تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2
  1. #1

    تعليم اسماء به آدم(ع)




    تعليم اسماء به آدم(ع)
    [وَعَلَّمَ آَدَمَ الأَسْمَاءَ كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَي المَلَائِكَةِ فَقَالَ أَنْبِئُونِي بِأَسْمَاءِ هَؤُلَاءِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ * قَالُوا سُبْحَانَكَ لَا عِلْمَ لَنَا إِلَّا مَا عَلَّمْتَنَا إِنَّكَ أَنْتَ العَلِيمُ الحَكِيمُ * قَالَ يا آَدَمُ أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمَائِهِمْ فَلَمَّا أَنْبَأَهُمْ بِأَسْمَائِهِمْ قَالَ أَلَمْ أَقُلْ لَكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيبَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَأَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ] [البقرة:31 - 33]
    خداوند براي آن‌كه به فرشتگان بفهماند كه مقام خلافت بالاتر از آن است كه دست آنها به آن برسد و اين خلعت، شايسته پيكر زيباي آدم و ابناي اوست، علم اسماء (علم اسرار آفرينش و نامگذاري موجودات) را به آدم آموخت. سپس آنها را بر ملائكه عرضه داشت و فرمود: «اگر راست مي‌گوييد (كه شما به مقام خلافت من سزاوارتريد)، مرا از اسماء اينها با خبر سازيد». ملائكه گفتند: «خدايا! تو از هر عيب و نقصي منزّهي. پروردگارا! ما نمي‌دانيم مگر آن‌چه را تو به ما تعليم داده‌اي، تو دانا و حكيمي». خداوند به آدم خطاب كرده و فرمود: «اي آدم! ايشان را به اسماء (و حقايق مكنونه و معارف مستوره) آگاه نما». پس هنگامي كه آدم(ع) آنان را از آن‌چه مي‌دانست با خبر ساخت، و فضل و علمش آشكار شد، خداوند خطاب به فرشتگان فرمود: «آيا نگفتم كه من غيب آسمان‌ها و زمين را مي‌دانم، و هر انديشه‌اي را كه آشكار مي‌كنيد يا پنهان مي‌داريد با خبرم؟!».

    اسماء چه بودند؟
    مفسّران در ماهيّت أسماء كه به برتري آدم انجاميد و چگونگي آموزش آن‌ها، آراي گوناگوني دارند.
    1. مقصود از اسما نام‌هاي موجودات از قبيل: انسان، جانوران، زمين، دشت، كوه و دريا است كه مردم با آن‌ها يكديگر و چيزهاي جهان را مي‌شناسند؛
    2. مراد ‌اسامي فرشتگان است؛
    3. منظور اسامي فرزندان آدم است.
    ماوردي پس از نقل اين آراء مي‌گويد: در اين‌جا دو وجه وجود دارد: نخست اين‌كه آموزش فقط در محدوده نام‌ها بوده، نه معاني آن‌ها؛ دوم اين كه اسامي و معاني آن‌ها آموزش داده شده است؛ چراكه دانستن نام‌ها بدون معاني بي‌فايده است و در حقيقت، مقصود اصلي معاني، و ‌نام‌ها نشانه‌اي براي آن‌ها است.
    در وجه اوّل نيز دو صورت است: نخست اين كه خداوند به آدم فقط يك لغت آموخت (لغتي كه آدم به آن تكلّم مي‌كرد) و ديگر اين كه همه لغات بشري را به او آموزش داد و آدم آن لغات را به فرزندانش آموخت و چون آنان پراكنده شدند، هر قومي با لغتي كه برايش مأنوس‌تر و راحت‌تر بود، سخن گفت و ديگر لغات، با گذشت زمان به فراموشي سپرده شد.[1]
    شيخ طوسي و طبرسي گفته‌اند: خداوند معاني نام‌ها را به آدم آموخت؛ زيرا آموختن نام‌ها بدون معنا سودي ندارد و فضيلتي به شمار نمي‌آيد.[2]
    ملاصدرا در نظري قوي گفته است: همه حقايق عالم از اسماءاللّه است و معناي آموزش اسما به آدم، اين است كه خداوند احوال و آثار همه اجناسي را كه آفريده، به آدم ارائه داده و او را از آن‌ها آگاه كرده است.[3]
    ميبدي مي‌نويسد: اهل اشارت گفته‌اند: مقتضي عموم آن است كه خداوند، نام‌هاي آفريدگار و آفريدگان را به آدم آموخت و آدم با دانستن نام‌هاي آفريدگان، بر فرشتگان برتري يافت و آگاهي او از نام‌هاي آفريدگار، سرّي ميان وي و حق بود كه فرشتگان نمي‌دانستند؛ پس ثمره آگاهي از نام آفريده در حقّ آدم، اين بود كه مسجود فرشتگان شد و ثمره علم به نام‌هاي آفريدگار، آن كه به مشاهده حق رسيد و كلام حق را شنيد.[4]
    به گفته رشيد رضا، مقصود از نام‌ها، معاني آن‌ها است و اين توان علمي، همه انسان‌ها را در بر مي‌گيرد و لازمه‌اش اين نيست كه فرزندان آدم اين شناخت را از نخستين روز داشته باشند؛ بلكه شناخت اشيا با بحث و استدلال، در ثبوت اين نيرو كافي است. وي در كيفيّت آموزش اسما به آدم مي‌گويد: تعليم، بر تدريجي بودن دلالت دارد؛ امّا آن‌چه از تعليم اسما به آدم، به ذهن متبادر مي‌شود، اين است كه به صورت دفعي بالفعل يا بالقوه بوده است.[5]
    طبرسي مي‌گويد: در كيفيّت تعليم اسما به آدم اختلاف است. برخي گفته‌اند: شناخت اشيا را در قلب او نهاده و زبانش را به آن‌ها گويا ساخته است و اين براي او معجزه‌اي به شمار مي‌رود؛ چراكه خلاف عادت بود. عدّه‌اي گفته‌اند: او را به دانستن آن‌ها واداشت. بعضي نيز گفته‌اند: زبان ملائكه را به او آموخت و از اين طريق، ساير لغات را فرا گرفت. رأي ديگر اين است كه خداوند نام‌هاي اشخاص را به او آموخت؛ بدين ترتيب كه موجودات را نزد وي حاضر و نام‌هاي آن‌ها را در لغات گوناگون بيان مي‌كرد و روشن مي‌ساخت كه هر چيزي چگونه كاربردي و چه سود و زياني‌دارد.[6]
    به گفته علاّمه طباطبايي، نام‌ها در آيه از دو جهت عموميّت دارد: نخست اين‌كه كلمه اسماء جمع و با الف و لام است و با كلمه كلّ تأكيد شده؛ يعني خداوند همه نام‌ها را بدون استثنا به آدم آموخت.
    ديگر آن‌كه دانش نام‌ها به آدم اختصاص ندارد و همه افراد بشر از اين دانش بهره دارند. ضمير «هُم» نيز چون معمولاً به جمع عاقل برمي‌گردد، نشان آن است كه اسما، عاقل بوده‌اند؛ البتّه آگاهي آدم(ع) از اسماء مانند آگاهي ما از نام‌هاي اشياي گوناگون نبوده و با علمي كه پس از بيان آدم(ع) براي ملائكه حاصل شد نيز تفاوت داشته است؛ چون اگر جز اين بود، بايد پس از آن‌كه آدم آن‌ها را شرح داد، تفاوتي بين ملائكه و آدم باقي نمي‌ماند؛ افزون بر اين، چنين دانشي نمي‌توانست براي آدم فضيلت شمرده شود و براي فرشتگان نيز قانع كننده نبود؛ بنابراين آن‌چه را خداوند بر فرشتگان عرضه كرد، موجوداتي عالي نزد او بودند و هر اسمي را در اين جهان به بركت آن‌ها پديد آورد و آن‌چه در آسمان‌ها و زمين وجود دارد، از پرتو نور آن‌ها است.[7]
    به گفته برخي مفسّران، آدم با سعه وجودي خويش، جامع همه اشيا و حقايق است؛ بلكه او خود، حقيقت همه اشيا است و به صورت وجود جامع، بر همه هستي محيط، و ‌معناي تعليم اسما به او اين است كه همه حقايق و موجودات عالَم هستي در وجود او جمعند و آن حقايق كه آدم جامع آن‌ها است، از اين جهت كه آيينه و نشاني از حضرت حقّند، اسماء ناميده شده‌اند.[8] به نظر مي‌رسد در بحث چگونگي تعليم اسماء، دو نظر اخير جامع باشند.[9]
    درباره اسما و دانش آدم به آن‌ها در تورات چنين آمده است: و خداوند هر حيوان صحرا و هر پرنده آسمان را از زمين سرشت و نزد آدم آورد تا ببيند چه نام خواهد نهاد و آن‌چه آدم، هر ذي حيات را خواند، همان نام او شد؛ پس آدم، همه بهايم، پرندگان آسمان و همه حيوانات صحرا را نام نهاد؛ امّا براي او يار مناسبي يافت نشد.[10]
    گفتني است تورات راز آموزش اسما به آدم و گزارش آن به فرشتگان را چنين تبيين كرده كه آدم در جست‌وجوي همتا و در اين كوشش ناموفّق بوده است؛ ولي از ديدگاه قرآن، تعليم اسما به آدم، ملاك خلافت او و جهت برتري‌اش بر ملائكه است.




    [1] ـ ماوردي، ج‌1، ص ‌99.

    [2] ـ التبيان، ج‌1، ص138 و 139؛ مجمعالبيان، ج1، ص180.‌‌‌‌

    [3] ـ تفسير ملاصدرا، ج‌2، ص320.

    [4] ـ كشف‌الاسرار، ج1، ص137ـ139.‌‌

    [5] ـ المنار، ج‌1، ص263.

    [6] ـ مجمع‌البيان، ج1، ص181.‌‌

    [7] ـ الميزان، ج‌1، ص117 و 118؛ انسان از آغاز تا انجام، ص29.‌‌

    [8] ـ بيان السعاده، ج‌1، ص76 و 77.

    [9] ـ شايد بتوان در اينجا از حديث: «من عرف نفسه فقد عرف ربّه» همچنين شعر منسوب به اميرالمؤمنينA استفاده كه فرمود:
    «أتزعم أنّك جرم صغير و فيك انطوي العالم الأكبر»

    [10] ـ كتاب مقدّس، پيدايش 2: 19.








    منبع: تاريخ انبياء / نوشته محمد مهدي سازندگي

  2. #2

موضوعات مشابه

  1. تعليم و تربيت گام به گام در مهد خانواده
    توسط مهدی یار در تالار خانوادگی
    پاسخ: 19
    آخرين نوشته: 1391/12/11, 03:01 بعد از ظهر
  2. پاسخ: 8
    آخرين نوشته: 1391/10/22, 01:07 قبل از ظهر
  3. ارزش تعليم‏
    توسط ملکوت در تالار علوم تربیتی
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 1391/04/26, 07:03 بعد از ظهر
  4. پاسخ: 5
    آخرين نوشته: 1391/02/13, 10:16 قبل از ظهر
  5. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 1390/10/21, 01:29 بعد از ظهر

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •