حقيقت وقايع مربوط به آدم در قرآن
در باره كيفيّت و چگونگي وقايع مربوط به آدم دو نظريّه وجود دارد:
1. بيشتر مفسّران اين وقايع را حوادثي شخصي و مربوط به شخص حضرت آدم(ع) مي‌دانند و معتقدند اين وقايع در خارج اتّفاق افتاده است.
2. برخي از مفسّران اين وقايع را به نوع انسان مربوط دانسته و در تحليل وقايع مربوط به آدم، سخن از رمزي بودن و جنبه تمثيلي اين قصّه به ميان آورده و با تأويل آن، برايش جنبه نمادين قائل شده‌اند.[1]
در اين ديدگاه، آدم نمونه و مظهر انسان كامل است. بهشت جنبه تمثيلي دارد و جاي گرفتن آدم در آن بدان معنا است كه ذات انساني به رفاه و آسايش گرايش دارد و خروج از بهشت و هبوط، كنايه از اين است كه انسان در اثر خروج از اعتدال، دچار رنج و تعب شده و زندگاني آرام خويش را بر اثر نافرماني به مخاطره مي‌افكند.[2] خلافت آدم به معناي قرار گرفتن همه نيروها در اختيار او است تا با بهره‌برداري از آن‌ها به سوي كمال مطلوب خويش پيش رود. پرسش فرشتگان از خلافت موجودي مفسد و خون‌ريز، تصويري از اين است كه در انسان توانايي افساد و خون‌ريزي وجود دارد و در عين حال، داراي شايستگي اين خلافت است. آموزش أسما به آدم، اشاره به اين حقيقت است كه در انسان، استعداد فراگيري همه دانش‌هاي جهان وجود دارد. عرضه نام‌ها بر فرشتگان و پرسش از آن‌ها و در پي آن، اظهار ناتواني در پاسخ‌گويي‌شان، تصويري از محدوديّت همه قوا و نيروهاي اداره كننده جهان است. سرپيچي شيطان از سجده بر آدم، تمثيلي از ناتواني انسان در رام ساختن روح بدي و بدگرايي به شمار مي‌رود كه انگيزه همه درگيري‌ها و تبه‌كاري‌ها است.
درخت ممنوع، تمثيلي از شرّ و بدي و نهي از آن، الهام شناخت زشتي‌ها و برحذر داشتن انسان از هر چيزي است كه به وي آسيب رسانده، مانع كمالش شود. وسوسه و فريب شيطان، گوياي نهاد ناپاك و روح پليدي است كه همواره با بشر بوده، او را به سوي زشتي‌ها سوق مي‌دهد و سرانجام تلقّي كلمات و پذيرش توبه آدم(ع) اشاره به اين حقيقت است كه انسان با سرشت پاك خود در هر شرايطي توان بازگشت و تغيير مسير و جبران گذشته‌ها را دارد.[3]




[1] ـ بيان‌السعاده، ج1، ص75؛ المنار، ج‌1، ص‌280؛ الميزان، ج1، ص132 و 133.‌‌‌

[2] ـ المنار، ج‌1، ص283؛ الميزان، ج1، ص134 و 135.‌‌‌

[3] ـ المنار، ج‌1، ص280 ـ 283.




منبع: تاريخ انبياء / نوشته محمد مهدي سازندگي