تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 6 , از مجموع 6
  1. #1

    آياتي كه به قيام امام مهدي (عج) تأويل شده اند




    خبرگزاری فارس چند آیه که به قیام حضرت ولی عصر علیه السلام تاویل شده اند را برشمرده است:


    امام صادق (ع) مي فرمايد: «اول كسي كه قبرش منشق و شكافته مي*شود و او برمي*خيزد و به دنيا رجوع مي كند، حسين بن علي (ع) است. و اين رجعت عام نيست؛ بلكه رجعت خاص است. يعني اين رجعت نسبت به همه خلايق نيست؛ بلكه به دنيا رجوع نمي*كنند، مگر مؤمني كه ايمانش كامل و مشركي كه اعتقادش شركت محض باشد.»


    اين حديث امام صادق (ع) اشاره به رجعت ائمه اطهار (ع) پس از ظهور امام مهدي (عج) و استقرار حكومت مهدوي است. ائمه و صالحان، با رجعت خود، ياري*رسان منجي عالم بشريت در تحقق الهي بر روي عالم هستي خواهند بود.
    حال، آيا مي*توان اين ايده را با استفاده از علم قرآن به اثبات رساند.
    خداي متعال در آيه 243 سوره بقره مي*فرمايد: «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيارِهِمْ وَ هُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُوا ثُمَّ أَحْياهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَشْكُرُونَ» (آيا نديدى كسانى را كه از ترس مرگ از خانه‏هاى خود فرار كردند، در حالى كه هزاران نفر بودند، پس خداوند به آنها گفت: بميريد (و آنها مردند،) سپس آنان را زنده كرد (تا درس عبرتى براى آيندگان باشند؟) همانا خداوند نسبت به مردم احسان مى‏كند، ولى بيشتر مردم سپاس نمى‏گذارند.)
    شيخ صدوق در تفسير اين آيه نوشته است: در شهري كه در آن هفتاد هزار تن زندگي مي*كردند، طاعون مي*آمد. اغنيا هنگام هجوم طاعون از شهر خارج مي*شدند و فقرا در شهر باقي مي*ماندند، به همين جهت طاعون در ميان فقيران بيش از ثروتمندان طعمه مي*گرفت. در دوره*اي، آنان كه در شهر مي*ماندند، اعتقاد داشتند كه اگر از شهر خارج مي*شدند، قربانيان كمتري مي*دادند و ثروتمندان نيز مي*گفتند كه اگر در شهرباني مي*ماندند، آنان نيز قربانيان بيشتري مي*دادند، به همين جهت تصميم گرفتند تا در صورت شيوع دوباره طاعون، همگي به اتفاق هم شهر را ترك كنند.

    پس از حمله دوباره طاعون همگي شهر را ترك گفته و در كنار دريايي اسكان يافتند و هنگاميكه بارهاي خود را بر زمين گذاشتند، خداوند امر كرد كه تمام آنها بميرند. همه مردند و آيندگان اجساد آنها را به كناري انداختند تا اينكه ارمياي نبي، از پيامبران قوم يهود، هنگام عبور از آن وادي، باقي مانده اجساد آن قوم را ديد و رو به خدا اظهار كرد: «پروردگارا اگر بخواهي در هر لحظه اينان را زنده مي گرداني تا اينكه شهرهاي تو را آباد كنند و پاره بندگانت از اينان زاده شوند و با بندگي كنندگانت به تو بندگي كنند.»
    در اين هنگام خداي تعالي با وحي فرمود: «آيا مي*خواهي آنها را براي تو زنده گردانم؟» ارميا گفت: «بله مي*خواهم.» پس از آن خداوند، آن قوم را بر ارمياي نبي زنده گردانيد و با وي برانگيخت. اين قوم مدتي مردند و پس از گذشت زماني زنده شدند و سال*ها بعد وفات كردند.


    همچنين خداوند در آيه 56 سوره بقره درباره آنان كه حضرت موسوي (ع) آنها را از ميان قوم خود براي ميقاتگاه خود برگزيده بود، فرمود: «ثُمَّ بَعَثْنَاكُم مِّن بَعْدِ مَوْتِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ» (سپس شما را پس از مرگتان برانگيختيم باشد كه شكرگزارى كنيد) اين فرموده* زماني بود كه اين عده از قوم موسي (ع) سخن گفتن خدا را شنيدند و گفتند كه ما اين را تصديق نمي*كنيم مگر اينكه خدا را آشكار ببينيم. پس آنها را به سبب اين دعوي كه در حقيقت ظلم بود، صاعقه زد و همگي مردند. موسي (ع) پس از اين عقوبت از خدا پرسش كرد كه پس از مراجعت به قوم يهود، درباره اين همراهانم چه بگويم؟ كه در اين هنگام خدا، آنها را دوباره زنده گردانيد. اين همراهان موسي (ع)،*كه مرگ را تجربه كرده بود، سال*هاي سال خوردند و آشاميدند و پس از تشكيل خانواده حتي صاحب اولاد نيز شدند و بعد با اجل*هاي خود در گذشتند.
    در ضمن در اين باره مي توان به آيه شريفه 110 از سوره مباركه مائده استناد كرد كه خدا در اين آيه درباره زنده كردن مردگان توسط حضرت عيسي (ع) سخن گفته شده است. همه مردگاني كه عيسي (ع) به اذن خدا آنها را زنده مي*كرد، پس از زندگي دوباره و هنگام سررسيدن اجل خود، وفات مي*كردند.
    بنابراين در امت*هاي گذشته رجعت اتفاق افتاده است. پيامبران گرامي اسلام مي*فرمايد: «چيزهايي كه در ميان امّتان گذشته واقع شده طابق النعل بالنعل و القذة بالقذة، در ميان اين امت واقع مي*شود.» پس قاعده واجب است اينكه رجعت در ميان امت نيز واقع شود.
    اعتقادي وجود دارد مبني بر اينكه عيسي بن مريم، پس از خروج حضرت مهدي (عج)، پشت سر آن حضرت نماز مي*گذارد و فرود آمدنش به زمين در حقيقت رجوع به دنيا بعد از مردنش است.

    زيرا خداوند در حق وي در آيه 47 سوره كهف مي*فرمايد كه «وَيَوْمَ نُسَيِّرُ الْجِبَالَ وَتَرَى الْأَرْضَ بَارِزَةً وَحَشَرْنَاهُمْ فَلَمْ نُغَادِرْ مِنْهُمْ أَحَدًا» (و [ياد كن] روزى را كه كوهها را به حركت درمى‏آوريم و زمين را آشكار [و صاف] مى‏بينى و آنان را گرد مى‏آوريم و هيچ يك را فرو گذار نمى‏كنيم )و نيز در آيه 83 سوره نمل مي*فرمايد: «وَيَوْمَ نَحْشُرُ مِن كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجًا مِّمَّن يُكَذِّبُ بِآيَاتِنَا فَهُمْ يُوزَعُونَ» (و آن روز كه از هر امتى گروهى از كسانى را كه آيات ما را تكذيب كرده‏اند محشور مى‏گردانيم پس آنان نگاه داشته مى‏شوند تا همه به هم بپيوندند)، همچنين در سوره نحل در آيه 38 مي*خوانيم: «وَأَقْسَمُواْ بِاللّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لاَ يَبْعَثُ اللّهُ مَن يَمُوتُ بَلَى وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا وَلكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَعْلَمُونَ» (و با سخت‏ترين سوگندهايشان بخدا سوگند ياد كردند كه خدا كسى را كه مى‏ميرد بر نخواهد انگيخت آرى [انجام] اين وعده بر او حق است ليكن بيشتر مردم نمى‏دانند) يعني در روز رجعت اين وعده حق است كه خدا در حق ايشان فرموده و ليكن بسياري از خلايق اين را نمي*دانند. پس اين آيه در خصوص رجعت است، چنانچه كه خداوند در آيه 39 همين سوره مي*فرمايد: «لِيُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي يَخْتَلِفُونَ فِيهِ وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ كَفَرُواْ أَنَّهُمْ كَانُواْ كَاذِبِينَ» (تا [خدا] آنچه را در [مورد] آن اختلاف دارند براى آنان توضيح دهد و تا كسانى كه كافر شده‏اند بدانند كه آنها خود دروغ مى‏گفته‏اند)

    البته بايد عنوان كرد كه اعتقاد به تناسخ در اين خصوص، باطل است زيرا قول به تناسخ منافي قول به وجود بهشت و دوزخ است.
    مرحوم علامه محمد باقر مجلسي درباره تناسخ مي*گويد: «مراد از تناسخ اين است كه كسي بميرد و روحش به قالب علي* حده داخل شود به دنيا برگردد. پس فرض تناسخ در خصوص رجعت چنان است كه ارواح ديگران به بدن*هاي انبياء و ائمه و مؤمنان داخل شوند و به دنيا بيايند. و اينگونه اعتقاد كفر است. زيرا كه بر اين مذهب لازم آيد كه روح مؤمن و كافر يكي باشد و اين مستلزم بطلان قول به وجود بهشت و دوزخ و ثواب و عقاب است و اين بر ارباب تأمل پوشيده و پنهان نيست.» (مهدي موعود / جلد دوم / صفحه 526)

    منابع:
    رساله عقايد، شيخ صدوق
    مهدي موجود جلد دوم (ترجمه جلد سيزدهم بحار*الانوار) علامه محمدباقر مجلسي
    مختصر بصائر الدرجات.
    ویرایش توسط پناهنده به قرآن : 1389/03/22 در ساعت 01:47 بعد از ظهر

  2. صلوات و تشکر


  3. #2



    آياتى كه در قرآن كريم دراین باره وارد شده، بسيارند. (رجوع شود به چاپ جديد به بحارالانوار، جلد 151 از صفحه 44 به بعد)، به عنوان نمونه:

    در قرآن كريم مى خوانيم: «او خدائى است كه رسولش را با دلائل رهنمون بخش فرستاد تا آن را بر تمام دين ها غالب گرداند هر چند اين موضوع خوش آيند مشركان نيست.»
    اين آيه به طور صريح نويد مى دهد؛ روزى خواهد آمد كه آئين اسلام همه اديان را تحت الشعاع خود قرار مى دهد و سراسر جهان زير پرچم اسلام قرار مى گيرد. منظور از اين دوران، هنگامى است كه حضرت مهدى (عج ) در سراسر جهان حكومت واحد اسلامى را تشكيل مى دهد.

    همچنين در آيه 105 سوره انبياء مى خوانيم: «يقيناً (بدانيد كه) ما در زبور (كتاب حضرت داود) نوشتيم پس از آنكه اين مطلب را در ذكر (تورات) نيز نوشته بوديم كه حتماً بندگان صالح وارث زمين مى شوند.»
    اين آيه حاكى است كه در كتاب هاى آسمانى زبور و تورات و قرآن موضوع حكومت انسان هاى شايسته بر سراسر زمين نوشته شده است. البته و بدون شك وعده خدا حق است و روزى خواهد آمد كه بندگان صالح كه از نظر قرآن، مسلمين راستين هستند، حكومت واحد صالحان را بر همه نقاط زمين برقرار مى سازند كه اشاره به حكومت حضرت مهدى (عج ) است.
    در آيه 55 سوره نور مى خوانيم: «خداوند به آنانكه ايمان آورده و كارهاى شايسته مى كنند؛ وعده داده كه آنان را نماينده (خود) در زمين گرداند همانگونه كه گذشتگان آنان را خليفه كرد وعده داده كه دينشان را كه براى آنها پسنديده، نيرومند گرداند و ترسشان را مبدل به امنيت و آرامش كند، و براى من شريك نمى گيرند.»
    اين آيه بيانگر حكومت واحد در سراسر زمين است به آنانكه ايمان و عمل صلاح دارند ـ يعنى منتظر واقعى هستند و با ايمان نيك خود زمينه سازى براى ايجاد آينده درخشان مى كنند ـ نويد مى دهد كه خداوند حكومت زمين را به دست آنها مى سپرد، دين آنها نيرومند و قوى مى شود و در نتيجه آرامش و امنيت جانشين خوف و ناآرامى مى شود.
    در پايان آيه اشاره به اين مطلب مى كند كه حكومت آنها بر سراسر زمين بر اساس توحيد و پرستش خداى يكتا و نفى هرگونه شرك است.
    چنانكه پيامبر اسلام (ص) در مورد عقائد اين حكومت واحد سراسرى فرمود: «فلا بيقى على وجه الارض احداً الا قال لا اله الا اللّه» يعني؛ هيچ فردى روى زمين نمى ماند مگر اينكه معتقد است خدائى جز خداى يكتا وجود ندارد.
    به اين ترتيب مى بينيم قرآن، اين كتاب آسمانى نيز به حكومت درخشان و سراسر توحيد آينده كه همه مرم تحت پرچم توحيد قرار گرفته و مردم صالح زمام امور را بدست مى گيرند، خبر مى دهد.
    قرآن در آيه 5 سوره قصص مى فرمايد: «ما بر اين اراده كرديم كه به مستضعفان نعمت بخشيم و آنها را پيشوايان و وارثين روى زمين قرار دهيم»
    اين آيه اگر چه در ماجراى حضرت موسى (ع) و فرعون نازل شده كه خداوند موسى (ع) را بر فرعون و فرعونيان پيروز كرد و مستضعفان را به حكومت رسانيد، ولى اين آيه هرگز مربوط به يك زمان خاص نيست؛ بلكه يك بشارت عمومى است در مورد پيروزى حق بر باطل كه سرانجام اين پيروزى به طور جامع و كامل و جهانى به دست حضرت مهدى (عج) صورت مى گيرد، چنانكه در روايات به اين مطلب تصريح شده و مهدى (عج ) و پيروانش به موسى (ع) و پيروانش تشبيه شده اند.
    امام سجاد (ع) در اين باره فرموده است: «سوگند به كسى كه محمد (ص) را به حق بشارت دهنده و بيم دهنده قرار داد، نيكان ما همانند موسى (ع) و پيروانش و بدان ما همانند فرعون و پيروانش هستند.»
    همچنين امام على (ع) در تفسير اين آيه فرموده است: «خداوند مهدى آنها ـ آل محمد (ص) در آخرالزمان ـ را بعد از زحمت و فشارى كه بر آنان وارد مى شود، برانگيزد و به آنان عزت مى دهد و دشمنان آنان را ذليل و خوار مى كند.»

    منبع: فارس
    در آدرس بحارالانوار در ابتدای متن ، ظاهرا عدد 51 صحیح است که به اشتباه 151نوشته شده است.
    ویرایش توسط پناهنده به قرآن : 1389/03/22 در ساعت 02:04 بعد از ظهر

  4. #3

    نگاهي به رجعت در عصر ظهور در سوره هاي آل عمران و بقره




    «رجعت» در لغت به معناي بازگشت است، اما در اصطلاح به اين معناست كه به امر خداوند، به دست حضرت مهدي (عج) گروهي از مردگان زنده و با قيام منجي همراه شوند.

    با استفاده از ديدگاه اعتقادي علماي شيعه به رجعت، مي توان اين واقعيت عصر ظهور را با دلايل عقلي و روايي به اثبات رساند، اما در اين نوشتار، با استفاده از قرآن به دنبال اثبات رجعت هستيم.
    در قرآن كريم آيات زيادي دلالت بر حيات مجدد انسان دارد و نمونه هايي را براي ما بيان كرده كه آنها قبل از رستاخيز زندگي دوباره پيدا كرده اند و به اصطلاح رجعت به دنيا داشته اند. بنابراين همانگونه كه در اقوام گذشته رجعت صورت گرفته، در آينده هم رجعت صورت مي گيرد و محال و غير ممكن نيست. براي مثال، نمونه هايي را بيان مي كنيم كه در قرآن آمده است.

    زنده شدن مردگان به وسيله حضرت عيسي(ع)

    «وَأُحْيِي الْمَوْتَى بِإِذْنِ اللّهِ » (آل عمران/ 49) و مردگان را به اذن خداي يكتا زنده مي كنم
    در قرآن كريم در آيه چهل و نهم سوره آل عمران آمده است كه اين فرستاده الهي با اجازه پروردگار خويش به كارهاي خارق العاده دست مي زند.
    حضرت عيسي (ع) بيماران مبتلا به پيسي را مداوا مي كرد. نابينايان مادرزاد را بينا مي كرد. مجسمه اي از خاك مي ساخت، در آن مي دميد و زنده مي شد. مردگان احياء مي كرد و از توشه هايي كه مردم در خانه هاي خود داشتند، خبر مي داد.
    مفسران معروف موارد بسيار از اين معجزات را آورده و داستان هايي از زنده شدن مردگان توسط حضرت عيسي (ع) را گزارش كرده اند.
    سيوطي در تفسير «الجلائين» مي نويسد: «او دوست خود عازر را زنده كرد. پسر پيرزني را حيات دوباره بخشيد. دختري را از مرگ به زندگي بازگرداند و اين هر سه پس از زنده شدن به حيات خود ادامه داده فرزنداني نيز از خود بر جاي گذاردند. همچنين سام بن نوح را زنده كرد كه بدون درنگ از دنيا رفت.»

    زنده شدن پس از صد سال مرگ

    «فَأَمَاتَهُ اللّهُ مِئَةَ عَامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ» (بقره/ 259) پس خداوند او را به مدت صد سال ميراند، سپس وي را برانگيخت
    اين آيه مربوط به يكي از پيامبران الهي (عزير) است كه از روستايي عبور كرد و با آثار مرگ و نيستي در آن سرزمين روبرو شد. به ياد رستاخيز و زنده شدن مردگان افتاد و در حاليكه قدرت كامله خدا را باور داشت، با تعجب از خود پرسيد: مردگان اين روستاي ويران را بعد از درنگ درازمدت، در قبر چه كسي حيات دوباره مي بخشد؟
    آنگاه خداوند با ميراندن وي پاسخ اين پرسش را بيان فرمود. عزير مرد و مركبش متلاشي شد، ولي غذايي كه داشت در مدت صد سال هيچ تغييري نكرد.
    عزير پس از يكصد سال زنده شد و گمان كرد كه تنها نصف روز خوابيده است ، چرا كه هنگام ظهر مرد و پيش از غروب آفتاب به دنيا بازگشت.
    اما وقتي به مركب پوسيده خود نگاه كرد، متوجه شد كه او مرده و دوباره زنده شده است و هنگاميكه آن مركب در مقابل ديدگان او زنده شد، او باور كرد كه خداي سبحان همه مردگان را در روز قيامت زنده مي كند. (به تفاسير عامه و خاصه قرآن كريم مراجعه شود)

    مرگ گروهي از بني اسرائيل و حيات مجدد آنها

    «أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ خَرَجُواْ مِن دِيَارِهِمْ وَهُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقَالَ لَهُمُ اللّهُ مُوتُواْ ثُمَّ أَحْيَاهُمْ ...» (بقره/ 243) آيا نديد آنهايي را كه از ترس مگر از ديار خود بيرون رفتند كه هزارها تن بودند، خدا فرمود بميريد، همه مردند پس (به خواهش پيامبري از پيامبران) آنها را دوباره زنده كرد ...
    مفسران مي گويند، اين آيه مربوط به گروهي از بني اسرائيل بوده كه شمارشان به چهار هزار نفر مي رسيده، كه به سبب ترس از طاعون يا جهاد با دشمنان، شهر خويش را ترك كردند و به سوي سرزميني ديگر حركت كردند اما خداي متعال اين فرار كنندگان از مرگ را ميراند و پس از مدتي به تقاضاي پيامبرانش بار ديگر آنها را زنده كرد. اينها دلايلي مختصر از قرآن براي رجعت صالحان و بندگان خاص خدا از مرگ به حيات دوباره دنيوي براي همياري امام مهدي (عج) به منظور استقرار دولت مهدوي است.
    علماي شيعه البته اعتقاد به رجعت را متلازم با پيروي از مذهب تشيع مي دانند و اگر اعتقاد به امامان معصوم (ع) وجود داشته باشد، اعتقاد به بازگشت (رجعت) امامان معصوم و مؤمنان قبل از رستاخيز هم بايد وجود داشته باشدو اين دو لازم و ملزم همديگرند.
    اعتقاد به رجعت در تمام دوران مورد اجماع علماي مذهب شيعه بوده و هيچ كسي از علماي شيعه منكر اين رجعت نبوده است.
    منبع: فارس

  5. #4

    نويد قرآن درباره مصلح جهاني




    قرآن به عنوان كلام خدا بايد توسط مفسراني كه علم خدايي دارند، معنا شوند و به همين روست كه تشيع، مبناي خود را در استخراج سخنان خداوندي از احاديث ائمه معصومين (ع) پايه‌ريزي كرده است.
    براي شناخت موضوع مهدويت و اينكه در قرآن آيا اشاراتي بدان شده است يا نه، بايد از تفسيرهاي كلام حق توسط امامان كه قرآن ناطق هستند، بهره جست.
    خداوند درآيه 55 سوره مباركه نور اينگونه از حضرت نويد مي‌دهد: «وَعَدَ اللّهُ الّذِينَ ءَامَنُوا مِنكمْ وَ عَمِلُوا الصالِحاتِ لَيستَخْلِفَنّهُمْ في الأَرْضِ كمَا استَخْلَف الّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَ لَيمَكِّنَنّ لهَُمْ دِينهُمُ الّذِي ارْتَضي لهَُمْ وَ لَيبَدِّلَنهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً يعْبُدُونَني لا يشرِكُونَ بي شيئاً وَ مَن كفَرَ بَعْدَ ذَلِك فَأُولَئك هُمُ الْفاسِقُون»
    (خـدا بـه كساني از شما كه ايمان آورده و كارهاي شايسته انجام داده‌اند وعده داده است كه آنان را در روي زمين جانشين ديگران سازد همانگونه كه مردمي را كه پيش از آنان بودند جانشين ديگران كرد و دينشان را ــ كه خود برايشان پسنديده است ــ استوار سازد و وحـشـتشان را به امنيت تبديل كند، تا تنها مرا بپرستند و چيزي را با من شريك نگيرند و كساني كه بعد از آن كافر شوند فاسقند.)
    ايـن آيـه شـريـفـه از جـمـله آيـاتـي اسـت كـه بـه امام مهدي (عج) تأويل شده است.

    * تفسير آيه در پرتو روايات

    امـامـان مـعـصـوم (ع) و آمـوزگـاران راسـتـيـن قـرآن نـيـز در تأويـل آيـه مـورد بـحـث بـر ايـن انـديـشـه رهنمون هستند كه اين وعده پرشكوه خدا تحقق نيافته و به هنگامه ظهور حضرت مهدي (عج) تحقق خواهد يافت.
    از جمله مي‌توان به روايات و احاديث ذير اشاره كرد.
    روايتي از چـهـارمين امام، حضرت سجاد (ع) آورده‌اند كه آن حضرت آيه مورد بحث را تلاوت كرد و فرمود: به خـدا سـوگـنـد كـه ايـن مـؤمـنـان شـايـسـتـه كـردار، شـيـعـيـان مـا اهـل بـيـت هـستند و خداوند اين نويد و وعده شكوه‌بار را به دست بزرگ مردي از ما تحقق خواهد بـخشيد. او مهدي اين امت است و كسي كه پيامبر (ص) در مورد او فرمود: «اگر از عمر دنيا تنها يك روز بـاقـي مـانـده باشد خداوند آن روز را آنقدر طولاني خواهد ساخت تا مردي از عترت من كه نامش، نام من است بر جهان حكومت كند و زمين را همانگونه كه به هنگام ظهور او لبريز از ظلم و جور است مالامال از عدل و داد سازد.»
    از دو امـام مـعـصـوم ديگر يعني امام باقر (ع) و امام صادق (ع) نيز همين سخن روايت شده است و آنان نيز درست همين نويد را داده‌اند.
    مـرحـوم «طبرسي» پس از نقل اين روايت مي‌گويد: منظور از مؤمنان شايسته‌كردار، پـيـامـبـر (ص) و خـانـدان اويـنـد و ايـن آيـه در بـردارنـده نـويـد حـكـومـت عـادلانـه جـهـانـي اهل بيت، استقرار اقتدار آنان در سراسر گيتي و برچيده شدن وحشت و هراس آنان با ظهور حضرت مهدي (عج) است.
    و ادامه مي‌دهد: خاندان پيامبر (ص) در مورد اين واقعيت اجماع و اتفاق نظر دارند و روشن است كـه اجماع آنان همانند قرآن حجت است. چرا كه پيامبر گرامي (ص ) فرمود: «مردم! من از مـيـان شـمـا مـي‌روم اما دو گوهر گران‌بها در ميان شما به يادگار مي‌گذارم؛ يكي كتاب خـدا، قـرآن و ديـگـري خـانـدانـم. و ايـن دو تـا روز رستاخيز و ورود بر من در كنار حوض كوثر، از هم جدايي ناپذيرند.»
    سپس مـي‌افـزايـد: «نـويـد شـكـوهـمـنـد ايـن آيـه قـرآن نـيـز كـه تـمـكـن و اقـتـدار اهـل بيت (ع) و استقرار دين خدا بر روي زمين به وسيله آنان است، وعده‌اي است كه تاكنون تحقق نـيـافته است از اين رو آن حضرت در انتظار دريافت فرمان ظهور از جانب خداست؛ چرا كه خداوند در وعده‌اش تخلف نمي‌ورزد.»
    منبع:فارس

  6. #5

    بشارت به ظهور امام عصر در قرآن و كتب آسماني ديگر آمده است




    با اين حال برخي روشنفكران كه نسبت به مسايل قرآني خيلي عميق نيستند، معتقدند قرآن درباره مهدويت سخني نگفته و اين را نقطه ضعف مهدويت مي‌دانند.




    * اعتقاد به امامت در بين تمام مسلمانان

    قرآن از همه كتب آسماني ديگر اكمل است و تصديق كننده ساير كتب است، همانگونه كه مي بينيد از تورات و انجيل به عنوان كتب آسماني نام برده مي‌شود. قرآن خود را در سوره نحل آيه 89 اينگونه شرح مي دهد:
    «وَنَزَّلْنَا عَلَيكَ الْكِتَابَ تِبْيانًا لِّكُلِّ شَيءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ»
    «و [ياد كن] روزي را كه در هر امتي گواهي از خودشان بر آنان بر مي‌انگيزيم ، و تو را [اي پيامبر اسلام] بر اينان گواه مي‌آوريم، و اين كتاب را بر تو نازل كرديم كه بيانگر هر چيزي و هدايت و رحمت و مژده‌اى براى تسليم‌شدگان [به فرمان هاى خدا] است»
    همچنين در سوره نمل 75 آمده است كه:
    «وَمَا مِنْ غَائِبَةٍ فِي السَّمَاء وَالْأَرْضِ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُّبِين»
    «هيچ پوشيده و پنهاني در آسمان و زمين وجود ندارد مگر آنكه در كتابي روشن [چون لوح محفوظ] است»
    پس قرآني كه همه چيز را بيان مي‌كند، آيا درباره مهدويت سخني را بيان نمي‌كند؟ از طرفي پيامبر اكرم (ص) كه در خصوص مهدويت بياناتي فرموده‌ و ما اعتقاد داريم كه علم ايشان از قرآن است، پس قرآن بايد مطالبي در زمينه مهدويت داشته باشد.

    *قرآن نياز به مبين دارد

    قرآن هميشه بيان تفضيلي ندارد. بلكه بسياري از موارد موضوعات را اجمالي بيان كرده است. مثلاً «لا اله الله». اگر كسي بپرسد «الله» چيست؟ ما سكوت مي‌كنيم، چون قرآن توضيح نمي‌دهد كه «الله» كيست. يا در «الله اكبر»، خدا را با چه مقايسه كرده‌ايم؟ مگر مي‌شود خدا را با چيزي مقايسه كرد كه بگوييم خدا برتر از اوست؟ پس بايد اين عبارت معني ديگري داشته باشد.
    به اين اجمال مي‌گوييم. در برخي موارد قرآن اشاره‌اي كرده و با خواندن اين اشارات نمي‌توان به تمام واقعيت‌ها و جزئياتي كه در آيات گذشته پي برد.
    مثلاً داستان عُزَيز را در سوره بقره مي‌خوانيم. كسي آمد و فوت كرد و بعد زنده شد؛ اما جزئياتي براي آن بيان نشده است. ما شيعيان اعتقاد داريم كه دليل اجمالي بودن و فشرده بودن برخي مفاهيم آن به اين علت است كه مردم را مجبور كند تا به در خانه معلمان قرآن بروند.

    در سوره نحل 44 آمده است:
    «بِالْبَينَاتِ وَالزُّبُرِ وَأَنزَلْنَا إِلَيكَ الذِّكْرَ لِتُبَينَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يتَفَكَّرُونَ»
    «[همه پيامبران را] با دلايل روشن و كتاب هاى آسمانى [فرستاديم]، و قرآن را[هم]به سوى تو نازل كرديم به خاطر اينكه براى مردم آنچه را كه براى [هدايتشان] به سويشان نازل شده بيان كنى و براى اينكه [در پيامبرى تو و آنچه را به حق نازل شده] بينديشند»
    بنابراين قرآن يك كتاب خود آموز نيست كه آن را برداشته و به خواندن آن بپردازيم و آن را بفهميم. البته بهره‌هايي را مي‌بريم، اما آيا «ما اراد الله» را هم مي‌فهميم؟ خير اينگونه نيست. «حسبنا كتاب الله» كه در صدر اسلام گفته شد كلام درستي نيست. چرا كه خود قرآن مي‌گويد: اي پيامبر تو بايد در كنار قرآن باشي. پس در زمان پيامبر ايشان مبين قرآن بودند. اما بعد از ايشان چه كسي اين مسئوليت را بر عهده دارد؟ در آيه 164 سوره آل عمران مي خوانيم:
    «لَقَدْ مَنَّ اللّهُ عَلَى الْمُؤمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولاً مِّنْ أَنفُسِهِمْ يتْلُو عَلَيهِمْ آياتِهِ وَيزَكِّيهِمْ وَيعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُواْ مِن قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُّبِينٍ»
    «يقيناً خدا بر مؤمنان منّت نهاد كه در ميان آنان پيامبرى از خودشان برانگيخت كه آيات او را بر آنان مي‌خواند و [از آلودگى‌هاى فكرى و روحى] پاكشان مي‌كند و كتاب و حكمت به آنان مي‌آموزد و به راستى كه آنان پيش از آن در گمراهى آشكارى بودند»
    همانطور كه مي‌بينيد، در خود قرآن آمده كه پيامبر براي آموختن كتاب (قرآن) و حكمت آمدند. پس بعد از ايشان چه مي‌شود؟ همه آيات قرآن كه در زمان پيامبر توضيح داده نشده است؟ چه كسي مفسر قرآن خواهد بود؟ همين آيه ثابت مي‌كند كه بايد كسي باشد تا اين آيات را تفسير كند. پس اوصياي پيامبر بعد از ايشان اين مسئوليت را بر عهده دارند و توضيح دهنده آيات هستند. شيعه معتقد است كه معلم قرآن امامان هستند و براي فهم قرآن بايد به امامان مراجعه كرد.

    * تفسير نكته دوم

    خداوند در قرآن وعده‌هايي كرده و اين وعده‌ها حق است؛ چرا كه «ان الله لا يخلف الميعاد» پس چرا برخي از اين آيات اتفاق نيفتاده است؟ به عنوان مثال در سوره توبه آيه 33 مي‌خوانيم:
    «هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُون»
    «اوست كه پيامبرش را با هدايت و دين حق فرستاد، تا آن را بر همه اديان پيروز گرداند، هر چند مشركان خوش نداشته باشند»
    در زبان عربي اگر «ال» در اول چيزي بيايد، يعني همه. «ناس» يعني مردم، «الناس» يعني همه مردم. «دين» اسم جنس است، «الدين» يعني همه اديان. حال سوال اينجاست كه آيا پيامبر اكرم بر همه دين ها چيره شد؟ حداكثر بر يهوديان و مسيحيان حجاز چيره شدند و نه بر تمام اديان. اين آيه در حقيقت وعده الهي است و اين وعده محقق نشدو خداوند وعده خود را خلف نمي‌كند. پس اشاره به زمان ظهور دارد. روايات اهل سنت و شيعه ذيل اين آيه فراوان است.
    يك مثال ديگر در سوره انبيا آيه 105 آمده است:
    «وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يرِثُهَا عِبَادِي الصَّالِحُونَ»
    «و همانا ما پس از تورات در زبور نوشتيم كه زمين را بندگان شايسته ما به ميراث مي‌برند»
    تا كنون كدام صالحي وراثت زمين را گرفته؟ حتي در زمان خود پيامبر اسلام هم رخ نداده و در هيچ جاي تاريخ نيامده كه اين اتفاق افتاده باشد. اين مسأله به جز در زمان حكومت امام عصر اتفاق نمي‌افتد و اين آيه هم وعده الهي است.

    مثالي ديگر، در سوره نورآيه 55 مي خوانيم:
    «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيسْتَخْلِفَنَّهُم فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَيمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا يعْبُدُونَنِي لَا يشْرِكُونَ بِي شَيئًا وَمَن كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُون»
    خدا به كسانى از شما كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام داده اند، وعده داده است كه حتماً آنان را در زمين جانشين [ديگران] كند، همان گونه كه پيشينيان آنان را جانشين [ديگران] كرد، و قطعاً دينشان را كه براى آنان پسنديده به سودشان استوار و محكم كند، و يقيناً ترس و بيمشان را تبديل به امنيت كند، [تا جاييكه] فقط مرا بپرستند [و] هيچ چيزى را شريك من نگيرند و آنان كه پس از اين نعمت‌هاى ويژه ناسپاسى ورزند [در حقيقت] فاسق‌اند»
    خدا وعده داده است. اما رخ نداده. اگر بخواهيم از اين دست آيات را بيابيم، موارد زيادي يافت مي‌شود.
    منبع: فارس

  7. #6

    اسلام با قيام مهدي (عج) بر تمام اديان غالب مي‌شود




    طبق اظهارنطر كارشناسان علوم قرآني، در تمامي سوره‌هاي قرآن كريم مي‌توان نشانه‌هايي از مهدويت يافت و برخي آيات از حكومت جهاني اسلام در آخرالزمان خبر مي‌دهند.


    به گزارش خبرنگار آيين و انديشه فارس، در مذهب تشيع، قرآن صامت در كنار قرآن‌هاي ناطق ـ جانشينان برحق پيامبر (ص) ـ راهنماي بشريت براي رسيدن به سعادت هستند و همانگونه كه رسول گرامي اسلام (ص) فرمودند، بايد به هر دوي آنها چنگ انداخت تا به تعالي برسيم.
    حال براي شناخت امامان معصوم (ع) بايد آيات قرآن را بررسي كرد و براي فهم سخنان قرآن بايد به تأويل‌هايي كه از ائمه در خصوص آيات قرآن رسيده است، رجوع كرد.


    از جمله اين تأويل‌ها، سخناني است كه در خصوص مهدي موعود (عج) بيان شده‌اند؛ از جمله مي‌توان به تفسيرهايي كه درباره آيه 33 سوره توبه و احاديثي كه در مورد ظهور حضرت مهدي (ع) آمده است، اشاره كرد.
    در آيه 33 سوره توبه مي‌خوانيم «هُوَالَّذي اَرْسَلَ رَسُوْلَهُ بِالْهُدي وَ دِينِ الْحَقِّ لِيظْهِرَهُ عَلَي الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْكَرِهَ الْمُشرِكُوْنَ» «او كسي است كه رسولش را با هدايت و آيين حق فرستاد تا او را بر همه آيين‌ها غالب گرداند هر چند مشركان ناخوش دارند.»
    قابل توجه اينكه اين آيه، بعد از آيه «يرِيدُونَ اَنْ يطْفِئُوا نُوْرَاللهِ بِاَفْواهِهِمْ وَ يأبَي اللهُ اِلا اَنْ يتِمَّ نُوْرَهُ وَ لَوْكَرِهَ الْكافِرُونَ» «آنها مي‌خواهند نور خدا را با دهان خويش خاموش كنند، ولي خدا جز اين نمي‌خواهد كه نور خدا را كامل كند هر چند كافران كراهت داشته باشند.» قرار گرفته است.
    در اين آيات خداوند وعده غلبه و پيروزي اسلام را بر تمام اديان جهان داده است و مفسران احتمالات زيادي در اينكه منظور از پيروزي اسلام بر تمام اديان چيست را ارائه كرده‌اند.


    فخر رازي پنج تفسير در اينجا ذكر مي‌كند كه پاسخي است بر سؤالات مربوط به چگونگي اين غلبه كه عبارتند از:

    1 ـ منظور غلبه نسبي و موضعي است؛ چرا كه اسلام در هر منطقه‌اي بر هر دين و آييني پيروز شده است.
    2 ـ منظور پيروزي بر اديان در جزيرة‌العرب است.
    3 ـ منظور، آگاه ساختن پيامبر (ص) از جميع اديان الهي است. (در اينجا واژه «ليظهر» به معني آگاه ساختن تفسير شده است)
    4 ـ منظور پيروزي و غلبه منطقي است، يعني خداوند منطق اسلام را بر ساير اديان پيروز مي‌گرداند.
    5 ـ منظور پيروزي نهايي بر تمام اديان و مذاهب به هنگام نزول عيسي (ع) و قيام مهدي (عج) است كه اسلام جهان‌گير خواهد شد.


    بي‌شك تفسير آيه به پيروزي منطقي آن هم به صورت وعده‌اي براي آينده مفهوم درستي ندارد؛ زيرا پيروزي منطقي اسلام از همان آغاز آشكار بود، به علاوه ماده «ظهور» و «اظهار» (لِيظْهِرَهُ عَلَي الدِّينِ كُلِّهِ) به طوريكه از موارد استعمال آن در قرآن مجيد استفاده مي‌شود، به معني غلبه خارجي و عيني است، چنانكه در داستان اصحاب كهف مي‌خوانيم «اِنَّهُمْ اِنْ يظْهَرُوا عَلَيكُمْ يرْجُمُوكُمْ» (كهف/20) «اگر آنها بر شما دست يابند و پيروز شوند سنگسارتان خواهند كرد.»
    از امام صادق(ع) در تفسير آيه فوق نقل شده است كه فرمود: «وَاللهِ ما نَزَلَ تَأويلُها بَعْدُ وَ لا ينْزِلُ تَأوِيلُها، حَتّي يخْرجَ الْقائِمُ فَاذا خَرَجَ الْقائِمُ لَمْ يبْقَ كافِرٌ بِاللهِ الْعَظيمِ» «به خدا سوگند هنوز مضمون اين آيه (در مرحله نهايي) تحقق نيافته است و تنها زماني تحقق مي پذيرد كه حضرت قائم (ع) خروج كند و به هنگامي كه او قيام كند كافري نسبت به خداوند در تمام جهان باقي نمي‌ماند.» (نورالثقلين جلد 2صفحه 212)

    اين نكته نيز بايد بيان شود كه جمله «هُوَ الَّذي اَرْسَلَ رَسُوْلَهُ بِالْهُدي وَ دِينِ الْحَقِّ لِيظْهِرَهُ عَلَي الدِّينِ كُلِّه» در سه سوره از قرآن آمده است. اول سوره توبه، آيه 33 (چنانكه گفته شد)، دوم سوره فتح، آيه 28 و سوم سوره صف، آيه 9 كه در آنها به اين مورد اشاره شده است.

    اين تكرار نشان مي‌دهد كه قرآن مجيد با تأكيد هر چه بيشتر اين مسأله را پي‌گيري كرده است.
    همچنين در حديث ديگري كه در منابع اهل سنت از ابوهريره نقل شده است، مي‌خوانيم؛ منظور از جمله «ليظْْهِرَهُ عَلَي الدِّينِ كُلِّهِ»، خروج عيسي بن مريم (ع) است و مي‌دانيم خروج عيسي بن مريم (ع) طبق روايات اسلامي به هنگام قيام مهدي (ع) است. (الدّرالمنثور جلد 3/ صفحه 231)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 3
    آخرين نوشته: 1391/05/21, 01:53 قبل از ظهر
  2. معرفي اماكن زيارتي مكه مكرمه
    توسط mahdi در تالار دانستنی ها
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 1390/03/26, 12:45 قبل از ظهر
  3. معرفي اماكن زيارتي مسجد الحرام
    توسط mahdi در تالار دانستنی ها
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 1390/03/26, 12:43 قبل از ظهر
  4. زندگينامه حجة الاسلام والمسلمين قرائتي
    توسط مرادی نسب در تالار مفسران و قرآن پژوهان
    پاسخ: 10
    آخرين نوشته: 1389/11/04, 02:51 بعد از ظهر

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •