تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 7 , از مجموع 7
  1. #1

    ((عرش)) چيست ؟.




    عـرش در لـغـت معانى متعددى دارد از جمله : به معنى سقف يا چيزى است كه داراى سقف بوده باشد، و گاهى به معنى تختهاى بلند همانند تخت سلاطين نيزآمده است.
    ولـى هـنـگـامـى كه در مورد خداوند به كار مى رود و گفته مى شود ((عرش خدا))منظور از آن مجموعه جهان هستى است كه در حقيقت تخت حكومت پروردگارمحسوب مى شود.
    بنابراين در آيه مورد بحث جمله ((استوى على العرش)) كنايه از احاطه كامل پروردگار و تسلط او بر تدبير امور آسمانها و زمين بعد از خلقت آنهاست.
    سـپـس مـى فـرمـايـد: ((اوسـت كـه شب را همچون پوششى بر روز مى افكند وروشنايى روز را با پرده هاى ظلمانى شب مى پوشاند)) (يغشى الليل النهار).
    بـعـد از آن اضـافه مى كند: ((شب با سرعت به دنبال روز در حركت است))(يطلبه حثيثا) همانند طلبكارى كه با سرعت به دنبال بدهكار مى دود.
    سـپـس مـى افزايد: ((اوست كه خورشيد و ماه و ستارگان را آفريده است ، درحالى كه همه سر بر فرمان او هستند)) (والشمس والقمر والنجوم مسخرات بامره).
    پس از ذكر آفرينش جهان هستى و نظام شب و روز و آفرينش ماه و خورشيدو ستارگان به عنوان تـاكـيـد مـى گويد: ((آگاه باشيد آفرينش و اداره امور جهان هستى تنها به دست اوست)) (الا له الخلق والا مر).
    مـنـظـور از ((خـلق)) آفرينش نخستين ، و منظور از ((امر)) قوانين و نظاماتى است كه به فرمان پروردگار بر عالم هستى حكومت مى كند و آنها را در مسير خود رهبرى مى نمايد.
    بـه عـبـارت ديـگـر: هـمان طور كه جهان در حدوثش نيازمند به اوست در تدبير وادامه حيات و اداره اش نـيـز وابسته به او مى باشد، و اگر لحظه اى لطف خدا از آن گرفته شود نظامش بكلى از هم گسسته و نابود مى گردد.
    و در پـايان آيه مى فرمايد: ((پربركت است خداوندى كه پروردگار عالميان است)) (تبارك اللّه رب العالمين).
    اين جمله بعد از ذكر آفرينش و تدبير جهان هستى يك نوع ستايش از مقام مقدس پروردگار است كه وجودى مبارك ، ازلى ، ابدى و سرچشمه همه بركات ونيكيها و خير مستمر مى باشد.
    (آيه).

  2. صلوات و تشکر


  3. #2

    عرش و کرسی




    عرش و کرسی منابع مقاله: معارف قرآن (3-1)، مصباح یزدی ، محمد تقی؛
    پایگاه حوزه نت

  4. صلوات و تشکر


  5. #3



    در قرآن،بجز آسمان و زمین و آنچه در بین آندو است،از دو موجود دیگر به نامهای عرش و کرسی نیز نام برده شده است.در مورد کرسی،تنها یک آیه وجود دارد:

    بقره/255:

    وسع کرسیه السموات و الارض .

    گستره ی کرسی الهی،آسمان و زمین است.

    اما در مورد عرش،چندین آیه در قرآن آمده است.

    مبحثی وجود دارد در مورد اینکه آیا عرش و کرسی یک چیز است؟برخی احتمال داده اند که یک چیز است با دو نام.عرش به اعتبار دلالت بر اریکه ی سلطنت و اورنگ قدرت،و کرسی،به اعتبار برتری و سریر حکمرانی و مقر فرمانروایی.هر دو تعبیری است کنایی از مقامی که امر تدبیر جهان از آن،ناشی می شود.

    اما آیا براستی یکی هستند یا دو تا؟چیزی است که دلیلی قطعی از خود قرآن بر هیچکدام نداریم،اما بر حسب روایات متعدد می توان گفت،که عرش و کرسی دو چیز متفاوت هستند،و شاید بتوان گفت که ظاهر قرآن هم همین است.

    مبحث دیگر این است که عرش و کرسی چیست؟آیا کنایه از مقام فرماندهی است یا براستی موجوداتی هستند نظیر سایر پدیده های گیهان و جهان؟

    از برخی آیات شاید بتوان مدد گرفت که منظور از عرش،همان مقام سلطنت و ربوبیت و تدبیر الهی است،به ویژه که غالبا بعد از آن،لفظ تدبیر یا نظایر و مصادیق آن، بیان می شود:

    یونس/3:

    ثم استوی علی العرش یدبر الامر .سپس بر عرش برآمد تا جهان را کارگردانی کند. شاید بتوان از این آیه یاری جست و استظهار کرد که معنای این عرش،نه موجودی است که خدا بر آن قرار گیرد زیرا خدا-جل شانه-جسمانی نیست.پس این یک تعبیر کنایی است از مقام ربوبیت.بهر حال این یک احتمال است.تعبیر استوی علی العرش در هفت مورد آمده است،از جمله:

    اعراف/54:

    ان ربکم الله الذی خلق السموات و الارض فی ستة ایام ثم استوی علی العرش .

    همانا خدای شما«الله »است،آنکه آسمانها و زمین را در شش روز آفرید سپس بر عرش برآمد.

  6. صلوات و تشکر


  7. #4



    احتمال دیگر این است که عرش نام مخلوق خاصی باشد،و مؤید آن هفت مورد دیگر است که خدا،با تعبیر«رب العرش »توصیف می شود،از جمله:

    توبه/129:

    فان تولوا فقل حسبی الله لا اله الا هو،علیه توکلت و هو رب العرش العظیم .

    اگر برگشتند و به تو پشت کردند،بگو خدا مرا بسنده است(همانکه)جز او خدایی نیست،بر او پشتگرمی و تکیه دارم و او پروردگار عرش سترگ است از ظاهر آیه چنین برمی آید که عرش موجودی است که خدا رب اوست،این استظهار و مددجویی از آیه،در اینجا بعید نیست.گرچه به این ظاهر نیز چندان تکیه نمی توان کرد چون در برخی آیات دیگر، «رب »به اسم معنی نیز اضافه شده است:چنانکه در تعبیر رب العزه،چنین نیست که «عزت »موجود و پدیده ای است و خدا رب اوست،بلکه رب در اینجا بمعنی دارنده و صاحب است:دارنده عزت.در اینجا نیز می تواند رب العرش به معنی صاحب ملک و تدبیر باشد، اما آیه روشنتری نیز هست:

    غافر/7:

    الذین یحملون العرش و من حوله .

    آنانکه عرش را بر می دارند و آنان که اطراف آن هستند.در این آیه،بعید است بگوییم عرشی که حاملین و اطرافیانی دارد،یک تعبیر کنایی است از مقام ربوبیت و ظاهر آنست که در این آیه،عرش موجودی است حقیقی،چنانکه در این آیه نیز:

    الحاقه/17:

    و یحمل عرش ربک فوقهم یومئذ ثمانیة .

    عرش پروردگارت را در این روز هشت تن فراز مردم برمی دارند.هر چند اگر دلیل قاطعی می داشتیم،این تعبیرات قابل تاویل می بود،اما ظاهر آیه،همین است.

    این احتمال نیز بعید نیست که در این آیات،عرش موجود حقیقی است و در آیات دیگر، تعبیر کنایی،هر چند این احتمال خالی از تکلف نیست.نتیجه:سه احتمال در اینمورد وجود دارد:

    1-تعبیر کنایی (1) از مقام ربوبیت و تدبیر جهان.

    2-در همه جا،مراد موجود حقیقی است اما تعبیر:

    رعد/3:

    استوی علی العرش .

    مجموعا تعبیری کنایی است.

    چنانکه در کنایه «زید عریض القفا»،(زید پس گردنی پهن دارد) (2) ،قفا حقیقی است ولی عریض بودن آن،تعبیر کنایی است.

    3-جمع هر دو و تفصیل آیات یعنی در برخی آیات حقیقی و در برخی دیگر تعبیر کنایی است.

    اما بر حسب روایات،عرش یک مخلوق حقیقی است و حاملانی با اوصافی ویژه برای آن، ذکر شده است و این روایات بهترین مؤید هستند برای احتمال دوم.

  8. صلوات و تشکر


  9. #5



    پی نوشت ها:

    1- در کنایه هر لفظ مفردی در معنای حقیقی بکار می رود ولی منظور گوینده،لازمه مفهوم جمله است.

    2- کنایه از اینکه زید بی رگ یا احمق است

  10. صلوات و تشکر


  11. #6

    عرش و کرسی چیست؟




    پرسش:
    معنای کرسی چیست؟ (آیا به معنای عرش اعظم است؟)
    پاسخ:

    در معانی الأخبار از حفض بن غیاث روایت آورده است که گفت: من از امام صادق (ع) از قول خدای عز و جل پرسیدم که می فرماید: "وسع کرسیه السموات و الارض[i]" امام فرمود: منظور از کرسی علم خداوند است[ii]. یعنی کرسی مرتبه ای از مراتب علم خداوند است. توضیح این مطلب اینکه: در عالم وجود مرتبه ای از علم وجود دارد که غیر محدود است. و به عبارت دیگر ما فوق این عالم که ما جزئی از آن هستیم، عالمی دیگر است که موجوداتش غیر محدودند. یعنی وجودشان حدود جسمانی این عالم را ندارد. و آن تعینات که برای هستی ما هست برای آنها نیست. و این موجودات، در عین اینکه نامحدودند؛ برای خدای سبحان معلوم هستند. یعنی وجودشان عین علم است. همچنانکه موجودات محدودی که در عالم وجودند در مرتبه وجودشان برای خداوند سبحان معلوم هستند؛ یعنی وجودشان همان علم خداوند است به آنها. و حضورشان است نزد خدا.

    خلاصه نامتناهی بودن علم نه به معنای کثرت علوم در آنجا است بلکه به معنای کمال وجودی آن است و حدود و قیودی که در این عالم ماده باعث افزایش موجودات و تمایز و امتیاز هر یک از دیگری شده، و از این تمایزات انواع و اصناف و افراد زائیده شده، و افراد هم دارای حالاتی و اضافاتی شده اند، نمی تواند آن کمال نامتناهی را اندازه گیری و تجدید کند. این موجودات همانطور که معلوم است به علمی بی نهایت و غیر مقدر، یعنی موجود در ظرف علم است به وجودی غیر مقدر و بی اندازه، همچنین با حدودی که دارند معلوم و موجود در ظرف علم هستند. و این علم یعنی علم به محدودات همان کرسی است[iii].

    همچنین در توحید صدوق ص 321 از حنان روایت آورده است که گفت: از امام صادق (ع) از عرش و کرسی پرسیدم فرمود: عرش صفات بسیار مختلف دارد در هر سببی که در قرآن آمده است صفت جداگانه ای دارد. در جمله "رب العرش العظیم" منظور ملک عظیم است و در جمله "الرحمن علی العرش استوی" که می فرماید رحمن بر ملک مسلط است و این عرش همان علم به کیفیت دادن به اشیاء است، و درجایی که عرش و کرسی جدای از هم ذکر می شوند هر یک معنایی جداگانه دارند. برای اینکه عرش و کرسی دو باب از بزرگترین ابواب غیب بوده و خود آن دو نیز غیب هستند. و همچنین آن دو مقرون با غیب هستند؛ چون کرسی باب ظاهر از غیب است که برای اولین بار موجودات بی سابقه از آن باب طلوع می کنند، و آنگاه هم اشیاء از همانجا به وجود می آیند؛ اما عرش، باب باطن غیب است که علم چگونگی ها و علم عالم کون و علم قدر و اندازه گیریها، و نیز مشیت و صفت اراده و علم الفاظ و حرکات و سکنات و علم بازگشت و ابتدا، همه در آن باب است. پس عرش و کرسی در علم دو باب قرین همدیگرند، چون ملک عرش غیر ملک کرسی است و هم آن پنهان تر از علم کرسی است. از این جهت خدای تعالی درباره عرش میفرماید: رب العرش العظیم یعنی عرشی که صفتش عظیم تر از صفت کرسی است در عین اینکه هر دو علم قرین هم هستند. عرض کردم: فدایت شوم، پس چرا عرش در فضیلت، همسایه کرسی شد؟ فرمود: برای این همسایه آن شد که علم کیفیت ها در آن است. و از ابواب بداء و انیت و حد رتق و فتق آن، هر چه ظاهر می شود، در آن ظاهر می گردد به این جهت عرش و کرسی، همسایه یکدیگر شدند. چیزی که هست یکی دیگری را در ظرفیت خود گنجانده است، و خدای تعالی با الفاظی از قبیل عرش و کرسی برای دانشمندان مثلی زده تا بر درستی ادعای آن دو استدلال کنند، چون خدا هر کس را بخواهد به رحمت خود مخصوص می دارد و او قوی و عزیز است. (پایان حدیث)

    و در احتجاج ج 2 ص 100 حدیثی از امام صادق آورده است که فرمود خدای تعالی هرچیزی را داخل کرسی خلق کرد جز عرش که خود او عظیم تر از آن است که در کرسی جای گیرد. البته شیخ صدوق در کتاب توحید خود و عیاشی در تفسیر خود ج 1 ص 138 از امام علی (ع) نقل کرده اند که آسمان و زمین و همه مخلوقی که بین آن دو است همه در داخل کرسی قرار دارند و این کرسی را چهار فرشته به امر خدا حمل می کنند. این در حالی است که در روایات ائمه اهل البیت تنها این روایت وارد شده است که کرسی هم حامل دارد و بقیه روایات فقط برای عرش حاملینی را بیان کرده اند چون قرآن هم فرموده است: "و یحمل عرش ربک فوقهم حینئذ ثمانیة[iv]" امروز عرش پروردگارت را هشت نفر که مافوق فرشتگان هستند حمل می کنند.
    علامه طباطبایی در جمع این روایت و آیات می فرماید: می توان گفت که کرسی با عرش متحد است و هر دو یک چیز هستند. یک چیزی که ظاهر و باطنی دارد ظاهر آن کرسی و باطن آن عرش است قهرا وقتی یکی از آن دو حمل کنندگانی داشته باشد دیگری هم دارد[v].

    [i]سوره بقره آیه 255

    [ii]معانی الاخبار ص 30

    [iii]ر.ک المیزان ج 2 بحث روایی ذیل آیه 255 بقره

    [iv] سوره الحاقه آیه 17

    [v]ر.ک: المیزان ج 2 بحث روایی ذیل آیه 255 سوره بقره

    منبع: پایگاه حوزه5679-65679-6

  12. صلوات و تشکر


  13. #7



    سؤال: حاملان عرش چه کسانى هستند؟

    جواب: «عرش» به معنى «مجموعه جهان هستى» است، که عرشِ حکومت خدا است، و به وسیله فرشتگان، که مجرى فرمان خدا هستند، تدبیر مى شود.
    در روایتى آمده: «حاملان هشتگانه عرش خدا در قیامت چهار نفر از اولین، و چهار نفر از آخرین هستند، اما چهار نفر از اولین «نوح»، «ابراهیم»، «موسى» و «عیسى» مى باشند، و چهار نفر از آخرین «محمّد»(صلى الله علیه وآله)، «على»، «حسن» و «حسین»(علیهم السلام)هستند»!.
    باید توجه داشت اگر حاملان هشتگانه عرش، هشت گروه باشند، ممکن است گروه هائى از فرشتگان و گروهى از انبیاء و اولیاء عهده دار این مهم گردند، و به این ترتیب، بخشى از تدبیر نظام آن روز را فرشتگان بر عهده دارند، و بخشى را انبیاء، اما همه، به فرمان خدا است.(1)

    1- تفسیر نمونه، جلد 24، صفحه 454.
    منبع پایگاه آیت الله العظمی مکارم شیرازی

  14. صلوات و تشکر


موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 6
    آخرين نوشته: 1391/04/13, 11:28 بعد از ظهر
  2. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 1390/11/17, 09:26 بعد از ظهر
  3. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 1390/04/02, 09:47 قبل از ظهر
  4. ஜ ╫ منشاء دين چيست ؟
    توسط hoda در تالار کلیات
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 1389/12/11, 08:58 قبل از ظهر
  5. صراط چيست ؟
    توسط hoda در تالار صراط
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 1389/11/22, 09:42 بعد از ظهر

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •