تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 5 , از مجموع 5
  1. #1

    وجود روح از ديدگاه قرآن




    آنچه در این تاپیک برای شما کاربران عزیز قرآنی عرضه می شود مقاله ای است به نام وجود روح از دیدگاه قرآن نوشته: حسين حقانى زنجانى

    که در سایت حوزه منتشرشده است
    منبع اصلی
    مجلات >مکتب اسلام>شماره 8 (سال 80)

  2. #2



    آيات متعدد قرآن، نظريه روحيون و فلاسفه الهى را تاييد مى‏كند كه معتقدند: روح، پديده‏اى غير مادى است و پديده‏هاى روحى نمى‏تواند نتيجه فعاليت مغز و سلسله اعصاب، و معلول فعل و انفعال‏هاى فيزكى و شيميايى بدن باشد .
    وجوه اشتراك و تمايز انسان با ساير موجودات

    مطالعه در انواع مختلف موجودات در عالم خلقت و آفرينش از جمادات و نباتات و حيوانات و انسانها و ... ما را به اين حقيقت، راهنمائى مى‏كند كه انسان با اين موجودات در مواردى مشترك است از قبيل جسميت و داشتن مكان و زمان و حادث بودن و غير اينها از صفات مشترك . اما در مواردى انسان ويژگى‏هايى دارد كه ساير موجودات مادى و محسوس آن را ندارند و اين، حقيقتى است كه همه انسانها در سراسر جهان باوجود اختلاف در رنگ و حجم و نژاد و سفيد و سياه داراى هر زبانى خاص بوده باشد، اروپائى، آمريكائى، آسيائى و افريقائى و ... آن را درك مى‏كنند و مى‏دانند و در آن شكى وجود ندارد مثلا ما فهم داريم، تصور مى‏كنيم، تصميم مى‏گيريم، اراده داريم، عشق مى‏ورزيم و متنفر مى‏شويم و ساير صفات خاص انسانها . ولى گياهان و سنگها (يعنى نباتات و جمادات) اين ويژگى‏ها را ندارند بنابراين ميان ما و آنها يك تفاوت اصولى وجود دارد پس ما مبدائى داريم كه آنها آن را ندارند ولى هر آنچه را كه آنها دارند، ما نيز داريم يعنى ما هم جسم هستيم و هم رشد و نمو مى‏كنيم و علاوه بر اين مبدائى در باطن انسانها وجود دارد كه ساير موجودات حتى انواع حيوانات آن را ندارند و از اينجا معلوم مى‏شود كه آثار و حالات و صفاتى در انسانها وجود دارد كه در ساير موجودات اين ويژگى ديده نمى‏شود و آن مبدا خلاق و يا ويژگى انسان روح و نفس ناميده مى‏شود .

    نه ماديها و نه هيچ دسته‏اى از انسانها هرگز منكر اصل وجود روح و روان نيستند، و به همين دليل همه آنها روانشناسى (پسيكولوژى) و روان‏كاوى (پسيكاناليزم) را به عنوان يك علم مثبت مى‏شناسند .

    اين دو علم گرچه تقريبا از جهاتى مراحل طفوليت‏خود را مى‏گذرانند، ولى به هر حال از علومى هستند كه در دانشگاه‏هاى بزرگ جهان به وسيله استادان و دانش‏پژوهان تعقيب مى‏شوند و موضوع اساسى اين دو علم همان روان و روح مى‏باشد كه دو حقيقت جداى از هم نيستند، بلكه مراحل مختلف يك واقعيت‏اند زيرا آنجا كه سخن از ارتباط روح با جسم است و تاثير متقابل اين دو در يكديگر بيان مى‏شود نام «روان‏» بر آن مى‏گذاريم و آنجا كه پديده‏هاى روحى قطع نظر از جسم، مورد بحث قرار مى‏گيرد، نام «روح‏» را براى آن بكار مى‏بريم .

  3. #3



    سؤال

    پس اين سؤال مطرح است كه اختلاف دامنه‏دار ميان ماترياليست‏ها (ماديها) از يكسو و فلاسفه متافيزيك و روحيون و الهيون از سوى ديگر در كجا است؟
    پاسخ:

    در اين كه مبدئى در انسان وجود دارد كه ساير موجودات آن را ندارند و اين كه همه آثار و ويژگى‏هاى انسانها از آن مبدا است، ميان ماديون و الهيون اختلافى وجود ندارد، بلكه اختلاف در اينجا است كه دانشمندان الهى و فلاسفه خداپرست و روحيون معتقدند غير از موادى كه جسم انسان را تشكيل مى‏دهد، حقيقت و گوهر ديگرى در باطن او نهفته است كه از جنس ماده نبوده و مادى نمى‏باشد . اما بدن آدمى و تحت تاثير مستقيم آن قرار دارد .

    به عبارت ديگر: روح يك حقيقت ماوراى طبيعى است كه ساختمان و فعاليت آن از ساختمان و فعاليت جهان ماده جدا است و درست است كه دائما با جهان ماده در ارتباط است، ولى خاصيت ماده را كه همان جسم بودن و حجم و وزن داشتن و داراى زمان و مكان بودن است، ندارد .

    در مقابل اين عقيده، فلاسفه مادى قرار دارند آنها مى‏گويند كه ما موجودى مستقل از ماده به نام روح يا نام ديگرى نداريم هرچه از حقيقت، موجود است همين بدن مادى جسمانى و با آثار فيزيكى و شيميايى است و مى‏توان از آنها به نام مغز و اعصاب تعبير آورد كه بخش مهمى از اعمال حياتى انسان را انجام مى‏دهند و مانند ساير اعضاء بدن مادى تحت قوانين مادى قرار دارند همچنين ساير اعضاء و جوارح و غدد موجود در انسان .

    ماترياليست‏ها معتقدند كه سلسله اعصاب و مغز ما شبيه به غده‏هاى بزاقى و مانند آن، داراى فعاليت فيزيكى و شيميايى هستند و همين فعاليت‏ها يعنى (فيزيكوشيميايى) است كه ما نام آن را «پديده‏هاى روحى‏» مى‏ناميم . آنها مى‏گويند: هنگامى كه مشغول فكر كردن هستيم يك سلسله امواج الكتريكى مخصوص از مغز ما، برمى‏خيزد . اين امواج را امروز با دستگاههائى تعقيب كرده، روى كاغذ ثبت مى‏كنند به‏خصوص در تيمارستان‏هاى روانى با مطالعه روح اين امواج، راه‏هاى شناخت دردها و درمان آنها را پى‏گيرى مى‏كنند، همه اينها مربوط به فعاليت مغز ما است .

    پس اين روح و پديده‏هاى روحى چيزى جز خواص فيزيكى و فعل و انفعالات شيميايى سلول‏هاى مغزى و عصبى ما نمى‏باشند . و براى اثبات ادعاى خود، دليل‏هاى خاصى ارائه كرده‏اند كه ما در مقالات گذشته آنها را ذكر كرده و مورد نقد و بررسى قرار داده‏ايم .

  4. #4

    دلائل قرآنى




    ولى آنچه در اين مقاله تعقيب مى‏كنيم نظر قرآن و استدلال‏هاى آن بر وجود روح مجرد مى‏باشد .

    يك سلسله آيات قرآن وجود دارد كه ثابت مى‏كند در انسان حقيقتى وجود دارد غير از بدن و خواص آن مثلا آيه: «و لا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون‏» (1) .

    «اى پيامبر هرگز گمان نبر كسانى كه در راه خدا كشته شدند، مردگانند! بلكه آنان زنده‏اند و نزد پروردگارشان روزى داده مى‏شوند» .

    از اين آيه، مفسران و فلاسفه استفاده كرده‏اند كه مبدئى در انسان غير از جسم و بدن به نام روح وجود دارد زيرا واضح است كه شهداء و كسانى كه در راه خدا كشته شده‏اند، جسم‏شان در اين دنيا به جاى مانده است و آنچه نزد خدا وجود دارد، تنها روح و نفس انسانى است (2) .

    در حديث آمده است كه چون ميت را بر تابوت حمل كنند روحش بالاى تابوت پرواز مى‏كند و مى‏گويد:

    «اى زن و فرزند من مبادا دنيا، هم‏چنانكه مرا بازيچه خود ساخت، شما را نيز بازيچه خود سازد!» (3) .

  5. #5



    پى‏نوشت:

    1) آل عمران، 69 .

    2) كتاب «درباره فلسفه اسلامى، روش و تطبيق آن‏» تاليف: ابراهيم بيومى ترجمه عبدالمجيد آيتى، چاپ اول، سال 1361، ص 129 - پيام قرآن، آية‏الله مكارم شيرازى با همكارى جمعى از فضلاء حوزه، ج‏5، ص 292 - 288 .

    3) معالم اصول الدين، تاليف رازى، ص 117 .

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •