تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3
  1. #1

    ✿► كلياتى درباره جهان اسلام




    گذرى بر گذشته تاريخى


    در آن هنگامه ‏اى كه بشريت دچار ضلالت آشكارى بود و آتش بيداد و ستم، بر خرمن انسانيت‏ حريق افكنده بود، خداوند بر انسانها منت گذاشت و از ميان آنها رسولى را بر انگيخت كه با تابش شعاع پر فروغ وحى، بيدارى فطرت‏ها را آغاز نمود و از افرادى كه داراى گرايش‏هاى شديد قومى و قبيله ‏اى بودند و رفتار ناگوارى نسبت به هم داشتند، انسانهاى وارسته ‏اى ساخت كه به اخلاق نيك و صفات پسنديده آراسته گشته و به يكديگر مهربان شده و پس از تفرقه و خصومت‏هاى زيادى كه با هم داشتند امت واحدى بنا نهاده شد. در سايه چنين اخوت و اتحادى بود كه مسلمين بجاى تعقيب رفتارهاى ناهنجار زمان جاهليت، از خود ايثار، فداكارى، معنويت و وارستگى بروز داده و در مدت بسيار كوتاهى به صدور انقلاب جهانى اسلام، پرداخته و كشورهاى پهناورى همچون ايران، روم و مصر را به سوى اسلام فرا خواندند.

    پيام وحى، به مسلمين توصيه نمود كه اگر مى‏ خواهيد در گستره جهان از عزت و اقتدار برخوردار باشيد با اطاعت از خدا و رسول و گردن نهادن به احكام الهى و پرهيز از تفرقه و نزاع، اين كار ميسر است.
    تربيت اسلام و تزكيه درونى چنان مسلمانان صدر اسلام را از چنگ خودپرستى نجات داده بود كه كوشش هر كدام در آن بود تا تمام توان و هم خود را در جهت بهبود جامعه مسلمين و رفع ناگوارى‏هاى برادران مسلمان خود بكار گيرند.


       
    وحدت رمز اقتدار جهان اسلام - دست نويس تاليف نگارنده.


    پس از پيامبر اسلام(ص)، خاندان عترت و طهارت(ع) در تداوم راه آن فروغ جاوادنه، جهت احياى حق و برافراشتن پرچم فضيلت و حفظ اتحاد مسلمين، رنج‏هاى فراوان ديدند و براى حفظ شريعت الهى از گزند اختلاف و تحريف و كذب و مانند آن و حراست از قرآن و سنت اهتمام ورزيدند و از طريق بيان احكام و معارف الهى، تربيت ‏شاگردان و تعليم آنها براى گشترش حقايق اسلامى، پيشوايى جبهه حق در مصاف با ستمگران عصر، ارائه الگوى زنده اسلام با اعمال و روش زندگى خود، و تصحيح فرهنگ مسلمين، پايه‏ هاى جامعه اصيل اهلى را مستحكم گردانيدند. گرچه نقش هدايتى، تربيتى و معنويت بخشى از امامان شيعه به انجام رسيد اما شرايط به گونه‏ اى شد كه به جز 4 سال و نه ماه زمامدارى حضرت على (ع)، امت اسلام از نقش حكومتى ائمه محروم شدند.



    از سال 40 هجرى قمرى مطابق با 660 ميلادى، سلسله بنى اميه پس از خلفاى راشدين زمام حكومت ملمين را به دست گرفته و مؤسس اين سلسله يعنى معاويه بن ابى سفيان كه شام را مقر حكومت‏ خود قرار داده بود، خلافت را در اين خاندان موروثى نمود، وى از مخالفان و معاندان سرسخت‏ حضرت على (ع) بود كه با خدعه و نيزنگ جنگ‏هايى را بر عليه آن حضرت ترتيب داد و تعدادى از صحابه و شيعيان خاص آن حضرت را را به شهادت رسانيد و بعد از خود، يزيد زا براى خلافت معين كرد. همان ستمگرى كه فاجعه خونبار كربلا را بوجود آورد و حضرت امام حسين (ع) و 72 تن از يارانش را به طرز فجيعى شهيد نمود.

  2. صلوات و تشکر : 2


  3. #2



    با حركت بنى اميه، وحدت مسلمين به تفرقه مبدل شد زيرا از نظام اسلامى تصور يك امپراطورى و خلافت عربى نمودند كه با اصول اسلامى در تعارض بود، به دنبال آن ضعف و انحرافاتى پديد آمد كه موجب وقوع قيامها و شورش‏هايى گرديد كه نهضت ‏شعوبيه از آن جمله است.

    آخرين فرد اين سلسله كه مروان دوم بود توسط ابومسلم خراسانى مقتول گشت و بدين ترتيب زمامدارى بنى اميه پايان يافت (132 قمرى) بعد از بنى ايمه از سال 132 قمرى مطابق با 750 ميلادى، بنى عباس روى كار آمدند. مؤسس اين خاندان، عبدالله سفاح بود و پس از وى 35 نفر ديگر از بنى عباس بر بخشى از ممالك اسلامى و آسياى غربى حكومت مى ‏نمودند و تا تاريخ 656 قمرى حكمرانى آنها ادامه يافت، بنى عباس مقر حكومت ‏خود را از شام به بغداد انتقال دادند. بنى عباس نيز با ائمه به ستيز برخاسته و بدليل هراس و وحشتى كه عظمت و مهابت ائمه در وجود آنها افكنده بود و نيز مجذوبيت اين وجدهاى معنوى در ميان شيعيان، پس از فراهم ساختن شريط سخت از قبيل تبعيد و زندان و... براى آن سروران، امامان معاصر خود را به شهادت رسانيدند.

    فاطميان كه به خلفاى عبيدى و علوى مشهورند از سال 297 قمرى (909 م)تا 567 قمرى (1171م) سلسله ‏اى مقتدر تشكيل دادند كه مصر و شام و بخش‏هايى از آفريقا را دربر مى ‏گرفت، مركز حكومت اين خاندان، در آغاز شهر مهدويه تونس بود كه بعد به قاهره انتقال يافت، دولت فاطميان به سال 567 قمرى توسط صلاح الدين ايوبى منقرض گرديد.


    سلجوقيان خاندانى ترك بودند كه از 429 قمرى (1037 م) تا 700 قمرى (1300م) در آسياى غربى سلطنت كردند، ظهور اين خاندان در تاريخ اسلام از وقايع مهم و به منزله شروع دوره جديدى مى‏باشد. مقارن ابتداى استيلاى اين قوم، خلافت اسلامى دچار ضعف وركود شده بود و هيچيك از سلاطين در اين ايام، قدرت آنكه كشورهاى اسلامى را تحت ‏يك حكومت درآورند نداشتند كه صرفا فاطمينان مستثنى بودند ولى اينها هم گرچه دولتى بزرگ بودند با بنى عباس نه تنها در حال صفا نبودند بلكه مدعيان آن خاندان به شمار مى‏رفتند. سلاجقه، آسياى اسلامى را از اقصى حد غربى افغانستان تا ساحل بحرالروم (درياى مديترانه) تحت ‏يك حكومت درآوردند و با دميدن روح غيرت در مسلمانان، سپاهيان روم شرقى را كه باز به بلاد اسلامى تعرض نموده بودند، واداربه عقب نشينى نمودند.

  4. صلوات و تشکر : 2


  5. #3



    آل عثمان (خلفاى عثمانى) از سال 699 قمرى تا 1342 قمرى در آسياى صغير سلطنت داشتند مؤسس آنها، عثمان بن ارطغرف بود و سلسله مزبور به نام وى ناميده شد. عثمانيان قريب 3 قرن كمال اقتدار را يافته و قلمرو حكمرانى آنان از بوداپست و ساحل دانوب تا آبشار اسوان در مصر و از ساحل فرات تا تنگه جبل الطارق وسعت ‏يافت. آنها ممالك شبه جزيره بالكان، شام، افريقاى شمالى و شبه جزيره عربستان را مسخر نمودند. مشهورترين افراد اين سلسله، سلطان محمد فاتح نام دارد كه در سال 857 قمرى (مطابق با 1453م) قسطنطيه (مركز روم شرقى) را به تصرف خود در آوردند.


    دولت عثمانى تا جنگ اول جهانى برگترين قدرت امپراطورى گيتى به شمار مى‏رفت. پس از آن ضعف و انحطاط به آنان روى آورد و مسلمين در غفلتى عميق قرار گرفتند. ولى از آن سوى، غرب كه در ظلمات جهل دوران قرون وسطايى مى ‏سوخت، با استفاده‏ هاى سرشار از سنت‏هاى اجتماعى، فرهنگى و علمى اسلامى، تمدن خود را بنا نهاد و سرزمين‏هاى مقتدر اسلامى جدا نمودند و او را به باريكه ‏اى (تركيه فعلى) محدود كردند. و سرانجام آن قدرت عظيم جهانى درهم شكسته شده و امپراطورى وسيع عثمانى با اقتدارى چندصد ساله به يك كشور شكست‏ خورده تجزيه شده كوچك تبديل شد.

    تصاعد خيره كننده ماشين در غرب كه به كمك علم و تكنولوژى جديد سرعتى سرسام ‏آور مى ‏گرفت مسئله مواد خام را براى خوراك روزافزون آن و مسئله بازار مصرف را براى توليد غير قابل كنترل پيش آورد و اين توسعه طلبى در سرمايه ‏دارى غربى توجه به سرزمين‏ها و منابع كشورهاى مسلمان را پديد آورد.

    غرب به منظور تسليم ملل اين كشورها و دست‏ يازيدن بر ذخائر مادى و انسانى آنها به هستى فرهنگى و اخلاقى و مذهبى آنان دستبرد زد و احساس غرور و شخصيت ملل مسلمان را شكست. نيروهاى معنوى كه در مقابل حركت استعمارى بايد مقابله مى ‏كرد ويران گشته و با مسخ فرهنگ آنها، از خويشتن اصيل و گذشته پر شكوه خالى شده تا آماده پذيرش فرهنگ غرب و تعاليم استعمارى شوند.

  6. صلوات و تشکر : 2


کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •