تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 6 , از مجموع 6
  1. #1

    علوم مورد نياز مفسر




    علم تفسیر هم مانند علوم دیگر، از قواعدی ویژه تبعیّت می‎كند كه رعایت آن برای استنباط صحیح مرادالهی و كاهش خطای در تفسیر، ضروری است.
    برای رعایت قواعد یاد شده، مفسّر باید از علومی برخوردار باشد كه در پرتو آن، توانمندی لازم را برای تفسیر قرآن بر طبق آن قواعد به دست آورد. بر این اساس، «علوم مورد نیاز مفسّران» از امور مورد نیاز در تفسیر به شمار می‎آید.
    ضرورت بحث از علوم مورد نیاز
    در این مقاله در صدد تبیین ضرورت فراگیری علوم مورد نیاز در تفسیر، از زوایا و جوانب مختلف آن و نیز معرفی این علوم است. گر چه ممكن است بیان این علوم و چگونگی بهره‎گیری از آن‎ها در تفسیر، به طور اجمال برای افرادی روشن به نظر برسد، ولی بصیرتی كه در پرتو تفصیل و توضیح آن برای مفسر حاصل می‎شود، تأثیر مهم و سرنوشت سازی بر تفسیر به جای می‎گذارد و چه بسا ممكن است عدم آشنایی دقیق و همه جانبه با آن، مفسّر را دچار انحراف سازد. علاوه براین، آشنایی بیشتر با نقش علوم و كاربرد هر یك در تفسیر، انگیزه مفسر را در فراگرفتن آن علوم قوت می‎بخشد و با دستیابی به آن توانمندی مفسر در فهم مفاد و مقاصد آیات قرآن افزون می‎شود.
    ضرورت این مبحث برای دانشمندان علوم قرآن نیز آشكار بوده و آنان در تألیفات خود، به صورت‎های مختلف به آن تصریح كرده‎اند. برخی از‌آنان، ضمن بحث از اصول تفسیر و لوازم آن، فصلی را به این موضوع اختصاص داده و به عنوان اصل و یا شرط اساسی تفسیر، آن را مورد بحث قرار داده‎اند، كه از جمله، سیوطی در اتقان و زركشی در برهان را می‎توان نام برد.1
    برخی دیگر از آنان، این موضوع را ضمن بحث از تفسیر به رأی مورد توجه قرار داده‎اند. اینان پس از تقسیم «تفسیر به رأی» به دو نوع «ممدوح» و «مذموم»، به معرفی علوم مورد نیاز، به عنوان شرط اساسی برای تفسیر به رأی ممدوح، پرداخته‎اند.2
    علاوه بر دانشمندان علوم قرانی، اكثر مفسّران نیز در مقدمه تفاسیر خود به این موضوع پرداخته و هر یك به فراخور تبحر و تخصص خود، ضرورت بهره‎مندی از علوم و نیز كمیت و نقش هر یك را مورد بحث و تذكر قرار داده‎اند.3
    این نكته شایان توجه است كه مقصود از نیازمندی تفسیر به علوم، بهره‎گیری از قواعد و ضوابط علوم برای كسب توانایی در بهره‎گیری از منابع و بكار گیری قواعد در فهم و تبیین آیات قرآنی است. بنابراین، نیاز تفسیر به علوم، نه به دلیل نقص در شیوه بیان قرآن، بلكه به منظور فراهم آمدن زمینه فكری و ذهنی مناسب برای مفسری است كه می‎خواهد از مفاهیم حقیقی قرآن پرده‎برداری نماید و آن را به خداوند متعال نسبت دهد. بدون تردید، درك مفاهیم متعالی قرآن و ویژگی‎های لفظی و معنوی آیات آن، ظرفیت فكری و عقلی مناسبی را می‎طلبد كه فقط در سایه كسب توانایی‎های علمی میسّر خواهد بود.4

    پي نوشت ها
    1- زركشی گوید: «كتاب الله بحره عمیق و فهمه دقیق لا یصل الی فهمه الّا من تبحّر فی العلوم». (البرهان فی علوم القرآن، ج 2، ص 289). سیوطی این بحث را تحت عنوان «فی معرفه شروط المفسّر و آدابه» مطرح كرده است. (ر.ك: الاتقان، ج 2، ص 1209). محمد بن لطفی الصباغ در كتاب خود بحوث فی اصول التفسیر ( ص 52) می‎گوید: «و مما یتصل باصول التفسیر، ذكر العلوم التی یحتاج الیها علم التفسیر». راغب این بحث را تحت عنوان «آلات التی یحتاج الیها المفسّر» مطرح نموده است. (ر.ك: مقدمات جامع التفاسیر، ص 93 ـ 97).
    2- از آن جمله، می‎توان به منابع ذیل اشاره كرد: مناهل العرفان، ج 2، ص 51؛ ذهبی، التفسیر و المفسّرون، ج 1، ص 265؛ فهد بن عبدالرحمن،بحوث فی اصول التفسیر مناهجه، ص 79؛ طیار، مساعد بن سلیمان، فصول فی اصول التفسیر، ص 49.
    3- ابن جزی، التسهیل، ج 1، ص 10 ـ 12؛ البحر المحیط، ج 1، ص 14 ـ 16؛ قاسمی، محمد، محاسن التأویل، ج 1، ص 142؛ المنار، ص 21 ـ 24؛ روح المعانی، ج 1، ص 5 ـ 6؛ تبیان، ج 1، ص 16 ـ 17.
    4- برگرفته از سايت انديشه قم

    آخرین موضوعات ارسالی این تالار:


  2. صلوات و تشکر


  3. #2



    تفاوت «علوم مورد نیاز» با «منابع تفسیر»
    با توجه به مطالب فوق، روشن شد كه نقش علوم مورد نیاز در تفسیر، نقش ابزاری است و تنها بر قدرت فكری مفسّر در تبیین آیات قرآن می‎افزاید؛ ولی منابع تفسیر ـ چنان كه اشاره شد ـ اموری است كه به لحاظ ارتباط محتوایی و تأثیر آن در روشن ساختن مفاد آیات، مورد بهره‎برداری قرار می‎گیرد. بنابراین، نقش منابعْ محتوایی است و مفسّر پس از تبحّر در علوم و آگاهی بر قواعد و كاربرد هر یك از مجموعه معارف مؤثر در آشكار شدن مفاد و مراد آیات كه در منابع تفسیر ، اعم از آیات، روایات معصومین ـ علیهم السّلام ـ ، تاریخ، دستاوردهای علوم تجربی طبیعی و علوم انسانی و اجتماعی تجربی ـ آمده، در تفسیر بهره می‎گیرد و به آن‎ها استناد می‎نماید. بر این اساس، گر چه این دو مقوله در تفسیر و روشنگری مفاد آیات نقش مؤثری دارند، لكن تفاوت این دو در گونه‎گونیِ هویت آن‎ها و نوع بهره‎گیری از آن‎ها در تفسیر است. به عنوان مثال، علوم ادبی (صرف، نحو و معانی بیان) كه نقش ابزاری دارند، از علوم مورد نیازند و روایات و قرآن كه نقش محتوایی و معرفتی دارند، منبع به شمار می‎آیند. حتی گاه دو دسته از معارف منتسب به یك عنوان در تفسیر نقش دارند كه یكی منبع ودیگری علم به شمار می‎آید؛ از باب نمونه، می‎توان «علوم روایی» و «منابع روایی» را نام برد، كه اولی (علوم روایی) قواعدی را در بر می‎گیرد كه در «درایه الحدیث و معرفه الرجال» مطرح است و با آن قواعد، می‎توان نسبت به روایاتی كه در تفسیر آیات آمده قضاوت كرد؛ ولی دومی (منابع روایی) متون مشتمل بر روایات تفسیری است؛ به هر حال، فراگیری علوم مورد نیاز، زمینه‎های لازم برای استفاده متناسب وصحیح و بهینه از منابع و حل تعارض منابع و میزان اعتبار آن‎ها را فراهم می‎سازد.

  4. صلوات و تشکر


  5. #3



    علل پیدایش علوم مورد نیاز و دلایل نیازمندی به آن
    تاریخ تفسیر گواه بهره‎گیری مستمر مفسران از آگاهی‎های مقدّماتی در تفسیر آیات قرآنی است. این نكته كه ریشه در پیوستگی تفسیر با علوم پیش نیاز دارد، حقیقتی است كه در تمام ادوار تفسیر و از جمله عصر نزول وجود داشته و شایان بررسی است.
    البته همان گونه كه هر پدیده‎ای در ابتدای پیدایش خود صورتی بسیط و ساده دارد و به تدریج رو به فزونی می‎گذارد، علوم پیش نیاز در تفسیر هم، بدین منوال در ابتدا منحصر به آگاهی‎هایی بود كه به طور طبیعی و فطری در اذهان مردم عصر نزول موجود بوده و به هنگام تفسیر مورد استفاده قرار می‎گرفت، بدون آن كه عنوان علوم مورد نیاز تفسیر را به خود گرفته باشد و یا نیازی به تدوین آن احساس شود.
    گذشت زمان و پیدایش عواملی چند، زمینه گرایش و بهره‎گیری بیش‎تر از علوم و معارف گوناگون در تفسیر را فراهم آورد و آن را به امر ضروری تبدیل نمود وموجب آن گردید كه برخی از این علوم مستقلاً تدوین و در تفسیر مورد بهره‎برداری واقع شود.
    بحث حاضر در صدد آن است كه به بررسی عوامل یاد شده بپردازد و حتی المقدور از روند تاریخی آن سخن به میان آورد.
    الف. لزوم شناسایی و ثبت قراین زمان نزول
    نخستین زمینه‎ای كه قابل بررسی است، چگونگی شناسایی و ثبت قراینی است كه مقارن نزول آیات تحقّق پیدا كرده است. چنان كه گذشت، درك قرآن در عصر پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ، با بهره‎گیری از اموری صورت می‎پذیرفت كه به طور طبیعی برای مسلمین قابل لمس بود و در فهم معانی آیات، نقش اساسی ایفا می‎كرد؛ نزول تدریجی آیات، همراه با حوادث، و همگامی مسلمین با وقایع گوناگونی كه با آن روبه رو بوده‎اند، علاوه بر آگاهی سنّت‎های جاهلی، كه در بعضی از آیات به آن‎ها اشاره شده و یا شناخت احوال یهود و مسیحیان جزیره العرب و نیز درك عینی شرایطی كه بر فضای نزول حاكم بوده، همگی موجب آن می‎گشت كه آنان تصویر روشن‎تری از مفاهیم آیات، در مقایسه با دیگران در زمان‎های بعد داشته باشند.
    همچنین دسترسی مسلمین مثلاً دسترسی مسلمین به پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ و پاسخ‎های ایشان به سؤالات و ابهاماتی كه در فهم الفاظ و مفاهیم قرآن به وجود می‎آمد، بهترین زمینه را برای درك آیات فراهم نمود. روایاتی كه از آن حضرت در باب تفسیر و شرح احكام عبادی و سیاسی قرآن وارد شده، نمونه‎هایی از آن است.
    این امور، سینه به سینه به عصر صحابه و تابعان منتقل شد و آنان نیز از این زمینه‎ها برخوردار بودند، ولی گذشت زمان و دوری از عصر نزول، این قراین راناشناخته گرداند و مسلمانان از آن‎ها آگاهی و اطلاع عمومی نداشتند. به همین دلیل، نیاز بود كه این قراین داخلی و خارجی كه به فهم قرآن كمك شایانی می‎نمود، تدوین شود و برای بهره‎گیری در اختیار آیندگان قرار گیرد و اذهان آن‎ها را به عصر نزول نزدیك نماید.
    این موضوع، زمینه فراگیری علومی مانند: اسباب نزول، تاریخ اسلام و عرب جاهلی، علم الحدیث و علوم وابسته به آن را در تفسیر فراهم و ضروری ساخت.

  6. صلوات و تشکر : 2


  7. #4



    ب. ارتباط مسلمین با بیگانگان
    تاریخ عرب به خوبی نشان می‎دهد كه مهم‎ترین سرمایه و امتیاز این قوم، خلوص گفتاری و فصاحت وبلاغت بیانی آن‎هاست، قوم عرب چه در عصر جاهلیت و حتی كمی پس از اسلام، به علّت آن كه از ممالك غیر عرب دور بود و اختلاط و ارتباط چندانی با دیگر اقوام نداشت1 از خلوص و اصالت زبانی خاصی برخوردار بود؛ لكن هنگامی كه بر اثر فتوحات اسلامی سرزمین‎های وسیعی گشوده شد و قوم عرب با دیگر اقوام در آمیخت، در واژگان و ساختار زبان عربی دگرگونی پدید آمد وبه تدریج، در جوانب مختلف، این زبان از آن متأثر گردید.
    نخستین اثر این ارتباط، اشتباهاتی بود كه در تلفظ كلمات روزمرّه عربی صورت می‎پذیرفت و به تدریج با فزونی این اشتباهات، تلفظ‎های نادرست گه‎گاه در اثر تسامح، به قرائت قرآن نیز راه یافت.
    این اشتباهات در خصوص آیات قرآن كریم، علاوه بر خطر نوعی تحریف لفظی در قرآن، بیم تغییر معنایی آن را نیز به همراه داشت و این امر برای مسلمین كه اهمیت فراوانی برای قرآن قائل بودند، قابل تحمّل نبود. به همین دلیل برای جلوگیری از این نوع اشتباهات كوشیدند قواعد صرف و نحو را مدون سازند2 اكثر ادبا در بیان سرآغاز پیدایش علم نحو، موضوع یاد شده، را مطرح ساخته و مؤسّس آن را امیر مؤمنان ـ علیه السّلام ـ دانسته‎اند3
    البته این قواعد به صورت غیر مدون در ذهن مردم آن زمان مرتكز بود و در محاورات آنان معمول بود و قرآن هم بر اساس همین قواعد مرتكز در میان آن‎ها، نازل شد، ولی پس از وقوع چنین جریان‎هایی بود كه قواعد نحو به تدریج تدوین شده و از این پس در زمره علوم ضروری تفسیر قرار گرفت.

    فصاحت و بلاغت نيز يكي از امتيازاتي است كه قوم عرب از آن برخوردار بود و از اين رو، قرآن عالي‎ترين نكات بلاغي و محاسن كلام از قبيل مجاز، استعاره، كنابه، اشاره و تلميح، را در آيات خود به كار گرفت. اين امور نيز در عصر نزول براي مردم عرب قابل فهم بود، لكن ارتباط با بيگانگان موجب گرديد كه فهم اين نكات بلاغي كه براي مردم ارتكازي بود نيازمند ممارست و تعليم و تدوين شود4
    علاوه بر اين، غير اعراب تازه مسلمان نيز براي اثبات و فهم اعجاز بلاغي قرآن، نياز جدي به اين قبيل مباحث داشته‎اند5امور ياد شده سبب «تدوين علوم بلاغي» گرديد و پس از آن نيز در تفسير و تبيين آيات قرآن مورد بهره‎برداري قرار گرفت.
    اين تأثير به تدريج ادامه يافت و حتي بر لغات و معاني كلمات عرب هم سايه گستر شد؛ زيرا بر اثر ارتباط و داد وستدي كه احياناً در لغت و اصطلاحات صورت مي‎پذيرفت، معاني اصيل كلمات عرب مهجور گرديد و در مقابل معاني ديگري جاي آن را گرفت6
    بديهي بود كه اگرتدبيري در اين رابطه صورت نمي‎پذيرفت، اين موضوع حتي به كلمات قرآن و احاديث و معاني آن‎ها هم راه مي‎يافت و در نتيجه، مسلمانان از فهم صحيح قرآن و حديث محروم مي‎شدند.
    از آن جا كه تفسير بايد بر اساس معاني رايج زمان پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ صورت پذيرد7 گروهي از دانشمندان اسلامي كه در زمينه لغت تبحري خاص داشتند، به اين امر همت گماشته، درصدد برآمدند كه معيارهاي تشخيص معاني اصيل و حقيقي كلمات قرآن در زمان نزول را شناسايي كنند و بر اساس آن، منابع لغوي مشتمل بر چنين معاني‎اي را فراهم آورند. به گفته مورخين نخستين آنان، خليل بن احمد فراهيدي است8
    از آن پس، هر مفسرّي ناگزير گرديد كه براي دستيابي به معاني اصيل قرآن از علم لغت بهره گيرد و به كتبي كه به معاني اصيل كلمات عرب توجه نموده، به عنوان منابع تفسير مراجعه كند. 9
    پي نوشت ها
    1- رك، ابن خلدون، عبدالرحمن بن محمد، مقدمة العبر، ج2، ص 756 و 765؛ ضيف، شوقي، العصر الجاهلي، ترجمه عليرضا ذكاوتي قراگزلو، ج 1، ص 91.
    2- رفيده، ابراهيم عبدالله، النحو و كتب التفسير، ج 1، ص 41.
    3- مقدمه ابن خلدون، ص 754؛ تأسيس الشيعه، ص 57؛ رفيده، ابراهيم عبدالله، النحو و كتب التفسير، ص 44؛ فاخوري، حنا، تاريخ ادبيات عرب، ترجمه عبدالمحمد آيتي، ص 264.
    4- بلاغي، محمد جواد، آلاء الرحمن من تفسيرالقرآن، ص 37.
    5- علوي مقدم، محمد، در قلمرو بلاغت، ص 308.
    6- آلاء الرحمن، ص 32.
    7- دلايل لزوم تفسير بر اساس معاني رايج در زمان پيامبر، در بحث قواعد تفسير گذشت.
    8- ابن خلدون، عبد الرحمن، مقدمة العبر، ج 2، ص 1162.
    9- مجتبي روحاني راد- روش‎شناسي تفسير قرآن، سايت انديشه قم

  8. صلوات و تشکر


  9. #5



    ج. لزوم قرآن شناسي
    قرآن به گواهي آيات خود، از ويژگي‎ها و مختصاتي برخوردار است كه بدون آگاهي از آن‎ها نمي‎توان به تبيين آيات آن پرداخت. چگونگي نزول آيات، تقسيم آيات به محكم و متشابه، ناسخ و منسوخ، و مباحثي چون مصونيّت از تحريف و... همگي موضوعاتي از اين قبيل‎اند. لذا تفسير بدون آگاهي از آن‎ها ناقص و مشتمل بر خطا خواهد بود.
    اين موضوع اختصاص به قرآن ندارد، بلكه براي روشن نمودن مفاهيم هر كتابي، ابتدا بايد ان را به خوبي شناخت و از خصايص آن مطلع شد؛ زيرا اين شناخت نقش مؤثري در دستيابي به مفاهيم آن دارد، چنان كه عدم آگاهي از آن نيز دشواري‎ها و نقايصي را پديد خواهد آورد.
    توجه به اين موضوع، به تدريج مباحثي را پديد آورد كه هدف اساسي آن شناخت قرآن و خصايص آن بود و بر اين اساس، در تفسير نيز مورد بهره‎برداري قرار گرفت و از موضوعات پيوسته با آن محسوب گرديد.
    اين مباحث، كه امروزه به علوم قرآني مشهورند، از مباحث مقدّماتي تفسير بوده و آگاهي از آن، قبل از پرداختن به تفسير براي هر مفسري ضروري است.

  10. صلوات و تشکر


  11. #6



    د. گريز از تفسير به رأي
    چهارمين زمينه‎اي كه مفسران را به كسب صلاحيت‎هاي علمي ملزم نمود، اجتناب از تفسير به رأي و دوري از لغزش‎هاي آن بود. تفسير به رأي ـ چنان كه گفته شد ـ آن است كه مفسر در فهم معاني و مقاصد آيات، به ديدگاه خود متكي بوده و بدون استناد به شواهد قطعي و علمي، آن را محور استنباط خود قرار دهد و آراء خود را بر قرآن تحميل كند. اين گونه تفسير مذموم بوده و در گفتار معصومين ـ عليهم السّلام ـ به شدت از آن نكوهش شده است.[1]
    نكوهش‎هاي شديد از اين روش و هراسي كه از وقوع مفسر در آن به وجود آمد، موجب شد عده‎اي به روش نقلي و روايي اكتفا نموده و از هرگونه اجتهادي پيرامون آيات خودداري كنند.[2] لكن عده‎اي ديگر كه ضرورت استنباط در تفسير قرآن را احساس مي‎نمودند، بر آن شدند كه قواعدي براي تفسير تدوين كرده و هرگونه اظهار نظر و اجتهاد در باب آيات قرآن را در آن دايره محدود سازند.
    يكي از قواعد مهمي كه تفسير مطلوب را از تفسير به رأي متمايز مي‎كند، آن است كه مفسر به ميزان كافي از مقدمات علمي مورد نياز در تفسير آگاه بوده و از آن‎ها در تفسير استفاده كند. به نظر اكثر عالمان قرآني، يكي از مصاديق روشن تفسير به رأي، تفسير كسي است كه از علوم مورد نياز در تفسير بي‎بهره بوده و يا در فراگيري آن به حد كمال نرسيده باشد و با اين وجود، از روي گمان و تخمين به تفسير بپردازد، ولي اگر در اين علوم به حد كمال رسيده و دست كم از متخصصان آن علوم كمك گيرد و ساير امور مؤثر در فهم صحيح قرآن را مورد توجه و استفاده قرار دهد و آن گاه به تفسير آيات بپردازد. از دايرة تفسير به رأي خارج و از آفات آن مصون خواهد بود. رعايت اين موضوع زمينه مؤثّر ديگري براي بهره‎گيري از علوم در تفسير فراهم ساخت وموجب آن گرديد كه هر مفسري براي تبيين يك آيه و بررسي ابعاد مختلف آن، به تناسب از علوم لازم استفاده نمايد. نگاهي به كتب تفسيري و برداشت‎هاي تفسيري مبتني برعلوم ياد شده، به خوبي نمايانگر اين حقيقت است.

    پي نوشت ها
    1- امام باقر ـ عليه السّلام ـ فرمود: «و يحك يا قتادة ان كنت انما فسرّت القرآن من تلقاء نفسك فقد هلكت واهلكت». (مقدمه تفسير برهان، ص 18).
    2- راغب اصفهاني، مقدمه جامع التفاسير، ص 93.

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •