تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 5 , از مجموع 5

موضوع: ادب در دین

  1. #1

    ادب در دین




    1- کف نفس

    پیامبر اکرم صلوات الله علیه در سخنی زیبا فرمودند : ملاک عزت و سربلندی انسان در بازداشتن نفس از اذیت دیگران است ، چنان که جبرئیل بر پیامبر صلوات

    الله علیه نازل شد و ایشان فرمود : ای جبرئیل ! مرا موعظه کن .

    جبرئیل گفت : ای محمد ! زندگی کن ان گونه که می خواهی ؛‌همانا تو خواهی مرد ؛‌و دوست داشته باش هر کسی را که می خواهی و بدان که روزی از او جدا

    خواهی شد ؛ و عمل کن آنچه را می خواهی که تو اثرش را خواهی دید شرف مومن در نماز شب و عزت او در خودداری از اذیت مردم است .(‌من لا یحضره الفقیه

    ،‌ج 1، ص 471و472)



    امام صادق علیه السلام نیز فرمودند : بزرگ ترین و برترین صله ارحام ، کف نفس در اذیت و آزار به آن هاست .

  2. صلوات و تشکر : 4


  3. #2



    2- فرو بردن خشم ( کظم غیظ )

    بدی ها و زشتی ها را به خانه ای مانند کرده اند که کلیدش خشم است هنگام خشم قرابت انسان با شیطان قوت گیرد .

    بسیاری از مفاسد اخلاقی چون کینه، حقدو حسد زاییده خشم اند و چون گرد آیند نابودگر خلق.

    شخصی از رسول خدا " صل الله علیه و اله و سلم " پرسید مرا نصیحتی فرما تا بهشتی گردم؛ حضرت فرمود : خشمگین مشو: لاتغضب . سوال را تکرار کرد و

    حضرت نیز جواب را. (تنبیه الخواطر و نزهه النواظر ، ج 1‌، ص 122 ؛ منیه المرید ، ص 319.)

    دیگری پرسید که چه چیز خشم خدا را از من دور می سازد ، فرمود : لا تغضب . (منیه المرید،ص 319 ؛ مستدرک الوسائل ، ج 12، ص 11 )

    روزی پیامبر " صل الله علیه و اله و سلم " به اصحاب رو کرد و فرمود که تواناترین شما چه کسی است ؟ گفتند کسی که در کشتی گرفتن رقیب خود را بر زمین

    زند .

    حضرت فرمودند : توانا آن نیست که دیگری را به زمین زند بلکه کسی است که در حال خشم بر نفس خویش چیره آید و زمینگیرش کند .( تحف العقول ،ص 45و 47 )

    یکی از حواریان حضرت عیسی علیه السلام از او پرسید چه چیز سخت ترین چیزهاست ؟

    گفت : غضب الهی .

    گفتند : چگونه از آن ایمن شویم ؟ گفت : به ترک خشم و بردباری . (کتاب الخصال ،‌ ج 1 ، ص 6 ؛‌بحار الانوار ٌ ج 70 ٌ ص 263 )

    گفت عیسی را یکی هوشیار سر چیست در هستی زجمله صعب تر

    گفت ای جان صعب تر خشم خدا که از ان دوخ همی لرزند چو ما

    گفت زین خشم خدا چه بود امان گفت ترک خشم خویش اندر زمان

    بس عوان که معدن این خشم گشت خشم زشتش از سبع هم در گذشت .

    مثنوی معنوی ،‌دفتر چهارم ، ص541، بیت 113-116.

  4. صلوات و تشکر : 4


  5. #3



    3- راستی

    امام صادق علیه السلام در حدیث زیبایی درباره قلمرو صداقت فرمودند : صداقت حدودی دارد که اگر رعایت نشوند

    ، کمال صداقت به او اسناد نمی یابد و چنانچه هیچ یک از ان حدود رعایت نشود ، واژه صدق بر او اطلاق نمی

    شود :

    1- ظاهر و باطنش برای تو یکی باشد .

    2- زیبایی و زشتی تو را زشتی و زیبایی خود می بیند .

    3- مال و ریاست حالت و رفتار او را تغییر ندهد .

    4- هرگاه به قدرت رسید ، مانع رسیدن خیر به تو نشود .

    5- هنگام سختی ها تو را رها نکند.


    (الکافی ٌ‌ج 2،ص 639 )


  6. صلوات و تشکر : 4


  7. #4



    • 4- تکبر

      "‌تکبر " به معنای اظهار بزرگی در خود با اختیار خویش به واسطه اعضا و جوارح است . ( التحقیق ،‌ج 10، ص18، " ک ب ر "‌ )

      ( کذلک یطبع الله علی کل قلب متکبر جبار :‌سوره غافر ایه 35 ) از "‌کبر " می آید ،‌ به معنای بزرگی و فرقشان این است که " کبر " خود بزرگ بینی باطنی را گویند؛‌ اما " تکبر " بر خود بزرگ بینی ظاهری اطلاق می شود و فرق آن با صفت " عجب " در این است که " عجب " صفت نفسانی است که در صورت تعجب حاصل می شود ؛ انسان بی قیاس به دیگری خودش را بزرگ ببیند ( تزکیه النفس ، ص 476؛‌ر.ک : معجم مقاییس اللغه ،‌ج 4 ،ص 243، "‌ع ج ب "‌. ) : ( ولو اعجبک کثرة الخبیث :‌سوره مائده ،آ یه 100 )

      " غرور " حالت غفلت و فریب می باشد که بیشتر با اسباب دنیایی همراه است : ( فلا تغرنکم الحیوه الدنیا ولا یغرنکم بالله الغرور :‌سوره لقمان ،‌ ایه 33 )

      در دستورات حضرت موسی هست که درباره سه چیز اندیشه کن تا گرفتار گناه و غرور نگردی : بدان از کجا آمده ای ؛‌به کجا می روی ؛‌ در حضور چه کسی هستی . از کجا آمده ای ، از قطره ای گندیده . به کجا می روی ،‌ به جایی که پر از خاک و حشرات و کرم هاست . در حضور چه کسی هستی ، در پیشگاه پادشاه پادشاهان . ( گنجینه ای از تلمود،‌ ص 237 )

      امام صادق علیه السلام فرمودند : همانا متکبران قرار داده شوند به صورت مورچه های ضعیف ؛‌ مردم آن ها را لگد کنند تا خداوند از حساب فارغ شود : ان المتکبرین یجعلون فی صور الذر یتوطاهم الناس حتی یفرغ الله من الحساب . ( الکافی ، ج 2 ، ص 311 )






  8. صلوات و تشکر : 4


  9. #5




    ادب در اسلام





    گزیده ای از بیانات استاد اخلاق حضرت حجه الاسلام والمسلمین دکتر مرتضی آقا تهرانی در هیئت جوانان شهدای گمنام تهران

    مرحوم علامه طباطبایی در معنای اصطلاحی ادب می‌فرمایند: حفظ حد و اندازة هر چیز و تجاوز نکردن از آن را ادب آن چیز می‌گویند. مانند عدالت که «وضعُ الشیء فی موضِعِه؛ هر چیزی را جای خود گذاشتن.»

    تعریف جامعی مرحوم علامه طباطبایی پیرامون ادب فرموده‌اند که: ادب هیأتی زیبا و پسندیده است که طبع و سلیقه چنین سزاوار می‌داند که هر عمل مشروعی بر طبق آن هیأت واقع شود.

    به عبارت دیگر ادب عبارت است از ظرافت و زیبایی.عمل وقتی زیباست که اولاً مشروع و ثانیاً اختیاری باشد. یعنی خدا اجازه داده باشد و به اختیار خودت نیز باشد

    .تمام شئونات زندگی ما به نوعی تحت این واژه می‌آید که یا ادب است و یا خلاف ادب.پس مراقب باشید. 7 عضو از اعضا و جوارح بدن را کنترل نمایید.

    چرا که کانال ورودی شیطان این اعضا هستند. چشم، دو تا گوش، زبان و شکم و دست و پا و فرج. پس باید نگاهت، خوردنت، نخوردنت، خندیدنت، نخندیدنت، نوشتنت و ... حساب شده باشد.

    نکته دیگر اینکه همة ما در مسأله ادب‌پذیری یکسان نیستیم برخی چیزها را از پدر و مادرمان به ارث داریم مثلاً یکی زود تند و عصبانی می‌شود و دیگری خیلی زبان روان و نرمی دارد.

    وقتی می‌خواهیم خودمان را تربیت کنیم یکسان نیستیم.

    آن که زود تند می‌شود با من که مثلاً تند نمی‌شوم فرق می‌کند.اما آدم باید تمرین کند.

    اول یاد بگیرد بعد هم تمرین کند.راهکار زیبایی در مورد تمرین کردن بگویم.

    یکی از دوستان می‌گفت به یکی از بزرگان گفتم: آقا من وقتی مهمان به خانه‌ام می‌آید از او بدم می‌آید، بد مهمانم. چه کار کنم؟

    ایشان گفتند: تصور کن که پیغمبر خدا به خانه‌ات آمده‌اند. اگر پیامبر آمده بود چکار می‌کردی؟ گفتم؟ جانم را فدایش می‌کردم.

    گفت: این را هم همانطور فرض کن. بالاخره جزو امت این پیغمبر است.

    گفتم گاهی اوقات یک نفر نیستند، دو نفرند. فرمود: تصور کن که امام علی(ع )
    هم همراهش آورده است.

    برایت آسان می‌شود.باید التفات داشت. ملتفت باشی که چه کار می‌کنی؟

    این را آیت‌ا... مظاهری از علامه طباطبایی نقل می‌فرمایند که از آقا پرسیدند آقا چه کنیم که راه راست شود، بفهمیم و جمع و جور شویم.

    علامه فرموده بودند: توجه، توجه، توجه. این همان التفات است. در برابر التفات و توجه، غفلت است.

    غفلت عین صرع می‌ماند وقتی آمد دیگر چیزی نمی‌فهمد. هرچه هم به تو بگویند تو غافلی. اصلاً نمی‌فهمی چه کار باید کرد؟

    قبل از این که این طور
    شود باید احتیاط کنی و مراقب باشی. این همان توجه و التفات است.روایتی پیرامون ارزش ادب از امام صادق(ع)
    در اصول کافی روایت شده که می‌فرماید:

    «اِنْ اَجَّلْتَ فی عُمرک یومین؛ اگر به تو گفتند اجل تو فقط تا دو روز دیگر باقی است.» ،

    «فاجعل اَحَدَهما لِاَدبک؛ یک روزش را بگذار برای اینکه ادب یاد بگیری و بفهمی باید چه کار کنی» ،

    « لِتَستَعینَ به علی یومِ مَوتِک ؛ برای اینکه به وسیلة این یک روزی که آموختی فردا استفاده کنی.» یعنی روز دوم مؤدب زندگی کنی
    .



  10. صلوات و تشکر : 3


کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •