تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 4 , از مجموع 4
  1. #1

    دلايل عدم تحريف قران از نظر قران




    بر عدم تحريف قران كريم دلايل بسياري اقامه شده است كه در اين تاپيك به بررسي آياتي كه دال بر عدم تحريفند مي پردازيم :

    آيات دالّ بر عدم تحريف قرآن

    تحريف به معناى تنقيص و اسقاط قسمتى از آيات اصلاً راهى به قرآن ندارد و تحريف بدين معنى از نظر قرآن مردود است و ما بعضى از آن آيات را كه اساس و شالوده عقيده به تحريف را در هم مى‏ريزد، در اين جا مى‏آوريم:
    آيه اول: انّا نحن نزّلنا الذّكر و انا له الحافظون (1)
    ماييم كه ذكر قرآن را فرو فرستاديم و به يقين آن را حفظ خواهيم نمود.
    اين آيه به صراحت دلالت دارد كه قرآن از تحريف محفوظ مانده و تا ابد نيز مصون خواهد ماند و خداوند در برابر تحريف كنندگان از كتاب خود دفاع خواهد كرد. جباران و ستمگران نخواهند توانست، دست خيانت به سوى قرآن ببرند و آن را ملعبه خويش قرار داده و به دلخواه خود در آن‏تغيير و تبديل به وجود بياورند.
    طرفداران نظريه تحريف اين آيه را چند نوع تأويل و توجيه كرده‏اند:
    1ـ مى‏گويند: منظور از «ذكر» كه در اين آيه به كار رفته است ، خود پيامبر است نه قرآن ، زيرا در آيه‏هاى ديگر كلمه «ذكر» درباره خود پيامبر به كار رفته است آن جا كه مى‏فرمايد: قد انزل اللَّه اليكم ذكراً. رسولاً يتّلوا عليكم آيات اللَّه (2) (در حقيقت)، خداوند چيزى را كه مايه تذكر است بر شما نازل كرده، رسولى به سوى شما فرستاده كه آيات روشن خدا را بر شما تلاوت كند.
    مى‏بينيم منظور از ذكر در اين آيه شريفه رسول خداست و معناى آن چنين است كه ما پيامبر را فرستاديم و او را از شر اشرار محفوظ خواهيم داشت.
    پاسخ: اين تأويل، باطل و نادرست است زيرا كلمه «تنزل» و «انزال» كه در آن دو آيه به كار رفته، به معناى نازل نمودن مى‏باشد و اين كلمه دلالت دارد بر اين كه منظور از «ذكر» در هر دو آيه قرآن است نه پيامبر و اگر منظور از «ذك»ر پيامبر بود، كلمه «ارسال» و مشابه آن به كار مى‏رفت كه به معناى فرستاده است نه تنزيل و انزال.
    اگر فرض كنيم كه اين گفتار در آيه دوم درست است و منظور از «ذكر» در آن آيه رسول خداست، در آيه اول كه مورد بحث است مسلماً اين طور نيست و نمى‏توان گفت كه منظور از «ذكر» در آيه «حفظ» (حجر/ 9) نيز پيامبر است زيرا سه آيه قبل از آن، اين آيه شريفه واقع شده است: و قالوا يا ايها الذى نزل عليه الذكر انك لمجنون. (3)
    كفار و مشركين گفتند: اى كسى كه ذكر (قرآن) بر او نازل شده، مسلماً تو ديوانه‏اى.
    در اين آيه، خطاب بر پيامبر شده كه ذكر بر وى فرود آمده است و منظور از ذكر در اين آيه شريفه قرآن است. با در نظر گرفتن اين معنا جاى ترديد باقى نمى‏ماند كه منظور از ذكر در سه آيه بعدى نيز قرآن است؛ نه پيامبر.
    2ـ مى ‏گويند: منظور از حفظ قرآن در اين آيه شريفه، مصونيت قرآن از قدح و ايراد و ثابت بودن تعاليم و مفاهيم عاليه آن است، نه مصونيت قرآن از تحريف و اسقاط پاره‏اى از آيات آن.
    پاسخ: اين گفتار از گفتار اول ضعيف‏تر و بطلانش روشن‏تر است زيرا: اگر منظور آنان اين باشد كه خداوند در اين آيه مصونيت قرآن را از انتقاد و ايراد كفار تضمين كرده است، بطلان آن جاى شك و ترديد نيست ،چون قرآن از انتقاد مصون نمانده است بلكه ايراد و انتقاد كفار نسبت به قرآن بيش از حد شمارش است، پس اين آيه حتماً متوجه اين جهت نيست.
    و اگر منظورشان اين باشد كه چون داراى روش مستقيم و صحيح و تعاليم محكم و اصيل و داراى دلايل قوى و متقن است و بدين جهت سطح قرآن بالاتر از آن است كه دست انتقاد و ايراد به ساحت آن لطمه و خدشه‏اى وارد سازد و مقام قرآن برتر از آن است كه شك و ترديد افراد ، كوچك‏ترين اثرى در آن بگذارد؛ اين مطلبى است درست و صحيح ، ولى بايد توجه نمود كه اين نوع مصونيت كه به معناى استحكام دليل و استقامت روش و ثبات حقايق آن مى‏باشد ؛ از اول با خود قرآن بوده و ذاتى است، نه اين كه بعد از نازل شدن از سوى خدا به آن متوجه شده است ولى مصونيتى كه از اين استفاده مى‏شود، مصونيت ذاتى نيست ، بلكه مصونيتى است كه بعد از نازل شدن، خداوند آن را از تحريفات مصون و محفوظ بدارد. بنابراين، مصونيت ذاتى كه همان استحكام ذاتى است، هيچ ارتباطى با مفهوم آيه مورد بحث ندارد زيرا:
    اولاً: خود قرآن با اين امتيازات و جهات خاصى كه ذاتاً و از اول از آن برخوردار مى‏باشد، در برابر انتقادات، مدافع و حافظ خود بوده و پاسخگوى ايرادات خواهد بود و از اين لحاظ احتياج به يك حافظ خارجى ندارد.
    ثانياً: اين آيه شريفه حفظ قرآن را پس از نازل شدن آن، تصمين مى‏كند نه در حالت نزولش، تا منظور از حفظ و مصونيت، استحكام و استقامت دلايل آن باشد.
    3ـ مى‏گويند: درست است كه اين آيه بر مصونيت قرآن از تحريف دلالت دارد ولى كدام قرآن؟ چون ممكن است منظور از آن تنها قرآنى باشد كه نزد حضرت ولى عصر (علیه السلام) است نه همه قرآن‏ها زيرا از ظاهر اين آيه كليت و عموميت استفاده نمى‏شود.
    پاسخ: اين احتمال از دو احتمال گذشته ضعيف‏تر است زيرا قرآن بايد در ميان اجتماع و در نزد مردم كه به آن نيازمند هستند، محفوظ و مصون از تحريف باشد نه در نزد امام زمان زيرا محفوظ ماندن قرآن در نزد وى به مانند محفوظ بودن آن در لوح محفوظ است يا در پيش يكى از فرشتگان خدا و اين گفتارى است بسيار سست و غير قابل قبول و شباهت زيادى به گفتار كسى دارد كه بگويد: من هديه‏اى به شما فرستادم ولى آن را در نزد خود يا در نزد يكى از دوستانم محفوظ داشته‏ام.
    شگفت‏انگيزتر اين كه آنان مى‏گويند: منظور آيه مصونيت يك قرآن است، از ميان تمام قرآن‏ها،نه همه قرآن‏ها، گويا اين افراد خيال مى‏كنند كه منظور از «ذكر» قرآنى است كه در روى كاغذها نوشته شده، خوانده مى‏شود و داراى انواع و مصاديق مختلفى مى‏باشد، در صورتى كه اين مطلب واقعيت ندارد، بلكه منظور از «ذكر» كلام خدا و آن قرآن واقعى و آسمانى است كه به رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرود آمده است و اين قرآن‏هاى ظاهرى، حاكى، بازگو كننده و نشان دهنده آن هستند زيرا قرآن‏هاى ظاهر و مطبوع، اوراقى است كه به تدريج كهنه و فرسوده شده و از بين مى‏روند، قابل دوام و بقإ؛ك‏ك س نيستند و هميشگى نمى‏باشند تا مورد توجه و هدف اين آيه قرار بگيرند و به وسيله آن مصونيت قرآن بدين معنى براى هميشه تضمين شود بلكه منظور از «ذكر» قرآن واقعى بوده، منظور از حفظ و مصونيت آن نيز، مصون و محفوظ ماندن آن از دستبرد خائنان و بدعت گذاران است، بدين صورت كه هميشه در دسترس تمام افراد بشر باشد ولى در عين حال حتى آيه‏اى از آن ساقط نشود. اين گفتار به مانند آن است كه بگوييم: فلان قصيده محفوظ است و منظور از محفوظ بودن قصيده تغيير نيافتن و از بين نرفتن آن خواهد بود به طوى كه هم مى‏تواند آن را عيناً به دست آورد.
    4ـ گر چه شبهات و ايرادهاى قبلى را كه درباره دلالت اين آيه بر عدم تحريف نپذيرفتيم و هر يك را پاسخ داديم ولى شبهه ديگر نيز به استدلال با اين آيه متوجه است كه با وجود آن شبهه، دلالت اين بر عدم تحريف مشكل خواهد بود و آن شبهه اين است:
    اگر طرفداران تحريف قرآن در خود اين آيه نيز كه جزئى از قرآن است، احتمال تحريف بدهند، استدلال نمودن با اين آيه بر عدم تحريف قرآن صحيح و اطمينان آور نخواهد بود، زيرا اثبات عدم تحريف در قرآن با آيه‏اى كه در خود آن احتمال تحريف وجود دارد، مستلزم «دور» بوده، اثبات مطلبى است با خود آن كه بطلان چنين استدلالى، مسلم و بديهى است ولى بايد توجه داشت كه اين ايراد بر كسانى متوجه است كه عترت طاهره و اهل بيت پيامبر (ص) را از مقام خلافت الهى معزول و بر كنار نموده، بر گفتار و اعمال آنان اعتماد نمى‏كنند، اين گونه افراد جواب صحيح و قانع كننده‏اى در برابر اين ايراد ندارند اما كسانى كه اهل بيت را حجت خدا و همدوش با قرآن و پشتيبان و پشتوانه آن مى‏دانند و به گفتار آنان اعتماد و تكيه مى‏كنند، از اين گونه ايرادات و شبهات محفوظ و مصون هستند زيرا به عقيده آنان استدلال نمودن اهل بيت پيامبر با قرآن موجود و تأييد نمودن آنان همين قران را دليل و گواه بر حجيت، مدركيت، عدم تحريف و تغيير آن مى‏باشد و اگر فرضاً تحريف هم شده باشد، با امضا و تأييد اهل بيت اين تحريف جبران گرديده، باز حجيت و مدركيت قرآن تثبيت و تحكيم مى‏ شود.4
    __

    1 ) حجر، 9.
    2 ) طلاق/ 10، 11.
    3 ) حجر/ 6.
    4) ر. ك : البيان ، آيت الله العظمي خويي

  2. صلوات و تشکر : 2


  3. #2

  4. #3



    آيه دوم: و انّه لكتاب عزيزه لا يأتيه الباطل من بين يديه و لا من خلفه تنزيل من حكيم حميد (1 )
    و اين قرآن، كتابى است قطعاً شكست‏ناپذير كه هيچ گونه باطلى نه از پيش رو و نه از پشت سر به سراغ آن نمى‏آيد، چرا كه از سوى خداوند حكيم و شايسته ستايش نازل شده است.
    اين آيه شريفه قرآن مجيد را از انواع و اقسام باطل، پاك و به دور معرفى مى‏كند.
    زيرا اگر در كلامى نفى متوجه طبيعت و موجوديت چيزى گردد، تمام افراد و مصاديق آن را نفى خواهد كرد و اين آيه نيز طبيعت بطلان را از دامن مقدس قرآن زدوده و نفى كرده است.
    بنابراين هيچ گونه بطلان كه تحريف نيز يكى از مصاديق آن است، نمى‏تواند به ساحت قدس قرآن راه يابد.
    اشكال: طرفداران تحريف از اين دليل چنين جواب داده‏اند كه: هدف آيه بيان مصونيت قرآن از تناقض در احكام و نفى كردن دروغ و بطلان از اخبار آن است و به اين گفتار با روايت على بن ابراهيم قمى استشهاد مى‏كنند كه وى در تفسير خود از امام باقر (علیه السلام) آورده است كه: «قرآن نه به وسيله تورات، انجيل و زبور كه پيش از آن بودند باطل مى‏شود و نه بعد از آن كتابى خواهد آمد كه به وسيله آن باطل شود».
    و در مجمع البيان نيز از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است كه: «در اخبار قرآن از گذشتگان، باطل و دروغى نيست و به اخبار آن، از آيندگان نيز خلاف و بطلانى راه ندارد».
    پاسخ: اين گفتار در معناى آيه صحيح نيست زيرا اين دو روايت كه بدان‏ها استشهاد مى‏شود بر اين امر، دلالت ندارند كه منظور از بطلان تنها دروغ در اخبار و يا نسخ به وسيله كتاب‏هاى قبلى و بعدى باشد بلكه اين دو روايت تنها بعضى از مصاديق و اقسام بطلان را كه به قرآن راه ندارد، بيان مى‏كنند و مخصوصاً اگر روايات ديگرى را كه بر عموميت و وسعت معانى قرآن از نظر مفهوم و زمان و مكان دلالت دارند، در نظر بگيريم، حقيقت كاملاً روشن مى‏شود كه منظور آيه شريفه اين است كه قرآن در تمام اعصار و قرون از هر نوع بطلان و از تحريف كه يكى از روشن‏ترين و بارزترين اقسام و مصاديق بطلان است، به دور و منزه و پاك است.
    گواه اين كه: تحريف از مصاديق و اقسام باطل ساختن چيزى است و قرآن آن را از ساحت خودش نفى نموده است، اين است كه: همين آيه شريفه، قرآن را با عزت و غلبه و پيروزى توصيف نموده است و لازمه و مقتضاى غلبه و پيروزى و عزت هر چيز، به اين است كه از تغيير و ضايع شدن و از دست دادن حقيقت هويت خويش مصون و محفوظ باشد ولى اگر بگوييم كه منظور از بطلان در آيه كريمه فقط تناقض و كذب است، اين معنى با عزت و پيروزى كه قرآن با آن توصيف شده است، تناسبى ندارد و نمى‏تواند معناى صحيح و زنده‏ اى براى اين آيه باشد.

    پي نوشت
    1- فصلت، 41، 42.

  5. صلوات و تشکر


  6. #4

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •