تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
  1. #1
    91886102643 آواتار ها

    تاریخ عضویت : 1390/12/15
    محل سکونت : کنگو
    گالري تصاوير
    2   نظرات : 0
    نوشته : 1,823      صلوات : 3,722
    صلوات گرفته : 7,282 در 1,819 پست
    دریافت : 1      بارگذاری : 0
    91886102643 آنلاین نیست.

    ✿✿ پرستوی پر شکسته (مقاله ای در مورد حضرت زهراء س) بخش سوم




    عشق زهرا به علی تا حدی است که نمی گذارد کبودی بازو و درد پهلو را علی بفهمد.خدایا این عشق تا کجاست ؟با علی درد دل می کند. علی جان مرا حلال کن .وای من علی را چه می شود اشک از گونه های مبارکش سرازیر می شود فاطمه با دستان مبارکش اشک از صورت علی پاک می کند چراکه طاقت دیدن اشکهای علی را ندارد .مولا علی لب به سخن می گشاید فاطمه جان تو باید مرا حلال کنی که از نه سالگی در خانه ی من سختی کشیده ای ولب به سخن باز نکردی .این نجوای دو عاشق خسته است که با گوش دادن به حرفهای یکدیگر غم های دلشان تسلی می یابد.
    فاطمه که از سرنوشت حسین خبر دارد سفارش حسینش را به مولا علی و زینب می کند .زینبم هر گاه حسین خواست به میدان برود از جانب من زیر گلوی حسین را ببوس .نمی دانم آن لحظه زینب چه تصوری از آینده داشت وآن لحظه چه در ذهن کوچک او گذشت ؟
    علی جان مبادا حسین من تشنه بماند بگذار همیشه سیراب باشد .علی جان مرا شبانه غسل بده و به خاک بسپار زیرا نمی خواهم آن نامردمان در تشییع من شرکت کنند.مولا علی صبورانه به حرف های دل فاطمه گوش می کند واشک از گونه های مبارکش جاری می شود.سفارشهای فاطمه تمام شد .خدایا یعنی دیگر وقت رفتن است؟
    صدای فاطمه است .اسماء را صدا می کند.اسماء سراسیمه می آید .فاطمه جان قربانتان گردم با من چه کار دارید؟اسماء من می خوابم پارچه ای به روی من بینداز وبعد از مدتی مرا صدا بزن اگر جوابی نشنیدی بدان نزد پدرم رسول خدا رفته ام .تن اسماء به لرزه افتاده است.خدایا فاطمه چه می گوید؟مدتی گذشت اسماء جرات صدا کردن فاطمه را ندارد خدایا اگر فاطمه پاسخ مرا ندهد با بچه های فاطمه چه سازم .اما مگر نه این است که تقدیر و سرنوشت هر کسی را خدا رقم می زند؟خدایا !خانه ی زهرا پراز ملائک شده است. بوی عطر رسول الله در خانه ی زهرا پیچیده است .آه چه زیباست رسیدن دو عاشق بر وصال هم اما در دل اسماء چه می گذرد ؟آرام فاطمه را صدا کرد اما جوابی نشنید باز هم صدا کرد اما پاسخی نشنید پارچه را کنار زد خدایا فاطمه چقدر زیبا شده است! چه لبخند شیرینی بر لب دارد !آری این اولین خواب راحت زهراست حسن و حسین وارد خانه شدند .پرسیدند اسماء مادرمان خوابیده است؟ .شانه های اسماء می لرزد وچهره ی رنجور اوگویای مصیبتی درد ناک است.عزیزانم مادرتان نزد پدرش رسول الله رفته است.بچه ها خودشان را روی بدن نازنین مادر انداختند .آه این چه صحنه ی سوز ناکی است خدایا. حسین کف پای مادر را می بوسد امام حسن صورت نورانی مادر را غرق بوسه می کند.زینب و ام کلثوم هم خودشان را روی بدن مادر انداخته اند.صدای ناله ی اقاقیها در خانه ی فاطمه بلند است.اسماء خطاب به امام حسن و امام حسین می گوید عزیزانم به مسجد بروید وپدرتان را خبر کنید
    ویرایش توسط 91886102643 : 1391/01/22 در ساعت 03:05 قبل از ظهر

  2. صلوات و تشکر : 6


موضوعات مشابه

  1. مقاله ی پرستوی پر شکسته
    توسط 91886102643 در تالار بحث ماه
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: 1392/01/21, 03:48 بعد از ظهر
  2. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 1391/01/22, 03:01 قبل از ظهر
  3. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 1391/01/22, 02:59 قبل از ظهر
  4. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 1391/01/22, 02:43 قبل از ظهر
  5. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 1391/01/22, 02:43 قبل از ظهر

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •