تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 12
  1. #1

    روش هاي تفسيري قران كريم




    روش تفسیری عبارت است از طریق و شیوه‌ای كه هر مفسر برای تفسیر یك یا چند آیه انتخاب می‌كند و غالباً بستگی دارد به ابزاری كه در تفسیر بكار می‌برد. تفسیر تقسیمات گوناگونی دارد و از لحاظ روش تفسیر (صرف‌نظر از صحیح یا خطاء بودن تفسیر) به چند قسم تقسیم می‌شود:
    الف) تفسیر كامل (تفسیر اجتهادی).
    ب) تفسیر ناقص كه شامل موارد زیر می‌شود:
    1 . تفسیر قرآن به قرآن.
    2 . تفسیر قرآن به عقل.
    3 . تفسیر قرآن به روایات.
    4 . تفسیر قرآن به رأی.
    5 . تفسیر علمی.
    6 . تفسیر موضوعی.
    7 . تفسیر رمزی.
    هركدام از این روشها، می‌تواند معتبر باشد و ما را به مقصود (تبیین مقصود آیات قرآن) برساند و نیز ممكن است خطاء و نامعتبر باشد، که در اینجا شیوه و شكل كار هر روش را مورد بررسی و نقد قرار می‌دهیم.

  2. صلوات و تشکر


  3. #2



    علت پیدایش شیوه‌های مختلف در قرآن:
    در زمان پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ مردم مستقیماً از منبع متصل به وحی الهی استفاده می‌كردند و هر مشكلی را از ایشان سئوال می‌كردند و تفسیر از این قاعده مستثنی نبود و لذا بسیاری از روایات اسلامی، تفسیر آیات قرآن است كه از پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ سئوال شده و ایشان مطلب آیه را توضیح داده‌اند.
    در زمان ائمه معصومین ـ علیهم السلام ـ تا حدودی وضع بر همین منوال بود، خصوصاً برای شیعه كه قول آنها را حجت می‌دانند و در مورد تفسیر آیات هم از ایشان سئوال می‌شد.
    اما در زمانهای بعد در قرون اولیه اسلام كم‌كم بحث‌های كلامی زیاد شد و این به علت فتح كشورهای جدید و برخورد مسلمانان با فرقه‌های مختلف اوج گرفت و در زمان خلفاء فلسفه یونانی به عربی منتقل شد و لذا درعهد عباسیان (اواخر قرن اول و اوایل قرن دوم هجری قمری) بحثهای عقلی و فلسفی رشد كرد و در همين زمان هم تصوف ظاهر شد و بعضی مردم به ریاضت و مجاهده نفس و... روی آوردند و در این میان گروه سومی از مردم اهل حدیث شدند كه بر تعبد محض به ظواهر دینی پایبند بودند. و به خاطر همین اختلاف آراء اختلاف روشهای تفسیری هم بوجود آمد.
    محدثین از روش تفسیر با روایات سلف صالح و صحابه و... پیروی می‌كردند و متكلمین و فلاسفه هم آیات را طبق مذهب مختار خودشان تفسیر می‌كردند و آیات مخالف را تأویل می‌كردند و متصوفه به تأویل آیات روی آوردند.1 و به همین ترتیب شیوه‌های تفسیری متعدد بوجود آمد.

    پي نوشت
    1- در این قسمت از تفسیر المیزان جلد 1، ص 4، به بعد استفاده شده است.

  4. صلوات و تشکر : 2


  5. #3

    تفسير قران با قران




    1 . تفسیر قرآن با قرآن:
    هر چند تفسیر المیزان علامه طباطبائی(ره) به این روش معروف تفسیر شده و لكن قرآن با قرآن یك شیوه سابقه‌دار در بین مفسرین شیعه و اهل سنت است و حتی از زمان معصومین ـ علیهم السلام ـ رایج بوده است كه به نمونه‌هایی از آن اشاره خواهیم كرد.
    لكن برای روشن شدن مفهوم تفسیر قرآن با قرآن بهتر است در ابتداء كلام علامه طباطبائی(ره) را نقل كنیم، ایشان می‌فرماید:
    تشخیص مقاصد عالیه و فهم حقایق قرآن به دو صورت ممكن است:
    الف) این كه ما در ابتداء یك بحث‌های علمی یا فلسفی انجام دهیم تا نتیجه مطلوب و حق، در آن مسئله علمی یا فلسفی روشن شود و سپس آیات قرآن را بر آن مسئله علمی یا فلسفی حمل كنیم لكن این طریق درمورد غیر قرآن خوب است ولی در مورد قرآن صحیح نیست.
    ب) ایمان كه قرآن را با قرآن تفسیر كنیم ومعنی هر آیه را با تفكر در همان آیه و آیات دیگر بدست آوریم و مصادیق آیه را معلوم كنیم و با استفاده از خصوصیات ذكر شده در آیات آنها را مشخص كنیم. چنان‌چه خداوند می‌فرماید:
    نزلنا علیك الكتاب تبیاناً لكل شیء1 (به درستی ما قرآن را بر تو فرو فرستادیم تا روشنگر هر چیزی باشد) و بعید است كه قرآن روشنگر و مبین هر چیزی باشد. ولی مبین خودش نباشد.2
    شواهد و دلایل تفسیر قرآن با قرآن:
    1 . در زمان ائمه ـ علیهم السلام ـ تمسك به آیات قرآن برای روشن شدن بعضی دیگر از آیات انجام می‌شد چنانچه از امام باقر ـ علیه السّلام ـ سئوال شد كه چرا قصر نماز مسافر را واجب می‌فرمائید در حالی كه در آیه قرآن آمده است، قال الله تعالی: اذا ضربتم فی الارض فلیس علیكم جناح ان تقصروا من الصلوه3 (وقتی در زمین مسافرت كردید اشكالی ندارد كه نماز را شكسته بجا آورید) وكلمه لاجناح دلالت بر وجوب ندارد بلكه دلالت بر جواز دارد.
    حضرت فرمودند این مطلب به دلیل آیه دیگر قرآن است كه لاجناح را به معنی وجوب استعمال كرده است: قال تعالی: فمن حج البیت او اعتمر فلاجناح علیه ان یطوف بهما4 (كسی كه حج یا عمره انجام داد اشكالی ندارد كه طواف انجام دهد) در حالی كه طواف واجب است.5
    2 . شیوه مفسرین بزرگ شیعه و اهل سنت هم تفسیر قرآن با قرآن بوده است.
    علامه مجلسی(ره) كه آیات قرآن را در بحارالانوار در اول هر فصل دسته‌بندی می‌كند ظاهراً منظورش تفسیر قرآن با قرآن بوده است، همچنین در تفسیر مجمع‌البیان و تفاسیر اهل سنت گاهی از آیات برای تفسیر یك آیه استفاده می‌شده است.
    پس این یك طریق قدیمی است و حتی ابن‌تیمیه می‌گوید:6 اگركسی سؤال كند بهترین طریق تفسیر چیست؟ (فالجواب: ان اصح الطرق فی ذلك ان یفسر القرآن بالقرآن)ـ جواب این است كه صحیح‌ترین روش تفسیر قرآن با قرآن است.
    3 . تكرار آیات در قرآن خود شاهد این مطلب است كه طبعاً می‌تواند بعضی آیات مفسر بعضی دیگر باشد.
    4 . در روایت نبوی مرسل آمده است كه: القرآن یفسّر بعضه بعضاً (قرآن بعضی از قسمتهایش بعض دیگر را تفسیر می‌كند) این جمله مشهور است لكن سند آن برای ما روشن نیست و لذا مرسل نامیده می‌شود.
    و از حضرت علی ـ علیه السّلام ـ نقل شده است كه: ان كتاب الله لیُصدِّق بعضه بعضاً و لایكذب بعضه بعضاً7(بدرستی كه قرآن بعضی از قسمتهایش بعض دیگر را تصدیق می‌نماید ولی همدیگر را تكذیب نمی‌كنند).
    و باز از امیرالمؤمنین ـ علیه السّلام ـ نقل شد كه فرمودند: كتاب الله... ینطق بعضه ببعض و یشهد بعضه و یشهد بعضه علی بعض (قرآن بعضی از قسمتهایش با بعض دیگر سخن می‌گوید و بر همدیگر شهادت می‌دهند).8
    تذكر: كسی تفسیر قرآن با قرآن را غیر جایز ندانسته است و لكن روایتی از امام صادق ـ علیه السّلام ـ نقل شده كه از آن توهم مخالفت می‌شود: عن ابی عبدالله قال قال ابی: ما ضرب رجل القرآن بعضه ببعض الّا كفر(امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمودند كه پدرم فرمود: هیچ كس بعضی از قرآن را به بعض دیگر نزد مگر آنكه كافر شد)9و در دارالمنثور و تفسیر نعمانی هم مضمون این روایت آورده شده و مضموم شمرده شده است.
    معانی ضرب‌القرآن بعضه ببعض:10
    1 . علامه مجلسی(ره) احتمال می‌دهند كه منظور معنی ظاهری ضرب باشد (كوبیدن قرآن به زمین یا به هم زدن قرآن كه نوعی استخفاف به قرآن باشد و آن حرام است) و كفر هم به معنی گناه بزرگ باشد چنان‌چه در ترك صلوه آمده است.
    2 . شیخ صدوق(ره) می‌فرماید: منظور تفسیر كردن آیه‌ای با تفسیر آیه دیگر است(یعنی آیات را جابجا تفسیر كردن است).11
    3 . فیض كاشانی می‌فرماید: شاید منظور تأویل بعض متشابهات قرآن به بعض معانی (بر طبق هوای نفس و بدون شنیدن از اهل آن یا هدایت و نوری از طرف خدا) باشد.12
    4 . علامه طباطبایی(ره) می‌فرماید: آن خلط بین آیات از حیث مقامات معانی آنهاست یعنی اخلال به مقام آنها شود مثلاً محكم را متشابه فرض كنیم یا بالعكس شود.13
    5 . شاید منظور روایت، تناقض‌گیری از قرآن باشد چون در زمان علی ـ علیه السّلام ـ و امام حسن عسكری ـ علیه السّلام ـ كسانی بودند كه زندیق بودند و آیاتی را كه به ظاهر مخالف همدیگر بود را جمع‌آوری می‌كردند تا به قرآن اشكال كنند و در این زمنیه روایت مفصلی در بحارالانوار وارد شده كه شاید روایت ضرب‌القرآن جواب این افراد باشد.14
    نتیجه: پس منظور از روایت ضرب‌القرآن تفسیر قرآن به قرآن نیست بلكه یا تفسیر به رأی یا تناقض‌گیری و یا خلط عمدی آیات ومعانی آنها می‌باشد.

    پي نوشت
    1- سوره نحل، آیه89-
    2-
    تفسیر المیزان، جلد اول، ص 11، با تخلیص و تصرف مختصر.
    3-سوره نساء، آیه 101.
    4- سوره بقره، آیه 158.
    5- وسایل الشیعه، جلد 5، ص 538، باب 22، از ابواب صلوه مسافر، حدیت 2.
    6- كتاب مقدمه فی اصول التفسیر، تألیف ابن تیمیه، متوفی 728.
    7- بحار الانوار، ج9، ص 127 نقل از توحید صدوق طبع بیروت.
    8- نهج‌البلاغه، خطبه 133.
    9- كافی، ج 2، ص 632، بحارالانوار، ج 89، ص 39، طبع بیروت.
    10 در این قسمت سخنان آیت الله استادی دامت بركاته استفاده شد.
    11- . معانی الاخبار، به نقل از بحارالانوار، ج 89، ص 39.
    12- وافی، ج5، ص 274، به نقل از آقای استادی.
    13- به نقل از آقای استادی.
    14- . بحار‌الانوار، ج 90، ص 98-142، طبع بیروت.

  6. صلوات و تشکر


  7. #4



    تفسیر قرآن با عقل:
    استفاده و استمداد از قرائن عقلی كه مورد قبول همه خردمندان است در راه فهم قرآن، را تفسیر به عقل گویند.1
    و از افتخارات اسلام این است كه بین تفسیر به رأی و تفسیر به عقل فرق می‌گذارد و یكی را مذموم ودیگری را ممدوح می‌داند و لذا نفرمودند كه (من فسر القرآن بعقله... كذا...) هر كس قرآن را با عقل خود تفسیر كند مجازات دارد.
    چون عقل یكی از ابزارهای تفسیر قرآن است و تفسیر قرآن نباید مخالف حكم صریح عقل یا قرائن عقلی قطعی باشد بلكه عقل كمك‌كننده مفسر است برای مثال یك نمونه ذكر می‌كنیم.
    خداوند در قرآن كریم می‌فرماید: ید الله فوق ایدیهم.2(دست خدا بالای دست آنهاست) و یا در جای دیگر خداوند را سمیع و بصیر معرفی می‌كند.
    و از طرفی عقل انسان درك می‌كند و اثبات می‌نماید كه خداوند نمی‌تواند جسم باشد پس منظور ظاهر آیات (دست، چشم، گوش) نیست پس به كمك عقل این آیات را این‌گونه تفسیر می‌كنیم:
    قدرت خداوند بالاتر از همه قدرت‌هاست و خداوند علم وسیع به‌ (مبصرات و مسموعات) دیدنی‌ها و شنیدنی‌ها دارد.
    رابطه عقل و دین:
    در این مورد سه احتمال بلكه سه نوع حكم دینی در رابطه با عقل ممكن است تصور شود:
    الف) احكام عقل‌پذیر: یعنی آیات و روایاتی كه دستورات (اوامر و نواهی) یا مطالبی دارد كه عقل سلیم آن را می‌پذیرد بلكه عقل هم خود به خود همان حكم را می‌كند مثل دستورات بهداشتی اسلام و یا محكوم كردن ظلم و پذیرفتن عدالت كه مطابق حكم عقل است.

    ب) احكام عقل‌ستيز: يعني احكامي كه در دين وجود داشته باشد و بر خلاف حكم صريح عقل سالم باشد در اين مورد متكلمين و دانشمندان اديان مختلف متفقاً عقيده دارند كه چنين احكامي در اديان الهي وجود ندارد چرا كه دين و خصوصاً اسلام مطابق فطرت و عقل است و خداوند خود عاقل و حكيم است پس دستوري خلاف عقل نمي‌دهد بلكه عقل خود حجت باطني است همان‌طور كه پيامبران حجت ظاهري انسان‌ها هستند.
    پس اگر در موردي ظاهر يك آيه يا روايت يا حكم ديني با احكام قطعي عقل معارض باشد دو احتمال وجود دارد:
    اول آن كه حكم عقلي مقدماتش كامل نباشد و خطائي در آن صورت گرفته باشد. دوم اگر قطعي بودن آن حكم عقلي ثابت شد معلوم مي‌شود ظاهر آن آيه با روايت منظور شارع نبوده است براي مثال اگر روايتي با حكم محال بودن اجتماع‌النقيضين متضاد بود بايد در ظاهر آن روايت تصرف نمود و با قرينه عقلي حمل بر خلاف ظاهر كرد3 چون فهم ما از آيه يا روايت خطا بوده است.
    ج) احكام عقل‌گريز: يعني احكام و مطالبي كه در دين يا قرآن و روايات وجود دارد ولي براي عقل قابل فهم و درك نباشد بلكه فراتر از عقل باشد.
    هر چند در اين مورد عقل حكمي بر خلاف و متضاد با آن مطلب ديني ندارد ولي دليلي براي پذيرش و توجيه آن ندارد.
    براي مثال: عقل انسان وجود خداوند را مي‌پذيرد و اثبات مي‌كند پس اين از احكام عقل‌پذير است لكن ذات خداوند و چگونگي آنرا درك نمي‌كند پس ذات الهي از مطالب عقل‌گريز است.
    و يا بسياري از احكام تعبدي شرعي وجود دارد كه توجيه عقلاني ندارد (در موارد حلال و حرام‌هاي فقهي مثال‌هاي فراوان دارد. براي مثال چرا نماز ظهر چهار ركعت و نماز مغرب سه ركعت است) ولي دليل هم بر محال بودن آنها نداريم.
    مسيحيان تثليت را از اين نوع سوم مي‌دانند يعني مطلبي فراتر از عقل است. كه خداوند هم واحد باشد هم سه‌گانه باشد (هر چند در اين كه تثليت از احكام عقل‌ستيز است يا عقل‌گريز بين دانشمندان و متكلمين اختلاف‌نظر وجود دارد كه جاي طرح آن در اينجا نيست.)
    نكته: از اينجاست كه در اسلام مي‌گويند: «كلما حكم به العقل حكم به الشرع و بالعكس»4 يعني هر چه را عقل سليم پذيرفت شرع هم مي پذيرد و عكس اين قاعده هم جاري است چون ما احكام عقل‌ستيز نداريم. و احكام عقل‌پذير را هم عقل انسان درك مي‌كند اما انبياء احكامي و جزئياتي را بيان مي‌كنند كه عقل بشر از درك آنها عاجز است و يا احتياج به رشد بيشتري دارد تا آنها را درك كنند و آن احكام عقل‌گريز است.
    تذكار: حكم عقلي وقتي صادر شد حتماً قطعي و جزمي و كلي است لكن منظور ما از احكام عقلي ظني (با كمي تسامح) همان تصديقات نظري است كه ظن به اثبات آنها مي‌رود و لكن يقين قطعي نداريم يعني مثل بديهيات عقلي كه احتياج به دليل ندارد نيست.
    دلايل عدم امكان تعارض حكم قطعي عقل با حكم قطعي شرعي:
    الف) عقل حجت باطن است در كنار حجت ظاهر كه پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ است و تعارضي بين دو حجت نيست. چون هر دو كاشف حقيقت، هستند و حقيقت يكي بيشتر نيست پس تعارضي ندارند.
    ب) خداوند خود حكيم و عاقل است پس كلامي خلاف عقل از او صادر نمي‌شود.
    ج) اصل دين و نبوت و وجود خدا با عقل ثابت مي‌شود پس اگر دليل نقلي بخواهد حكم قطعي عقل را بي‌اعتبار كند پس در حقيقت دليل نقلي، خود را از اعتبار ساقط كرده است پس دليل نقلي باطل مي‌شود.5

    پي نوشت ها
    1- اين بخش از كتاب ارزنده تفسير به رأي آيت الله استاد مكارم شيرازي، ص 38 به بعد استفاده شد.
    2-سوره فتح، آيه 10.
    3- در بحث‌هاي قبل بيان كرديم كه يكي از راه‌هاي تفسير قرآن با عقل و قرائن قطعيه عقلي است و اين مورد از مصاديق همان روش مي‌شود.
    4- بعضي از بزرگان علم اصول مثل ميرزاي نائيني اين قاعده را در سلسله علل مي‌پذيرند ولي در سلسله معلول‌ها انكار مي‌كنند يعني اگر عقل علت تامه را كشف كرد حكم مي‌آيد.
    5- تفسير روح‌المعاني، طبع بولاق، ص 104، ج 9، (به نقل از تفسير علمي، احمد عمر ابو حجر).

  8. صلوات و تشکر


  9. #5



    تفسير قرآن به روايات:
    شكي نيست كه روايات يكي از منابع مهم تفسير قرآن است و حجيت آن از طريق حديث متواتر ثقلين به اثبات رسيده است پس همان‌طور كه پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ اسلام مبين و مفسّر وحي بود ائمه و اهل‌البيت ـ عليهم السلام ـ هم مفسر قرآن هستند و حال كه آنها به ظاهر در جامعه اسلامي حضور فيزيكي ندارند مهمترين وسيله براي دستيابي به نظرات آنها همانا روايات اسلامي است. لكن روايات در تفسير قرآن چند گونه است:
    اقسام روايات:
    الف) روايات قطعي مثل روايات متواتر كه حتماً مي‌دانيم از معصوم صادر شده است و آنها احاديثي است كه از طرق گوناگون و مكرر براي ما نقل شده است و يا روايات آحاد كه همراه قرائني است كه شاهد صدق و صدور آنهاست و شكي در اعتبار و حجيت آنها در تفسير قرآن نيست.
    ب) روايات غيرقطعي كه دو گونه است:
    اول روايات ضعيف و واحد كه در تفسير اعتباري ندارد.
    دوم روايات واحد ولي معتبر كه صحت سند آنها ثابت شده است كه در اين مورد در بخش منابع تفسير به تفصيل سخن گفتيم و در نهايت به اين نتيجه رسيديم كه اين‌گونه روايات در تفسير آيات الاحكام حجت است اما درغير آنها حجيت ندارد.
    كاربرد روايات در مورد قرآن:
    روايات اسلامي تأثيرات گوناگوني بر آيات قرآن و برداشت ما از آنها دارد كه در اينجا به چند مورد مهم اشاره مي‌كنيم.
    الف) رواياتي كه تفسير آيه را روشن مي‌كند و هدف خداوند را بيان مي‌كند.
    مثال: روايت متواتر غدير خم در مورد آيه اكمال دين (اليوم اكملت لكم دينكم...)1 كه منظور آيه را از كمال و تمام دين و روز آن مشخص مي‌كند.
    ب) رواياتي كه مصداق خاصي از آيه را بيان مي‌كند. كه شأن نزول آيات در بسياري موارد از اين قبيل است. براي مثال رواياتي كه در تفسير اهدانا الصراط المستقيم مي‌فرمايد كه منظور اميرالمؤمنين است.2
    البته اين روايات در بعضي موارد اكمل افراد را بيان مي‌كند. و گاهي هم حصر در مورد خاص مي‌كند (كه در بحث شأن نزول نمونه‌هاي آن را آورديم).
    د) رواياتي كه آيات قرآن را تخصيص مي‌زند يا مقيد مي‌كند.
    كه البته تقييد و تخصيص با روايات متواتر و قطعي جايز است ولكن تخصيص با روايت آحاد مورد اختلاف (بين شيعه و اهل سنت) است و طبق مبنا عمل مي‌شود.

    پي نوشت
    1- سوره مائده، آيه 3.
    2- الميزان، ج 1، ص 41.

  10. صلوات و تشکر


  11. #6



    نقل قول نوشته اصلی توسط hoda نمایش پست ها
    روش تفسیری عبارت است از طریق و شیوه‌ای كه هر مفسر برای تفسیر یك یا چند آیه انتخاب می‌كند و غالباً بستگی دارد به ابزاری كه در تفسیر بكار می‌برد. تفسیر تقسیمات گوناگونی دارد و از لحاظ روش تفسیر (صرف‌نظر از صحیح یا خطاء بودن تفسیر) به چند قسم تقسیم می‌شود:
    الف) تفسیر كامل (تفسیر اجتهادی).
    ب) تفسیر ناقص كه شامل موارد زیر می‌شود:
    1 . تفسیر قرآن به قرآن.
    2 . تفسیر قرآن به عقل.
    3 . تفسیر قرآن به روایات.
    4 . تفسیر قرآن به رأی.
    5 . تفسیر علمی.
    6 . تفسیر موضوعی.
    7 . تفسیر رمزی.
    هركدام از این روشها، می‌تواند معتبر باشد و ما را به مقصود (تبیین مقصود آیات قرآن) برساند و نیز ممكن است خطاء و نامعتبر باشد، که در اینجا شیوه و شكل كار هر روش را مورد بررسی و نقد قرار می‌دهیم.


  12. صلوات و تشکر


  13. #7



    نقل قول نوشته اصلی توسط hoda نمایش پست ها
    علت پیدایش شیوه‌های مختلف در قرآن:
    در زمان پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ مردم مستقیماً از منبع متصل به وحی الهی استفاده می‌كردند و هر مشكلی را از ایشان سئوال می‌كردند و تفسیر از این قاعده مستثنی نبود و لذا بسیاری از روایات اسلامی، تفسیر آیات قرآن است كه از پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ سئوال شده و ایشان مطلب آیه را توضیح داده‌اند.
    در زمان ائمه معصومین ـ علیهم السلام ـ تا حدودی وضع بر همین منوال بود، خصوصاً برای شیعه كه قول آنها را حجت می‌دانند و در مورد تفسیر آیات هم از ایشان سئوال می‌شد.
    اما در زمانهای بعد در قرون اولیه اسلام كم‌كم بحث‌های كلامی زیاد شد و این به علت فتح كشورهای جدید و برخورد مسلمانان با فرقه‌های مختلف اوج گرفت و در زمان خلفاء فلسفه یونانی به عربی منتقل شد و لذا درعهد عباسیان (اواخر قرن اول و اوایل قرن دوم هجری قمری) بحثهای عقلی و فلسفی رشد كرد و در همين زمان هم تصوف ظاهر شد و بعضی مردم به ریاضت و مجاهده نفس و... روی آوردند و در این میان گروه سومی از مردم اهل حدیث شدند كه بر تعبد محض به ظواهر دینی پایبند بودند. و به خاطر همین اختلاف آراء اختلاف روشهای تفسیری هم بوجود آمد.
    محدثین از روش تفسیر با روایات سلف صالح و صحابه و... پیروی می‌كردند و متكلمین و فلاسفه هم آیات را طبق مذهب مختار خودشان تفسیر می‌كردند و آیات مخالف را تأویل می‌كردند و متصوفه به تأویل آیات روی آوردند.1 و به همین ترتیب شیوه‌های تفسیری متعدد بوجود آمد.

    پي نوشت
    1- در این قسمت از تفسیر المیزان جلد 1، ص 4، به بعد استفاده شده است.

  14. صلوات و تشکر


  15. #8



    نقل قول نوشته اصلی توسط hoda نمایش پست ها
    1 . تفسیر قرآن با قرآن:
    هر چند تفسیر المیزان علامه طباطبائی(ره) به این روش معروف تفسیر شده و لكن قرآن با قرآن یك شیوه سابقه‌دار در بین مفسرین شیعه و اهل سنت است و حتی از زمان معصومین ـ علیهم السلام ـ رایج بوده است كه به نمونه‌هایی از آن اشاره خواهیم كرد.
    لكن برای روشن شدن مفهوم تفسیر قرآن با قرآن بهتر است در ابتداء كلام علامه طباطبائی(ره) را نقل كنیم، ایشان می‌فرماید:
    تشخیص مقاصد عالیه و فهم حقایق قرآن به دو صورت ممكن است:
    الف) این كه ما در ابتداء یك بحث‌های علمی یا فلسفی انجام دهیم تا نتیجه مطلوب و حق، در آن مسئله علمی یا فلسفی روشن شود و سپس آیات قرآن را بر آن مسئله علمی یا فلسفی حمل كنیم لكن این طریق درمورد غیر قرآن خوب است ولی در مورد قرآن صحیح نیست.
    ب) ایمان كه قرآن را با قرآن تفسیر كنیم ومعنی هر آیه را با تفكر در همان آیه و آیات دیگر بدست آوریم و مصادیق آیه را معلوم كنیم و با استفاده از خصوصیات ذكر شده در آیات آنها را مشخص كنیم. چنان‌چه خداوند می‌فرماید:
    نزلنا علیك الكتاب تبیاناً لكل شیء1 (به درستی ما قرآن را بر تو فرو فرستادیم تا روشنگر هر چیزی باشد) و بعید است كه قرآن روشنگر و مبین هر چیزی باشد. ولی مبین خودش نباشد.2
    شواهد و دلایل تفسیر قرآن با قرآن:
    1 . در زمان ائمه ـ علیهم السلام ـ تمسك به آیات قرآن برای روشن شدن بعضی دیگر از آیات انجام می‌شد چنانچه از امام باقر ـ علیه السّلام ـ سئوال شد كه چرا قصر نماز مسافر را واجب می‌فرمائید در حالی كه در آیه قرآن آمده است، قال الله تعالی: اذا ضربتم فی الارض فلیس علیكم جناح ان تقصروا من الصلوه3 (وقتی در زمین مسافرت كردید اشكالی ندارد كه نماز را شكسته بجا آورید) وكلمه لاجناح دلالت بر وجوب ندارد بلكه دلالت بر جواز دارد.
    حضرت فرمودند این مطلب به دلیل آیه دیگر قرآن است كه لاجناح را به معنی وجوب استعمال كرده است: قال تعالی: فمن حج البیت او اعتمر فلاجناح علیه ان یطوف بهما4 (كسی كه حج یا عمره انجام داد اشكالی ندارد كه طواف انجام دهد) در حالی كه طواف واجب است.5
    2 . شیوه مفسرین بزرگ شیعه و اهل سنت هم تفسیر قرآن با قرآن بوده است.
    علامه مجلسی(ره) كه آیات قرآن را در بحارالانوار در اول هر فصل دسته‌بندی می‌كند ظاهراً منظورش تفسیر قرآن با قرآن بوده است، همچنین در تفسیر مجمع‌البیان و تفاسیر اهل سنت گاهی از آیات برای تفسیر یك آیه استفاده می‌شده است.
    پس این یك طریق قدیمی است و حتی ابن‌تیمیه می‌گوید:6 اگركسی سؤال كند بهترین طریق تفسیر چیست؟ (فالجواب: ان اصح الطرق فی ذلك ان یفسر القرآن بالقرآن)ـ جواب این است كه صحیح‌ترین روش تفسیر قرآن با قرآن است.
    3 . تكرار آیات در قرآن خود شاهد این مطلب است كه طبعاً می‌تواند بعضی آیات مفسر بعضی دیگر باشد.
    4 . در روایت نبوی مرسل آمده است كه: القرآن یفسّر بعضه بعضاً (قرآن بعضی از قسمتهایش بعض دیگر را تفسیر می‌كند) این جمله مشهور است لكن سند آن برای ما روشن نیست و لذا مرسل نامیده می‌شود.
    و از حضرت علی ـ علیه السّلام ـ نقل شده است كه: ان كتاب الله لیُصدِّق بعضه بعضاً و لایكذب بعضه بعضاً7(بدرستی كه قرآن بعضی از قسمتهایش بعض دیگر را تصدیق می‌نماید ولی همدیگر را تكذیب نمی‌كنند).
    و باز از امیرالمؤمنین ـ علیه السّلام ـ نقل شد كه فرمودند: كتاب الله... ینطق بعضه ببعض و یشهد بعضه و یشهد بعضه علی بعض (قرآن بعضی از قسمتهایش با بعض دیگر سخن می‌گوید و بر همدیگر شهادت می‌دهند).8
    تذكر: كسی تفسیر قرآن با قرآن را غیر جایز ندانسته است و لكن روایتی از امام صادق ـ علیه السّلام ـ نقل شده كه از آن توهم مخالفت می‌شود: عن ابی عبدالله قال قال ابی: ما ضرب رجل القرآن بعضه ببعض الّا كفر(امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمودند كه پدرم فرمود: هیچ كس بعضی از قرآن را به بعض دیگر نزد مگر آنكه كافر شد)9و در دارالمنثور و تفسیر نعمانی هم مضمون این روایت آورده شده و مضموم شمرده شده است.
    معانی ضرب‌القرآن بعضه ببعض:10
    1 . علامه مجلسی(ره) احتمال می‌دهند كه منظور معنی ظاهری ضرب باشد (كوبیدن قرآن به زمین یا به هم زدن قرآن كه نوعی استخفاف به قرآن باشد و آن حرام است) و كفر هم به معنی گناه بزرگ باشد چنان‌چه در ترك صلوه آمده است.
    2 . شیخ صدوق(ره) می‌فرماید: منظور تفسیر كردن آیه‌ای با تفسیر آیه دیگر است(یعنی آیات را جابجا تفسیر كردن است).11
    3 . فیض كاشانی می‌فرماید: شاید منظور تأویل بعض متشابهات قرآن به بعض معانی (بر طبق هوای نفس و بدون شنیدن از اهل آن یا هدایت و نوری از طرف خدا) باشد.12
    4 . علامه طباطبایی(ره) می‌فرماید: آن خلط بین آیات از حیث مقامات معانی آنهاست یعنی اخلال به مقام آنها شود مثلاً محكم را متشابه فرض كنیم یا بالعكس شود.13
    5 . شاید منظور روایت، تناقض‌گیری از قرآن باشد چون در زمان علی ـ علیه السّلام ـ و امام حسن عسكری ـ علیه السّلام ـ كسانی بودند كه زندیق بودند و آیاتی را كه به ظاهر مخالف همدیگر بود را جمع‌آوری می‌كردند تا به قرآن اشكال كنند و در این زمنیه روایت مفصلی در بحارالانوار وارد شده كه شاید روایت ضرب‌القرآن جواب این افراد باشد.14
    نتیجه: پس منظور از روایت ضرب‌القرآن تفسیر قرآن به قرآن نیست بلكه یا تفسیر به رأی یا تناقض‌گیری و یا خلط عمدی آیات ومعانی آنها می‌باشد.

    پي نوشت
    1- سوره نحل، آیه89-
    2-
    تفسیر المیزان، جلد اول، ص 11، با تخلیص و تصرف مختصر.
    3-سوره نساء، آیه 101.
    4- سوره بقره، آیه 158.
    5- وسایل الشیعه، جلد 5، ص 538، باب 22، از ابواب صلوه مسافر، حدیت 2.
    6- كتاب مقدمه فی اصول التفسیر، تألیف ابن تیمیه، متوفی 728.
    7- بحار الانوار، ج9، ص 127 نقل از توحید صدوق طبع بیروت.
    8- نهج‌البلاغه، خطبه 133.
    9- كافی، ج 2، ص 632، بحارالانوار، ج 89، ص 39، طبع بیروت.
    10 در این قسمت سخنان آیت الله استادی دامت بركاته استفاده شد.
    11- . معانی الاخبار، به نقل از بحارالانوار، ج 89، ص 39.
    12- وافی، ج5، ص 274، به نقل از آقای استادی.
    13- به نقل از آقای استادی.
    14- . بحار‌الانوار، ج 90، ص 98-142، طبع بیروت.


  16. صلوات و تشکر


  17. #9



    نقل قول نوشته اصلی توسط hoda نمایش پست ها
    تفسیر قرآن با عقل:
    استفاده و استمداد از قرائن عقلی كه مورد قبول همه خردمندان است در راه فهم قرآن، را تفسیر به عقل گویند.1
    و از افتخارات اسلام این است كه بین تفسیر به رأی و تفسیر به عقل فرق می‌گذارد و یكی را مذموم ودیگری را ممدوح می‌داند و لذا نفرمودند كه (من فسر القرآن بعقله... كذا...) هر كس قرآن را با عقل خود تفسیر كند مجازات دارد.
    چون عقل یكی از ابزارهای تفسیر قرآن است و تفسیر قرآن نباید مخالف حكم صریح عقل یا قرائن عقلی قطعی باشد بلكه عقل كمك‌كننده مفسر است برای مثال یك نمونه ذكر می‌كنیم.
    خداوند در قرآن كریم می‌فرماید: ید الله فوق ایدیهم.2(دست خدا بالای دست آنهاست) و یا در جای دیگر خداوند را سمیع و بصیر معرفی می‌كند.
    و از طرفی عقل انسان درك می‌كند و اثبات می‌نماید كه خداوند نمی‌تواند جسم باشد پس منظور ظاهر آیات (دست، چشم، گوش) نیست پس به كمك عقل این آیات را این‌گونه تفسیر می‌كنیم:
    قدرت خداوند بالاتر از همه قدرت‌هاست و خداوند علم وسیع به‌ (مبصرات و مسموعات) دیدنی‌ها و شنیدنی‌ها دارد.
    رابطه عقل و دین:
    در این مورد سه احتمال بلكه سه نوع حكم دینی در رابطه با عقل ممكن است تصور شود:
    الف) احكام عقل‌پذیر: یعنی آیات و روایاتی كه دستورات (اوامر و نواهی) یا مطالبی دارد كه عقل سلیم آن را می‌پذیرد بلكه عقل هم خود به خود همان حكم را می‌كند مثل دستورات بهداشتی اسلام و یا محكوم كردن ظلم و پذیرفتن عدالت كه مطابق حكم عقل است.

    ب) احكام عقل‌ستيز: يعني احكامي كه در دين وجود داشته باشد و بر خلاف حكم صريح عقل سالم باشد در اين مورد متكلمين و دانشمندان اديان مختلف متفقاً عقيده دارند كه چنين احكامي در اديان الهي وجود ندارد چرا كه دين و خصوصاً اسلام مطابق فطرت و عقل است و خداوند خود عاقل و حكيم است پس دستوري خلاف عقل نمي‌دهد بلكه عقل خود حجت باطني است همان‌طور كه پيامبران حجت ظاهري انسان‌ها هستند.
    پس اگر در موردي ظاهر يك آيه يا روايت يا حكم ديني با احكام قطعي عقل معارض باشد دو احتمال وجود دارد:
    اول آن كه حكم عقلي مقدماتش كامل نباشد و خطائي در آن صورت گرفته باشد. دوم اگر قطعي بودن آن حكم عقلي ثابت شد معلوم مي‌شود ظاهر آن آيه با روايت منظور شارع نبوده است براي مثال اگر روايتي با حكم محال بودن اجتماع‌النقيضين متضاد بود بايد در ظاهر آن روايت تصرف نمود و با قرينه عقلي حمل بر خلاف ظاهر كرد3 چون فهم ما از آيه يا روايت خطا بوده است.
    ج) احكام عقل‌گريز: يعني احكام و مطالبي كه در دين يا قرآن و روايات وجود دارد ولي براي عقل قابل فهم و درك نباشد بلكه فراتر از عقل باشد.
    هر چند در اين مورد عقل حكمي بر خلاف و متضاد با آن مطلب ديني ندارد ولي دليلي براي پذيرش و توجيه آن ندارد.
    براي مثال: عقل انسان وجود خداوند را مي‌پذيرد و اثبات مي‌كند پس اين از احكام عقل‌پذير است لكن ذات خداوند و چگونگي آنرا درك نمي‌كند پس ذات الهي از مطالب عقل‌گريز است.
    و يا بسياري از احكام تعبدي شرعي وجود دارد كه توجيه عقلاني ندارد (در موارد حلال و حرام‌هاي فقهي مثال‌هاي فراوان دارد. براي مثال چرا نماز ظهر چهار ركعت و نماز مغرب سه ركعت است) ولي دليل هم بر محال بودن آنها نداريم.
    مسيحيان تثليت را از اين نوع سوم مي‌دانند يعني مطلبي فراتر از عقل است. كه خداوند هم واحد باشد هم سه‌گانه باشد (هر چند در اين كه تثليت از احكام عقل‌ستيز است يا عقل‌گريز بين دانشمندان و متكلمين اختلاف‌نظر وجود دارد كه جاي طرح آن در اينجا نيست.)
    نكته: از اينجاست كه در اسلام مي‌گويند: «كلما حكم به العقل حكم به الشرع و بالعكس»4 يعني هر چه را عقل سليم پذيرفت شرع هم مي پذيرد و عكس اين قاعده هم جاري است چون ما احكام عقل‌ستيز نداريم. و احكام عقل‌پذير را هم عقل انسان درك مي‌كند اما انبياء احكامي و جزئياتي را بيان مي‌كنند كه عقل بشر از درك آنها عاجز است و يا احتياج به رشد بيشتري دارد تا آنها را درك كنند و آن احكام عقل‌گريز است.
    تذكار: حكم عقلي وقتي صادر شد حتماً قطعي و جزمي و كلي است لكن منظور ما از احكام عقلي ظني (با كمي تسامح) همان تصديقات نظري است كه ظن به اثبات آنها مي‌رود و لكن يقين قطعي نداريم يعني مثل بديهيات عقلي كه احتياج به دليل ندارد نيست.
    دلايل عدم امكان تعارض حكم قطعي عقل با حكم قطعي شرعي:
    الف) عقل حجت باطن است در كنار حجت ظاهر كه پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ است و تعارضي بين دو حجت نيست. چون هر دو كاشف حقيقت، هستند و حقيقت يكي بيشتر نيست پس تعارضي ندارند.
    ب) خداوند خود حكيم و عاقل است پس كلامي خلاف عقل از او صادر نمي‌شود.
    ج) اصل دين و نبوت و وجود خدا با عقل ثابت مي‌شود پس اگر دليل نقلي بخواهد حكم قطعي عقل را بي‌اعتبار كند پس در حقيقت دليل نقلي، خود را از اعتبار ساقط كرده است پس دليل نقلي باطل مي‌شود.5

    پي نوشت ها
    1- اين بخش از كتاب ارزنده تفسير به رأي آيت الله استاد مكارم شيرازي، ص 38 به بعد استفاده شد.
    2-سوره فتح، آيه 10.
    3- در بحث‌هاي قبل بيان كرديم كه يكي از راه‌هاي تفسير قرآن با عقل و قرائن قطعيه عقلي است و اين مورد از مصاديق همان روش مي‌شود.
    4- بعضي از بزرگان علم اصول مثل ميرزاي نائيني اين قاعده را در سلسله علل مي‌پذيرند ولي در سلسله معلول‌ها انكار مي‌كنند يعني اگر عقل علت تامه را كشف كرد حكم مي‌آيد.
    5- تفسير روح‌المعاني، طبع بولاق، ص 104، ج 9، (به نقل از تفسير علمي، احمد عمر ابو حجر).


  18. صلوات و تشکر


  19. #10



    نقل قول نوشته اصلی توسط hoda نمایش پست ها
    تفسير قرآن به روايات:
    شكي نيست كه روايات يكي از منابع مهم تفسير قرآن است و حجيت آن از طريق حديث متواتر ثقلين به اثبات رسيده است پس همان‌طور كه پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ اسلام مبين و مفسّر وحي بود ائمه و اهل‌البيت ـ عليهم السلام ـ هم مفسر قرآن هستند و حال كه آنها به ظاهر در جامعه اسلامي حضور فيزيكي ندارند مهمترين وسيله براي دستيابي به نظرات آنها همانا روايات اسلامي است. لكن روايات در تفسير قرآن چند گونه است:
    اقسام روايات:
    الف) روايات قطعي مثل روايات متواتر كه حتماً مي‌دانيم از معصوم صادر شده است و آنها احاديثي است كه از طرق گوناگون و مكرر براي ما نقل شده است و يا روايات آحاد كه همراه قرائني است كه شاهد صدق و صدور آنهاست و شكي در اعتبار و حجيت آنها در تفسير قرآن نيست.
    ب) روايات غيرقطعي كه دو گونه است:
    اول روايات ضعيف و واحد كه در تفسير اعتباري ندارد.
    دوم روايات واحد ولي معتبر كه صحت سند آنها ثابت شده است كه در اين مورد در بخش منابع تفسير به تفصيل سخن گفتيم و در نهايت به اين نتيجه رسيديم كه اين‌گونه روايات در تفسير آيات الاحكام حجت است اما درغير آنها حجيت ندارد.
    كاربرد روايات در مورد قرآن:
    روايات اسلامي تأثيرات گوناگوني بر آيات قرآن و برداشت ما از آنها دارد كه در اينجا به چند مورد مهم اشاره مي‌كنيم.
    الف) رواياتي كه تفسير آيه را روشن مي‌كند و هدف خداوند را بيان مي‌كند.
    مثال: روايت متواتر غدير خم در مورد آيه اكمال دين (اليوم اكملت لكم دينكم...)1 كه منظور آيه را از كمال و تمام دين و روز آن مشخص مي‌كند.
    ب) رواياتي كه مصداق خاصي از آيه را بيان مي‌كند. كه شأن نزول آيات در بسياري موارد از اين قبيل است. براي مثال رواياتي كه در تفسير اهدانا الصراط المستقيم مي‌فرمايد كه منظور اميرالمؤمنين است.2
    البته اين روايات در بعضي موارد اكمل افراد را بيان مي‌كند. و گاهي هم حصر در مورد خاص مي‌كند (كه در بحث شأن نزول نمونه‌هاي آن را آورديم).
    د) رواياتي كه آيات قرآن را تخصيص مي‌زند يا مقيد مي‌كند.
    كه البته تقييد و تخصيص با روايات متواتر و قطعي جايز است ولكن تخصيص با روايت آحاد مورد اختلاف (بين شيعه و اهل سنت) است و طبق مبنا عمل مي‌شود.

    پي نوشت
    1- سوره مائده، آيه 3.
    2- الميزان، ج 1، ص 41.


  20. صلوات و تشکر


صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 1390/06/22, 12:09 قبل از ظهر
  2. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 1389/12/23, 11:49 قبل از ظهر
  3. سيره سياسي پيامبر اعظم (ص)
    توسط hoda در تالار اندیشه سیاسی اسلام
    پاسخ: 6
    آخرين نوشته: 1389/12/21, 10:01 قبل از ظهر
  4. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 1389/12/17, 01:00 بعد از ظهر
  5. پاسخ: 3
    آخرين نوشته: 1389/12/10, 01:19 بعد از ظهر

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •