ج . پاره اى از مقدمه ها فشرده اى از داستان است كه پيشاپيش مى آيد، آنگاه به تفصيل آن مى پردازد:
1. قرآن در سوره اعراف با اين مقدمه ((و لقد مكناكم فى الارض و جعلنا لكم فيها معايش قليلا ما تشكرون )) داستان آفرينش و تمكين بنى آدم در زمين را آغاز كرده و طى پانزده آيه (آيات 11 - 25) به طور تفصيل به اين تمكين پرداخته است و ((تفصيل اجمالى است كه در آيه قبل ذكر شده است )). و اين گونه است كه بعد از اجمال ، ابتداى خلقت انسان و صورت بندى او و ماجراى آن روز آدم و سجده ملائكه و سرپيچى ابليس و فريب خوردن آدم و همسرش و خروجشان را بهشت و ساير امورى را كه خداوند براى آن دو مقدر كرده بود، بيان مى فرمايد و در پايان داستان با چهار خطاب ((يا بنى آدم ...)) به نصيحت و موعظه فرزندان آدم مى پردازد.
2. در همان سوره پيشين (اعراف ) قرآن در مقدمه ، فشرده اى از داستان موسى (ع ) و مبارزاتش را با فرعون و طرفداران او بيان مى كند، سپس به تفصيل داستان و ريز ماجرا مى پردازد.
((ثم بعثنا من بعدهم موسى باياتنا الى فرعون و ملائه فظلموا بها فانظر كيف كان عاقبه المفسدين )).
بعد از آنها موسى را با آپاتمان به سوى فرعون و قومش فرستاديم . آنها هم با آن آيات مخالفت كردند. اينك بنگر كه عاقبت مفسدان چگونه بوده است .
قرآن با بيان ((فانظر كيف كان عاقبة المفسدين )) اولا خواننده را تشويق مى كند و برمى انگيزد كه داستان را دنبال كند و پى گيرد، ثانيا سرانجام بدفرجامى فرعون و قومش را در ابتداى داستان ذكر مى نمايد. ((اين جمله اجمال داستان موسى (ع ) است و از جمله ((و قال موسى يا فرعون ...)) شروع به تفصيل آن مى كند)).
((اين گونه آغاز كردن داستان خود از راههاى خاص قرآن در بيان قصص ‍ است و اين شكل با سياق سوره و محورى كه بر گرد آن مى چرخد، مناسب تر است ؛ چه ، از همان لحظه نخستين عاقبت كار را نشان مى دهد تا هدفى كه از آوردن آن منظور بوده دستگير شود.))
ضمنا در آيه 128 از قول موسى (ع ) نيز اين بشارت را مى دهد كه سرانجام پيروزى و سعادت از آن متقين است و در آيات 136 و 137 دو تابلو از اين سرانجام را ترسيم مى كند: سرانجام فرعونيان كه در دريا غرق شدند، و سرانجام متقين و پرهيزكاران كه وارث مشرق و مغرب زمين با بركت (مصر و شامات ) گشتند.
3. در داستان اصحاب كهف ، قرآن بعد از مقدارى مطالب فشرده و مجمل ، به تفصيل داستان مى پردازد. اين مقدمه آيات 10 تا 12 را در بر مى گيرد. در آيه اول از پناه بردن آن جوانان مهاجر سخن به ميان آورده است و اينكه دست به دعا برداشتند و زمينه سازى راه رشد و هدايت را طلب كردند:
((اذ اوى الفتية الى الكهف فقالوا ربنا اتنا من لدنك رحمة و هيى ء لنا من امرنا رشدا)).
در آيه دوم به خواب رفتن آنان را در ساليان متمادى بيان نموده است :
((فضربنا على اذانهم فى الكهف سنين عددا)).
و در سومين آيه به ديدار شدن و اختلافشان در مقدار زمانى كه خوابيدند اشاره شده است :
((ثم بعثنا لنعلم اى الحزبين احصى لما لبثوا امدا)).
و بعد از اين مقدمه ، كه نسبت به ديگر مقدمات مفصل تر است تا مخاطب و خواننده بيشتر در جريان وضعيت كلى داستان قرار گيرد، طى سه پرده داستان را به نمايش در آورد و از اصل ماجرا پرده بر مى دارد.
4. داستان يوسف (ع ) و فراز و فرودهاى زندگى آن جناب كه سوره يوسف را به خود اختصاص داده است نيز با مقدمه اى شروع مى گردد؛ مقدمه اى كه ، ضمن ايجاد كشش در خواننده ، دورنمايى از داستان را ترسيم مى كند و در واقع مى توان گفت ((نحن نقص عليك احسن القصص ... ان ربك عليم حكيم )) مقدمه داستان به حساب مى آيد و از آيه ((لقد كان فى يوسف و اخوته ايات للسائلين )) بر سر قصه مى شود و ((در حقيقت بشارتى كه قبلا داده بود، عنوان مقدمه اى را داشت كه به طور اجمال اشاره به سرانجام قصه مى نمود)).
د. گاه فشرده اى از داستان بعد از تفصيل آن آورده مى شود، يعنى بعد از اينكه داستان به طور مفصّل بازگو گرديد، ديگر بار خلاصه و چكيده اى از آن را بيان مى كند.
1. در داستان عيسى (ع ) در سوره آل عمران ، ضمن بيان مفصل ماجرا، در پايان داستان فشرده اى از آن را كه در واقع هدف و پيام داستان نيز هست اين گونه بازگو مى كند:
((ان مثل عيسى عند الله كمثل ادم خلقه من تراب ثم قال له كن فيكون )).
مثل عيسى در نزد خدا چون مثل آدم است كه او را از خاك بيافريد و به او گفت موجود شو. پس موجود شد.
((اين آيه شريفه هدف اصلى از ذكر داستان عيسى (ع ) را به طور خلاصه بيان مى كند و در حقيقت اجمالى است بعد از تفصيل ، و اين كار (يعنى خلاصه گيرى از گفتار، مخصوصا آنجا كه پاى احتجاج در بين باشد) از مزاياى كلام شمرده مى شود.))
2. داستان قوم عاد و گفتگو و جدالشان با حضرت هود (ع ) به طور مفصل آيات 50 تا 58 سوره هود را در بر مى گيرد كه در پايان داستان ، قرآن دوبار به طور فشرده خلاصه اى از داستان را ديگر بار نقل كرده است . ((بار اول خلاصه گيرى كرده و فرموده : ((و تلك عاد جحدوا بايات ربهم و عصوا رسله و اتبعوا امر كل جبار عنيد))، و تلخيص بار دوم از كلمه ((الا ان عادا كفروا الا بعدا لعاد قوم هود)) شروع مى شود...)).
اين گونه تلخيص را در داستان بعدى همين سوره يعنى داستان قوم ثمود نيز داريم .
ه‍. گاه برخى از داستانها بدون مقدمه و زمينه سازى پيشين آغاز مى گردد و خواننده را يكباره و ناگهانى بر سر قصه مى برد. اين گونه نمايش در داستانهاى قرآن زياد به چشم مى خورد.