تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
صفحه 1 از 4 123 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 33
  1. #1

    ◕✿پرسش ها و پاسخ های قرآنی درباره امام حسین علیه السلام


  2. صلوات و تشکر : 5


  3. #2

    پرسش :قرآن نزد امام حسين(عليه السلام) چه جايگاهي دارد؟




    پاسخ :پيوند ميان امام حسين(عليه السلام) و قرآن، بسيار مستحكم و عميق است. آن حضرت، سخت شيفته قرآن بود، به گونه‌اي كه مونس و هم‌دم شب و روزشان قرآن بود.
    اين جايگاه ويژه را از ميان فرموده‌هاي آن بزرگوار، درباره قرآن و واكنش‌هاي ايشان در برابر آن كتاب عظيم، مي‌توان دريافت.
    معارف عميق قرآن

    در روايتي امام حسين(عليه السلام) مراتب و معارف قرآن كريم را اين گونه بيان مي‌فرمايد:
    كتاب اللّه عزوجل علي أربعة أشياء: علي العبارة و الاشارة و اللطايف و الحقايق. فالعبارة للعوام و الاشارة للخواص و اللطائف للأولياء و الحقايق للأنبياء.[1]
    كتاب خدا بر چهار چيز استوار است: عبارات و رمزها (اشاره‌ها) و لطايف و حقايق. عبارات آن براي توده مردم است. اشاره و رموزات، از آنِ خواص و بندگانِ ويژه است. لطايف آن براي اوليا است و حقايق آن نيز براي پيامبران و انبيا است.
    در اين حديث، امام حسين(عليه السلام) ضمن بيان اين كه قرآن، داراي معارف عميقي است،‌بهره‌مندي از آن را براي همگان ميسر مي‌داند. مقصود از «عبارات»، شناخت‌مفاهيم در حدِ ترجمه و دانستن معاني لغات است كه توده‌هاي مردم در آن‌سهم دارند. مقصود از «اشارات قرآن» فهم قرآن، در حد تفسيرِ آن است كه در‌حوزه صلاحيت متخصصان قرآن و مجتهدان تفسير است كه به ابزار تفسير مجهزند. منظور از «لطايف قرآن»، نكات و برداشت‌هايي است كه از حد فهمِبيش‌تر علماي تفسير، فراتر بوده، شرط ولايت الهي را طلب مي‌كند، آنان كه دلبه خدا سپرده‌اند و خدا سرپرستي آنان را بر عهده گرفته است و از ياران و حواريون خاص پيشوايان معصومند، به حوزه لطايف قرآن راه يافته، از آن بهره‌مند مي‌شوند. مقصود از «حقايق قرآن»، ذات قدسي و مكنون ملكوتي قرآن است كه اتصال وتماس با آن، معصوم را مي‌سزد و دست ديگران، از آن حوزه، كوتاه است: (لا‌يَمَسُّـهُ إِلاّ المُطَهَّـرُونَ).[2]
    اهميت آموزش قرآن

    شدت علاقه امام حسين(عليه السلام) به قرآن كريم را تا اندازه‌اي مي‌توان از حرمت نهادن و تكريم آموزگاران قرآن شناخت، به گونه‌اي كه گاهي مورد انتقاد اطرافيان قرار‌مي‌گرفت. يكي از فرزندان امام حسين(عليه السلام) نزد معلمي به نام عبدالرحمان در مدينه آموزش مي‌ديد. روزي معلم، سوره حمد را به او آموخت. هنگامي كه فرزند، سوره را براي پدر قرائت كرد، امام(عليه السلام)، معلم را فرا خواند و هزار دينار و هزار حلّه به او پاداش داد. وقتي به امام ـ به سبب پاداش زياد ـ اعتراض شد، فرمود: «هديه من كجا با تعليم حمد برابر است».[3]
    فضيلت تلاوت قرآن

    بشر بن غالب اسدي نقل مي‌كند كه روزي خدمت امام حسين(عليه السلام) رسيدم و آن حضرت درباره ارزش و ثواب خواندن قرآن فرمود: «كسي كه يك آيه از قرآن را ايستاده بخواند، براي هر حرفي صد پاداش نيكو براي او نوشته مي‌شود. اگر در غير نماز بخواند، خداوند به هر حرفي، ده پاداش نيكو به او عطا مي‌كند. پس اگر قرآن را بشنود، به هر حرفي يك پاداش نيكو به او عطا مي‌كند و اگر كسي تمام قرآن را در شب بخواند، فرشتگان بر او تا صبح درود مي‌فرستند و اگر در روز ختم كند، فرشته‌هاي نگهبان تا شب بر او درود مي‌فرستند و دعاي او بر آورده است و به اندازه آن‌چه ميان آسمان و زمين است، به او پاداش داده مي‌شود».
    پرسيدم: اين ثواب خواننده قرآن است; اما كسي كه نمي‌تواند قرآن بخواندچه؟ فرمود: «اي برادر بني اسد! در شگفت مباش; زيرا خداوند، بخشنده،ستايش كننده و بزرگوار است. اگر آن‌چه را از قرآن مي‌داند، بخواند، خدا اين اجر را به‌او مي‌دهد».[4]
    افتخار به قرآن

    حضرت زين العابدين(عليه السلام) مي‌فرمايد: «شب عاشورا شنيدم پدرم به يارانش مي‌فرمود:
    أثنِي علي اللّه أحسن الثناء و أحمده علي السرّاء و الضّرّاء اللّهمّ إنّي أحمدك علي أن أكرمتنا بالنبوّة و علّمتنا القرآن ... .[5]
    خداوند را با بهترين ثناها، ثناگويم و او را بر فراخي و تنگي ستايش مي‌كنم. خدايا! تو را به سبب اين كه ما را با انتخاب پيامبر، از ميان ما گرامي داشتي و قرآن را به ما آموختي، ستايش مي‌كنم.
    در اين خطبه، حضرت با افتخارِ به پيامبر(صلي الله عليه وآله) و قرآن، به همگان مي‌فهماند كه هر‌كس قرآن را داشته باشد، شديدترين و سخت‌ترينِ مشكلات، پيش چشم او آسان خواهد شد.


    [1]. بحارالانوار، ج 89، ص 20.
    [2]. واقعه (56) آيه 79.
    [3]. مستدرك الوسائل، ج 13، ص 117.
    [4]. كافي، ج 6، ص 420.
    [5]. بحارالانوار، ج 44، ص 392.
    ویرایش توسط مدیریت محتوایی انجمن : 1391/08/29 در ساعت 01:49 بعد از ظهر دلیل: حذف لینک

  4. صلوات و تشکر : 6


  5. #3



    عشق به قرآن

    امام حسين(عليه السلام) از دوران كودكي، به اين كتاب آسماني علاقه فراواني داشت و در همه مراحل زندگي، همواره از قرآن سخن مي‌گفت و لحظه‌اي از آن جدا نبود. محدثان و مورخان نوشته‌اند:
    در عصر تاسوعا، عمر بن سعد با دريافت پيام از عبيداللّه بن زياد، تصميم گرفت به محل استقرار امام(عليه السلام)حمله كند. هنگامي كه حضرت از تصميم او آگاه شد، به برادر خود، حضرت ابوالفضل(عليه السلام) فرمود: «اگر مي‌تواني او را متقاعد كن كه جنگ را تا فردا به تأخير بيندازد، تا ما اين شب را به نماز، دعا واستغفار بگذرانيم. خدا مي‌داند كه من نماز و تلاوت قرآن و دعاي فراوان و استغفار را دوست دارم».[1]
    [1]‌. بحارالانوار، ج44، ص391.
    ویرایش توسط مدیریت محتوایی انجمن : 1391/08/29 در ساعت 01:51 بعد از ظهر دلیل: حذف لینک

  6. صلوات و تشکر : 6


  7. #4

    چرا از امام حسين(عليه السلام) روايات اندكي درباره تفسير قرآن نقل شده است؟




    با مروري به مجموعه‌هاي روايي، دانسته مي‌شود كه از برخي پيشوايان معصوم(عليه السلام) احاديث اندكي به يادگار مانده است. اين موضوع، معلول حوادثي است كه در زمان آنان رخ داده است كه بررسي تفصيلي آن، جايگاه خود را مي‌طلبد; اما به اختصار نكاتي را بيان مي‌كنيم:
    حوادثي كه پس از رحلت پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله) پيش آمد، باعث اختلاف مردم درباره اهل‌بيت(عليهم السلام) شد. عده‌اي واله و شيداي آنان شده، تنها به آنان اعتماد مي‌كردند، عده‌اي از مقام علمي آنان روي گرداندند و دسته‌اي هم كمال عداوت و بغض را درباره آنان‌نشان مي‌دادند، در صورتي كه پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله) در جملات متعددي تذكر دادهبود كه اهل‌بيت(عليهم السلام)اعلم مردم درباره قرآنند و آنان در تفسير و فهم قرآن خطانمي‌كنند.
    علامه طباطبايي(رحمه الله)، يكي از بزرگ‌ترين صدمات تفسير قرآن را، دور كردن مردم از اهل‌بيت(عليهم السلام) دانسته، مي‌فرمايد:
    اين بزرگ‌ترين رخنه‌اي بود كه در علم قرآن و راه تفكري كه به آن دعوتمي‌نمود، وارد شد. يكي از گواهان اين مطلب، كمي احاديثي است كه ازاهل‌بيت(عليهم السلام) نقل شده است. شما وقتي به آن مقام و احترامي كه اهل حديث،در زمان خلفا داشتندو آن حرص و ولع شديدي كه مردم به گرفتن حديثداشتند، بنگريد، آن‌گاه همه احاديثي را كه از امام علي، امام حسن و امامحسين(عليهم السلام)خصوصاً درباره تفسير قرآن نقل كرده‌اند، به دقت بررسي كرده،بشمريد، چيز عجيبي ملاحظه خواهيد كرد... احاديثي كه از امام حسن(عليه السلام)نقل كرده‌اند، شايد به ده نرسد. از امام حسين(عليه السلام) هم اساساً چيز قابلي ذكر نكرده‌اند... آيا علت اين جريان، اعراض مردم از اهل‌بيت(عليهم السلام) و ترك ايشان بود يا آن كه احاديثي از آنان گرفتند، ولي در دولت امويين، كه از اهل‌بيت(عليهم السلام) رو گرداندند، مخفي شد و از بين رفت؟ نمي‌دانم.[2]
    [2]. الميزان، ج 5، ص 448.
    ویرایش توسط مدیریت محتوایی انجمن : 1391/08/29 در ساعت 01:52 بعد از ظهر دلیل: حذف لینک

  8. صلوات و تشکر : 5


  9. #5

    آيا از امام حسين(عليه السلام) درباره تفسير آيات قرآن، احاديثي وجوددارد؟




    از امام حسين(عليه السلام) احاديثي (هر چند اندك، حدود سي روايت) درباره تفسير آيات، به دست ما رسيده است كه مي‌تواند چراغي براي عاشقان ولايت باشد.[3]در‌اين‌جا تنها برخي از آياتي را كه ديگران درباره آنها پرسيده‌اند و حضرت به آنان پاسخ داده است، مي‌آوريم:
    1. شيخ صدوق مي‌نويسد:
    هنگامي كه امام حسين(عليه السلام) و ياران او، در مسير حركت به سوي كربلا، به منزل ثعلبيه رسيدند، مردي به نام بشر بن غالب به محضرش آمد و عرض كرد: اي فرزند رسول خدا! مرا از قول خداوند خبر ده كه مي‌فرمايد:
    (يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناس بِـإِمامِـهِمْ).[4] امام فرمود: يعني آن پيشوا و امامي كه مردم را به‌راه راست هدايت مي‌كند و مردم هم او را اجابت كنند و امامي كه مردم را به گمراهي دعوت كند و مردم نيز به دعوتش پاسخ مثبت دهند. دسته نخست در بهشت و دسته‌دوم در آتش جهنم خواهند بود و اين است كه خداي متعال مي‌فرمايد: (فَرِيقٌ فِي الجَنَّةِ وَفَرِيقٌ فِي السَّعِـيرِ).[5]
    2. نضر بن مالك مي‌گويد:
    به امام حسين(عليه السلام) عرض كردم: اي اباعبداللّه! در توضيح اين سخن خدا: (هـذانِ‌خَـصْمانِ اخْتَـصَمُوا فِي رَبِّـهِمْ)[6] سخن بگوييد. حضرت فرمود:ما و بني اميه درباره (ايمان و كفر به) خدا با هم در ستيزيم. ما باور داريم كهخدا راست مي‌گويد. آنان مي‌گويند: خدا دروغ مي‌گويد. پس ما و آنان، در روز قيامت هم دشمن خواهيم بود.[7]
    3. امام باقر(عليه السلام) فرمود:
    حارث بن عبداللّه به امام حسين(عليه السلام) عرض كرد: اي فرزند رسول خدا! جانم به فدايت! مرا از تفسير اين كلام خدا: (وَالشَّـمْسِ وَضُحاها * والقَمَرِ إِذا تَـلاها * وَالنَّهارِ إِذا جَـلاّها)[8] آگاه كن. حضرت فرمود: اي حارث! منظور از آفتاب، محمد(صلي الله عليه وآله) پيامبر خدا است. منظور از ماه، اميرمؤمنان، علي بن ابي طالب است كه از پي محمد مي‌آيد و مراد از روز، قائم آل محمد(عليه السلام) است كه گستره زمين را پر از روشنايي عدل و داد مي‌سازد.[9]
    4. مردي از اهل بصره گويد:
    امام حسين(عليه السلام) و عبداللّه بن عمر را در حال طواف خانه خدا ديدم. از ابن عمر پرسيدم: (وَأَمّا بِنِعْمَةِ رَبِّك‌ فَحَـدِّثْ)،[10] منظور كدام نعمت است؟ گفت: خدا به پيامبر دستور داده است كه از هر چه نعمت به او داده، سخن گويد. آن گاه به امام حسين(عليه السلام)عرض كردم: شما چه مي‌فرماييد؟ فرمود: خداي سبحان به پيامبر(صلي الله عليه وآله) فرمان داده است كه از نعمت دينش سخن گويد.[11]
    5. امام سجاد(عليه السلام) فرمود:
    اهل بصره به امام حسين(عليه السلام) نامه نوشتند و در آن، از معناي «صمد» پرسيدند. حضرت در پاسخ نوشت: به نام خداوند بخشنده مهربان. اما بعد: در قرآن، گفتوگو و مجادله نكنيد و بدون آگاهي، درباره آن سخن مگوييد. از جدم، رسول خدا(صلي الله عليه وآله)شنيدم كه مي‌فرمود: هر كس بدون علم، درباره قرآن سخن گويد، جايگاهش را در آتش آماده‌كند. بدانيد كه خداي سبحان، خود تفسير صمد را فرموده است: نه زاييده است و نه زاده شده و نه هيچ كس همتاي او است. نه زاينده است و نه چيزي از او بيرون مي‌آيد; نه چيز متراكم و انبوه مرئي و مادي، هم‌چون نوزاد و اشياي متراكم و انبوه ديگر، كه از پديده‌ها خارج مي‌شود و نه چيز مجرد، هم‌چون جان. نيز حالات گوناگون از قبيل چرت، خواب، ترديد، نگراني، اندوه، شادي، خنده، گريه، ترس، اميد، آرزو، آزردگي، گرسنگي، سيري از او منشعب نگردند. او والاتر از آن است كه چيزي از او بيرون شود و منفصل گردد، چه مادي، چه مجرد، و نه زاييده شده، از چيزي منفصل. و زاده نشده است آن گونه كه اشياي متراكم و انبوه از عناصراوليه خود زاده و بيرون مي‌آيند; از قبيل جماد، جاندار از جاندار، گياه از زمين، آب از چشمه‌ها، ميوه‌ها از درختان و يا اشياي نامرئي كه از پايگاه‌هاي اوليه خود بيرون زنند; مانند ديدن از چشم و شنيدن از گوش و بوييدن از بيني و چشيدن از كام و سخن گفتن از زبان و شناخت و تميز از عقل و آتش از سنگ; بلكه او است خداي صمد; نه از چيزي جدا شده و نه در چيزي جاي گرفته و نه بر چيزي قرار گرفته است. او به وجود آورنده همه چيز است و همه را با قدرت مطلقه خود پديد آورده است. با مشيت او، هر آن‌چه‌به منظور فنا آفريده است، نابود مي‌شود و با علم او، هرآن‌چه براي بقا خلق‌كرده است، باقي مي‌ماند. اين است خدايي كه نه زاييده است و نه زادهشده است. داناي پنهان و آشكار بلند مرتبه و والا منزلت است و او هيچهمتايي ندارد.[12]

    [3]. موسوعة كلمات الامام الحسين(عليه السلام)، ص 552 ـ 571.
    [4]. «[ياد كن] روزي را كه هر گروهي را با پيشوايشان فرا مي‌خوانيم» (اسراء (17) آيه 71).
    [5]. شوري (42) آيه 7; امالي، ص 153.
    [6]. «اين دو گروه، دشمنان يكديگرند كه درباره پروردگارشان با هم ستيز مي‌كنند» (حج (22) آيه 19).
    [7]. الخصال، ج 1، ص 42; بحارالانوار، ج 31، ص 517.
    [8]. «سوگند به خورشيد و تابندگي‌اش; سوگند به ماه چون پي [خورشيد] رود; سوگند به روز چون [زمين را ]روشن‌گرداند» (شمس (91) آيه 1 ـ 3).
    [9]. تفسير فرات، ص 562.
    [10]. «و اما نعمت پروردگارت را بازگو كن» (ضحي (93) آيه 11).
    [11]. بحارالانوار، ج 24، ص 53.
    [12]. التوحيد، ص 90.
    ویرایش توسط مدیریت محتوایی انجمن : 1391/08/29 در ساعت 01:53 بعد از ظهر دلیل: حذف لینک

  10. صلوات و تشکر : 4


  11. #6



    پرسش: مي‌دانيم كه امام حسين(عليه السلام) پرورش يافته قرآن و از خاندان وحي است. آيا ممكن است چند نمونه از سيره قرآني ايشان را بيان كنيد؟


    پاسخ: امام حسين(عليه السلام) الگوي مجسم احكام قرآن و نمونه بارز تجلي اخلاققرآن و اسلام است. آن حضرت، با رفتارهايي كه از خود بروز داد، تصويرزيبايي از اخلاق اسلامي و قرآني را ترسيم فرمود. بديهي است كسي كه شريكو سند قرآن است، همه رفتارهايش هماهنگ با قرآن و الهام گرفته از آن خواهد بود. در ميان اين رفتارها،
    ویرایش توسط quranic : 1389/09/20 در ساعت 11:24 قبل از ظهر

  12. صلوات و تشکر : 4


  13. #7

    نمونه‌هايي يافت مي‌شود كه خود حضرت، آن را به قرآن نسبت داده است:




    1. گذشت

    الف) از عصام بن مصطلق نقل شده است:
    وقتي به مدينه وارد شدم، امام حسين(عليه السلام) را ديدم. از شهرتش در شگفت شدم. حسد مرا واداشت كه دشمني و كينه خود را آشكار سازم. نزديك ايشان رفتم و گفتم: تويي پسر ابوتراب؟ (تعبير به ابوتراب براي امام علي(عليه السلام)در نظر كوته‌فكران، نوعي توهين بود).[13] حضرت فرمود: بلي.
    هر چه خواستم، به او و پدرش دشنام دادم; ولي حضرت به من نگاه مهربانانه‌اي كرد و فرمود:
    (أعوذ بالله من الشيطان الرجيم * بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ * خُذِ العَفْوَ وَأْمُرْ بِالعُرْفِ‌وَأَعْرِضْ عَنِ الجاهِلِـينَ * وَ‌إمّا يَنْزَغَنَّك‌ مِنَ الشَّيْطانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذ بِاللّهِ إِنَّهُ سَمِـيعٌ‌عَلِـيمٌ).[14] سپس فرمود: كار را براي خود آسان گير و براي من و خود،از خداوند طلب آمرزش كن. اگر از من ياري بخواهي، ياري‌ات مي‌كنمو اگر چيزي طلب كني، به تو مي‌بخشم و اگر از من راهنمايي بخواهي، راهنمايي‌اتخواهم كرد.
    من از گفته‌ها و رفتار خود پشيمان شدم. حضرت فرمود: (لا تَثْرِيبَ عَلَيْكُمُ اليَوْمَ يَغْفِرُ اللّهُ لَكُمْ وَهُوَ أَرْحَمُ ألْرّاحِمِـينَ).[15] من از اين اخلاق كريمانه، در برابر جسارت‌ها و دشنام‌ها، دوست داشتم به زمين فرو روم. به ناچار از برابر چشم آن حضرت، به ميان مردم پناه بردم و الان كسي پيش من از او و پدرش محبوب‌تر نيست.[16]
    ب) روزي غلام امام حسين(عليه السلام)، مرتكب لغزشي شد كه سزاوار تنبيه بود. امام‌خواست او را ادب كند. غلام به حضرت گفت: يا مولاي! (وَالكاظِمِـينَالغَيْظَ).[17] امام(عليه السلام)فرمود: به او كاري نداشته باشيد. غلام گفت: (وَالعافِـينَعَنِ النّاسِ).[18] حضرت فرمود: از تقصيرت گذشتم. غلام گفت: يا مولاي! (وَاللّهُ يُحِبُّ المُحْسِنِـينَ).[19] حضرت فرمود: تو را در راه خدا آزاد كردم و دو برابر آن‌چه به تو بخشيده بودم، از آنِ تو است.[20]
    آيه 134 آل‌عمران، كه غلامِ پرورش يافته در خانه وحي، آن را تلاوت كرد، سه‌دستور به پرهيزگاران، در برابر خطاكاران مي‌دهد:
    1. خويشتن‌داري در برابر خشم: (وَالكاظِمِـينَ الغَيْظَ).
    2. گذشت: (وَالعافِـينَ عَنِ النّاسِ).
    3. محبوبيت در پيشگاه الهي: (وَاللّهُ يُحِبُّ المُحْسِنِـينَ).
    امام حسين(عليه السلام) با اين رفتار خود، مصداق كامل عمل كننده به اين آيه را به جامعه بشري معرفي فرمود.

    [13]. حضرت اميرالمؤمنين(عليه السلام) اين كنيه را بيش از ديگر كنيه‌هايش دوست مي‌داشت (ر.ك: الغدير، ج 6، ص 335).
    [14]. گذشت پيشه كن و به [كار] پسنديده فرمان ده و از نادانان رخ برتاب و اگر از شيطان وسوسه‌اي به تو رسيد، به خدا پناه ببر; زيرا او شنواي دانا است... (اعراف (7) آيه 199 ـ 200).
    [15]. «امروز بر شما سرزنشي نيست; خدا شما را مي‌آمرزد و او مهربان‌ترين مهربانان است» (يوسف (12) آيه 92).
    [16]. سفينة البحار، باب خَلَقَ (خلق امام حسين(عليه السلام)); تاريخ مدينة دمشق، ج 43، ص 224.
    [17]. «آنان كه خشم خود را فرو مي‌خورند» (آل‌عمران (3) آيه 134).
    [18]. «آنان كه از مردم مي‌گذرند» (آل‌عمران (3) آيه 134).
    [19]. «خداي متعال نيكوكاران را دوست مي‌دارد» (آل‌عمران (3) آيه 134).
    [20]. بحارالانوار، ج 44، ص 195.
    ویرایش توسط مدیریت محتوایی انجمن : 1391/08/29 در ساعت 01:54 بعد از ظهر دلیل: حذف لینک

  14. صلوات و تشکر : 5


  15. #8



    2. فروتني

    روزي آن بزرگوار، عده‌اي از مسكينان را ديد كه عباهاي خود را زيرانداز كرده‌اند و نان خشكي را، كه نزدشان است، مي‌خورند. وقتي حضرت را ديدند، ايشان را دعوت كرده، گفتند: يابن رسول اللّه! بفرماييد. حضرت نشست و با آنان غذا خورد. آن‌گاه اين آيه را تلاوت كرد: (إِنَّـهُ لا‌يُحِبُّ المُسْتَكْبِرِينَ).[21] سپس آنان را دعوت كرده، از آنان پذيرايي شاياني فرمود.[22]

    [21]. نحل (16) آيه 23.
    [22]. وسائل الشيعه، ج 24، ص 300.
    ویرایش توسط مدیریت محتوایی انجمن : 1391/08/29 در ساعت 01:54 بعد از ظهر دلیل: حذف لینک

  16. صلوات و تشکر : 3


  17. #9



    3. پاسخ بهتر به محبت ديگران

    انس مي‌گويد:
    در خدمت امام حسين(عليه السلام) بودم. كنيزي داخل شد و شاخه گلي به امام حسين(عليه السلام)هديه كرد. امام در برابر آن، وي را آزاد ساخت. هنگامي كه از علت اين كار پرسيدم، فرمود: خداوند اين ادب را به ما آموخته است، آن‌جا كه مي‌فرمايد: (وَ‌إِذا حُيِّيتُمْ بِتَحِـيَّة فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها).[23]
    آن گاه فرمود: تحيت بهتر، همان آزاد كردن او است.[24]

    [23]. «و چون به شما درود گفته شد، شما به [صورتي] بهتر از آن درود گوييد» (نساء (4) آيه 68).
    [24]. بحارالانوار، ج 44، ص 195 (براي مطالعه بيش‌تر، ر.ك: محمد جواد مغنيه; امام حسين و القرآن، روايت ياد شده، درباره امام حسن(عليه السلام) نيز آمده است).
    ویرایش توسط مدیریت محتوایی انجمن : 1391/08/29 در ساعت 01:56 بعد از ظهر دلیل: حذف لینک

  18. صلوات و تشکر : 3


  19. #10



    4. استفاده از وسايل مقدس براي هدف مقدس

    در منزل بني مقاتل، حضرت براي اتمام حجت و دعوتِ عبيداللّه جعفي، به خيمه او رفت و پس از گفتوگوهايي عبيداللّه را به ياري خود فرا خواند. عبيداللّه گفت: من از مرگ سخت گريزانم; ولي اسب معروف خود، «ملحقه» را به شما تقديم مي‌كنم، اسبي كه تا به حال، دشمني را با آن تعقيب نكرده‌ام، جز اين كه به او رسيده‌ام و هيچ دشمني با داشتن اين اسب، مرا تعقيب نكرده است، مگر اين كه از چنگال او نجات يافته‌ام.
    امام در پاسخ وي فرمود: (وَما كُنْتُ مُتَّخِذَ المُضِلِّينَ عَضُداً).[25] حال كه در اين راه، از نثار جان امتناع ميورزي، ما نيز نه به تو نياز داريم و نه به اسب تو; زيرا من هيچ‌گاه گمراه كنندگان را دستيار خود قرار نمي‌دهم.[26]


    [25]. كهف (18) آيه 51.
    [26]. الامالي، ص 154.
    ویرایش توسط مدیریت محتوایی انجمن : 1391/08/29 در ساعت 01:57 بعد از ظهر دلیل: حذف لینک

  20. صلوات و تشکر : 3


صفحه 1 از 4 123 ... آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. الحسینیة الافتراضیة (حسینیه مجازی)
    توسط محمد مهدی قربانی در تالار دیگر
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: 1392/09/30, 12:40 بعد از ظهر
  2. پاسخ: 178
    آخرين نوشته: 1392/08/23, 01:57 قبل از ظهر
  3. پاسخ: 38
    آخرين نوشته: 1391/10/02, 04:35 بعد از ظهر
  4. پاسخ: 6
    آخرين نوشته: 1391/09/26, 02:41 بعد از ظهر
  5. ◕◕◕ دعاهای امام حسین(علیه السلام)
    توسط هندیانی در تالار امام حسين (ع)
    پاسخ: 9
    آخرين نوشته: 1391/04/02, 08:19 قبل از ظهر

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •