تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
صفحه 10 از 10 نخستنخست ... 8910
نمایش نتایج: از شماره 91 تا 99 , از مجموع 99

موضوع: مولودی

  1. #91
    90133081 آواتار ها

    تاریخ عضویت : 1391/9/16
    محل سکونت : تبریز
    گالري تصاوير
    103   نظرات : 0
    نوشته : 1,690      صلوات : 647
    صلوات گرفته : 1,515 در 888 پست
    وبلاگ : 109
    دریافت : 1      بارگذاری : 1
    90133081 آنلاین نیست.



    عید است هوا شمیم جنت دارد
    نام خوش مصطفی حلاوت دارد
    با عطر گل محمدی و صلوات
    این محفل ما عجب صفایی دارد

    عید مبعث مبارک باد

  2. #92
    90133081 آواتار ها

    تاریخ عضویت : 1391/9/16
    محل سکونت : تبریز
    گالري تصاوير
    103   نظرات : 0
    نوشته : 1,690      صلوات : 647
    صلوات گرفته : 1,515 در 888 پست
    وبلاگ : 109
    دریافت : 1      بارگذاری : 1
    90133081 آنلاین نیست.



    چون چشم تو دل می برد از گوشه نشینان
    شد گوشه ی شش گوشه برای تو مهیا

    میلاد حضرت علی اکبر (ع) و روز جوان مبارک

  3. #93
    90133081 آواتار ها

    تاریخ عضویت : 1391/9/16
    محل سکونت : تبریز
    گالري تصاوير
    103   نظرات : 0
    نوشته : 1,690      صلوات : 647
    صلوات گرفته : 1,515 در 888 پست
    وبلاگ : 109
    دریافت : 1      بارگذاری : 1
    90133081 آنلاین نیست.



    🕊امام زمانم سلام

    دل آمده از غمت
    به جان ادرکنی
    جان آمده بر لب
    الأمان ادرکنی
    ترسـم کـه بمیـرم
    ونبینـم رویت
    یا مهدی
    یاصاحب الزمان ادرکنی

    🕊

  4. #94
    90133081 آواتار ها

    تاریخ عضویت : 1391/9/16
    محل سکونت : تبریز
    گالري تصاوير
    103   نظرات : 0
    نوشته : 1,690      صلوات : 647
    صلوات گرفته : 1,515 در 888 پست
    وبلاگ : 109
    دریافت : 1      بارگذاری : 1
    90133081 آنلاین نیست.



    مژده ای دل که مسیحا نفسی میاید
    که زانفاس خوشش بوی کسی میاید
    ازغم هجرنکن ناله وفریاد که من
    زده ام فالی وفریاد رسی میاید

    حافظ

  5. #95
    90133081 آواتار ها

    تاریخ عضویت : 1391/9/16
    محل سکونت : تبریز
    گالري تصاوير
    103   نظرات : 0
    نوشته : 1,690      صلوات : 647
    صلوات گرفته : 1,515 در 888 پست
    وبلاگ : 109
    دریافت : 1      بارگذاری : 1
    90133081 آنلاین نیست.



    ماه رحمت،
    سفره اش گسترده شد
    زنده از فيضش جهان مرده شد
    آسمان پرگشتـه
    از شـادي و شـور
    آمده از لطف حق ميلاد نور
    پیشاپیش
    ولادت امام حسن (ع) مبارک

  6. #96
    90133081 آواتار ها

    تاریخ عضویت : 1391/9/16
    محل سکونت : تبریز
    گالري تصاوير
    103   نظرات : 0
    نوشته : 1,690      صلوات : 647
    صلوات گرفته : 1,515 در 888 پست
    وبلاگ : 109
    دریافت : 1      بارگذاری : 1
    90133081 آنلاین نیست.



    ذیقعده نَه یک دهه کرامت دارد
    یک عمر کرامت و زعامت دارد
    در سیصد و شصت و پنج روز از هر سال
    هر روز رضا بما امامت دارد



    ای شیعه کرامتَت فرا می خواند
    این مَه به ولایتت فرا می خواند
    دستان رضا اگر بگیرد دستت
    معصومه به عصمتت فرا می خواند



    از ماهِ رضا لطف و کرامت ریزد
    در مشهد و قم رحل اقامت ریزد
    هر خسته که از رضا شفا میخواهد
    معصومه به کامِ او سلامت ریزد



    ایران دو حرم در قم و مشهد دارد
    در این دو، جواد رفت و آمد دارد
    فرمود که شاچراغ، سوّم حرم است
    رهبر نفَسِ آل محمد دارد


  7. #97
    90133081 آواتار ها

    تاریخ عضویت : 1391/9/16
    محل سکونت : تبریز
    گالري تصاوير
    103   نظرات : 0
    نوشته : 1,690      صلوات : 647
    صلوات گرفته : 1,515 در 888 پست
    وبلاگ : 109
    دریافت : 1      بارگذاری : 1
    90133081 آنلاین نیست.



    امام رضا(ع)
    من دست خالی آمدم
    دست من ودامان تو
    سرتابه پادردوغمم
    دردمن ودرمان تو
    توهرچه خوبی من بدم
    بیهوده برهردرزدم
    آخربه این درآمدم
    باشم کنارخوان تو

  8. #98
    90133081 آواتار ها

    تاریخ عضویت : 1391/9/16
    محل سکونت : تبریز
    گالري تصاوير
    103   نظرات : 0
    نوشته : 1,690      صلوات : 647
    صلوات گرفته : 1,515 در 888 پست
    وبلاگ : 109
    دریافت : 1      بارگذاری : 1
    90133081 آنلاین نیست.



    میلاد پر از خیر و برکت حضرت امام رضا(ع) مبارک باد

  9. #99
    90133081 آواتار ها

    تاریخ عضویت : 1391/9/16
    محل سکونت : تبریز
    گالري تصاوير
    103   نظرات : 0
    نوشته : 1,690      صلوات : 647
    صلوات گرفته : 1,515 در 888 پست
    وبلاگ : 109
    دریافت : 1      بارگذاری : 1
    90133081 آنلاین نیست.



    کرامات_امام_رضا (علیه السلام)
    نامش سید یونس و از اهالی آذرشهر آذربایجان بود. به قصد زیارت هشتمین امام نور، راه مشهدمقدس را در پیش گرفت و بدانجا رفت، اما پس از ورود و نخستین زیارت، همه پول او مفقود شد و بدون خرجی ماند.ناگزیر به حضرت_رضا(علیه ‏السلام) توسل جست و سه شب پیاپی در عالم خواب به او دستور داده شدکه خرج سفر خویش را از کجا و از چه کسی دریافت کند و از همین جا بود که داستان شنیدنی زندگی‏ اش پیش آمد که بدین صورت نقل شده است.خود می‏گوید: پس از مفقود شدن پولم به حرم مطهر رفتم و پس از عرض سلام گفتم:«مولای من! می‏دانید که پول من رفته و در این دیار ناآشنا، نه راهی دارم و نه می‏توانم گدایی کنم و جز به شما به دیگری نخواهم گفت.»به منزل آمده و شب در عالم رؤیا دیدم که حضرت فرمود: سید یونس! بامداد فردا، هنگام طلوع فجر برودربست پایین خیابان و زیر غرفه نقاره ‏خانه، بایست، اولین کسی که آمد رازت را به او بگو تا او مشکل تو را حل کند
    پیش از فجر بیدار شدم و وضو ساختم و به حرم مشرف شدم و پس از زیارت، قبل از دمیدن فجر به همان نقطه ‏ای که در خواب دیده و دستور یافته بودم، آمدم و چشم به هر سو دوخته بودم تا نفر اول را بنگرم که به ناگاه دیدم «آقا تقی آذرشهری‏» که متاسفانه در شهر ما بر بدگویی برخی به او «تقی بی‏نماز» می‏گفتند،از راه رسید، اما من با خود گفتم: «آیا مشکل خود را به او بگویم؟ با اینکه در وطن متهم به بی‏نمازی است،چرا که در صف نمازگزاران نمی‏ نشیند.» من چیزی به او نگفتم و او هم گذشت و به حرم مشرف شد.من نیز بار دیگر به حرم رفته و گرفتاری خویش را با دلی لبریز از غم و اندوه به حضرت رضاعلیه‏ السلام،گفتم و آمدم. بار دیگر، شب، در عالم خواب حضرت را دیدم و همان دستور را دادند و این جریان سه شب تکرار شد تا روز سوم گفتم بی ‏تردید در این خوابه ای سه‏ گانه رازی است، به همین جهت ‏بامداد روز سوم جلورفتم و به اولین نفری که قبل از فجر وارد صحن می‏شد و جز «آقا تقی آذرشهری‏» نبود، سلام کردم و او نیزمرا مورد دلجویی قرار داد و پرسید: «اینک، سه روز است که شما را در اینجا می‏نگرم، کاری دارید؟»جریان مفقود شدن پولم را به او گفتم و او نیز علاوه بر خرج توقف یک ماهه‏ ام در مشهد، پول سوغات را نیز به من داد و گفت: «پس از یک ماه، قرار ما در فلان روز و فلان ساعت آخر بازار سرشوی در میدان سرشوی باش تا ترتیب رفتن تو را به شهرت بدهم.»
    از او تشکر کردم و آمدم. یک ماه گذشت، زیارت وداع کردم و سوغات هم خریدم و خورجین خویش رابرداشتم و در ساعت مقرر در مکان مورد توافق حاضر شدم. درست ‏سر ساعت‏ بود که دیدم آقا تقی آمد و گفت: «آماده رفتن هستی؟»گفتم: «آری!» گفت: «بسیار خوب، بیا! بیا! نزدیکتر.» رفتم.
    گفتم: «خودت به همراه بار و خورجین و هر چه داری بر دوشم بنشین.» تعجب کردم و پرسیدم:«مگر ممکن است؟»گفت: «آری!» نشستم. به ناگاه دیدم آقاتقی گویی پرواز می‏کند و من هنگامی متوجه شدم که دیدم شهر و روستای میان مشهدتا آذرشهر بسرعت از زیر پای ما می‏گذرد و پس از اندک زمانی خود را در صحن خانه خود در آذرشهر دیدم و دقت کردم دیدم، آری خانه من است و دخترم در حال غذا پختن. آقاتقی خواست‏ برگردد، دامانش را گرفتم و گفتم: «به خدای سوگند! تو را رها نمی‏کنم. در شهر ما به تو اتهام بی‏نمازی و لامذهبی زده ‏اند و اینک قطعی شد که تو از دوستان خاص خدایی ، از کجا به این مرحله دست ‏یافتی و نمازهایت را کجا می‏خوانی؟او گفت: «دوست عزیز! چرا تفتیش می‏کنی؟» او را باز هم سوگند دادم و پس از اینکه از من تعهد گرفت که
    راز او را تا زنده است ‏برملا نکنم، گفت: سید یونس! من در پرتو ایمان، خودسازی، تقوا، عشق به اهل‏بیت وخدمت‏ به خوبان و محرومان بویژه با ارادت به #امام_عصر( علیه‏ السلام) مورد عنایت قرار گرفته‏ام و نمازهای خویش را هر کجا باشم با طی‏ الارض در خدمت او و به امامت آن حضرت می‏خوانم.»

صفحه 10 از 10 نخستنخست ... 8910

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •