تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
صفحه 1 از 4 123 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 36
  1. #1

    مفهوم شناسی تقوا




    تقوا ، اصطلاحی دینی و اخلاقی . تقوا، از مصدر وقایه ، در لغت به معنای «حفظ کردن و نگاه داشتن از بدی و گزند» است . گفته اند این کلمه در اصل وقوی ' بوده که واو آن به تاء بدل شده است . مصدر اتّقاء از همین ریشه به معنای «ترسیدن و حذر کردن » است . اسم فاعل آن ، تقیّ و متّقی به معنای «صاحب تقوا» است . همچنین گفته شده است که تقوا یعنی «مصون داشتن خویش از آنچه خوف آسیب و گزند آن وجود دارد». به سبب ملازمت میان تقوا و خوف ، این واژه را خوف نیز معنا کرده اند (فراهیدی ؛ راغب اصفهانی ؛ جوهری ، ذیل «وقی »؛ زوزنی ، ج 1، ص 126، ج 2، ص 716؛ زمخشری ، قسم 2، ص 255؛ ابن منظور، ذیل «وقی »؛ طریحی ، ذیل «وقا»؛ شرتونی ، ذیل «وقی »).


    منبع دانشنامه جهان اسلام

  2. #2

    1. در قرآن و تفاسیر






    1) در قرآن و تفاسیر. در قرآن کریم واژة «تقوی '» هفده بار و مشتقات آن بیش از دویست بار آمده است . بررسی موارد کاربرد این کلمه نشان می دهد که تقوا در قرآن به چند معنا به کار رفته است . ابتداییترین معنای این واژه به کاربرد آن در میان عرب پیش از اسلام بر می گردد؛ فعل إتَّقی ' در زبان آنان لزوماً معنای دینی یا اخلاقی نداشته و در زمینه ای عرفی به این معنا بوده که شخص میان خود و چیزی که از آن می ترسد، حایل و مانعی مادّی قرار دهد تا از گزند آن حفظ شود (ایزوتسو، 1361 ش ، ص 305). در قرآن فعل اتّقی ' بارها به این معنا به کار رفته است ، از جمله «اَفَمَنْ یَتَّقی بِوَجْهِه سُو´ءَ الْعَذابِ یَوْمَ الْقِی'مَةِ ...» (آیا آن کس که با چهرة خویش عذاب سخت روز قیامت را از خود باز می دارد؛ زمر: 24)، یعنی در روز قیامت دستهای انسان گناهکار ــ که ابتداییترین سپر دفاعی او در برابر آسیب و گزند است ــ چنان بسته است که او برای حفظ خود باید چهره اش را، که شریفترین عضو اوست ، حایل قرار دهد (فراء، ج 2، ص 418؛ فخررازی ، ج 26، ص 274). تعبیر «سَر'ابیلَ تَقیکُمُ الْحَرَّ» (جامه هایی که شما را از گرما حفظ می کند؛ نحل : 81) و «لِب'اسُ التَّقْوی '» (اعراف : 26) نیز ناظر به این معناست ؛ زیرا لباس ، پوشش و حایلی است که تن آدمی را از گرما و سرما حفظ می کند. پیش از اسلام این معنای مادّی اتّقی ' گاه استعلا یافته به معنای اخلاقی به کار می رفته است که نمونه هایی از آن در اشعار عرب جاهلی دیده می شود، از جمله در این مصراع عمروبن اَهْتَم سَعدی : «و کُلُّ کَریمٍ یَتَّقیِ الذَّمَ بالقِری '» ( رجوع کنیدبه ابوتمّام ، ص 541)، یعنی انسان کریم در برابر نکوهش دیگران مهمان نوازی را حایل خویش می کند. همین معنا در زمینه ای مشابه در قرآن نیز دیده می شود: «فَاَمّ'ا مَنْ اَعْطی ' وَ اتَّقی '» (اما کسی که بخشایش و پرهیزگاری کرد؛ لیل : 5). واژة اتّقی ' در انتزاعیترین حالت ، البته با همان ساخت معنایی ، در میان حنیفیان ( رجوع کنیدبه حنیف * ) در زمینه ای معنوی به کار می رفت و به این معنا بود که شخص در برابر مجازات و عقاب الاهی ، اطاعت و عبادت را سپر خویش قرار دهد (ایزوتسو، 1361 ش ، ص 308). طبرسی (ج 1، ص 119) قولی را آورده که بنا بر آن متقی کسی است که اعمال صالح خویش را سپر عذاب الاهی قرار دهد. با این معنا می توان برخی آیات راجع به تقوا را تفسیر کرد، از جمله این آیه را: «... وَ اتَّقُوهُ و اَقیمُوا الصَّل'وةَ ...» (از او بترسید و نماز بگزارید؛ روم : 31).
    ویرایش توسط quranic : 1389/10/21 در ساعت 09:36 قبل از ظهر

  3. #3



    معنای دیگر تقوا در قرآن ، ترس از خدا یا، به تعبیر دقیقتر، ترس از قهر یا عذاب اوست که ممکن است شخص گناهکار در حیات دنیوی یا اخروی بدان دچار شود (طبرسی ، ج 3، ص 240، ذیل مائده : 2، ج 7، ص 113، ذیل حج : 1). این ترس آمیخته به احترام ، حاصل آگاهی در برابر مالک روز داوری است و با ترس معمولی تفاوت دارد (ایزوتسو، 1378 ش ، ص 104) و در حوزة معنایی ای قرار دارد که مفاهیمی چون خوف و خشیت * با آن هم ردیف و هم معنایند (نور: 52؛ انبیا: 48ـ49؛ طبرسی ، ج 8، ص 769، ذیل زمر: 16).

  4. #4



    مفهوم تقوا بتدریج در سیر نزول آیات ( رجوع کنیدبه زرکشی ، ج 1، ص 280ـ281) بسط یافت و اعمال دینی را نیز در بر گرفت . سومین معنای تقوا در قرآن ، رعایت اوامر و نواهی خداوند (طباطبائی ، ج 5، ص 163) یا، به تعبیر دیگر، عمل به طاعت و ترک معصیت است (طبرسی ، ج 1، ص 118، ج 2، ص 823؛ طباطبائی ، ج 19، ص 218). اگر مراد، تقوا به معنای «احتراز» باشد، احتراز از انجام دادن نواهی و ترک اوامر معنا می شود (فخررازی ، ج 3، ص 223)؛ بدین معنا، ترس از عذاب الاهی می تواند انسان را به سوی تبعیت از اوامر و ترک نواهی خداوند سوق دهد: «وَ کَذ'لِکَ اَنْزَلْن'اهُ قُرْا'ناً عَرَبِیّاً وَ صَرَّفْن'ا فیهِ مِنَ الْوَعیدِ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ ...» (اینچنین آن را قرآنی عربی نازل کردیم و در آن گونه گون هشدار دادیم ، شاید بترسند؛ طه : 113). پیوستگی مفهوم تقوا با امر به طاعت و نهی از معصیت در آیات بسیاری آشکار است ، از جمله : امر به نماز (روم : 31)، امر به روزه (بقره : 183، 187)، امر به زکات (اعراف : 156)، امر به انفاق یا به نظر مفسرانی همچون طبرسی (ج 1، ص 122)، امر به زکات (بقره : 2ـ3؛ آل عمران : 133ـ134) و نهی از ربا (بقره : 278). در اغلب آیاتی که تقوا یا مشتقات آن به این معنا آمده است می توان توصیه ای (امر یا نهی ) یافت ، از جمله توصیه به رعایت احکام و حدود الاهی در آیة 187 سورة بقره : «...تِلْکَ حُدُودُ اللّ'هِ فَل'ا تَقْرَبُوه'ا کَذ'لِکَ یُبَیّ نُ اللّ'هُ ای'اتِه لِلنّ'اسِ لَعَلَّهُمْ یَتَّقوُنَ» (اینها حدود فرمان خداست ، پیشتر مَیایید. خدا آیات خود را اینچنین بیان می کند، باشد که به پرهیزگاری برسند). شاید بتوان گفت این معنا، در کنار تقوا به معنای «خدا ترسی »، آشکارترین معنای تقوا در قرآن است .

    ذیل معنای یاد شده و مرتبط ، اما متفاوت ، با آن می توان معنای دیگری برای تقوا در قرآن یافت که عموم مفسران آن را معنایی مستقل ندانسته اند. در این معنا، تقوا نوعی حالت قلبی و ملکة نفسانی است که مایة بصیرت انسان به طاعت و معصیت (در مقام نظر) و پس از آن ، محرک ارادة او به رعایت اوامر و نواهی خداوند (در مقام عمل ) است . حصول این معنا، منوط به تبعیت از اوامر و نواهی خداوند و مداومت بر آن است تا، به اصطلاح اخلاقیون ، آن حال به ملکه (در عرفان : «مقام ») تبدیل شود. به این ترتیب ، عمل به طاعت و اجتناب از معصیت ، شرط لازم برای رسیدن به تقواست . تعبیر «لَعلَّکُمْ تَتَّقُونَ» یا «لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ»، در پایان آیاتی که احکام و حدود الاهی را بیان می کنند و مراقبت بر آنها توصیه می شود، بر این معنا دلالت دارد (برای نمونه رجوع کنیدبه بقره : 187؛ انعام : 153). همچنین آیاتی که در آنها به نسبت تقوا و قلب اشاره شده است (حجرات : 3؛ حج : 32)، دالّ بر این معنایند. در آیة 32 سورة حج از تقوای قلب سخن گفته شده است : «... وَ مَنْ یُعَظِ مْ شَعائِرَ اللّ'ه فَاِنَّه'ا مِنْ تَقْوَی الْقُلُوبِ» (کسانی که شعائر خدا را بزرگ می شمارند کارشان نشان پرهیزگاری دلهایشان باشد). طباطبائی (ج 14، ص 374) در تفسیر این آیه ، حقیقت تقوا را امری معنوی دانسته که جایگاه آن قلب است . صدرالدین شیرازی (ج 1، ص 218) نیز تقوا را از مقامات قلبی دانسته است .

  5. #5



    با ملاحظة معانی یاد شده می توان سیر بسط معنایی تقوا را در قرآن مشاهده کرد. معنای اولیة تقوا (حایل قراردادن در برابر عذاب الاهی ) پس از گذشتن از مرحلة میانی (ترس مؤمنانه از خدا)، بسط و تحول یافت و معنای «تبعیت از اوامر و نواهی خداوند» را پیدا کرد (قس ایزوتسو، 1361 ش ، ص 13).

    معانی مذکور با یکدیگر در ارتباط وثیق بوده منظومة تقوا را تشکیل می دهند؛ به این معنا که ترس از عذاب خداوند (معنای دوم )، موجب رعایت اوامر و نواهی او (معنای سوم ) می شود و شخص به این وسیله ، میان خود و قهر و عذاب الاهی حایلی قرار می دهد (معنای اول ) و تبعیت از اوامر و نواهی خداوند رفته رفته موجب می شود که تقوا در قلب مؤمن ملکه شود (معنای چهارم ).

    توجه به مفاهیمی که در قرآن در کنار تقوا (متضاد یا هم رتبه و مترادفِ آن ) آمده است ، می تواند به درک بهتر این مفهوم کمک کند. برخی از مفاهیمی که در قرآن در تقابل با تقوا مطرح شده عبارت اند از: «فجور» (شمس : 8) به معنای ارتکاب معصیت ، و «اِثْمِ و عُدْوان » (مجادله : 9؛ مائده : 2) به معنای ترک آنچه بدان امر شده و تجاوز از حدود الاهی ( رجوع کنیدبه طبرسی ، ج 3، ص 240، ج 8، ص 738). صفت «جَبّار» ــ که طبرسی (ج 6، ص 782) آن را «متکبر» معنا کرده ــ در تقابل با «تَقیّ» (مثلاً در سورة

    مریم : 13ـ14) و «ظالمین » ــ که همو (ج 9، ص 114) آن را «کافر» معنا کرده ــ در تقابل با «مُتقین » (مثلاً در سورة جاثیه : 19) آمده است .

  6. #6



    از مهمترین مفاهیم خویشاوند و هم ردیف با تقوا در قرآن ، ایمان * است . هم نشینی این دو واژه در بسیاری از آیات (از جمله در سوره های بقره : 103؛ اعراف : 96؛ محمد: 36)، از استلزامی حکایت می کند که میان این دو مفهوم برقرار است و نشان می دهد که تقوا از لوازم ایمان است (ایزوتسو، 1378 ش ، ص 398، نیز رجوع کنیدبه ص 396). آیاتی که در آنها تقوا در تقابل با کفر (مفهوم مقابل ایمان ) آمده است (مثلاً در سورة رعد: 35)، می تواند مؤید مطلب مذکور باشد. به این ترتیب ، می توان گفت که ایمان و تقوا در قرآن حتی مترادف یکدیگر نیز به کار رفته اند (برای نمونه رجوع کنیدبه بقره : 212). برخی از مفسران نیز ایمان را یکی از معانی تقوا در قرآن دانسته اند (فخررازی ، ج 2، ص 21؛ صدرالدین شیرازی ، ج 1، ص 217). مفهوم دیگری که بسیار نزدیک به تقواست ، بِرّ * است . در قرآن به تقابل «برّ و تقوا» با «اِثم و عُدوان » اشاره شده است (از جمله در سورة مائده : 2). در آیة 177 سورة بقره مؤلفه ها و مشخصات برّ آمده و در پایان گفته شده است کسی که بدانها التزام داشته باشد، متّقی است . گفته اند که این آیه به انبیا اختصاص دارد، زیرا تنها آنان می توانند واجد اوصاف مذکور در آیه ــ کما هُوَ حقّه ــ باشند ( رجوع کنیدبه طبرسی ، ج 1، ص 478). در آیة 189 سورة بقره نیز، در مقام نفی آداب و رسوم رایج در عهد جاهلیت ، برّ حقیقی همان تقوا دانسته شده است . از دیگر مفاهیم نزدیک به تقوا، عدالت است (مائده : 8). طباطبائی (ج 5، ص 237) عدالت را وسیلة کسب تقوا می داند. در قرآن ، در موارد متعدد (از جمله در سوره های آل عمران : 120؛ اعراف : 128)، صبر در کنار تقوا آمده است . صبر به معنای «تحمل امر ناخوشایند» مقدّم بر تقواست ، زیرا برای رعایت و حفظ تقوا، شخص باید صبر پیشه کند، یعنی ناملایمات و ناخوشایندیها را تحمل کند (فخررازی ، ج 9، ص 128ـ129). حضرت یوسف نیز سرانجامِ نیک خویش را به صبر و تقوا نسبت داده است ( رجوع کنیدبه یوسف : 90)، صبر هنگام پیش آمدن مصائب و صبر بر انجام ندادن معاصی (طبرسی ، ج 5، ص 400). نیکی به پدر و مادر (مریم : 13ـ14) و وفا به عهد با خداوند (طبرسی ، ج 2، ص 778؛ طباطبائی ، ج 3، ص 263، ذیل آل عمران : 76)، از دیگر مفاهیم خویشاوند تقوایند.

  7. #7



    از مضامین درخور توجه در بارة تقوا در قرآن کریم اوصاف متقین است . آنان کسانی هستند که در خلوت و دور از چشم دیگران نیز از پروردگارشان ــ با اینکه او را نمی بینند ــ می ترسند و معصیت نمی کنند (طبرسی ، ج 7، ص 81، ذیل انبیاء: 48ـ49، ج 9، ص 224، ذیل ق : 31ـ33؛ محلّی و سیوطی ، ج 2، ص 190، ذیل ق : 31ـ33). متقین کسانی هستند که ایمان آورده اند و عمل صالح انجام می دهند (در مقابل فجّار، یعنی کسانی که در زمین فساد می کنند؛ ص : 28). طباطبائی (ج 1، ص 43) متقین را همان مؤمنین دانسته و معتقد است که تقوا وصف طبقة خاصی از مؤمنین نیست ، بلکه با تمام مراتب ایمان قابل جمع است . در سورة بقره (آیات 2ـ4) این پنج ویژگی برای متقین برشمرده شده است : ایمان به غیب ، برپا داشتن نماز، انفاق از آنچه به ایشان روزی شده ، ایمان به آنچه بر پیامبر اسلام و پیامبران پیش از آن حضرت نازل شده است ، و یقین به آخرت . در سورة آل عمران (آیات 133ـ 135) نیز وصف احوال متقین آمده است (نیز رجوع کنیدبه فخررازی ، ج 9، ص 1ـ9).

  8. #8



    تقوا، با هریک از معانی یاد شده ، در حیات دنیوی و اخروی انسان آثاری دارد. خطاب «اِتَّقُوا اللّ'هَ»، و بعضی مشتقات دیگر تقوا، در اولین آیات نازل شده بر پیامبر اسلام ( رجوع کنیدبه زرکشی ، ج 1، ص 280ـ281)، بیشتر معطوف به آثار اخروی آن است . اولین آیاتی که تقوا یا مشتقات آن را در بر دارند (از جمله قلم : 34؛مرسلات : 41ـ43؛ ق : 31ـ 35؛ قمر: 54 ـ 55)، بیش از آنکه در مقام توضیح این مفهوم باشند، به وعدة بهشت برای متقین و وصف بهره مندیهای آنان پرداخته اند و اینکه سرانجامِ نیک از آنِ متقین است (هود: 49؛ قصص : 83). بخشیده شدن گناهان ، امان یافتن از آتش دوزخ و رهایی از خوف و حزن ، جنبة سلبیِ آثار تقوا در حیات اخروی است (اعراف : 35؛ انفال : 29؛ مائده : 65). همچنین ، وعدة رهایی و رستگاری برای متقین بارها و بارها در قرآن آمده است : «وَ یُنَجِّی اللّ'هُ الَّذینَ اتَّقَوْا بِمَف'ازَتِهِمْ ل'ایَمَسُّهُمُ السُّوءُ وَ لا' هُمْ یَحْزَنُونَ» (خدا پرهیزگاران را به سبب راه رستگاری که در پیش گرفته بودند می رهاند. به آنها هیچ بدی نرسد و از اندوه دور باشند؛ زمر: 61)؛ «اِنَّ لِلْمُتَّقینَ مَف'ازًا» (پرهیزگاران را جایی است در امان از هر آسیب ؛ نبأ: 31؛ نیز رجوع کنیدبه بقره : 5؛ آل عمران : 130؛ مائده : 100). به کسانی که ایمان آورند و تقوا پیشه کنند، در حیات دنیا و آخرت ، بشارت داده شده (یونس : 63ـ64)، که مراد از بشارت در این آیات رؤیای صالحه در دنیا و بهشت در آخرت است ( رجوع کنیدبه فراء، ج 1، ص 471؛ فخررازی ، ج 17، ص 127ـ 128).

  9. #9



    از مهمترین آثار دنیوی تقوا هدایت یابی (اهتداء) است (بقره : 2). طباطبائی (ج 1، ص 44) در بارة نسبت هدایت و تقوا نوشته است که متقین مشمول دو گونه هدایت اند: هدایت قبل از تقوا که محصول فطرت سلیم است و بر اثر آن انسان به تقوا روی می آورد و هدایت بعد از تقوا که هدایتی است به واسطة قرآن و وعدة خداوند و پاداشی از سوی اوست . برخی دیگر از آثار تقوا در حیات دنیوی انسان عبارت اند از: نجات از عذاب الاهی (فصّلت : 18)، یافتن بصیرت در برابر وسوسه های شیطان و در پی آن اجتناب از گناه (فراء، ج 1، ص 402؛ طبرسی ، ج 4، ص 790، ذیل اعراف : 201)، کسب قوة تشخیص و تمیز حق از باطل (طبرسی ، ج 4، ص 825، ذیل انفال : 29)، کسب هدایت به مدد نور قرآن (طبرسی ، ج 9، ص 367، ذیل حدید: 28)، یافتن برون شوی از مشکلات و کسب روزی از جایی که گمانش نمی رود (طباطبائی ، ج 19، ص 314، ذیل طلاق : 2ـ3) و آسان شدن امور (طلاق : 4). طباطبائی (ج 5، ص 269ـ270) تقوا را شرط تفکر صواب دانسته و معتقد است که توفیق انسان در کسب معارف حقیقی و علوم نافع در گرو اصلاح اخلاق و کسب فضایل انسانی ، یعنی همان تقواست . صدرالدین شیرازی نیز با استناد به آیات ، دوازده خیر دنیوی و اخروی برای تقوا برشمرده است ( رجوع کنیدبه ج 1، ص 218).

  10. #10



    توصیه به تقوا در آیات بسیاری از قرآن کریم تکرار شده است ، اما دو آیه ، از نظر تأکید و وسعت و شمول حکم ، از اهمیت ویژه ای بر خور دارند. آیة 102 سورة آل عمران ، مؤمنان را به تقوای خداوند، آنگونه که حقِ تقوای اوست ، توصیه کرده است : «... اتَّقُوا اللّ'هَ حَقَّ تُق'اتِه »، و آیة 16 سورة تغابن ، به مؤمنان امر کرده که به قدر استطاعتشان تقوا بورزند: «فَـاتَّقُوا اللّ'هَ مَاسْتَطَعْتُمْ». مفسران کوشیده اند نسبت این دو آیه را با یکدیگر روشن کنند. به نظر طباطبائی (ج 3، ص 367ـ 368) در آیة اول ، حقِ تقوا آخرین مرتبة تقواست ؛ یعنی ، عبودیتی بری از اِنّیت و غفلت ، طاعتی بدون معصیت و شکری بدون کفران . اما آیة دوم شامل تمام مراتب تقواست ؛ یعنی ، خداوند نخست همة مردم را به حقِ تقوا دعوت کرده و سپس فرموده است که هرکس به قدر استطاعت خویش در طی مراتب تقوا بکوشد. کسانی نیز گفته اند که آیة دوم در مقامِ نَسخ آیة اول است ، اما اغلب مفسران بر آن اند که بین این دو آیه مغایرتی وجود ندارد (برای اطلاع از دلایل مخالفانِ ناسخ و منسوخ بودن این دو آیه رجوع کنیدبه فخررازی ، ج 8، ص 172)، زیرا هر دو آیه امر به تقوا می کند و هر امر و تکلیفی از سوی خداوند مشروط به طاقت و استطاعت است (طبرسی ، ج 10، ص 453). از سوی دیگر می توان آیة دوم را نه در مقام تحدید و تقیید آیة اول ، بلکه تأکید بر اهمیت تقوا دانست ، کما اینکه تعبیر «مَااسْتَطَعْتُم » در جایی دیگر (انفال : 60) برای تأکید به کار رفته است . در این صورت آیة دوم را باید چنین معنا کرد: تا می توانید نسبت به خداوند تقوا پیشه کنید (نیز رجوع کنیدبه تغابن * ).

صفحه 1 از 4 123 ... آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. اصول تفکر سیاسی در قرآن(آیات سیاسی در قرآن)
    توسط رضایی قمی در تالار سیاست در قرآن
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 1390/12/14, 09:24 بعد از ظهر

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •