تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 19
  1. #1

    ✿✿✿✿✿جلوه هائى از نور قرآن در قصه ها و مناظره ها و نكته ها




    ((با اين صوت زيبا قرآن بخوان !))

    يكى از نكات مهمّى كه در زندگى ائمه اطهارعليهم السّلام قابل دقت مى باشد، توجّه آن بزرگان ، به استعدادِ ذاتى افراد بود و آنان سعى مى كردند، نيروها و قواى انسانها را در راه صحيح تربيت كرده و در راستاى اهداف الهى ، شكوفا سازند، به عنوان نمونه به داستانى كه سعد خفاف (يكى از اصحاب راستگوى امام سجاد عليه السّلام نقل مى كند، اشاره مى كنيم:

    ((روزى به يكى از اصحاب خاصِّ على عليه السّلام (ابوعمر ذازان فارسى ) برخورد كردم و ديدم كه با صوتى زيبا و لحنى دلربا، قرآن مى خواند. گفتم: ((ابو عمر! عجب قرائت نيكوئى دارى! اينگونه قرائت را از كه آموخته اى؟) وى در حالى كه تبسمى بر لب داشت گفت: ((من در ايّام جوانى با صدائى شيوا شعر مى خواندم ؛ آقا اميرالمؤمنين عليه السّلام مرا ديد و از حُسن صوت من، تعجب كرد، و فرمود: اى ذازان! چرا با اين صداى زيبا قرآن نمى خوانى؟

    عرضه داشتم : ((يا اميرالمؤمنين! من از قرآن بقدر آنچه كه در نماز خوانده مى شود، بيشتر بلد نيستم.)) فرمود: نزديك من بيا، چون بحضورش شتافتم، چيزهائى در گوشم خواند كه نفهميدم، بعد فرمود: دهانت را بگشا و در آنحال با آب دهان مباركش دهانم را، متبرك گردانيد. بخداوند سوگند اى سعد! بعد از آن لحظه، احساس كردم ، تمام قرآن را با اعراب و حمزه و شرائط ديگر، حفظ كرده و مى دانم و بعد از آن، در مورد قرآن، به هيچ كس ‍ محتاج نشده و نيازى به سؤ ال پيدا نكردم.))

    سعد خفاف مى گويد: من اين قصه را بر حضرت ابى جعفر امام باقرعليه السّلام عرضه داشتم، آن بزرگوار فرمود: ذازان راست گفته است؛ همانا اميرالمؤ منين عليه السّلام از خداوند تبارك و تعالى، براى ذازان، به اسم اعظم درخواستِ عنايت كرده است، و هر كس با اسم اعظم، خداوند را بخواند ردّ نمى شود.))
    (ناسخ التواريخ ، ج حضرت اميرالمؤ منين ، ص 733.)







  2. صلوات و تشکر : 6


  3. #2



    ((اسم اعظم الهى ))

    مرحوم شيخ على اكبر عماد مى نويسد:
    ((اسم اعظم خداوند تبارك و تعالى ، آنهائى است كه در اولش، لفظ جلاله (الله ) و در آخرش لفظ (هو) باشد و همچنين، بدون نقطه باشد و در قرآن شريف، در پنج مورد چنين آمده است.

    پس بنابراين، اسم اعظم (الله لااله الاّ هو) مى باشد. از شيخ مغربى نقل شده كه هر كس اين پنج آيه را، وردِ خود كند و هر روز يازده مرتبه، به هر نيت و در هر مشكلى - كه برايش پيش آيد- بخواند، بزودى نيت او برآورده خواهد شد. ان شاءالله.

    آن پنج مورد در قرآن چنين است:

    1 - اَللّهُ لااِلهَ اِلاّ هُوَ الْحَىُّ الْقَيُّومُ لاتَاءْخُذُهُ سِنَهٌ وَ لانوْمٌ لَهُ ما فى السَّمواتِ وَ ما فى الاَْرْضِ مَنْ ذَاالَّذى يَشْفَعُ عِنْدَهُ اِلاّ بِاِذْنِهِ يَعْلَمُ ما بَيْنَ اَيْديهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لايُحيطُونَ بِشَئىٍ مِنْ عِلْمِهِ اِلاّ بِماشاءَ وَسِعَ كُرْسيُّهُ السَّمواتِ وَالاَْرْضَ وَ لايَؤُدُهُ حِفْظِهُما وَ هُوَ الْعَلِىُّ الْعَظيمِ.
    (بقره / 255)

    2 - اَللّهُ لااِلهَ اِلاّ هُوَ الْحَىُّ الْقَيُّومُ نَزَّلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ وَ اَنْزَلَ التَّوريةَ وَالاِْنْجيلَ مِنْ قَبْلُ هُدىً لِلنّاسِ وَ اَنْزَلَ الْفُرْقانَ.
    (آل عمران ، 2، 3، 4)

    3 - اَللّهُ لااِلهَ اِلاّ هُوَ لَيَجْمَعَنَّكُمْ اِلى يَوْمِ الْقيامَةِ لارَيْبَ فيهِ وَ مَنْ اَصْدَقُ مِنَ اللّهِ حَديثاً.
    (نساء / 87)

    4 - اَللّهُ لااِلهَ اِلاّ هُوَ لَهُ الاَْسْماءُ الْحُسنى .
    (طه / 8)

    5 - اَللّهُ لااِلهَ اِلاّ هُوَ وَ عَلَى اللّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ.
    (تغابن / 13)

    شيخ مفيد فرموده است: اسم اعظم در سوره فاتحه است و بر اساس ‍ فرمايشِ امام صادق عليه السّلام اگر اين سوره را 70 بار، بر مرده بخوانند و روح بر بدن ميت برگردد، شگفت آور نيست.
    (
    تفسير صافى، ج 1 / 88.)

  4. صلوات و تشکر : 6


  5. #3

    ((بركات مادّى قرآن ))




    ((بركات مادّى قرآن ))

    حكايت مى كنند كه جوانى، در روزگاران گذشته از اندوختن منافع دنيوى دست شسته و عمر خويش را، در تحصيل علم و ادب و معارف الهى و مسائل اخلاقى ، صرف مى نمود و با وضعى ساده و بى آلايش زندگى مى كرد؛ امّا در مقابل همسايه اى داشت كه از ثروت و مكنت برخوردار بود.

    روزى همچنان مشغول مطالعه و درس بود كه مادر پيرش، وارد شد و در حالى كه، وضع زندگى پسرش را موردِ سرزنش قرار داده بود؛ خطاب به وى چنين گفت: ((پسر جان! بعد از عمرى كه در تربيت و پرورش تو كوشيدم؛ آرزو داشتم كه در آخرين روزهاى زندگى، به مادر پيرت كمكى مى كردى و عصاى دستم مى شدى؛ ولى تو همچنان با اين وضع فلاكت بار، مشغول درس و بحث هستى.)) بعد اضافه كرد:((همسايه ثروتمند ما، امروز غذاى خيلى مطبوعى درست كرده و بوى آن به مشامم رسيده و آزارم مى دهد و ما قادر به تهيه آن نيستيم، من تا كى بايد صبر كنم؟))

    جوانِ دانش دوست با حالتى شرمنده، از جاى برخاسته و با خود عهد كرد، تا مادرش را راضى نكند، ديگر بدنبال تحصيل علم نرود. همينطور كه متفكرانه، طى طريق مى كرد، به مسجد وارد شد و بعد از طهارت، مشغول نماز گرديده و با خداى سبحان، مناجات و درد دل آغاز كرد. اتفاقاً در آن موقع ، حاكم عصر، به مشكل دچار شده بود و دنبال چاره مى گشت.

    او سوگند ياد كرده بود كه تا معلوم نشود كه بهشت برايش واجب شده يا نه؟ از همسرش كناره جوئى كند و براى همين، جريان عادّى زندگى براى حاكم مشكل شده و هر دو پريشان حال بودند.

    در همانروز، مجلسى آراسته و تمام علماى شهر را به آن مجلس دعوت كرده و دستور داده بود: ((هر جا عالمى باشد او را به مجلس ما دعوت كنيد.)) از قضا، يكى از مأموران وى، وارد همين مسجد شده و اين ملاّى جوان را مشاهده كرده و به همراه خودش، به مجلس حكومتى آورد. دانشمندِ جوان، هنگام ورود در پائين مجلس، دم در قرار گرفت. حاكم موضوع جلسه را بيان كرده و علما را براى حل مشكل فرا خواند. آنها در اين خصوص، شروع به بحث و مجادله كرده و هر كس مطلبى را بيان نمود؛ ولى هيچكدام، موجب آرامش خاطر حاكم واقع نشد.

    در اين موقع، اين جوان اجازه خواسته و شروع به سخن نموده و خطاب به حاكم گفت: ((آيا تا بحال پيش آمده است كه امير، از خدا و عذاب الهى ترسيده باشد؟)) امير گفت: ((بلى ))، جوان اظهار داشت: ((اى امير! شما يك بهشت خواسته ايد؛ من دو تا بهشت، از طرف خداى سبحان، بشما مژده مى دهم،

    در اين آيه مباركه خداوند مى فرمايد: (وَ لِمَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ جَنَّتانِ):
    الرحمن / 46.(و براى كسى كه از مقام پروردگارش بترسد دو باغ در بهشت خواهد بود.) از هر طرف صداى تحسين و تشويق حاضرين بلند شد و خليفه او را محترم شمرده، هدايا و تفضلات زيادى، به او عنايت كرد و جوان با خوشحالى، به منزل آمده؛ مادر خويش را راضى كرده و حمد و ثناء خداوند را بجاى آورد.




  6. صلوات و تشکر : 6


  7. #4



    ((مرد بخيل و آيه قرآن ))

    در زمان هاى گذشته، شخصى كه به بخل و خساست معروف بود؛ وارد كارگاه كوزه گرى شده و سفارش ساختن يك كوزه و يك كاسه نفيس را داد و در نقش و نگار و تزئين آن تأكيد كرده و اضافه نمود: ((آياتى از قرآن هم، روى آن ها بنويسند؛ تا زيباتر شود.))

    كوزه گر پرسيد: ((بر روى كوزه ات، چه بنويسم؟)) بخيل گفت: ((اين آيه را بنويس: (فَمَنْ شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنّى )
    (بقره / 249.) يعنى: هر كس از آن بنوشد، از همراهان من نيست.

    كوزه گر گفت: ((بر كاسه ات، چه نويسم.)) گفت: ((بنويس: (وَ مَنْ لَمْ يَطْعَمْهُ فَاِنَّهُ مِنّى )
    (همان آيه)یعنی: هر كس از آن نخورد، از همران من است.

  8. صلوات و تشکر : 6


  9. #5



    ((كدام سوره، خلاصه قرآن است؟))

    سوره حمد، در اول قرآن، قرار گرفته و ممكن است علت آن فراگير بودن، اين سوره باشد. زيرا اين سوره، با داشتنِ فقط هفت آيه، تمام مطالب قرآن را، در برگرفته است. چون كه، قرآن شامل تحميد، تمجيد، تسبيح، تقديس، تهليل، شكر، ثناء و تكبير است، و همه اين ها، در كلمه
    حمد
    مندرج است.

    همچنين، بيان ارزاق، اِنعام، احسان، تربيتِ بندگان و اكرام و امهال ايشان، در كلمه
    رحمان گنجانده شده است؛ و تمامى آن چه در قرآن، از وسعت رحمت و عفو گناهان و رحمت بر بندگان، در رحيم ، درج شده است و تمام مفاهيم ثُباتِ قدرت الهى، عظمت، بقاء، و سرمديّت حق، تنزيه او از شركاء، در كلمه مالك، نهفته است و تمام مسائل مربوط به قيامت، مواقف و مقامات و نعمت هاى اخروى، كرامات و احوال اهل بهشت و درجات آن، اهوال دوزخ و شدائد و دركات آن، حساب و ميزان و صراط، در كلمه يوم الدين جمع شده است.

    ویرایش توسط هندیانی : 1390/12/28 در ساعت 10:30 قبل از ظهر

  10. صلوات و تشکر : 6


  11. #6



    آن چه در قرآن از عبادات و كيفيت آن، از نماز و روزه و زكوة و حج و غير آن، دراِيّاكَ نَعْبُدُ مندرج است.

    همينطور قرآن مشتمعل بر توكل و طلب نصرت و فتح و استعانت، از خدايتعالى و امثال اينها، در
    ايّاكَ نَسْتَعينْ نهفته است

    و هكذا مفاهيم قرآن، از قبيل هدايت، توفيق، تفويض، ارشاد، اعتماد، دعا، سؤال، التجاء و ابتهال در
    اهدنا گرد آمده است و هر چه در قرآن، از ميان حلال و حرام و شرايع و احكام از امر و نهى مى باشد؛ كلمه صِراطَ الْمُسْتَقيم متضمن آن است.


  12. صلوات و تشکر : 6


  13. #7



    و تمامى احوال و آثارِ انسان هاى خوشبخت و كيفيت طريقه و سيره آنان و علتِ نجات و رفع درجات آنان ، كه در قرآن آمده است؛ در جمله اَلّذينَ اَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ مندرج است

    و خلاصه احوالِ اقوام لجوج و خودپرست و بت پرست، قصه ها و اخبار ايشان، از كفران نعمت و تكذيب انبياء و قتل ايشان و اصرارِ بر مناهى و توجّه به ملاهى و عذاب و غضب حق تعالى برايشان، در آيه
    غَيْرِالْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ
    بيان شده است

    و بالاخره حالات بقيه جبّاران و فرعون ها و نصارى و ساير مشركين و گمراهان، در كلمه
    ضالّين، درج مى باشد. و اين يكى از محسّناتِ قرآن شريف، مى باشد كه گفته اند:

    ذكر الشّى مجملا ثم مفصلاً اوقع فى النفوس.


  14. صلوات و تشکر : 6


  15. #8



    هشام بن حكم و يك سؤ ال قرآنى

    روزى ، ابن ابى العوجاء، يكى از دانشمندان مخالف اسلام، پرسشى درباره تعدد زوجات، مطرح كرد و گفت:

    قرآن از سويى در آيه سومِ سوره نساء، مى فرمايد:

    فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النّساءِ مَثْنى وَ ثُلاثَ وَ رُباع فَاِنْ خِفْتُمْ اَلاّ تَعْدِلُوا فَواحِدة يعنى با زنان پاك مسلمان ازدواج كنيد، با دو يا سه و يا چهار زن ؛ و اگر مى ترسيد ميان آنها به عدالت رفتار نكنيد، پس به يك همسر اكتفا كنيد.


    و از سوئى ديگر در آيه 129 همين سوره مى گويد:


    وَ لَنْ تَسْتَطيعُوا اَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّساءِ وَ لَوْ حَرَصْتُمْ يعنى: هرگز نمى توانيد، ميان زنان به عدالت رفتار كنيد؛ هر چند در اين راه بكوشيد.

    با ضميمه كردن آيه دوم، به آيه اول در ميابيم كه تعدد زوجات در اسلام ممنوع است ؛ زيرا تعدد زوجات مشروط به عدالت است و عدالت هم ممكن نيست . پس تعدد زوجات در اسلام حرام است .


    هشام از پاسخ باز ماند و از ابن ابى العوجاء فرصت خواسته و براى گرفتن پاسخ به مدينه شتافت. هشام سخن ابن ابى العوجاء را براى حضرت امام صادق عليه السّلام باز گفت.

    امام فرمود:
    منظور از عدالت در آيه سومِ سوره نساء، عدالت در نفقه و رعايت حقوق همسرى و طرز رفتار و كردار است؛ و مراد از آيه 129 همين سوره، عدالت در تمايلات قلبى است. بنابراين تعدد زوجات در اسلام حرام نيست و با شرايطى جايز است.

    هشام از سفر برگشت و پاسخ را در اختيار ابن ابى العوجاء قرار داد. او سوگند ياد كرد كه اين پاسخ از تو (هشام ) نيست.


  16. صلوات و تشکر : 5


  17. #9



    در محضر خداوند

    شخصى، به حضور يكى از بزرگانِ دين آمد و گفت:اى بزرگوار! مرا راهنمائى كرده و موعظه كن. آن عالم فرمود: اى عزيز! اگر در جاى خلوتى، قصدِ معصيت نمائى و به گناه مبادرت ورزى و گمان كنى كه، خداوند ترا مى بيند و مراقب اعمال توست، به امر خيلى مهم و بزرگ جرئت كرده و در حضور مقام با عظمتى، حرمت شكسته اى و اگر فكر كنى كه خدا تو را نمى بيند؛ به سخن خداوند متعال، كافر شده اى كه مى فرمايد:

    اِنَّ اللّهَ كانَ عَلَيْكُمْ رَقيباً:خداوند، مراقب اعمال شماست.
    (نساء / 1.)


    پيش نماز و اعرابى

    روزى اعرابى، (عربِ باديه نشين ) وارد مسجدى شد و چون نماز جماعت، شروع شده بود؛ او هم اقتداء كرد. پيشنماز بعد از حمد، سوره نوح را شروع كرد و خواند:

    بسم الله الرحمن الرحيم اِنّا اَرْسَلْنا نُوْحاً اِلى قَوْمِهِ:ما نوح را بسوى قومش فرستاديم. (
    نوح / 1.)

    امّا بقيه آيه را فراموش ‍ كرد. چند بار هم تكرار كرد؛ ولى به يادش، نيامد. اعرابى كه، مثل بعضى ها خسته شده بود، گفت: يا شيخ! ارسل غيره وارحنا وارح نفسك. آقا! اگر نوح نمى رود ديگرى را بفرست و ما را خلاص كن.



  18. صلوات و تشکر : 6


  19. #10



    در كدام آيه قرآن؟

    شخصى مغرور و روشنفكر مآب، پيش مولانا عضدالدين آمده و اظهار داشت: اى شيخ! شما مى گوئيد: قرآن وحى الهى است و هيچ نقصانى در آن وجود ندارد؟ پاسخ داد: بله همينطور است. مردِ خودپسند، قيافه انديشمندانه اى به خود گرفته و گفت: در قرآن آمده است:

    ما فَرَّطْنا فى الْكِتابِ مِنْ شَىٍ
    ما هيچ چيز را در اين كتاب فرو گذار نكرده ايم.
    (انعام / 38)

    خوب، بفرمائيد بعنوان نمونه، مرا در كجاى قرآن بيان كرده است؟

    مولانا عضدالدين، فوراً جواب داد:
    قرآن، بعد از بيان علماء شما را ياد كرده و مى فرمايد:

    هَلْ يَسْتَوِى الَّذينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذينَ لايَعْلَمُونَ
    آيا كسانى كه مى دانند و عالم هستند با كسانى كه نمى دانند و جاهل هستند يكسانند؟!
    (زمر / 9)

  20. صلوات و تشکر : 6


صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 3
    آخرين نوشته: 1392/04/22, 05:02 بعد از ظهر
  2. كتمان حق*
    توسط hoda در تالار اجتماعی
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: 1390/06/27, 07:28 قبل از ظهر

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •