تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 27
  1. #1

    ◄◄◄ بسيج هزاران پيامبر براى راهنمائى بشر &&& فصل چهارم: شيوه مبارزه ابراهيم با &&&




    ابراهيم و لوط(عليهماالسلام)
    (تأليف: محمد محمدي اشتهاردي )


    از آن جا كه بشر نه فرشته است كه محكوم به اطاعت و عبادت باشد و نه حيوان است كه محكوم غرائز حيوانى باشد، بلكه داراى گوهرهاى گرانمايه ‏ى عقل و درك و اختيار است، و به اصطلاح نيمى فرشته و نيمى حيوان محكوم به غرائز نفسانى، طبعاً در دو راهى قرار گرفته، كه اگر به راه راست برود، به راه فرشتگان خدا رفته و اگر به راه كج برود، به راه حيوانات رفته، در صورت اول از فرشتگان بالاتر است، زيرا با داشتن غرائز نفسانى جهاد اكبر و مبارزه با اين غرائز كرده و به راه آن ها رفته است، و در صورت دوم از حيوانات پست ‏تر است. زيرا با داشتن چراغ پرفروغ عقل (كه در حيوانات نيست) به راه حيوانات رفته است، و از راهنمائي هاى عقل (كه حجت باطن است) غافل مانده است.

    بر اين اساس علاوه بر عقل (حجت باطن) نياز به حجت هاى ظاهر (پيامبران و امامان معصوم) دارد كه اين دو حجت، قلب او را قوى و اراده او را خلل‏ ناپذير كنند تا در برابر شيطان و وسوسه‏ هاى او ايستادگى نمايد.

    بفرموده ‏ى على (عليه السلام) به شريح قاضى (كه خانه‏ ى 80 دينارى خريده بود) قباله خانه ‏اى برايت بنويسم كه چهار حد دارد، يك سوى آن بلاها است، سوى ديگرش حوادث تلخ روزگار است، سوى سومش هوا و هوس است، و سوى چهارمش اغوا و گمراه كردن شيطان، و در اين خانه از همين سو (اغواى شيطان) گشوده مى‏شود.

    با توجه به سخن عميق على (ع) مى ‏بينيم هوا و هوس و اغواى شيطان در دو طرف انسان قرار گرفته ‏اند، اينك بشر بايد براستى جهاد اكبر (كه در روايات به عنوان مبارزه با نفس تعبير شده) نمايد، و از راهنمائي هاى عقل و پيامبران و امامان كمك بگيرد، تا راه تكامل در تمام ابعادش را كه هدف از آفرينش او است، بدون دست‏ انداز بپيمايد.

    بر همين اساس خداوند هزاران پيامبر، و اوصياء آن ها را براى رهبرى بشر در طول تاريخ فرستاد.





  2. صلوات و تشکر : 4


  3. #2



    معروف در روايات اين است كه: خداوند 124 هزار پيامبر براى راهنمايى بشر فرستاده است، و در بعضى از روايات تعداد پيامبران، هشت هزار نفر ذكر شده است كه چهار هزار نفرشان از بنى‏ اسرائيل و بقيه از ديگران بوده‏ اند.

    و از ابوذر غفارى نقل شده كه پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود: خداوند 124 هزار پيامبر كه 313 نفر از آن ها رسول (داراى مكتب و حكومت مستقل) و بقيه پيامبر بودند.

    بعضى از اين پيامبران داراى كتاب نيز بوده‏ اند مانند: زبور داود، صحف ابراهيم، تورات موسى، انجيل عيسى، و قرآن محمد (صلى الله عليه و آله و سلم)...
    و در قرآن آيه 78 سوره‏ ى مؤمن مى‏ خوانيم:

    اى پيامبر اسلام ما به يقين قبل از تو پيامبرانى فرستاديم كه سرگذشت بعضى از آن ها را براى تو بازگو كرديم، و سرگذشت بعضى را بازگو نكرديم و هيچ پيامبرى نبود كه آيه و معجزه ‏اى بدون اذن خدا بياورد، و هنگامى كه فرمان خدا آمده براستى و حق، حكم شد، (در نتيجه) باطل‏ گويان و باطل‏ گرايان زيان كار شدند.

    طبق اين آيه، داستان بعضى از پيامبران براى پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) ذكر شده است و در قرآن غير از پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم) نام 25 پيامبر آمده است مانند:

    1- آدم 2- ادريس 3- نوح 4- ابراهيم 5- لوط 6- هود 7- صالح 8- اسماعيل 9- اسحاق 10- يعقوب 11- يوسف 12- شعيب 13- موسى 14- طالوت 15- داوود 16- سليمان 17- زكريا 18- يحيى 19- يونس 20- ايوب 21- عزيز (ياارميا) 22- ذوالكفل 23- يسع 24- الياس 25- عيسى‏.

    امام موسى بن جعفر (عليه السلام) به هشام بن حكم فرمود:

    ان الله على الناس حجتين حجة ظاهرة و حجة باطنة فاما الظاهرة فالرسل و الانبياء و الائمة (عليهم السلام) و اما الباطنة فالعقول.

    براى خدا بر مردم دو حجت است: 1- حجت آشكار 2- حجت پنهان، اما حجت آشكار همان رسولان و پيامبران و امامان (عليهم السلام) هستند و اما حجت پنهان، عقل ها است.

    نتيجه اين كه اگر بشر در دو راهى قرار دارد خداوند با حجت هاى ظاهر و حجت باطن او را راهنمائى كرده و هرگونه راه بهانه و عذر را به روى او بسته است و به اصطلاح اتمام حجت نموده است.

  4. صلوات و تشکر : 4


  5. #3



    هدف از فرستادن پيامبران و امامان‏


    ما وقتى كه قرآن و روايات را بررسى مى‏كنيم مى‏ بينيم هدف از بسيج پيامبران، و فرستادن كتاب هاى آسمانى از طرف خدا، در يك كلمه براى تكامل انسان ها در همه‏ ى ابعادش (كه هدف از آفرينش آن ها است) مى ‏باشد، نهايت اين كه اين هدف در پنج موضوع زير بيان شده (و به عبارت ديگر تكامل در تمام ابعادش در پرتو اين پنج موضوع بدست مى‏آيد).

    الف: هدف پيامبران و امامان، بالا بردن سطح معلومات و انديشه‏ هاى بشر و دانش و بينش آن ها بوده است، چنان كه در روايتى امام موسى بن جعفر (عليه السلام) به هشام بن حكم فرمود:

    يا هشام ما بعث الله انبيائه و رسله عباده الا ليعقلوا عن الله، فاحسنهم استجابه احسنهم معرفة و اعلمهم بامر الله احسنهم عقلاً.

    اى هشام! خداوند پيامبران و رسولانش را بسوى بندگانش نفرستاد جز براى اينكه آن ها درباره‏ ى خدا (و عظمت قدرت خدا) بينديشند، نيكوترين آن ها در استجابت فرمان خدا آنانند كه عقل و فكرشان نيكوتر است.

    ب: هدف پيامبران (و سپس اوصياء آن ها) آزاد كردن مردم از چنگال طاغوتيان و خرافات و بت‏ پرستى و هرگونه شرك و آلودگى و استعمار و استثمار، بوده است، چنان چه در قرآن آيه 157 سوره اعراف مى‏خوانيم:

    الذين يتبعون الرسول النبى الامى الذى يجدونه مكتوباً عندهم فى التوراة و الانجيل يأمرهم بالمعروف و ينهيهم عن المنكر و يحل لهم الطيبات و يحرم عليهم الخبائث و يضع عنهم اصرهم و الاغلال التى كانت عليهم...

    آن ها (رحمت شدگان) كسانى هستند كه از فرستاده‏ ى خدا پيامبر امى (درس نخوانده) پيروى مى‏كنند، كسى كه صفاتش را در تورات و انجيل كه نزدشان است مى‏ يابند، آن ها را امر به معروف و نهى از منكر مى‏كند، پاكيزه‏ ها را براى آن ها حلال مى‏شمرد، ناپاكي ها را تحريم مى‏كند، و بارهاى سنگين و زنجيرهائى كه بر آن ها بود (مانند تحت سيطره‏ ى ظالمان بودن، غرق در خرافات و بت‏ پرستى بودن را) از آن ها بر مى‏دارد.

  6. صلوات و تشکر : 4


  7. #4



    قرآن در داستان موسى (عليه السلام)، آزادى صحيح را در شمار نعمت هاى بزرگى كه بر بنى‏ اسرائيل ارزانى داشته آورده و در آيه 49 سوره‏ ى بقره مى ‏فرمايد:

    و اذ نجيناكم من آل فرعون يسومونكم سوء العذاب يذبحون ابنائكم و يستحيون نسائكم و فى ذلكم بلاء من ربكم عظيم.
    به خاطر بياور زمان (موسى) را كه شما (بنى‏ اسرائيل) را از چنگال فرعونيان، آزاد ساختيم، كه همواره شما را شكنجه مى‏دادند، پسران شما را مى‏ كشتند، و زن هاى شما را (براى كنيزى) نگه مى‏داشتند، و در اين، آزمايش سختى از طرف پروردگار براى شما بود.

    ج: هدف پيامبران از پاكسازى و نوسازى (انقلاب اسلامى) در همه‏ ى زمينه ‏ها بود، در اين مورد به اين آيه توجه كنيد:

    هو الذى بعث فى الاميين رسولاً منهم يتلوا عليهم آياته و يزكيهم و يعلمهم الكتاب و الحكمة و ان كانوا من قبل لفى ضلال مبين.

    او خدائى است كه در ميان درس نخواندگان، رسولى از خودشان برانگيخت كه كتاب و حكمت (استدلال هاى قوى) را بر آن ها مى‏خواند و آن ها را پاك مى‏ سازد و آموزش كتاب و حكمت مى ‏دهد، كه قبلاً در گمراهى آشكار بودند.

    آيه 157 سوره اعراف كه ذكر شد، نيز دليل اين مطلب است.
    بر اساس اين آيه هدف از فرستادن پيامبران، تزكيه و تعليم (پاك سازى و نوسازى) ذكر شده است.

  8. صلوات و تشکر : 4


  9. #5



    و در آيه اول سوره‏ ى ابراهيم خداوند به پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم) خطاب كرده مى‏ فرمايد:

    كتاب انزلناه اليك لتخرج الناس من الظلمات الى النور:
    قرآن را بر تو فرو فرستاد (تا در پرتو آن) مردم را از تاريكي ها بسوى نور بيرون آورى.

    و به همين مضمون در آيه 5 سوره ابراهيم در مورد ارسال حضرت موسى (عليه السلام) نيز خاطر نشان شده است.
    اين نور همان نور پاكى و هدايت و تكامل ابعاد است.

    د: هدف پيامبران، اجراى عدالت و قسط و راهنمائى مردم براى بوجود آوردن اقتصاد سالم در توليد و توزيع كه يكى از شاخه‏هاى عدالت اجتماعى است بوده است‏.
    چنان چه در آيه 25 سوره ‏ى حديد مى‏ خوانيم:

    لقد ارسلنا رسلنا بالبينات و انزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط و انزلنا الحديد فيه بأس شديد و منافع للناس.

    ما رسولان را با دلائل روشن فرستاديم، و به آن ها كتاب و ميزان (معيار سنجش) داديم، تا مردم به عدالت و قسط، قيام نمايند، و آهن (شمشير مجازات) را فرستاديم كه در آن عذاب شديد (براى مجرمان و ظالمان و بازدارندگان از عدالت) و سعادت و منافع براى جامعه است.

    ه: هدف پيامبران تكميل نفوس و بالا بردن سطح اخلاق بوده است چنان كه پيامبر اسلام در آن حديث معروف مى‏ فرمايد:

    بعثت لاتمم مكارم الاخلاق:
    من به پيامبرى مبعوث شدم تا اخلاق انسان ها را تكميل كنم.

    به اين ترتيب نتيجه مى ‏گيريم كه هدف از بسيج هزاران پيامبر، و ده ها كتاب آسمانى از طرف خدا به سوى بشر، تفكر، و آزادى صحيح، و پاكسازى و نوسازى، و عدالت و قسط و تكميل اخلاق و نفوس بوده است، كه در پرتو اين موضوعات، تكامل واقعى بدست مى‏آيد.

  10. صلوات و تشکر : 4


  11. #6



    اسوه و الگو قرار دادن پيامبران خداوند در قرآن، داستان هاى پيامبران را براى سرگرمى و وقت‏ گذرانى انسان ها، ذكر نكرده، بلكه هدف از اين داستان ها، عبرت و درس هاى آموزنده در ابعاد سياسى، اجتماعى و فرهنگى و... است.

    هدف اين است كه آن ها اسوه و الگو و سرمشق جامعه باشند، چنان چه در مورد ابراهيم (عليه السلام) در آيه 4 سوره‏ ى ممتحنه مى‏خوانيم:
    قد كانت لكم اسوة حسنة فى ابراهيم و الذين معه: براى شما همواره لازم است كه زندگى ابراهيم و همراهان و ايمان آورندگان به او (همچون لوط و...) را الگوى خود قرار دهيد.
    و در آيه ‏ى 21 سوره‏ ى احزاب در مورد پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم) مى‏خوانيم:

    لقد كان لكم فى رسول الله اسوة حسنة: حتماً لازم است زندگى پيامبر اسلام را همواره الگوى خود قرار دهيد.

    قرآن با ذكر فرازهائى از زندگى ابراهيم و نوح و موسى و يوسف و لوط و پيامبر اسلام و...، كه سياست را با عبادت در آميخته بودند، و به عنوان جانشينان خدا در روى زمين و حاكمان بر حق، تشكيل حكومت دادند يا بعضى درصدد تشكيل حكومت بودند، و در اين راه مبارزه‏ ها كردند و شهداى بسيار دادند اين ها همه براى اعلاى كلمه توحيد، كفرزدائى و طاغوت براندازى و دورى از هرگونه استعمار و استثمار بود، تا ما نيز همان راه را بپيمائيم و به تكامل و سعادت واقعى خود نائل گرديم.

    و موضوع امامت و رهبرى ابراهيم، كه آخرين سير تكاملى او بود، درس بسيار بزرگى براى امت مسلمان است، كه همواره به دنبال رهبر صحيح باشند و در پرتو او، به اجراى احكام خدا بپردازند و اين از پايه ‏هاى اصلى تكامل است، تا آن جا اهميت دارد كه حضرت آدم، با جمعيت اندكى كه از فرزندان و نوادگان اطرافش را گرفته بودند، به عنوان خليفة الله لقب گرفت‏ تا به فرمان خدا كم ‏كم به تشكيل حكومت توحيدى دست زند و در پرتو آن، انسان ها را به سوى خوشبختى حقيقى دعوت كند، با توجه به اين كه صفت خليفه، در نخستين وهله جانشينى از حكومت الهى در زمين را تداعى مى‏كند اكنون چه بهتر در اين كتاب از دو نفر استاد و شاگرد، ابراهيم و لوط، دو دلاور مرد و نستوه و خستگى‏ ناپذير تاريخ سخن بگوئيم.


  12. صلوات و تشکر : 3


  13. #7



    نخست از ابراهيم خليل خدا، قهرمان توحيد و همه‏ ى فضائل، بنيانگذار مراسم حج، پيشتاز خداپرستى و انسانيت و ( در يك كلمه) بنده خالص خداى بزرگ!

    آرى بخش اول اين كتاب (كه قسمت بيشتر اين كتاب را تشكيل مى‏دهد) از ابراهيم سخن مى‏گويد، از شخصى سخن مى‏گويد: كه سراسر زندگى‏ اش جهاد و مبارزه بود، مبارزه با بت ‏پرست ها، مبارزه با طاغوت ها، مبارزه با حوادث تلخ روزگار در زندان ها و در تبعيدگاه ها و...

    از شخصى سخن مى‏ گويد: كه برپا دارنده شعائر توحيدى، و بنيانگذار حج و مراسم حج، و اعلام‏ كننده به همه ‏ى مردم جهان تا آخر دنيا كه در صورت امكان در حج شركت كنند، و تنديس هاى شيطان را سنگباران نمايند، و گلوى هوا و هوس را در قربانگاه عشق ذبح كنند، و عاشقى دلداده براى خدا باشند.

    از شخصى سخن مى‏ گويد: كه براى اجراى فرمان خدا، كارد تيز را بر گلوى جوان بسيار عزيزش اسماعيل گذاشت، و از اين كه كارد نبريد، عصبانى شد و كارد را به زمين كوبيد از اين كه چرا فرمان خدا به تأخير مى‏افتد؟!

    از شخصى سخن مى‏ گويد كه خداوند در قرآن در 25 سوره 69 بار از او سخن به ميان آورده است.

    از شخصى سخن مى‏ گويد: كه سياست را با عبادت درآميخته بود، و هميشه در صحنه، حضور داشت و مى‏ خواست خداپرستى از مرزها بگذرد، لذا به زادگاهش بابل (عراق) قناعت نكرد، به شام و شامات و سپس حجاز رفت و آمد مى‏ كرد و در هر جا از توحيد و دورى از شرك سخن مى‏ گفت.

    از شخصى سخن مى‏ گويد: كه آن چنان نام نيكش افتخار آفرين بود كه يهود او را از آن خود مى‏ دانستند، مسيحيان او را از آن خود، تا اين كه خدا در قرآن آيه 68 سوره آل عمران فرمود:

    ان اولى الناس بابراهيم للذين اتبعوه و هذا النبى و الذين آمنوا و الله ولى المؤمنين

  14. صلوات و تشکر : 3


  15. #8



    نزديك ترين و شايسته ‏ترين مردم به ابراهيم آن ها هستند كه از او پيروى كردند (و راه او را كه راه توحيد است مى‏پيمايند) مانند پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم) و ايمان‏ آورندگان به او، و خداوند ولى و سرپرست مؤمنان است.
    يعنى معيارهاى برترى، پيوند مكتبى با ابراهيم است و اين پيوند در پيامبر اسلام و مسلمانان وجود دارد.

    بالاخره اين كتاب از شخصى سخن مى‏گويد كه بفرموده‏ ى امام باقر (عليه السلام):
    ابراهيم (عليه السلام) روزى بامداد برخاست و در ريش خود يك دانه موى سفيدى ديد گفت: الحمد لله الذى بلغنى هذا المبلغ و لم اعص الله طرفة عين
    سپاس خداوندى را كه مرا به اين سن وسال رسانيد در حالى كه به اندازه‏ ى يك چشم بهم زدن گناه نكردم.

    اين كتاب از شخصى سخن مى‏ گويد: كه خداوند در قرآن، چندين بار مى‏ فرمايد او از مشركان نبود و در هيچ بعدى شرك نداشت.
    و در يك كلمه اين كتاب از شخصى سخن مى‏گويد كه خداوند در قرآن او و پيروانش را اسوه و الگوى همه قرار داده (چنان چه كه خاطرنشان شد).

    اين كتاب داستان و ماجراى حقيقى دو نفر از پيامبران است، و با توجه به اين كه، همه كس، از فيلسوف و محقق و دانشمند گرفته تا دانش ‏آموز، مى ‏تواند استفاده كند و يك كتاب همگانى است، به زبان مردم نوشته شده تا نوجوانان و دانش‏ آموزان نيز بهره‏ مند گردند.

    اميد آن كه همه ما در هر كجا كه هستيم، در صف ابراهيميان در برابر نمروديان باشيم، و ابراهيم گونه در صحنه حضور يابيم و تا پايان عمر، در اين صف، استوار بمانيم، چنان چه حضرت لوط اين خط را پيمود.



  16. صلوات و تشکر : 3


  17. #9



    ابراهيم آن چنان بزرگ بود و آوازه‏ ى شخصيتى عظيم در ميان تمام قبائل داشت، كه همگان حتى بت ‏پرستان خود را به او منتسب مى‏كردند، و خود را پيرو آئين او مى‏ دانستند.

    تكرار قرآن بر اين كه او از مشركان نبود، يك جهتش اين است كه انتساب آن ها را به ابراهيم (عليه السلام) نفى و رد كند.

    آرى ابراهيم (عليه السلام) در آئين خالص توحيدى بود كه خداوند در قرآن اعلام مى ‏كند:

    قل صدق الله فاتبعوا ملة ابراهيم حنيفاً و ما كان من المشركين
    بگو خدا راست گفته بنابراين از آيين ابراهيم پيروى كنيد كه به حق گرايش داشت و از مشركان نبود.

    حضرت لوط دست‏ پرورده و شاگرد ممتاز ابراهيم بود، او كه به مقام پيامبرى رسيد نيز در همين راه حركت مى‏كرد و براساس برنامه‏ ى ابراهيم گام بر مى‏داشت.

    باز تكرار مى‏ كنيم: سرگذشت پر شور ابراهيم خليل ‏الله بى‏ شك از سازنده‏ ترين و حركت آفرين ‏ترين سرگذشت ها براى همگان از پير و جوان و ميانسال و نوجوان است و مى ‏تواند عالي ترين زندگى واقعى را بياموزد.

    سرگذشتى كه سراسر، عبرت و پند و درس در ابعاد گوناگون زندگى است، و يك داستان واقعى و در عين حال شيرين است.

    اين داستان را در بيست فصل ترتيب داديم، تا هر فصلى كلاس درسى باشد، و كلاس به كلاس به پيش رويم، با توجه به اين كه هر چه پيش مى‏ رويم، داستان، اوج مى‏ گيرد و به قسمت هاى حساس و تكان‏ دهنده مى ‏رسد، و اشتياق انسان را بر خواندن، و هماهنگ شدن با مفاهيم آن بر مى‏ انگيزد.

  18. صلوات و تشکر : 3


  19. #10



    اين كتاب در دو بخش تنظيم گرديد:

    بخش اول اين كتاب در مورد حضرت ابراهيم (عليه السلام) است كه در بيست فصل تنظيم شده، و در هر فصل آن فرازى از زندگى پرماجرا و سازنده ‏ى ابراهيم، سخن به ميان آمده و سپس در موارد بسيار به نكات و درس هاى آن اشاره شده است.

    از آن جا كه حضرت لوط (يكى از پيامبران خدا) شاگرد و دست‏ پرورده و پسر برادر يا پير خاله ابراهيم بود، و در فراز و نشيب ها يار مخلص و شاگرد صديق و باوفا و نستوه براى ابراهيم بود و چنان چه شرح خواهيم داد جزء اولين ايمان آورندگان به ابراهيم بود و در قرآن به عنوان اسوه و الگو ياد شده‏ و چنان كه قرائن نشان مى‏دهد، در بيشتر حوادث زندگى ابراهيم (عليه السلام) همراه ابراهيم (عليه السلام) بوده، و مى‏ توان گفت حضرت لوط چون برادر يا فرزندى وفادار و لايق براى ابراهيم خليل بود، و خود نيز پيامبر خدا است كه مى ‏توان او را پيامبر مظلوم تاريخ لقب گذاشت.

    بخش دوم اين كتاب به زندگى اين پيامبر - (لوط) از آغاز تا وقتى كه با قوم آلوده‏ اش روبرو شد و سرانجام عذاب قومش، در ضمن شش فصل تنظيم گرديد. پيامبرى كه خداوند در قرآن 27 بار نام او را برده و در آيه 133 صافات او را از رسولان دانسته است.

    اميد آن كه: زندگى پرشور و سازنده‏ ى اين دلاور مردان و اين راست قامتان جاودانه‏ ى تاريخ، شور و نشاطى در ما ايجاد كرده و بر سطح فكر و عمل و روحيه‏ ى توحيدى ما بيفزايد.

    ضمناً بايد توجه داشت كه پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم) در ميان پيامبران در سطحى قرار دارد كه بالاترين مقام نسبت به تمام پيامبران است، علاوه بر اين كه پيرو آئين حنيف ابراهيم بود، در احكام و مسائل آن را تكميل كرد، و دينى آورد كه تا روز قيامت، شايستگى هماهنگى با تكامل بشر داشته باشد،

    و در اين مورد امام صادق (عليه السلام) فرمود: ان الله تبارك و تعالى اعطى محمداً شرايع نوح و ابراهيم و موسى و عيسى - الى ان قال - و ارسله كافة لابيض و الاسود و الجن و الانس.
    خداوند بزرگ، به محمد (صلى الله عليه و آله و سلم)، شرايع نوح و ابراهيم و موسى و عيسى را عطا كرد - تا اينكه فرمود او را رسول بر همه از سفيد و سياه و جن و انس قرار داد.

    چنان كه در قرآن در موارد متعدد به جهانى و جاودانى بودن آئين محمد (صلى الله عليه و آله و سلم) اشاره شده است.
    و چنان كه در داستان به آتش افكندن ابراهيم (عليه السلام) خواهيم گفت، آن حضرت در آن لحظه، محمد (صلى الله عليه و آله و سلم) و آلش را در خانه خدا واسطه قرار داد.
    بنابراين اكنون بزرگ ترين و آخرين و كامل ترين الگو را دارد و آن پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم) است.
    اميد آن كه همه ‏ى ما مسلمانان راستين باشيم.

       

    قم - محمد محمدى اشتهاردى‏
    6/8/1363
    سوم صفر زاد روز امام باقر(عليه السلام)


  20. صلوات و تشکر : 3


صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. ✿ اخلاق و سيره پيامبر اكرم (صلى الله‏ عليه‏ و آله)
    توسط هندیانی در تالار پيامبر اعظم (ص)
    پاسخ: 9
    آخرين نوشته: 1391/10/21, 10:35 بعد از ظهر
  2. ✿ شيوه‏ هاى تبليغى پيامبراکرم (صلی الله علیه و اله و سلم)
    توسط مرادی نسب در تالار پيامبر اعظم (ص)
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: 1390/11/21, 03:09 بعد از ظهر
  3. سيره سياسي پيامبر اعظم (ص)
    توسط hoda در تالار اندیشه سیاسی اسلام
    پاسخ: 6
    آخرين نوشته: 1389/12/21, 10:01 قبل از ظهر
  4. پاسخ: 3
    آخرين نوشته: 1389/12/10, 01:19 بعد از ظهر
  5. روابط خارجي در سيره پيامبر (ص)
    توسط hoda در تالار اندیشه سیاسی اسلام
    پاسخ: 5
    آخرين نوشته: 1389/11/29, 08:10 بعد از ظهر

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •