تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 11
  1. #1

    ۞اصول قراءت عاصم۞




    اصول قراءت عاصم
    امام القراءة عاصم بن بهدلة ابی النجود الاسدی ( م 127 هـ ق )
    از چهار نفر قراء کوفی عاصم مقام اول را دارد، او شیخ القراء کوفه بوده، و از نظر صوت قرآن نیز مقام والایی داشته . عاصم از تابعین بوده و محضر بیست و چهار نفر از صحابه را درک، و احادیث بسیاری روایت کرده است . جمعی از مترجمان احوال مانند صاحب اعیان الشیعه او را شیعی دانسته است .
    عاصم قراءت خود را از ابی عبدالرحمن السُّلمی، واو از حضرت امام علی بن ابیطالب (ع) اخذ نموده است، و چون سند قراءت او با یک واسطه به مولای متقیان علی (ع) می رسد، علما و فقهای شیعه قراءت او را بر دیگران ترجیح داده اند .
    دو راوی که قراءت را در نزد شخص عاصم فرا گرفته اند :
    1 ـ ابوبکر شعبة بن عیاش بن سالم کوفی ( 95 ـ 193 هـ ق ) .
    2 ـ ابوعمرو حفص بن سلیمان بن مغیره اسدی کوفی ( 90 ـ 180 هـ ق )
    شاطبی و اکثر مؤلفین شعبه را مقدم داشته اند . والدانی صاحب تیسیر، حفص را داناترین مردم به قراءت عاصم شناخته است . و چون رسم الخط قرآن کریم به روایت او از عاصم نوشته شده، دانستن اصول قراءة او مقدم بر دیگران ذکر می شود . و اصول قراءت قراء دیگر اگر با حفص اختلافی داشته بیان گردیده است .

  2. #2



    بسمله :
    عاصم مثل همه قراء در ابتدای قراءت از اول هر سوره بسم الله را خوانده، غیر از توبه که بدون بسم الله نازل شده، و اختلاف قراء هنگام ورود از سوره ای به سوره دیگر است، که عاصم هم مانند کسائی و ابن کثیر و ابوجعفر و نافع ( بروایت قالون ) برای فصل بین دو سوره آنرا خوانده است .
    ضمائر :
    کلمات عَلَیهِم ـ اِلَیهِم ـ لَدَیهِم ـ فیهِم ـ عَلَیهِما ـ عَلَیهِنَّ ـ فیهِنَّ و آنچه مانند اینهاست در هاء ضمیر جمع یا تثنیه که قبل از آنها یاء ساکنه یا کسره باشد، همچنین اگر یاء آنها حذف شده باشد مثل : اِن یأتِهِم فَاسْتَفْتِهِم ( عارض به جزم یا بناء ) عاصم به کسرهاء در وصل به ضم عَلَیهِمُ الّذِلَة ـ قُلُوبِهِمُ العِجْلَ ـ یوفِّیهِمُ الله خوانده است .
    و هاء ضمیر ماقبل ساکن که بعد آن متحرک باشد، مثل فیهِ هُدیً ـ عَقَلوُهُ وَهُم به قصر یعنی ترک صله خوانده، فقط حفص فیهِ مُهاناً را با صله و شعبه به ترک صله خوانده است . و وقتی بین دو متحرک واقع شود، حرکت آنرا با صله خوانده است، مانند : صاحِبُهُ ـ وَهُوَ ـ اَماتهُ فَاَقبَرهُ ـ یؤَدِِّهِ اِلیکَ، کلمه اَرْجِه ( اعراف ـ شعرا ) فَاَلقِه اِلیهِم ( نمل ) به سکون هاء و در یتَّقهِ ( نور ) به سکون ق و قصر هـ و روایت شعبه به کسر ق و سکون هـ یتَّقِه می باشد . و عاصم یرضَهُ لَکُم ( زمر ) را به قصر هاء ضمیر خوانده، و کلمات یؤَِدّه ( دو موضع آل عمران ) نُوَلّه و نُصْلِه ( نساء 115 ) نؤتِه ( دو موضع آل عمران 145 ) و ( یک موضع شوری 20 ) را به روایت شعبه، عاصم به سکون هاء ضمیر خوانده است .
    کلمه اَنسانِیهُ ( کهف 63 ) روایت حفص به ضم هاء و اختلاس آن است، و در کلمه عَلَیهُ اللهَ ( فتح 10 ) که مابعد هاء ضمیر ساکن است نیز روایت حفص به ضم هاء بدون اشباع، و در هر دو مورد روایت شعبه از عاصم، به کسر هاء ضمیر و اختلاس کسره آنست .

  3. #3



    همزه :
    قراءت عاصم جز در مواردی که ذیلاً بیان می شود به تحقیق همزه است. چه همزه مفرده یا مزدوج باشد. به روایت شعبه، عاصم همزه اول کلمه لُؤلُؤ و همزه کلمه مُؤصَدة را به ابدال خوانده است . و او بروایت حفص کلمات هُزُواً و کُفُواً را در هر حال به ابدال به واو، و به روایت شعبه دروصل یا وقف باهمزه خوانده است هُزءْاً و کُفْواً. کلمه رؤف( بر وزن فَعُول ) را عاصم به روایت حفص به اشباع ضمه، و به روایت شعبه رَءُف ( بروزن فَعُل ) خوانده است . کلمه بِئسَ الإسْمُ الفُسُوقُ ( حجرات 10 ) عاصم مثل همه قراء برای رهائی از التقاء ساکنین، به لام تعریف مکسور و حذف همزه وصل اسم بِئسَ لِسمُ الفُسُوقُقرائت کرده و برای ابتدا از کلمه الاسم به دو وجه: باهمزه وصل مفتوح ولام مکسور اَلِسمُ، یا ابتدا به لام مکسور لِسمُ .
    کلمه ءامَنتُم را که در سه سوره ( اعراف ـ طه ـ شعرا ) آمده، میدانیم که اصل آن با سه همزه ءَاَءمَنتُم بوده است، در قراءت تمامی قراء همزه سوم را بدل به الف ءَامَنتُم و این کلمه را به روایت حفص با حذف همزه اول امَنْتُمْ وبه روایت شعبه با تحقی دو همزه ءامَنْتُمْ خوانده شده . کلمه ءَاَعجَمِیٌ ( فصّلت ) را به روایت شعبه با دو همزه محققه، و به روایت حفص به تحقیق همزه اول و تسهیل دوم خوانده است .
    کلمه ءَاِنَّکُم لَتَأتون ( اعراف 80 ـ عنکبوت 27 ) و ءَاِنَّ لنَا لاَجراً ( اعراف ـ 113 ) و ءَاِنَّا لَمُغرَمُونَ ( واقعه 66 ) وَءَاَنْ کانَ ذامالٍ ( قلم ـ 14 ) به روایت حفص با یک همزه، و به روایت شعبه با اضافه کردن همزه استفهام و تحقیق هر دو همزه خوانده است .
    به روایت شعبه کلمه مُرجَئُون ( توبه ـ 106 ) و تُرجِیءُ ( احزاب 51 ) باضافه همزه مضمومه بعد از ج، و حفص بدون همزه در آنها خوانده است مُرْجَوْنَ ـ تُرْجی . و کلمه بئیسٍ ( اعراف 165 ) را شعبه بخلف عنه بَیئَسٍ، وَجاءَنا ( زخرف 37 ) را جاءَنا و همزه قطع اَلْسّاعَةُ اَدْخِلوا ( غافر 45 ) را به همزه وصل و در ابتداء به ضم همزه خوانده است .
    وقتی همزه وصل بین همزه استفهام و لام تعریف واقع شود، و این در شش موضع از قرآن کریم دیده می شود : ءالذکرین ( دو موضع انعام 143 ـ 144 ) ءآلئنَ ( دو موضع یونس 51 ـ 91 ) ءاللهُ ( یونس 59، نمل 59 ) در این سه کلمه همزه وصل در لفظ و کتابت حذف نگشته، و برای اداء آن تمامی قراء دو وجه را جایز می دانند : 1 ـ تسهیل همزه دوّم ـ 2 ـ ابدال آن به الف با اشباع مد لازم پدید آمده برای فصل بین دو ساکن . ( وجه ابدال ارجح است ) و عاصم هیچگاه الف فصل بین دوهمزه داخل نکرده است .
    عاصم کلمات ضیزی ( نجم 22 ) بادِیَ ( هود ) و ضیاء هر جا باشد، وَالبَرِیةِ ( دو موضع بینه ) را به ابدال همزه به یاء خوانده . و کلمه اَلنَّبِیّْ وَالنَّبُوَّة و بقیه مشتقات آنرا به ابدال و ادغام خوانده است .
    و در کلماتی که نقل و حذف یا سکت در سکون قبل از همزه به قراءت قراء دیگر صحیح است عاصم به آن عمل نکرده است .

  4. #4

    سکت :





    روایت حفص از عاصم از طریق شاطبیه سکت در چهار موضع از ایات آمده، و آنها عبارتند از 1 ـ عِوَجاً قیماً ( کهف 1 ) 2 ـ مرقدنا هذا ( یس : 5 ) من راق ( قیامت 21 ) بلّ ران ( مطففین13 ) . ولی شعبه در هر چهار مورد فوق بدون سکت، بهادغام ن من و ل بل در راء بعد خوانده است . و 9 مورد هاء، سکت که در کتابت قرآن نشانه آن سکونی است که روی آن گذارده شد، عاصم در حال وصل یا وقف آنرا خوانده است .


  5. #5

    مد :





    در طریق شاطبیه برای عاصم مقدار کشش را در مدهای متصل و منفصل توسط ( چهار حرکت ) قید شده است . و در طیبة النشر، در منفصل آن روایت شعبه به توسط و فوق توسط و روایت حفص بر سه وجه ـ قصر ـ توسط ـ فوق توسط برای عاصم وارد شده است، و مقدار کشش در مدهای لازم نزد عاصم مثل سایر قراء ، شش حرکت است، و مقدار کشش در مد عارض به سکون را عاصم مثل همه قراء به سه وجه خوانده است : قصر، ( توجه باصل ) توسط، ( به سبب سکون موجود ) اشباع، ( بدون توجه به عارضی بودن سکون ) .
    مدلین :
    وقتی سکون روی حرفی پس از حرف لین برای وقف بیاید، مقدار کشش آن سه وجه : قصر و توسط، طول است، و در حرف مقطعه عین ( مریم ـ شوری ) از نظر شاطبیه برای عاصم دو وجه : توسط و اشباع صحیح است، و در طریق شاطبیه برای همه قراء سه وجه مذکور صحیح است .


  6. #6



    ادغامات :
    عاصم ادغام کبیر بطور کلی ندارد، مگر در کلمات مَدَّ ـ تَأمُرُونَنی ـ مَکَّنّی ـ دابَّة که در اصل مَدَدَ ـ تأمُرُونَنی ـ مَکّنِنی ـ دابِبَة بوده اند، و طبق قواعد صرفی برای آسانی در تلفظ ادغام کبیر انجام گرفته است . و در مالک لاتأمَنّا ( یوسف ) عاصم به ادغام با اشمام خوانده .
    عاصم به ادغام متماثلین و متجانسین ـ طبق قاعده و طریقه قراء دیگر عمل کرده ولی در ادغام متقاربین ممسک بوده، فقط در چند مورد عمل کرده :
    1 ـ ادغام ذال ساکنی که بعد از خ قرار گرفته در تاء، اَخَذتُم ـ لَتَّخَذتَ که آنرا عاصم به روایت حفص به اظهار و به روایت شعبه به ادغام خوانده است .
    2 ـ حرف لام ساکن در راء که عاصم، مانند همه قراء به ادغام خوانده است، مثل قُلْ رَبّی ـ بَلْ رَّفَعَهُ اللهُ و در بَلْ رَانَ ( مطففین 13 ) شعبه به ادغام و روایت حفص به اظهار با سکت ( طریق شاطبیه ) . و از طریق طیبة النشر به دو وجه : ادغام و اظهار با سکت ذکر شده است .
    در طریق شاطبیه، حفص نون را در واو یس و القرآن، و ن و القلم ادغام نکرده ولی نزد شبعه ادغام آنها صحیح است، ولی در طریق طیبة النشر قراءت عاصم دو وجه اظهار و ادغام نقل شده است .
    عاصم یلهَثْ ذلکَ ( اعراف 176 ) وَاِرْکَب مَعَنا ( هود 42 ) و نون را در م طسم ادغام کرده است .
    عاصم نون ساکنه و تنوین را نزد شش حرف حلقی اظهار نموده است، و در دو حرف ( ل ـ ر ) بلاغنه ادغام کرده و در چهار حرف دیگر ( یمون) ادغام با غنه نموده است، ولی اگر نون ساکنه با یاء یا واو، در کلمه واحده قرار گیرد ؛ مثل دنیا ـ بنیان ـ صنوان ـ قنوان به اظهار خوانده است . و نون ساکنه و تنوین را در نزد ب قلب به م و با غنه و اخفاء قراءت کرده است، و در ما بقی حروف به اخفاء با غنه خوانده است .

  7. #7



    میم جمع :
    عاصم میم جمعی را به سکون خوانده، مثل عَلَیهِم غَیرِِ ـ عَلَیکُمْ اَنْفُسَکُمْ در وصل یا وقف . و در وصل آن اگر بعد از میم جمعی ساکن باشد، آنرا بدون صله به ضم خوانده، عَلَیکُمُ الصّیامَ ـ مِنْهُمُ الَّذِینَ و هر گاه، به ضمیر قرین شده صله واوی آورده ( مثل همه قراء ) اَنُلْزِمُکُمُوها فَاتَّخَذْتُمُوهُم ـ فَاِذا دَخَلتُمُوهُ .
    اماله :
    عاصم به روایت حفص در تمام قرآن ( در هر دو طریق ) فقط کلمه مَجریها را در قال ارکَبُوا فیها بِسمِ الله مَجرِیها وَ مُرسیها ( هود 41 ) به اماله راء و الف بعد از آن خوانده و به روایت شعبه این کلمه مُجریها و بدون اماله یعنی به فتح خوانده است .
    به روایت شعبه عاصم در کلمات ذیل اماله کرده است و هیچیک از آنها به روایت حفص نیست .
    1 ـ کلمه اَدرَیکَ در سیزده موضع و کلمه اَدْریکُمْ ( یونس 16 )
    2 ـ در چهار کلمه رَمی ( انفال 17 ) اَعْمی ( اسراء 72 ) سُویً در وقف ( طه 58 ) و سُدیً در وقف ( قیامه 36 )
    3 ـ کلمه رانَ در بَل ران عَلی قُلُوبِهِم ( مطففین 14 ) به ا ماله راء و الف .
    4 ـ کلمه هارٍ در عَلی شَفا جرفٍ هارٍ ( توبه 109 ) به ا ماله الف .
    5 ـ کلمه نَئا در اَعرَضَ وَ نَئا بجانِبِهِ ( اسراء 83 ) به ا ماله الف بعد از همزه و همین کلمه در فصلت آیه 50 به فتح روایت شده .
    6 ـ کلمه رَءا در هفت موضع ( انعام 76 ـ هود 70 ـ یوسف 24 و 28 ـ طه 10 ـ نجم 11 ـ 18 ) و کلمه رَءاکَ ( انبیاء 36 ) . رَءاها ( نمل 10 )، رَءاهُ ( قصص 31 ) در تمام موارد یاد شده اماله راء و همزه با هم، و در کلمات رَءَا القَمَرَ ـ رَءَا الشَّمسَ ( انعام 77 و 78 ) رَءَالّذِینَ ظَلَمِوا ـ رَءَالّذینَ اَشرَکُوا ( نحل 85 و 86 ) رَءَا المُجرمُونَ ( کهف 53 ) رَءَا المُومِنُونَ ( احزاب 22 ) به هنگام وصل کلمه رَءَا به مابعد به اماله راء فقط .
    تبصره : کلمه بَلی در هر جای قرآن برای عاصم تنها به فتح است، ولی در طیبة النشر روایت شعبه به دو وجه صحیح ذکر شده .
    7 ـ در حروف مقطعه قرآن، اماله حرف راء از الر ( یونس ـ هود ـ یوسف ـ ابراهیم ـ حجر ) و المر ( رعد )، اماله هاء و یاء از کهیعص ( مریم )، اماله حروف طاءِ و هاء از ( طه )، اماله یاء از یس، اماله طاء از طسم ( شعرا ـ قصص ) و از طس ( نمل )
    اماله حاء از حم ( مؤمن ـ فصلت ـ شوری ـ زخرف ـ دخان ـ جاثیه - احقاف ) .

  8. #8



    تَرقیق و تفخیم :
    تفخیم و ترقیق نام کیفیتی است که در نتیجه بلندی طلبی حروف مفخمه و مستعلیه یا پستی طلبی حروف مرققه، مستفله به وجود می آید . کل حروف هجا از این نظر بر سه قسمند :
    قسم اول هفت حرف استعلاء : ( طاء ـ ضاد ـ صاد ـ طاء ـ قاف ـ غین ـ خاء ) که در تمامی حالات تفخیم می شوند . و به لحاظ نوع حرکت و قوت تفخیم با یکدیگر متفاوتند .
    قسم دوم حروف مستفله : بقیه حروف، در تمامی حالات متحرک به هر حرکت که باشند، ترفیق می گردند، فقط حرف الف و لام لفظ جلاله و راء از این تقسیم بیرون و تابع قواعد خود هستند .
    قسم سوم : الف ماقبل مفتوح، لام لفظ جلاله، حرف راء است که گاهی تفخیم، و گاهی ترقیق می شوند .


  9. #9



    در راءات :
    راء به سبب محل اداء آن و برتری صفات و قوت آن بر ضعف، تفخیم برایش اصل و ترقیق عارضی آن محسوب می شود .
    راء در اصل مفخم، و به لحاظ سه عامل : کسره، یاء و اماله موجب ترقیق آن فراهم می شود .
    راء اگر مفتوح یا مضموم باشد تفخیم میشود، چه در اول کلمه ( رَبَّنا ـ رُعْباً ) چه در وسط کلمه ( تَمْرَحُونَ ـ تَعرُجُ ) چه در آخر کلمه ( نَظَرَ ـ یشْکُرُ ) و در چهار مورد ترقیق می شود :
    الف ـ راء خود مکسور باشد، رِِزْقاً ـ قَرِیبٌ ـ وَالوَترِِ ـ ذَرِِالّذِینَ ـ تَحْرِِصُ .
    ب ـ راء ساکن، ماقبل مکسور ( به کسره لازم ) فِرْعُونَ ـ مِریةً ـ اُحْصِرِتُمْ . و در دو مورد، یکی آنکه راء ساکن ماقبل مکسور، قبل از حرف استعلا در یک کلمه قرار گیرد، فِرْقَةٍ ـ اِرصاداً . دوم آنکه کسره ماقبل راء ذاتی نبوده و عَرَضی و متصل بدان باشد، اِرتَدوا ـ اِرکَعُوا ـ اِرجعوا ( هنگام ابتداء به آنها ) اَلّذی ارْتَضی ـ رَبِّ ارْجِعُونِ که کسره آنها اصلی ولی در دو کلمه قرار گرفته اند . اَمِ ارْتابُوا ـ لِمَنِ ارِْتَضی ـ اِنِ ارْتَبْتُم، که کسره ماقبل عارضی و هم منفصل است، در تمام موارد یاد شده راء تفخیم می شود.
    ج ـ در وقف بر رائی که ماقبل آن مکسور باشد، سِحْر ـ ذِکْر ـ شِعْر، در این حالت اگر ساکن ماقبل حرف استعلا باشد، مثل : مِصْر ـ قِطْر، دو وجه ترقیق و تفخیم جایز است، در مِصر تفخیم و در قِطر ترقیق اولی است .
    د ـ راء ساکنی که ماقبلش یاء مدی باشد ف مانند بصیر ـ نَذیر ـ خبیر ـ در وقف ترقیق می شود همچنین اگر ماقبل راء ساکن حرف لین و ماقبلش حرف استعلای مفتوح باشد، تغییری در ترقیق راء نمی دهد . خَیر ـ غَیر .
    در لامات :
    حرف لام در اصل مرقق است، و مورد تغلیظ آن نزد عاصم و همه قراء در لفظ جلاله (الله) است در صورتی که ماقبل آن مفتوح یا مضموم باشد . ( عَلَی اللهِ ـ عَبْدُاللهِ و اگر ماقبل آن مکسور باشد ازترقیق جدا نیست .

  10. #10



    یائات اضافه :
    1 ـ عاصم تمام یاءات اضافه که بعدش همزه قطع مفتوح باشد مثل اِنّی اَعْلَمُ ـ اِنّی اَخافُ ـ إِنّی اَری، به سکون ی خوانده .
    تبصره : از این دسته فقط در معی اَبَداً ( توبه 83 ) مَعی اَوْ رَحِمْنا ( ملک 28 ) شعبه به سکون ی، و حفص به فتح آن خوانده .
    2 ـ یاء اضافه که بعد آن همزه قطع مکسور آمده : مثل دُعانی الا فراراً ـ مِلّةَ ابائی تمامی را عاصم به سکون ی خوانده است، و لکن در یازده مورد حفص به فتح ی و شعبه به سکون آن از عاصم روایت کرده اند، آنها عبارتند از یدی اِلیک ـ اُمّی الهَین ( مائده 28 ـ 116 ) اَجری اِلّا ( 9 موضع : یونس 72 ـ هود 29 ـ 51 ـ سبأ 48 ـ پنج موضع شعرا )
    3 ـ یاء اضافه که بعدش همزه قطع مضموم باشد : عاصم تمامی را به سکون ی خوانده مثل : اِنّی اُعیذها إنّی اُریدُ .
    4 ـ یاء اضافه که بعدش همزه وصل با لام تعریف آمده : تمام آنها را عاصم به فتح ی خوانده مثل : رَبّی الّذی ـ فقط در عَهدی الظّالمینَ ( بقره ) که حفص به سکون، شعبه فتح ی خوانده اند .
    5 ـ یاء اضافه که بعدش حمزه وصل بدون لام تعریف آمده : در هفت موضع قرار دارد در این قسم فقط در موضع مِنْ بَعدی اسْمُهُ اَحمَدٌ ( سوره صف ) روایت شعبه از عاصم به فتح و حفص به سکون ی است، بقیه مواضع قراءت عاصم به سکون ی می باشد . مثل : اَخی اشْدُد ( طه 30 ) اِنّی اصْطَفیتُکَ ( اعراف 144 ) لِنَفْسی اذْهَبْ ـ فی ذِکری اذْهَبا ( طه 41 ـ 42)
    6 ـ یاء اضافه که بعد آن حرف دیگری باشد : قراءت عاصم به فتح ی است، مگر در چهارکلمه که از عاصم باختلاف روایت شده و آنها :
    1 ـ کلمه بَیْتی : در بَیتیَ لِلطّائفینَ ( بقره 125 ـ حج 26 ) بَیتِیَ مُؤمِناً ( نوح 28 ) که شعبه به سکون ی و حفص به فتح آن روایت کرده اند .
    2 ـ کلمه وَجهی : در وَجْهِیَ لله ( آل عمران 20 ) وَجْهِیَ لِلَّذی ( انعام 79 ) که شعبه به سکون، و حفص به فتح ی ذکر کرده اند .
    3 ـ کلمه مَعی : در یازده موضع : مَعی بَنی اِسْرائیلَ ( اعراف 105 ) مَعی اَبَداً ... مَعی عَدُوّاً _ توبه 83 ) مَعی صَبْراً ( کهف 65 ـ 72 ـ 75 ) مَن مَعِیَ ( انبیا 24 ـ شعرا 118 ) مَعِیَ رَبّی ( شعرا 9 ) مَعِیَ رَدءاً ( قصص 34 ) مَنْ مَعِیَ اَوْ ( ملک 28 ) که تمامی را حفص به فتح و شعبه به سکون از عاصم روایت کرده اند .
    4 ـ کلمه لی : در پنج موضع : ما کانَ لی عَلَیکُم ( ابراهیم 22 ) و َلِیَ فیها ( طه 18 ) ولی نَعْجَةٌ ـ لِیَ مِنْ عِلْمٍ ( ص 23 ـ 69 ) وَلِیَ دینِ ( کافرون 6 ) این پنج مورد را نیز شعبه به سکون، و حفص به فتح ی از عاصم روایت کرده اند .
    یاءات زوائد : در یا عِبادِ لا خَوفٌ عَلَیکُم ( زخرف 68 ) روایت شعبه به اثبات ی مفتوح در وصل، و به سکون آن در وقف است . و حفص حذف آن در هر حال، از عاصم روایت کرده اند . ودر یاءات زوائد که لام الفعل، افعال یا اسماء یا واقع شوند .
    مثل اَخَّرتَنِ ـ یؤتِینِ ـ المُنادِ ـ یأتِ ـ بِالوادِ و غیره قاعده کلی عاصم در تمام قرآن کریم حذف یاء زائد است، فقط در موضع فَما إتینِ یَ اللهُ خَیرٌ ( نمل 36 ) به روایت شعبه به حذف یاء در وصل و وقف، و به روایت حفص به اثبات یاء مفتوح در حالت وصلی، و به اثبات یاء ساکن، یا حذف آن در حالت وقفی است .

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. زندگى مصون از شيطان‏
    توسط ملکوت در تالار جن و شیطان
    پاسخ: 4
    آخرين نوشته: 1391/05/01, 06:00 بعد از ظهر
  2. اصول و مباني ترجمه قران كريم
    توسط hoda در تالار اصول و مبانی
    پاسخ: 6
    آخرين نوشته: 1389/12/10, 08:56 قبل از ظهر
  3. ۞اصول قراءت خلف العاشر۞
    توسط quranic در تالار آموزش علوم قرآن
    پاسخ: 14
    آخرين نوشته: 1389/09/20, 06:37 بعد از ظهر
  4. ۞اصول قراءت ابو جعفر۞
    توسط quranic در تالار آموزش علوم قرآن
    پاسخ: 12
    آخرين نوشته: 1389/09/16, 09:33 قبل از ظهر
  5. ۞اصول قرائات همزه۞
    توسط quranic در تالار آموزش علوم قرآن
    پاسخ: 8
    آخرين نوشته: 1389/09/15, 06:25 بعد از ظهر

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •