تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 11
  1. #1

    زندگينامه حجة الاسلام والمسلمين قرائتي





    به نقل از وب سایت شخصی محسن قرائتی
    اينجانب محسن قرائتى فرزند علينقى، در سال 1324 هجرى در كاشان بدنيا آمدم. مرحوم جدم، در زمان رضاخان كه با تمام قدرت با اسلام و مظاهر آن مبارزه مى‏شد، جلسات قرآن را در خانه‏ هاى مردم كاشان تشكيل مى‏داد و بخشى از عمر خود را در اين راه صرف نمود.لذا فاميل ما قرائتى شد.

    پس از او، مرحوم پدرم با تشكيل اين جلسات در خانه‏ ها، مساجد و تكايا راه پدرش را ادامه داد و به استاد قرائت قرآن معروف شد. آن مرحوم از بازاريانى بود كه حدود چهل سال با شنيدن صداى اذان، مغازه خود را مى‏بست و به سوى مسجد و نماز اول وقت مى‏شتافت. فردى بود كه با آموزش قرآن و برگزارى مجالس دينى، احياى بعضى از مساجد مخروبه و متروكه، و تلاش در اين راه، براى ديگران الگو شده بود و در عوض خداوند به او روحى مطمئن و حكمت و عرفان جوشيده از درون، عطا فرموده بود. چيزى كه ذهن و فكر او را مشغول مى‏كرد، اين بود كه تا حدود سن چهل سالگى صاحب فرزندى نشده بود، تا اين كه با همه مشكلات موجود در آن زمان، با عنايت و لطف خداوند بزرگ، موفق به زيارت خانه خدا و اعمال حج گرديد.

    شايد بتوان گفت اين هم در شرايط موجود زندگى‏اش، اجرى از جانب پروردگارش نسبت به تلاش و كوشش‏هاى قرآنى و دينى‏اش بود
    او در همان سفر در كنار خانه خدا چنين دعا مى‏كند:
    اى خدايى كه فرموده‏ اى: «ادعونى استجب لكم» (بخوانيد مرا تا اجابت كنم شما را»!
    اى خالق يكتا! فرزندى به من عطا فرما كه مبلغ قرآن و دين تو باشد.
    اين دعا به اجابت رسيد و خداوند او را صاحب فرزندانى نمود كه برخى از آنان به لباس مقدس روحانيت در آمدند.
    ویرایش توسط مرادی نسب : 1389/11/04 در ساعت 02:11 بعد از ظهر

  2. صلوات و تشکر


  3. #2

    زندگينامه حجة الاسلام والمسلمين قرائتي




    گفتنى است كه من در سنين نوجوانى كه شناخت و اطلاعات كافى نداشتم با پيشنهاد مرحوم پدرم براى ورود به حوزه، موافق نبودم ولى با اصرار و تشويق او در سن چهارده سالگى وارد حوزه شدم. يك سال در كاشان زير نظر استاد آيت‏ الله صبورى دامت بركاته مشغول درس شدم. هر شب نيز به طور مرتب در جلسه تفسير قرآن مرحوم آيت ‏الله حاج شيخ ‏على آقا نجفى‏قدس سره كه بعد از نماز مغرب و عشا برقرار مى‏شد شركت مى‏كردم. اين جلسه دل مرا به تفسير قرآن جذب نمود.
    از آن زمان به بعد با قرآن انس پيدا كردم و تا به حال الحمدلله ادامه دارد. با اطمينان مى‏گويم كه بيشترين مطالعه من درباره قرآن و تفسير بوده و چون قرآن و كلام خدا نور است، تا به حال در راه تبليغ درمانده نشده‏ ام

  4. صلوات و تشکر


  5. #3



    زمانى كه براى ادامه تحصيل وارد حوزه علميه قم شدم، در كنار (لمعه) كتاب درسى رسمى حوزه، تفسير «مجمع البيان» را با برخى از دوستان، مطالعه و مباحثه مى‏كردم. همين كه دروس سطح و مقدارى از درس خارج را در حوزه گذراندم، به فكر افتادم كه خلاصه مطالعات و مباحثات تفسيرى خود را يادداشت كنم و اين كار را تا پايان چند جزء ادامه دادم.

  6. صلوات و تشکر


  7. #4

    زندگينامه حجة الاسلام والمسلمين قرائتي




    همکاری در تفسیر نمونه آيت الله مكارم شيرازى
    شنيدم كه آيت الله مكارم شيرازى - دامت بركاته - با جمعى از فضلا تصميم دارند تفسير بنويسند. من نوشته‏ هاى تفسيرى خود را ارائه دادم و ايشان هم پسنديده و من به جمع آنان پيوستم. حدود پانزده سال طول كشيد تا تفسير نمونه در 27 جلد به اتمام رسيد و تا به حال بارها تجديد چاپ و به چند زبان ترجمه شده است.

  8. صلوات و تشکر


  9. #5

    زندگينامه حجة الاسلام والمسلمين قرائتي




    قبل از پیروزی انقلاب اسلامی
    برگردم به گذشته خود. سال دوم طلبگى به قم آمده، در مدرسه مرحوم آيت‏الله العظمى گلپايگانى‏ قدس سره و مدرسه خان مشغول به تحصيل شدم. سپس براى ادامه تحصيل به نجف اشرف هجرت كرده، رسائل و مكاسب را در آن جا به پايان رساندم و دوباره به قم مراجعت كردم. پس از امتحان كفايه، چند سالى هم در درس خارج شركت كرده و در مجموع شانزده سال در كاشان، قم، مشهد و نجف بودم تا درس‏هاى سطح حوزه را تمام كردم. همواره در اين انديشه بودم كه قرآن و اسلام براى همه اصناف و طبقات مردم است و كودكان و نوجوانان هم از همين مردم‏اند. ما پزشك اطفال داريم ولى روحانى اطفال نداريم، لذا تصميم گرفتم در اين راه به قصد خدمت به نسل جوان و آينده ‏سازان، اسلام و معارف قرآنى را با زبان ساده و روان به آنها منتقل نمايم. از اين رو به كاشان برگشتم و ضمن دعوت نوجوانان، برنامه تبليغى خود را با حضور هفت نفر آغاز كردم و به علت علاقه و استقبال نوجوانان، كلاس‏ها را ادامه دادم، هر هفته از قم به كاشان مى‏رفتم؛ با اين انديشه كه قرآن دهها داستان و قصه دارد و پيامبر اكرم‏ صلى الله عليه وآله با همين داستان‏ها، سلمان و ابوذرها را تربيت فرموده، كلاسم را با تلفيقى از اصول عقايد، احكام و داستان‏هاى قرآنى اداره كردم، و به ارائه مطالب زنده و تازه روى تخته سياه پرداختم. نحوه كلاسدارى و قدرت تشبيه و تمثيل من، به جذابيت جلسات و استقبال از آن‏ها، به شكل چشمگيرى افزود.
    جلسات كاشان، چند سال ادامه داشت و بركاتى را نيز به همراه داشت. البته چون اين كار بى‏سابقه بود كه يك روحانى به جاى منبر پاى تخته سياه برود و براى كودكان و نوجوانان جلسه و كلاس داشته باشد؛ گاهى مورد بى‏مهرى برخى افراد قرار مى‏گرفتم، ولى چون به كار خود اعتقاد و ايمان داشتم، در طول اين مدت آنى نسبت به كار خود با شك و ترديد نگاه نكردم، به صورتى كه الان هم پس از گذشت حدود 35 سال از آغاز اين حركت خوب و مثبت، اگر بخواهم آن را از ابتدا شروع كنم، از همان جاى قبلى، آغاز خواهم كرد.

    ویرایش توسط مرادی نسب : 1389/11/04 در ساعت 02:28 بعد از ظهر

  10. صلوات و تشکر


  11. #6

    زندگينامه حجة الاسلام والمسلمين قرائتي




    سخن حضرت آیت الله مشکینی به قرائتی
    به دنبال جلسات كاشان، در قم نيز كار مشابهى را با جوانان و نوجوانان شروع كردم. در جلسات قم، فرزند آيت‏الله مشكينى دامت بركاته شركت مى‏كرد و يادداشت‏هاى كلاس را به رؤيت و اطلاع ايشان میرسانيد. يك روز آن بزرگوار به كلاس درس آمد و از نزديك اينجانب را مورد عنايت و تفقد قرار داده و فرمود: آقاى قرائتى! حاضر هستى با من يك معامله كنى؟ ثواب جلساتى كه شما براى نسل جوان داريد از من، و ثواب درس‏هايى كه من در حوزه مى‏دهم از شما و بعد هم در جلسه درس خود از كار و نحوه كلاس و روش جديد، تجليل و تعريف نمودند. گفتنى است كه آن روزها ايشان براى حدود هزار طلبه، درس مكاسب و تفسير مى‏فرمودند و من براى بيست نفر جوان جلسه اصول عقايد داشتم. بعد از اين برخورد، به كار و راهى كه انتخاب كرده بودم، عشق و علاقه بيشترى پيدا كردم و بعد از آن هم گروه گروه طلبه‏ ها آمدند تا از نزديك روش كلاسدارى مرا مشاهده كنند. با اين گونه تشويق‏ ها و استقبال‏ ها به ذوق آمده و تصميم گرفتم مطالب را دسته‏ بندى، منظم و ياداشت كنم
    ویرایش توسط مرادی نسب : 1389/11/04 در ساعت 02:35 بعد از ظهر

  12. صلوات و تشکر


  13. #7

    زندگينامه حجة الاسلام والمسلمين قرائتي




    در زمان طاغوت هم از طرف تلويزيون به پيشنهاد بعضى مرا براى اجراى برنامه و كلاس دعوت كردند، ولى به دليل اين كه نخواستم بازوى دستگاه طاغوت باشم، قبول نكردم

  14. صلوات و تشکر


  15. #8

    زندگينامه حجة الاسلام والمسلمين قرائتي




    سفرهای تبلیغی
    به علت عشق زيادى كه به كار داشتم، تقريبا به تمام شهرهاى ايران مسافرت نموده، كلاسى برقرار مى‏كردم. در اوائل كار به جلسات دبيران تعليمات دينى راه يافتم. در يكى از سمينارها كه مقام معظم رهبرى دامت بركاته و شهيد دكتر بهشتى‏قدس سره تشريف داشتند، در آن جلسه برنامه اجرا كردم و از طرف مقام معظم رهبرى دامت بركاته مورد تفقد قرار گرفتم. ايشان مرا به منزل خود دعوت كردند و بعد از تشويق، مسجد امام حسن‏ عليه السلام را كه در آن اقامه جماعت داشتند و آن روزها از مساجد فعال و موفق و مبارز پرور عليه طاغوت در مشهد بود، براى كلاسدارى در اختيارم گذاشتند. در سفر تبليغى به اهواز هم، با علامه شهيد مطهرى‏قدس سره آشنا شدم. ايشان روش كلاسدارى مرا ديده و بسيار پسنديد. من از اول، معلم قرآن بودم و با اسلوب جديدى كه داشتم، نسل نو را با قرآن آشنا مى‏كرد. در زمانى كه امام خمينى‏قدس سره فرياد الهى - سياسى خود را عليه طاغوت بلند كردند، من دروس مرحله اول حوزه را مى‏خواندم و شرايط سنى لازم براى شركت در بعضى از برنامه‏ ها را نداشتم البته در آن زمان به ديدار بعضى علماى زندانى و تبعيدى در محل زندان و تبعيد مى‏رفتم و در زمينه حمايت‏هاى جانبى، اطلاع‏ رسانى و تشويق مردم به مسائل انقلاب بی‏تأثير نبودم

  16. صلوات و تشکر


  17. #9

    زندگينامه حجة الاسلام والمسلمين قرائتي




    در همان زمان، عوامل رژيم و ساواك، براى دستگيرى من چندمرتبه شبانه به خانه پدرم در كاشان و منزل خودم در قم حمله‏ ور گشتند، ولى موفق نشدند. چند ماهى هم زندگى مخفى داشتم تا انقلاب اسلامى ايران با امدادهاى الهى و رهبرى حضرت امام خمينى‏قدس سره و پشتيبانى ملت مؤمن و غيور و شجاع به پيروزى رسيد و دوران جديدى از فعاليت‏هاى فرهنگى با احساس مسؤوليت بيشترى آغاز شد.


  18. صلوات و تشکر


  19. #10

    زندگينامه حجة الاسلام والمسلمين قرائتي




    بعد از پيروزى انقلاب اسلامی
    تقريبا نيمى از تفسير نمونه تمام شده بود كه انقلاب اسلامى به رهبرى امام خمينى به پيروزى رسيد و من به پيشنهاد علامه شهيد مطهرى‏قدس سره و مؤافقت امام خمينى (ره ) براى اجراى برنامه درس هايى از قرآن، به تلويزيون رفتم. در اين بين به فكر افتادم درس تفسيرى را در سطح فهم عموم شروع كنم. براى اين كار با گرفتن دو همكار، علاوه بر تفسير نمونه، از ده تفسير ديگر يادداشت بردارى كرديم و برنامه تفسير خود را با عنوان «آينه وحى» در راديو آغاز كرده و تاكنون پيش رفته‏ ام. بارها از طرف دوستان و ديگران، پيشنهاد شد كه آنچه را در راديو مى‏گويم، به صورت كتاب منتشر كرده و در دسترس عموم به خصوص عزيزان فرهنگى قرار دهم. با اين تصميم و نيت چند جزء از يادداشت‏هاى تفسيرى خود را در حضور دو نفر از فقهاى قرآن‏ شناس و محقق كه از اساتيد حوزه علميه قم هستند خواندم و با تأييد و اصلاح آن دو بزرگوار، به سبك و برداشت‏هاى تفسيرى خود اطمينان بيشترى پيدا كردم. پس از آن چند نفر از فضلا كار بازنويسى و تدوين آن را انجام دادند و تحت عنوان «تفسير نور» منتشر گرديد. اين تفسير داراى امتيازاتى است، كه در مقدمه جلد اول ذكر شده است

  20. صلوات و تشکر


صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 1392/02/12, 01:14 قبل از ظهر
  2. آیا روح ما قسمتي از روح خداست؟
    توسط 88060714 در تالار سؤالات
    پاسخ: 5
    آخرين نوشته: 1391/11/20, 12:24 قبل از ظهر
  3. پاسخ: 3
    آخرين نوشته: 1391/05/21, 01:53 قبل از ظهر

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •