تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3
  1. #1

    تاریخ عضویت : 1390/9/29
    گالري تصاوير
    0   نظرات : 0
    نوشته : 1,742      صلوات : 167
    صلوات گرفته : 153 در 35 پست
    وبلاگ : 44
    دریافت : 0      بارگذاری : 0
    88060714 آنلاین نیست.

    ஜ ╫ فلسفه حکمت









    به نام خداوند بخشنده مهربان



    «‌ شيطان شما را وعده فقر و تهيدستي مي‌دهد و به فحشا امر مي‌كند ولي خداوند وعده آمرزش و فزوني به شما مي‌دهد و خداوند قدرتش وسيع و داناست دانش و حكمت را به هر كس بخواهد مي‌دهد و به هر كس دانش داده شود خير فراواني داده شده است و جز خردمندان متذكر نمي‌گردند » ( سوره بقره آيات 268 و 269)



    مقدمه:

    حكمت چيست و چه رابطه‌اي با خواست و اختيار انسان دارد؟
    آيا انسان بايد خواهان حكمت باشد يا خداوند خود انتخاب مي‌كند و به انساني دانش و حكمت مي‌دهد و به انساني ديگر ناداني و غفلت؟
    آيا براي پي‌بردن به دانش و حكمت الهي تفكر و انديشه كافيست يا اينكه مستلزم اعمال به خصوصي مي‌باشد؟

    براي پاسخ به اين سوالات ابتدا بايد آفرينش و كائنات را مورد بررسي قرار داد و فهميد حد و اندازه‌ي اختيار انسان چقدر است و مهمتر اينكه چرا خداوند به انسان اختيار داد و سرنوشت ما چه رابطه‌اي با همه‌ي موارد ذكر شده دارد.


    آفرينش كائنات :

    مخلوقات و هر آنچه كه در كائنات مي‌باشد جملگي از آن خداوند رحمان است و هيچ مخلوقي بدون اراده‌ي او پا به عرصه‌ي وجود ( جهان هستي ) نمي‌گذارد.

    در جمله بالا سوالي مطرح است كه:

    « كائنات چيست و چه تفاوتي با جهان هستي دارد؟ »

    جواب اينست كه كائنات شامل جهان هستي و نيستي مي‌شود. يعني ما و همه‌ي مخلوقات به اراده‌ي پروردگار متعال از نيستي قدم به جهان هستي مي‌گذاريم و نكته‌ي قابل توجه اينجاست كه چرا مي‌گوئيم نيستي مگر نيستي به معناي نابودي و فنا نيست؟ خير نيستي عدم نيست، حادث است يعني وجود دارد اما در عالم نيستي.

    براي مثال ما قبل از اينكه به جهان هستي بيائيم در عالم نيستي وجود داشته‌ايم و پس از مرگ نيز به همان عالم غيب برمي‌گرديم با اين تفاوت كه هنگام آمدن و هست شدن نمي‌دانيم كه از كجا آمده‌ايم و اما موقع بازگشت به عالم نيستي مي‌دانيم كه كجا بوده‌ايم و چه كار كرده‌ايم.

    خداوند قادر كائنات را با نيرو و قدرت بي‌منتهاي خود خلق كرد و با آيات و نشانه‌هاي بي‌نهايتش به هدايت بندگان پرداخت. هر كس را به اندازه‌ي درخواست و تلاشش به آگاهي رساند و هرگز بنده‌اي را از اين لطف و كرم محروم نساخت.

    به هر انساني كه خواست ( مبني بر حكمت لايزالش ) داد و به آنها كه نخواستند هم داد. آنانكه خود خواسته بودند بردند و آن گروه كه نخواستند باختند. به طالبين لياقت داد و به گمراهان ذلت. اين است عدالت رب العالمين.

    هر چه مي‌خواهيم از خدا بخواهيم كه او تنها كسي است كه بدون هيچ منت و توقعي مي‌دهد.


    اگر از داشته‌ها شاد باشيم و شكرگزار، خوبيم و خداوند خوبان را در تمامي مراحل زندگي كمك مي‌كند و اگر دلواپس و غمگين نداشته‌ها باشيم و ناسپاسي كنيم، نادانيم و خداوند مهلتي ديگر مي‌دهد تا بدانيم و آگاه شويم.

    خداوند حكيم تمامي مخلوقات روي زمين را براي آزمايش و امتحان انسانها آفريد. موجوداتي روي زمين و بسياري بر فراز آسمانها و نمونه‌اي از همه‌ي آنها داخل درياها. چرا؟؟؟
    مگر ما چيستيم و كيستيم كه خداوند تا اين اندازه ما را مورد لطف و عنايت خود قرار داده؟ مگر نه اين كه به دنيا مي‌آييم و مدت كوتاهي را در ناداني كودكانه بسر مي‌بريم و مدتي بيشتر در ناداني بزرگي و غرور؟

    آيا دليل اين همه بزرگي و عظمت پيرامونمان تنها خوردن ، آشاميدن و خوابيدن است؟ آيا امكان دارد كه خداوند ما را به اين دنيا آورده باشد تا فقط زندگي كنيم؟

    خير؛ چون اگر چنين بود كه به انسانها قوه‌ي تفكر و اختيار نمي‌داد. اگر قرار بر اين بود كه صرفا براي زندگي به اين دنيا بيائيم، ديگر نيازي به تفكر و اختيار نبود و زندگي حيوانات به مراتب بهتر از زندگي انسانها بود ( زندگي غريزي و اجباري ) اينجاست كه تفاوت را احساس مي‌كنيم ولي اهميت نمي‌دهيم! چرا؟ ... نمي‌دانم.

    نتيجه مي‌گيريم كه .......
    بايد به اختيار خود و با انجام كارهاي نيك بسوي تنها معبود حركت كنيم و با اميد به لطف و كرم هميشگي و جاويدش خواستار علم و حكمت بي‌انتهايش باشيم تا باشد كه جرعه‌اي از آن را بنوشيم و ذره‌اي از آن را همراه خود سازيم
    ." اگر خدا بخواهد‌ "

    خدايا؛ نمي‌دانم از كجا آمده‌ام ولي مي‌دانم كه براي چه آمده‌ام و نمي‌دانم به كجا مي‌روم اما مي‌دانم كه چگونه بايد بروم.

    پس کمکم کن.



    ویرایش توسط هندیانی : 1390/12/02 در ساعت 11:26 قبل از ظهر

  2. صلوات و تشکر


  3. #2

    تاریخ عضویت : 1390/9/29
    گالري تصاوير
    0   نظرات : 0
    نوشته : 1,742      صلوات : 167
    صلوات گرفته : 153 در 35 پست
    وبلاگ : 44
    دریافت : 0      بارگذاری : 0
    88060714 آنلاین نیست.





    علامه طباطبایی (ره) در تعریف حکمت می‌فرماید:

    «حکمت قضایای مطابق با واقع است. قضایایی که به گونه ای سعادت انسانی را در بر می گیرد؛ مثل معارف الهی مربوط به مبداء و معاد. »


    حکمت از جمله بخشش‌های خداوند در دنیا به صالحان است.
    خداوند به برخی از بندگان که تشنه معرفت و جویای حقیقت‌اند، به پاس عبودیت‌شان، حکمت می‌بخشد و آنان را سیراب می‌کند.
    هیچ سرمایه‌ای به ارزش و بزرگی حکمت نیست.

    خداوند متعال دنیا را «متاع قلیل» (کالایی کم‌ارزش) می‌داند در حالی که حکمت را «خیر کثیر» می‌داند.
    در آیه 269 سوره بقره چنین آمده است:« من یوت الحکمة فقد اوتی خیراً کثیراً » ( هر کس از حکمت برخوردار شود، از خیر کثیر برخوردار گشته است.)

    لقمان حکیم از آن جهت حکیم بود و به آن حکیم گفته می شد که حقایق ناب مطابق با واقع در ابعاد مختلف اعتقادی، اخلاقی، عملی، با جان او عجین و در عملش متبلور بود.



    منبع:
    تفسیر المیزان ج2، آیه 269 بقره


  4. صلوات و تشکر


  5. #3

    تاریخ عضویت : 1390/9/29
    گالري تصاوير
    0   نظرات : 0
    نوشته : 1,742      صلوات : 167
    صلوات گرفته : 153 در 35 پست
    وبلاگ : 44
    دریافت : 0      بارگذاری : 0
    88060714 آنلاین نیست.






    همه ماباید به حکمت خدا اعتماد داشته باشیم گاهی امتحان و آزمون نه برای پی بردن به نتیجه آزمایش بلكه برای به كمال رسیدن امتحان دهنده انجام می‏شه اصلاً فلسفه و حكمت امتحان اینه كه شخص در ضمن آزمون، كاملتر بشه مثلادر کنکور های آزمایشی افراد هم هزینه زیادی می کنند وهم هر هفته استرس امتحان رو تحمل می کنند در حالی که نتیجه آزمون آزمایشی تاثیری نداره جز اینکه باعث کاملتر شدن افراد و پرورش نخبه ها می شه.
    اگر در جهان خلقت صحنه هایی كه ابراهیم (ع) در ذبح اسماعیل (ع) به رغم محبت به فرزندش آفرید، نبود و یا نمایش عشق یوسف (ع) واعتماد او به خداوند در حالی كه در اوج شهوت و زیبائی بود و همه چیز برای او مهیا و...

    آیا جهان بدون این صحنه‏ های زیبا،عالی و شگفت آور ، بازكامل‏ترین و زیباترین جهان بود؟

    این نكته همان است كه فلاسفه از آن به نظام احسن تعبیر می‏كنند.
    آزمون‌ها از دو جهت هدف خلقت را تأمین می‏ كنند:
    نخست خلق زیباترین و كامل‏ترین عالم و دیگری كه از دل نكته نخست در می‏ آید و اون اینكه اراده الهی به آن تعلق گرفته كه كمال انسان در كوره آزمایش‌ها و در پس سختی‏ها به دست او برسه، مانند سنگ و فلزات مختلف كه باید در آزمایشگاه‌های مختلف و در كوره ‏ها و درجات مختلف، حرارت و آزمایش آب دیده بشه تا فلز خالص پدید بیاد.

    قرآن مجید به این حقیقت تصریح كرده و می فرماید:
    "او آنچه را شما در سینه دارید،‌ می آزماید تا دل های شما كاملاً خالص گردد و او به همة اسرار درون شما آگاه است".(عنكبوت، 2 و 3)

    اگر آزمایش الهی نبود، استعداد‌ها شكوفا نمی شد و میوه های اعمال بر شاخسار نمایان نمی گشت. معلوم است كه امتحان برای پاداش و كیفری است كه بشر با آن مواجه خواهد شد.(المیزان، ج 20، ص 5)

    این یك شیوه كلی و سنت دائمی پروردگار است كه برای شكوفا كردن استعدادهای نهفته و از قوه به فعل رساندن آن ها را امتحان می کند یعنی همان گونه كه فولاد را برای استحكام بیشتر در كوره می گذارند تا به اصطلاح آبدیده شود و فلز خالص تر به دست بیاید، آدمی را نیز در كوره حوادث سخت پرورش می دهند تا مقاوم و خالص شود. (نهج البلاغه حکمت 90)


    علی علیه السلام می فرمایند:

    گرچه
    خداوند بزرگ به روحیات بندگانش از خودشان آگاه تر است ولی آن‌ها را امتحان می كند تا كارهای خوب و بد كه معیار پاداش و كیفر است از آن‌ها ظاهر گردد.
    (اصول كافی، ج 4، ص 148)








  6. صلوات و تشکر


مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •