تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 25
  1. #1

    تاریخ عضویت : 1390/9/29
    گالري تصاوير
    0   نظرات : 0
    نوشته : 1,742      صلوات : 167
    صلوات گرفته : 153 در 35 پست
    وبلاگ : 44
    دریافت : 0      بارگذاری : 0
    88060714 آنلاین نیست.

    ✿۞✿ آخرالزمان








    آخرالزمان
    و امام مهدى عليه‏السلام


    «آخرالزمان‏» اصطلاحى است در فرهنگ اديان بزرگ دنيا، به معناى آخرين دوران حيات بشر و قبل از برپايى قيامت.
    در فرهنگ اسلامى، آخرالزمان هم دوران نبوت پيامبر اكرم، صلي ‏الله‏ عليه ‏وآله، تا وقوع قيامت را شامل مي ‏شود و هم دوران غيبت و ظهور مهدى موعود، عليه ‏السلام، را.

    در دوران معاصر، عده‏اى از مفسران و متفكران مسلمان از قبيل: مرحوم علامه طباطبايى، استاد شهيد مرتضى مطهرى، سيد قطب، محمد رشيدرضا، شهيد سيد محمدباقر صدر و... با اتكا به آياتى از قرآن كريم (اعراف: 138، انبياء: 105، صافات: 171 و 172) استخلاف انسان در زمين، فرمانروا شدن نيكوكاران زمين (وراثت صالحان) و پيروزى حق بر باطل را به ‏رغم جولان دائمى باطل به عنوان سرنوشت آينده بشر مطرح كرده ‏اند و آيات و روايات مربوط به تحولات آخرالزمان را بيانگر نوعى فلسفه تاريخ مي ‏دانند

    و به اعتقاد ايشان، عصر آخرالزمان عبارت است از دوران شكوفايى تكامل اجتماعى و طبيعى نوع انسان، چنين آينده‏اى امرى است محتوم كه مسلمانان بايد انتظار آن را داشته باشند و نبايد منفعل و دلسرد به «حوادث واقعه‏» بنگرند، بلكه با حالتى پر نشاط و خواهان صلاح جامعه انسانى و آگاه از تحقق اهداف تاريخى انتظار، بايد سرشار از اميد، آمادگى و كوشش در خور اين انتظار مقدس باشند.

    در چارچوب اين برداشت، آخرالزمان قطعه معينى از تاريخ نوع انسان است كه او بايد در آن حركت تكاملى تدريجى خود را تا تحقق وعده الهى ادامه دهد.

    در حاليكه در كتب علماى متقدم همچون «كمال ‏الدين‏» شيخ صدوق و «كتاب ‏الغيبه‏» شيخ طوسى، رحمة‏الله ‏عليه، چنين تفسيرى از تاريخ نبوده و تحولات آخرالزمان امرى است غير عادى كه در آخرين بخش از زندگى نوع انسان واقع مي گردد و به تحولات قبلى جامعه انسانى مربوط نمي شود.

    در نظر متاخران بينا بودن در مورد «نشانه ‏هاى زمان‏» و ارزيابى رخدادها، در پرتو پيشگوييهاى آخرالزمانى كه در جامعه جريان دارد، ضرورى است . كما اينكه بسيارى از انديشمندان بر اين باورند كه جامعه انسانى اينك در آخرين مرحله غفلت از «ذات‏» و در اوج تحمل «جوهر مادى‏» و «كميت منطوى در كثرت‏» قرار دارد، و معتقدند هر چه بشر پيشتر مي ‏رود; درك جمعى او از خير و عدل مطلق مفهوم تر و شفاف‏تر مي گردد.

    شناخت «آخرالزمان‏» يا فرجام شناسى (
    Eschatologie )در اديان يهود، مسيحيت و زرتشتى نيز حائز اهميت است.

    با عنايت ‏به آنچه بيان شد،
    «آخرالزمان‏» پايان همه چيز نيست، بلكه ترميم جهان است.

    گويى جهان ناگهان تعادل خود را باز مي ‏يابد و به حالت اوليه باز مي ‏گردد. همه آشفتگي هاى ممكن اوجش در آخرالزمان است فقط در صورتى آشفتگى مطلق است كه فى نفسه و با ديدى افتراقى ملاحظه شود.

    ولى چنانچه اين بى نظميها در قبال نظم كل كه سرانجام همگى به آن باز مي گردند، قرار گيرد جنبه منفى خود را از دست مي ‏دهد و جزو عوامل مقوم و به يك معنى فانى در مرحله ظهور مي ‏شود.

    به تعبير « رنه گنون‏» در كتاب «آخرالزمان يا عصر سيطره كميت‏» دوران دجال نهايت ظلم و شر است، ولى امر شر و منحوس ناپايدار و موقت است - هر چند كه نمي توانست جز آنچه واقعا هست چيز ديگرى باشد - و فقط جنبه خير و سعادت كه پايايى و قطعيت دارد و به سامان مي‏رسد، به قسمى كه محال است ‏سرانجام غالب نشود.

    نگاهى به دردها و آلام بشر انديشمند امروز و غربت او در زوال فطرت پاك آدمى چنين مي نماياند كه در ميان همه خواسته ‏هاى ضد و نقيضش، امروز يكى هست كه همه در آن مشتركند.

    همه اقوام و ملل و رژيمهاى سياسى يكصدا خواهان «آزادى‏»اند.

    آزادى برابر با حضور ضرورت حقيقت در وجود آدمى.

    «آزادى‏»اى كه جوهر انسان مختار است و امكان عروج او را فراهم مي ‏آورد. آزادى رهايى بخش و مقوم انديشه و حكمت.

    رهايى انسانى كه مي خواهد خودش باشد، رها از گناه و رها از شرارت. آزادى اصيل و واقعى كه نهفته در اطاعت‏ حق است. از اين رو دستيابى به سعادت به معناى دستيابى به رحمت و عدالتى است‏ كه خداوند آن را مقرركرده ‏است





    ادامه دارد.........
    ویرایش توسط 88060714 : 1390/12/04 در ساعت 07:44 بعد از ظهر


  2. #2

    تاریخ عضویت : 1390/9/29
    گالري تصاوير
    0   نظرات : 0
    نوشته : 1,742      صلوات : 167
    صلوات گرفته : 153 در 35 پست
    وبلاگ : 44
    دریافت : 0      بارگذاری : 0
    88060714 آنلاین نیست.





    آخر الزمان عصر نبود تعادل


    تلقّی ما از ظلم و جور، عموماً زورگویی‌ها و خشونت‌های نظامی گردنکشان و مستکبران علیه محرومان و ضعیفان است و کمی که پیشتر می‌رویم به مظالم اقتصادی و فاصله‌های عظیم فقر و غنا نیز به عنوان مصادیقی از ظلم توجّه می‌کنیم؛ ولی حقیقت این است که معنای ظلم و جور آن هم به نحو امتلاء و آکندگی، معنایی بس وسیع‌تر و عمیق‌تر دارد.


    از مشهورترین روایات مربوط به آخرالزّمان و قیامت ظهور، این حدیث نبوی پیامبر اعظم(ص) است که دربارة حضرت مهدی(ع) فرمود:

    «یملأ الأرض قسطاً و عدلاً کما ملئت ظلماً و جوراً؛ او، [حضرت مهدی(ع)]، زمین را پر از قسط و عدالت می‌کند آن‌چنان که پر از ظلم و جور شده بود.»


    اغلب به معنای جامع و عمیق این روایت توجّه نمی‌شود.
    تلقّی ما از ظلم و جور، عموماً زورگویی‌ها و خشونت‌های نظامی گردنکشان و مستکبران علیه محرومان و ضعیفان است و کمی که پیشتر می‌رویم به مظالم اقتصادی و فاصله‌های عظیم فقر و غنا نیز به عنوان مصادیقی از ظلم توجّه می‌کنیم؛ ولی حقیقت این است که معنای ظلم و جور آن هم به نحو امتلاء و آکندگی، معنایی بس وسیع‌تر و عمیق‌تر دارد.

    امیرالمؤمنین(ع) در روایتی، عدل را به «وضع الشئ فی موضعه؛ قرار گرفتن هر چیزی در جایگاه خودش» تعریف فرمودند و بعد تصریح کردند که معنای ظلم نیز از این تعریف روشن می‌شود و آن عبارت است از قرار نداشتن اشیا و امور در جایگاه خودشان.

    واژه جور نیز که در روایت نبوی آمده است، به معنای از مسیر و راه خارج شدن و منحرف گشتن است و بیانی دیگر از واژة ظلم است. بر این اساس باید به این نکته توجّه کنیم که روایت مشهور یاد شده، معنایی بس عمیق‌تر از آنچه ما اغلب تصوّر می‌کنیم، در بر دارد.

    آکندگی عالم از ظلم و جور؛ یعنی آنکه در آخرالزّمان هیچ عرصه‌ای از عرصه‌های حیات فردی و اجتماعی از تباهی، انحراف و کژی خالی نیست و به هر جا که بنگری نشانه‌های ناراستی، اعوجاج و انحراف از حق را می‌بینی و در حقیقت تباهی بر مزاج عالم غلبه کرده است و نبود توازن و تعادل مهم‌ترین ویژگی عصر آخرالزّمان است.


    در آیة 41 سورة روم می‌خوانیم: «ظهر الفساد فی البرّ و البحر بما کسبت ایديّ النّاس؛ تباهی در خشکی و دریا به خاطر اعمال و دستاوردهای خودسرانة بشری ظاهر و غالب شده است».

    این آیه نیز بیانی دیگر از آکندگی عصر آخرالزّمان از عدم تعادل و بی‌توازنی است و از همین رو در دعای عهد خطاب به خداوند مویه می‌کنیم که:

    «قلت و قولک الحقّ ظهر الفساد فی البرّ و البحر بما کسبت ایدی الناس فاظهر اللهم لنا وليّک؛ تو خود گفتی و سخنت حق است که به سبب آنچه دست‌های مردم فراهم آورده، فساد در خشکی و دریا نمودار شده است، پس ای خدا! وليّ خود را بر ما آشکار ساز.»

    مروری بر روایاتی که نشانه‌های آخرالزّمان را بیان کرده‌اند نیز به وضوح، بیانگر این معنای وسیع از ظلم و جور و در واقع همان آکندگی از نبود تعادل و بی‌توازنی است. بر اساس این روایات ما شاید نتوانیم عرصه‌ای را پیدا کنیم که از آسیب، انحراف و کژی در امان مانده باشد. به برخی از این نشانه‌ها که برگرفته از روایات است، توجّه کنید:

    مردم، دارای آرای مختلف خواهند شد و از هواها و خواهش‌های نفسانی پیروی می‌کنند.
    قرآن، کهنه شده و چیزهایی بدان می‌بندند که در آن نیست. دین، تغییر و دگرگونی پیدا کرده چنان که آب کاسه تغییر پیدا می‌کند
    شخص، صبح ، مؤمن است، شب کافر می‌شود (ارتدادهای عقیدتی).
    معروف منکر شود و منکر معروف. مردم حرام را مباح دانند و امور باطل را در بین خود ترویج کنند.
    بدعت‌ها فاش و فتنه‌ها ظاهر شود. اهل اخبار و حدیث (علمای خالص و صادق دین) موهون شده و دوستداران آنها از نظر بیفتند ـ
    بعضی از مشاهده جدّ و جهد مؤمنی در امر دین به خدا پناه می‌برند! ـ مؤمن محزون و از نظر افتاده و خوار است (واژگونی ارزش‌ها)

    نماز را سبک شمرند. مساجد را مثل معابد یهود و کلیسا زینت دهند. مناره‌ها را بلند سازند.
    اغنیای امّت به منظور گردش و تفریح؛ طبقة متوسط برای تجارت و فقرا به منظور خودنمایی و ریا به حج روند.
    قرآن، مهجور و مساجد از هدایت تهی گردد و قرآن را با آواز و مزامیر و به صورت غنا می‌خوانند بدون اینکه از خداوند ترسی داشته باشند.
    در چنین عصری ترانه‌ها و ساز و آواز، آدمیان را به طرب می‌آورد، آن‌چنان که نفس‌هایشان گویی در طرب می‌آید و لذّت و شیرینی قرآن خواندن از آنها گرفته می‌شود.
    مردم، شطرنج، نرد و موسیقی را کاری پسندیده بشمارند و در مقابل، امر به معروف و نهی از منکر را عملی نکوهیده بدانند و در مكّه و مدینه کارهایی می‌کنند که خداوند دوست ندارد و کسی هم نیست که مانع شود و هیچ‌کس آنها را از اعمال زشت باز نمی‌دارد. آلات موسیقی در مكّه و مدینه آشکار است. (رسوخ انحراف در اعمال عبادی و دینی)


    و فساد زیاد و هدایت کم گردد و آرزوها، طولانی گردد و مردم آنچه را که می‌گویند، عمل نمی‌کنند. و مرده را تشییع می‌کنند و کسی هم وحشت نمی‌کند (عبرت نمی‌گیرد). شنیدن تلاوت قرآن بر مردم گران و استماع سخنان باطل برای مردم آسان است. (بی پروایی معنوی)

    فحشا بسیار گردد به طوری که کار و شغل قرار گیرد و زنا علنی گردد و فساد در همه جا آشکار است و کسی از آن جلوگیری نمی‌کند و مرتکبان آن هم خود را معذور می‌دانند. لهو و لعب آشکار می‌گردد و کسی که از کنار آن می‌گذرد، جلوگیری نمی‌کند یا کسی قادر به جلوگیری از آن نیست. (تباهی اخلاقی و بی‌تعادلی در روابط جنسی)





  3. #3

    تاریخ عضویت : 1390/9/29
    گالري تصاوير
    0   نظرات : 0
    نوشته : 1,742      صلوات : 167
    صلوات گرفته : 153 در 35 پست
    وبلاگ : 44
    دریافت : 0      بارگذاری : 0
    88060714 آنلاین نیست.



    ادامه......


    مردان شبیه زنان و زنان شبیه مردان گردند.
    مردان و پسران مسلمان با طلا خود را بیارایند. زنان بر زین‌ها سوار شوند (بر هم خوردن توازن و تعادل در روابط اجتماعی و جابه‌جایی کارکردها و وظایف اجتماعی).

    خوردن مال یتیمان را حلال کرده و رباخواری و کم فروشی کنند.
    ربا را به صورت بیع و رشوه را به اسم هدیه حلال شمرند.
    زکات را از مستحقّان قطع کنند. فقر، بسیار شود.
    مردم اموال خود را در راه غیر خدا بذل می‌کنند و کسی را از این کار بر حذر نمی‌دارند و جلوی آنها را نمی‌گیرند.
    کسی که طلب حلال می‌کند، در نظر مردم سرزنش می‌شود و طالب حرام را مدح و احترام می‌کنند.
    مرد، مال بسیاری دارد ولی وجوهات شرعی آن را نمی‌دهد. (مناسبات ظالمانة اقتصادی)

    رشوه را به اسم هدیه حلال شمارند، به اسم امانت، خیانت کنند.
    دروغ، بسیار شود. لجاجت در میان مردم آشکار گردد. برادری در راه رضای خداوند کم می‌شود؛ چنان که درهم‌های حلال کم می‌گردد.
    پس مردم به بدترین حالت باز می‌گردند. شاهد (در دادگاه) بدون اینکه از وی درخواست شود، شهادت می‌دهد و دیگری به خاطر دوست خود بر خلاف حق گواهی دهد. صاحب هر پیشه در پیشة خود دروغ گوید.

    کبر و منيّت چون سم در دل‌ها راه یابد. مردم در لباس به یکدیگر مباهات کنند.
    ثروتمندان بلندمرتبه و فقرا پست باشند. توانگر به آنچه دارد بخل می‌ورزد و فقیر آخرت خود را به دنیا می‌فروشد.
    همسایه، همسایه‌اش را آزار می‌رساند و کسی هم او را منع نمی‌کند.
    صاحب مال از شخص با ایمان عزیزتر است. اگر یک روز بر مردی بگذرد و در آن روز گناه بزرگی مانند زنا و کم‌فروشی و غلّ و غش در معامله یا شراب‌خواری نکرده باشد، اندوهگین و محزون است که آن روز را مفت از دست داده و عمرش ضایع شد.!
    بیدادگری و جرائم، آشکار گردد. فتنه و اضطراب بسیار شود. (مناسبات ظالمانة اجتماعی)

    ارحام (پیوند خویشان) را قطع کنند.
    طلاق فراوان شود و مردم پیشینیان خود را لعنت نمایند.
    بی‌احترامی به پدر و مادر آشکار گردد و مقام آنها را سبک شمرند و نزد فرزندشان سیه روزتر از همه شوند.
    پسر به پدر و مادرش افتراء می‌بندد و آنها را نفرین می‌کند و از مرگ آنها خوشحال می‌شود. کوچک، بزرگ را مسخره می‌کند (تضعیف پیوندهای سالم اجتماعی و فروپاشی نهاد حیاتی خانواده که منجر به فروپاشی کامل اجتماعی می‌شود).

    مردمِ عمارت‌های محکم و رفیع بسازند (میل به خلود در ارض و الگوهای غلط و غیر دینی در معماری و شهر سازی).
    ویرانی بیش از عمران و آبادی است (توسعة غربی که عین ویرانی است، آبادی تلقّی می‌شود).

    مردم نوشیدنی‌ها و خوراکی‌های پست می‌خورند (تباهی در نوشیدنی‌ها و خوراکی‌ها که عموماً از حالت طبیعی و سالم خود خارج شده‌‌اند و منشأ ضررهای گوناگون برای سلامت انسان‌ها هستند).

    حتّی نبود توازن و بی‌تعادلی به پدیده‌های طبیعی نیز سرایت می‌کند:
    «پس چون آن زمان آید هلال ماه شب اوّل مانند ماه شب دوم خود را بنماید و گاهی نیز مخفی می‌شود به طوری که مردم اوّل ماه رمضان را افطار کرده و آخر ماه را که عید می‌باشد، روزه بگیرند. مرگ‌ها سریع باشد و مردم به صورت ناگهانی بمیرند به طوری که مرد هنگام صبح سالم باشد و شب دفن شده باشد و شب زنده و صبح مرده باشد. باران در غیر فصل ببارد. زلزله، فراوان گردد. عمرها کم شود. بلاها ظاهر گردد.»

    البتّه مطالب بالا بدین معنا نیست که در ظلمت آخرالزّمان هیچ نقطة نورانی‌ای وجود ندارد و اصلاً مؤمنی یافت نمی‌شود یا هیچ حرکت سازنده‌ای وجود ندارد؛ بلکه مقصود غلبه و سیطرة تباهی و ظلم و جور بر امور و دنیا است و در اقلّیت محض بودن خوبی و خوبان است. ضمن آنکه مصیبت آخرالزّمان آن قدر شدید است که حتّی خوبان و مصلحان را نیز ممکن است به نسبت‌هایی متأثّر سازد.

    در هر صورت در همان آخرالزّمان «الموطئون للمهدی؛ زمینه‌سازان برای قیام مهدی(ع)» وجود دارند. سيّد خراسانی و سيّد یمانی و مغربی با یارانشان هستند که با ظهور حضرت به ایشان می‌پیوندند.


    امّا مسئله این است که مؤمنان راستین و آنها که واقعاً دغدغة سالم ماندن و ثبات ایمانی و عقیدتی دارند، نباید از عمق ظلم و ظلمت و تباهی آخرالزّمان غافل شوند و خویش را در معرض انواع فتنه‌ها و پرتگاه‌ها قرار دهند.




  4. #4

    تاریخ عضویت : 1390/9/29
    گالري تصاوير
    0   نظرات : 0
    نوشته : 1,742      صلوات : 167
    صلوات گرفته : 153 در 35 پست
    وبلاگ : 44
    دریافت : 0      بارگذاری : 0
    88060714 آنلاین نیست.





    مفهوم آخرالزمان در دين يهود



    از بعضي عبارات متون مقدس، آخرالزمان به معناي روز خداوند، روز انتقام از گنهكاران و پاداش افراد نيكوكار استنباط مي‌شود.

    اين‌جا دو برداشت وجود دارد:

    يكي به معناي پايان دوران جهان و پيوستن آن به قيامت است.اين برداشت، بين يهود از سده‌هاي دو و سه پيش از ميلاد پيدا شده است؛

    برداشت ديگر، پيروزي قوم برگزيده خداوند، حكومت آنان بر سرتاسر عالم، اجراي عدل و داد و شكست اهريمن و ظالمان است.

    بني اسرائيل كه خود را قوم برگزيده خداوند مي‌دانستند، در انتظار دوراني بودند كه وعده الهي تحقق يابد و خداوند، قوم برگزيده خود را در سرزمين موعود مستقر و دشمنان را نابود كند.


    در دوره‌هاي پس از حكومت داوود و سليمان (علیهماالسلام) ، قوم بني اسرائيل از لحاظ اجتماعي و اخلاقي و ديني دچار انحطاط شده، به شرك و الحاد گرايش يافتند؛ بنابراين، انتظار زماني مي‌رفت كه خداوند بار ديگر پيشواياني هم چون موسي، يوشع، سليمان و داوود را ميان آنان ظاهر كند، تا بدكاران و ظالمان را به جزاي عملشان برسانند و قوم را از بدبختي و هلاكت نجات دهند.
    در عاموس (آموس) نبي سده هشت پيش از ميلاد، از اين روز ياد شده است؛ روزي كه بدكاران كيفر مي‌شوند و نتيجه عمل زشت خود را مي‌بينند و خداوند، از آنان انتقام مي‌گيرد. عاموس، آن ايام را به ظلمت و تاريكي توصيف مي‌كند:

    واي بر شما كه مشتاق روز خداوند هستيد!
    روز خداوند براي شما چه خواهد بود؟
    تاريكي، و نه روشنايي…. ظلمت غليظي كه در آن، هيچ درخشندگي نباشد.


    شايد مراد از تاريكي و ظلمت، وضع ظاهري عالم و آمدن عذاب باشد و شايد منظور، رسيدن افراد ظالم و تبهكار به جزاي عملشان باشد و اين تعبيرات كنايه از آن باشد؛ چنان كه موافق همين مطلب و برداشت، در كتب ديگر، مانند هوشع و اشعياي نبي وجود دارد و آخرالزمان، روز خداوند و روز جزاي دادن ظالمان و ستمكاران و مبتلا ساختن آنان به عذاب‌هاي الهي، مانند زلزله و توفان و در مقابل، نجات يافتن و مورد رأفت الهي قرار گرفتن مؤمنان و افراد صالح، بيان شده است؛ روزي كه پادشاهي از نسل يسّي (پسر داوود) كه شخص حكيم و خداترسي است، ظهور كرده و جهان را از عدل و داد پر خواهد نمود.


    به بيان ديگر به كلي، در كتبي كه مربوط به دوران قبل از اسارت است، مانند كتب مقدس ذكر شده و كتب ديگر از قبيل ميكاه، ناحوم، ارميا، صفنياء و امثال آن‌ها از روز خداوند كه روز نزول آتش و عذاب الهي بر جهان سرشار از ظلم و جور و نجات مؤمنان، سخن به ميان آمده و آن را نزديك معرفي مي‌كنند.

    اين روز، به معناي پايان جهان و بر پا شدن رستاخيز و پاداش و كيفر آخرتي نيست؛ بلكه غضب و عذاب الهي در همين جهان است و دشمنان و مخالفان قوم بني اسرائيل به جزاي عمل خود مي‌رسند و پادشاهي ظهور مي‌كند كه عدل و اراده خداوند را طبق مصالح و منافع قوم يهود برپا مي‌كند و عهدي كه در طور سينا بسته شده بود، دوباره تجديد خواهد كرد؛ اما در كتب مربوط به دوران پس از اسارت، مانند حزقيال نبي، اشعياي دوم و اشعياي سوم، زكريا، دانيال و كتب ديگر، مصيبت‌ها و بلاهايي كه از بابليان بر قوم بني اسرائيل رسيد و خواري و ذلّتي كه در دوران اسارت تحمل كردند، همگي كيفر الهي و جزاي گناهان آنان به شمار آمده و آنچه غايت آرزو و انتظار آنان است، بازگشت به اورشليم، تجديد بناي معبد، ظهور فرمانروايي از نسل داوود و تحقق وعده خداوند در سرزمين موعود است.


    تا اين‌جا چنين برداشت مي‌شود كه آخرالزمان و روز خداوند، به دو معنا آمده است:

    1. به كيفر رسيدن دشمنان قوم يهود و پيروزي بني اسرائيل و تشكيل حكومت بر سرتاسر زمين و فرمانروايي مطلق كه در همين دنيا تحقق مي‌يابد.

    2.آغاز دوره‌اي جديد از زندگي كه ويژة قوم يهود است و آن‌ها در اين زندگي، به سعادت ابدي نايل مي‌شوند. همچنان كه دشمنان يهود، دچار عذاب الهي و ابدي مي‌گردند.

    در كتاب اشعياي دوم، روز خداوند، هنگامي است كه سير تاريخ جهان، به نقطه غايت و كمال خود مي‌رسد و خلقي جديد آغاز مي‌شود كه همگاني است و ويژه بني اسرائيل نيست:

    من كه يهوه هستم، ايشان را اجابت خواهم كرد؛ خداي اسرائيل هستم؛ اينان را ترك نخواهم كرد. بر تل‌هاي خشك، نهرها و ميان وادي‌ها، چشمه‌ها جاري خواهم نمود. و بيابان را به بركه آب، و زمين خشك را به چشمه‌هاي آب، مبدّل خواهم ساخت.

    از عبارات بالا به ويژه صدر آن، اختصاص داشتن به بني اسرائيل فهميده مي‌شود.


    ویرایش توسط 88060714 : 1390/12/15 در ساعت 07:32 قبل از ظهر

  5. صلوات و تشکر : 4


  6. #5

    تاریخ عضویت : 1390/9/29
    گالري تصاوير
    0   نظرات : 0
    نوشته : 1,742      صلوات : 167
    صلوات گرفته : 153 در 35 پست
    وبلاگ : 44
    دریافت : 0      بارگذاری : 0
    88060714 آنلاین نیست.




    .................

    حركت و جريان تاريخ، طبق طرحي پيش مي‌رود كه خداوند از آغاز آفرينش آن را معين و مقرر كرده و تا پايان زمان، سير و حركت آن ادامه دارد.

    كسي كه مأمور اتمام اين طرح و رساندن آن به نقطه پايان است، «عبد يهوه» نام دارد.

    او است كه بايد با تحمل رنج‌ها و بلاهاي مداوم و گوناگون، گناهان بني آدم را بر جان خود بخرد و عالم را از ظلم و فساد پاك كند و دوران جديد را آغاز نمايد.
    خدمتگذار عادل من، بار گناهان بسياري از مردم را به دوش خواهد گرفت و من، به خاطر او آن‌ها را خواهم بخشيد.

    به او مقامي بزرگ و قدرتي عظيم خواهم داد؛ زيرا او خود را فدا كرد؛ از خطاكاران محسوب شد، بار گناهان بسياري را بر دوش گرفت و براي خطاكاران شفاعت كرد.
    در كتاب اشعياي سوم از داوري نهايي خداوند و آتش خاموشي ناپذيري كه همه گنهكاران را خواهد سوزاند و از آفرينش آسمان‌هاي جديد و زمين جديد و شكوه و جلال اورشليم جديد و سرور و شادي همه مردم جهان، سخن به ميان آمده است:

    زيرا اينك من آسماني جديد و زميني جديد خواهم آفريد و چيزهاي پيشين به ياد نخواهد آمد و به خاطر نخواهد گذشت.

    در ‌بخش مياني كتاب اشعيا كه به مكاشفات اشعيا معروف است و به دوره‌هاي سده دوم يا سوم پيش از ميلاد تعلق دارد، از انهدام جهان در آخرالزمان، رستاخيز مردگان و پاداش اعمال خبر داده شده است:

    پس چون اين را ببينيد، دل شما شاد خواهد شد و استخوان‌هاي شما مثل گياه سبز و خرّم خواهد گرديد و دست خداوند، بر بندگانش معروف خواهد شد؛ اما بر دشمنان خود غضب خواهد كرد.

    بنابراين «روز يهوه» كه روز انتقام از گنهكاران و كافران و زمان استقرار حكومت يهوه بر قوم برگزيده در اين جهان است، در دوره‌هاي پس از زمان اسارت، معناي وسيع‌تري به خود مي‌گيرد و به يك تحول بزرگ آخرالزماني به معناي فرجام‌شناسي مبدل مي‌شود.

    پاداش و كيفر، ديگر خاص زندگان نيست؛ بلكه عام و شامل همه انسان‌ها از گذشته و حال مي‌شود و مردگان، دوباره زنده مي‌شوند و با داوري نهايي كه پس از آن، ديگر داوري نيست، به سعادت يا شقاوت ابدي خود مي‌رسند. كسي كه پرچم‌دار اين تحول بزرگ است، پادشاهي نيست كه بر بني اسرائيل حكومت مي‌كند؛ بلكه كسي است كه دروازه‌هاي ملكوت الهي و عالم باقي را مي‌گشايد .

    در مكاشفات، زمان و جهان هستي به دوبخش تقسيم مي‌شود:

    جهان و زمان جاري: كه پر از شر و فساد و ظلم و گناه است و شيطان و عوامل او در آن، هميشه در كار و فعاليتند و بخش دوم: جهان و زمان آتي كه سراسر، نور و سرور جاويدان و ابدي است و عقل و رحمت الهي بر آن، حكومت دارد

    ليكن خطاهاي شما، ميان شما و خداي شما حائل شده است و گناهان شما، روي او را از شما پوشانده است، تا نشنود؛ زيرا دست‌هاي شما به خون، و انگشت‌هاي شما به شرارت آلوده شده است.
    لب‌هاي شما به دروغ تكلم مي‌نمايد و زبان‌هاي شما به شرارت نطق مي‌كند.

    نيز در جاي ديگر آمده است:

    آن‌گاه در خداوند متلذّذ خواهي شد و تو را بر مكان‌هاي بلند زمين سوار خواهم كرد.

    نتيجه اين‌كه از بعضي عبارات عهد عتيق چنين برداشت مي‌شود كه مراد از آخرالزمان، آغاز دوره خوشبختي و كامروايي قوم يهود و پيروزي آنان بر دشمنان، در همين دنيا و پيش از پايان عالم است.

    اما از عبارات و كتب ديگر چنين استنباط مي‌شود كه آخرالزمان كه به روز خداوند يا روز يهوه تعبير شده است، عبارت از عالمي جديد با زندگي نو خواهد بود كه با داوري يهوه و سپس به پاداش و كيفر رسيدن افراد است كه گاهي ويژه قوم يهود و زماني عمومي و غير مختص به بني اسرائيل شمرده شده است.

    در بيشتر عبارات كتاب مقدس يهود، آخرالزمان به معناي روز خداوند و روز انتقام از گنهكاران و پاداش افراد نيكوكار است كه هم به معناي پايان جهان و شروع قيامت و عالم جديد و هم به معناي پيروزي قوم برگزيده خداوند و حكومت آن بر سرتاسر جهان و شكست اهريمن است؛ دوراني كه انتظار قوم يهود به سر مي‌آيد و وعده الهي تحقق مي‌يابد. بعيد نيست مراد از حكومت بر سرتاسر عالم، همان حكومت «يهوه» و داوري او و منظور از شكست دشمنان يهود، به كيفر رساندن آنان باشد.




  7. صلوات و تشکر : 5


  8. #6

    تاریخ عضویت : 1390/9/29
    گالري تصاوير
    0   نظرات : 0
    نوشته : 1,742      صلوات : 167
    صلوات گرفته : 153 در 35 پست
    وبلاگ : 44
    دریافت : 0      بارگذاری : 0
    88060714 آنلاین نیست.



    روایات متعددی درباره‌ی روابط والدین و فرزند در آخرالزمان از معصومین رسیده است؛ از جمله:


    پیامبر اکرم (ٌص) فرمودند:

    « در آن زمان انسان به پدرش ناسزا می گوید.»

    امام صادق علیه السلام فرمودند:

    « آزار و اذیت و مخالفت با پدر و مادر رواج می یابد و به پدر و مادر بی احترامی می‌شود.»

    و در روایت دیگری فرمود:« پدر و مادر نزد فرزند بدترین مردم می‌شوند و فرزند از افترا و ناسزا گفتن به آنها لذت می‌برد. والدین خود را نفرین می کند و از مرگشان خوشحال می‌شود.»





    منابع:
    بحارالانوار 52/ 259 حدیث 147
    بحارالانوار 52/ 263 حدیث 148
    بحارالانوار 52/259 حدیث 147

  9. صلوات و تشکر : 4


  10. #7

    تاریخ عضویت : 1390/9/29
    گالري تصاوير
    0   نظرات : 0
    نوشته : 1,742      صلوات : 167
    صلوات گرفته : 153 در 35 پست
    وبلاگ : 44
    دریافت : 0      بارگذاری : 0
    88060714 آنلاین نیست.






    مفهوم آخرالزمان در مسيحيت



    آموزه آخرالزمان در بخش‌هاي مختلف كتاب عهد جديد آمده است؛ اما به طور يكسان و يكنواخت نيست و به سختي مي‌توان تصوير و تفسيري روشن و هماهنگ از آن‌ها به دست آورد.دليل آن، ممكن است دو چيز باشد:

    همان‌گونه كه پيش‌تر بيان شد، قوم يهود، از زمان پس از اسارت،اولاً هم چهار انجيل و هم بخش‌هاي ديگر كتاب عهد جديد، نقل اقوال و گزارش‌هايي از گفته‌ها و اعمال عيسي(عليه السلام) است كه توسط شاگردان و حواريون نقل شده و مستقيماً توسط آن پيامبر الهي بيان نشده است.
    منتظر روز موعود و منجي موعود .
    وثانياً تصورها و دريافت‌ها و سوابق ذهني ناقلان و حتي زمينه‌هاي فكري و فرهنگي شنوندگان، در اشكال و معاني روايات مؤثر بوده است.د و آن را تحقق وعده الهي مي‌دانست، كه اين انتظار و نظريه، در دو قرن پيش از ميلاد، ميان قوم يهود شدت و قوت بيشتري يافت؛ اما در اشكال و صور مختلف.
    در نظر مسيحيان نخستين عيسي(عليه السلام) انساني بود برگزيده خدا، مسيحاي موعود و منتظَر كه گناه همه را به جان خريد، آزار ديد و در نهايت، مصلوب شد. در روز سوم هم از خاك برخاست و به آسمان صعود كرد و در آينده‌اي نزديك هم رجعت خواهد نمود.
    توسط او است كه جهان از ظلم و گناه پاك مي‌شود و نيروهاي شيطاني مغلوب و از بين خواهند رفت؛ مؤمنان، راه نجات و رستگاري را خواهند يافت و به كمال مي‌رسند. با مصلوب شدن عي سي(عليه السلام) كه در واقع قرباني شدن او، كفاره گناهان مردم بود، ميثاق و عهد جديدي بين خدا و انسان بسته شد.

    پس از آن كه مسيحيت به سرزمين‌هاي غربي راه يافت و در محيط فكري و فرهنگي يوناني رو به رشد و گسترش نهاد، سخنان منسوب به عيسي(عليه السلام) كه در اصل به زبان «آرامي» بود، به زبان يوناني ترجمه شد و پيام او كه دنباله نبوت‌هاي پيشين بود و از افكار منعكس در «مكاشفات» يهود و تعليمات كساني چون عيسي بن زكريا سرچشمه مي‌گرفت، در غالب تعبيرات و تصورات ديني مردم آن سرزمين‌ها جاي گرفت و با مقولات فكري و فلسفي يوناني آميخته شد.



    ادامه...............



  11. صلوات و تشکر : 4


  12. #8

    تاریخ عضویت : 1390/9/29
    گالري تصاوير
    0   نظرات : 0
    نوشته : 1,742      صلوات : 167
    صلوات گرفته : 153 در 35 پست
    وبلاگ : 44
    دریافت : 0      بارگذاری : 0
    88060714 آنلاین نیست.



    ادامه...........


    همه نويسندگان انجيل و نامه‌ها و بخش‌هاي ديگر كتاب عهد جديد، عيسي را همان عيساي موعود آخرالزمان مي‌دانستند.
    با اين همه، در هيچ يك از سخناني كه از او نقل كرده‌اند ـ به جز انجيل يوحنا كه جديدترين انجيل‌ها و متأخر از بقيه و از افكار يوناني متأثر است ـ خود را به صراحت «مسيحا» نگفته و عناوين و القاب خاص آن، مانند «آن كه مي‌آيد»، «پسر انسان»، «پسر خدا» را برخود مستقيماً اطلاق نكرده است؛ بلكه به نوعي به آن‌ها اشاره مي‌كند كه گويي مقصود، شخص ديگري جز خود او است.
    او، هميشه از اين عناوين به صورت سوم شخص (غايب) سخن مي‌گويد؛ ولي در اغلب موارد، محتواي كلام و مضمون عبارت، به خوبي حاكي از آن است كه مرجع اين گونه اشارات، شخص او است.
    از برخي سخنان عيسي كه در انجيل‌ها نقل شده است نيز استفاده مي‌شود كه وي، خود را آغازگر تحولي بزرگ و منجي آخرالزمان مي‌شناخته است. اين‌كه عيسي، «يحياي معمدان» را همان الياس پيامبر مي‌داند كه ظهورش مقدمه ظهور مسيحا است نيز، ناظر بر همين معنا است.
    يحيي، همان كسي است كه اشعيا درباره‌اش پيشگويي كرده و گفته بود: «كسي در بيابان صدا مي‌زند و مي‌گويد كه راهي براي آمدن خداوند بسازيد، راهي درست در صحرا برايش آماده كنيد».

    يحيي، در پاسخ مردم كه پرسيدند آيا او همان مسيح است يا نه، گفت:
    من، شما را با آب تعميد مي‌دهم؛ اما به زودي شخصي خواهد آمد كه شما را با روح القدس و آتش تعميد خواهد داد. مقام او بالاتر از من است و من حتي لايق نيستم كه بند كفش‌هايش را بگشايم.

    در بخش‌هاي مختلف كتاب عهد جديد، درباره آخرالزمان و هنگام رسيدن آن، اقوال و روايت‌هاي مختلف ديده مي‌شود كه به آن، اشاره مي‌كنيم:

    1. عيسي كه خود او يكي از پيروان يحيي و به دست او غسل تعميد يافته بود، در آغاز، مانند او، پايان جهان را بسيار نزديك مي‌ديد و مردمان را به توبه و بازگشت به سوي خدا دعوت مي‌كرد. وي گفت:
    تنها كساني بخشوده و رستگار مي‌شوند كه پس از رسيدن آن روز، خود را از گناه پاك و شايسته برخورداري از رحمت الهي سازند.

    طبق روايات مرقس و متي، الياس كه پيش از آمدن مسيح، بايد بيايد و ظهور وي وقوع داوري بزرگ را اعلام كند، هم اكنون آمده است. عيسي در جواب شاگردانش كه از آمدن الياس پرسيدند، گفت:
    البته الياس مي‌آيد و همة چيزها را اصلاح مي‌كند؛ ولي به شما مي‌گويم كه اكنون الياس آمده است؛ ولي او را نشناختند؛ بلكه آنچه خواستند، با او انجام دادند. آن‌گاه شاگردان دريافتند كه دربارة يحياي تعميد‌دهنده با ايشان سخن مي‌گفت.

    بنابراين، پايان جهان، امري قريب الوقوع بوده و هر لحظه، انتظار آن مي‌رود كه صور به صدا درآيد و قيامت آغاز شود. همچنين مي‌توان فهميد كه آخرالزمان در دين مسيحيّت، به معناي پايان جهان كنوني و آمدن مسيح موعود، با برپايي داوري و دادن پاداش و كيفر است.

    2. در بعضي عبارات كه درباره بعد از مصلوب شدن عيسي است، آينده نزديك، به آينده دورتري تبديل مي‌شود؛ زماني كه هنوز بعضي از شاگردان او زنده خواهند بود:
    در آينده به شما مي‌گويم بعضي از شما كه اين‌جا ايستاده‌ايد، پيش از مرگ، ملكوت خدا را با تمام شكوهش خواهيد ديد.

    اما بعضي عبارت‌ها، اين آينده را دورتر مي‌دانند؛ آن هم پس از ظهور مسيحيان دروغين و وقوع جنگ‌ها، قحطي‌ها و حوادث ديگر. در بعضي موارد ديگر، به آينده‌اي نامعلوم كه جز خدا از آن خبر ندارد، اشاره مي‌شود. به گفته پطرس رسول، اين تأخير، نشانه رحمت الهي است و نبايد موجب شك و ترديد شود؛ زيرا خداوند، به بندگان خود مهلت داده است كه توبه كنند و از گناه، پاك شوند.

    3. رجعت عيسي و آغاز روز بزرگ و داوري نهايي، واقعه‌اي است ناگهاني و هيچ علامتي قبل از وقوع آن، وجود ندارد، تا زمينه‌ساز آن باشد:

    كمرهاي خود را بسته، چراغ‌هاي خود را افروخته بداريد. مستعد باشيد؛ زيرا ساعتي كه گمان نمي‌رود، پسر انسان مي‌آيد. ملكوت خدا، با مراقبت مي‌آيد؛ زيرا چون برق كه از يك جانب زير آسمان لامع شد و تا جانب ديگر زير آسمان درخشان مي‌شود، پسر انسان، در يوم خود همچنين خواهد بود.



    ............


  13. صلوات و تشکر : 4


  14. #9

    تاریخ عضویت : 1390/9/29
    گالري تصاوير
    0   نظرات : 0
    نوشته : 1,742      صلوات : 167
    صلوات گرفته : 153 در 35 پست
    وبلاگ : 44
    دریافت : 0      بارگذاری : 0
    88060714 آنلاین نیست.



    .............

    در لحظه‌اي، در طرفة العيني، به مجرد نواختن صور اخير؛ زيرا كرنا صدا خواهد داد و مردگان، بي‌فساد برخواهند خاست و متبدّل خواهيم شد.

    4. در بعضي موارد ديگر، از علايمي كه رجعت عيسي و وقوع آخرالزمان را خبر مي‌دهد و از حوادثي كه پيش از آن روي خواهد داد، به تفصيل سخن مي‌رود:

    بشارت عيسي به سراسر جهان خواهد رسيد. پيامبران كذاب و مسيحيان دروغين ظاهر خواهند شد.
    قحطي‌ها و وباها و زلزله‌هاي بزرگ و جنگ‌ها و بلاهاي سخت روي خواهد داد. آفتاب و ماه، تاريك مي‌شوند و ستارگان، فرو مي‌ريزند.

    اساس افلاك متزلزل مي‌شود. برادر، برادر را و فرزند، پدر را و پدر، فرزند را به قتل مي‌رساند؛ اما همه اين‌ها آغاز دردهاي بعدي است.

    خلاصه اين‌كه معناي آخرالزمان، تمام شدن اين دوره و آغاز دوره جديد، همراه زنده شدن مردگان و زندگي جاويد است؛ اما قبل از شروع اين دوره، يك سلسله حوادث كيهاني، اجتماعي و معنوي رخ خواهد داد.

    5. برخلاف بعضي از موارد عهد جديد كه وقوع آخرالزمان و رجعت عيسي امري ناگهاني است و كسي از آن مطلع نيست، در موارد ديگر، اين تحول و اتفاق بزرگ، امري است تدريجي و تعاملي؛ يعني داراي مراحلي است كه يكي پس از ديگري رخ مي‌دهد و زمينه را براي اين امر آماده مي‌كند و هم اكنون آغاز شده است؛ همچون افتادن دانه در خاك و رشد و نمو گياه و به ثمر رسيدن آن در پايان اين سير و جريان. عيسي(عليه السلام) خود اين سير تكاملي را به صورت تمثيل‌هايي بيان كرده است:
    ملكوت خدا، مانند كسي است كه تخم در زمين بيفشاند و شب و روز بخوابد و برخيزد و تخم برويد و نمو كند؛ چگونه او نداند؛ زيرا زمين، به ذات خود، ثمر مي‌آورد. اول علف، بعد خوشه؛ پس از آن، دانه كامل در خوشه و چون ثمر رسيد، فوراً داس را به كار مي‌برد؛ زيرا وقت معاد است و گفت: به چه چيز ملكوت خدا را تشبيه كنيم و براي آن، چه مثل بزنيم؟ دانه خردلي است كه وقتي آن را در زمين مي‌كارند، كوچك‌ترين تخم‌هاي زمين باشد؛ ولي چون كاشته شد، مي‌رويد و شاخه‌هاي بزرگ مي‌آورد؛ چنان كه مرغان هوا، زير سايه‌اش مي‌توانند آشيانه گيرند.

    طليعه اين جريان تكاملي، به يقين، ظهور عيسي و انتشار بشارت او است و سرانجام، با او به غايت خواهد رسيد. وقتي فريسيان از عيسي مي‌پرسند ملكوت خدا چه وقت مي‌آيد؟ او پاسخ مي‌دهد: ملكوت خدا، هم اكنون «ميان شما است». اين‌كه عيسي(عليه السلام) يحياي معمدان را در مقام الياس قرار مي‌دهد، بيانگر آن است كه وي، زمان خود را آغاز اين دوران مي‌داند.

    در يكي دو مورد در انجيل‌ها، از زبان عيسي آمده است كه زمان پيشين، زمان شريعت موسي و انبياي گذشته بوده و به عيسي ختم شده است و از آن پس، دوران جديد روي نموده كه «زمان مسيح» به معناي فرجام شناسي آن و آغاز تحقق ملكوت الهي است.

    نتيجه آن كه موضوع آخرالزمان و رسيدن ملكوت الهي، به چند صورت ناهمسان و متناقض در بخش‌هاي مختلف كتاب عهد جديد آمده است و اين كيفيّت، از نخستين ادوار تاريخ مسيحيت موجب اختلاف نظر ميان اصحاب كليسا و ناهماهنگي در تفاسير بوده است:

    1. گروهي از آباي اوليه كليسا و پيروان آنان، رجعت عيسي و وقوع آخرالزمان را با همه علايمي كه در مكاشفات براي آنان آمده است، بسيار نزديك مي‌ديدند.
    2. گروه ديگر، خود را در هزاره آخرالزمان (هزاره ششم) كه پايان آن، آغاز هزاره مسيح و شهدا (هزاره هفتم) خواهد بود، مي‌پنداشتند.
    3. گروه ديگري كه بيشتر مسيحيان را در بر مي‌گرفت، كليساي اوليه؛ يعني جامعه مؤمنان مسيحيت كه از آن، به پيكر عيسي تعبير شده بود، حضور مسيح و روح القدس را مقدمه تحقق ملكوت الهي مي‌دانستند.

    گرايش اول، با گذشت زمان و بي‌نتيجه ماندن انتظارها، به انتظار رجعت و وقوع احوال آخرالزمان در آينده‌اي نامعلوم تبديل شد. از آن هنگام تاكنون، هر حادثه بزرگ طبيعي يا غيرطبيعي، جنگ‌هاي شديد، رواج بي‌ديني و مانند اين گونه رويدادها، از علايم بازگشت و ظهور مسيح تصور مي‌شده است.

    گرايش دوم؛ (اميد به آمدن هزاره مسيح) در آغاز، طرفداراني داشت و در دوره‌هاي بعد نيز گهگاه ظاهر مي‌شد؛ ولي هيچ‌گاه به صورت عقيده‌اي رايج و شايع در نيامد.

    اما گرايش سوم، اساس فكر مسيحيت در كليساي كاتوليك روم و كليساي ارتودوكس شرقي شد. كليسا، مظهر ملكوت الهي است. روح القدس در آن؛ يعني در جامعه مؤمنان و روح هر مؤمن، حضور دارد و تأسيس كليسا، آغاز و طليعه تحقق حكومت خداوند است. جهان بيرون از كليسا، قلمرو شيطان و عرصه گناه است و هر كس به جامعه مؤمنان بپيوندد، خود را از سيطره شيطاني رها كرده و نجات يافته است. كليسا در حال گسترش است و سرانجام به كمال خود خواهد رسيد و تمام جهان را فرا خواهد گرفت، و آن‌گاه ملكوت الهي (آخرالزمان) بيرون از اين جهان و اين تاريخ، در جهاني نو برقرار خواهد شد. اين نظر، با رسمي شدن و قدرت يافتن كليسا در امپراتوري روم و با آثار و تبليغات كساني چون قديس اگوستين قوت و سيطره تمام يافت و در شوراهاي متعدد تأييد شد. امروز نيز از اصول اعتقادي كليساي كاتوليك روم و كليساي ارتودوكس شرقي است و كليساهاي پروتستان نيز غالباً، با برخي تفاوت‌ها آن را پذيرفته‌اند.

    نقادان و متكلمان به اصطلاح ليبرال چون معتقد بودند تعليمات عيسي كلا، پيام صلح و دوستي است و تنها جنبه اخلاقي و روحاني دارد. همچنين معتقد بودند آنچه در كتاب مقدس درباره آخرالزمان و قيامت و همانند اين‌ها از قول او آمده، ساخته نويسندگان انجيل‌ها است و عيسي(عليه السلام) خود در اين موضوعات، سخن نگفته است.

    در پايان قرن گذشته، كساني چون آلبرت شوايتزر به رد نظريات ليبرال‌ها پرداختند و مدعي شدند محور و مركز تعليمات عيسي(عليه السلام) ، بشارت، نجات و فرجام شناسي او است؛ و بدون آن مسيحيت هيچ گونه معنا و اصالتي نخواهد داشت. امروز در اين‌كه جوهر پيام عيسي نويد و بشارت تحقق ملكوت خدا است، توافق كلي وجود دارد؛ اما در تفسيرهاي اقوالي كه در اين باب از قول او نقل شده است، اختلاف نظر وجود دارد. بعضي معتقدند عيسي تنها از آمدن ملكوت و نجات نهايي سخن گفته و آنچه درباره علايم آخرالزمان در بخش‌هاي مختلف عهد جديد ديده مي‌شود، همه را نويسندگان انجيل‌ها از مكاشفات يهودي گرفته و در نوشته‌هاي خود وارد كرده‌اند.

    بعضي ديگر گفته‌اند كه مخاطبان عيسي(عليه السلام) يهودياني بودند كه با مكاشفات و فرجام شناسي يهودي آشنايي داشتند و از اين رو عيسي(عليه السلام) سخنان خود را در قالب تصورات، انتظارات و مقولات فكري آنان بيان مي‌كرده و الفاظ و تعابيري به كار مي‌برده است كه براي آنان قابل فهم و قبول باشد؛ ولي هنگامي كه با شاگردان خاص خود سخن گفته، مقاصد خويش را صريح و خالي از صحنه آرايي‌هاي اسطوره‌اي و تصورات مكاشفاتي اظهار داشته است.

    در نظر بولتمان متكلم و دانشمند معروف و مؤسس مكتب «اسطوره گشايي» زبان كتاب مقدس، زبان اسطوره و زبان تصاوير ذهني است و زير تعابير و تصاوير اين زبان، معاني ديگري نهفته است كه بايد شناخته شده و به زبان مفهوم امروزي و مقولات فكري جديد منتقل گردد. جوهر فرجام شناسي مسيحيت كه در قالب تعبيرات و تصورات اسطوره‌اي بيان شده است، دعوت به «انتخاب» و اخذ تصميم غايي و نهايي است.

    به عقيده تيلاردو شاردن متفكر مسيحي معاصر، عالم هستي در جريان يك سير تحولي، تكاملي كلي و مدام قرار دارد كه غايت و سرانجام آن، تحقق كامل اراده الهي و يكي شدن با خدا است.
    در مجامع علمي مسيحيت، هنوز بحث بر سر اين مسائل وجود دارد كه آيا ملكوت الهي در كليسا آغاز شده و تحقق نهايي آن در كليسا خواهد بود؟
    آيا امري است اجتماعي و به صورت يك انقلاب بزرگ جهاني به وقوع خواهد پيوست و آيا تحقق آن، به تدريج و طي مراحل تكاملي خواهد بود؟
    آيا امري است فردي و شخصي و فرد بايد با پرورش اخلاقي وتكامل روحي شخصاً بدان نايل شود؟
    و آيا مانند مسيحيان بنيادگرا بايد آنچه را در كتاب مقدس آمده است، عيناً با همان الفاظ و با همان معاني ظاهري پذيرفت و منتظر رجعت مسيح و وقوع تمام علايم آن بود؟




  15. صلوات و تشکر : 4


  16. #10



    هر چه به آخرالزمان نزدیک می شویم اتفاقاتی جدید می افتد،
    طبق فرمایش آیت الله اراکی غربی ها از ما زودتر به آخرالزمان می رسند چه بسا تلنگر آنها ما را بیدار کرد
    ما خوابیم 70 میلیون در آمریکا شبانه روز منتظر ظهور حضرت مهدی ارواحنا له الفداء هستند...

  17. صلوات و تشکر : 4


صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. ✿۞✿ لحظه دیدار با....
    توسط هندیانی در تالار قرآن و مهدویت
    پاسخ: 201
    آخرين نوشته: 1392/04/13, 01:48 قبل از ظهر
  2. ✿۞✿جنگی که تمام نشد .....
    توسط 88060714 در تالار پنجره دریافت پرسش
    پاسخ: 24
    آخرين نوشته: 1391/12/16, 10:26 قبل از ظهر
  3. ✿۞✿چرا حال دعا کردن ندارم؟
    توسط میهن در تالار پنجره دریافت پرسش
    پاسخ: 8
    آخرين نوشته: 1391/06/02, 12:33 بعد از ظهر
  4. ✿۞✿گمان بد مبر....
    توسط 88060714 در تالار پنجره دریافت پرسش
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: 1391/05/09, 01:30 قبل از ظهر
  5. ✿۞✿آيا مى‌شود ....
    توسط 88060714 در تالار پنجره دریافت پرسش
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 1391/05/06, 01:42 بعد از ظهر

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •