تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 11
  1. #1

    غیبت کردن و عواقب شوم آن




    غيبت بر وزن «زينت » از گناهان كبيره است . قرآن مى گويد : «يـأيّها الذّين ءامنوا اجتنبوا كثيرًا مِّن الظِّنّ إنّ بعض الظّنّ إثم و لاتجسّسوا و لايغتب بّعضكم بعضًا أيحبّ أحدكم أنْ يأكل لحم أخيه ميتًا فكرهتموه واتقوا اللّه إنّ اللّه توّاب رّحيم ; (حجرات ، 12) اى كسانى كه ايمان آورده ايد از بسيارى از گمان ها بپرهيزيد كه پاره اى از گمان ها ، گناه است ! و جاسوسى مكنيد ! و بعضى از شما ، غيبت بعضى نكند ! آيا كسى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده اش را بخورد ؟ از آن كراهت داريد . ]پس[ از خدا بترسيد ، كه خدا ، توبه پذير مهربان است .
    مفهوم غيبت

    غيبت آن ، است كه در غياب شخص مؤمن ، عيب او را فاش سازى . اگر او ، عيب نداشته باشد و به او ، عيبى را نسبت عيب دهى ، تهمت زده اى كه گناه تهمت ، از گناه غيبت ، بالاتر است ; زيرا ، سرمايه بزرگ هر انسان مؤمنى در زندگى ، حيثيت و آبروى او است و هرچه ، آن را به خطر بيندازد مانند اين است كه جان او را به خطر انداخته باشد . گاه مى شود كه ترور شخصيّت ، از ترور شخص ، مهم تر است . و لذا فلسفه مهم تحريم غيبت و اين كه از گناهان كبيره شمرده شده است ، به حفظ همين سرمايه بزرگ است .
    آثار غيبت
    1ـ بر اثر غيبت ، آبرو و حيثيت اشخاص از بين مى رود . 2ـ در جامعه بدبينى به وجود مى آيد . 3ـ پيوندهاى اجتماعى ، سست مى شود . 4ـ اعتماد ، از بين مى رود . 5ـ تعاونى و همكارى ، متزلزل مى شود . 6ـ بذر كينه و عداوت ، در دل ها ، پاشيده مى شود . 7ـ قتل هاى خونين ، واقع مى شود . 8ـ اشاعه فحشا مى شود .
    انگيزه هاى غيبت
    عواملى كه باعث غيبت مى شود ، به طور مختصر ، به شرح زير است :
    1ـ حسد ; 2ـ تكبر و غرور ; 3ـ بخل ; 4ـ كينه توزى ; 5ـ انحصارطلبى ; 6ـ ثروت اندوزى .
    توبيخ غيبت كننده
    در قرآن كريم آمده است : «ويل لكلّ همزة لمزة» واى بر هر عيب جوى مسخره كننده و غيبت كننده ! آنانى كه با نيش زبان و حركت دست و چشم ، پشت سر و پيش روى ديگران ، استهزا و عيب جويى و غيبت مى كنند و شخصيّت ديگران را درهم مى شكنند . اين گروه ، با واژه «ويل » ـ كه تهديد شديدى است ـ سرزنش شده اند .
    آرى ، آبروى مؤمن ، خيلى مهم است ! خداوند ، براى اين كه قبحِ و زشتى غيبت را روشن كند ، مثالى بسيار جالب زده است . قرآن ، غيبت كردن را ، خوردن گوشت برادر مرده دانسته است : در اين تعبير ، لطايفى است كه به برخى از آن ، اشاره مى شود . 1 . اگر مقدارى از گوشت بدن شخص مرده ، كنده شود ، جايش پر نمى شود و اگر آبروى انسان مؤمن هم با غيبت از بين برود ، آبروى رفته ، بر نمى گردد 2 . ديگر اين كه غيبت شونده ، مانند مردگان است و قادر بر دفاع از خود نيست .
    علاج غيبت ، توبه است ، همان طورى كه قرآن مجيد گفته است : «إنّ اللّه يحبّ التوابين »•

    پاورقي:
    ر .ك : تفسير نمونه ،آية الله مكارم شيرازى و ديگران ، ج 23 ، ص 176 ، ج 26 .

  2. #2

    پى آمدهاى فردى غیبت ـ ریشه هاى غیبت




    منبع : حوزه نت
    پدیدآورنده: رزیتا نعمتى
    غیبت و بدگویى مردمان، از جمله گناهانى است که دین اسلام آن را بسیار نکوهیده است و به فرموده حضرت على علیه السلام : «مبغوض ترین مردمان نزد خداى تعالى، غیبت کننده است.» پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله گناه غیبت را از زنا بدتر دانسته است؛ زیرا زنا کننده اگر توبه کند، خداوند او را مى آمرزد، ولى غیبت کننده را نمى آمرزد، مگر اینکه شخص غیبت شده، او را ببخشد. باز از آن حضرت نقل است که: «ترک کردن غیبت، در نزد خداوند متعال، محبوب تر است از ده هزار رکعت نماز.» چه بسا زیان کارانى که حاصل سال ها عبادت خود را به سبب افروختن شعله غیبت و ریختن آبروى برادر دینى خود، از کف مى دهند. مولاى متقیان على علیه السلام در این باره مى فرماید: «زنهار! بپرهیز از غیبت که تو را نزد خداى تعالى و نزد مردم مبغوض مى کند و پاداش تو را از میان ببرد.» غیبت بر اثر تکرار، زشتى خود را از دست مى دهد و به شکل عادت، ملکه رفتار و گفتار آدمى مى شود. نکته دیگر اینکه، کینه و حسادت و همچنین ناتوانى و نفاق و پرعیب بودن شخص غیبت کننده، از مهم ترین انگیزه هاى غیبت هستند و اى بسا عیب مندانى که با پراکندن عیب هاى دیگران، عیب خویش را فراموش مى کنند و هیچ گاه به اصلاح آن اقدام نمى کنند. در این باره سعدى چه زیبا سروده است:

    زبان کرد شخصى به غیبت درازبدو گفت داننده اى سرفراز

    که یاد کسان پیش من بد مکنمرا بدگمان در حق خود مکن

    گرفتم ز تمکین او کم ببودنخواهد به جاه تو اندر فزود

    مکن غیبت هیچ کس را نهانکه فردا شود بر تو عیبت عیان

    مریز آبروى برادر به کوىکه دهرت نریزد به شهر آبروى

    بَد اَندر حق مردم نیک و بدمگو اى جوانمرد صاحب خرد

    که (بَدمرد) را خصم خود مى کنىوگر نیک مرد است، بد مى کنى
    پیام متن:

    غیبت، پرتاب کردن سنگى در تاریکى ست، آنجا که خداوند، وعده بازگشت حتمى آن سنگ را به سمت غیبت کننده داده است.

  3. #3

    پى آمدهاى اجتماعى غیبت




    رواج بى اعتمادى و ناامنى در جامعه، از پى آمدهاى غیبت است و سبب مى شود، دوستى ها و هم دلى از میان مؤمنان رخت بربندد. غیبت را مى توان «خبرچینى» نیز به شمار آورد. بدین ترتیب، هیزمى که با غیبت جمع آورى مى شود، با خبرچینى کردن، شعله ور مى شود. على علیه السلام درباره خبرچینان مى فرماید: «کسى که چیزى را براى تو نقل کند، (به یقین) از تو نیز براى دیگران نقل مى کند.» آرى، به راستى خردمند، کسى است که وقتى عیب هاى خود را شناخت، در اصلاح آن بکوشد و وقتى به عیب هاى دیگران آگاهى یافت، پرده بر آن بپوشد. چه خوش گفت صائب تبریزى که:

    به عیب خویش بپرداز تا شوى بى عیبمباش آینه عیب دیگران، زنهار

    در کیمیاى سعادت آمده است: «یکى به سوى حکیمى رفت و گفت: فلان کس در حق تو چیزى گفته است، حکیم گفت: از این گفتنى، سه خیانت کردى: نخست، برادرى را در دل من ناخوش کردى؛ دوم دل فارغ مرا مشغول کردى و سوم، خود را نزد من فاسق و متهم ساختى.

    رفیقى که غایب شد، اى نیک نامدو چیزست از او بر رفیقان حرام

    یکى آنکه مالَش به باطل خورنددوم آنکه نامش به زشتى برند

    هر آن کو بَرَد نام مردم به عارتو چشم نکوگویى از وى مدار

    که اندر قفاى تو گوید همانکه پیش تو گفت از پس مردمان

    کسى پیش من در جهان عاقل استکه مشغول خود وز جهان غافل است

    سعدى

    پیام متن:

    غیبت کردن، یکى از موانع ایجاد همدلى و انسجام میان افراد جامعه است.
    غیبت، منزوى کننده شخیت هاى معنوى جامعه

    سلاح غیبتِ آمیخته با تهمت، بزرگ ترین عامل نابودى شخصیت افراد یک جامعه است و به شکل شایعه ها و تهمت ها مى تواند، برّنده تر از شمشیر کارگر افتد. به این وسیله، دشمنان دین بارها توانسته اند، از شخصیت هاى مذهبى جامعه و افراد کلیدى و ارزشمند ملت ها، چهره اى دگرگونه بسازند و آنها را در میان جامعه به انزوا بکشند و مردم را از فیض حضور آنان بى بهره سازند.

    بى گمان، بخشى از تنهایى امام حسین علیه السلام بر اثر سخنان ناروایى بود که در غیاب آن حضرت بدو نسبت مى دادند، چنان که خانه نشینى و دور ماندن امیر مؤمنان على علیه السلام و بسیارى از معصومین علیهم السلام از مردم، زاییده همین جوسازى ها و غیبت ها و پوشاندن حقیقت وجودى آنها بوده است که با ایجاد جنگى روانى، به انحراف ذهنى بسیارى از مردم دامن مى زده اند.

    پیام متن:

    براى از میان برداشتن شخصیت هاى معنوى جامعه، چه سلاحى برّنده تر از غیبت و بدگویى از آنان؟!

  4. #4

    جواز غیبت کردن از فاسق و حکمت آن




    على علیه السلام فرموده اند: «اَلْفاسِقُ لا غیبَةَ لَه؛ شخص فاسق و تبه کار غیبت ندارد.» از این حدیث زیبا در مى یابیم، فاسقى که گناهى را آشکارا انجام مى دهد و بى پرواست، احترامى ندارد. پس غیبت او نیز حرام نیست. بنابراین سخن على علیه السلام ، افشاى فاسق، چهره او را آشکار و از ادامه فساد وى در جامعه جلوگیرى مى کند و به هشیارسازى بیشتر مؤمنان براى پراکندن تبه کارى هاى او مى انجامد. در این صورت، مصلحت عموم جامعه در نظر گرفته شده است. شیخ اجل، سعدى مى گوید:

    سه کس را شنیدم که غیبت رواستوزین درگذشتى چهارم خطاست

    یکى پادشاهى ملامت پسندکز او بر دل خلق بینى گزند

    حلال است از او نقل کردن خبرمگر خلق باشد ازو بر حذر

    دوم پرده بر بى حیایى مَتَنکه خود مى دَرَد پرده خویشتن

    سوم کژ ترازوى ناراست خوىز فعل بدش هر چه دانى بگوى

    پیام متن:

    جایز بودن غیبت کردن از فاسق، یعنى فراهم آوردن زمینه براى انزواى او.
    خوش گمانى، چشم پوشى، شبهه زدایى

    براى داشتن قلبى بزرگ، باید خیراندیش و مهربان بود. شیوه مثبت اندیشى انسان، نقش بسزایى در جلوگیرى از دچار شدن او به گناه دارد. یکى از علت هاى بدگویى و غیبت، برداشت نادرست فرد از رفتارهاى دیگران است. بر این اساس، در دین مبین اسلام، به داشتن گمان نیک در حق مؤمنان بسیار سفارش شده است. در این باره على علیه السلام فرموده اند: «به خدا سوگند، خداوند، هیچ مؤمنى را پس از ایمان آوردن عذاب نکند، مگر به خاطر بدگمانى و بدخُلقى».

    بنابراین روایت زیبا، کنترل افکار و اندیشه هاى پنهان، امرى است مسلم و اینکه بسیارى از گمان ها، گناه است؛ زیرا منشأ بروز رفتارهایى همچون غیبت و تهمت خواهد شد. کسى که گمانش به مردم نیکو باشد، دوستى و محبت آنها را دریافت مى کند و اعتمادى دوسویه میان افراد برقرار مى شود.

    یکى دیگر از راه هاى پیش گیرى از غیبت و رواج آن در جامعه و خانواده، گذشت است. کسى که از خطاهاى دیگران چشم مى پوشد و لغزش هاى آنان را مى بخشد، دلیلى بر غیبت کردن از آنان نمى یابد. در نتیجه، خود از لغزش غیبت در امان است. همچنین، گفت وگو درباره مسائل شبهه برانگیز، تأثیر بسزایى در وا نهادن غیبت دارد. بسیارى از غیبت ها با برطرف شدن شبهه ها و بسیارى از شبهه ها نیز با گفت وگو از میان مى رود.

    پیام متن:

    وکیل مدافع شخص غیبت شده، خداوند است و آن که به راحتى غیبت مى کند، حضور در محکمه الهى و وعده عذاب را باور نکرده است.

  5. #5

    احکام غیبت




    منبع: حوزه نت
    محمود اکبری

    غیبت چیست؟
    غیبت آن است که عیب پنهانی کسی را پشت سر او بگویند.(1)
    اگر صفت ناروا در شخصی باشد یا کاری انجام داده باشد که گناه است و دیگران از آن بی اطلاع اند و دوست ندارد کسی آن را برای دیگران بازگو کند، بازگو کردن آن پشت سر او برای دیگران غیبت است.(2)

    احکام غیبت

    غیبت هم برای گوینده و هم برای شنونده حرام است.(3)

  6. #6

    سه پرسش و پاسخ




    سؤال:
    آیا انتقاد از مسئولین کشور و شهر، غیبت محسوب می شود؟
    جواب: چنانچه هدف کوچک کردن آنها باشد، حرام است.(4)

    سؤال:
    آیا در مسائل سیاسی و اجتماعی غیبت جایز است؟ ملاک و میزان چیست؟
    جواب: اگر عنوان غیبت داشته باشد، جایز نیست.(5)

    سؤال:
    آیا غیبت کردن از یک نفر یا دو نفر نامشخص، حرام است؟
    جواب: مانع ندارد.(6)

  7. #7

    اعضای خانواده




    سؤال:
    اگر شخصی قدش کوتاه است و پشت سرش بگویند که قدش کوتاه است، آیا غیبت محسوب می شود؟
    جواب: نسبت به صفات ظاهره که همه از آن آگاهی دارند، اگر قصد هتک و تحقیر نداشته باشد، اشکال ندارد.(7)

    سؤال:
    آیا غیبت بچه نابالغ ممیز یا غیر ممیز جایز است؟
    جواب: در بچه ممیز جایز نیست.(8)

    سؤال:
    آیا شوهر می تواند در مقابل دیگران عیوب زنش را بگوید و او را تحقیر کند، اگر چه به شوخی باشد؟
    جواب: غیبت کردن مؤمن و نیز تحقیر مؤمن و کاری که موجب اذیت او می شود، جایز نیست.(9)

  8. #8

    باهمکاران و جامعه




    سؤال:
    آیا گفتگو درباره رسوم، آداب، گفتار، کردار، طرز لباس پوشیدن، شکل ظاهری، ادا در آوردن روستاییها، شهریها و قبائل گوناگون ایران، غیبت محسوب می شود؟
    جواب: اگر به قصد عیب جویی و مسخره کردن نباشد، اشکال ندارد.

    سؤال:
    آیا بررسی کارهای مسئولی از مسئولان نظام جمهوری اسلامی در غیاب او از نظر شرع مقدس، غیبت محسوب می شود؟
    جواب: بررسی مسائل اجتماعی و انتقادهای سازنده و مثبت، غیبت محسوب نمی شود.(10)

    سؤال:
    در بین بعضی از مردم مرسوم است که وقتی می خواهند نشانی شخصی را بدهند، مثلاً می گویند: «همان که قدش کوتاه است» یا «شکمش بزرگ است» و مانند این تعبیرات، اگر آن فرد را بشناسیم و بدانیم که با این حرفها ناراحت می شود، آیا غیبت محسوب می شود؟
    جواب: در صورتی که این صفات در عرف، جنبه مذمت داشته باشد، جایز نیست.(11)

    سؤال:
    آیا غیبت کردن از مسئول اداره و یا کارمندی که خلاف مرتکب شده، جایز است؟
    جواب: اگر به قصد نهی از منکر باشد و اثر داشته باشد، لازم است.(12)

  9. #9

    موارد جواز غیبت




    1. غیبت متجاهر به فسق (کسی که علنی و آشکار گناه می کند)، که در مورد همان گناهش به اتفاق فقها جایز است و اما نسبت به گناهان دیگرش که پنهان است، مورد اختلاف است.

    2. موارد تظلّم شخص از کسی که در حق او ظلم کرده، که می تواند ظلم او را بیان کند.

    3. موارد مشورت، مانند کسی که می خواهد دخترش را به کسی بدهد، و با شخصی در مورد آن فرد مشورت می کند که آن شخص می تواند عیب پسر را نقل کند.

    4. در موارد خیرخواهی و نصیحت، مثل اینکه شخصی با کسی رفیق شود و انسان احتمال دهد که این رفاقت منجر به فساد آن شخص شود. در این صورت، چون رفیق او آدم بدی است، می توان در مقام نصیحت و خیرخواهی، عیب او را ذکر نمود.

    5. کسی که می خواهد به دین ضرر بزند.

    6. کسی که می خواهد به خودش ضرری بزند که لازم است او را حفظ نمود.

    7. کسانی که نوشته های مسموم، منحرف کننده و باطل دارند.(13)

  10. #10

    توبه از غیبت




    پس از واقع شدن غیبت، توبه و پشیمانی از آن واجب است و احتیاط مستحب آن است که از غیبت شده، اگر فسادی بر آن مترتب نگردد، حلالیت بطلبد و یا برای او استغفار کند.(14)

    بنابراین، اگر غیبت شونده از دنیا رفته، برای او بسیار استغفار کند و اگر زنده است و انسان بزرگوار و باگذشتی است و گفتن به او عداوت و دشمنی و فتنه ایجاد نمی کند، احتیاط مستحب آن است که از وی حلالیت بطلبد و اگر احتمال می دهد که مراجعه به او سبب عداوت و فتنه می شود، به وی مراجعه نکند و در عوض برای او بسیار استغفار کند.

    سؤال: اگر کسی غیبتی از شخصی کرده، همچنین تهمتی زده یا شنیده، در این موارد باید رضایت فرد غیبت شده و شخص تهمت زده شده را جلب کند یا خیر؟

    جواب: لازم نیست، ولی باید توبه کند.(15)

    سؤال: اگر فردی غیبت فرد دیگر را نموده، آیا باید برای توبه کردن، از طرف مقابل طلب رضایت نماید یا اینکه تنها استغفار کافی است؟ در صورت مانع بودن شرم و حیا، چه باید کرد؟

    جواب: استغفار کافی است.(16)

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. اموال منقول و غیر منقول
    توسط 88060855 در تالار معاملات
    پاسخ: 6
    آخرين نوشته: 1391/11/27, 04:50 بعد از ظهر
  2. کظم غیظ؛
    توسط ملکوت در تالار کلیات
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: 1391/03/26, 09:36 بعد از ظهر
  3. ✿✿✿✿✿ عالمه غیر معلمه
    توسط هندیانی در تالار اهل بیت(ع) و قرآن
    پاسخ: 6
    آخرين نوشته: 1391/01/09, 02:50 قبل از ظهر
  4. پاسخ: 4
    آخرين نوشته: 1389/09/19, 08:34 قبل از ظهر

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •