تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 12

موضوع: اصحاب اعراف

  1. #1

    اصحاب اعراف




    اصحاب اعراف چه كساني هستند؟
    اعراف
    يكي از مباحث مربوط به قيامت بحث اعراف و اصحاب اعراف است كه نظرات مختلف و بعضاً متضادي در خصوص آن مطرح شده است كه ذيلاً به آن مي پردازيم:
    قرآن مجيد در چند آيه دربار اعراف و اعرافيان سخن مي گويد.

    آخرین موضوعات ارسالی این تالار:


  2. #2



    -1 وَ بَي­نَهُما حِجابٌ وَ عَلَي ال­اع­رافِ رِجالٌ يَع­رِفُونَ كُلَّا بِسِيماهُم­ وَ نادَو­ا اص­حابَ ال­جَنَّهِ ان­ سَلامٌ عَلََي­كُم­ لَم­ يَد­خُلُوها وَ هُم­ يَط­مَعُونَ (اعراف/46)
    (و ميان آن دو گروه، حايلي است، و بر اعراف، مرداني هستند كه هر يك از آن دو دسته را از سيمايشان مي شناسند و بهشتيان را- كه هنوز وارد آن نشده ولي بدان اميد دارند- آواز مي دهند كه سلام بر شما.)

  3. #3



    -2 وَ اذا صُرِفَت­ اب­صارُهُم­ تِل­قاءَ اص­حابِ النّارِ قالُوا رَبَّنا لاتَج­عَل­نا مَعَ ال­قَو­مِ الظّالِمينَ (اعراف/47)
    (و چون چشمانشان به سوي دوزخيان گردانيده شود، مي گويند: پروردگارا ما را در زمره گروه ستمكاران قرار مده.)

  4. #4



    -3 وَ نادي اص­حابُ ال­اع­رافِ رِجالاً يَع­رِفُونَهُم­ بِسِيماهُم­ قالُوا ما اغ­ني عَن­كُم­ وَ ما كُن­تُم­ تَس­تَك­بِر­ونَ (اعراف/ 48)
    (و اهل اعراف، مرداني را كه آنان را از سيمايشان مي شناسند، ندا مي دهند و مي گويند: جمعيت شما و آن همه گردنكشي كه مي كرديد به حال شما سودي نداشت.)

  5. #5



    -4 اهؤُلاءِ الَّذينَ اق­سَم­تُم­ لاَينالُهُمُ اللهُ بِرَح­مَهٍ اُد­خُلُوا ال­جَنَّهَ لاخَو­فٌ عَلَي­كُم­ وَ لاان­تُم­ تَح­زَنُونَ
    ( اعراف/49)
    (آيا اينان همان كسان نبودند كه سوگند ياد مي كرديد كه خدا آنان را به رحمتي نخواهد رسانيد؟ اينك به بهشت درآييد. نه يتيمي بر شماست و نه اندوهگين مي شويد.)
    مراد از اصحاب اعراف

  6. #6



    بررسي آيات چهارگانه فوق نشان مي دهد كه دو گونه صفات مختلف و متضاد براي اين اشخاص ذكر شده است:
    در آيه اول و دوم، افرادي كه بر اعراف قرار دارند چنين معرفي شده اند كه آرزو دارند وارد بهشت شوند ولي موانعي آنها را جلوگيري كرده است، به هنگامي كه نگاه به بهشتيان مي كنند بر آنها درود مي فرستند، و مي خواهند با آنها باشند، اما هنوز نمي توانند، و به هنگامي كه نظر به دوزخيان مي افكنند، از سرنوشت آنها وحشت نموده و به خدا پناه مي برند.
    ولي از آيه سوم و چهارم استفاده مي شود كه آنها افرادي با نفوذ و صاحب قدرتند، دوزخيان را مواخذه و سرزنش مي كنند و به واماندگان در اعراف كمك مي نمايند كه از آن بگذرند و به سرمنزل سعادت برسند.

  7. #7



    رواياتي كه در زمينه اعراف و اصحاب اعراف نقل شده نيز ترسيمي از دو گروه متضاد مي كند ، در بسياري از روايات كه از ائمه اهل بيت (ع) نقل شده مي خوانيم : نحن الاعراف : “مائيم اعراف” (1) يا “آل محمد هم الاعراف” : “خاندان پيامبر (ص) اعرافند”(2) و مانند اين تعبيرات.
    و در بعضي ديگر از روايات مي خوانيم : هم اكرم الخلق علي الله تبارك و تعالي : “آنها گرامي ترين مردم در پيشگاه خدايند”.(3) و يا هم الشهداء علي الناس و النبيون شهدائهم : “آنها گواهان بر مردمند و پيامبران گواهان آنها هستند”.(4)
    و در روايات ديگر كه حكايت دارد آنها پيامبران و امامان و صلحا و بزرگانند .
    ولي دسته ديگري از روايات مي گويد: آنها وا ماندگاني هستند كه بديها و نيكيهايشان مساوي بوده است يا گنهكاراني هستند كه اعمال نيكي نيز داشته اند مانند حديثي كه از امام صادق (ع) نقل شده كه فرمود : هم قوم استوت حسناتهم و سيئاتهم فان ادخلهم النار فبذنوبهم و ان ادخلهم الجنه فبرحمته :
    “آنها گروهي هستند كه حسنات و سيئاتشان مساوي است ، اگر خداوند آنها را به دوزخ بفرستد به خاطر گناهانشان است و اگر به بهشت بفرستد به بركت رحمت او است. (5)
    روايات متعدد ديگري در تفاسير اهل تسنن از “حذيفه” و “عبدالله بن عباس” و “سعيد بن جبير” و امثال آنها به همين مضمون نقل شده است. (6)
    در همين تفاسير نيز مداركي بر اينكه اهل اعراف صلحا و فقها و علما و يا فرشتگان هستند ديده مي شود.

  8. #8



    گر چه ظاهر آيات و ظاهر اين روايات در ابتدا متضاد به نظر مي رسد و شايد همين امر سبب شده است كه مفسران در اين باره اظهار نظرهاي متفاوت و گوناگون كنند ، اما با دقت روشن مي شود كه نه در ميان آيات و نه در ميان روايات تضادي وجود ندارد بلكه همه يك واقعيت را تعقيب مي كنند.
    توضيح اينكه : همانطور كه گفتيم از مجموع آيات و روايات چنين استفاده مي شود كه اعراف گذرگاه سخت و صعب العبوري بر سر راه بهشت سعادت جاويدان است، طبيعي است كه افراد نيرومند و قوي يعني صالحان و پاكان با سرعت از اين گذرگاه عبور مي كنند اما افرادي كه خوبي و بدي را به هم آميختند در اين مسير وا مي مانند.
    همچنين طبيعي است كه سرپرستان جمعيت و پيشوايان قوم در گذرگاههاي سخت همانند فرماندهاني كه در اين گونه موارد در آخر لشكر راه مي روند تا همه سپاهيان بگذرند، در آنجا توقف مي كنند تا به كمك ضعفاي مؤمنان بشتابند و آنها كه شايستگي نجات را دارند در پرتو امدادشان رهايي يابند.
    بنابراين در اعراف، دو گروه وجود دارند، ضعيفان و آلودگاني كه در رحمتند و پيشوايان بزرگي كه در همه حال يار و ياور ضعيفانند، بنابراين قسمت اول آيات و روايات اشاره به گروه نخستين يعني ضعفا است و قسمت دوم اشاره به گروه دوم يعني بزرگان و انبياء و امامان و صلحا.
    در بعضي از روايات نيز شاهد اين جمع به خوبي ديده مي شود مانند روايتي كه در تفسير علي بن ابراهيم از امام صادق (ع) نقل شده كه فرمود: “الاعراف كثبان بين الجنه و النار و الرجال الائمه يقفون علي الاعراف مع شيعتهم و قد سبق المؤمنون الي الجنه بلاحساب.... “: “ اعراف، تپه اي است ميان بهشت و دوزخ، و امامان آن مرداني هستند كه بر اعراف در كنار شيعيان (گنهكارشان) قرار مي گيرند، در حاليكه مؤمنان (خالص) بدون نياز به حساب در بهشت جاي گرفته اند... “.
    بعد اضافه مي كند: “ امامان و پيشوايان در اين موقع به پيروان گناهكار خود مي گويند خوب نگاه كنيد، برادران با ايمان خود را چگونه بدون حساب به بهشت شتافته اند، و اين همان است كه خداوند مي گويد: سلام عليكم لم يدخلوها و هم يطمعون (يعني آنها به بهشتيان درود مي فرستند در حالي كه خودشان هنوز وارد بهشت نشده اند و آرزو دارند.)
    سپس به آنها گفته مي شود، دشمنان حق را بنگريد كه چگونه در آتش اند و اين همان است كه خداوند مي فرمايد: و اذا صرفت ابصارهم تلقاء اصحاب النار قالوا ربنا لاتجعلنا مع القوم الظالمين ... بعد به دوزخيان مي گويند اينها (پيروان و شيعياني كه آلوده گناهاني بوده اند) همانها هستند كه شما مي گفتيد هرگز مشمول رحمت الهي نخواهند شد، (سپس رحمت الهي شامل حال آنها شده) و به اين دسته از گنهكاران (كه بر اثر ايمان و اعمال صالحي شايستگي عفو و آمرزش دارند) از طرف امامان و پيشوايان دستور داده مي شود كه بسوي بهشت برويد نه ترسي داريد نه غمي”(7 )شبيه همين مضمون در تفاسير اهل تسنن از حذيفه از پيامبر (ص) نقل شده است.(8 )
    بار ديگر تكرار مي كنيم كه سخن دربار ه جزئيات رستاخيز و خصوصيات زندگي در جهان ديگر درست به اين مي ماند كه ما از دور شبحي ببينيم و آن را توصيف كنيم در حاليكه آن شبح بازندگي ما تفاوت بسياري دارد و ما تنها با الفاظ محدود و نارساي خود مي توانيم اشاره كوتاهي به آن كنيم.

  9. #9



    نكته قابل توجه اينكه زندگي در جهان ديگر بر اساس الگوهايي است كه از اين جهان گرفته مي شود در مورد اعراف نيز همين گونه است زيرا در اين دنيا مردم سه گروهند، مؤمنان راستين كه در پرتو ايمان به آرامش كامل رسيده اند و از هيچ گونه مجاهدتي دريغ ندارند و معاندان و دشمنان لجوج حق كه به هيچ وسيله به راه نمي آيند، و گروه سومي كه در گذرگاه صعب العبوري ميان اين دو گروه قرار گرفته اند و بيشتر توجه رهبران راستين و پيشوايان حق نيز به آنها است كه در كنارشان بمانند و دستشان را بگيرند و از مرحله اعراف مانند نجاتشان دهند تا در صف مؤمنان حقيقي قرار گيرند.
    و از اينجا روشن مي شود كه دخالت انبياء و امامان در وضع اصحاب اعراف در قيامت همانند دخالتشان در زمينه رهبري در اين دنيا هيچ گونه منافاتي با قدرت مطلقه پروردگار و حاكميت او بر همه چيز ندارد، بلكه هر چه آنها مي كنند به اذن و فرمان اوست.(9)

  10. #10



    پي نوشتها:
    (3) و (2) و (1) تفسير برهان ، ج 2 ، ص 19-17.
    (4 )تفسير نور الثقلين ، ج 2 ص 33 ، ح 129.
    (5 ) تفسير برهان ، ج 2 ، ص17.
    (6 ) طبري ، ابي جعفر ، جامع البيان عن تاويلاي القرآن ،ج 8 ص 192 ذيل آي شريفه.
    (2 )تفسير برهان، ج 2، ص 20-19، ح18.
    (3 )جامع البيان عن تاويلاي القرآن ، ج 8 ، ص 200.
    (4 )تفسير نمونه، ج ؛6 ص191-187.
    منبع روزنامه رسالت

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •