تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
  1. #1

    فلسفه و راز آفرينش




    فلسفه و راز آفرينش
    روزها فكر من اين است و همه شب سخنم



    كه چرا غافل از احوال دل خويشتنم


    از كجا آمده‌ام، آمدنم بهر چه بود



    به كجا مي‌روم آخر، ننمايي وطنم


    راز آفرينش، يكي از تفكّرات پنهاني انسان‌هايي است كه با ديد كنجكاوانه به جهان مي‌نگرند. براي پي‌بردن به اين حقيقت، راه‌هاي دور و درازي پيموده شده است و دانشمندان، هركدام براساس ديدگاه خود، بخشي از چهره پر رمز و راز آفرينش را آشكار ساخته‌اند.
    يكي از موضوعات پيچيده‌اي كه مي‌تواند در ذهن هر انسان كنجكاوي وجود داشته باشد آن است كه مي‌خواهد بداند اين جهان چگونه پديد آمده و نسل انسان چگونه بر روي زمين مستقر گرديده است.
    دانشمندان تجربي و علماي دين در زمينه نقطه آغازين خلقت و كيفيّت خلقت آفرينش نظريّه‌هاي متعدّدي ارائه كرده‌اند، امّا اين نظريّه‌ها سست بنياد است و نمي‌تواند حقايقي را به طور شفّاف در اختيار ما قرار دهد؛ زيرا كه هر فرضيّه‌اي با نظريّه دانشمندي ديگر، به آساني مردود شناخته مي‌شود. بر همين اساس نمي‌توان بر نظريّه هيچ دانشمندي در زمينه نقطه آغازين خلقت تكيه داشت و براساس آن به اطّلاعات دقيق دسترسي پيدا كرد.
    بر مبناي يك تقسيم‌بندي كلّي نظريّه‌پردازان بر دو گروهند: ملحدين منكر كه فقط به علّت و معلول مادّي بسنده مي‌كنند، و موحّدين معتقد كه به آغاز آفرينش توسّط خداي بي‌همتا اعتقاد دارند.
    ملحدين خود داراي گروه‌هاي مختلفي هستند كه برخي آفرينش را محصول يك حادثه و اتفاق ناگهاني موسوم به بينگ بَنگ[1] مي‌دانند كه بدون هيچ واسطه فرامادّه به وقوع پيوسته و منجر به پديد آمدن اين جهان شده است.
    در همين ميان برخي معتقدند آفرينش به صورت دفعي و يكباره اتفاق افتاده است و برخي نظريه تكامل انواع، از داني به عالي را مطرح مي‌كنند.
    خلاصه نظريّه تكامل انواع اين است كه سيّاره زمين يكي از قطعات جدا شده از خورشيد است كه ابتدا در حال فروزندگي و مَيَعان بوده است، پس رفته رفته در اثر عوامل مخصوص سرد شده و باران‏هاي سنگين بر آن باريده و سيل‌ها جاري شده و درياها پديدار گرديده، سپس يك سلسله تركيباتي بين آب و زمين پيدا شده و نباتاتي دريايي روييده است. اين نباتات كه داراي باكتري‏هاي زنده بود متكامل شده و در نتيجه آنها ماهي و ساير حيوانات دريايي پديد آمده و سپس به ترتيب ماهي پرنده (ذو حياتين) حيوان خشكي و انسان به وجود آمده است و تمام اين مراتب در اثر تكامل است كه تركيبات زمين به خود ديده و به دنبال آن گياهان و حيوانات دريايي و حيوانات ذو حياتين و حيوانات خشكي و بالأخره انسان به وجود آمده است.[2]
    علاّمه طباطبايي در ردّ اين نظريه مي‏گويد:
    «اين فرضيه، دليل مخصوصي آن را اثبات نمي‏كند و مي‏توان فرض كرد كه انواع به طور كلّي از هم جدا و مستقلّ باشند بدون اين‏كه تطوّري كه نوعي را به نوع ديگر مبدّل سازد در كار بيايد، بلي صرفاً يك سلسله تطوّراتي سطحي در زمينه حالات هر نوع وجود دارد بدون اين كه ذات آنها دستخوش تحوّل شود و تجربه تحوّل فردي را از يك نوع به نوع ديگر مشاهده ننموده است و هرگز ديده نشده ميموني به انسان تبديل شود.»
    موحّدان علاوه بر پذيرش نظريات تجربي اثبات شده، آن را پديده‌اي الهي مي‌دانند و تمام نظريّات آنان بر اين پايه استوار است، و با توجّه به آيات و روايات اسلامي به تبيين نقطه آغازين خلقت مي‌پردازند.
    از آنجا كه خداي تعالي حكيم است و كار بيهوده‌اي انجام نمي‌دهد، خداوند در قرآن مي‏فرمايد: [وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا لَاعِبِينَ] [الدُخان:38] ؛ و ما آسمان‌ها و زمين و آن‌چه را كه ميان آن دو است به بازيچه نيافريديم.» و همچنين مي‏فرمايد: [وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا إِلَّا بِالحَقِّ] [الحجر:85] ؛ خداوند آسمان و زمين و آن‌چه را كه ميان آن دو است، جز به حقّ نيافريد.» و در جاي ديگر به صورت خطاب توبيخي مي‌فرمايد: [أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثًا وَأَنَّكُمْ إِلَيْنَا لَا تُرْجَعُونَ] [المؤمنون:115] آيا گمان كرديد شما را بيهوده آفريده‏ايم، و به سوي ما باز نمي‏گرديد؟»
    و از سوي ديگر خلق را نه براي جلب منفعت و نه براي دفع مضرّتي از ذات خودش آفريده، بلكه منفعت و سود به خلق برمي‏گردد، نه به خالق؛ يعني خدا ذي‌نفع نيست، يا به عبارت ديگر، ناقص نيست كه با اين كار به كمال برسد، بلكه همه سود از خلقت و آفرينش به مخلوق برمي‏گردد.
    با توجّه با همه اين مطالب در بين اهل توحيد در باب حكمت آفرينش اختلاف نظر به وجود آمده است.
    گروهي گفته‏اند: خداي تعالي خلق را براي آن آفريد تا جود و رحمتي كرده باشد، زيرا جود صاحب جود آن‌گاه ظاهر مي‏شود كه بر كسي جود كند و نيز قدرت صاحب قدرت آن‌گاه ظاهر مي‏شود كه آن را در جايي به كار ببرد.
    من نكردم خلق تا سودي كنم



    بلكه تا بر بندگان جودي كنم‏


    به ديگر سخن، آفرينش نوعي احسان و فيض است از جانب خدا نسبت به مخلوقات؛ و چنين آفرينشي حُسن ذاتي دارد؛ و قيام به انجام فعلي كه ذاتاً پسنديده است، جز اين كه خود فعل زيبا باشد، به چيز ديگر نياز ندارد. خداي تعالي، فيّاض به تمام معنا است، و باران رحمت او بر سر بندگان، هميشه مي‏بارد و مانعي هم براي آن نمي‏توان تصوّر كرد. پس بايد خلق كند؛ چون لازمه ذات او خلاقيّت و فيّاض بودن است.
    بعضي معتقدند: خداوند خلق را آفريد تا از ايشان و به ايشان سودي برساند و مقصود آنان از اين سخن اين است كه تا آفريدگان مكلّف از آفريدگان غير مكلّف عبرت گيرند.
    گروهي بر اين نظريّه‌اند: براي آن مخلوقات را آفريد تا به ايشان امر و نهي كند.
    گروهي گفته‏اند: براي آن آفرديگان را آفريد تا از ايشان شكر و ثنا خواستار شود.
    بعضي گفته‏اند: به آن سبب آفريدشان كه در علم ازلي خود مي‌دانست كه خواهد آفريد.
    گروهي گفته‏اند: آفريد چرا كه خواست تا بيافريند و ما از مشيّت او آگاهي نداريم.
    در حديث قدسي آمده است كه خداوند مي‌فرمايد: «كنت كنزاً مخفيّاً فأحببت أن أعرف، فخلقت الخلقَ لكَي أعرف؛ من گنجي مخفي بودم خواستم تا شناخته گردم، پس آفريدم تا ذات و صفات خود را بشناسانم.»[3]
    او، گوهري پنهان و گنجي ناشناخته بود. آفريدگان فراواني همانند فرشتگان و جنيان آفريده بود، ولي آنگونه كه بايد و شايد، توان شناخت او را نداشتند و در حدّ معيّني متوقّف و داراي سطح معرفت محدودي بودند. او، مي‌خواست شناخته شود و كساني باشند كه داراي قدرت فراوان در راه كسب معرفت و طيّ مدارج شناخت باشند.
    چنين پديده‌اي، چيزي جز انسان نمي‌توانست باشد. انساني كه با پيكر خاكيان و روح افلاكيان بود. انساني با روح جستجوگر و عقل پر توان كه قدم به قدم در راه شناخت و معرفت آفريدگار بزرگ خود گام بردارد و هيچگاه از تلاش در اين راه، احساس خستگي و درماندگي نكند.
    [1] ـ تئوري «بينگ بَنگ» چيره‌ترين تئوري علمي‌اي است که در مورد منشاء کائنات وجود دارد. تئوري بينگ بنگ مي‌گويد: کائنات بين ۱۰ تا ۲۰ ميليارد سال قبل توسط يک انفجار کيهاني که باعث پرتاب شدن ذرّات به جهان مختلف شد به‌وجود آمد. يک كشيش بلژيکي به نام جرج لماتره در سال ۱۹۲۷ براي اولين بار اين نظريه را كه کائنات از انفجار اتم‌هاي اوليه پديد آمده است را مطرح كرد. (برگرفته از سايت آفتاب)

    [2] ـ الميزان، علامه طباطبايي،در تفسير آيه 1 سوره نساء.

    [3] ـ بحار الانوار، ج 84، ص 198.






    منبع: تاريخ انبياء/ نوشته محمدمهدي سازندگي

  2. صلوات و تشکر : 2


مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •