است متصف به جميع صفات كمال و منزه و مبرا از تمام نقايص ممكنات . دوم ، وجدان ؛ يعنى شناختن او به نور قلبى و ادراك حضورى كه بدون دليل خارجى ، شخص عارف را ميسر مى‏گردد . « ) همايونى ، 1383 ، ص 85 - 82 / رياحى ، 1376 ، ص 89 )
    بانوى ايرانى در كتاب سير و سلوك افزون بر مفاهيم اخلاقى ، فلسفى و علمى ، از اشعار زيبا و سروده‏هاى ماندگار شاعرانى همچون مولانا ، حافظ و عطار نيز استفاده مى‏كند تا بفهميم مطالب براى هر سليقه و سطحى ميسر شود . در پايان اين كتاب پس از بيان هشت مرحله سير به سوى خدا و راه يافتن به ملكوت و ذكر حديثى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله كه اسماء الهى را 99 عدد مى‏دانند ، به شرح و بيان اين اسماء پرداخته و قلب‏ها را با ياد خداوند نورانى مى‏سازد . ) همايونى ، 1383 ، ص 85 - 82 )
    يكى ديگر از آثار قلمى بانو امين كه هدف آن سوق دادن انسان به مسير تعالى و توجه دادن او به اخلاق و معنويت در حيات دنيوى است كتابى ايت به نام معاد كه از آن به عنوان آخرين سير بشر هم ياد شده است . ) رياحى ، 1376 ، ص 90 - 89 )
    بانو امين معتقد است اگر چه انسان‏ها با تلاش فراوان به سوى خوشبختى و در جست و جوى سعادت حركت مى‏كنند ، اما از آن روى كه راه سعادت را نمى‏شناسند و اغلب بازيچه هوا و هوس مى‏شوند و در سياه چال طبيعت غوطه‏ور هستند ، كمتر به مقصد مى‏رسند . بانو ، قلم به دست مى‏گيرد و در دل كاغذ چنين مى‏نگارد :
    » غرض از نگارش اين كلمات ، اين است كه شما را گوشزد كنم و متذكر گردانم كه براى انسان ، غير از اين نشئه دنيوى ، نشئات ديگرى در پيش است كه ناچار بايستى در سير تكاملى از تمام نشئات و عوالم عبور نمايد و سرانجام به عالمى برسد كه فوق آن عالمى نيست و آن را معاد و قيامت گويند . « ) همايونى ، 1383 ، ص 85 )
    بانو مجتهده سيده نصرت امين پس از آنكه جامعه را با خدا و نقش آن آشنا كرد و پس از مبدأشناسى ، به دنبال شناساندن معاد حركت مى‏كند ؛ چهره معاد را چنان زيبا ترسيم مى‏كند كه درك حقيقى آن بر هر كسى ممكن نيست :
    » ... انسان كامل وقتى به منتهاى كمال رسيد ، به اذن خدا در موجودات هستى تصرف مى‏كند و مقام او از ملك و فلك برتر مى‏شود ؛ پا بر شانه جبرائيل و ميكائيل مى‏گذارد و از سدرة المنتهى بالاتر مى‏رود . « ) همان ، ص 86 )
    او براى روشن‏تر ساختن اين سخن ، كتاب معاد را كه داراى نه مقاله است مى‏نگارد و در آن به بررسى و بحث معاد از نظر عقلى . نقلى مى‏پردازد . هر مقاله به موضوعى مهم در مورد معاد و سفر اخروى اختصاص دارد .
    در مقاله اول ، « سير بشر « سخن مى‏گويد و اينكه روح هر موجود شريفى به سوى كمال و بقا مى‏رود و شاهباز قدسى روح انسان با دو بال » علم « و » عمل « هميشه در پرواز است تا اينكه مدار سير خود را به اتمام رساند و عالم خلقت ، او را به حيات ابدى هدايت نمايد ؛ حتى يك دانه گندم هم از اين قاعده تكامل استثنا نمى‏شود . او مى‏نويسد :
    » گندم يا جو كه در زمين پنهان نموديم سبز مى‏شود و مى‏رويد و از جمادى به نباتى صعود مى‏كند و نشو و نما و توليدمثل مى‏كند . حيوان از آن تغذيه مى‏كند و جزء حيوان مى‏گردد و از مرتبه نباتى به مرتبه حيوانى صعود مى‏كند و غذاى انسان مى‏شود و جزء بدن او مى‏شود و لايق تعلق روح انسانى . پس از مرحله حيوانى هم به مرتبه انسانى صعود مى‏كند و انسان هم در مدارج كمال بايد مراحل و منازل را طى كند تا به منتهاى درجه كمال برسد و « ) همان ، ص 86 )
    در مقاله دوم اين كتاب آمده است :
    هر موجود پست و ضعيف در پرتو وجود موجود قوى‏تر از خود نشو و نما مى‏كند و در اطوار وجود خود تحت وجود و تصرف آن قوى ، ترقى مى‏كند و آن عالمى حافظ و مستكمل وجود است ، هر موجود عالى را ظهور و بروزى است در دانى و اين است كه تمام موجودات متصل و مرتبط به يكديگر هستند و مثل حلقه‏هاى زنجير پيوسته‏اند. « ) همان ، ص 87 )
    مقاله سوم ، انسان را حقيقتى وجدانى معرفى كرده است كه تمام مراتب وجود ، يعنى آنچه در عالم كبير ، منتشر و پراكنده به نظر آيد در نسخه جامعه انسانى به نحو وحدت و بساطت موجود است . بانوى ايرانى در اين مقاله مى‏نويسد :
    » اگر با نظر دقت و كنجكاوى سر تا پاى خود را بنگرى خواهى ديد كه تو محتوى عالم وجود هستى ؛ يعنى عالم كبير در تو پنهان است ؛ زيرا اگر به غايت وجود و منتهاى كمالات انسانى خود برسى و آنچه را كه ناظم عالم ) خداوند متعال ( در كنه وجود و حقيقت تو مخفى نموده به معرض ظهور و بروز برسانى ، آن وقت خود را در گنجينه اسرار الهى و مظهر و نماينده آن فرد ازلى و قائم به وجود سبحانى مى‏بينى و خود را مركز وجود و ديگر موجودات را در دايره وجود خواهى ديد . آن وقت در مى‏يابى كه چگونه تمام ممكنات پروانه‏وار به دور شمع وجود تو مى‏چرخند . « ) همان ، ص 87 )
    در پايان اين كتاب ، عصاره علوم و آگاهى نسبت به جهان هستى و انسان چنين مطرح مى‏شود : » چون خط سير بشر دورى است ، غايت كمال او رسيدن به مبدأ كمال است : ) انا لله و انا اليه راجعون ( . « ) همان ، ص 90 - 86 )
    بيشتر آثار اين بانوى بزرگوار جنبه اخلاقى و معنوى دارد ؛ چرا كه تلاش‏هاى حاكميت آن زمان در جهت خالى كردن جامعه ، به ويژه زنان ، از سنت‏هاى معنوى و گريزاندن زنان از معارف اسلامى و معنوى بود . بانو امين در حالى كه پنجاه و پنج بهار از زندگى‏اش گذشته بود درصدد تأليف و نگارش كتابى در مورد » اخلاق « برآمد ؛ زيرا ضرورت آشنا كردن مردم با مباحث اخلاقى برايش مشخص شده بود . از اين رو ، بر آن شد تا به ترجمه كتاب طهارة الاعراق نوشته ابوعلى مسكويه معروف به ابن‏مسكويه و اقتباس از آن بپردازد . بانوى ايرانى نظرهاى شخصى و برداشت‏هاى خود را در حاشيه كتاب نوشت و در متن آن تنها به ترجمه‏ى نوشتارى ابن‏مسكويه بسنده كرد .
    بانو امين در ترجمه طهارة الاعراق ابن‏مسكويه مى‏نويسد :
    » هرگاه اين فضايل كه گفته شد ) حكمت ، شجاعت و عفت ( تحقق يافت و هر يك نسبت به ديگرى معتدل گرديد و به كمال و تماميت رسيد ، آن وقت از مجموع آنها صفت ديگرى متولد مى‏گردد كه آن را صفت عدالت گويند . «
    وى در حاشيه‏ى كتاب به تبيين بيشتر مسئله پرداخته و مى‏نويسد : » و مقصود از عدالت در اينجا عدالت اخلاقى است كه عبارت از تعديل در صفات و اختيار نمودن حد وسط در تمام افعال و حركات و تحقق يافتن به تمام ملكات و اوصاف حميده انسانى باشد ، نه آن عدالتى كه فقها در امام جماعت و شهادت و غيره معتبر مى‏دانند . « ) همايونى ، ص 90 و 91 )
    مجتهده بزرگوار دوران ما كتاب طهارة الاعراق ، اين اثر ارزشمند و نفيس مسكويه رازى را در سن پنجاه و شش سالگى به پايان رسانده و نام آن را اخلاق و راه سعادت مى‏گذارد . وى با ترجمه‏اى نيكو و حواشى مفيدى كه بر آن افزود ، يك اثر اخلاقى ارجمند را احيا و به جامعه اسلامى عرضه كرد .

  12. صلوات و تشکر : 3


  13. #7



    پس از آنكه بانو امين نگارش كتاب اخلاق و راه سعادت را به پايان رساند ، درصدد برآمد تا براساس يك الهام درونى تجربيات معنوى و الهامات درونى خويش را بنگارد تا به ويژه براى طايفه نسوان آن روزگار فانوسى باشد روشنگر راه . النفحات الرحمانيه فى الواردات القلبيه پلى است براى پيوند قلب‏هاى مردم با خدا در جامعه آن روز . بهترين راه در اين زمينه اين بود كه پنجره قلب مردم را به سوى گلستان معنويت و ارتباطهاى عميق روحانى بگشاييم و بانو امين از چنين روش هوشمندانه‏اى استفاده كرد .
    الهام‏هاى غيبى و واردات قلبى براى هر انسان وارسته و فرهيخته‏اى وجود دارد، ولى اكثر مردم متوجه بارش اين باران رحمت الهى نيستند و خود را در مسير طبيعى زندگى نداخته و هرگز وزش نسيم و نفحه الهى را درك نمى‏كنند . در احاديث زيادى نيز به اين نفحه و دم مسيحايى اشاره شده است ؛ از جمله :
    » اين فى ايان دهركم نفحات الا فتعرضوا بها و لا تعرضوا عنها « ) همايونى ، 1383 ، ص 92 ) ؛ در زندگى شما نسيم‏هايى مى‏وزد ، آگاه باشيد و خود را در معرض آنها قرار دهيد و آنها را ناديده نگيريد .
    زندگى مادى و روزمره روح انسان را به غل و زنجير مى‏بندد . بايد در كنار زندگى طبيعى ، به حقيقت‏هاى معنوى نيز متوجه بود . بايد منتظر نفحه‏ها و نسيم‏هاى الهى بود و آن را دريافت و براى نشان دادن راه به بشر قرن بيستم آنها را تدوين كرد .
    اين بانو ارتباط خود با خداى هستى بخش و واسطه‏هاى فياض آفرينش را خوب درك مى‏كند و آنها را به قلم امانت مى‏دهد و به كاغذ مى‏سپارد تا جلادهنده‏ى قلب‏ها باشد .
    الهاماتى كه بر قلب اين بانوى مكرمه وارد مى‏شده از حدود سن سى سالگى بوده و چون برخى از آنها بدون تاريخ است مى‏توان نتيجه گرفت كه بانو در فكر تدوين و نگارش آنها نبوده ، لكن زمانى كه ظرفيت جامعه و اهداف خويش را با دقت مى‏نگرد و زمينه چاپ و بيان آن حالات را فراهم مى‏بيند تصميم به نوشتن آنها مى‏گيرد . تا » نفحه « دوازدهم بدون ذكر تاريخ است و حالات معنوى با زيبايى و شيوايى تمام و در فضايى مملو از تواضع و خدا محورى ذكر شده است و پس از آن الهامات و اثر قلبى بانو با ذكر تاريخ بيان مى‏شود .
    از آن رو كه بانو امين با مردم زمان خويش و اخلاق و آداب و فرهنگ به غارت رفته آن روز آشنايى كامل داشت ، در مقدمه‏اى نسبتا طولانى علت نگارش اين حالات اخلاقى و معنوى را از نظر شخصى و اجتماعى بيان كرده و راه را بر هرگونه طعن و تهمت مى‏بندد . او خود را صوفى نمى‏داند و از منش صوفيان معروف آن زمان دورى مى‏جويد . او تمامى اين حالات را نور و كمال مى‏داند و با ذكر اين نكته كه » كمال محض و نور مطمئن خداست و اگر كسى از تجلى اين نور سخن گفت در واقع ، به مداحى آفتاب پرداخته است نه خود « ، خويشتن را از تهمت خودستايى و عجب و ريا دور مى‏سازد و علت نگارش كتاب را به گونه‏اى كاملا منطقى و محسوس بيان مى‏كند . بانو در اين كتاب مى‏نويسد : » و فى يوم عرفه من السنه المذكوره ( 1357 ق ( حين مسافرتى من اصفهان الى قم كانى رأيت كل شى‏ء من الشجر و المدر و الصحارى و البرارى و الجبال و الاوديه يسبح بلسان الحال بحمد ربهم و انكشف لى فى الجمله كيفية تسخير الله تعالى اياها و مطاوعتها لربها . « ) امين ، ] بى‏تا [ ، ص 14 )
    آنگاه بانو با اين حالت نورانى و مكاشفه ، مفهوم حقيقى اين دو آيه شريفه را مى‏يابد كه مى‏فرمايد :
    ) و لله يسجد من فى السماوات و الأرض طوعا و كرها و ظلالهم بالغد و الآصال ( ) رعد : 15 ) ؛ و هر چه در آسمان و زمين است ) با همه آثار وجوديش ( به رغبت و اشتياق و به اكرام و الزام شب و روز به طاعت خدا مشغول است . و ) يسبح لله ما فى السماوات و ما فى الأرض ( ) جمعه : 1 ) ؛ هر چه در زمين و آسمان‏هاست همه به تسبيح و ستايش خدا مشغولند .
    بانو در نفحه‏اى ديگر كه روز بعد از عرفه هنگام بازگشت از قم به اصفهان براى ايشان ايجاد مى‏شود احاطه نور خدا بر همه موجودات را از طريق مشاهده قلبى درمى‏يابد و اين دريافت باطنى را با زيباترين واژه‏ها چنين به نگارش در مى‏آورد :
    » و فى يوم العاشر من ذى حجه من تلكه السنه المذكوره حين رجوعى من قم الى الاصفهان رأيت بمشاهده قلبيه سريان نور وجود الحق - عزوجل - فى كل الموجودات و احاطته بها بحيث ما رأيت بينونه ازليه بين الحق و بين الموجودات و ان كنت قبل ذلك رأيت الموجودات ايضا كذلك الا انه ما رأيتها بهذا الظهور و الوضوح بهذه المثابه بعد ذلك اليوم الى الان و قد مضت على خمسه ايام و ارجو من الله تعالى عود تلك الحاله عن قريب . « ) امين ، بى‏تا ، ص 101 - 100 )
    طبق اين دو قضيه ، بانو امين در روز عرفه از اصفهان به قم سفر مى‏كند تا عصر عرفه ) نهم ذى حجه ( را در اين شهر مقدس بگذراند و روز بعد يعنى دهم ذى‏حجه به اصفهان بازمى‏گردد و اين در حالى است كه بانوى ايرانى در قم منزل شخصى دارد و شايد اين بازگشت سريع به خاطر اين باشد كه همسر و فرزند ايشان در خانه بوده و حضور اين مادر آسمانى در خانه ضرورى است .
    به هر حال ، خستگى سفر در موقعيت سنى بانو امين قابل انكار نيست ، اما او به دعا و زيارت و عبادت عشق مى‏ورزد ؛ همان گونه كه به همسر و فرزند و خانه علاقه‏مند است و به گفته‏ى عبدالله سبيتى ، روزنامه‏نگار و نويسنده معروف عراقى ، زندگى بانوى ايرانى آميزه‏اى از كتاب و محراب و همسر و فرزند بود . ) همايونى ، 1383 ، ص 96 - 95 )
    در نفحات الرحمانيه - كه بانو در سال 1329 ش از نگارش آن فراغت يافت - پنجاه و شش نفحه رحمانيه ذكر شده است كه در اكثر موارد حقيقت نورى يك آيه در مقابل ديدگان درونى بانو تجلى و ظهور كرده است . برخى از اين حالات را بانو به اشراق تعبير مى‏كند و برخى ديگر را به الهام عرشى يا وارد غيبى .
    هر نفحه با عباراتى نظير آنچه در ذيل مى‏آيد شروع مى‏شود :
    - يك روز صبح حالتى به من دست داد و گويى كسى مى‏پرسيد ...
    - يك لحظه بيدار شدم و آگاهى يافتم كه ...
    - يك بار وقتى غم و اندوه مرا گرفته بود حالتى در خود احساس كردم كه ...
    و اين گونه نفحات به رشته تحرير در مى‏آيد و دل‏هاى خواننده اين اثر با نور كلام و نفس نويسنده آن روشن مى‏شود . ) همان ، ص 96 )
    از ديگر آثار ارزشمند بانو مجتهده امين اربيعن هاشميه در باب اخلاق و معنويت است ؛ به ويژه اينكه بانو امين در اين رساله محتواى احاديثى را برمى‏گزيند كه پاسخى است براى پرسش‏هاى برجاى مانده آن روز و مبارزه‏اى است با دين‏ستيزان و آنان كه با خدا غريبه هستند . ده روايت براى شناخت حق تعالى و مسائل توحيد مى‏آورد تا طعم شيرين خدامحورى و رنگ زيباى خداباورى را به جامعه آن روز بچشاند و بنماياند . ده روايت از معاشرت‏هاى اخلاقى مى‏نويسد و زيباترين نسخه‏ها را براى خوب زيستن و خوب‏تر ماندن بشر ارائه مى‏دهد و بيست روايت را كه در احكام الهى شرح مى‏كند .
    عبدالله سبيتى ، نويسنده و روزنامه‏نگار بغدادى ، در مورد اين كتابه مى‏نويسد : » كتاب اربعين هاشميه در نظر ما يك رساله‏ى دكترا است . تنها تفاوت آن با رساله دكترا اين است كه مناقشه و دفاعيه‏اى كه معمولا نويسندگان رساله‏ها از نوشتار خود مى‏كنند ندارد و من بعد از جمع‏آورى نظرها و آگاهى از اين بانو شكى ندارم كه او توانايى و استعداد براى دفاع از انديشه‏هاى خود را همان گونه كه در دفاعيات رساله‏ها و پايان‏نامه‏هاى دكترا مرسوم است دارد . « ) امين ، النفحات الرحمانيه ، بى‏تا ، مقدمه (
    در اربعين هاشميه روش‏هاى مهم تربيتى و اخلاقى ذكر شده است . در واقع ، اين كتاب علاوه بر مباحث عميق كلامى و فلسفى ، به مباحث اخلاقى و اخلاق عملى و تربيتى نيز پرداخته است . به راستى مى‏توان گفت : كليد سعادت بشر در اين گنجينه
    پربها پنهان است . كتاب اربعين هاشميه در سال 1355 ق به پايان رسيد . بانو امين در حديث سى و هفتم اين كتاب - كه از نماز و آثار آن سخنان زيبايى از معصوم عليه‏السلام نقل شده - آورده است :
    » بدان فردى كه مى‏خواهد اندازه قرب خود را به خداى تعالى بداند بايد در اندازه معرفت خويش به خداى سبحان نظر كند ؛ زيرا نزديكى بنده به درگاه بارى تعالى به اندازه معرفت اوست و بس . هر عملى كه اثر آن براى نزديكى عبد به سوى پروردگار قوى‏تر باشد نزد شارع مهم‏تر و باارزش‏تر است . و نماز چون طهارت ذكر تسبيح و تعظيم است ، چنان كه معجونى است كه براى آن خاصيتى است و آن خاصيت حصول معرفت به خداى بزرگ است . « ) همايونى ، 1383 ، ص 85 و 89 )
    اين اثر توسط بانو علويه همايونى ، از دست پروردگان ايشان ، ترجمه گرديده است .
    اربعين هاشميه در دو نوبت در دمشق به چاپ رسيده است . چاپ اول آن مربوط به سال 1356 ق است كه اندكى پس از اولين چاپ فارسى اين كتاب ارزشمند بود و چاپ دوم در سال 1399 ق ؛ يعنى زمانى كه بانو هشتاد و هفت ساله بوده و سال‏هاى پايانى عمر خويش را مى‏گذراند. در مقدمه اين كتاب به قلم يكى از محققان آمده است :
    » اين بانو در درياى علوم فرورفته و غواصى كرده و مرواريدهاى ارزشمندى را با كوشش و تلاش بسيار خود از آن خارج نموده و با اسلوبى كه نهايت زيبايى و شيوايى را دارد شرح داده است ... « ) همان ، ص 59 - 56 )
    بانو امين پس از نگارش كتاب گرانسنگ اربعين هاشميه ، به نوشتن كتابى در مورد مناقب اخلاقى و عرفانى و مرتبت امام على بن ابى‏طالب عليه‏السلام توفيق يافت و آن اثر ارزشمند را مخزن اللئالى فى مناقب مولى الموالى ناميد . اين كتاب آينه‏اى است كه تصوير ولايت عشق و ارادت بانو به ائمه عليهم‏السلام به ويژه حضرت امير عليه‏السلام را به زيباترين صورت ترسيم نموده است .
    او در سفرى كه به نجف اشرف داشت ، نذر مى‏كند پس از برآورده شدن حاجت مهم خود ، كتابى در مورد حضرتعلى عليه‏السلام بنويسد . و آنگاه كه حاجت وى برآورده مى‏شود به اداى نذر خويش مى‏انديشد . وى در كتاب خود درباره‏ى عظمت و دشوارى اين كار چنين مى‏نويسد :
    » پس از يأس و نااميدى ، در درياى فكر فرورفتم . ناگاه اين حديث را متذكر گشتم كه مالا يدرك كله لا يتركه كله ؛ يعنى نبايد انسان چيزى را كه مقدور اوست ترك كند به خاطر چيزى كه مقدور او نيست . پس گستاخانه متعرض اين شدم كه شمه‏اى از فضايل و مناقب آن حضرت را بيان نماينم ، لكن نه اينكه مدعى اين باشم كه بتوانم كوچك‏ترين فضايلى از آن سرور را شرح دهم ، بلكه مى‏خواهم با اين خاطر افسرده و دل خسته و قلم شكسته‏اش پاى رهروان پيش را پيدا كنم و به پاى هر دانه آنها قدم در طريق هدايتش گذارم و بر سر آستان رفعتش نهم و از گلستان دانشش گلى بچينم و از خرمن احسانش خوشه‏اى برچينم كه به اين وسيله شايد بتوانم خود را از دوستان و مواليان حضرتش محسوب نمايم . « ) امين ، مخزن اللئالى ، بى‏تا ، ص 4 - 3 )
    بانو امين در اين اثر ارزشمند روش‏هاى اخلاقى و تربيتى را در سيره و منش على بن ابى‏طالب عليه‏السلام مى‏جويد و خود نيز در اين راه بى‏نهايت تواضع را دارد ، چنان كه پس از بيان اين مطلب ، خود را چونان پيرزنى كه در بازار مصر - آنگاه كه جمعيت فراوانى براى خريد يوسف جمع بودند و قيمت‏هاى زيادى را پيشنهاد مى‏دادند - آمد و كلاف ريسمانى آورد و وقتى به او گفتند : با اين همه خريدار كه براى خريدن يوسف حاضر هستند ، تو چگونه طمع دارى او را با كلاف ريسمانى بخرى ؟! پيرزن گفت : مى‏دانم با اين ناقابل يوسف را به من نمى‏دهند ، ولى مقصودم اين است كه وقتى خريداران يوسف را شماره كردند نام من هم در ميان آنان باشد .


  14. صلوات و تشکر : 3


  15. #8



    در باب اول كتاب ، بانوى ايرانى به بيان فضيلت محبت حضرت على عليه‏السلام مى‏پردازد و مطالب مهمى را كه هم جنبه‏ى معرفتى دارند و هم جنبه اخلاقى ، عرفانى و فلسفى ، مطرح مى‏كند . اين مطالب عبارتند از :
    الف. رواياتى كه دلالت بر فضيلت محبت حضرت امير عليه‏السلام دارند فراوان هستند كه برخى از آنها در اثر ذكر شده آمده است .
    ب. مقصود از محبت على بن ابى‏طالب عليه‏السلام ، دوست داشتن او به اعتبار مقام ولايت و امامت اوست ، نه تنها محبت شخص او .
    ج. شناخت حضرت امير به مقام نورانيت ) ارزشمند است ( يعنى ولايت مطلقه امام را بشناسيم كه اين گونه شناخت ، شناختن خداى تعالى است . خداوند به پيامبر صلى الله عليه و آله مى‏فرمايد : » اگر تو نبودى افلاك را خلق نمى‏كردم « ، اين حديث شامل حضرت امير عليه‏السلام هم مى‏شود ؛ ] چرا كه [ قرآن كريم در آيه مباهله ، اميرالمؤمنين عليه‏السلام را به منزله‏ى نفس و جان پيامبر قرار داده است . پس هر فضيلتى غير از مرتبه رسالت كه پيغمبر صلى الله عليه و آله دارا بود ، على عليه‏السلام هم داراست . ) همان ، ص 77 )
    بانو امين در باب دوم خصوصيات حضرت على عليه‏السلام را با شرح كامل بيان مى‏كند . برخى از اين ويژگى‏ها به اجمال عبارتند از :
    الف. على عليه‏السلام افضل از انبيا و مساوى با پيامبر خاتم صلى الله عليه و آله در تمام خصلت‏هاست ، غير از دو جهت رسالت و نبوت .
    ب. على عليه‏السلام فضايل خاصى دارد كه هيچ يك از صحابه پيامبر صلى الله عليه و آله نداشته‏اند . بانوى ايرانى در اين قسمت مى‏نويسد :
    » ... از اين كلمات ) سخنان على عليه‏السلام به ابوذر و سلمان ( معلوم مى‏شود كه آن بزرگوار نماينده تمام صفات ، اسماء و افعال و آثار حق تعالى است ؛ يعنى از جهت قرب و منزلت و معرفت و يقين به جايى رسيده كه تمام صفات حق تعالى در وجود مبارك او ظهور و بروز كرده و از براى جامعيت و تماميت به او همين بس كه آن جناب جامع بين صفات متضاده بود ؛ مثل شجاعت و رقت و ... « ) همان ، ص 62 )
    در اين بخش از كتاب ، بانو امين هفتاد فضيلت را از زبان گوياى قرآن ناطق ، حضرت على عليه‏السلام ذكر مى‏كند . در يك مورد ، حضرت خود را اين گونه معرفى مى‏نمايد :
    » به قدر يك چشم برهم زدن براى خدا شريك قرار ندادم . هرگز لب به حرام نگشودم . من با پيامبر هم كاسه و هم غذا بودم و مونس او بودم در كودكى . اولين كسى بودم كه ايمان آوردم و اسلام را به جان پذيرفتم ، پيامبر صلى الله عليه و آله مرا به منزله هارون نسبت به موسى براى خود مى‏دانست و وصى خود معرفى كرد . آخرين كسى بودم كه از رسول خدا هنگام رحلت جدا شدم . در بستر پيامبر خوابيدم ، در حالى كه كشته شدن براى من يقين بود و ... « ) همايونى، 1383 ، ص 80 )
    ج. معجزات حضرت و مورد اتفاق بودن آن از ناحيه شيعه و سنى . ) امين ، مخزن اللئالى ، بى‏تا ، ص 101 - 100 )
    د. صفات اخلاقى و ويژگى‏هاى پسنديده اميرالمؤمنين عليه‏السلام از جمله احاطه علم آن حضرت بر همه چيز ؛ و شجاعت ، زهد ، عدالت و شرافت آن حضرت كه به صورت كامل و مبسوط بيان مى‏شود .
    ه. برخى از مواعظ حضرت كه از نهج‏البلاغه و غير از آن استفاده مى‏شود .
    بانو امين پس از آنكه شخصيت اخلاقى ، روحانى و علمى حضرت على بن ابى‏طالب عليه‏السلام را به نگارش در مى‏آورد ، به بيان صفات متقى خالص و مؤمن كامل مى‏پردازد .
    از ديگر آثار علمى بانو امين ، نگاشتن تفسير ارزشمندى به نام مخزن العرفان است . وى درباره انگيزه چنين تفسيرى آورده است : » مدت زمانى بود كه گاه و بيگاه در فكر بودم تفسير مختصرى بنويسم و از كلمات آل عصمت عليهم‏السلام اقتباس نموده و از بيانات مفسران خوشه‏چينى نمايم كه شايد به اين واسطه از مفسرين و متدبرين در قرآن محسوب گردم . « ) همايونى ، 1383 ، ص 103 )
    بانو امين پس از ذكر اين انديشه ، به بيان موانع پرداخته و با كمال فروتنى و تواضع ، از نادارى و فقر خود سخن مى‏گويد : » از طرفى ، ضعف نفس و فرومايگى سد راه مى‏شد و از طرف ديگر ، تهديد از منع شارع از تفسير به رأى جلوگير بود و جرئت وارد شدن در اين وادى هولناك را نمى‏كردم ولكن حس طلب نمى‏گذاشت راحت باشم . « ) همان ، ص 103 و 104 )
    پس از ساعت‏ها فكر و مطالعه ، بانو امين پاى در اين وادى مقدس مى‏گذارد تا اولين مفسره جهان هستى پس از مادرش فاطمه عليهاالسلام باشد . اولين جلد تفسير بانو در سال 1376 ق به پايان رسيد .
    به جز تفسير قرآن بانو كه پانزده جلد است ، مجموعه‏اى ديگر از ايشان برجاى مانده كه مشتمل بر مطالب متعددى است.

  16. صلوات و تشکر : 2


  17. #9



    تربيت شاگردان و اعطاى اجازه نامه علاده بر تأليفات بسيار و تحقيقات ارزشمند بانو مجتهده امين كه اكثر آنها جنبه اخلاقى و ضبغه‏ى معنوى دارد و فضاى روح را متعالى مى‏كند و نورانيت مى‏بخشد ، اين بانوى بزرگوار همچنين به تدريس و تربيت شاگرانى چند همت گماشت ؛ شاگردانى كه از بانو امين به طور مستمر و يا متناوب بهره جسته و مدارج علمى را طى كردند . وى همچنين با ايجاد فضاهاى آموزشى مناسب ، به ايجاد تحولات معنوى و اخلاق جامعه كمك شايانى نمود . اين اقدامات در چنان فضايى منشأ تحولات اساسى گرديد . ايجاد نهادهاى مبتنى بر معارف معنوى اسلام و تعاليم حيات‏بخش قرآن ، كمك بسيارى در سرعت گرفتن مبانى ايمانى و رشد اخلاق در آن دوران كرد و اسوه‏هاى بسيارى را در محيطهاى به وجود آمده طاغوتى براى درهم شكستن آن فضاها و محيطها پرورش داد . حتى شخصيت بزرگى مانند فقيه اهل بيت حضرت آيت الله العظمى مرعشى نجفى از بانو مجتهده امين كسب اجازه روايى مى‏كند .
    بى‏شك ، در متن اين اجازه‏نامه علاوه بر بيان سلسله مشايخ و تبيين جايگاه عالم بزرگوار مرحوم آيت الله العظمى مرعشى ، مهم‏ترين آموزه‏هاى اخلاقى و تربيتى نيز آمده است كه نشان دهنده عظمت روحى و معنوى اين شايستگان تاريخ تشيع در زمان ماست .
    يكى ديگر از افرادى كه بانو مجتهده امين به او اجازه روايت مى‏دهد حجت الاسلام و المسلمين شيخ زهير حسون است كه اهل علم و تحقيق و درايت بوده است . ) همان ، ص 75 )
    تأسيس مكتب فاطمه عليهاالسلام
    بانوى فاضله و معلم اخلاق و معنويت در سال 1344 شمسى حوزه‏اى به نام » مكتب فاطمه عليهاالسلام « براى بانوان تأسيس كرد . اين حوزه با حدود 600 تا 1000 شاگرد شروع به فعاليت نمود . تأسيس اين مكتب به صورت يك حركت علمى و فرهنگى در جامعه زنان درآمد ، به گونه‏اى كه در آن مركز بانوان علاقه‏مند به كسب علم و فضيلت به تحصيل و تدريس علوم اسلامى در رشته‏هاى اخلاق ، فلسفه ، اصول ، حكمت ، فقه و عرفان پرداختند و اين حركت هنوز هم ادامه دارد . دستاوردهاى پرارزش و معنوى اين مكتب در تعليم و تعلم بانوان قابل توجه بوده است ، به گونه‏اى كه بسيارى از خانم‏هاى اصفهانى كه داراى تحصيلات مذهبى هستند از شاگردان حاجيه خانم امين بوده‏اند و يا از جلسات اخلاق ، تفسير قرآن و مباحث مذهبى ايشان كه به صورت هفتگى برگزار مى‏شد بهره‏مند شده‏اند . شايان ذكر است كه مكتب فاطمه عليهاالسلام از شاگردان شهريه دريافت نمى‏كرد و كليه هزينه‏هاى مكتب به وسيله بنيانگذار آموزشگاه ، يعنى بانو امين ، پرداخت مى‏شد و حتى بعد از رحلت ايشان نيز با توجه به پيش‏بينى‏هايشان اين روش استمرار يافته است .
    از ديگر خدمات فرهنگى بانو امين تأسيس دبيرستانى دخترانه بود . در آن زمان، به سبب اينكه دبيران بسيارى از دبيرستان‏هاى دخترانه مرد بودند ، خانواده‏هاى مذهبى به ندرت اجازه مى‏دادند دخترانشان به دبيرستان بروند . به همين دليل ، ايشان با تأسيس دبيرستان دخترانه راه تحصيل را براى بسيارى از دختران فراهم ساخت . اين بانوى خير و نيكوكار پس از پيرزى انقلاب اسلامى اين دبيرستان را به آموزش و پرورش هديه كرد . ) يادنامه ، 1371 ، ص 35 )
    با نگاهى به زندگانى پربركت اين بانوى فاضله متوجه مى‏شويم كه ايشان با احساس مسئوليتى كه نسبت به جامعه داشت ، سعى كرد با نوشتن كتب و مقالات ، تأسيس مدرسه و مكتب علمى و اسلامى و پاسخ‏گويى به سؤالات و راهنمايى طالبان علم و فضيلت به ويژه جامعه زنان ، گام‏هاى مؤثرى در تربيت و تهذيب نفس شاگردان مكتبش بردارد ؛ آن هم در زمانى كه مشكلات اخلاقى و تربيتى جامعه زياد بود و موانع بسيارى در راه تحصيل علم و معارف اسلامى وجود داشت . خانم امين به خانم‏هايى كه قصد اشتغال در محيط خارج از خانه را داشتند ، توصيه مى‏كرد كه با رعايت كامل حجاب اسلامى و حفظ اخلاقيات و دستورات شرع مقدس در محيط كار حاضر شوند ؛ زيرا در غير اين صورت ، عمل آنها مورد رضاى خداوند نخواهد بود. توصيه بانوى مجتهده امين به بانوانى كه قصد ادامه تحصيل داشتند چنين بود كه مشكلات دوران تحصيل را تحمل كنند و درس را ادامه دهند ؛ زيرا كمبود افراد متعهد و آگاه در بسيارى از جوامع به خوبى حس مى‏شود .
    توصيه‏هاى اخلاقى بانو امين به زنان جامعه قابل توجه بود . ايشان همواره آنان را به دانش‏افزايى و زدودن جهل توصيه مى‏كرد . بدين‏سان ، اين بانويى كه خود كانون مكارم اخلاقى و فضايل به شمار مى‏رفت پذيراى افرادى بود كه از دور و نزديك نزد او شتافته و از رهنمودها و مواعظش بهره‏مند مى‏شدند . ) همان ، ص 36 - 35 )
    حتى زنان بى‏سواد با عشق و علاقه‏اى كه نسبت به بانو پيدا كردند راه سوادآموزى را پيش گرفته و از محافل ايشان بهره‏مند شدند .
    معنويت بانو امين
    آن چيزى كه بانو امين را يگانه مجتهده دوران ساخت تنها ياد گرفتن مشتى اصطلاحات علمى و رسيدن به مقام تفقه و اجتهاد نبود ، بلكه قلب سليم بود . اين بانوى بزرگ با دو بال علم و معنويت به سوى خدا حركت كرد ؛ علم را همراه با تزكيه و تصفيه روح تحصيل كرد ، و با قلب سليم سير الى الله نمود و به علم ظاهرى هم اكتفا نكرد و به سلوك پرداخت و به علم اشراقى دست يافت . خانم فردوس مدرس هاشمى درباره عظمت معنوى بانو امين آورده است :
    » وجود مقدس و مطهرش آنچنان روحانى و مستغرق در عالم عرفان و معنويت بود كه هر وقت انسان او را مى‏ديد مجذوب جذبه معنويت او شده و در پرتو نورانيت و نفس مطمئنه و قلب سليم او در خود احساس شادى و نورانيت مى‏كرد . در اثر مجالست و تشرف به محضرش ، روح و روان انسان اوج مى‏گرفت ، پرواز مى‏كرد و با جهانى ديگر مأنوس مى‏شد . سيماى نورانى و ملكوتى‏اش ، بى‏اراده انسان را به ياد خدا مى‏انداخت و به راستى كه مصداق » من يذكركم الله رويته و يزيد فى علمكم منطقه و يرغبكم فى الاخره علمه « بود . ) همان ، ص 215 )
    بانو مجتهده طى مصاحبه‏اى در مورد آموختن علوم و كسب معارف چنين فرمود :
    » غير از بحث الفاظ ، بيشتر از همين راه‏ها بوده و در نوشته‏هايم كمتر از امور خارجى كمك گرفته‏ام و نمى‏گويم از غيب خبر دارم، اما اغلب معنويات و معارف را از استاد فرا نگرفته‏ام و غالب نوشته‏هايم با ارشاد خدا و كمك او بوده است « ) رياحى ، 1375 ، ص 97 )
    و جالب توجه اينكه » وقتى ايشان دست به قلم مى‏گرفتند و مشغول به نوشتن كتاب مى‏شدند اصلا قلم خوردگى در آن ديده نمى‏شد . « ) همايونى ، 1383 ، ص 216 ) و اين روشنگر امدادهاى غيبى براى ايشان بوده است .
    ايشان در خلال صحبت‏هايشان بسيار روى اين حديث تكيه داشتند و مى‏فرمودند : » ليس العلم بكثرة التعلم انما العلم نور يقذفه الله فى قلب من يشاء من عباده . « بايد ديد خدا چه دلى مى‏خواهد و دوست دارد كه علم و حكمت را به او افاضه فرمايد ؟ آن دلى را خدا دوست دارد كه قلب سليم باشد ؛ يعنى از رذايل و محبت دنيا و معصيت و هر چه غير خداست پاك شده باشد .
    اينها نمونه‏هايى از مظاهر قلب سليم بود كه در رفتار و كردار حاجيه خانم امين ديده مى‏شد . در هر حال ، ايشان بانوى نمونه و اسوه حسنه بودند و شهر اصفهان بايد افتخار كند كه در مهد خود چنين گوهرى را پرورش داد .
    بانو امين معاشران و مستخدمان خود را بسيار تحمل مى‏نمود ، به گونه‏اى كه يكى از شاگردان ايشان گفته بود : اخلاق و رفتار ايشان براى من بيشتر از علم و درسشان اثر مى‏گذاشت .
    از روحيات بارز حاجيه خانم امين ، نهايت تواضع ، فروتنى و حلم و آرامش روحى فوق العاده ايشان بود . بانو امين در طول حيات پربارش گاه‏گاهى بيمارى‏هايى پيدا نمود ، ولى در برابر آنها حتى يك بار هم شكايت نكرد . ) همايونى ، 1383 ، ص 211 )
    رحلت مجتهده
    سرانجام اين حكم الهى و عارف به نفحات رحمانى ، نابغه دوران و مجتهده زمان پس از يك عمر خدمت خالصانه و صادقانه در بيست و سوم خرداد ماه 1362 شمسى / اول ماه مبارك رمضان 1403 قمرى سر در نقاب خاك كشيد و پس از تشييع بسيار با شكوه و كم‏نظير ، در تخت فولاد در تكيه خانوادگى ، جنب تكيه حاج آقا مجلس مقابل تكيه مرحوم بروجردى به خاك سپرده شد .
    نتيجه

    با توجه به بررسى شخصيت علمى و معنوى بانو مجتهده سيده نصرت امين مى‏توان نتيجه گرفت :
    1. دوران شكل‏گيرى شخصيت اين بانو در اواخر دوران قاجار و اوايل عصر پهلوى بوده و با توجه به فضاى سرد ، بى‏روح و فاقد تحرك و عدم وجود محرك‏هاى مثبت ، به ويژه در جهت توسعه علوم معنوى براى بانوان ، تلاش مجتهده امين در باب فراگيرى علوم اسلامى از محضر علماى نامور زمان خود در حوزه‏ى اصفهان و يا ساير علماى مبرز زمان خود قابل توجه بوده است .
    2. اين بانو در كنار همسردارى ، تربيت فرزند و انجام امور منزل ، به مطالعه ، تحقيق ، تأليف و تدريس پرداخته است .
    3. وى نه تنها موفق به اخذ اجازه از علما و دانشمندان و مراجع مطرح دوران خود شد ، بلكه فقيه سترگ و رجالى نامور جهان اسلام و تشييع آيت الله العظمى سيد شهاب‏الدين مرعشى نجفى نيز از او اخذ اجازه نموده است .
    4. تلاش‏هاى علمى و عملى بانو امين در آن زمان پاسخى بود بر گفته كسانى كه حجاب را مانع فعاليت‏هاى علمى ، آموزشى و حضور در عرصه‏هاى اجتماعى مى‏دانستند . نيز جوابى بود به سخن گروهى كه اعتقاد داشتند بانوان بايد در خانه نشسته و در هيچ فعاليت علمى و اجتماعى شركت نكنند .
    5. بانو امين در ابعاد مختلف علمى سرآمد گرديد و در زمينه دانش‏هايى مانند تفسير ، اخلاق ، عرفان ، اخبار و روايت ، فقه و اصول ، حكمت و فلسفه آثار آثار ارزشمندى بر جاى گذارد .
    6. اين مجتهده گران قدر در اوج تهمت‏ها به مقدسات اسلامى و توهين‏ها به ارزش‏هاى دينى ، با منطق قوى ، مستدل و سرشار از قدرت معنوى ، به شبهه‏ها و القائات نشريات و مجامع وابسته به فرهنگ ضد دينى و استعمارى عصر پهلوى پاسخ مى‏داد .
    7. بانو امين نه تنها به پرورش شاگردان بسيارى موفق شد ، بلكه با ايجاد نهادهاى علمى - آموزشى حوزوى و نوين ) كلاسيك ( راه توسعه علوم معنوى و دينى و ترويج فرهنگ حجاب در زمان خود را فراهم نمود.

  18. صلوات و تشکر : 2


  19. #10



    آشنایی با بانو امین از مفسران قرآن کریم
    بانوی عارفه مجتهده سیده نصرت امین معروف به بانو امین و بانوی اصفهانی یا ایرانی (۱۲۶۵، اصفهان - ۱۳۶۲ «هـ.شمسی»، اصفهان)، پدرش حاج سید محمد علی (امین التجار اصفهانی) از افاضل و اکابر اصفهان بود.

  20. صلوات و تشکر : 2


صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. دوره آموزشی تفسیر قرآن کریم - شهید مطهری (1)
    توسط محمد مهدی قربانی در تالار آموزش های قرآنی و حدیثی
    پاسخ: 24
    آخرين نوشته: 1393/05/21, 11:57 قبل از ظهر
  2. پاسخ: 20
    آخرين نوشته: 1392/11/19, 01:04 قبل از ظهر
  3. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 1392/05/23, 06:11 بعد از ظهر
  4. آشنایی با تفاسیر ( تفاسیر قرن سوم)
    توسط quranic در تالار کتاب شناسی
    پاسخ: 10
    آخرين نوشته: 1389/12/17, 09:20 قبل از ظهر
  5. «تفسیر تربیتی بر تفسیر موضوعی تربیتی مقدم است»
    توسط پناهنده به قرآن در تالار اخبار
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 1389/05/09, 09:31 قبل از ظهر

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •