تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3

موضوع: شرایط مفسر

  1. #1

    شرایط مفسر




    دانشمندان علوم قرآن، تحت عنوان «شرایط مفسر» یا «ویژگی‎های لازم برای مفسر» امور فراوانی را ذكر كرده‎اند كه بخشی مربوط به «منابع تفسیر»، بخشی مربوط به «قواعد تفسیر»، بخشی مربوط به «علوم مورد نیاز» و بخشی مربوط به «شیوه تفسیر» است. البته در این میان محقّقانی هستند كه مجموعه‎های یاد شده را با شرایط مفسر به هم نیامیخته‎اند، ولی غالباً بخشی از مجموعه‎های یاد شده را تحت عنوان شرایط مفسر ذكر كرده‎اند. این آمیختگی معلول یكی از سه امر زیر است:
    نخست آن كه چون طرح این مباحث سابقه طولانی نداشته است، تفكیك محورهای مختلف یاد شده از یكدیگر، مورد غفلت قرار گرفته و یا به ‎آسانی میسر نبوده است.
    دوّم آن كه گاه برخی از این مباحث با نگرش‎های متفاوت در قلمرو عناوین مختلف قرار می‎گیرند. به عنوان مثال، اگر به علوم ادبی به عنوان یك منظومه معرفتی نگریسته شود، از علوم مورد نیاز مفسر، و اگر به عنوان تخصص و تبحر مفسر در به كارگیری آن منظومه معرفتی نگریسته شود، از شرایط مفسر به شمار می‎آید.
    سوّم آن كه برخی از این دانشمندان از واژه «شرایط تفسیر» مفهوم گسترده‎ای را مدنظر داشته‎اند كه شامل علوم مورد نیاز و رعایت قواعد تفسیر نیز می‎شود.
    در هر حال، مفهوم مورد نظر در این جا، معنای خاصی دارد و تنها در برگیرنده اموری است كه حاكی از وجود نوعی توانایی و كمال برای مفسر در بعد بینش یا گرایش می‎باشد و شامل دیگر مجموعه‎های یاد شده نمی‎گردد.
    رعایت نكردن اصول و قواعد تفسیر، بی‎توجهی و استفاده نكردن از منابع معتبر تفسیر و فرانگرفتن علوم مورد نیاز مفسر، سبب خطای در تفسیر و بی‎اعتباری آن می‎شود. در این بحث در صدد بیان آنیم كه علاوه بر امور یاد شده، مفسر باید دارای ویژگی‎ها و شرایطی باشد كه رعایت آن‎ها نیز سبب می‎شود تا خطای وی در تفسیركاهش یابد. پیش از پرداختن به بیان شرایط و ویژگی‎های مفسر، ذكر دو نكته ضروری به نظر می‎رسد:
    الف. ویژگی‎های روحی مفسر گاه ذاتی و غیر اكتسابی است، مانند استعداد فوق العاده و سرعت انتقال و گاه اكتسابی است مانند ملكه استنباط و تقوا. در ویژگی‎های غیر اكتسابی، نقش اصلی را جنبه غیر اكتسابی آن به عهده دارد هرچند این ویژگی‎ها به طور ارادی قابل تقویت وتضعیف است. ویژگی‎های اكتسابی، هم در اصل پیدایش و هم از حیث تقویت و تضعیف، وابسته به تلاش مفسر است و به هر میزان كه تلاش بیشتری در این زمینه صورت پذیرد، توانمندی افزونتری در تفسیر حاصل می‎شود. هم چنین گاه ویژگی‎های اكتسابی نوعی آگاهی است؛ مانند بینش صحیح اعتقادی، و گاه مانند تقوا و ایمان، از مقوله گرایش‎های اكتسابی است، چنان كه گاهی نیز از امور زمینه ساز برای دستیابی به آگاهی است؛ مانند ذهن كنجكاو و آكنده از پرسش داشتن، و گاه از مقوله هنر ومهارت است؛ مانند ملكه استنباط، و مهارت در رعایت قواعد تفسیر. این بحث انواع مختلف این شرایط را در بر می‎گیرد.
    ب. برخی از شرایط و ویژگی‎های مفسر، در صحت و اعتبار تفسیر مؤثر است، به گونه‎ای كه فقدان آن سبب خطای در تفسیر می‎شود، مانند علوم موردنیاز و آزاد اندیشی، و برخی از ویژگی‎ها سبب كمال و باروری بیشتر تفسیر است؛ مانند برخورداری از ذهن پر سئوال، تقوا و خلوص نیت. در این فصل، به بررسی این دو دسته از شرایط می‎پردازیم.

    آخرین موضوعات ارسالی این تالار:


  2. صلوات و تشکر : 3


  3. #2



    ‎شرایط مؤثر در اعتبار تفسیر
    تسلط و حضور ذهن نسبت به پیش فهم‎های تفسیر
    چنان كه قبلاً اشاره شد، مفسر باید در مورد مبانی و قواعد موضع‎گیری مستند و مستدل داشته باشد و از علوم مؤثر در تفسیر و منابع اولیه تفسیر، آگاهی كافی داشته باشد. هر گونه تفسیر، به ویژه در بخش مهمی از معارف قرآنی، وابسته به آن موضع گیری و این آگاهی است و بدون احراز شرایط و اوصاف یاد شده، تفسیر به رونویسی و تقلید صرف از تفاسیر دیگر مبدل می‎شود و یا سر از تفسیر به رأی در می‎آورد.
    [1]
    ملكه استنباط
    قواعد، مبانی، علوم و منابعی كه آگاهی از آنها و به كارگیری دقیقِ هر یك برای مفسر ضرورت دارد، امور متعدد و متنوعی است كه صرف آگاهی از آن‎هابرای دستیابی دقیق به مفاهیم و معارف قرآن كفایت نمی‎كند، بلكه مفسر باید با ممارست فراوان در استخراج معارف قرآن و به كارگیری امور یاد شده، این آگاهی را به یك مهارت تبدیل كرده و به شكل ملكه و حالت نفسانی در آورد؛ به گونه‎ای كه برای وی به كارگیری امور یاد شده و یا قدرت استنباط، فقط می‎تواند گزارشگر آراء دیگران باشد و در هر موردی كه خود اظهار نظر كند، از خطر تفسیر به رأی مصون نخواهد بود، كسی كه قدرت استنباط او در حد مهارت و ملكه نفسانی نباشد نیز امكان غفلت از به كارگیری قواعد و اصول تفسیر را خواهد دشت و نتیجتاً در این خصوص نیز در استفاده شایسته از علوم مورد نیاز و انتخاب منابع معتبر در معرض خطا و لغزش خواهد بود. و در نهایت، زمینه خطای در تفسیر برای او فراهم است. دستاورد مهم مهارت در تفسیر عبارت است از اشراف بر مواضع خطا، شناخت آیات محكم و آگاهی از اصول حاكم بر معارف قرآن. اموری كه در كاهش خطا در تفسیر و فهم دقیق و هماهنگ از آیات شریفه، نقش به سزایی دارد. آن چه زمخشری در مقدمه تفسیر كشاف به عنوان یكی از شرایط مفسر آورده است، مبنی بر ان كه مفسر باید «كثیر المطالعه و طویل المراجعه» (پر مطالعه و دارای مراجعه مستمر و طولانی به منابع مربوطه) باشد، در واقع ناظر به زمینه‎های پیدایش مهارت و ملكه استنباط است.
    آگاهی و اعتقاد به جهان بینی قرآن
    بیانات قرآن مجید، بر اساس مبانی خاص و منطبق با جهان بینی واقع‎گرایانه ارائه شده است و معارف آن بر مبانی مزبور مبتنی بوده و با آن هماهنگ است. در واقع، آن مبانی مانند روح واحدی در پیكره معارف قرآن حضور و ظهور دارد. از این رو، كسی كه از آن مبانی آگاه نباشد، در فهم این معارف و انتقال از الفاظ آیات كریمه به آن‎ها دچار خطا خواهد شد. همچنین عدم ایمان به این اصول، فهم دقیق و انتقال به ظرایف و ریزه‎كاریهای مفاهیم قرآن را با مشكل مواجه می‎كند. این مشكل به ویژه در مواردی رخ می‎دهد كه قرآن مجید به بیان جنبه‎های رفتاری پیامبران و مؤمنان و توصیف و تحلیل آن می‎پردازد.
    صاحب نظران علوم انسانی بر این نكته تأكید دارند كه برای فهم صحیح رفتار انسان‎ها، صرف آگاهی از معتقدات و فرهنگ انسان‎ها كفایت نمی‎كند، بلكه محقق باید آن رفتارها را در خود درك و هضم كند. اگر ما می‎توانیم درك كنیم كه دادخواهی و سخنان پرخاشگرانه یك انسان ستم دیده چه معنایی دارد، برای آن است كه خود نیز در شرایطی به نحوی مورد ستم واقع شده‎ایم. همان گونه كه فهم رفتار یك فرد، منوط به یافتن آن حالت در خویشتن است، در فهم توصیف آن رفتارها و حالت‎ها نیز، اعتقاد صحیح و ایمان به آن مبانی ـ كه این رفتارها و حالت‎های نقل شده برخاسته از آن است ـ بدون شك مؤثر است. بر همین اساس، جمعی از پژوهشگران علوم قرآنی و مفسران نیز بر این نكته تأكید كرده‎اند كه مفسر باید از ایمان و اعتقاد صحیح برخوردار باشد. ضرورت این شرط، از روایت ذیل به خوبی هویداست:
    «انما القرآن امثال لقوم یعلمون دون غیرهم و لقوم یتلونه حق تلاوته و هم الذین یومنون به و یعرفونه واما غیرهم فما اشد اشكاله علیهم»
    «همانا قرآن توصیف‎هایی است برای اهل معرفت و نه دیگران؛ (یعنی) برای آنان كه قرآن را چنان كه شایسته است، تلاوت می‎كنند و آنان كسانی هستند كه بدان ایمان دارند و كاملاً آن را می‎شناسند، ولی كسانی كه چنین نیستند، فهم قرآن بر آنان بسیار مشكل است».
    [2]
    در آن چه كه برخی از پژوهش‎گران علوم قرآنی با عنوان «آگاهی از ابواب سرّ» از آن نام برده و مقولاتی از قبیل توكل، اخلاص و دیگر حالات روانی و اخلاقی را به عنوان موارد آن ذكر كرده‎اند، نیز از همین باب است و مشابه چنین تبیینی در مورد آن‎ها نیز مطرح است.
    بی‎طرفی علمی در فهم هر متنی، هدف آن است كه بدانیم گوینده سخن چه چیزی را مدنظر داشته است و این هدف، مفسر متن را از جهاتی محدود می‎كند: در این راستا، وی نمی‎تواند آرا و اندیشه‎های خود و خواستهای فردی و گروهی را در تفسر دخالت دهد و تحلیل‎های خود را به حساب مفاد و مراد از متن بگذارد. البته ذهنی پر سؤال داشتن، كه به عنوان یكی دیگر از شرایط مفسر ذكر خواهد شد، مسأله دیگری است كه با این شرط مناقات ندارد. در آن شرط، سخن بر سر موضوع‎ها و سؤال است و در این شرط، سخن بر سر پاسخ‎ها و محمول‎هاست. بی‎طرفی علمی در هر تحقیقی ضرورت دارد؛ خواه آن تحقیق در زمینه كشف قوانین طبیعی و انسانی باشد و خواه در نایل شدن به فهم و درك سخن یا نوشته‎ای؛ ولی در خصوص قرآن، به لحاظ پیامدهای ارزشی آن، مسأله بسیار حساس‎تر است.
    روایات فراوانی هم كه از تفسیر به رأی نكوهش می‎كند، ناظر به همین نكته است. به طور كلی، عدم رعایت بی‎طرفی علمی، گاه در قالب حاكمیت بخشیدن به تمایلات فردی و گروهی بر قرآن و تفسیر آیات، گاه به صورت حاكم ساختن آراء شخصی خود بر قرآن صورت می‎گیرد و گاه در اثر مرعوب دیدگاه دیگران شدن و جرأت اقدام برای فهم نوین بر اساس قواعد را به خود ندادن و از نوآوری و فهم جدید و نكات بیشتر پرهیز كردن است.


    پی نوشت
    [1] . از آنجا كه درباره نقش و ضرورت آگاهی‎های یاد شده، در فصل‎های گذشته سخن به میان آمد، در این جا در حد یادآوری به همین مقدار بسنده می‎شود و بر این نكته تأكید می‎كنیم كه مفسر باید تسلط كافی و حضور ذهن كامل نسبت به موارد یاد شده داشته باشد.
    [2] . مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج 92، ص 100.
    محمود رجبي- روش‎شناسي تفسير قرآن

  4. صلوات و تشکر : 3


  5. #3



    البته چنان كه در بخش پيشين گذشت، حاكميت قواعد مسلم عقلي، قواعد محاوره عقلايي و اصول كلي بر گرفته از خود قرآن، با بي‎طرفي علمي كاملاً سازگار بوده بلكه دخالت دادن آن‎ها ضرورت دارد.
    شرايط كمال و باروري تفسير
    توانمندي فكري و صفاي باطني
    بررسي‎هاي تجربي ديني بر اين نكته تاكيد دارند كه افراد انسان از لحاظ توانمندي فكري و ذهني يكسان نيستند؛ بهره هوشي، سرعت انتقال، قدرت استنتاج، نوآ‎وري، ميزان حافظه و نظاير آن در افراد مختلف، درجات متفاوتي دارد. عده‎اي در مرحله بسيار بالايي قرار دارند كه از آن به نبوغ تعبير مي‎شود. جمعي فروتر از حد متعارف‎اند و اكثريت افراد در حد ميانه قرار دارند. هرچند همة انسان‎ها از حداقل اين استعدادها كه شرط تكليف و ستايش و سرزنش و پاداش و كيفر است، برخوردارند و نيز اين استعدادها قابل تقويت و تضعيف است، ولي تفاوت افراد در برخورداري از آن، مسلم و تأثيري كه شدت وضعف برخورداري از اين استعدادها در فهم دقيق‎تر و كامل‎تر هر متني و از جمله فهم قرآن دارد، غير قابل ترديد است. افزون بر نقشي كه اين استعدادها در فهم قران دارد، بر اساس بيانات ديني، اخلاص و تلاش در راه خدا و به تبع آن، عنايات الهي نيز فهم كامل‎تري از قرآن را به ارمغان مي‎آورد واين نيز در افراد متفاوت است. بنابراين، عنايت ويژة خدا كه بر اثر اخلاص و تلاش در راه خدا حاصل مي‎شود نيز در فهم كاملتر آيات مؤثر مي‎باشد.
    فعّال بودن ذهن
    ميزان استفاده هر كس از متني مانند قرآن، بستگي به فعّال بودن ذهن و ميزان سؤالهايي دارد كه براي وي در مورد آن متن مطرح است. هم نوع سوالي كه مطرح مي‎شود و هم دقتي كه در طرح سؤال رعايت مي‎شود، در دستيابي به پاسخ صحيح مؤثر است؛ ولي افزون بر اين‎ها، ميزان سؤال‎هاي مطرح شده نيز نقش مهمي ايفا مي‎كند. بنابراين مي‎توان يكي از عوامل مهم متفاوت بودن برداشت‎هاي مفسراني كه تخصص‎هاي مختلف دارند، مطرح شدن سؤال‎هاي مختلف و متناسب با تخصص‎شان دانست؛ سؤال‎هايي كه براي فردي كه داراي آن تخصص نبوده مطرح نشده و يا كم اهميت تلقّي شده است؛ چنان كه باروري تفاسير متأخر نسبت به تفاسير متقدم، نيز نوعاً معلول اين مسأله بوده است كه در گذر زمان سؤال‎هاي جديدي مطرح شده است كه پاسخ قرآني وحياني مي‎طلبيده و مفسران گران‎قدري كه اين سؤال‎ها و نيازهاي فكري برايشان مطرح بوده، در صدد يافتن پاسخ آن‎ها از قرآن برآمده‎اند. البته نبايد نقش مهم سؤال‎هاي بيشتر و متنوع‎تر را مطلق پنداشت و تأثير ساير عوامل را ناديده گرفت. دراينجا ذكر اين نكته ضروري است كه رجوع به ‎آرا و انديشه‎ها، مطالعه ديدگاه‎هاي مطرح شده در علوم مختلف و آشنايي با موضوع‎ها ومسايل علوم جديد چنان چه به منظور يافتن سؤال‎هاي بيشتر باشد، نه تنها زمينة تفسير به راي و انحراف در تفسير نخواهد بود، بلكه كمال و باروري بيشتر آن را به ارمغان مي‎آورد؛ ولي اگر اين مراجعه براي حاكميت بخشيدن آن آرا بر قرآن و تفسير و يا مستمسك قرار دادن قرآن براي توجيه آن‎ها باشد، از نظر روش‎شناسي تفسير، نادرست بوده، و از نظر ارزش شناسي اخلاقي و بينش ديني، مورد نكوهش و مصداقي از تفسير به رأي مي‎باشد.

    محمود رجبي- روش‎شناسي تفسير قرآن

  6. صلوات و تشکر : 3


کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •