تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 8 , از مجموع 8
  1. #1

    شبهات تحريف قرآن




    سوال :
    قرآن كه، سالها و قرنها از عمر او مي‌گذرد و داراي دشمنان زيادي است،‌ كه لحظه اي تلاش براي دستبرد در قرآن را متوقف نكرده‌اند و همچنين قرآن بدست بشري که، داراي نسيان و خطا است نوشته شده، چطور احتمال تحريف نمي‌رود، بنابراين قران تحريف شده، و كم است از آنچه كه بر پيامبر نازل شد.

    جواب:
    كساني كه قائل به عدم تحريف قرآن هستند اولين ادله قرآني آنها آيه نهم از سوره حجر است.
    «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ» همانا ما قرآن را نازل كرده‌ايم و حافظ قرآن هم هستيم.
    اولاً: آيه فوق داراي دو جمله است: 1. « إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ»؛ 2. «وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ».
    جمله اوّل: در اين جمله، با دو تأكيد «اِنّ» و «نحن» و با دو ضمير جمع «نا» و «نحن» وارد شده. اين تأكيد نشانه انزال قطعي قرآن، از طرف خداوند است و در اين انزال هيچ شك و شبهه‌اي وارد نيست.
    جمله دوّم: در اين جمله، «اِنّ» و لام تأكيد، و ضمير جمع و وصف جمع، از نگهباني و حفظ قطعي و مسلم قرآن سخن مي‌گويد و اين جمله، عظيم و بزرگ بودن موضوع را (قرآن) مي‌رساند و هم محفوظيت آن پس از نزول را. چون هيچ حفظي بالاتر از حفظ از تحريف نيست.1
    ثانيا: خداوندي كه كلام فوق بشري را نازل كرده و براي هدايت بشر تا ابد آن را كافي مي‌داند. قطعاً، حافظ كلام خويش مي‌باشد. كلامي كه بازيچه افراد و دخل و تصرف فرصت طلبان سهل و آسان باشد اين كلام نه هدايت كننده بشر است و نه معجزه خداوندي.
    ثالثاً در كتاب «مجمع البيان»2 در تفسير «لحافظون» مي‌گويد:
    خداوند حافظ قرآن از زيادي و كم شدن و تحريف و تغيير مي‌باشد، همچنين جناب آقاي «زمخشري» همين كلام را آورده و اضافه كرده است كه: «خداوند در هر وقت حافظ قرآن است».
    جناب آقاي طباطبايي3 مي‌فرمايد: از وصف «لحافظون» حفظ قرآن در آيه فهميده مي‌شود و قرآن از هرگونه تحريف، مصون مي‌باشد.
    رابعا: روايت متواتر «اني تارك فيكم الثقلين»4 دليل بر عدم تحريف قرآن است اگر قرآن كم و تحريف مي‌شد، دليلي نداشت كه پيامبر ما را به كتاب تحريف شده ارجاع دهد و آخرش مي‌فرمايد: «اگر به اين كتاب و عترت چنگ بزنيد هيچ وقت گمراه نمي‌شويد».
    كتاب تحريف شده ما را به سر منزل سعادت نمي‌رساند.
    همچنين روايت ديگري به نام روايت «عرض» اين است: «روايت‌ها را با قرآن بسنجيد اگر موافق باشد قبول كنيد و الا فلا» قرآن تحريف شده نمي‌تواند قضاوت خوبي بر روايت باشد.
    خامساً: قرآن بنفسه يك معجزه است، بلکه هر آيه‌اي از قرآن داراي اعجاز است، چطور ممكن است قرآن با چنين معجزه‌اي دستخوش تحريف و نقصان شود، تحريف شدن قرآن با معجزه بودن قرآن سازگاري ندارد، معجزه بايد، در دسترس مردم باشد و محفوظ هم بماند.
    سادساً: خداوند با علم لايزال خويش ختم رسالت را اعلام كرد، ضرورت داشت حجت را به بندگان تمام كند، اين حجت با انزال قرآن به پايان رسيد اگر قرآن تحريف شود حجت خداوند بر بندگان ناتمام است بهر حال دين اسلام جاويد است و مكتوباتش هم بايد جاويد بماند و هدايت بشر را به دست گيرد.

    پي نوشت ها
    1- قرآن شناسي، مصباح، ص 223، قم، انتشارات در راه حق، 1365.
    2- مجمع البيان، طبرسي. تهران، انتشارات فراهاني، 1358، ذيل آيه.
    3- الميزان، علامه طباطبايي، انتشارات اسراء، قم، ج 12، ص 145.
    4-معاني الاخبار، صدوق، تهران، مطبعه الحيدري، مكتبه الصدوق، ص 95.

  2. صلوات و تشکر


  3. #2



    سوال :
    مراد از «الذكر» در آيه نهم سوره حجر، «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ» رسول الله است نه قرآن. يعني ما پيامبر را فرستاديم و او را حفظ مي‌كنيم و بقرينه آيه «وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ» خداوند تو را (محمد ـ صلّي الله عليه و آله ـ ) از مردم حفظ مي‌كند».
    جواب:
    اولا: آيه ششم سوره حجر، قرينه به اين آيه نهم سوره حجر است كه منظور از «الذكر» قرآن است نه رسول الله.
    آيه ششم سوره حجر: «قالُوا يا أَيُّهَا الَّذِي نُزِّلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ إِنَّكَ لََمجْنُونٌ» گفتند (مشركين): اي كسي كه به تو (قرآن) نازل شده است مسلماً تو ديوانه‌اي» بيشتر مفسرين «ذكر» را در اينجا به قرآن برگشت داده‌اند و آيه نهم، جواب قاطع به شبهات معاندين است كه اولاً از طرف خدا نازل شده و ثانياً تا ابد حافظ قرآن هستيم.
    ثانياً: الف و لام در «الذكر» عهد ذكري است كه برگشت به «ذكر» آيه ششم است.
    ثالثاً: بيشتر آيه‌هايي كه داراي «ذكر» است به قرآن برمي‌گردد نه رسول الله.
    رابعاً: لفظ «نزّلنا» ظاهر در تكثير است هيچ مناسب با نفس نبي ندارد.
    خامساً: كلمه «انزال» در مورد فرستادن از بالا استفاده مي‌شود اگر منظور رسول بود تعبير به «ارسال» مي‌شد و تنزل فرود تدريجي قرآن است پس رسول را شامل نمي‌شود.1
    در نتيجه كلمه «ذكر» قرآن است، ظاهر آيه همين مطلب را مي‌رساند.2

    پي نوشت ها
    1- افسانه تحريف قرآن، مهدوي، ص 26، تهران، كانون انتشارات، 1350 ش.
    2- برگرفته از سايت انديشه قم

  4. صلوات و تشکر


  5. #3



    نقل قول نوشته اصلی توسط hoda نمایش پست ها
    سوال :
    قرآن كه، سالها و قرنها از عمر او مي‌گذرد و داراي دشمنان زيادي است،‌ كه لحظه اي تلاش براي دستبرد در قرآن را متوقف نكرده‌اند و همچنين قرآن بدست بشري که، داراي نسيان و خطا است نوشته شده، چطور احتمال تحريف نمي‌رود، بنابراين قران تحريف شده، و كم است از آنچه كه بر پيامبر نازل شد.

    جواب:
    كساني كه قائل به عدم تحريف قرآن هستند اولين ادله قرآني آنها آيه نهم از سوره حجر است.
    «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ» همانا ما قرآن را نازل كرده‌ايم و حافظ قرآن هم هستيم.
    اولاً: آيه فوق داراي دو جمله است: 1. « إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ»؛ 2. «وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ».
    جمله اوّل: در اين جمله، با دو تأكيد «اِنّ» و «نحن» و با دو ضمير جمع «نا» و «نحن» وارد شده. اين تأكيد نشانه انزال قطعي قرآن، از طرف خداوند است و در اين انزال هيچ شك و شبهه‌اي وارد نيست.
    جمله دوّم: در اين جمله، «اِنّ» و لام تأكيد، و ضمير جمع و وصف جمع، از نگهباني و حفظ قطعي و مسلم قرآن سخن مي‌گويد و اين جمله، عظيم و بزرگ بودن موضوع را (قرآن) مي‌رساند و هم محفوظيت آن پس از نزول را. چون هيچ حفظي بالاتر از حفظ از تحريف نيست.1
    ثانيا: خداوندي كه كلام فوق بشري را نازل كرده و براي هدايت بشر تا ابد آن را كافي مي‌داند. قطعاً، حافظ كلام خويش مي‌باشد. كلامي كه بازيچه افراد و دخل و تصرف فرصت طلبان سهل و آسان باشد اين كلام نه هدايت كننده بشر است و نه معجزه خداوندي.
    ثالثاً در كتاب «مجمع البيان»2 در تفسير «لحافظون» مي‌گويد:
    خداوند حافظ قرآن از زيادي و كم شدن و تحريف و تغيير مي‌باشد، همچنين جناب آقاي «زمخشري» همين كلام را آورده و اضافه كرده است كه: «خداوند در هر وقت حافظ قرآن است».
    جناب آقاي طباطبايي3 مي‌فرمايد: از وصف «لحافظون» حفظ قرآن در آيه فهميده مي‌شود و قرآن از هرگونه تحريف، مصون مي‌باشد.
    رابعا: روايت متواتر «اني تارك فيكم الثقلين»4 دليل بر عدم تحريف قرآن است اگر قرآن كم و تحريف مي‌شد، دليلي نداشت كه پيامبر ما را به كتاب تحريف شده ارجاع دهد و آخرش مي‌فرمايد: «اگر به اين كتاب و عترت چنگ بزنيد هيچ وقت گمراه نمي‌شويد».
    كتاب تحريف شده ما را به سر منزل سعادت نمي‌رساند.
    همچنين روايت ديگري به نام روايت «عرض» اين است: «روايت‌ها را با قرآن بسنجيد اگر موافق باشد قبول كنيد و الا فلا» قرآن تحريف شده نمي‌تواند قضاوت خوبي بر روايت باشد.
    خامساً: قرآن بنفسه يك معجزه است، بلکه هر آيه‌اي از قرآن داراي اعجاز است، چطور ممكن است قرآن با چنين معجزه‌اي دستخوش تحريف و نقصان شود، تحريف شدن قرآن با معجزه بودن قرآن سازگاري ندارد، معجزه بايد، در دسترس مردم باشد و محفوظ هم بماند.
    سادساً: خداوند با علم لايزال خويش ختم رسالت را اعلام كرد، ضرورت داشت حجت را به بندگان تمام كند، اين حجت با انزال قرآن به پايان رسيد اگر قرآن تحريف شود حجت خداوند بر بندگان ناتمام است بهر حال دين اسلام جاويد است و مكتوباتش هم بايد جاويد بماند و هدايت بشر را به دست گيرد.

    پي نوشت ها
    1- قرآن شناسي، مصباح، ص 223، قم، انتشارات در راه حق، 1365.
    2- مجمع البيان، طبرسي. تهران، انتشارات فراهاني، 1358، ذيل آيه.
    3- الميزان، علامه طباطبايي، انتشارات اسراء، قم، ج 12، ص 145.
    4-معاني الاخبار، صدوق، تهران، مطبعه الحيدري، مكتبه الصدوق، ص 95.

  6. صلوات و تشکر


  7. #4



    نقل قول نوشته اصلی توسط hoda نمایش پست ها
    سوال :
    مراد از «الذكر» در آيه نهم سوره حجر، «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ» رسول الله است نه قرآن. يعني ما پيامبر را فرستاديم و او را حفظ مي‌كنيم و بقرينه آيه «وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ» خداوند تو را (محمد ـ صلّي الله عليه و آله ـ ) از مردم حفظ مي‌كند».
    جواب:
    اولا: آيه ششم سوره حجر، قرينه به اين آيه نهم سوره حجر است كه منظور از «الذكر» قرآن است نه رسول الله.
    آيه ششم سوره حجر: «قالُوا يا أَيُّهَا الَّذِي نُزِّلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ إِنَّكَ لََمجْنُونٌ» گفتند (مشركين): اي كسي كه به تو (قرآن) نازل شده است مسلماً تو ديوانه‌اي» بيشتر مفسرين «ذكر» را در اينجا به قرآن برگشت داده‌اند و آيه نهم، جواب قاطع به شبهات معاندين است كه اولاً از طرف خدا نازل شده و ثانياً تا ابد حافظ قرآن هستيم.
    ثانياً: الف و لام در «الذكر» عهد ذكري است كه برگشت به «ذكر» آيه ششم است.
    ثالثاً: بيشتر آيه‌هايي كه داراي «ذكر» است به قرآن برمي‌گردد نه رسول الله.
    رابعاً: لفظ «نزّلنا» ظاهر در تكثير است هيچ مناسب با نفس نبي ندارد.
    خامساً: كلمه «انزال» در مورد فرستادن از بالا استفاده مي‌شود اگر منظور رسول بود تعبير به «ارسال» مي‌شد و تنزل فرود تدريجي قرآن است پس رسول را شامل نمي‌شود.1
    در نتيجه كلمه «ذكر» قرآن است، ظاهر آيه همين مطلب را مي‌رساند.2

    پي نوشت ها
    1- افسانه تحريف قرآن، مهدوي، ص 26، تهران، كانون انتشارات، 1350 ش.
    2- برگرفته از سايت انديشه قم


  8. صلوات و تشکر : 2


  9. #5



    سوال
    مراد از حفظ قرآن، حفظ از ورود قدح و ايراد و عيب به معاني عاليه قرآن است نه حفظ الفاظ و كلمات.
    جواب:
    اولا: چون قرآن داراي معاني عاليه و از طريق مستقيم حق است، بالاتر از آن است كه قدحي بر آن برسد و شكي عارض قرآن شود.
    ثانياً: اعجاز قرآن، سعي دشمنان را در وارد كردن عيب خنثي مي‌كند.1
    ثالثاَ: اگر مي‌توانسته‌اند الفاظ قرآن را تغيير دهند ديگر جايي براي محتوا و مضامين عاليه قرآن نمي‌ماند، تغيير الفاظ همانا از بين رفتن مضامين قرآن همان.

    پي نوشت
    1- افسانه تحريف قرآن، مهدوي، ص 26، تهران، كانون انتشارات، 1350 ش.

  10. #6



    سوال :
    اگر مقصود از حفظ قرآن در اين آيه، حفظ همه نسخه‌هاي نوشته شده باشد برخلاف واقعيت خارجي است زيرا در طول تاريخ از نسخه‌ها عمداً يا اشتباهاً تحريف شده است، اگر مقصود حفظ يك نسخه است و آن يك نسخه در محضر امام زمان مي‌باشد و بس، اين مورد قبول است.
    جواب:
    اولا: هدف قرآن، هدايت انسانها از گرداب انحرافات است و اين هدايت ميسر نمي‌گردد مگر اينكه قرآن در دسترس انسانها باشد و از معارف قرآن استفاده كنند و اين هدف قرآن با بودن قرآن كامل در نزد امام زمان «عج» منافات دارد.
    ثانياً: آيه حفظ با تأكيد، و جمع وارد شده و نشانه عظمت و اهميت موضوع است و الا اگر در دست امام زمان«عج» باشد اين همه تأكيد معنا نداشت.[1]
    ثالثاً: معجزه قرآن در محفوظيت‌ آيه‌ها اين است، در بين مردم باشد و تحريف نشده باشد، اگر در دست امام زمان(عج) باشد و تحريف نشده باشد ديگر معجزه خواندن، بي‌معنا است.
    رابعاً: قرآن در چند مرتبه مسئله تحدي (به مبارزه طلبيدن) را مطرح مي‌كند اگر نسخه اصلي در محضر امام زمان(عج) باشد مسئله تحدي يك مسئله بي‌ريشه و بي‌معنا است.
    خامساً: اگر نسخه اصلي در محضر امام زمان(عج) باشد و مردم دسترسي به آن نداشته باشند وجود آن قرآن مثل نبود آن قرآن است و هيچ فايده‌اي براي مردم ندارد.

    پي نوشت
    1- قرآن شناسي، مصباح، ص 217.

  11. #7



    سوال:
    آيه قرآن مي‌فرمايد: «ما قرآن را نازل كرده‌ايم و او را حفظ مي‌كنيم» به اين معناست: ما، آيه‌اي كه از لوح محفوظ به پيامبر نازل مي‌شود و از قلب پيامبر تا زبان پيامبر، حافظ آيه‌هاي قرآن هستيم، اين آيه بيش اين ظهور ندارد. خداوند، حافظ گوش مستمع و قلم كاتب و نسخه‌ها نمي‌باشد و احتمال تحريف، از خطا و نسيان مستمعين و قلم و نسخه‌هاي‌شان است.
    جواب:
    اولاً: مراد به وصف «لحافظون» حفظ در آينده است نه گذشته1.
    ثانياً: اگر قرار بر اين بود تا قلب و زبان نبي حفظ كند، ديگر حجت بر بندگان خدا ناتمام و حقايق دين (به خاطر تحريف) غير مكشوف باقي مي‌ماند.
    ثالثاً: آخرين پيامبر و آخرين كتاب، لازمه‌اش حفظ آثار و مكتوباتش تا ابد مي‌باشد، چون انسان براي رسيدن به كمال راهنمايي چون قرآن، نيازمند است اگر اين قرآن حافظي بعد از نزول نداشته باشد ديگر جايي براي هدايت بشر باقي نمي‌ماند.
    رابعاً: اصلاً آيه ظهوري در آن شبهه ندارد و ادعاي بدون دليل است.

    پي نوشت
    1- الميزان، ج 12، ص 146

  12. #8



    سوال :
    بعضي از بزرگان شيعه مانند محدث نوري قائل به تحريف قرآن هستند.
    پاسخ :
    شيخ ميرزا حسين نوري، معروف به محدث نوري، در تاريخ 18 شوال، 1254 هـ ق، در روستاي «يالو» از توابع نور مازندران ديده به جهان گشود و در سال 1320 هـ ق در نجف اشرف به رحمت ايزدي پيوست. ايشان يكي از علماي علم حديث و رجال در عصر اخير بودند و قريب به 23 كتاب به رشته تحرير درآوردند و مهمترين آن «مستدرك الوسائل» است.1
    ايشان در تاريخ 1292 هـ ق دست به تأليف كتابي زدند كه ظاهراً يكي از ضروريات دين اسلام را (عدم تحريف قرآن است) خدشه‌دار نمودند و آن را در سال 1298 هـ ق منتشر نمود نام اين كتاب «فصل الخطاب في تحريف الكتاب» با 385 صفحه و سه مقدمه و دوازده فصل و يك خاتمه تدوين شده است و موجبات واكنش علماء شيعه در مقابل اين كتاب و سوء استفاده دشمنان را فراهم نموده است.
    انگيزه نگارش كتاب
    محدث نوري اهميت خاصي به روايت اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ مي‌داد تا جايي كه او را «اخباري مفرط» ناميده‌اند و از حديث ضعيف و مرسل و منقطع و مبهم استفاده مي‌كرد. پرسش‌هايي از طرف علماي هندوستان به دست محدث نوري رسيده كه چرا نام اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ در قرآن نيامده است؟ و ايشان با نوشتن اين كتاب، درصدد آن بودند كه اثبات كنند نام اهل بيت در قرآن آمده است ولي مخالفان نام و فضايل ايشان را حذف نموده‌اند. او در فصل نهم كتاب فصل الخطاب مي‌گويد: «چگونه يك شخص با انصاف مي‌تواند احتمال دهد كه خداوند نام اوصياي خاتم پيامبران و دختر ايشان را در كتاب خود (كه سرآمد كتب پيشينيان است) نياورده باشد. و ايشان را براستي كه گرامي‌ترين امت‌ها هستند؛ نشناسانده باشد. در حالي كه اين كار در مقايسه با ديگر واجباتي كه به طور مكرر در قرآن آمده است از اهميت بيشتري برخوردار است.»2
    واكنش علماء
    زماني كه اين كتاب منتشر و به بازار آمد، احساسات علماي شيعه را برانگيخت تا جايي كه، شيخ محمدبن ابي‌القاسم مشهور به معرب طهراني، كتابي به نام، «كشف الارتياب في عدم تحريف الكتاب» (1302 هـ ق) و سيدمحمد حسين شهرستاني (1315 هـ ق) كتابي به نام «حفظ الكتاب الشريف عن شبهه القول باالتحريف» بر عليه فصل الخطاب به چاپ رساندند. هرچند محدث نوري و شاگردش آقابرزگ تهراني تلاش نمودند كه توجيهي درباره اين كتاب داشته باشند ولي نتوانسته‌اند قبح اين عمل را بكاهند. مرحوم محدث نوري در جواب اعتراض علامه معرب طهراني مي‌گويد: «منظور من از تحريف، غير از تحريفي است كه در كتب يهود و ديگران بوجود آمده است بلكه منظورم از تحريف در قرآن، فقط نقصان در قرآن است» در حالي كه اجماع علما به اين است كه در قرآن زياده و نقصان راه پيدا نكرده است. همچنين، محمدحسين كاشف الغطاء مرجع زمان خود، زماني كه كتاب فصل الخطاب را مطالعه كرد‌ (با وجود علاقه به مؤلف آن) حرمت طبع آن را صادر كرد.3
    اجماع علماء بر عدم تحريف قرآن:
    علماء شيعه با تأسي از اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ قرآن موجود را همان قرآن منزل مي‌دانند و با آيه: «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ»4 همانا ما قرآن را نازل كرديم و حافظ آن هم هستيم و آيات ديگر و روايات زياد استدلال نمودند قرآني هدايت‌گر بشر تا روز قيامت است كه تغيير و تبديل و نقصان در او راه پيدا نكند. و همه بدان اتفاق نظر و اجماع دارند.
    امام خميني(ره) مي‌فرمايد: «اخباري كه در تحريف قرآن بدان‌ها تمسك جسته شده يا ضعيف و غيرقابل استدلال مي‌باشند يا طبق شواهدي ساختگي هستند و يا غريب و مايه شگفتي است و اما روايات صحيح از آنها مربوط به تأويل و تفسير مي‌باشند كه فقط تحريف در اين مورد مي‌باشد (معنوي) نه لفظ قرآن.»5
    كتاب فصل الخطاب كه بر اساس روايات ضعيف و استدلالات بي پايه نوشته شده، ضربه بزرگي در قرون اخير به شيعه زده است تا جايي كه وهابي‌ها، شيعه را به اتهام تحريف قرآن، مشرك و نجس مي‌دانند و از اين كتاب سوء ا ستفاده زيادي كرده‌اند. براي اثبات عدم تحريف قرآن و رد كتاب فصل الخطاب به كتابهايي كه در اين زمينه نوشته شده مراجعه كنيد:
    1. سلامه القرآن من التحريف، فتح الله نجارزادگان، تهران، پيام آزادي، ج1، تمام كتاب.
    2. صيانه القرآن من التحريف، محمدهادي معرفت، نشر اسلامي،‌ص100ـ93.

    پي نوشت ها
    1- مقدمه مستدرك، محدث نوري، با مقدمه آقابزرگ تهراني، مؤسسه اسماعيليان، ج1، ص50.
    2- فصل الخطاب، محدث نوري، چاپ سنگي، كتابخانه فرهنگ و معارف، ص184ـ183
    3- مقدمه مستدرك، همان، ج1، ص51.
    4- سوره حجر،‌آيه 9.
    5- صيانه القرآن من التحريف، محمدهادي معرفت، قم، نشر اسلام، چ2، 1418، ص100ـ93.
    ویرایش توسط hoda : 1389/11/17 در ساعت 09:20 قبل از ظهر

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •