واژه «نسخ» در لغت به معناي نوشتن چيزي از روي نوشته ديگر، تغيير دادن ، باطل کردن و از بين بردن آمده است.
اما نسخ در اصطلاحِ مسلمانان به معناي اين است كه خداوند حکمي از" احکام ثابت دين" را به دليل تمام شدن زمانِ آن حُكم، به وسيلة يك حُكم شرعي ديگر بردارد. دراين صورت، به حُكمِ برداشته شده «منسوخ» و به حكم جديد «ناسخ» و به اين كار «نَسخ» مي*گويند.
در بارة امكان و جواز و وقوع نسخِ در احكام دين، هيچ يك از مسلمانان اختلافي ندارند؛ امّا برخي از يهوديان و مسيحيان، نسخِ در دين را غير ممكن مي*دانند.
استدلال آنها اين است : نَسخِ حُكمي كه در سابق بوده ،با حِكمت و علم خداوند منافات دارد ،چون اگر حكم قبلي داري مصلحت است، حكمت خداوند مانع از اين مي*شود كه آن حكم نسخ شود . اگر حكم قبلي، داري مصلحت نيست، لازمه*اش اين است كه خداوند قبلاً جاهل بوده که اين حکم زماني مصلحت نخواهد داشت و الان علم پيدا كرده و چون خداوند حكيم و عالم است، پس نسخ امكان ندارد.
در پاسخ به اين استدلال مي*گوييم:
اوامر و نواهي الهي، تابع مصالح و مفاسدي است كه در افعال وجود دارد و خداوند كه عالم به همه چيز است ،به افعالي كه داراي مصلحت هستند، امر مي*كند و از افعالي كه داراي مفسده هستند، نهي مي*كند .
افعال از لحاظ مصلحت و مفسده داشتن، يكسان نيستند .اختلافي كه در افعال از حيث مصلحت و مفسده وجود دارد ، ناشي از ذات افعال يا عوارض زماني و مكاني و ...است كه بر افعال عارض مي*شود .
اين گونه نيست كه همة افعال هميشه داراي مصلحت باشند يا هميشه داراي مفسده باشند بلكه برخي از افعال، مصلحت و مفسده آنها به دنبال عوارضي كه بر آنها بار مي شود ،تغيير پيدا مي*كند . ممكن است كه برخي از افعال در يك زمان داراي مصلحت باشند و در زمان ديگر به دليل شرايط عارض شده، مصلحت خود را از دست داده باشند يا در تزاحم با مصلحت بالاتري باشند.
موارد نسخ شده هم از همين موارد است؛ يعني حكم منسوخ، حكمي بوده كه در گذشته داري مصلحت بوده ، خدا به آن امر كرده بود ولي مصلحت آن هميشگي نبوده و در حال حاضر آن مصلحت وجود ندارد يا در تزاحم با مصلحت بالاتري است و خداوند حكم جديدي را طبق مصلحت فعلي، صادر مي*نمايد و اين كار نه تنها منافاتي با حكمت و علم خداوند ندارد، بلكه نشان از حكمت و علم بي منتهاي خداوند
دارد.

البته حکم نسخ شده ،در ظاهر حکمي دائمي است ولي آمدن آيه ناسخ نشان مي دهد در علم خداوند از ابتدا اين حکم مدت دار بوده و خداوند اين حکم را براي تا اين زمان وضع کرده بود . نسخ، اعلام موقتي بودن حکم قبلي است ،نه اينکه خداوند اول به اين تغيير وضعيت آگاه نبوده و حالا عالم شده و حکم جديد صادر کرده است.
به عبارت ديگر نسخ دو معنا دارد:
أ) نسخ حقيقي که نظر و رأي جديد حاصل شود و رأي قبلي را باطل کند.
لازمه اين معنا، ضعف و جهل قانون گذار است که اين معنا با علم بي پايان خداوند منافات داشته و از ساحت مقدّس پروردگار به دور است.
ب) نسخ مجازي:
حکم از همان آغاز و در واقع محدود به زمان خاصي بوده که خداوند به آن آگاه است؛ هر چند مردمان نسبت به آن جاهل بوده و اين گمان را داشته‏اند که حکم دائمي است. نسخ به اين معنا هيچ اشکالي نداشته و با علم خدا و مصلحت الهي منافاتي ندارد؛ زيرا مدت حکم از اوّل موقتي و محدود بوده و سپري شدن دوران آن، به عنوان نسخ بعداً اعلان مي*شود. نسخ احکام اديان قبلي به وسيله پيامبر جديد از اين سنخ است.
از جاهايي که حکم را دائمي مي پنداريم و با نسخ ،غير دائمي بودن آن آشکار مي شود ، مورد زير است:
در بعضي موارد احکام امتحاني است؛ يعني هدف از امر ايجاد و واقع گردانيدن آن نيست ،بلکه ظاهر شدن آمادگي بنده براي ايجاد ، آزمايش و امتحان يا اتمام حجت است و بعد از آشکار شدن آمادگي بنده و تمام شدن حجت ، نسخ مي*گردد. چنين نسخي نيز بر خلاف حکمت نبوده وناشي از عدم آگاهي نمي باشد؛ مثلا آيه نجوا در سوره مجادله (آيه 12)نازل مي شود تا معلوم گرداند چه کساني واقعا در صدد نجوا و استفاده از پيامبر هستند و حاضرند براي استفاده بردن، هر هزينه اي را بپردازند و چه کساني در صدد خود نمايي بوده و حاضر نيستند براي نجوا با پيامبر هيچ هزينه اي بدهند . وقتي اين حقيقت روشن مي گردد و باطن ها آشکار مي شود و...، ديگر مصلحت از نزول اين آيه محقق شده و با آيه بعد نسخ مي گردد.
پس نسخ حقيقي در احکام الهي وجود ندارد . آنچه هست ، نسخ مجازي است ؛يعني خداون با نازل کردن آيه ناسخ به ما اعلام مي کند که آيه قبلي دائمي نبوده و مدتش تا اين جا بوده و از اين جا به بعد ديگر مصلحت ندارد و بايد حکم جديد جايگزين شود.
براي نسخ انواع گوناگوني است که بعضي محال است و بعضي ممکن است و بعضي واقع شده است. براي اطلاع بيشتر به کتاب "بيان در علوم و مسائل کلي قرآن "ترجمه "البيان" آيت الله خويي توسط آقايان محمد صادق نجمي و هاشم زاده هريسي ، ج2،ص470 به بعد مراجعه کنيد.

آخرین موضوعات ارسالی این تالار: