تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 9 , از مجموع 9
  1. #1

  2. صلوات و تشکر : 3


  3. #2



    وَ لا تَجْعَلْ یدَكَ مَغْلُولَةً إِلى‏ عُنُقِكَ وَ لا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً

    و دستت را به گردنت زنجیر مكن و بسیار « هم‏ » گشاده دستى منما تا ملامت شده و حسرت زده بر جاى مانى.

    قرآن كریم سوره مباركه اسراء (17)، آیه 29



  4. صلوات و تشکر : 3


  5. #3

    شرح تصویر




    كوزه آبى رنگ كوچك:
    اشاره به بخل و كسانى كه دو دست خود را بر گردن زنجیر كرده ‏اند و دربى محكم بر بخشش خود و كمك به دیگران گذاشته‏ اند.

    كوزه آبى رنگ بزرگ:
    اشاره به بخشش بیش از حد كه تمام آب كوزه را بخشیدن و واماندن است.

    شخص بی سر و دست:
    اشاره به كامل نبودن هر دو عمل- افراط و بخل در بخشش- می باشد.

    كوزه كوچك افتاده در پاى شخص:
    اشاره به بی نصیبى سائل از هر دو كوزه - كوچك و بزرگ - می باشد، كه یكى آبى نمی دهد و دیگرى آبى درونش نمانده است.


  6. صلوات و تشکر : 3


  7. #4

    شرحی بر آیه




    در سنتهاى قديمى ما به هنگام برخورد با سائل چنين بوده و هست كه هنگامى كه تقاضا كننده‏اى به در خانه مى‏آمد و چيزى براى دادن موجود نبود به او مى‏گفتند :

    ببخش ، اشاره به اينكه آمدن تو بر ما حقى ايجاد مى‏كند و از نظر اخلاقى از ما چيزى طلبكار هستى و ما تقاضا داريم كه اين مطالبه اخلاقى خود را بر ما ببخشى چرا كه چيزى كه پاداش آن باشد موجود نداريم ! و از آنجا كه رعايت اعتدال در همه چيز حتى در انفاق و كمك به ديگران ، شرط است ، در آيه بعد روى اين مساله تاكيد كرده مى‏گويد :
    دست خود را بر گردن خويش بسته قرار مده ( و لا تجعل يدك مغلولة الى عنقك ) .

    اين تعبير كنايه لطيفى است از اينكه دست دهنده داشته باش ، و همچون بخيلان كه گوئى دستهايشان به گردنشان با غل و زنجير بسته‏اند و قادر به كمك و انفاق نيستند مباش .


    تفسیر نمونه ج:12




  8. صلوات و تشکر : 3


  9. #5

    شرحی بر آیه




    از سوئى ديگر دست خود را فوق العاده گشاده مدار ، و بذل و بخشش بى حساب مكن كه سبب شود از كار بمانى ، و مورد ملامت اين و آن قرار گيرى ، و از مردم جدا شوى ( و لا تبسطها كل البسط فتقعد ملوما محسورا).

    همانگونه كه بسته بودن دست به گردن كنايه از بخل ، گشودن دستها به طور كامل آنچنانكه از جمله و لا تبسطها كل البسط استفاده مى‏شود كنايه از بذل و بخشش بى حساب است.

    و تقعد كه از ماده قعود به معنى نشستن است كنايه از توقف و از كار افتادن مى‏باشد.

    تعبير به ملوم ، اشاره به اين است كه گاه بذل و بخشش زياد نه تنها انسان را از فعاليت و ضروريات زندگى بازمیدارد بلكه زبان ملامت مردم را بر او مى‏گشايد.


    تفسير نمونه ج : 12ص :91



  10. صلوات و تشکر : 3


  11. #6



    محسور از ماده حسر ( بر وزن قصر ) در اصل معنى كنار زدن لباس و برهنه ساختن قسمت زير آن است ، به همين جهت حاسر به جنگجوئى مى‏گويند كه زره در تن و كلاه‏خود بر سر نداشته باشد.

    به حيواناتى كه بر اثر كثرت راه رفتن خسته و وامانده مى‏شوند ، كلمه حسير و حاسر اطلاق شده است ، گوئى تمام گوشت تن آنها يا قدرت و نيرويشان كنار مى‏رود و برهنه مى‏شوند.

    و بعدا اين مفهوم توسعه يافته به هرشخص خسته و وامانده كه از رسيدن به مقصد عاجز است محسور يا حسير و حاسر گفته مى‏شود.

    حسرت به معنى غم و اندوه نيز از همين ماده گرفته شده ، چرا كه اين حالت به انسان معمولا در مواقعى دست مى‏دهد كه نيروى جبران مشكلات و شكستها را از دست داده ، گوئى از توانائى و قدرت برهنه شده است.

    در مورد مساله انفاق و بخشش اگر از حد بگذرد و تمام توان و نيروى انسان جذب آن گردد ، طبيعى است كه انسان از ادامه كار و فعاليت و سامان دادن به زندگى خود وامى‏ماند ، برهنه از نيروها و سرشار از غم مى‏گردد ، و طبعا از ارتباط و پيوند با مردم نيز قطع خواهد شد .

    در بعضى از روايات كه در شان نزول اين آيه نقل شده اين مطلب به وضوح ديده مى‏شود ، در روايتى مى‏خوانيم پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسل م‏) در خانه بود سؤال كننده‏اى بر در خانه آمد چون چيزى براى بخشش آماده نبود ، و او تقاضاى پيراهن كرد ، پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسل م‏) پيراهن خود را به او داد ، و همين امر سبب شد كه نتواند آن روز براى نماز به مسجد برود.

    اين پيش آمد زبان كفار را باز كرد ، گفتند : محمد خواب مانده يا مشغول لهو و سرگرمى است و نمازش را بدست فراموشى سپرده است .

    و به اين ترتيب اين كار هم ملامت و شماتت دشمن ، و هم انقطاع از دوست را در پى داشت ، و مصداق ملوم حسور شد ، آيه فوق نازل گرديد و به پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسل م‏) هشدار داد كه اين كار تكرار نشود.


    تفسير نمونه ج : 12ص :92


  12. صلوات و تشکر : 3


  13. #7

    شرحی بر آیه




    بعضى نيز نقل كرده‏اند كه گاهى پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسل م‏) آنچه را در بيت المال داشت به نيازمند مى‏داد به گونه‏اى كه اگر بعدا نيازمندى به سراغ او مى‏آمد ، چيزى در بساط نداشت و شرمنده مى‏شد ، و چه بسا شخص نيازمند ، زبان به ملامت مى‏گشود و خاطر پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسل م‏) را آزرده مى‏ساخت ، لذا دستور داده شد كه نه همه آنچه را در بيت المال دارد انفاق كند و نه همه را نگاهدارد ، تا اين گونه مشكلات پيش نيايد .

    در اينجا اين سؤال مطرح مى‏شود كه اصلا چرا بعضى از مردم محروم و نيازمند و مسكين هستند كه لازم باشد ما به آنها انفاق كنيم آيا بهتر نبود خداوند خودش به آنها هر چه لازم بود مى‏داد تا نيازى نداشته باشند كه ما به آنها انفاق كنيم.

    آخرين آيه مورد بحث گوئى اشاره به پاسخ همين سؤال است ، مى‏فرمايد : خداوند روزيش را بر هر كس بخواهد گشاده مى‏دارد و بر هر كس بخواهد تنگ ، چرا كه او نسبت به بندگان آگاه و بينا است ( ان ربك يبسط الرزق لمن يشاء و يقدر انه كان بعباده خبيرا بصيرا ) .

    اين يك آزمون براى شما است و گرنه براى او همه چيز ممكن است ، او مى‏خواهد به اين وسيله شما را تربيت كند ، و روح سخاوت و فداكارى و از خود گذشتگى را در شما پرورش دهد.

    به علاوه بسيارى از مردم اگر كاملا بى نياز شوند راه طغيان و سركشى پيش مى‏گيرند ، و صلاح آنها اين است كه در حد معينى از روزى باشند ، حدى كه نه موجب فقر گردد نه طغيان .

    از همه اينها گذشته وسعت و تنگى رزق در افراد انسان ( بجز موارد استثنائى يعنى از كار افتادگان و معلولين ) بستگى به ميزان تلاش و كوشش آنها دارد و اينكه مى‏فرمايد خدا روزى را براى هر كس بخواهد تنگ و يا گشاده مى‏دارد ، اين خواستن هماهنگ با حكمت او است و حكمتش ايجاب مى‏كند كه هر كس تلاشش بيشتر باشد سهمش فزونتر و هر كس كمتر باشد محرومتر گردد.

    بعضى از مفسران در پيوند اين آيه با آيات قبل ، احتمال ديگرى را پذيرفته‏اند و آن اينكه آيه اخير در حكم دليل براى نهى از افراط و تفريط در انفاق است ، مى‏گويد حتى خداوند با آن قدرت و توانائى كه دارد در بخشش ارزاق حد اعتدال را رعايت مى‏كند ، نه آنچنان مى‏بخشد كه به فساد كشيده شوند ، و نه آنچنان تنگ مى‏گيرد كه به زحمت بيفتند ، همه اينها براى رعايت مصلحت بندگان است .



    تفسير نمونه ج : 12ص :93



  14. صلوات و تشکر : 3


  15. #8

    آيا ميانه روى در انفاق با ايثار تضاد دارد ؟!




    نکته آیه

    آيا ميانه روى در انفاق با ايثار تضاد دارد ؟!

    با در نظر گرفتن آيات فوق كه دستور به رعايت اعتدال در انفاق مى‏دهد اين سؤال پيش مى‏آيد كه در سوره دهر و آيات ديگر قرآن و همچنين روايات ستايش و مدح ايثارگران را مى‏خوانيم كه حتى در نهايت سختى از خود مى‏گيرند و به ديگران مى‏دهند ، اين دو چگونه با هم سازگار است ؟ ! دقت در شان نزول آيات فوق ، و همچنين قرائن ديگر ، پاسخ اين سؤال را روشن مى‏سازد و آن اينكه : دستور به رعايت اعتدال در جائى است كه بخشش فراوان سبب نابسامانيهاى فوق العاده‏اى در زندگى خود انسان گردد ، و به اصطلاح ملوم و محسور شود .
    و يا ايثار سبب ناراحتى و فشار بر فرزندان او گردد و نظام خانوادگيش را به خطر افكند ، و در صورتى كه هيچيك از اينها تحقق نيابد مسلما ايثار بهترين راه است.


    از اين گذشته رعايت اعتدال يك حكم عام است و ايثار يك حكم خاص كه مربوط به موارد معينى است و اين دو حكم با هم تضادى ندارند.





  16. صلوات و تشکر : 3


  17. #9



    وَ لا تَجْعَلْ یدَكَ مَغْلُولَةً إِلى‏ عُنُقِكَ وَ لا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً

    و دستت را به گردنت زنجیر مكن و بسیار « هم‏ » گشاده دستى منما تا ملامت شده و حسرت زده بر جاى مانى.

    قرآن كریم سوره مباركه اسراء (17)، آیه 29


  18. صلوات و تشکر : 3


موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 3
    آخرين نوشته: 1392/03/27, 05:18 بعد از ظهر
  2. ๑ஜ๑ مسکوني دانستن ان سوي زمين کفر است
    توسط گمنام در تالار مسیحیت
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: 1390/04/08, 02:07 بعد از ظهر
  3. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 1390/02/07, 08:52 قبل از ظهر
  4. پاسخ: 3
    آخرين نوشته: 1390/01/21, 09:45 بعد از ظهر
  5. پاسخ: 16
    آخرين نوشته: 1390/01/11, 09:11 قبل از ظهر

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •