تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 6 , از مجموع 6
  1. #1

    ۞اصول قراءت ابن عامر۞





    امام القراءة، ابوعمران عبدالله بن عامر الشامی الیحصبی، معروف به ابن عامر امام اهل شام بوده (8 ـ 118 هـ ق ) او از تابعین و در دوره خلافت ولید بن عبدالملک قاضی دمشق بوده است . راویان او 1 ـ هشام بن عماربن نصیربن میسرة السُّلمی دمشقی (153 ـ 245 هـ ق) معروف به هشام . 2 ـ عبدالله بن احمد بن بشربن ذکوان دمشقی معروف به ابن ذکوان (73 ـ 242 هـ ق) .
    بسمله
    ابن عامر مانند همه قراء در ابتدای قراءت از اول سوره ها غیر از توبه بر طبق نوشته مصاحف بسم الله را خوانده، همچین مانند همه قراءِ در وصل آخر الناس به اول سوره فاتحه نیز بسم الله را گفته است، امّا در وصل دو سوره (مثل ورش و ابوعمرو) بر سه قسم خوانده : یا بسم الله را گفته، یا با سکت بدون بسم الله خوانده، یا وصل نموده آخر سوره را به اول سوره بعدی بدون بسم الله و طریقه سکت مقدم بر وصل است .
    مدود :
    مد منفصل و متصل را فقط به توسط قراءت کرده و در مد لازم مثل همه قراء به اشباع، و در مد عارض به سکون سه وجه قصر ـ توسط ـ طول خوانده .

  2. #2



    هاء ضمیر :
    به روایت هشام ابن عامر هاء کنایه را در کلمات یوَدِّهِ (دو موضع آل عمران 74) نُوَلِّهِ ـ نُصلِهِ (نساء 114) نُؤتِهِ (دو موضع آل عمران 145 ـ و یک موضع شوری 18) به دو وجه قراءت کرده : به قصر کسره هـ یا اشباع آن ـ همچنین فَاَلقِهِ اِلَیهِم (نحل 28) را به دو وجه قصر کسره هـ یا اشباع آن خوانده (فَاَلقِهِ ـ فَاَلقهی)
    ابن ذکوان تمامی هاء کنایه را در کلمات فوق به اشباع هـ از ابن عامر روایت کرده است .
    یتَّقْهِ (نور) را به هشام به دو وجه : کسر هـ یا صله آن (یتَّقِهِ ـ یتَّقِهی)، و ابن ذکوان به کسر قِ و صله هـ یتَّقهی خوانده است . هشام، به خلف عنه یرضَهُ لکم (زمر)، را به سکون هـ (یرضَهُ ـ یرضَه) و ابن ذکوان یرضَهُو (با صله واوی) ـ روایت کرده اند .
    هشام، هاء ضمیر خیراً یرَه و شَرًّا یرَه (زلزله) را به اسکان به هر حال در آن دو، و ابن ذکوان به ضم هـ و اشباع آن روایت دارد، ولی در اَنْ لَم یرَهِ اَحَدٌ (بلد) را همه قراء به ضم هـ و اشباع آن خوانده اند .
    هشام، اَرْجِهْ وَ اَخاهُ (اعراف ـ شعرا) را بزیادتی همزه ساکنه بین ج و هـ و ضم هـ با صله آن اَرجِئْهوُ خوانده و به روایت ابن ذکوان به همزه ساکنه و کسر هـ و قصر آن اَرجِئْهِ ذکر شده .
    ابن عامر، ما اَنْسانیه (کهف)، عَلَیهِ اللهَ (فتح) را به کسر هـ در آندو و فیه مُهاناً (فرقان) را به قصر کسره ها خوانده است .

  3. #3



    اجتماع دو همزه در یک کلمه
    در اجتماع دو همزه در یک کلمه ،اولی حتمآً مفتوح بوده و دوّمی مفتوح یا مکسور یا مضموم خواهد بود، همزه اول را همه قراء به تحقیق خوانده اند . حال اگر همزه دوم مفتوح باشد، مثل ءَاَنتِم ـ ءَاَلِدُ ـ ءَاَنتَ روایت هشام از ابن عامر به دو وجه است : تسهیل (بین بین) یا تحقیق آن و در هر دو صورت با ادخال الف فصل بین دو همزه .
    و هر گاه همزه دوم مکسور باشد، مثل : ءَاِذا ـ اَئِنّا ـ اَئِنَّکَ . هشام به تحقیق با ادخال یا عدم ادخال الف فصل بین دو همزه روایت کرده است، مگر در هفت موضع که ادخال الف فصل بین همزه مفتوحه و مکسوره برای هشام بدون خلاف است، و آنها عبارتند از :
    ءَاِذا ما مِتُّ (مریم 66) اَئِنَّکُم لَتَأتُونَ ـ اَئِنَّ لَنا لَاَجْراً (اعراف 80 ـ 112 ـ شعراء 40) اَئِنَّکَ لَمِنَ المُصَدِّقینَ ـ اَئِفکاً الِهَةً (صافات 52 ـ 86) اَئِنَّکُم لَتَکفُروُنَ (فصلت 8) .
    و مورد اَئنَّکُم لَتَکفرُونَ (فصلت) همزه دوّم را به تحقیق یا تسهیل خوانده ،و برای هشام تسهیل در همزه مکسوره جز این مورد نیست . و هشام لفظ اَئمَّه را که در پنج موضع قران آمده به روش اصلی خود همزه دوم را به تحقیق به ادخال و بدون ادخال خوانده است، و هر گاه همزه دوم مضموم باشد، هشام قُلْ اَؤُنَبِّئُکُم آل عمران 15) را به دو وجه : تحقیق با ادخال و بدون ادخال و در دو موضع دیگر اَؤُنْزِلَ عَلَیهِ الذّکرُ (ص 7) اَؤُُالْقِی الذِّکرُ عَلَیهِ (قمر) سه وجه دارد : تحقیق با ادخال و عدم آن، و تسهیل همزه دوم با ادخال فقط . همین سه موضع در قرآن کریم همزه مضمومه بعد از مفتوحه در یک کلمه واقع شده است .
    و روش ابن ذکوان در انواع ثلاثه فوق الذکر، اجتماع دو همزه در یک کلمه (مثل عاصم) به تحقیق بدون ادخال است .
    کلمه ءَاَعجَمِیٌّ (فصلت) را هشام به حذف همزه اول و تحقیق همزه دوم خوانده است .
    کلمه اَذهَبتُم طَیباتِکُم (احقاف) را که ابن عامر به زیادتی همزه استفهام ءَاَذهَبتُم خوانده، به روایت هشام همزه دوم را به تحقیق یا تسهیل، و در هر دو وجه با ادخال الف بین آندو خوانده، و ابن ذکوان به تحقیق هر دو همزه بدون ادخال روایت کرده است .
    اَنْ کانَ ذامالٍ (قلم 14) را ابن عامر به زیادتی همزه استفهام ءَاَنْ کانَ خوانده، هشام همزه دوم را به تسهیل با ادخال، و ابن ذکوان به تسهیل بدون ادخال روایت کرده است . و ابن ذکوان ءَاِذا مامِتٌّ (مریم 66) را بخلف عنه بدون همزه استفهام، اِذا مامِتٌّ خوانده است .
    در ءَامَنتُم (اعراف ـ طه ـ شعرا) ابن عامر با دو همزه و به تسهیل همزه دوم خوانده است بدون ادخال الف فصل .
    دقت : در اجتماع دو همزه در دو کلمه ابن عامر قاعده خاصی مثل بعض قراء ندارد و هر دو را مثل عاصم به تحقیق قراءت کرده است و تغییراتی که گفته شد به روایت هشام ردر دو همزه واقع در یک کلمه است .
    تکرار همزه استفهام ـ یازده مورد که در قرآن است ابن عامر به اخبار در اول و استفهام در لفظ دوم خوانده، در سه موضع خلاف این روش عمل کرده : 1 ـ موضع نمل به استفهام در اول، و با افزودن ن بدون همزه استفهام اِنَّنا در دومی خوانده (مثل کسائی) . 2 ـ در موضع نازعات، به استفهام در اولی و اخبار در دومی، 3 ـ در موضع واقعه به استفهام در هر دو خوانده است .
    ابن عامر، هُزُءًا هر جا باشد وَکُفُؤاً (اخلاص) را به همزه خوانده یضاهُونَ را مثل حفص بدون همزه وَمُرجَئونَ وَ تُرْجِئُ را به همزه مضمومه بعد از ج خوانده است، و به ابدال به واو قراءت کرده است، و در چهار مورد سکت مخصوص به روایت حفص را بدون سکت و با ادغام خواند است .
    ادغامات ـ به روایت هشام، ذال اذ را در حروف شش گانه (ت ـ ج ـ د ـ ز س ـ ص) (مثل ابو عمرو) ادغام کرده مثل اِذْ تَّمْشی ـ اِذ زَّینَ ـ اِذ صَّرَفْنا ـ اِذ دَّخَلِوا ـ اِذ سَّمِعتُموُهُ ـ اِذجّائَتهُم ولی ابن ذکوان ذال اذ را فقط در دال ادغام کرده، مثل اِذ دَّخَلُوا . به روایت هشام دال قد را در تمام حروف هشتگانه (ج ـ ذ ـ ز ـ س ـ ش ـ ص ـ ض ـ ظ) ادغام نمود، فقط در لَقَد ظَلَمَکَ (23) به اظهار خوانده است .
    ابن ذکوان دال قد را در نزد 4 حرف (ذ ـ ز ـ ض ـ ظ) ادغام، و در نزد چهار حرف دیگر به اظهار روایت کرده است ؛ وَلَقَد زَینَّا (ملک 5) را به دو وجه قراءت کرده است .
    ابن عامر تاء تأنیث را در نزد سه حرف (ج ـ ز ـ س) اظهار کرده است، و در نزد سه حرف دیگر (ث ـ ص ـ ظ) ادغام نموده ولی هشام در لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ (حج 40) به اظهار روایت کرده، و ابن ذکوان در وَجَبَتْ جُنُوبُها (حج 36) به دو وجه اظهار و ادغام، ولی اظهار اصح است .
    ابن ذکوان لام هل و بل را در نزد حروف هشتگانه کُلاً اظهار کرده است، ولی هشام در نزد شش حرف آن (ت ـ ث ـ ز ـ س ـ ط ـ ظ) ادغام نموده،بَل تَأْتیهِمْ ـ هَل تَّعْلَمُ ـ هَلْ ثُّوِبَ ـ بَل زُّیِّنَ ـ بَل سَوَّلَتْ ـ بَل ظَّنَنْتُمْ و در نزد ن ـ ض در همه جا و در نزد ت در اَمْ هَلْ تَسْتَویِ الظُّلُماتُ (رعد 17) اظهار نموده است.
    ابن عامر ن یس را در والقرآن و ن را در والقلم ادغام کرده است و ن سین را در میم طسم ( شعرا ـ قصص) ادغام کرده و دال صاد ملفوظ کهیعص را نزد ذال ذکر و دال را در ث یُرِد ثَّوابَ ( دو موضع آل عمران) و ث را در ت لَبِثْتُّ و سایر صیغ آن و ذال را در ت اِتَّخَذْتُّمْ و سایر صیغه های آن ادغام کرده است. و ب را در نزد میم اِرکَبْ مَعَنا (هود) به اظهار خوانده است .
    هشام ث را در ت اِورِِثْتُّمُوها (اعراف 43 ـ زخرف 73) ادغام کرده، ولی ث را در یلْهَثْ ذلِکَ (اعراف) اظهار نموده و ابن ذکوان آنرا به ادغام روایت کرده است .

  4. #4



    فتح و اماله
    1 ـ الف جاءَ و شاءَ که زمان ماضی فعل ثلاثی باشد، ابن ذکوان (مثل حمزه) در همه قرآن اماله کرده است . و دیگر زادَ را در موضع اول قرآن کریم، فَزادَهُم مَرَضاً (بقره 10) را اماله نموده است و در باقی مواضع این کلمه را به دو وجه فتح یا اماله خوانده است .
    2 ـ ابن ذکوان، در الف هارٍ ـ شَفاجُرفٍ هارٍ (توبه 110) دو وجه فتح و اماله دارد، و همچنین، ابن ذکوان، الف را در کلمات، وَ انْظُرْ اِلی حِمارِِکَ (بقره 258) کَمَثَلِ الحِمارِ (جمعه 5) زَکَرِیا المّحرابَ (ال عمران 38) اِذتَسَوَّرِو المِحرابَ (ص 20) مِن بَعدِ اِکراهِهِنَّ (نور 32) وَالاکرامِ (دو موضع الرحمن) و عِمْرانَ (آل عمران 35) وَ امرَأتُ عِمرانَ (تحریم 12) به فتح یا اماله روایت کرده است . ولی در لفظ مِحْرابِ مکسور، در دو موضع یصَلِّی فی المِحرابِ (آل عمران 39) فَخَرَجَ عَلی قَومِه مِنَ المحرابِ (مریم 11) فقط به اماله خوانده است .
    و دیگر کلمه التَّواریة را در همه جا به اماله راء والف بعد، و کلمه رَءی را به اماله راء و همزه با هم، و اگر با ضمیری همراه باشد ،مثل رَءاه ـ رَءاها ـ رَءاکَ به اماله یا فتح هر دو با هم، و کلمه اَدریکَ را در همه قرآن به فتح یا اماله راء و الف بعدش قراءت کرده است .
    امّا به روایت هشام : الف اِناهُ با نون آن در غَیرَ ناظِرینَ اِنیهُ (احزاب 52)، و الف در مَشارِبُ (یس 73) و الف بعد از همزه با اماله همزه در ءانِیةٍ (غاشیه) را اماله کرده است ولی در ءانیةٍ مِن فِضَّةٍ (دهر 5) را هیچیک از قراء اماله نداده اند .
    و همچنین هشام، الف بعد از عین را با اماله عین در وَلا اَنتُم عابِدُونَ در دو موضع، وَلا اَنَا عابِدٌ (هر سه در کافرون) به اماله روایت کرده است . ولی در نَحنُ لَهُ عابِدُونَ (بقره 138) هیچیک از قراء اماله ندادند .
    ابن عامر در حروف مقطعه به اماله راء در الر ـ المر و اماله راء در الر ـ المر و اماله ی فقط در کهیعص، و ابن ذکوان اماله حا را در حم روایت کرده است . و ابن عامر کلمه مِجریها (هود) را به ضم میم و بدون اماله خوانده است .
    وقف بر مرسوم الخط
    ابن عامر (مثل ابن کثیر) کلمه یااَبَتَ (یوسف ـ مریم ـ صافات) را به فتح ت و در وقف به هـ خوانده است . و در سه موضع که اَیها بدون الف نوشته شده (زخرف ـ نور ـ رحمن ) در وصل به ضم هـ اَیهُ، خوانده، و در وقف به هـ وقف کرده است .

  5. #5



    یاءات اضافه (ضمیر متکلم)
    1 ـ در مواردی که بعد از یا، اضافه همزه قطع مفتوح آمده، ابن ذکوان اَرَهْطی اَعَزُّ عَلَیکُم (هود 92) را به فتح ی خوانده و هشام، یا قوم مالی اَدعوکُم (غافر 41) را به فتح ی خوانده است .
    ابن عامر ( مثل نافع ـ ابن کثیر ـ ابو عمرو) یاء لَعَلّی را که در شش موضع آمده، به فتح خوانده است (یوسف 46 ـ طه 9 ـ قصص 29 و 38 ـ مؤمنون 101 ـ غافر 36)
    2 ـ در مواردی که عبد از یاء اضافه همزه قطع مکسور آمده ، ابن عامر ما اَنَا بِباسِطٍ یدِی اِلَیکَ (مائده 30) را به سکون ی، و در فَلَمْ یزِِدْهُم دُعائی اِلّا فراراً (نوع ـ 6) مِلَّةَ ءابائِیَ اِبراهیمَ (یوسف 82) حُزْنِی اِلی اللهِ (یوسف 86) ما تَوفیقی اِلّا بالله (هود 88) به فتح ی خوانده است .
    3 ـ در مواردی که بعد از یاء اضافه همزه قطع مضموم آمده، هر دوازده مورد آنرا، ابن عامر به سکون ی خوانده است .
    4 ـ موقعی که بعد از یاء اضافه همزه وصل با لام تعریف آمده، ابن عامر در قل لِعِباِی الَّذینَ ءامَنُوا (ابراهیم 32) عَنْ ایاتِی الَّذینَ یتَکَبَّرُونَ (اعراف 146) را به سکون ی خوانده است .
    5 ـ در یاءات اضافه که بعدش یکی از حروف هجا غیر از همزه باشد، هشام کلمه بیتِیَ را (نوح 48 ـ بقره 124 ـ حج 24) را به فتح ی ولی ابن ذکوان به سکون ی خوانده است . وَلِی دینِ (کافرون) را نیز هشام به فتح، و ابن ذکوان به سکون ی خوانده است .
    ابن عامر یاء را در اِنَّ اَرْضی واسِعَةٌ (عنکبوت 56) وَ اَنَّ هذا صِراطیَ مُسْتَقِیماً (انعام 154) را به فتح ی و بقیه قراء به سکون آن قراءت کرده اند .
    ابن عامر یاءات اضافه در کلمه لی (ص 22 ـ ابراهیم 24 ـ طه 18 ـ ص 68) را به سکون ی خوانده است .
    و کلمه معی را در (اعراف 104 ـ توبه 84 ـ سه موضع کهف ـ انبیاء 24 ـ دو موضع شعرا ـ قصص 34) به سکون ی قراءت کرده است . ما لی لا اَریَ الهُدْهُدَ (نمل 20) را هشام به فتح ی، ابن ذکوان به سکون آن خوانده است .
    یاءات زوائد
    ابن عامر فماءایتنِ اللّهُ (نمل 37) را به حذف ی در هر حال (وقف وصل) خوانده است .
    هشام، در ثُمَّ کیدُونِ (اعراف 195) را در وقف و وصل به دو وجه (حذف ـ اثبات) ولی صحیح اثبات در هر حال است که از طریق الحرز بیان شده است .
    ابن عامر در فلا تَسْئَلْنی عَن شَیئٍ (کهف 69) که در مصاحف به ی نوشته شده، آنرا تَسْئَلَنّی (مثل نافع) خوانده، و همه قراء به اثبات ی در آن به هر حال خوانده اند ، فقط ابن ذکوان به دو وجه (اثبات ـ حذف) در هر حال خوانده است .
    ی در یا عِبادِ لا خَوْفٌ عَلیکُم (زخرف 68) را ابن عامر (مثل ابوعمرو ـ نافع) به اثبات ی ساکنه در وصل و وقف خوانده است .

  6. #6



    وقف هشام به روی همزه آخر کلمه
    کلیه قواعدی که در قراءت حمزة بن حبیب در وقف بر روی همزه ای که در آخر کلمه واقع شده بیان شد، برای هشام هم مقرر است، ولی او در وقف بر کلماتی که همزه در وسط دارند قواعد تسهیلی ندارد .
    1 ـ همزه ساکن ماقبل متحرک : وقتی در آخر کلمه واقع شود، چه به سکون لازم، مانند : اِقْرَأ ـ لَمْ ینَبَّأ ـ اِنْ یشَأ ـ نَبِّئ ـ هَِیئ ـ السَیئ، و چه به سکون عارض (یعنی برای وقف) مانند بَدَءَ ـ اَنْشَأَ ـ اَسْوَءَ ـ عَنِ النَّبَأِ ـ مِنْ حَمَأٍ ـ یبْدِئُ ـ ینْشِئُ ـ لُؤلُؤءً، در وقف بر آنها، قراءت هشام ابدال همزه به حرف مدی از جنس حرکت ماقبل آنست، یعنی همزه بعد از فتحه به الف و بعد ضمه به واو، و بعد از کسره به یاء تبدیل می شود .
    2 ـ همزه متحرک ماقبل ساکن : وقتی در آخر کلمه باشد، الف : اگر سکون روی حرف صحیح، و همزه بعد از آن در آخر کلمه باشد، مانند : الخبْءَ ـ المَرْءُ ـ مِلْءُ ـ دِفْءٌ .
    ب ـ ساکن ماقبل همزه متحرک حرف لین، و همزه بعد از آن در آخر کلمه، مانند ظَنَّ السَّوءِ ـ شَییءٌ .
    ج : ساکن ماقبل همزه متحرک، دو حرف از حروف مدی (واو ـ یاء) و همزه در آخر کلمه باشد، مثل : اَنْ تَبوُءَ ـ لَتَنُوءُ ـ سئَ ـ و َجئَ . حکم وقف از نظر هشام به این سه قسم، که سکون روی حرف صحیح، یا لین . و یا دو حرف از حروف مدی بوده، و همزه متحرک بعد از این سکون در آخر کلمه باشد، نقل و حذف است، یعنی حرکت همزه به ماقبل نقل شده و همزه خود حذف می شود .
    تبصره : از سه قسم ذکر شده، در کلماتی مثل : مِلءُ ـ دِفءٌ ـ ظَنَّ السَّوءِ ـ لَتَنُوءُ که حرف ساکن به حرکت همزه محذوفه متحرک شده، در آخر کلمه واقع می شود و برای وقف بایست ساکن گردد، چون این سکون عارضی است که در وقف حاصل شده، و غیر از سکون اصلی قبل است که در وصل هم موجود بوده، به اینجهت جایز است بر این سکون در وقف، روم و اشمام وقتی حرکت همزه محذوفه ضمه بوده، و روم وقتی حرکت همزه کسره بوده است .
    د ـ حال اگر همزه متحرک، بعد از الف در آخر کلمه باشد، مثل : جاءَ ـ السِّفَهاءُ ـ اَلسَّماءُ ـ شاءَ ـ شُرَکاءُ، در وقف بر آنها به روایت هشام ابدال همزه به الف است، که با الف قبلی دو الف جمع می شود و جایز است حذف یکی برای خلاصی از اجتماع دو ساکن، و می توان هر دو الف را به حکم جایز بودن دو ساکن در یک کلمه در موقع وقف بر آن، باقی گذارد . بر مبنای حذف یکی از آنها اگر محذوف دومی باشد، جایز است مد و قصر (چون فقط حرف مدی قبل از همزه ایکه پس از ابدال حذف شده موجود است) و اگر هر دو الف را باقی گذارد، برای فصل بین دو الف، الف سومی میآورد، و مد آنرا به مقدار شش حرکت ادا می کند (بر حسب مقدار هر الف دو حرکت است)
    تبصره : علمای قراءت توسط را هم بر قیاس سکون عارضی برای وقف جایز دانسته، و سه وجه در موقع ابدال همزه ذکر کرده اند : قصر توسط و مد .
    هـ واو و یاء زائده قبل از همزه متحرک ـ مثال همزه آخر کلمه بعد از واو زائده قُرُوءٍ و بعد از یاء زائده . بَریءٌ ـ النَّسیءُ . حکم وقف هشام بر چنین کلماتی اینست، که همزه را تبدیل به حرفی از جنس ماقبل نموده، و سپس در هم ادغام کرده، و بر سکون تشدید حاصله از ادغام آن، جایز است دخول روم، وقتی حرکت همزه مبدله مکسور یا مضموم بوده و اشمام وقتی مضموم بوده باشد .
    تبصره : در واء و یاء ساکن اصلی، مثل : السُّوءُ ـ شیءٌ ـ تَبُوءَ ـ لَتَنُوءُ ـ سیءَ ـ وَجیءَ (مانند واو و یاء ساکن زائد) همزه واقع بعد از واو اصلی را تبدیل به واو، و همزه واقع بعد از یاء اصلی را تبدیل به یاء، و در واو و یاء قبلی که اصلی هستند، ادغام نموده اند . پس برای همزه واقع بعد از واو و یاء ساکن اصلی، دو وجه مقرر می شود : 1 ـ نقل حرکت همزه به ماقبل و حذف آن 2 ـ ابدال همزه به حرف ماقبل، و ادغام ماقبل در آن، و بر سکون تشدید حاصله در آخر کلمه جایز است دخول روم و اشمام طبق قاعده .
    تبصره : بعضی اهل اداء، برای همزه متحرک آخر کلمه که جهت وقف ساکن شده، وقتی بعد از حرف متحرک واقع شده، یا همزه متحرک آخر کلمه که بعد از الف واقع شده، غیر از وجه ابدال که شرح آن گذشت . وجه تسهیل بین بین به روم را باشد . ( وقف به تسهیل بین بین بدون روم، مثل وقف به حرکت است که صحیح نیست ) .
    برای رهایی از التقاء ساکنین
    وقتی آخر کلمه ای ساکن، و اول کلمه بعدی همزه وصلی باشد که در ابتداء به آن مضموم خوانده می شود ابن عامر، مانند (کسائی، نافع، ابن کثیر، ابو جعفر، خلف) ساکن اول را با ضم به ساکن دوم وصل می کند مثل : قُلُ ادْعُوا ـ اَوُ انْقُص ـ قالَتُ اخْرُج ـ قُلُ انْظُروا ـ اَنُ اعْبدُِواللهَ ـ مَحظُورَنُ انْظُرْ لَقَدُ استُهزِئَ .

موضوعات مشابه

  1. زندگى مصون از شيطان‏
    توسط ملکوت در تالار جن و شیطان
    پاسخ: 4
    آخرين نوشته: 1391/05/01, 06:00 بعد از ظهر
  2. اصول و مباني ترجمه قران كريم
    توسط hoda در تالار اصول و مبانی
    پاسخ: 6
    آخرين نوشته: 1389/12/10, 08:56 قبل از ظهر
  3. ۞اصول قراءت خلف العاشر۞
    توسط quranic در تالار آموزش علوم قرآن
    پاسخ: 14
    آخرين نوشته: 1389/09/20, 06:37 بعد از ظهر
  4. ۞اصول قراءت ابو جعفر۞
    توسط quranic در تالار آموزش علوم قرآن
    پاسخ: 12
    آخرين نوشته: 1389/09/16, 09:33 قبل از ظهر
  5. ۞اصول قرائات همزه۞
    توسط quranic در تالار آموزش علوم قرآن
    پاسخ: 8
    آخرين نوشته: 1389/09/15, 06:25 بعد از ظهر

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •