تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 8 , از مجموع 8
  1. #1

  2. صلوات و تشکر : 4


  3. #2





    بِسْمِ اللَّـهِ الرَّ‌حْمَـٰنِ الرَّ‌حِيمِ

    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيِ اللَّـهِ وَرَ‌سُولِهِ ۖ وَاتَّقُوا اللَّـهَ ۚ إِنَّ اللَّـهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ (١)

  4. صلوات و تشکر : 5


  5. #3
    88060855 آواتار ها

    تاریخ عضویت : 1390/6/5
    گالري تصاوير
    42   نظرات : 0
    نوشته : 2,149      صلوات : 1,128
    صلوات گرفته : 489 در 175 پست
    وبلاگ : 7
    دریافت : 0      بارگذاری : 0
    88060855 آنلاین نیست.



    » تفسیر نمونه

    آداب حضور پیامبر (ص)

    در این سوره یک رشته از مباحث مهم اخلاقی و دستورات انضباطی نازل شده که ان را شایسته نام سوره اخلاق میکند و در آیات مورد بحث که در آغاز سوره قرار گرفته به دو قسمت از این دستورات اشاره شده است

    نخست تقدم نیافتن بر خدا و پیامبر (ص) و دیگری در محضر پیامبر (ص) سرو صدا و قال و غوغا راه نینداختن...

    بعد میفرماید: ای کسانی که ایمان آورده اید چیزی را در برابر خدا و رسولش مقدم نشمرید و تقوای الهی پیشه کنید که خداوند شنوا و داناست.
    منظور از مقدم نداشتن چیزی در برابر خدا و پیامبر، پیشی نگرفتن بر آنها در کارها و ترک عجله و شتاب در مقابل دستور خدا و پیامبر (ص) است.گرچه بعضی از مفسران خواسته اند مفهوم آیه را محدود کنند و آن را منحصر به انجام عبادات قبل از وقت یا سخن گفتن قبل از سخن پیامبر (ص) و امثال آن بدانند ولی روشن است که آیه مفهوم وسیع و گسترده ای دارد و هرگونه پیشی گرفتن را در هر برنامه ای شامل میشود.

    مسئولیت انضباط رهروان در برابر رهبران آنهم یک رهبر بزرگ الهی ایجاب میکند که در هیچ کار و هیچ سخن و برنامه ای بر آنها پیشی نگیریند و شتاب و عجله نکنند.البته این بدان معنا نیست که اگر پیشنهاد یا مشورتی دارند در اختیار رهبر الهی نگذارند بلکه منظور جلو افتادن و تصمیم گرفتن و انجام دادن پیش از تصویب آنهاست.حتی نباید درباره مسائل پیش از اندازه لازم سوال و گفتگو کرد.باید گذاشت که رهبر خودش به موقع مسائل را مطرح کند آنهم رهبر معصوم که از چیزی غفلت نمیکند و نیز اگر کسی سوالی از او میکند نباید دیگران پیشقدم شده پاسخ را عجولانه بگویند در حقیقت همه این معانی در مفهوم آیه جمع است.

  6. صلوات و تشکر : 5


  7. #4



    اين آيه ، جلوى بسيارى از خطاها را مى گيرد. زيرا گاهى خواسته اكثريّت مردم ، جلوه هاى ظاهرى و مادّى ، پيروى از حدس و تخمين ، ميل به ابتكار ونوآورى ، هيجان و قضاوت عجولانه و خيال آزاد انديشى ، انسان را وادار به گفتن ها، نوشتن ها و تصميماتى مى كند كه ناخودآگاه انسان از خواسته خدا و رسول جلو مى افتد، همان گونه كه گاهى خيال عبادت ، خيال قاطعيّت ، خيال انقلابى بودن و خيال زهد و ساده زيستى ، گروهى راوادار كرد تا از خدا و رسول پيشى بگيرند و به قول معروف كاسه داغ تر از آش باشند.
    O اين آيه مى خواهد انسان ها را همچون فرشته تربيت كند، زيرا قرآن درباره فرشتگان مى فرمايد: در سخن بر خدا سبقت نمى گيرند و تنها طبق دستور او عمل مى كنند. (لايَسبِقونَه بِالقَول و هم باَمرِه يَعمَلون.
    O قرآن ، مواردتقدّم را بيان نكرد تا شامل انواع پيش افتادن هاى عقيدتى ، علمى ، سياسى ، اقتصادى و غيره در گفتار وكردار گردد.
    O بعضى اصحاب ازپيامبر صلّى اللّه عليه و آله درخواست كردند كه خود را مقطوع النسل و اَخته نمايند تا ديگر تمايلى به همسر نداشته باشند و يكسره در خدمت اسلام باشند، حضرت آنان را ازاين كار زشت باز داشت .
    O كسى كه از خدا و پيامبرصلّى اللّه عليه و آله پيشى مى گيرد، در مديريّت نظام خلل وارد كرده و جامعه را به هرج و مرج مى كشاند و در حقيقت دستگاه و نظام قانون گذارى را بازيچه تمايلات خودقرار مى دهد.
    ویرایش توسط هندیانی : 1391/02/19 در ساعت 08:26 قبل از ظهر

  8. صلوات و تشکر : 6


  9. #5



    هرگونه بدعت ،مبالغه ، ستايش نابجا و انتقاد نابجا، پيشى گرفتن است .( لا تقدّموا.)
    سرچشمه فقه و رفتار ما بايد قرآن و سنّت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله باشد.(لاتقدّموا بين يدى اللّه و رسوله)
    پيشى گرفتن از خدا و رسول ، بى تقوايى است . (چون در اين آيه مى فرمايد: پيشى نگيريد و تقوى داشته باشيد) (لاتقدّموا... واتّقوا)
    براى انجام تكاليف ، دو اهرم ايمان و تقوى لازم است ( آمنوا... واتّقوا)
    از چيزهايى كه جمله را زيبا مى كند آن است كه امر و نهى در كنار هم باشد. (در آيه هم نهى آمده لاتقدّمواو هم امر آمده است واتّقوا)
    حكم رسول همان حكم خداست ، بى احترامى به او بى احترامى به خداست و پيشى گرفتن از هر دو ممنوع است . (لا تقدّموا بين يدى اللّه و رسوله )
    التزام عملى بايد همراه با تقواى درونى باشد. (لاتقدّموا... واتّقوا اللّه)
    كسانى كه به خاطر سليقه ها و مسائل ديگر از خدا و رسولش پيشى مى گيرند، نه ايمان دارند و نه تقوا. (يا ايّهاالذين آمنوا لاتقدّموا... و اتّقوا)
    تندروى يا كندروى هاى خود را توجيه نكنيم . (انّ اللّه سميع عليم)
    منبع:کانون گفتگوی قرانی
    ویرایش توسط هندیانی : 1391/02/19 در ساعت 08:27 قبل از ظهر

  10. صلوات و تشکر : 6


  11. #6



    سلام دوست عزیز
    لطف کنید اگر از منبع استفاده کردید نام منبع مورد نظر را یادداشت نمایید.
    متشکریم

  12. صلوات و تشکر : 5


  13. #7



    سید علی - 04-16-2012, 03:59 PM
    جـمـله اول (لاتـرفـعـوا اصـواتـكـم ...) اشاره به اين است كه صدا را بلندتر ازصداى پـيـامـبـر (ص)نكنيد،كه اين خود يكنوع بى ادبى در محضر مبارك او اسـت،پـيـامبر(ص)كه جاى خود دارد اين كار دربرابر پدر و مادر و استاد و معلم نيز مخالف احترام و ادب است
    امـا جـمـله (لاتـجـهـروا له بـالقـول ...)مـمـكـن اسـت تـاكـيـدى بـر هـمـان مـعـنـى جـمـله اول بـاشـد يـااشاره به مطلب تازه اى و آن ترك خطاب پيامبر(ص)با جمله(يا محمد)وتبديل آن به(يا رسول الله)است
    امـا جـمـعـى از مـفـسـران در تـفـاوت بـيـن ايـن دوجـمـله چـنـيـن گـفـتـه انـد:جـمـله اول،ناظربه زمانى است كه مردم با پيامبر (ص) هم سخن مى شوند كه نبايد صداى خود را از صداى او برتر كنند،و جمله دوم مربوط به موقعى است كه پـيـامـبر (ص) خاموش است ودر محضرش سخن مى گويند،در اينحالت نيز نبايدصدا را زيادبلند كنند.
    جـمـع مـيـان ايـن مـعـنـى ومـعـنـى سـابـق نـيـزمـانـعـى نـدارد وبـا شـاءن نزول آيه نيز سازگار است .
    و به هر حال ظاهر آيه بيشتر اين است كه دو مطلب متفاوت را بيان مى كند.
    بديهى است اگر اينگونه اعمال به قصد توهين به مقام شامخ نبوت باشد موجب كفر است و بدون آن ايذاء و گناه .در صـورت اول عـلت حـبـط و نابودى اعمال روشن است ، زيرا كفر علت حبط (از ميان رفتن ثواب عمل نيك ) مى شود.و در صـورت دوم نـيـز مـانـعـى نـدارد كـه چنين عمل زشتى باعث نابودى ثواب بسيارى از اعـمـال گـردد، و مـا سـابـقـا در بـحـث حـبـط گـفـتـه ايـم كه نابود شدن ثواب بعضى از اعـمال به خاطر بعضى از گناهان خاص ، بى مانع است ، همانگونه كه نابود شدن اثر بـعـضـى از گـنـاهـان بـه وسـيـله اعـمـال صـالح نـيـز قـطـعـى اسـت ، و دلائل فـراوانى در آيات قرآن يا روايات اسلامى بر اين معنى وجود دارد، هر چند اين معنى به صورت يك قانون كلى در همه حسنات و سيئات ثابت نشده است ، اما در مورد بعضى از حـسـنـات و سـيـئات مـهـم ، دلائلى نـقـلى وجـود دارد و دليـلى هـم از عقل بر خلاف آن نيست .

    در روايـتـى آمـده اسـت : هـنگامى كه آيه فوق نازل شد ثابت بن قيس (خطيب پيامبر (ص) كه صداى رسائى داشت گفت : من بودم كه صدايم را از صداى پيامبر (ص) فـراتـر مـى كـردم ، و در بـرابـر او بـلنـد سـخـن مـى گفتم ، اعمال من نابود شد، و من اهل دوزخم !
    ايـن مـطـلب بـه گـوش پـيـامـبـر (ص) رسـيـد، فـرمـود: چنين نيست او اهـل بـهـشـت اسـت (زيـرا او ايـنـكـار را بـه هـنگام ايراد خطابه براى مؤ منان يا در برابر مخالفان كه اداء يك وظيفه اسلامى بود انجام مى داد).
    همانگونه كه عباس بن عبد المطلب نيز در جنگ حنين به فرمان پيامبر (ص) با صداى بلند فراريان را دعوت به بازگشت نمود.

    تفسیر : نمونه



    ویرایش توسط هندیانی : 1391/02/19 در ساعت 08:23 قبل از ظهر

  14. صلوات و تشکر : 5


  15. #8



    يا ايها الذين امنوا لا تقدموا بين يدى اللّه و رسوله و اتقوا اللّه ان اللّه سميع عليم


    كـلمـه (بـيـن يـدى ) در بـاره هـر چـيـز اسـتـعـمـال شـود، بـه مـعناى جلوى آن چيز است، و اين استعمالى است شايع، چيزى كه هست يا مجازى اسـت و يـا اسـتـعـاره اى. و ايـنـكـه ايـن كـلمـه را هـم بـه خـدا نـسـبـت داده و هـم بـه رسـول خـدا، خـود دليـل بـر ايـن اسـت كـه مـنـظـور از آن، جـلو چـيـزيـسـت مشترك بين خدا و رسـول و آن مـقـام حـكـمـرانـى اسـت، كـه مختص است به خداى سبحان و - با اذنش - به رسول او همچنان كه در جاى ديگر فرموده : (ان الحكم الا لله )، و نيز فرموده : (و ما ارسلنا من رسول الا ليطاع باذن اللّه ).
    و نيز شاهد بر اينكه مراد از بين يدى حكم است ؛ اين مى باشد كه آيه شريفه را با جمله (يـا ايها الذين امنوا) آغاز، و با جمله (و اتقوا اللّه ان اللّه سميع عليم ) ختم كرده، كـه از ظـاهـر آن برمى آيد مراد از (بين يدى ) آن مقامى است كه ارتباط به مؤمنين متقى دارد؛ به كسانى ارتباط دارد كه هم به خدا و رسولش ايمان دارند، و هم از آن دو پروا. و آن مقام همان مقام حكم است كه مؤمنين احكام اعتقادى و عملى خود را از آن مقام مى گيرند.توضيح معناى جمله : (لا تقدموا بين يدى الله و رسوله) و بيان اينكه مفاد آن ايـن اسـت كـه هـيـچ حـكـمـى را بـر حـكـم خـدا و رسول مقدم مداريد

    با اين تقريب روشن گرديد كه مراد از (لا تقدموا) هم اين است كه هيچ حكمى را بر حكم خـدا و رسـولش مـقـدم مـداريـد، حـال يـا مـراد ايـن اسـت كـه قـبـل از گـرفـتـن كـلام و دسـتـور خـدا و رسـول در بـاره حـكـم چيزى سخنى نگوييد، و يا قـبـل از گـرفـتـن دسـتـور خـدا عـمـلى را انـجـام نـدهـيـد. ليـكـن از ايـنـكـه بـه دنـبـال كـلام مـى فـرمـايـد: (ان اللّه سـمـيـع عـليـم خـدا شـنـوا و دانـاسـت ) مـثـل ايـنـكـه بـرمـى آيـد مـراد تـقـديـم قـول اسـت، نـه تـقـديـم فـعـل و نـه اعـم از آن دو، كـه هـم شـامـل قـول شـود و هـم فعل، و گر نه اگر مراد قول و فعل هر دو بود، مى فرمود: (ان اللّه سميع بصير خدا شـنـوا و بـيـنـا اسـت ) هـم سـخـن شـمـا را مـى شـنـود، و هـم عـمـل شـمـا را مـى بـيـنـد، هـمـچـنـانـكـه در بـسـيـارى از مـوارد كـه پـاى فـعـل در كـار اسـت كـلمـه (بـصـيـر) را آورده، مـثـلا مـى فرمايد: (و اللّه بما تعملون بصير). پس حاصل معناى آيه اين شد: اى كسانى كه ايمان آورده ايد، در جايى كه خدا و رسـول او حـكـمـى دارنـد، شـمـا حـكـم نـكـنـيـد - يـعـنـى حـكـمـى نـكـنيد مگر به حكم خدا و رسول او - و بايد كه همواره اين خصيصه در شما باشد، كه پيرو و گوش به فرمان خدا و رسول باشيد.
    و ليـكن از آنجايى كه هر فعل و ترك فعلى كه آدمى دارد، بدون حكم نمى تواند باشد. و همچنين هر تصميم و اراده اى كه نسبت به فعل و يا ترك فعلى دارد آن اراده نيز خالى از حـكـم نـيـسـت، در نـتـيـجـه مـى تـوان گـفـت كـه مؤمن نـه تـنـهـا در فعل و ترك فعلش بايد گوش به فرمان خدا باشد، بلكه در اراده و تصميمش هم بايد پيرو حكم خدا باشد. و نهى در آيه شريفه ما را نهى مى كند از اينكه هم به سخنى اقدام كنيم كه از خدا و رسول نشنيده ايم و هم به فعلى و يا ترك فعلى اقدام كنيم كه حكمش را از خـدا و رسـول نـشـنـيـده ايـم، و هـم نـسبت به عملى اراده كنيم كه حكم آن اراده را از خدا و رسـولش نـشـنـيـده ايـم. در نـتـيـجـه آيـه شـريـفـه نـظـيـر و قـريـب المـعـنـى بـا آيـه (بل عباد مكرمون لا يسبقونه بالقول و هم بامره يعملون ) مى شود كه در باره اوصاف مـلائكـه مـى فـرمـايـد: از كـلام خـدا سـبـقـت نـمـى گـيـرنـد، و هـمـواره بـه امـر او عـمل مى كنند. و اين اتباعى كه در جمله (لا تقدموا بين يدى اللّه و رسوله ) بدان دعوت مـى كـنـد، هـمـان داخل شدن در ولايت خدا، و وقوف در موقف عبوديت، و سير در آن مسير است، به طورى كه عبد در مرحله تشريع مشيت خود را تابع مشيت خدا كند، همانطور كه در مرحله تكوين مشيتش تابع مشيت خدا است و خداى تعالى در آن باره فرموده : (و ما تشاون الا ان يشاء اللّه )، و نيز فرموده : (و اللّه ولى المؤمنين )، و نيز فرموده : (و اللّه ولى المتقين ).

    تفسیر المیزان

  16. صلوات و تشکر : 4


موضوعات مشابه

  1. ۞♦۞♦۞ تفسیر آیه ی 3 سوره حجرات ۞♦۞♦۞
    توسط هندیانی در تالار تفسیر
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: 1391/09/26, 09:36 قبل از ظهر
  2. ۞♦۞♦۞ تفسیر آیه ی 2 سوره حجرات ۞♦۞♦۞
    توسط هندیانی در تالار تفسیر
    پاسخ: 12
    آخرين نوشته: 1391/09/20, 04:20 بعد از ظهر
  3. ۞♦۞♦۞ تفسیر آیه 9 سوره مبارکه حجرات ۞♦۞♦۞
    توسط هندیانی در تالار تفسیر
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: 1391/05/30, 05:49 بعد از ظهر
  4. پاسخ: 2
    آخرين نوشته: 1391/05/22, 02:43 بعد از ظهر
  5. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 1391/05/21, 02:15 قبل از ظهر

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •