تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
صفحه 1 از 4 123 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 39
  1. #1

    ✿✿ فضائل و مقامات فاطمه (س) از زبان ديگران





    برترين بانوى جهان فاطمه زهرا(س)

    آية الله العظمي ناصر مكارم شيرازي


    مقدمه اى درباره فضايل دهگانه

    در برابر فضائل عظيم اهل بيت‏(ع) و مقامات فوق العاده آن‏ها در درگاه خداوند، هميشه اين دغدغه خاطر براى بعضى از افراد كه در متن مسائل نيستند وجود دارد كه نكند اين همه فضائل نتيجه خوش بينى فوق العاده دوستان، و برداشت هاى علاقمندان و عاشقان اين مكتب باشد.


    آن‏ها چون به اهل بيت‏(ع) عشق مى‏ ورزند، و همه چيز را از همين دريچه مى‏ بينند، هر كسى هر فضيلتى را بگويد يا احتمال دهد به آن مؤمن مى ‏شوند، خواه سند معتبرى داشته باشد يا نه، و از قديم گفته‏ اند:


    اگر بر ديده مجنون نشينى‏

    به غير از خوبى ليلى نبينى!



    اينجاست كه براى رفع هر گونه سوءظن از اين دور افتادگان، و اطمينان خاطر بيشتر دوستان و نزديكان، به منابع ديگران مراجعه مى‏ كنيم، و اهل بيت پيامبر(ص) را در آئينه افكار و كتابها و نوشته‏ هاى معروف و مشهور و دست اول آن‏ها مشاهده مى‏كنيم.


    و از آنجا كه قبلا فضائل بانوى اسلام فاطمه زهرا(س) را در بخش «زندگى فاطمه» مورد بررسى قرار داده ‏ايم، هدف ما در اين بخش «بررسى مقامات معنوى بزرگ بانوى اسلام حضرت فاطمه زهرا(س) دختر گرامى پيغمبر اكرم‏(ص) در (كتب معروف اهل سنت) است» و قبل از ورود در اصل بحث ذكر «چند نكته» را لازم مى ‏دانيم:





    ویرایش توسط هندیانی : 1391/01/16 در ساعت 08:07 بعد از ظهر

  2. صلوات و تشکر : 3


  3. #2




    1- جالب اينكه تقريبا تمام فضائل و مناقب و مقاماتى كه در كتب شيعه درباره فاطمه زهرا(س) نقل شده در كتب معروف اهل سنت نيز آمده است، و اين راستى عجيب است، زيرا كمتر چيزى مى‏ توان يافت كه در منابع معتبر شيعه باشد و در كتب آن‏ها نيامده باشد.

    2- در تمام اين بخش از كتاب كه به دست شما است حتى يك روايت از منابع شيعه نقل نشده، و در ميان اهل سنت نيز به سراغ كتابهائى رفته‏ ايم كه از معروفترين و مهمترين كتب حديث و تاريخ و تفسير آن‏ها است.



    3- از مسائلى كه انسان را سخت در تعجب فرو مى ‏برد، اينكه مى ‏دانيم بعد از پيامبر(ص) طوفان عجيبى در جامعه اسلامى بر سر مسأله خلافت در گرفت، طوفانى كه نتيجه آن تغيير محور خلافت از خاندان پيامبر(ص) به سوى افراد ديگرى برد، آن‏ها كه از سوى خدا به عنوان جانشينى پيامبر(ص) معرفى شده بودند كنار زده شدند، و ديگران جاى آن‏ها را گرفتند.


    منزوى شدن اهل بيت‏(ع) سبب شد كه مقامات حاكم آنچه از فضائل و مناقب در شأن آن‏ها بود، و طبعا شايستگى و اولويت آن‏ها را براى مسأله خلافت اثبات مى كرد، سانسور كنند.


    زيرا ذكر اين مناقب و فضائل براى همه سؤال انگيز بود كه اگر آن‏ها داراى چنين مقاماتى بوده ‏اند پس چرا ديگران پيشى گرفته ‏اند؟!

    چرا ما كسانى را كه خدا و پيامبرش مقدم داشته ‏اند، مقدم نداريم.

    آخر چرا مردم مسلمان از اين فيض بزرگ محروم بمانند؟!


    چرا..... و چرا؟!


    و لذا سانسور كردن اين فضائل جزئى از حركت سياسى آن‏ها بود.

  4. صلوات و تشکر : 3


  5. #3



    و اين مسأله در زمان حكومت «بنى اميه» و «بنى عباس» بسيار اوج گرفت، تا آنجا كه تيغ هاى سانسور، نه مخفيانه و مرموز، كه آشكارا، و برملا به كار افتاد، و نه فقط به محو فضائل اهل بيت، بلکه براى اثبات فضيلت ديگران به جعل و نشر أكاذيب نيز پرداختند، حتى بعضى از صحابه (يا شبه صحابه) را براى اين كار خريدند، و بهاى سنگينى براى آن پرداختند.


    تا آنجا كه درباره بعضى از آن‏ها مانند «سمرة بن جندب» چنين مى ‏خوانيم كه معاويه يكصدهزار درهم به او داد كه اين دروغ بزرگ را جعل كند كه آيه:

    و من الناس من يعجبك قوله في الحياة الدنيا و يشهد اللّه على ما في قلبه و هو الدّ الخصام»:

    «بعضى از مردم كسانى هستند كه گفتار آن‏ها در زندگى دنيا مايه اعجاب تو مى‏شود و خداوند بر آنچه آن‏ها در دل دارند گوا است، در حالى كه آن‏ها سخت‏ترين دشمنانند» (بقره/204)

    درباره «على بن ابيطالب‏(ع)» نازل شده!

    و آيه:
    و من الناس من يشري نفسه ابتغاء مرضات اللّه و اللّه رؤوف بالعباد»:


    «و بعضى از مردم خود را در برابر خشنودى خداوند فدا مى‏كنند، و خدا نسبت به بندگانش مهربان است»(بقره/207)

    درباره «ابن ملجم» نازل شده است! ولى او به اين مبلغ راضى نشد، و معاويه همچنان بر آن افزود تا «چهارصد هزار درهم» شد و قبول كرد!!





  6. صلوات و تشکر : 3


  7. #4



    به اين ترتيب گفتن فضائل اهل بيت‏(ع) در منابر و مجالس ممنوع شناخته شد، و نظام حاكم ذكر آن‏ها را يك جرم بزرگ سياسى محسوب مى ‏كرد، و هر كس برخلاف نظر آن‏ها در اين راه گام برمى داشت مغضوب مى‏ گشت، يا به سياه چال زندانش مى ‏افكندند، يا زبانش را از كامش بيرون مى ‏كشيدند، و يا بر چوبه دار آويزانش مى ‏ساختند.


    تا آنجا كه وقتى معاويه به مدين آمد صريحا «ابن عباس» صحابى و مفسر معروف را كه در ميان جامعه اسلامى موقعيت خاصى داشت از ذكر فضائل اميرمؤمنان على‏(ع) بر حذر داشت.


    ابن عباس گفت: تو مانع قرائت قرآن مى ‏شوى؟ (يعنى من آياتى را مى‏ خوانم كه در شأن على‏(ع) وارد شده است) گفت: قرآن بخوان ولى آن را تفسير مكن!


    در چنين شرائطى مخصوصا با توجه به اينكه «وسائل ارتباط جمعى» در آن زمان تقريبا منحصر به همين منابر و خطبه ‏هاى نماز جمعه بود مى ‏بايست همه اين فضائل محو شده باشد.


    ولى عجيب اين است كه فضائل و مناقب و مقامات اهل بيت‏(ع) در چنان جو خفقان بارى نه تنها از بين نرفت، بلكه كتابهاى دوست و دشمن را پر كرد، و از همه شگفت آور اينكه در ميان اسناد و مدارك اين فضائل به اعترافات صريحى در اين زمينه، از افرادى همچون «معاويه» و «عمروعاص» و يا بعضى از خلفاى پيشين، برخورد مى‏ كنيم كه در صفحات تاريخى كه به دست مورخان خود آن‏ها نگاشته شده، ثبت است!


    و اين نيست مگر مشيت و اراده الهى و يك اعجاز بزرگ از اهل بيت عصمت (عليهم السلام).


  8. صلوات و تشکر : 3


  9. #5



    4- محو كنندگان فضائل اهل بيت‏(ع) بقدرى در اين راه تعصب به خرج داده ‏اند كه نه فقط شخص امير مؤمنان على‏(ع) و فرزندانش در ليست سياه آن سياه دلان قرار مى‏ گرفت، و تا آنجا كه مى ‏توانستند در متزلزل ساختن موقعيت اجتماعى آن‏ها كوشش كردند، بلكه هر كسى به نوعى با آن‏ها ارتباط داشت نيز از اين حملات كينه توزان مصون و محفوظ نماند.


    چرا گروهى اينهمه اصرار دارند كه على رغم آنهمه شواهد تاريخى و آثارى كه از ايمان ابوطالب، عموی حامى پيغمبر اكرم‏(ص) در دست است بگويند او كافر و مشرك از دنيا رفته؟!

    و نزول آيه شريفه «و هم ينهون عنه و ينئون عنه» (آن‏ها ديگران را از او باز ميدارند و خود از او دورى مى‏ كنند) را درباره ابوطالب بدانند؟



    جز اينكه او پدر بزرگوار اميرمؤمنان على‏(ع) بود.



    چرا اصرار دارند «ابوذر غفارى» آن مرد بزرگ و شجاع را «اشتراكى مذهبى» معرفى كنند، و در كتابهاى خود او را به داشتن عقائد اشتراكى متهم سازند؟!




    جز اينكه او از ياران خاص على‏(ع) و از معترضان به خليفه سوم در مورد حيف و ميل بيت المال بود.

    و امثال اين چراها بسيار است!


    آيا با اين حال، وجود آنهمه مناقب و فضائل در كتب مخالفان عجيب به نظر نمى رسد؟

    و عبور احاديث فضائل اهل بيت‏(ع) از كانال زمان و محيطى كه نهادن نام على بر فرزند، جرمى نابخشودنى محسوب مى‏ شد معجزه نيست؟!



  10. صلوات و تشکر : 4


  11. #6





    5- شگفت انگيزتر اينكه حذف سانسور فضائل اهل بيت‏(ع) منحصر به قرون نخستين اسلام، و عصر خلفاى بنى اميه و بنى عباس نبود، در عصر حاضر كه به اصطلاح «عصر تحقيق و بررسى دقيق مسائل تاريخى» است، و معمولا كتابهاى اسلامى چاپ و در كشورها و بلاد مختلف منتشر مى‏ گردد، و هر گونه تغيير و تحريف و سانسور مطالب موجب رسوائى بزرگى است، باز جمعى از «محققان متعصب»! (اگر تحقيق با تعصب قابل جمع باشد) دست از گرايشهاى اموى و عباسى برنداشته، و هنوز هم به سانسور و تغيير و تحريف مشغولند،

    كه مرحوم «علامه امينى» آن مرد محقق و متتبع بزرگ اسلام نمونه هائى از آن را در «الغدير جلد 2» آورده است كه مثلا چگونه «طبرى» مورخ معروف در تاريخ خود مطلبى را كه مربوط به داستان يوم الدار و آيه شريفه «و انذر عشيرتك الاقربين» و اعلام آمادگى از سوى على‏(ع) براى يارى پيامبر(ص) و اعلام وصى و وزير بودن او از سوى پيغمبر اكرم‏(ص) آمده است تحريف كرده، و از آن بدتر تحريف «محمد حسين هيكل» است كه در تاريخ خود در يك چاپ حديث را نقل كرده و در چاپ ديگر قسمت مهمى را به كلى ساقط ساقط كرده است!


    اكنون با توجه به آنچه در بالا گفتيم سرى به منابع معروف و مشهور اهل سنت مى ‏زنيم، و مقامات و مناقب بانوى اسلام فاطمه زهرا(س) را از ديدگاه احاديث آن‏ها مورد بررسى قرار مى ‏دهيم، و همانگونه كه گفتيم:
    بناى ما بر اين است كه در اين كتاب حتى يك حديث از منابع و طريق شيعه (هر چند بسيار معتبر و دست اول، باشد) نقل نكنيم، و ميدان سخن را تنها براى احاديث ديگران باز بگذاريم، تا روشن شود مقامات اين بانو چنان روشن است كه حتى پرده پوشان نتوانسته ‏اند پرده بر آن بيفكنند.

  12. صلوات و تشکر : 4


  13. #7



    در اين نوشتار عمدتاً به سراغ ده مبحث مى ‏رويم كه محورهاى اصلى مطلب را تشكيل مى ‏دهد:


    1- او برترين بانوى جهان بود.
    2- او بانوى بهشتى بود.

    3- او محبوب پيغمبر اكرم‏(ص) و پاره تن او بود.
    4- او مقرب درگاه خدا بود، رضاى او رضاى خدا و خشم او خشم خدا بود.
    5- او ايثار و فداكارى عجيبى داشت.
    6- مقام علمى فاطمه‏(س).
    7- كرامات بانوى اسلام‏(س).
    8- نخستين كسى كه وارد بهشت مى‏ شود او است.

    9- نامهاى پرمعنى فاطمه‏(س).
    10- هديه پيامبر(ص) به دخترش زهراءِ(س).





  14. صلوات و تشکر : 4


  15. #8



    برترين بانوى جهان‏


    ارزش انسانها مسلماً يكسان نيست، بعضى از مقربترين فرشتگان الهى برترند، و بعضى از درنده ‏ترين حيوانات پائين‏تر، و آنچه به اين انسان ارزش مى ‏دهد بر اساس معرفى قرآن و اسلام همان «علم و ايمان و تقوى و ملكات فاضله انسانى» است.


    با توجه به اين معيارها بانوى اسلام فاطمه زهرا (س) برترين زنان جهان - در لسان پيامبر(ص) - معرفى شده است.

    در روايات فراوانى كه در منابع معروف اهل سنت آمده تصريح شده است كه فاطمه زهرا(س) افضل زنان جهان بود، آن سخنى است كه پيغمبر اكرم‏(ص) آنرا به تعبيرات مختلف بيان فرموده است:

    1- در يك جا مى ‏فرمايد:

    «ان افضل نساء اهل الجنة خديجة بنت خويلد و فاطمة بن محمد(ص) و مريم بنت عمران و آسية بنت مزاحم»:

    «برترين زنان بهشت خديجه دختر خويلد، و فاطمه دختر محمد(ص) و مريم دختر عمران، و آسيه دختر مزاحم است» (همسر فرعون)

    2- در حديث ديگرى مى‏ خوانيم پيغمبر اكرم‏(ص) در بيمارى وفاتش هنگامى كه بيتابى فاطمه را مشاهده كرد، فرمود:

    «يا فاطمة الاترضين ان تكونى سيدة نساء العالمين، و سيدة نساء هذه الامة، و سيدة نساء المؤمنين»؟:

    «اى فاطمه! آيا راضى نيستى كه تو برترين بانوى زنان جهان، و بانوى زنان اين امت، و بانوى زنان با ايمان باشى؟

    در اينجا افضليت براى فاطمه‏(ع) به صورتى مطلق ذكر شده و نام هيچكس در كنار او مطرح نگرديده است.





  16. صلوات و تشکر : 5


  17. #9



    3- در حديث ديگرى نيز از همان حضرت‏(ص) اين معنى به صورت مطلق آمده است، در آن هنگام كه فاطمه بيمار شده بود و پيامبر(ص) اين سخن را به جمعى از اصحاب گفت، آن‏ها پيشنهاد كردند كه از بانوى اسلام‏(ع) عيادت كنند.


    پيامبر برخاست و با جمعى از ياران به سوى خانه فاطمه‏(ع) آمد، نخست از بيرون خانه صدا زد كه دخترم خودت را بپوشان، چون جمعى از ياران به عيادت تو مى ‏آيند، و از آنجا که لباس دخترش فاطمه‏ (ع) كافى نبود عباى خود را از پشت در به او داد!


    پيامبر(ص) و ياران وارد شدند، و بعد از عيادت از خانه بيرون آمدند و رو به يكديگر كرده و از بيمارى فاطمه‏(ع) اظهار تأسف مى‏ كردند، پيغمبر اكرم‏(ص) رو به آن‏ها كرد و فرمود:

    «اما انّها سيدة النساء يوم القيامة».


    بدانيد او بانوى تمام زنان در قيامت است.

  18. صلوات و تشکر : 4


  19. #10



    4- در تعبير ديگرى كه در «صحيح بخارى» معروفترين منبع حديث اهل سنت - آمده از قول «عايشه» مى‏ خوانيم:

    روزى «فاطمه» (سلام اللّه عليها) نزد پيامبر(ص) آمد، راه رفتنش درست مانند راه رفتن او بود، پيغمبر اكرم‏(ص) فرمود: خوش آمدى دخترم! سپس او را طرف راست و يا چپ خود نشاند، بعد رازى در گوش او گفت، و به دنبال آن فاطمه گريان شد.

    من (عايشه) گفتم چرا گريه مى‏ كنى؟ بار ديگر پيامبر(ص) راز ديگرى به او گفت، فاطمه‏(س) خندان شد.
    گفتم: من تا امروز شادى كه اينچنين با غم نزديك باشد نديده بودم، و از علت آن سؤال كردم.

    فاطمه‏(س) گفت: من سرّ رسول خدا را فاش نمى كنم، و اين مطلب ادامه داشت تا پيامبر(ص) از دنيا رفت، آنگاه سؤال كردم، گفت:

    مرتبه اول پيامبر(ص) به من فرمود: جبرئيل هر سال يكبار قرآن را بر من عرضه مى ‏داشت، امسال دوبار عرضه داشت، و من فكر مى‏ كنم فقط به اين دليل است كه اجل من نزديك شده، و تو اولين كسى خواهى بود كه به من ملحق مى ‏شوى من هنگامى كه اين سخن را شنيدم گريه كردم.

    سپس فرمود:
    ام ترضين ان تكونى سيدة نساء اهل الجنة و نساء المؤمنين؟!:
    «آيا تو راضى نمى شوى كه بانوى زنان اهل بهشت يا زنان با ايمان باشى»؟
    هنگامى اين سخن را شنيدم شاد و خندان شدم.

    از بررسى مجموع اين احاديث به خوبى روشن مى‏شود كه اگر در يكجا فاطمه‏(س) يكى از چهار زن بزرگ جهان معرفى شده، هيچ منافاتى با اين معنى ندارد كه او از ميان آن چهار زن برترين آن‏ها است.



  20. صلوات و تشکر : 4


صفحه 1 از 4 123 ... آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •