كيفيت خلقت حوّا(س)
در قرآن كريم آمده است كه خداوند، انسان‌ها را از نفسي واحد، و ‌همسرش را از آن پديد آورده و مي‌فرمايد: [خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا] [النساء:1]
مفسّران در چگونگي آفرينش حوّا، دو رأي و نظريّه دارند: برخي آفرينش وي را از پهلوي چپ آدم دانسته، و مي‌گويند: آدم در بهشت تنها بود. خداوند خوابي را بر او چيره كرد و حوّا را از دنده پهلوي چپش آفريد، و ‌آدم(ع) او را حوّا ناميد؛ چون از موجود حيّ آفريده شده بود.[1]
بيشتر مفسّران ضمن مردود دانستن رأي پيشين، بر اين نظريّه‌اند كه حوّا از جنس آدم و زيادي گل آدم آفريده شده تا با او انس گيرد؛ چون انس با همجنس بهتر حاصل مي‌شود.
در كتب تفسيري چنين آمده است كه چون آدم وارد بهشت شد از تنهايي وحشت نمود و خسته شد، و مونسي مي‌خواست تا به او آرامش و از تنهايي رهايي يابد. لذا خداوند از زيادي گِلي كه آدم را از آن خلق كرده بود، حوّا را آفريد[2] و همچون آدم از روح خود در كالبدش دميد و همانند آدم خلقتش را كامل گردانيد تا به يكديگر آرامش يابند: [هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا لِيسْكُنَ إِلَيهَا] [الأعراف:189]
عيّاشي از عمرو بن ابي المقدام از پدرش روايت كرده كه گفت: از ابا جعفر(ع) پرسيدم: خداوند حوّا را از چه چيزي آفريد؟ امام(ع) فرمود: شما در اين خصوص چه مي‏گوييد؟ گفتم: مي‏گويند خداوند او را از دنده‏اي از دنده‏هاي آدم خلق نموده است، امام(ع) فرمود: دروغ گفته‏اند، مگر خداوند عاجز بود كه حوّا را از چيزي غير دنده آدم خلق كند؟ پس گفتم: فدايت شوم اي پسر رسول خدا! پس او از چه آفريده شده؟ فرمود: پدرم از پدرانش از رسول خدا(ص) به من خبر داد كه فرمود: «خداوند تبارك و تعالي مشتي از خاك را برگرفت و آن را با دست راستش - كه هر دو دست او دست راست است- مخلوط كرد و از آن گل آدم را آفريد و از باقيمانده گلِ آدم، حوّا را خلق نمود.»
امام صادق(ع) در توبيخ كساني كه مي‌گويند خداوند حوّا را از دنده چپ آدم خلق كرده است، خداوند را تنزيه كرده و مي‌فرمايد: «آيا خداوند قدرت نداشت كه حوّا را از غير دنده آدم خلق كند؟ تا اينكه بعضي از متكلّمين بگويند: آدم با قسمتي از بدن خود ازدواج كرده است؟ خداوند بين ما و ايشان حكم كند.» سپس فرمود: «خداوند وقتي كه آدم را از گل آفريد، ملائكه را مأمور به سجده او نمود و آن وقت خواب را بر او مستولي كرد، سپس براي آدم به خلق جديدي پرداخت و آن وقت حوّا به حركت در آمد و آدم از جنبش او بيدار شد و وقتي آدم به او نظر كرد او را با سيمايي بسيار زيبا و شبيه خود ديد و مشاهده كرد كه به زبان خودش تكلّم مي‏كند، پس به او گفت: تو كيستي؟ حوّا گفت: من مخلوقي هستم كه همان طور كه مي‏بيني، خدا مرا آفريده، پس آدم گفت: پروردگارا! اين مخلوق زيبا كيست كه من به نزديكي با او و نظر به او مأنوس شده‏ام؟ خداوند فرمود: اين كنيز من حوّاست، آيا دوست داري كه همراه و انيس تو باشد و با تو سخن بگويد و امر تو را مطيع باشد؟ آدم گفت: بله، خداوندا! تا وقتي زنده‏ام تو را از اين بابت شكر و سپاس مي‏گويم، سپس خداوند خطبه نكاح آدم و حوّا را جاري كرد و نيروي شهوت را در آن دو ايجاد نمود، آدم گفت: خداوندا! چگونه رضايت تو را در اين باره به دست آورم؟ فرمود: رضايت من در اين است كه معالم دين مرا به او تعليم دهي، آن وقت آدم به حوّا گفت: نزديك من بيا، حوّا گفت: بلكه تو به نزد من بيا. و خداوند به آدم امر كرد كه برخاسته و به سوي او برود و اگر چنين نبود هر آينه همواره زنان به خواستگاري مردان مي‏رفتند.»
در باب كيفيت خلقت حوّا، رواياتي وارد شده كه حوّا از دنده چپ آدم آفريده شده و آن دنده كوچك سمت چپ است، كه برخي اين روايات را بر تقيّه يا تأويل حمل مي‌كنند و برخي اين روايات را از اسرائيليّات قلمداد مي‌كنند.




[1] ـ التفسير الكبير، ج‌9، ص161.

[2] ـ در برخي از روايات آمده است كه خداوند خواب را بر آدم مسلط نمود و از دنده چپ او حوّا را خلق كرد و چون آدم بيدار شد زني را در كنار خود مشاهده كرد. بسياري از مفسران اين چنين رواياتي كه خلقت حوّا را از دنده چپ آدم معرفي مي‌كنند، جزو اسرائيليات ميدانند.‌‌






منبع: تاريخ انبياء / نوشته محمد مهدي سازندگي