تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3
  1. #1

    ۞اصول قراءت کسائی۞





    امام القراءة ابو الحسن علی بن حمزة بن عبدالله الاسدی معروف به کسائی (119 ـ 189 هـ ق ) سومین قراء از کوفه، قراءت خود را از حمزه بن حبیب و محمد بن ابی لیلی اخذ کرده، و در دوره خلافت هارون الرشید می زیسته، و معلم امین و مأمون فرزندان او بوده، و بعد از حمزه ریاست اقراء کوفه را داشته است، او در فقه و عربی و قرآن ید طولائی داشت، و بعضی از مورخین او را شیعه شمرده اند .
    راویان او : 1 ـ ابو الحارث عیسی بن وردان مدنی ( م ـ 260 هـ ق ) 2 ـ ابو عمر حفص بن عمر بن عبدالعزیز الدوری بغدادی معروف به الدوری که راوی ابو عمرو هم می باشد ( م 246 هـ ق ) که این دو بدون واسطه از کسائی روایت کرده اند .
    بسمله
    در وصل تمام سوره ها (جز توبه) بسم الله را خوانده است .
    در ضمائر
    در وصل کلماتی مانند : عَلَیهُمُ القَولَ ـ اِلیهمُ اثنین قُلُوبِهُمُ العِجلَ ـ قَتلهُمُ الاَنبیاءَ که ماقبل ضمیر مکسور، یا یاء ساکنه باشد، به ضم هـ و م و در وقف بر آنها به کسر هـ و سکون م خوانده است .
    در هاء کنایه :
    یتَّقهِ (نور) به کسر ق و هـ با اشباع آن یتَقّهِی و فَاَلقِه (نمل) را بکسر هـ با صله فَاَلقِهی، ولی در وقف، هر دو را به سکون هـ خوانده است . کلمه یرضَهُ (زمر) را با اشباع ضمه هـ یرضَهُو و اَرجِه (اعراف ـ شعرا) را به کسر هـ با اشباع آن، اَرجِهی و در وقف به سکون هـ، و فِیهِ مُهاناً (فرقان) را به قصر هـ، وَ ما اَنسانیهَ (کهف) و علیهَ اللهَ (فتح) را به کسر هـ در هر دو خوانده است .
    کسائی، هاء ضمیر هو ـ هی را وقتی بعد از (واو ـ فاء ـ ل ) واقع شوند، به سکون خوانده است، مثل : وَ هْوَ ـ و َهْی ـ لَهْیَ ـ لَهْوَ ـ فَهْیَ ـ فَهْوَ . و در ثُمَّ هوَ (قصص) هم چنین کرده است .
    هرگاه ماقبل افعالی که همزه وصل در ابتدای آنها به ضم خوانده می شود، حرف ساکنی باشد . مثل : فَمَنْ اضْطُرَّ . کسائی برای رفع التقاء ساکنین، ساکن ماقبل را به ضم خوانده است، مثل : فَمَنُ اضطُرَّ ـ اَنُ اعبُدَّالله ـ اَوُ ادْعُوا ـ فَتیلانُ انْظُر .
    مد :
    مد متصل و منفصل را به توسط کشیده است، و در سایر مدها هم مثل حفص عمل کرده است .


  2. #2



    همزه ها :
    اَئِنَّکُم لَتَأتُونَ ـ اَئِنَّ لَنا (اعراف) ءَامَنتُم (اعراف ـ طه ـ شعرا) ءَاَعجَمیٌ (فصلت) تمامی را با دو همزه به استفهام و تحقیق هر دو خوانده است . یضاهُون (توبه) را به ضم هـ بدون همزه، و ترجی (احزاب) را به کسر ی بدون همزه خوانده است .
    لفظ استفهام که در 11 موضع از 9 سوره قرآن کریم تکرار شده، کسائی باستفهام در لفظ اول و اخبار (بدون همزه استفهام ـ اِنّا) در لفظ دوم خوانده و در موضع عنکبوت (28 ـ 29) هر دو را باستفهام، و در موضع نمل باستفهام در اول و با افزودن ن بدون همزه استفهام اِنَّنا در دومی خوانده است .
    کلمه الذیب را هر جا آمده و یاجوج و ماجوج (کهف ـ انبیا) و مُوصَدَة (بلد ـ همزه) به ابدال همزه به حرف مدی مجانس حرکت ماقبل خوانده است .
    فعل امر مشتق از سؤال مانند : فَسْئَلْ ـ فَسْئَلوُهُنَ ـ وَ اسئَلُو اللهَ را در هر حال با حذف همزه عین الفعل : فَسَلْ ـ فَسَلُوهُنَّ ـ وَ سَلُوا اللهَ خوانده است .
    فعل اَرَاَیتَ را نیز در هر حال با حذف همزه دوم آن اَرَیتَکَ ـ اَرَیتُم ـ اَفَرَیتَ تلاوت کرده است .
    در چهار موردی که حفص با سکت خوانده، عوجاً قیماً (کهف) مرقدنا هذا (یس) من راق (قیامه) بل ران (تطفیف) به ادغام و بدون سکت خوانده است .
    ادغامات :
    الف : ذال اذ را فقط در پنج حرف (ت ـ د ـ ز ـ س ـ ص ) ادغام کرده است . اِذ تَّخلُقُ ـ اِذ صَّرَفنا . همچنین، ذال ساکنه رادر ت، مثل عُذْتُّ (غافر ـ دخان ) فَنَبَذْتُّها (طه) وَ اتَّخَذتُّم و بقیه صیغ آن ادغام نموده است .
    ب : دال قد را در هشت حرف (ج ـ ذ ـ ز ـ س ـ ش ـ ص ـ ض ـ ظ) ادغام نموده، و دال ساکنه را در ث ـ یرِِد ثَّوابَ الدُّنیا (در موضع آل عمران) و دال ملفوظ از صاد را در کهیعص ذِکرُ (مریم) به ادغام خوانده است .
    ج : تاء تأنیث را در شش حرف (ث ـ ج ـ ز ـ س ـ ص ـ ظ )ادغام نموده: کَذَّبَتْ ثَّمودُ ـ نَضِجَتْ جُّلُودُهُمْ ـ خَبَتْ زِّدْناهُمْ .
    د :و لام بل، هل را در تمامی حروف هشت گانه ( ت ـ ث ـ ز ـ س ـ ض ـ ط ـ ظ ـ ن ) ادغام کرده است، و اَمْ هَلْ تَسْتَوی (رعد) را چون مثل حمزه به یاء مغایب خوانده، موردی برای ادغام ندارد .
    هـ: ب را در ف (مثل خلاد) که در پنج موضع قرآن نزد م قرار گرفته اند : اِنْ تَعْجَبْ فَّعجَبٌ (رعد) اِذْهَبْ فَّمَن (اسرا) فَاذْهَبْ فَّانَّ لَکَ (طه) مَن لَم یتُبْ فَّاوُلئِکَ _حجرات) یغْلِبْ فَسَوْفَ (نساء) و همچنین ف را در ب اِنْ نَّشَاء نَخْسِفْ بِّهُمُ الاَرضَ (سبا) ادغام نموده است .
    و به روایت ابوالحارث از کسائی ل ساکنه را در ذ شش موضع قرآن کریم به ادغام است: مَنْ یَّفْعَل ذّلِکَ (بقره) مَنْ یَّفْعَلْ ذّلِکَ یلق اثاماً (فرقان) و در بقیه مواضع واقعه در (آل عمران؛دو موضع ـ نساء ـ منافقین) . و به روایت الدوری و بقیه قراء به اظهار در هر شش موضع.
    ز : کسائی ث را در ت اُورِثتُّمُوها (اعراف ـ زخرف) لَبثتُّمْ ـ لَبِثْتَّ و سایر صیغ آن و همچنین یلْهَثْ ذّالِکَ (اعراف) وَ ارْکَبْ مَّعَنا (هود) وَ یعَذِّب مَّنْ یشاء (بقره) را که به سکون ب خوانده، ادغام نموده است .
    در حروف مقطعه : ن یس را در وَ القران و نون را در وَ القلم و نون طسم (شعرا ـ قصص) را در میم، ادغام کرده، و ن طس را نزد ت تَلِکَ (نمل) به اخفاء خوانده است .
    اشمام
    کسائی اشمام حرکت به حرکت را درافعال قیلَ (هرجا باشد) غیضَ (هود) وَجئَ (زمر ـ فجر) حیلَ (سبا) سیقَ (زمر ـ دو موضع) سیئَ (هود ـ عنکبوت ) سیئَت (ملک) اجرا نموده است و طریقه انجام این اشمام چنین است، که کسره اول را به جزئی از ضمه، و بعد کسره ترکیب کنیم . که جزء ضمه کم و مقدم، و جزء کسره زیادتر و بعد از آن بیاید . تبصره : این اشمام فقط در افعال است و رد قیلهِ (زخرف) و قیلاً (نساء ـ واقعه ـ مزمل) که اسم هستند اشمام نیست .
    و در اشمام حرف به حرف
    (مانند حمزه) تمام صادهای ساکن که قبل از دال واقع شده اند، اشمام به ز کرده، مثل : مَنْ اَصْدَقُ ـ تَصْدِیةً ـ فَاصْدَعْ و امثال آن . و طریقه انجام آن اینست که صدای ص با ز چنان مخلوط شود، که حرف دیگری متولد گردد که نه صاد و نه ز خالص باشد ولی بایستی صدای ص غالب بر ز باشد .
    فتح و اماله :
    کسائی کلیه الفات منقلبه از یاء را در اسم یا در فعل در هر حال اماله کبری نموده، مثل : الهُدی ـ اَتی ـ سَعی ـ اِسْتَعلی . و الف منقلب از یاء در اسماء به تثنیه آن شناخته می شود : مَولی ـ مَولَیانِ ـ فَتی ـ فَتَیان . و در افعال وقتی اسناد به متکلم یا مخاطب داده شود، اگر یاء ظاهر شد . یائی است، مثل : رَمی ـ رَمَیتُ ـ اِشتَری ـ اِشترَیتُ ـ استَعلی ـ استَعلَیتَ و در این صورت اماله لازم می آید، و اگر واوی باشد، اماله جایز نیست . از آنها چند مورد که واوی است کسائی اماله کرده است : اَلعُلی ـ اَلقُوی ـ الضُّحی ـ دَحیها ـ طَحیها ـ تَلیها ـ اَلرِّبا و کلمات واوی وقتی از سه حرف بیشتر باشند، مانند : یرضی ـ اَدنی ـ مَرضی ـ تَزَکّی ـ زَکّیها ـ نَجّانا ـ اَنْجاهُ ـ یدْعی ـ یتْلی ـ اِعْتَدی ـ فَتَعالی داخل در اماله می شوند .
    و الفات تأنیث مقصوره مثلث الفاء (فَعلی ـ فِعلی ـ فُعلی) مثل : تَقوی ـ اَسری ـ اِحدی ـ ذِکری ـ قُربی ـ اُخری و آنچه بر وزن فُعالی و فَعالی آید، مثل : اُساری ـ کُسالی ـ یتامی ـ نَصاری اماله نموده است .
    و هر الفی که در رسم الخط مصاحف به یاء نوشته شده باشد مثل: مَتی ـ بَلی ـ یا اسَفی ـ عَسی ـ اَنّی (استفهامیه) اماله کرده است.
    تبصره : در پنج کلمه آن مثل بقیه قراء به فتح خوانده: لَدی ـ اِلی ـ حَتّی ـ عَلی ـ ما زَکی.
    اماله کلمات آخر آیات 11 سوره از قران کریم (طه ـ نجم ـ معارج ـ قیامه ـ نازعات ـ عبس ـ اعلی ـ شمس ـ لیل ـ ضحی ـ علق) را به هر تقدیر اگر واوی، یائی، اصلی، زائده، در اسماء یا افعال فرقی در اماله آنها نمی کند، و غرض یکسان بودن آنهاست .


  3. #3



    تبصره: اگر الف آنها، بدل از تنوین باشد، مثل : هَمْسَا ـ ضَنْکا ـ نَسْفا ـ عِلْما اماله نمی شوند .
    کسائی کلمه احیا را اماله می دهد و اگر این لفظ قرین به ( ف ـ و ـ ثم ) هم باشد نیز اماله داده است همچنین کلمه مَحْیاهُم (جاثیه) کلمات تُقْیةً و حَقَّ تُقاتِه (آل عمران) و هَدینی ـ هَدینِ و اَنسانیهِ ( کهف ) مَنْ عَصانی (ابراهیم) اَوْصینی ـ إتینِیَ الکِتابَ (مریم) إتینِیَ اللهُ (نمل) اماله از کسائی است .
    کلمات : ضُحیها (شمس ـ ذاریات) وَالضّحی ـ سَجی (ضحی) و مَثویکُم ـ مَثواهُم ـ مَثواهُ را کسائی اماله داده، و در مَثوای (یوسف) اماله به روایت الدوری است . در کلمه نَأبِجانِبِهْ (اسرا ـ فصلت ) کسائی الف بعد از همزه را با همزه اماله کرده است، و کلمه اِنیهُ (احزاب) الف و ن آنرا با هم و کِلاهُمَا (اسرا) الف بَلْ رانَ (تطفیف) کلمه التَّوریةَ (هرجا باشد) و کلمه رُؤیای (دو موضع یوسف) و کلمه مرضات اماله از کسائی است . کلمه خَطایا ـ خَطایاکُم ـ خَطایانا ـ خَطایاهُم (در همه قران) اماله الف بعد از ی کسائی است . کلمه رَءا هر جا قبل از متحرک باشد در هفت موضع آمده رَءا کَوکَباً (انعام) رَء اَیدیهِم (هود) و دیگر رَءاکَ (انبیاء) رَءاها (نمل ـ قصص) و غیره که قبل از ضمیر واقع شده اماله راء و همزه با هم قراءت کسائی است، و در وصل آن رَءَا الشَّمسَ ـ رَءَا القَمَر ـ رَءَا الَّذینَ (دو موضع نحل) و بقیه کسائی اماله ندارد .
    کسائی الف را در لفظ البَوارِ (ابراهیم) ـ القهّارِ (هر جا باشد) و الف متوسطه واقع بین دو راء که اولی مفتوح و دومی در آخر کلمه مکسور باشد، مثل : الْاَبْرار ـ مِنْ قَرارٍ ـ مِنَ الْاَشرارِ، والف هارٍ (توبه) اماله آنها از کسائی است .
    تبصره :
    الفی که به لحاظ کسره راء بعدش اماله یا تقلیل می شود، در وقف هم که راء ساکن می گردد، باز اماله یا تقلیل به قوت خود باقی است . ( در وقت به روم بر این کلمات، که ثلثی از حرکت کسره راء باقی می ماند بطریق اولی)
    در حروف مقطعه :
    راء درالمر ـ الر ـ و ها و یاء در کهیعص یاء در یس ـ طا و ها در طه ـ و طا در طسم و طس ـ حء در حم، اماله آنها از کسائی است .
    اما کلماتی که اماله آنها به روایت الدوری از کسائی است : کلمه الرُّءیا، مثل لِلُرّءیا تَعبُرُوُنَ ـ رُؤیاکَ (یوسف) قَد صَدَّقتَ الرُّءیا (صافات) رَسُولَهُ الرُّءیا (فتح) و بقیه ـ کلمات روءیاک (یوسف) و مَثوای (یوسف) مَحیای (انعام) ـ مِشکاةٍ (نور) هُدای (بقره ـ طه) لفظ کافِرینَ ـ جَبّارینَ (مائده ـ شعرا) وَ الجارِِِ (دو موضع نساء) را الدوری از کسائی اماله روایت کرده است .
    اماله الف اَنْصاری (آل عمران ـ صف) سارِعُوا (آل عمران) نُسارعُ (مؤمنون) یسارعون (هر جا باشد) اذانِهِم (الف بعد از ذال) إذانِنا (فصلت) طُغیانِهِم (هرجا باشد) بارِئُ (حشر) بارِئِکُمُ (بقره) از الدوری کسائی است .
    تبصره :
    الف یواری ـ فَاُواری (مائده) از الدوری به فتح و اماله روایت شده ولی اصح فتح است، مثل یواری (اعراف) که خلافی در فتح آن نیست .
    الف وسط کلمه که قبل از راء مکسور آخر کلمه واقع شده، الدوری کسائی اماله روایت کرده است، مثل : اَبْصارِِ ـ وَ الدّارِ ـ وَ الحِمارِِ ـ مِنَ الکفارِ، اگر چه به این کلمات ضمیر متصل شود، مثل اَبصارِهمِ ـ الی حِمارِکَ . در این قاعده راء مکسور بایستی در آخر کلمه باشد . پس در لاتُمارِ فیهم (کهف) که در اصل تُماری بوده و به علت لاء نهی ی حذف شده اماله نیست . ولی در اَلجَوارِ (شوری ـ رحمن ـ تکویر) که یاء از باب منقوص یا برای التقاء ساکنین حذف شده اماله آمده (اشارات الجلیه) .
    اماله، نزدیکی فتحه به کسره :
    کسائی تاء تأنیث، اگر مدور (ة) مثل رَحمَةً یا کشیده اِنَّ رَحمَتَ الله نوشته شده باشد، و همچنین بر کلماتی که لفظاً مؤنث آمده و مقصود دلالت بر تأنیث آن نبوده .
    مثل : کاشِفَةً ـ بَصیرَةً ـ هُمَزَة ـ لُمَزَة. همه را در هنگام وقف به هـ وقف نموده (در وصل به ت) و در موقع وقف، حروف قبل آنها را اماله می دهد ( نزدیکی فتحه به کسره ) به این شرح :
    از حروف هجائیه ده حرف ( حق ضغاط عص ـ خظا ) استثناء است . یعنی قبل از هاء تأنیث اماله نمی شود .
    و چهار حرف (اکهر) اگر ماقبل آن یاء ساکنه یا کسره باشد اماله می شوند .
    تبصره :
    اگر بین کسره و یکی از حروف چهارگانه (اکهر) حرف ساکن دیگری واقع شد، این حرف مانع اماله نمی شود، مثل لَعبِرَة ـ سِدرَة ـ وِجهَة (در فِطرَت چون ساکن قبل آن حرف استعلاست اختلاف است ) .
    و در پانزده حرف باقیمانده از مجموع حروف که قبل از تاء تأنیث واقع شده باشند، بدون هیچ قید وشرطی اماله آنها از کسائی قولی واحد است و آنها عبارتند از (فجثت زینب لذود شمس) .
    و قولی دیگر اماله همه حروف هجائیه قبل از تاء تأنیث است . مگر الف ماقبل هـ تأنیث که در آن اماله به هیچ وجه نیست، و قول اول ارجح است .
    وقف به مرسوم الخط
    کسائی تاء تأنیث را چه مدور و چه کشیده نوشته شده باشد به هـ وقف می کند . وقف بر ذات، ذاتَ بَهجَةٍ (نمل) هَیهاتَ (دو موضع مؤمنون) مَرضاتَ (بقره ـ نسا) ـ ( تحریم) لاتَ حینَ (ص) وَاللّاتَ (نجم) همه را به هـ وقف کرده، ولی مثل همه قراء، ذات را در ذاتَ بَینِکُم و ذاتَ الیمینَ و ذاتَ الشمال به ت وقف نموده، و کلمه یا اَبَت را به ت وقف کرده است .
    در وقف بر کلمات مالٍ (فرقان ـ کهف ـ نساء معارج) از کسائی به دو وجه : وقف بر ما یا وقف بر ل، و در وقف بر اَیهَ (زخرف ـ نور ـ رحمن) به الف اَیها وقف کرده، در وقف بر کلمات وَیکَأَنَّ وَیکَاَنَّهُ (قصص) کسائی روی ی وقف نموده و به قراءت او ابتدا به ک بعدش صحیح است . در اَیاً ما (اسراء) کسائی بر اَیا (ابدال تنوین) وقف کرده است .
    یاءات اضافه :
    بَیتی (بقره ـ حج ـ نوح) وَجْهی (آل عمران ـ انعام) یدی اَلیکَ و اُمّی اِلهَین (مائده) اَجْری اِلّا (یونس ـ هود ـ شعرا ـ سبا) یا عِبادی الَّذینَ (عنکبوت ـ زمر) قُل لِعِبادی الَّذینَ (ابراهیم) و مَعی (اعراف ـ توبه ـ کهف ـ انبیاء ـ شعرا ـ قصص ـ ملک) ما کانَ لی (ابراهیم ـ ص) لی فیها (طه) لی نَعجَةٌ (ص) لی دین (کافرون) به سکون ی خوانده است و عَهدی الظّالِمینَ (بقره) را به فتح ی در یاءات ـ یوم یأتِ (هود) ما کُنّا نَبغِ (کهف) باثبات ی در حال وصل خوانده و در فَما اتینِ اللهُ (نمل) را به حذف ی در حال وقف و وصل خوانده است .



موضوعات مشابه

  1. زندگى مصون از شيطان‏
    توسط ملکوت در تالار جن و شیطان
    پاسخ: 4
    آخرين نوشته: 1391/05/01, 06:00 بعد از ظهر
  2. ۞اصول قراءت خلف العاشر۞
    توسط quranic در تالار آموزش علوم قرآن
    پاسخ: 14
    آخرين نوشته: 1389/09/20, 06:37 بعد از ظهر
  3. ۞اصول قراءت ابو جعفر۞
    توسط quranic در تالار آموزش علوم قرآن
    پاسخ: 12
    آخرين نوشته: 1389/09/16, 09:33 قبل از ظهر
  4. ۞اصول قراءت ابوعمرو البصری۞
    توسط quranic در تالار آموزش علوم قرآن
    پاسخ: 9
    آخرين نوشته: 1389/09/15, 06:33 بعد از ظهر
  5. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 1389/06/31, 04:30 بعد از ظهر

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •