تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 6 , از مجموع 6
  1. #1

    امكان و جواز تفسير




    مقصود از عنوان فوق، آن است كه آیا فهم و تفسیر قرآن كریم1، ویژه پیامبر (ص) و امامان معصوم (ع) است، یا آنكه دیگران نیز به فراخور تواناییهای خویش و با شرایط معینی توان فهم و تفسیر آیات را داردند (امكان تفسیر)، و در صورت دوم، آیا اقدام به تفسیر آیات از نظر شرعی جایز است یا آنكه ممنوع اعلام شده است (جواز تكلیفی تفسیر)، و در هر صورت، اگر كسی اقدام به تفسیر نمود، آیا این تفسیر برای او معتبر و قابل اعتماد و واقع‌نما است (جواز وضعی تفسیر)
    موضوع اخیر (جواز وضعی تفسیر) از دو جهت قابل برسی است: الف. از جهت واقع نمایی و كاشفیت؛ ب. از جهت حجّیت و قابل استناد بودن، كه در مسأله دوم می‌توان از حجیت و قابل استناد بودن برای شخص مفسر و حجیت و قابل استناد بودن تفسیر یك مفسر برای دیگران، سخن به میان آورد. از آنجا كه حجت بودن تفسیر یك مفسر برای دیگران، بحثی جانبی به شمار می‌آید و اعتبار و حجت بودن تفسیر مفسر برای خودش نیز در كتب اصول فقه تحت عنوان «حجیت ظواهر» مورد بررسی قرار گرفته است؛ محورهای بحث در سه امر خلاصه می‌شود : 1. امكان تفسیر 2. جواز تفسیر برای غیر معصومین 3. واقع نمایی تفسیر .2

    پي نوشت
    1- مقصود از تفسیر دراین بحث، پرده برداشتن از مفاد ظاهری آیات شریفه است، مانند موارد زیر كه در روایات آمده است: بحارالانوار، ج 35، ص211، حدیث 12، ج 26، ص 27 حدیث 27، ج 25، ص 81، حدیث 68، ج 17، ص 135، حدیث 14، ج 14، ص 286، حدیث 8، ج 2، ص 316، حدیث 1، ج 36، ص 227، حدیث 3 و ص 401، حدیث 11، ج 24، ص 194، حدیث 21؛ متن روایت اخیر چنین است: انّ من علم ما اوتینا تفسیر القرآن.
    2- علي اكبر بابايي- روش‎شناسي تفسير قرآن- سايت انديشه قم

    آخرین موضوعات ارسالی این تالار:


  2. صلوات و تشکر : 2


  3. #2

  4. صلوات و تشکر : 2


  5. #3



    امكان تفسیر
    در مسأله تفسیر برای غیر معصومین دو محور اصلی وجود دارد: نخست آنكه آیا غیر معصومین می‌توانند به فهم و تفسیر قرآن دست یابند ودوم آنكه غیر معصومین در فهم و تفسیر قرآن به چه میزان به معارف و مقاصد قرآن دست می‌یابند. موضوع دوم در اینجا مورد نظر نیست و از این رو، به اختصار اشاره می‌كنیم كه دستیابی غیر معصومین به همه معارف و مقاصد قرآن، به ویژه با توجه به تأویل و بطن داشتن آیات میسر نیست و در فهم معارف و مقاصد غیر باطنی و تأویلی قرآن، مفسران ـ متناسب با توانمندیهای ذاتی و اكتسابی و رعایت اصول و قواعد ـ در درجات مختلفی قرار دارند.
    در مورد محور اول، دیدگاهی كه اكثر قریب به اتفاق دانشمندان مسلمان آن را پذیرفته‌اند، امكان و جواز تفسیر قرآن است. در برابر این دیدگاه، جمعی استنباط و استفاده معارف و احكام از قرآن را به طور كلی1 و یا استنباط احكام نظری دین از ظواهر قرآن را بدون بیان معصومین (ع)2 جایز نمی‌دانند. این گروه بر مدعی خود دلایلی ذكر كرده‌اندكه مقتضای برخی از آن دلایل، عدم امكان تفسیر بدون بیان معصومین (ع) است و به این لحاظ می‌توان آنان را قایل به عدم امكان تفسیر دانست.
    نكته شایان توجه اینكه دانشمندان علم اصول، در بحث از حجیت ظواهر قرآن، به نقل و نقد این دیدگاه و دلایل آن پرداخته‌اند و امكان و جواز فهم و تفسیر قرآن برای غیر معصومین را اثبات كرده‌اند؛از این رو، در اینجا به بررسی تفصیلی این دیدگاه و دلایل آن نیازی نیست؛ ولی به دلیل انكه در بحث از حجیت ظواهر قرآن، بیشتر بر حجیت فهم و تفسیر تكیه شده و امكان فهم به صورت مستقیم، كمتر مورد توجه قرار گرفته و از سوی دیگر، برخی از دلایل این دیدگاه به صورت مستقل طرح و بررسی نشده است، به بررسی این دسته از ادلّه ایشان می‌پردازیم. 3

    پي نوشت ها
    1- ر.ك: استر ‌آبادی، محمد امین، الفوائد المدنیه، ص 128 (فی بیان انحصار مدرك ما لیس من ضروریات الدین من المسائل الشرعیّه اصلیه كانت او فرعیه فی السماع عن الصادقین علیهم السلام)
    .2-ر.ك: وسائل الشیعه، ج 18، ص 129، باب 13 از ابواب صفات قاضی (باب عدم جواز استنباط الاحكام النظریه من ظواهر القرآن الا بعد معرفه تفسیرها من الائمّه علیهم السلام).
    3- علي اكبر بابايي- روش‎شناسي تفسير قرآن- سايت انديشه قم

  6. صلوات و تشکر : 2


  7. #4

    بررسی دلایل عدم امكان تفسیر برای غیر معصومین




    مقام بلند قرآن كریم
    قرآن كریم كلام پروردگار متعال و تجلی ذات و صفات او است و تردیدی نیست كه باید بین كتاب و مفسر آن تناسب و سنخیت باشد، ولی مقام بلند كتاب خدا و توان علمی محدود انسانهای عادی با یكدیگر تناسب و سنخیت ندارد. انسانهای عادی از درك كلمات بوعلی و امثال وی، ناتوانند و به معلم نیاز دارند، چه رسد به كتاب خدای متعال كه دارای معارف فراوان و معانی بسیار متعالی و عمیق و پیچیده است. بنابراین، فهم قرآن ویژه كسانی است كه با قرآن سنخیتی دارند و آنان، حضرات معصومین (ع) هستند1.
    بررسی. این استدلال در واقع بر دو مقدمه استوار است. نخست، آنچه كه در استدلال آشكارا بیان شده، اشتمال قرآن بر معارفی پیچیده و بلند و متعالی و غیر قابل دستیابی برای افراد عادی است و دوم، وجود ملازمه بین اشتمال قرآن بر این نوع معارف و غیر قابل فهم بودن آن برای غیر معصومین (ع). مقدمه اول مورد قبول است و قرآن علاوه بر معانی ظاهری، مشتمل بر معانی باطنی است كه تنها معصومین (ع) از آن آگاه هستند، ولی مقدمه دوم نادرست می‌باشد و هیچ دلیلی بر چنین ملازمه‌ای وجود ندارد.قرآن در عین انكه مشتمل بر چنین معارف بلندی است، می تواند معارفی قابل دستیابی برای مردم عادی نیز در بر داشته باشد. در مقام اثبات نیز مفهوم بودن قرآن برای انسهای عادی علاوه بر آنكه امری وجدانی است و عمل مفسران گواه راستین آن است. آیات و روایات نیز بر آن دلالت دارد. به نمونه‌هایی از این آیات و روایات توجه كنید:
    الف. آیات
    « إِنَّا أَنْزَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِیًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ»2.
    «به درستی كه ما آن (كتاب) را (به صورت) خواندنی عربی نازل كردیم تا شما درك كنید».
    « هذا بَیانٌ لِلنَّاسِ وَ هُدی وَ مَوْعِظَهً لِلْمُتَّقِینَ»3.
    «این (كتاب) بیانی است برای مردم و هدایت و موعظه‌ای است برای پرهیزگاران».
    «وَ لَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ»4.
    «به تحقیق قرآن را برای ذكر (پندگرفتن) آسان نمودیم. پس آیا پند گیرنده‌ای هست؟».
    «أَ فَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَیْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِیهِ اخْتِلافاً كَثِیراً»5.
    «پس آیا در قرآن تدبّر نمی‌كنند كه اگر از نزد غیر خدا بود، هر آینه در آن اختلاف فراوان می‌یافتند».
    «أَ فَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلی قُلُوبٍ أَقْفالُها»6.
    «پس آیا در قرآن تدبّر نمی‌كنند؟ یا بر دلهایی (كه آن را نمی‌پذیرند) فقلهایش نهاده است».
    «كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَیْكَ مُبارَكٌ لِیَدَّبَّرُوا آیاتِهِ وَ لِیَتَذَكَّرَ أُولُوا الْأَلْبابِ»7.
    «كتابی است مبارك، كه به سوی تو نازل كردیم تا در آیاتش تدبّر كنند و خردمندان پند گیرند».
    ب. روایات
    علی (ع) در روایتی فرمود:
    «وَ ارْدُدْ اِلَی اللهِ وَ رَسُولِهِ ما یُضْلِعُكَ مِنَ الْخُطُوبِ وَ یَشتَبِهُ عَلَیْكَ مِنَ الامُورِ فَقَدْ قالَ اللهُ سُبْحانَهُ لِقَوْمٍ اَحَبَّ اِرشادَهُمْ (یا اَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اطیعُوا اللهَ و اَطیعُوا الرَّسُولَ وَ‌ اُولیِ الامْرِ مِنْكُمْ فَاِن‏ْ تَنازَعْتُمْ فی شَیءٍ فَرُدُّوه اِلیَ اللهِ و الرَّسولِ) فَالرَّدُّ اِلیَ الله الاخْذُ بِمحكمِ كِتابِهِ...»8.
    «كارهای مشكلی كه تو را درمانده می‌كند و اموری را كه بر تو مشتبه می‌شود، به خدا و رسول او باز‌گردان، كه خدای متعال به قومی كه ارشاد آنان را دوست داشته، فرموده است:«ای كسانی كه ایمان آورده‌ایدخدا را اطاعت كنید و از فرستاده خدا و اولی الامری كه از خود شما است، پیروی كنید و اگر در چیزی نزاع كردید،آن را به خدا و رسول باز‌گردانید». بازگردانیدن به خدا در نظر گرفتن آیات محكم كتاب اوست».
    همچنین آن حضرت فرموده است:
    «فانظر ایّها السائل فما دلّك القرآن علیه من صفته فأتمّ به و استضی بنور هدایته»9.
    «ای پرستش‌كننده (از وصف خدا)، (به قرآن) بنگر و از اوصاف خدا، آنچه كه قرآن تو را به آن راهنمایی كرده، پیروی كن و از نور هدایتش پرتو برگیر».
    از پیامبر گرامی اسلام روایت شده است كه فرمود:
    «... فاذا التبست علیكم الفتن كقطع اللیل المُظْلِم فعلیكم بالقرآن فانّه... هو الدلیل یدل علی خیر سبیل و هو كتاب فیه تفصیل و بیان...»10.
    «هرگاه فتنه‌ها مانند پاره‌های شب تاریك بر شما مشتبه شدند، به قرآن روی آورید؛ زیرا... قرآن راهنمایی است كه به بهترین راه هدایت می‌كند و كتابی است كه در آن تبیین و توضیح حقایق است».
    این روایات و جز آنها، نیز به روشنی دلالت بر آن دارد كه راه استفاده از قرآن كریم بدون تعلیم و تبیین معصومین(ع) به كلی به روی بشر بسته نیست.

    پي نوشت ها
    1- ر.ك: آخوند خراسان، محمد كاظم، كفایه الاصول، ج 2، ص 60؛ صدر، سید محمد باقر، دروس فی علم الاصول، حلقه ثانیه، ص 223.
    2- سوره یوسف، آیه 2.
    3- سوره آل عمران، آیه 138.
    4- سوره قمر، آیه 17.
    5- سروه نساء، آیه 82.
    6- سوره محمد‌ ‌صلی‌الله‌علیه‌و‌آله ، آیه 24.
    7- سوره ص، آیه 29.
    8- نهج البلاغه، فیض الاسلام، ص 1008، نامه 43، (عهدنامه مالك اشتر)، قسمت 39.
    9- همان، ص 234، خطبه 90.
    10- اصول كافی، ج 2، كتاب فضل القرآن، حدیث 2، ص

  8. صلوات و تشکر : 2


  9. #5



    نقل قول نوشته اصلی توسط hoda نمایش پست ها
    امكان تفسیر
    در مسأله تفسیر برای غیر معصومین دو محور اصلی وجود دارد: نخست آنكه آیا غیر معصومین می‌توانند به فهم و تفسیر قرآن دست یابند ودوم آنكه غیر معصومین در فهم و تفسیر قرآن به چه میزان به معارف و مقاصد قرآن دست می‌یابند. موضوع دوم در اینجا مورد نظر نیست و از این رو، به اختصار اشاره می‌كنیم كه دستیابی غیر معصومین به همه معارف و مقاصد قرآن، به ویژه با توجه به تأویل و بطن داشتن آیات میسر نیست و در فهم معارف و مقاصد غیر باطنی و تأویلی قرآن، مفسران ـ متناسب با توانمندیهای ذاتی و اكتسابی و رعایت اصول و قواعد ـ در درجات مختلفی قرار دارند.
    در مورد محور اول، دیدگاهی كه اكثر قریب به اتفاق دانشمندان مسلمان آن را پذیرفته‌اند، امكان و جواز تفسیر قرآن است. در برابر این دیدگاه، جمعی استنباط و استفاده معارف و احكام از قرآن را به طور كلی1 و یا استنباط احكام نظری دین از ظواهر قرآن را بدون بیان معصومین (ع)2 جایز نمی‌دانند. این گروه بر مدعی خود دلایلی ذكر كرده‌اندكه مقتضای برخی از آن دلایل، عدم امكان تفسیر بدون بیان معصومین (ع) است و به این لحاظ می‌توان آنان را قایل به عدم امكان تفسیر دانست.
    نكته شایان توجه اینكه دانشمندان علم اصول، در بحث از حجیت ظواهر قرآن، به نقل و نقد این دیدگاه و دلایل آن پرداخته‌اند و امكان و جواز فهم و تفسیر قرآن برای غیر معصومین را اثبات كرده‌اند؛از این رو، در اینجا به بررسی تفصیلی این دیدگاه و دلایل آن نیازی نیست؛ ولی به دلیل انكه در بحث از حجیت ظواهر قرآن، بیشتر بر حجیت فهم و تفسیر تكیه شده و امكان فهم به صورت مستقیم، كمتر مورد توجه قرار گرفته و از سوی دیگر، برخی از دلایل این دیدگاه به صورت مستقل طرح و بررسی نشده است، به بررسی این دسته از ادلّه ایشان می‌پردازیم. 3

    پي نوشت ها
    1- ر.ك: استر ‌آبادی، محمد امین، الفوائد المدنیه، ص 128 (فی بیان انحصار مدرك ما لیس من ضروریات الدین من المسائل الشرعیّه اصلیه كانت او فرعیه فی السماع عن الصادقین علیهم السلام)
    .2-ر.ك: وسائل الشیعه، ج 18، ص 129، باب 13 از ابواب صفات قاضی (باب عدم جواز استنباط الاحكام النظریه من ظواهر القرآن الا بعد معرفه تفسیرها من الائمّه علیهم السلام).
    3- علي اكبر بابايي- روش‎شناسي تفسير قرآن- سايت انديشه قم


  10. صلوات و تشکر


  11. #6



    نقل قول نوشته اصلی توسط hoda نمایش پست ها
    مقام بلند قرآن كریم
    قرآن كریم كلام پروردگار متعال و تجلی ذات و صفات او است و تردیدی نیست كه باید بین كتاب و مفسر آن تناسب و سنخیت باشد، ولی مقام بلند كتاب خدا و توان علمی محدود انسانهای عادی با یكدیگر تناسب و سنخیت ندارد. انسانهای عادی از درك كلمات بوعلی و امثال وی، ناتوانند و به معلم نیاز دارند، چه رسد به كتاب خدای متعال كه دارای معارف فراوان و معانی بسیار متعالی و عمیق و پیچیده است. بنابراین، فهم قرآن ویژه كسانی است كه با قرآن سنخیتی دارند و آنان، حضرات معصومین (ع) هستند1.
    بررسی. این استدلال در واقع بر دو مقدمه استوار است. نخست، آنچه كه در استدلال آشكارا بیان شده، اشتمال قرآن بر معارفی پیچیده و بلند و متعالی و غیر قابل دستیابی برای افراد عادی است و دوم، وجود ملازمه بین اشتمال قرآن بر این نوع معارف و غیر قابل فهم بودن آن برای غیر معصومین (ع). مقدمه اول مورد قبول است و قرآن علاوه بر معانی ظاهری، مشتمل بر معانی باطنی است كه تنها معصومین (ع) از آن آگاه هستند، ولی مقدمه دوم نادرست می‌باشد و هیچ دلیلی بر چنین ملازمه‌ای وجود ندارد.قرآن در عین انكه مشتمل بر چنین معارف بلندی است، می تواند معارفی قابل دستیابی برای مردم عادی نیز در بر داشته باشد. در مقام اثبات نیز مفهوم بودن قرآن برای انسهای عادی علاوه بر آنكه امری وجدانی است و عمل مفسران گواه راستین آن است. آیات و روایات نیز بر آن دلالت دارد. به نمونه‌هایی از این آیات و روایات توجه كنید:
    الف. آیات
    « إِنَّا أَنْزَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِیًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ»2.
    «به درستی كه ما آن (كتاب) را (به صورت) خواندنی عربی نازل كردیم تا شما درك كنید».
    « هذا بَیانٌ لِلنَّاسِ وَ هُدی وَ مَوْعِظَهً لِلْمُتَّقِینَ»3.
    «این (كتاب) بیانی است برای مردم و هدایت و موعظه‌ای است برای پرهیزگاران».
    «وَ لَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ»4.
    «به تحقیق قرآن را برای ذكر (پندگرفتن) آسان نمودیم. پس آیا پند گیرنده‌ای هست؟».
    «أَ فَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَیْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِیهِ اخْتِلافاً كَثِیراً»5.
    «پس آیا در قرآن تدبّر نمی‌كنند كه اگر از نزد غیر خدا بود، هر آینه در آن اختلاف فراوان می‌یافتند».
    «أَ فَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلی قُلُوبٍ أَقْفالُها»6.
    «پس آیا در قرآن تدبّر نمی‌كنند؟ یا بر دلهایی (كه آن را نمی‌پذیرند) فقلهایش نهاده است».
    «كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَیْكَ مُبارَكٌ لِیَدَّبَّرُوا آیاتِهِ وَ لِیَتَذَكَّرَ أُولُوا الْأَلْبابِ»7.
    «كتابی است مبارك، كه به سوی تو نازل كردیم تا در آیاتش تدبّر كنند و خردمندان پند گیرند».
    ب. روایات
    علی (ع) در روایتی فرمود:
    «وَ ارْدُدْ اِلَی اللهِ وَ رَسُولِهِ ما یُضْلِعُكَ مِنَ الْخُطُوبِ وَ یَشتَبِهُ عَلَیْكَ مِنَ الامُورِ فَقَدْ قالَ اللهُ سُبْحانَهُ لِقَوْمٍ اَحَبَّ اِرشادَهُمْ (یا اَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اطیعُوا اللهَ و اَطیعُوا الرَّسُولَ وَ‌ اُولیِ الامْرِ مِنْكُمْ فَاِن‏ْ تَنازَعْتُمْ فی شَیءٍ فَرُدُّوه اِلیَ اللهِ و الرَّسولِ) فَالرَّدُّ اِلیَ الله الاخْذُ بِمحكمِ كِتابِهِ...»8.
    «كارهای مشكلی كه تو را درمانده می‌كند و اموری را كه بر تو مشتبه می‌شود، به خدا و رسول او باز‌گردان، كه خدای متعال به قومی كه ارشاد آنان را دوست داشته، فرموده است:«ای كسانی كه ایمان آورده‌ایدخدا را اطاعت كنید و از فرستاده خدا و اولی الامری كه از خود شما است، پیروی كنید و اگر در چیزی نزاع كردید،آن را به خدا و رسول باز‌گردانید». بازگردانیدن به خدا در نظر گرفتن آیات محكم كتاب اوست».
    همچنین آن حضرت فرموده است:
    «فانظر ایّها السائل فما دلّك القرآن علیه من صفته فأتمّ به و استضی بنور هدایته»9.
    «ای پرستش‌كننده (از وصف خدا)، (به قرآن) بنگر و از اوصاف خدا، آنچه كه قرآن تو را به آن راهنمایی كرده، پیروی كن و از نور هدایتش پرتو برگیر».
    از پیامبر گرامی اسلام روایت شده است كه فرمود:
    «... فاذا التبست علیكم الفتن كقطع اللیل المُظْلِم فعلیكم بالقرآن فانّه... هو الدلیل یدل علی خیر سبیل و هو كتاب فیه تفصیل و بیان...»10.
    «هرگاه فتنه‌ها مانند پاره‌های شب تاریك بر شما مشتبه شدند، به قرآن روی آورید؛ زیرا... قرآن راهنمایی است كه به بهترین راه هدایت می‌كند و كتابی است كه در آن تبیین و توضیح حقایق است».
    این روایات و جز آنها، نیز به روشنی دلالت بر آن دارد كه راه استفاده از قرآن كریم بدون تعلیم و تبیین معصومین(ع) به كلی به روی بشر بسته نیست.

    پي نوشت ها
    1- ر.ك: آخوند خراسان، محمد كاظم، كفایه الاصول، ج 2، ص 60؛ صدر، سید محمد باقر، دروس فی علم الاصول، حلقه ثانیه، ص 223.
    2- سوره یوسف، آیه 2.
    3- سوره آل عمران، آیه 138.
    4- سوره قمر، آیه 17.
    5- سروه نساء، آیه 82.
    6- سوره محمد‌ ‌صلی‌الله‌علیه‌و‌آله ، آیه 24.
    7- سوره ص، آیه 29.
    8- نهج البلاغه، فیض الاسلام، ص 1008، نامه 43، (عهدنامه مالك اشتر)، قسمت 39.
    9- همان، ص 234، خطبه 90.
    10- اصول كافی، ج 2، كتاب فضل القرآن، حدیث 2، ص


  12. صلوات و تشکر


موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 1390/06/22, 12:09 قبل از ظهر
  2. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 1389/12/23, 11:49 قبل از ظهر
  3. سيره سياسي پيامبر اعظم (ص)
    توسط hoda در تالار اندیشه سیاسی اسلام
    پاسخ: 6
    آخرين نوشته: 1389/12/21, 10:01 قبل از ظهر
  4. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 1389/12/17, 01:00 بعد از ظهر
  5. پاسخ: 3
    آخرين نوشته: 1389/12/10, 01:19 بعد از ظهر

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •