تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3
  1. #1

    حفظ در صدر اسلام




    اصطلاح حافظ در صدر اسلام
    واژه‌ي «حفظ» در زبان عرب در دو معنا به كار رفته است:
    الف: نگهداري و نگهباني؛ ب: به خاطر سپردن (ضد فراموشي)1
    در قرآن مجيد، اين واژه و مشتقاتش تنها در معناي اول به كار رفته است. «حافظ» اسم فاعل است و در اصطلاح علوم قرآني، به كسي مي‌گويند كه همه‌ي قرآن را با تجويد و ترتيل و به كار بردن قرائت قابل قبول قرآن شناسان به خاطر سپرده باشد. همچنين به كسي كه بر سنن رسول اكرم ـ صلي اللّه عليه و آله ـ احاطه داشته، موارد انفاق و اختلاف آن را بداند و به احوال راويان و طبقات مشايخ آگاهي كامل داشته باشد، حافظ مي‌گويند2برخي تعداد آن را نيز معين كرده‌اند و گفته‌اند بايد فرد صدهزار حديث با سند از حفظ باشد تا اين واژه بر او اطلاق شود.3 در صدر اسلام به خاطر سپارندگان قرآن را «حافظ» نمي‌خواندند و با واژه‌هايي چون «جمّاع القرآن»، «قرّاء القرآن»، «حَمَلة القرآن» . «الماهر في القرآن» از آنان ياد مي‌كردند.4
    واژه‌ي حافظ پس از قرن اول يا نيمه‌ي دوم قرن هجري در اين معنا به كار گرفته شد. علامه عسگري در صفحه‌ي 132 جلد اول كتاب ارزش‌مند «القرآن الكريم و روايات المدرستين» مي‌نويسد: واژه‌ي حافظ پس از قرن اول به كار رفته است؛ ولي دائرة المعارف تشيع زمان به كارگيري اين واژه در معناي اصطلاحي را بعد از نيمه‌ي دوم قرن دوم هجري مي‌داند. نگارنده نظر اول را به واقع نزديك تر مي بيند؛ زيرا در دو روايت از امام صادق ـ عليه السلام ـ واژه‌هاي الحافظ للقرآن (بحار، ج 59، ص 171) و حافظ القرآن (بحار، ج 92، ص 22) به كار رفته است. امام صادق ـ عليه السلام ـ در سال 83 هجري ديده به جهان گشود؛ بنابراين واژه‌ي حافظ قرآن تقريباً بعد از قرن اول هجري به تدريج در معناي اصطلاحي استعمال شده است. يادآوري مي‌شود كه واژه‌ي «حافظ» در متون ادبي و منابع تاريخي بعد از نيمه دوم هجري به كار رفته است. (دائرة المعارف تشيع، ج 6، ص 386).
    البته واژه‌ها و تركيب‌هاي ياد شده در سراسر روزگار پيامبر اسلام ـ صلي اللّه عليه و آله ـ به معناي كسي كه همه‌ي متن قرآن را به خاطر سپرده، نبوده و پس از رحلت رسول اكرم ـ صلي اللّه عليه و آله ـ چنين معنايي يافته است. در زمان آن حضرت، از حافظ بخشي از كتاب خدا نيز با اين عبارت‌ها ياد مي‌كردند.5
    پي نوشت ها
    1- المصباح المنير، ج 1، ص 142. (واژه‌ي حفظ)
    2-
    . دائرة المعارف تشيع، ج 6، ص 385. (واژه‌ي حفظ قرآن)3
    -
    . دائرة المعارف الشيعية العامه، ج 7، ص 471.
    4-
    . دائرة المعارف تشيع، ج 6، ص 385، (واژه حفظ قرآن)
    5-. دائرة المعارف تشيع، ج 6، ص 386.

    آخرین موضوعات ارسالی این تالار:

    ویرایش توسط hoda : 1389/10/19 در ساعت 10:00 قبل از ظهر

  2. صلوات و تشکر : 3


  3. #2



    اولين حافظ قرآن
    حفظ آيات الاهي، از نخستين روزهاي نزول وحي آغاز شد. پيامبر اسلام ـ صلي اللّه عليه و آله ـ نخستين حافظ قرآن به شمار مي‌رفت و براي فرا گرفتن و حفظ آن بسيار مي‌كوشيد. آن حضرت همراه پيك وحي زبانش را حركت مي‌داد و شتاب مي‌كرد تا آنچه مي‌شنود فراموش نكند.
    مرحوم طبرسي در شأن نزول آيه‌ي «لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ إِنَّ عَلَيْنا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ.،»1 (اي رسول ما) در حال وحي، شتابان زبان به قرائت قرآن نگشاي كه ما خود آن را جمع كرده، (در سينه‌ات) نگاه مي‌داريم و بر تو مي‌خوانيم. از ابن عباس چنين نقل مي‌كند: پيامبر اكرم ـ صلي اللّه عليه و آله ـ به سبب عشق شديدي كه به دريافت و حفظ قرآن داشت هنگامي كه پيك وحي آيات را بر او مي‌خواند، همراه وي زبانش را حركت مي‌داد و شتاب مي‌ورزيد تا آنچه مي‌شنود فراموش نكند. خداوند او را از اين كار بازداشت و فرمود: ما آن را برايت جمع مي‌كنيم.2 حضرت براي اطمينان كامل از محفوظات خويش آن‌ها را بر فرشته‌ي وحي عرضه مي‌كرد. در روايات متعدد چنان مي‌خوانيم كه پيامبر اسلام ـ صلي اللّه عليه و آله ـ در ماه رمضان هر سال قرآن را، تا آن‌جا كه نازل شده بود، با جبرئيل مقابله و تكرار مي‌كرد؛ و در واپسين سال زندگي‌اش، برخلاف گذشته، اين مقابله و تكرار را دو بار به انجام رساند.3
    پي نوشت
    1- قيامت 75: 16 و 17.
    2- مجمع البيان، ج 10، ص 197.
    3- كان جبريل يعرض القرآن علي النبي كل عام مرة في رمضان فلما كان العام الذي توفي فيه عرض عليه مرتين. روايات در اين زمينه متعدد است. رجوع شود به الطبقات الكبير، ج 2، ص 195.

  4. صلوات و تشکر


  5. #3

    اهتمام صحابه به حفظ قرآن




    پيامبر اسلام ـ صلي اللّه عليه و آله ـ در نماز و هر فرصتي كه پيش مي‌آمد قرآن را با صداي بلند مي‌خواند و صحابه نيز همراه وي به فراگيري و حفظ آن مي‌پرداختند.
    وقتي صحابه آيه‌ يا سوره‌يي را از رسول خدا مي‌شنيدند، چندين بار به حضرت مراجعه كرده، آنچه به خاطر سپرده بودند بر وي عرضه مي‌داشتند تا كيفيت حفظ را تأييد و تقرير كند.1
    به تدريج اهتمام برخي از صحابه در به خاطر سپردن آيات چنان فزوني يافت كه گروهي به حافظ و قاري قرآن شهرت يافتند.2 سيوطي در اين زمينه مي‌نويسد: چند تن از صحابه، كه به تعليم قرائت قرآن و حفظ آن شهرت داشتند، عبارتند از: علي ـ عليه السلام ـ ، عثمان، ابيّ بن كعب، زيد بن ثابت، ابوالدرداء، عبدالله بن مسعود و ابوموسي اشعري.3
    در اين عصر، زنان نيز پا به پاي مردان در عرصه‌ي قرائت و حفظ قرآن كريم مي‌كوشيدند؛ چنان كه نام‌هاي برخي زنان پيامبر اسلام ـ صلي اللّه عليه و آله ـ چون عائشه، ام‌سلمه و حفصه و نيز ام‌ورقه بنت عبدالله بن حارث4 در ميان طبقات قاريان و حافظان به چشم مي‌خورد.
    قرآني كه اكنون در اختيار ما است، در پرتو فداكاري و تلاش صحابه در نگهداري آيات چنين كامل مانده است. عبادة بن صامت مي‌گويد: پيامبر ـ صلي اللّه عليه و آله ـ هر مرد مهاجر را به يكي از ما مي‌سپرد، تا به وي قرآن بياموزيم. در مسجد پيامبر ـ صلي اللّه عليه و آله ـ صداي تلاوت قرآن چنان بلند بود كه حضرت دستور داد صداها را پايين آورند تا موجب اشتباه نگردد.5 گاه اهتمام در حفظ قرآن چنان بالا مي‌گرفت كه براي اسقاط و ثبت يك حرف ميان صحابه نزاع و درگيري پيش مي‌آمد. در جمع عثماني (جمع دوم) مي‌خواستند آيه‌ي «وَ الَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّة»6 را بدون «واو» در مصحف ثبت كنند. صحابه مانع شدند و أبيّ بن كعب سوگند ياد كرد اگر «واو» را اسقاط كنند، شمشير مي‌كشد و با آنان مي‌جنگد. سرانجام «واو» را ثبت كردند.7 در زمان خلافت خليفه‌ي دوم روزي خليفه «... وَ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسانٍ»8 را بدون «واو» عطف خواند. صحابه به رويارويي با وي پرداختند و او ناگزير آيه‌ را با «واو» تلاوت كرد.9

    پي نوشت ها
    1- مجمع البيان، ج 1، ص 43؛ تاريخ قرآن، ص 227.
    2- در صدر اسلام به كساني كه به تعليم و قرائت و حفظ قرآن مي‌پرداختند، به فنون قرائت آشنا بودند يا قرآن از حفظ داشتند قاري مي‌گفتند. (ر.ك: الاتقان، ج 1، نوع 20 و مقدمه‌اي بر تاريخ قراءات قرآن كريم ترجمه دكتر سيّد محمد باقر حجتي، ص 26.)
    3- الاتقان، ج 1، نوع 20، ص 251.
    4- الاتقان، ج 1، نوع 20، ص 250 و؛ التفسير المنير، ج 1، ص 20.
    5- البيان، آيت‌الله خويي، ص 274.
    6- توبه 9: 34.
    [7- درّ المنثور، ج 4، ص 179.
    8- توبه 9: 100.
    9- درّ المنثور، ج 4، ص 268.

  6. صلوات و تشکر


مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •