اعتقادات ما پيرامون انبياء(ع)
عصمت پيامبران در تمام عمر
ما معتقديم: همه پيامبران الهي معصوم‌اند، يعني در تمام عمر (چه پيش از نبوّت و چه بعد از نبوّت) از خطا، اشتباه، سهو و گناه به تأييد الهي مصون و محفوظ مي‏باشند، زيرا اگر مرتكب خطا يا گناهي شوند اعتماد لازم براي مقام نبوّت از آنها سلب مي‏شود، و مردم نمي‏توانند آنان را واسطه مطمئني ميان خود و خدا بشناسند، و آنان را در تمام اعمال زندگي پيشوا و مقتداي خويش قرار دهند.
به همين دليل معتقديم: اگر در برخي ظواهر آيات قرآن گناهي به بعضي از پيامبران الهي نسبت داده شده،از قبيل ترك اولي است (يعني در ميان دو كار خوب، آن را كه خوبي كمتري داشته انتخاب كرده‏اند در حالي كه سزاوار بوده خوب‌تر را برگزينند) يا به تعبير ديگر از قبيل ‏«حسنات الأبرار سيّئات المقرّبين، كارهاي خوب نيكان (گاهي) گناه مقربان محسوب مي‏شود.» چرا كه از هر كس به اندازه مقام او انتظار مي‏رود.
حكمت الهي اقتضا مي‏كند كه پيامبران خود را از لحاظ جسم و خُلق و خوي، كامل‏ترين افراد و از نظر دانش و شرافت و صداقت، برترين آنها و از حيث عقل و درايت، هوشمندترين انسان‏ها قرار دهد، هم‏چنان كه آنان را از عيوب اخلاقي و جسماني مانند بيماري‏هاي نفرت‌انگيز مصون مي‏دارد.
بنابراين، خداوند خود عهده‌دار تربيت و هدايت پيامبران است و آنان را از ابتلاي به گناه حفظ مي‏كند؛ زيرا زندگي آنها، براي خودشان نبوده، بلكه اينان سمبل‏ها و اسوه‌هايي براي هدايت و راهنمايي بشر بوده‏اند. بعد از مرگ نيز سنّت‏ها و خاطره‏هاي پيامبران، همانند چراغ‏هايي روشن است كه زندگي تاريك انسانيّت را روشنايي مي‏بخشد و آنان را به راه هدايت رهنمون مي‏سازد. بنابراين آنها راهنماياني هستند كه خداوند دستور پيروي از آنها را به ما داده است.
اين پيامبران در نهايتِ اطاعت و بندگي خدا بوده و كار نيك انجام مي‏دادند. هم‏چنين در جايي ديگر مي‏فرمايد: [وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءَ الزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ] [الأنبياء:73] ؛ آنها را پيشواياني قرار داديم كه طبق دستور ما هدايت كنند و انجام كارهاي نيك و برپاداشتن نماز و پرداختن زكات را به ايشان وحي كرديم و آنان پرستش ما مي‏كنند.»
ما عقيده داريم: هيچ يك از پيامبران الهي ادعاي الوهيّت نكردند، و مردم را به پرستش خويش فرا نخواندند. و بزرگ‌ترين افتخار پيامبران و رسولان الهي اين بوده كه بنده مطيع و فرمان‌بردار خدا باشند.
ما معتقديم: پيامبران به تناسب زمان و مكان، كارهاي خارق العاده، و معجزات مهمّي ‏«به اذن الله‏» انجام مي‏دادند، و اعتقاد به انجام اين‌گونه كارها به اذن الهي، نه شرك است و نه منافاتي با مقام عبوديّت آنها دارد.
ما معتقديم: پيامبران الهي و از همه برتر پيامبر اسلام(ص) داراي مقام شفاعتند و براي گروه خاصّي از گنهكاران نزد خداوند شفاعت مي‏كنند، ولي آن هم به اذن و اجازه پروردگار است.
ما معتقديم: مسأله شفاعت، وسيله مهمّي است براي تربيت افراد، و باز گرداندن گنهكاران به راه راست و تشويق به پاكي و تقوا و احياي اميد در دل آنان، چرا كه مسأله شفاعت، بي‌حساب و كتاب نيست، تنها در مورد كساني است كه شايستگي آن را داشته باشند، يعني آلودگي آنها در حدّي نباشد كه رابطه خود را با شفيعان به كلّي قطع كرده باشند، بنابراين مسأله شفاعت به گنهكاران هشدار مي‏دهد، تمام پل‌ها را پشت سر خود خراب نكنند و راه بازگشتي براي خود باقي بگذارند و لياقت شفاعت را از دست ندهند. و بر همين اساس معتقديم مسأله ‏توسل نيز شبيه مسأله ‏شفاعت است، اين مسأله به صاحبان مشكلات معنوي و مادّي اجازه مي‏دهد كه دست به دامان اولياء الله بزنند تا به اذن الله حلّ مشكلاتشان را از خدا بخواهند، يعني از يك‌سو خود به درگاه خدا روي مي‏آورند و از سوي ديگر اولياء الله را وسيله قرار مي‏دهند.

منبع: تاريخ انبياء/ نوشته محمدمهدي سازندگي