تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 27
  1. #1

    تاریخ عضویت : 1390/9/29
    گالري تصاوير
    0   نظرات : 0
    نوشته : 1,742      صلوات : 167
    صلوات گرفته : 153 در 35 پست
    وبلاگ : 44
    دریافت : 0      بارگذاری : 0
    88060714 آنلاین نیست.

    ✿► کی و چگونه به دیگران تذکر دهیم؟؟؟







    اسلام شناسان و مراجع معظم تقلید، شرایطی را برای امر به معروف و نهی از منکر بیان کرده‌اند که در این جا هر یک از آن شرایط را با توضیح مختصری بیان می‌کنیم.



    1- شناخت معروف و منکر

    مهم‌ترین شرایط انجام درست امر به معروف و نهی از منکر، شناخت معروف‌ها و منکرها و شرایط و شیوه‌های آن است. اگر کسی معروف و منکر را نشناسد، نمی‌تواند دیگران را به انجام کاری دعوت و یا از آن باز دارد.


    از قدیم گفته‌اند: خفته را خفته کی کند بیدار!




  2. صلوات و تشکر : 10


  3. #2

    تاریخ عضویت : 1390/9/29
    گالري تصاوير
    0   نظرات : 0
    نوشته : 1,742      صلوات : 167
    صلوات گرفته : 153 در 35 پست
    وبلاگ : 44
    دریافت : 0      بارگذاری : 0
    88060714 آنلاین نیست.





    یک پزشک معالج زمانی می‌تواند به درمان بیمار بپردازد که درد را بشناسد و به نوع و ریشه‌های آن آگاه باشد.
    استاد شهید مرتضی مطهری (ره) درباره لزوم شناخت معروف و منکر می‌فرماید: آیا (من و شما می‌فهمیم که امر به معروف و نهی از منکر چیست و چگونه باید انجام شود؟

    تا حالا که امر به معروف و نهی از منکرهای ما در اطراف دگمه لباس و بند کفش مردم بوده است [درباره] موی سر و دوخت لباس مردم بوده است! …
    منکر چه می‌شناسیم که چیست!




  4. صلوات و تشکر : 10


  5. #3

    تاریخ عضویت : 1390/9/29
    گالري تصاوير
    0   نظرات : 0
    نوشته : 1,742      صلوات : 167
    صلوات گرفته : 153 در 35 پست
    وبلاگ : 44
    دریافت : 0      بارگذاری : 0
    88060714 آنلاین نیست.



    ما گاهی معروف‌ها را به جای منکر می‌گیریم و منکرها را به جای معروف… چه منکرها که به نام امر به معروف و نهی از منکر به وجود نیامد.
    آگاهی و بصیرت می‌خواهد… دانایی، روان شناسی و جامعه شناسی می‌خواهد تا انسان بفهمد که چگونه امر به معروف و نهی از منکر کند؛ یعنی راه معروف را تشخیص دهد، ببیند معروف کجاست، منکر را تشخیص بدهد، ریشه منکر را به دست بیاورد، [بداند] از کجا منکر سرچشمه می‌گیرد. از این رو ائمه ما فرموده‌اند: جاهل بهتر است امر به معروف و نهی از منکر نکند، چرا؟

    … چون جاهل هنگامی که امر به معروف و نهی از منکر می‌کند می‌خواهد بهتر کند بدتر می‌کند و چقدر در این زمینه مثال‌ها زیاد است)
    البته این که ائمه فرموده‌اند: جاهل بهتر است امر به معروف و نهی از منکر نکند، برای آگاهی دادن به خسارت‌های ناشی از برخوردهای جاهلانه است، نه این که تکلیف امر به معروف و نهی از منکر از جاهل ساقط است. علم و شناخت در موضوع مورد نظر، مانند طهارت برای نماز است که شرط آن به شمار می‌رود و باید آن شرط را به دست آورد.



  6. صلوات و تشکر : 10


  7. #4

    تاریخ عضویت : 1390/9/29
    گالري تصاوير
    0   نظرات : 0
    نوشته : 1,742      صلوات : 167
    صلوات گرفته : 153 در 35 پست
    وبلاگ : 44
    دریافت : 0      بارگذاری : 0
    88060714 آنلاین نیست.




    نتیجه آن که....

    هر یک از ما مسلمانان وظیفه داریم در راستای تبلیغ احکام نورانی اسلام و جلوگیری از منکرات، اول، بدانیم چه چیزهایی معروف و چه چیزهایی منکرند و ثانی، شیوه‌های مناسب را برای بازگرداندن خطا کاران از بی راهه‏ها باز شناسیم تا از آفات اقدامات جاهلانه در امان بمانیم.


  8. صلوات و تشکر : 9


  9. #5

    تاریخ عضویت : 1390/9/29
    گالري تصاوير
    0   نظرات : 0
    نوشته : 1,742      صلوات : 167
    صلوات گرفته : 153 در 35 پست
    وبلاگ : 44
    دریافت : 0      بارگذاری : 0
    88060714 آنلاین نیست.





    2 - احتمال تأثیر


    دومین شرط از شرایط امر به معروف و نهی از منکر، احتمال تأثیر است.
    همان طور که قبلاً گفتیم، امر به معروف و نهی از منکر کاری بیهوده و بی هدف نیست، برنامه‌ای است حساب شده با مقررات خاص و شرایط ویژه.
    اهمیت این وظیفه همگانی به حدی است که خداوند بزرگ اجرای آن را حتی در صورت گمان قوی به تأثیر نداشتن امر به معروف و نهی از منکر، واجب می‌داند.

    از این رو مراجع بزرگ تقلید فرموده‌اند: (حتی اگر احتمال زیاد دهیم که امر به معروف و نهی از منکر در جایی اثر ندارد، وجوب آن ساقط نمی‌شود؛ پس اگر گمان کنیم که اجرای آن تأثیر گذار است، واجب است به آن عمل کنیم)

    حتی برخی از کارشناسان علوم اسلامی معتقدند که به بهانه تأثیر نداشتن امر به معروف و نهی از منکر نمی‌توان دست روی دست گذاشت و این فریضه را رها کرد، بلکه هر فردی باید در پی تأثیر امر به معروف و نهی از منکر باشد و هر جا با شکست مواجه شد، آن را ریشه یابی کند و علل آن را بشناسد و بر طرف نماید.


  10. صلوات و تشکر : 9


  11. #6

    تاریخ عضویت : 1390/9/29
    گالري تصاوير
    0   نظرات : 0
    نوشته : 1,742      صلوات : 167
    صلوات گرفته : 153 در 35 پست
    وبلاگ : 44
    دریافت : 0      بارگذاری : 0
    88060714 آنلاین نیست.






    ضرورت امر به معروف و نهي از منكر


    انسان مخلوق تك بعدى نيست تا تنها به يك چيز و يك كار و يك جا و يك نقطه متوجه باشد; زيرا وجودش مركّب از رقايق و غرايز و اجزاى چندى است كه هر يك از آن غرائز او را به سويى مى خوانند; مثلا در انسان، هم غريزه ميل به غذا هست و هم ميل به رياست و هم ميل به راحتى و آسايش و هم ميل به نيكوكارى و عبادت، و هم تمايلات ديگر.
    همين اختلاف خواهشها و غرائز است كه بشر را با اشكالات بسيار روبرو نموده و حوايج او را نامحدود ساخته است و همينها هستند كه او را وادار به كار و كوشش و تحصيل كمال و رفع حوايج مى كند. اگر انسان اينها را نمى داشت انسان نمى بود و اگر اين غرايز مختلفه نبود اين عزّت و امتياز و آقايى در ميان مخلوقات، نصيب او نمى شد.

    حقيقت آدمى و گوهر ذات او را خداوند از رقايق مختلفه آفريده و اين اختلاف ميل و خواهشهاى ما، راجع به همان اختلاف مواد حقيقت انسانيت است.

    خداوند در قرآن مجيد مى فرمايد:

    «اِنّا خَلَقْنا الإنْسانَ مِنْ نُطْفَة اَمْشاج نَبْتَليهِ فَجَعَلْناهُ سَميعاً بَصيراً»(1)
    يعنى: «ما او را از آب نطفه مختلط خلق كرديم. و او را داراى دو چشم و گوش گردانيديم».

    و در عين حال روش هماهنگ ساختن اين قوا و تنظيم و تعديل و راه حفظ اعتدال و استفاده از آنها را هم به ما آموخته است كه:

    «اِنّا هَدَيْناه السَّبيلَ اِمّا شاكِراً وَاِمّا كَفُوراً»(2)
    يعنى: «ما به حقيقت راه را به انسان نموديم، حال كه خواهد شكر اين نعمت گويد و خواهد كفران كند».

    در باطل بشر تا به مرحله كاملى از رشد و نبوغ نرسيده باشد قواى ملكوتى و عقلانى با قواى شهوى و غضبيه پيوسته در جنگ و پيكارند. جنود عقل هميشه در برابر سپاه جهل و شيطنت، ايستادگى و صف آرايى مى كنند و هر يك مى خواهند متصرف در وجود او شوند و احساسات گوناگون او را همواره تحريك و تهييج مى نمايند. انسان وقتى سعادتمند خواهد بود و از اين اضطرابات درونى راحت مى شود كه بتواند اين عواطف را مرتب و هماهنگ نموده و هر يك را در جا و محل خود صرف نمايد.

    ايمان به خدا بهترين وسيله اى است كه مى تواند جلو جنبشهاى نفس انسان بايستد و او را از افراط و تفريط نجات دهد. ايمان به خدا انسان را شاد و خوشحال نموده و از سرگردانى و تحيّر رهايى داده، طمأنينه قلب به او مى بخشد. چنانچه در قرآن مجيد مى فرمايد:

    «ألا بِذِكْرِ اللهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ».(3)

    هيچ وسيله ديگر نمى تواند در اين نتيجه، جاى ايمان قرار بگيرد. قدرت ايمان در خاموش كردن آتش شهوت و غضب و جلوگيرى از مفاسد و جرايم و جنايات، بيش از تمام وسايلى است كه بشر براى اين منظور به آنها متوسّل شده است. اگر ايمان به خدا نباشد، بيشتر مردم به شرّ و فساد مايل شده و از رعايت آداب و حدود، سرباز مى زنند.

    روح ايمان در باطن هر مخلوقى هست و هر آفريده در ذات خود تسليم خدا و متوجه به درگاه اوست. انسان هم فطرتاً داراى اين توجه است و مى فهمد كه خودش، خودش را نيافريده و به ان عالم نياورده و به جز فقر و احتياج ذاتى، داراى چيزى نيست، نه تنها خودش اين طور است، پدر و مادر و اجداد و خويشانش و همه افراد بشر از شاه و گدا و بالأخره تمام مخلوقات از كرات عظيمه; خورشيد و ستارگان، تا ذرات كوچك به همين حالند. نه خودشان از خود، هستى و وجودى دارند و نه مى توانند به ديگرى وجود و هستى بدهند.
    آفريننده و خالق و نگهدارنده همه خداست كه وجود همه موجودات از اوست و همه را او آفريده و مالك و صاحب اختيار همه است، دانا و تواناست; زيرا به مخلوقات، دانايى و توانايى داده و جامعه جميع صفات كماليه است و از هر عيب و نقص مبرّا است. پس آدمى بالفطره با مبدأ آفرينش و عالم غيب آشنا و مربوط است، ولى بايد اين آشنايى را كامل كرد و اين التفات و شعور را تقويت نمود. بايد به بشر فهماند كه خدا همواره حاضر و ناظر اعمال و رفتار اوست و هيچ عمل خير و شرّى از دايره علم و دانايى او پنهان نيست. و همان خداست كه بهترين راه و روش زندگى را به انسان ياد داده و به هر كار نيكى هدايت فرموده است. و چون همه افراد از حيث ايمان در يك درجه و مرتبه نيستند و ميزان تأثير و تسلط آن بر نفوس يكسان نيست، بايد هر كس مراقب و مواظب خود باشد و با ملاحظه، قدم بردارد و هواى نفس را كوچك و حقير نشمارد.


       

    1-سوره انسان، آيه 2.
    2- سوره انسان، آيه 3
    3-سوره رعد، آيه 28



  12. صلوات و تشکر : 4


  13. #7

    تاریخ عضویت : 1390/9/29
    گالري تصاوير
    0   نظرات : 0
    نوشته : 1,742      صلوات : 167
    صلوات گرفته : 153 در 35 پست
    وبلاگ : 44
    دریافت : 0      بارگذاری : 0
    88060714 آنلاین نیست.





    با تمام اين مطالب كمتر كسى است كه بتواند طورى زندگى كند كه لغزش و خطايى از او صادر نشود.
    غالب مردم بواسطه ضعف ايمان و اينكه نتوانسته اند كاملا بر خويش تسلط يابند از معصيت و خطا مصون نمى مانند; زيرا نقاط ضعف در انسان زياد و نواقص او بسيار است، لذا بايد بوسيله امر به معروف و نهى از منكر اينگونه افراد را ملتفت معايب اعمالشان ساخت تا متنبه و پشيمان شوند و خط سير خود را عوض كنند.

    پاره اى ديگر هم يا اصلا بى ايمانند و فطرت پاك انسانيت را از دست داده اند، و يا آنقدر ايمان آنها بى ثمر است كه به رعايت آداب و قوانين، مقيد نيستند و ملاحظه و حسابى در كارها ندارند. اين طايفه را هم توسط امر به معروف و نهى از منكر بايد محدود نمود و وادارشان ساخت كه از آداب و حدود و قواعد، تبعيت و احترام نمايند.

    اگر از امر به معروف و نهى از منكر خوددارى شود رفته رفته دامنه گناهان و معاصى توسعه پيدا كرده، رشته زندگى اجتماعى بشر از هم گسيخته خواهد شد و مفاسد و معايب بزرگ توليد مى گردد.

    همانطور كه اگر يكى از اعضاى پيكر فرد از انجام كار خود باز ماند، ساير اعضا نيز در انجام وظيفه در رنج و تعب مى افتند و اگر عضو مريض معالجه نشود، بسا همان يك عضو، تمام پيكر را از پاى در مى آورد، فردى هم كه براى جامعه به منزله يك عضو است، اگر فاسد شد و وظيفه خود را انجام نداد براى تمام جامعه خطرناك خواهد بود و تمام افراد جامعه حق دارند به او اعتراض كنند و اصلاح او را بخواهند.

    چنانچه در روايتى از پيغمبر اكرم ـ صلّى الله عليه وآله ـ منقول است كه جامعه را مَثَل به طايفه اى زد كه سوار كشتى شوند و براى هر يك از آنها جا و مكانى معين كنند و يكى از آنها با تبرى جاى خود را سوراخ سازد و ديگران او را از اين كار باز دارند و او در جواب گويد: من در جاى خود تصرف مى كنم و آن را سوراخ مى سازم، به شمار كارى نيست!
    اگر ديگران اين عذر را از او بپذيرند و بگذارند تا كشتى را سوراخ كند، آب در آن وارد شود و همه غرق شوند، و اگر عذر او را بپذيرفتند و او را از اين كار منع نمودند، هم خودشان و هم آن شخص نجات يابد.


    «انّ قوماً ركبوا سفينةً فاقتسموا فصار لكلّ رجل منهم موضع فنقر رجل منهم موضعه بفأس فقالوا له ما تصنع قال هو مكانى اصنع فيه ما شئت فان اخذوا على يده نجا و نجوا وأن تركوا هلك وهلكوا».(4)

    امر به معروف و نهى از منكر محيط را براى تربيت افراد صحيح و لايق، مساعد مى كند و مادام كه بشر به وجود افراد صالح محتاج است، به امر به معروف و نهى از منكر هم محتاج است.
    همچنين زمينه هاى فساد را از ميان مى برد و كانونهاى فحشا و منكرات را ريشه كن مى سازد. پس انسان تا در اين جهان طبيعت زندگى مى كند هيچگاه از امر به معروف و نهى از منكر بى نياز نيست.

    بشر با آنكه توانسته است اسرارى را از عالم طبيعت كشف كند و اين همه قواى عظيمه را تسخير اراده خود سازد و توانسته است اين همه در ناحيه ظاهر و ماديات پيش برود و هر روز هم با استعداد خدادادى به كشف قوّه مجهوله ديگر موفق مى شود، نمى تواند خود را از تعليمات آسمانى و امر به معروف و نهى از منكر و دعاة اصلاح و رجال روحانى و مواعظ و نصايح، بى نياز شمارد و هر چه دانايى و توانايى او روزافزون شود، احتياج او به اين مطالب بيشتر خواهد شد.


       
    4- صحيح بخاري، ج3، ص164. مسند احمد، ج 4، ص 270




  14. صلوات و تشکر : 5


  15. #8

    تاریخ عضویت : 1390/9/29
    گالري تصاوير
    0   نظرات : 0
    نوشته : 1,742      صلوات : 167
    صلوات گرفته : 153 در 35 پست
    وبلاگ : 44
    دریافت : 0      بارگذاری : 0
    88060714 آنلاین نیست.





    راه شناخت معروف و منكر


    همانطور كه در نهادِ انسان ميل به ترقّى و نيكوكارى و اعمال صالحه مانند: پرستش خدا و راستى و وفا و شكر منعم و ترحّم و عدالت و اعانت فقرا و اجتناب از كارهاى زشت و اعمال سيئه مانند كفر نعمت و نادرستى و دروغ و بىوفايى و ستم و حق كشى آفريده شده، در وجود او قوه ديگرى است كه با آن خوبى را از بدى و صلاح را از فساد و خير را از شر و حق را از باطل تميز مى دهد.

    اما ضعف و ناتمامى و محدوديت انسان كه همه قواى او را احاطه كرده اين قوه را نيز بى نصيب نگذارده و دايره ادراكات بشر را تنگ و محدود نموده است و او را با تمام معلوماتى كه تحصيل كرده و يا بعداً تحصيل مى نمايد، در برابر مجهولات بيشمارى كه تصور بسيارى از آنها هم براى او محال است، قرار داده است.
    انسان بايد براى كم كردن اين مجهولات قدمهاى بزرگ بردارد و تا آنجايى كه فكر و حواس او به او اجازه مى دهد سعى و كوشش نمايد و در عين حال معترف باشد كه او بسيار حقير و كوچك، و جهان خلقت بسيار عظيم و بزرگ است و معلومات او هر چقدر هم باشد، متناهى و مطالب مجهول نامتناهى است.

    خداوند متعال در قرآن مجيد مى فرمايد:

    «وَلَوْ اَنَّ ما فِى الاْرضِ مِنْ شَجَرَة اَقْلامٌ وَالْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِنْ بَعدِهِ سَبْعَةُ اَبْحُر مّا نَفِدَتْ كَلِماتُ اللهِ»(1)

    يعنى: «اگر هر درختى از درختهاى روى زمين قلمها شود و درياى محيط، مركب گردد و هفت دريا بر آن افزوده شود كه كلمات و مخلوقات خدا نوشته شود كلمات الهيه تمام نگردد».


    انسان هر چند فكرش عالى باشد، از عهده تنظيم يك برنامه عملى صحيح و عادلانه و تشريع تعاليم جامع و مفيدى كه از هر جهت عالم بشريت را اداره نمايد بر نخواهد آمد، و نخواهد توانست تنها به كمك خرد و انديشه خود، نيكيها را از بديها و معروف را از منكر تشخيص دهد، مصالح و مفاسد همه امور را ادراك نمايد.
    بشر هر چه در قوه فهم و ادراك، كامل و برجسته شود از فهم بسيارى از حقايق اظهار عجز مى كند.

    از حضرت باقر العلوم ـ عليه السلام ـ مروى است كه فرمود:

    «يَابْنَ آدَمَ! لَوْ اَكَلَ قَلْبَكَ طائرٌ يُشْبِعْهُ وَبَصَرُكَ لَوْ وُضِعَ عَلَيْهِ خَرْقُ اِبْرَة لَغَطّاهُ تُريدُ أنْ تَعْرِفَ بِهِما مَلَكُوتَ السَّمواتِ وَالاْرْضِ»( 2)

    يعنى: «اى پسر آدم! هرگاه مرغى دل تو را بخورد او را سير نمى سازد و اگر سرِ سوزنى در چشم تو گذارده شود مى پوشاند او را و كور مى شوى، با اين چشم و دل مى خواهى ملكوت آسمانها و زمين را بشناسى».




       
    1-سوره لقمان، آيه 27.
    2- كافي، ج 1، ص73، ح8(باب النهي عن كلام في الكيفية)





  16. صلوات و تشکر : 4


  17. #9

    تاریخ عضویت : 1390/9/29
    گالري تصاوير
    0   نظرات : 0
    نوشته : 1,742      صلوات : 167
    صلوات گرفته : 153 در 35 پست
    وبلاگ : 44
    دریافت : 0      بارگذاری : 0
    88060714 آنلاین نیست.







    زمين در جنب اين نه طاق خضرا *** چو خشخاشى بود بر روى دري
    تو خود بنگر از اين خشخاش چندى *** سزد گر بر بروت خود بخندى


    چه بسا از مسائلى كه مدارك انسان از فهم آنها قاصر، و چه بسار مطالبى كه اصلا قوّه فهم آن به او داده نشده است كه:

    «وَما اُوتيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ اِلاّ قَليلا».(1)

    امروزه كه دنياى علم اينهمه ترقى نموده و نيروى دانش و فكر بشر اين همه مجهولات را معلوم ساخته است، باز هم مسلم است كه معلومات انسان اگرچه ميليونها سال ديگر از عمر او بگذرد در مقابل مجهولاتش حقير و ناچيز است.
    و اگر ما به غير از اين حواس و راههاى ارتباطى كه با اين عالم داريم حواس ديگرى مى داشتيم محققاً بر اسرار بيشترى اطلاع پيدا مى كرديم.
    لذا قرآن مجيد نسبت به شخص اول عالم يعنى پيغمبر اسلام ـ صلّى الله عليه وآله ـ خطاب مى فرمايد كه:

    «وَقُلْ رَبِّ زِدْنى عِلْماً»(2)

    از اين مطالب هم كه بگذريم بيشتر افراد بواسطه نظريات و مقاصد شخصى كه دارند و در اثر آنكه تحت تأثير عوامل بسيارى مانند خواهشهاى نفسانى و تربيت خانوادگى و محيط قرار گرفته اند، در بسيارى از نظريات و آرايى كه اظهار مى دارند متّهمند.
    پس نمى توان ميزان تميز خير و شرّ، حقّ و باطل و خوب و بد را بطور كلى «عقل» دانست. خصوصاً كه افراد در درجات استعداد و فهم و شعور و ادراك متفاوتند و بسيار اتفاق مى افتد كه چيزى را كه يك عقل آن را خوب و معروف تشخيص داده، عقل ديگر در خوبى آن ترديد مى كند، بلكه يك نفر در يك موقع يك عملى را خوب تشخيص مى دهد در حالى كه در موقع ديگر آن را بد و منكر شناخته بود. حكومت ما راجع به اعمال و رفتار ديگران با حكومتى كه در كردار و روش خود و كسان خود مى نماييم يكسان نيست.



       
    1- سوره اسراء، آيه 85
    2- سوره طه، آيه 114



  18. صلوات و تشکر : 5


  19. #10

    تاریخ عضویت : 1390/9/29
    گالري تصاوير
    0   نظرات : 0
    نوشته : 1,742      صلوات : 167
    صلوات گرفته : 153 در 35 پست
    وبلاگ : 44
    دریافت : 0      بارگذاری : 0
    88060714 آنلاین نیست.





    در اينجاست كه به يك نكته از نكات و حكمتى از حكم بعث رسول و انزال كتب بر مى خوريم و كمال احتياج جامعه انسانيت را به معلمين الهى و راهبران آسمانى كه در روشنايى وحى و الهام مصالح و مفاسد هر چيزى را مى بيند و منكر را از معروف جدا مى كنند احساس مى كنيم و مى فهميم كه همانطور كه چشم ظاهر انسان در رؤيت اجسام و ديدن مبصرات به كمك يك نور خارجى مانند نور چراغ يا نور آفتاب محتاج است، چشم باطن يعنى عقل و هوش هم در درك مصالح و مفاسد بسيارى از امور به يك نور و روشنايى خارجى احتياج دارد.


    و اينجاست كه به درجه تأثير دعوت پيغمبران ـ عليهم السّلام ـ در اصلاح امور و نشان دادن مصالح و مفاسد اعمال و كارها و تميز حقّ از باطل آشنا مى شويم.
    قوانين موضوعهِ و آداب و مقرراتى كه ساخته فكر ناقص بشر است هرگز اين نتيجه را نخواهند داشت. مراجعه به اكام و تعاليم دين مقدس اسلام و تكاليف واجبه، محرمه، مكروهه و مستحبه و خلاصه همه وظايفى كه براى يك نفر مسلمان معين شده ما را از تقديم هر توضيحى در اين خصوص بى نياز مى سازد، زيرا هر باانصافى پس از دقت در تعاليم اسلامى شهادت مى دهد كه ميزان تشخيص معروف از منكر و حق از باطل، فقط دين اسلام است كه به تمام نيكيها امر و از همه بديها نهى نموده است.

    از حضرت رسول اكرم ـ صلّى الله عليه وآله وسلّم ـ روايت شده است كه فرمود:

    «ما مِنْ شَىء يُقرِّبُكُمْ مِنَ الْجَنَّةِ وَيُباعِدُكُمْ مِنَ النّارِ إلاّ وَقَدْ اَمَرْتُكُم بِهِ وَما مِنْ شَىء يُقَرِّبُكُم مِنَ النّارِ وَيُباعِدُكُم مِنَ الْجَنّةِ إلاّ وَقَد نَهَيتُكُم عَنْهُ»(1)

    «چيزى نيست كه شما را به بهشت نزديك كند و از دوزخ دور كند مگر اين كه شما را به انجام آن فرمان داده ام و چيزى نيست كه شما را به دوزخ نزديك كند و از بهشت دور كند مگر اين كه شما را از انجام آن بر حذر داشته ام».



       
    1.كافي، ج2، ص74( باب الطاعة و التقوي






  20. صلوات و تشکر : 5


صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 2
    آخرين نوشته: 1391/11/28, 03:54 قبل از ظهر
  2. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 1391/09/20, 02:48 بعد از ظهر
  3. پاسخ: 5
    آخرين نوشته: 1391/08/27, 01:54 بعد از ظهر
  4. ✿◕ به من بگو چرا ؟؟؟
    توسط 88060714 در تالار سؤالات
    پاسخ: 35
    آخرين نوشته: 1391/05/06, 04:19 بعد از ظهر
  5. آیا چشم زدن واقعیت دارد؟؟؟
    توسط سلوا در تالار اجتماعی
    پاسخ: 4
    آخرين نوشته: 1391/04/15, 07:21 بعد از ظهر

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •