تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 4 , از مجموع 4
  1. #1
    88060855 آواتار ها

    تاریخ عضویت : 1390/6/5
    گالري تصاوير
    42   نظرات : 0
    نوشته : 2,150      صلوات : 1,128
    صلوات گرفته : 489 در 175 پست
    وبلاگ : 7
    دریافت : 0      بارگذاری : 0
    88060855 آنلاین نیست.

    △◉▲ عرفان های نو ظهور











    معمولاً این طور گفته می شود که ما در عصر بازگشت انسان به معنویت یا بازگشت معنویت به زندگی بشر به سر می بریم؛ اما نگاهی به روند شتاب زده و گسترده معنویت گرایی که بیش از چند دهه از عمر آن نمی گذرد، به وضوح نشان می دهد با پدیده انفجار معنویت روبه رو هستیم. انسان مدرن که به سختی دور از معنویات نگه داشته می شد و در تمدنی زندگی می کرد که غیر از جهان و زندگی مادی برای چیز دیگری ارزش قائل نبود، حریص و عجول و عنان گسیخته به معنویات روی آورده و همانند مردمانی که در قحطی به سر می برند و انبار نانی یافته اند، سنت های کهن عرفانی و معنوی را برگرفته و هر کس تکه یا تکه هایی از مکاتب مختلف را چنگ زده و می کوشد روح تشنه خود را با آن سیراب کند.
    میلتون، پرکارترین محقق در حوزه جامعه شناسی ادیان نو پدید می نویسد: بیش از دوهزار فرقه معنویت گرا در آمریکا و بیش از دوهزار جریان معنویت جویی در اروپا است و در صد کمی از آن ها مشترکند.

    در حقیقت، با گذشت حدود چهل سال، حدود چهار هزار مکتب و فرقه عرفانی و معنوی در جهان غرب شکل گرفته است. این جریان های معنویت گرا، طیف بسیار متنوعی را شامل می شوند که از عرفان ادیان ابراهیمی تا استفاده از مواد مخدر و روابط آزاد جنسی را در بر می گیرد. در واقع، هر چیز که به نوعی فرصت رهایی از چارچوب های جامعه مدرن و روگردانی از هنجارهای تمدن مادی و سرمایه داری را فراهم کند، معنویت شناخته می شود.

    در این شرایط، معنویت، هر آن چیزی است که برای اعراض از زندگی مادی و تمدن غالب و ارزش ها و هنجار های سرمایه داری فرصتی فراهم سازد. مادیت برای انسان معاصر، همین مدل یکنواخت زندگی غربی و ارزش ها و اهداف زندگی روزمره است و به هر نحو که بتوان از این چار چوب بیرون زد و نفسی کشید، صورتی از معنویت ایجاد شده است. معنویت در فرهنگ امروز انسان مدرن یا پست مدرن هر گونه فراروی، روگردانی و نه گفتن به معیارها و هنجارهای زندگی مادی مدرن است. در حالی که معنویت اصیل ادیان الاهی مخصوصا اسلام بر گرفته از تعالیم ناب توحیدی وآموزه های انبیا و امامان است و در لحظه لحظۀ زندگی بشر جاری و ساری است به گونه ای که می توان گفت تمام شئون انسان را از بدو پیدایش تا مرگ آدمی در برمی گیرد و چونان اکسیری حیاتبخش برای نیل به کمال نامتناهی الاهی است نه یک آرامش بخش موقتی که پس از مدتی، خمودگی و یأس از مواهب الاهی را به دنبال می آورد. گرایش به این معنویت ها ناشی از عدم آگاهی ما نسبت به مضامین بلند الاهی است که با سوء استفاده از حس خداجویی دائمی در انسان که در فطرت وی نهفته است مورد هجمۀ شیادان قرار گرفته است.



    .


  2. صلوات و تشکر


  3. #2
    88060855 آواتار ها

    تاریخ عضویت : 1390/6/5
    گالري تصاوير
    42   نظرات : 0
    نوشته : 2,150      صلوات : 1,128
    صلوات گرفته : 489 در 175 پست
    وبلاگ : 7
    دریافت : 0      بارگذاری : 0
    88060855 آنلاین نیست.



    در دنیای امروز که مرزهای فرهنگی کمرنگ شده و سواره نظام و پیاده نظام رسانه ی، ابرفرهنگ غرب را در جهان می گستراند، جهان اسلام نیز از حضور این جریان های هزار رنگ منزه و پاک نمانده است؛ از این رو مطالعه نقادانه این فرقه ها – به خصوص آن ها که در ایران پر کارترند - ضروری است و کوتاهی در این امر زیان های جبران ناپذیری را به فرهنگ و سایر ساحت های حیات اجتماعی وارد خواهد کرد.

    کثرت فرقه های معنویت گرایی که رایج هستند به راستی همت و دانش و مهارت محققان را به مصاف می طلبد. البته ممکن است بعضی از صاحب نظران ارجمند گمان کنند که بهتر است تنها عرفان های اسلامی را ارائه دهیم و در این صورت از نقد این فرقه های معنوی بی نیاز هستیم؛ در حالی که از چند جهت نقد مستقل این جریان ها ضروری می نماید: نخست این که این فرقه ها به سبب نفوذ در فرهنگ مسلمانان تعالیم و روش های خود را با برخی آموزه های اسلام همانند معرفی کرده و اذعان می کنند ما همان چیزی را می گوییم و می خواهیم که عرفان اسلامی می جوید، تنها زبان و شیوه ما امروزی، متفاوت و مردمی تر است؛ به این دلیل لازم است تفاوت ها و کاستی های این جریان های معنویت گرا نقادی و تبیین شود، تا از این تشبیه جلوگیری کرده و این شبهه را بر طرف کند. دوم این که عرفان اسلامی برای ارائه، نیازمند زبان و مخاطب شناسی امروزین است و نمی توان با خواندن آثار گذشته به تنهایی با جامعه امروزی ارتباط برقرار کرد و تحفه ای محبوب و دل نشین به جامعه فرهنگی ارمغان داد. معنویت های نوظهور با این که ساختار، اهداف و محتوای مناسبی ندارند، معمولاً ادبیات سهل و دلپذیری را به کار می گیرند که آشنایی با آن، اساتید و پژوهشگران عرفان اسلامی را برای بازخوانی و بازتولید عرفان اسلامی برای مخاطب امروزی و در جامعه معاصر، توانمند می سازد. سوم این که شناخت نقاط ضعف و کژی ها و کاستی های عرفان ها یا ادیان عصر جدید، کمک می کند در ارائه امروزین عرفان اسلامی و بازتولید تعالیم و آموزه های آن بر اساس شرایط مخاطب معاصر، به بیراه نرویم و آسیب های نوآوری در این حوزه را کاهش دهیم.



    منبع:سایت حوزه


  4. صلوات و تشکر : 3


  5. #3

    تاریخ عضویت : 1390/9/29
    گالري تصاوير
    0   نظرات : 0
    نوشته : 1,742      صلوات : 167
    صلوات گرفته : 153 در 35 پست
    وبلاگ : 44
    دریافت : 0      بارگذاری : 0
    88060714 آنلاین نیست.



    عرفان های نوظهور




    بازگشت انسان مدرن به معنویت، فارغ از جنس و نسبت آن با شریعت، همان قدر شتابزده و پرشتاب است که ترک و دوری‌گزینی انسان عصر روشنگری از آن. هر آنچه امروز زیر تابلوی معنویت، ماورا و متافیزیک عرضه شود، بی‌تردید پرکشش و پرمخاطب است؛ چه سر در چاه طبیعت‌گرایی افراطی (ناتورالیسم) و عرفان‌های باستانی و بودیسم و هندوئیسم و سرخ‌پوستی و تعالیمی چون «یوگا» و «ذن» نهد و چه قدم در کوره راه شیطان‌پرستی و کابالیسم(تصوف یهودی) و بنیادگرایی مسیحی و سبک‌های نوین «مدیتیشن»(تمرکز کردن بر قوای باطنی که به حالتی شبیه به خلصه می‌انجامد) و «ریلکسیشن» (تعادل روحی پیدا کردن).
    شاهد آنکه آمارهای رسمی ایالات متحده از افزایش فرقه‌های نوظهور و رنگارنگ مذهبی تا پایان جنگ سرد به ۲۵۰۰ مورد حکایت دارند که عموما شخص محور هستند.
    در طول 50 سال اخیر تعداد پیامبران و ادیانی که ظهور کرده‌اند، شاید بیش از ادیان طول تاریخ شوند.
    در کارزار فرهنگی نیز حضور و ظهور عرفان‌های پست مدرن موثر و روشن است. مخاطب امروز سینما کم‌تر قهرمانی را می‌بیند که نشانی از تجهیز به جنگ افزارها و بهره‌مندی از بازوان ستبر داشته باشد؛ بلکه قدرت و تمرکز فکر و اتکا به جادو و سحر و ابزار متافیزیکی است که چشم و ذهن مخاطب را پر می‌کند. التقاط این آیین‌ها، آنگاه بیش از پیش رخ می‌نماید که با دست اندازی به آموزه‌های ادیان توحیدی و تحریف و تبدیل آنها، سبک‌های به اصطلاح معنوی را اختراع کرده‌اند که در تعالیم «شوالیه‌های معبد»، «شوالیه‌های اورشلیم»، «روزن کروتس» (برادران صلیب گلگون) ردپای مسیحیت و در فرقه‌هایی عرفانی چون «کابالا» نمونه‌هایی برگرفته از تعالیم یهودیت مشهود است. ستارگان این تولیدات نیز از بیان اعتقاد و عضویت رسمی خویش در آیین‌های انحرافی ابایی ندارند. «برتینی اسپیرز»، «پاریس هیلتون»، «دمی مور»، «مدونا» و ده‌ها چهره سرشناس دیگر عرصه سینما و ورزش، پیوسته خود را کابالیست می‌نامند و در آیین‌های رسمی و غیر رسمی این فرقه انحرافی شرکت می‌جویند.
    در عرصه ادبیات، اسطوره‌های رمان‌های پرفروش، زمان، مکان و حوادث را به تسخیر خود در می‌آورند و از قضا چون دیگر ساحران و جادوگران، زشت رو و کوژپشت نیستند که در قامت نوجوانی خوش‌سیما و با شخصیتی جذاب به نام «هری پاتر» تغییر تصور موجود از این جماعت را پی‌گیری می‌کند.
    پدیده‌ عرفان‌های پست مدرن ( نو ظهور ) تنها به خرده فرهنگ‌ها، مرام‌ها و فرقه‌هایی با پیروان معدود اکتفا ننموده، قدم در سلطه سیاسی و فرهنگی جهان گذاشته است. حمایت فرقه مسیحیان پروتستان انجیلی از بوش پسر در قالب محافظه‌کاری و سوء‌استفاده از اعتقادات و باورهای پاک به ظهور و صلح‌گستری موعود برای توجیه لشکرکشی و قتل عام ملت‌های زیر سلطه، از این زاویه قابل تحلیل است.
    تحفه‌های پست مدرنیسم فقط ارزانی مردمان مغرب زمین نشده است؛ که مشرقیان به ویژه ساکنان شرق اسلامی نیز از آن بی‌نصیب نمانده‌اند؛ هر چند جهان اسلام از معنویت نابی که برآمده از شریعتی جامع است، بهره‌ دارد و هیچ‌گاه مانند دنیای غرب از آن فاصله نگرفت تا امروز نیازمند بازگشت به آن باشد و راه انحراف پوید.
    چرایی راهیابی باطن‌گرایی جدید غرب به شرق اسلامی، بیش از آنکه مرهون زبان و سبک جدید ارایه آن از سوی غربیان باشد، به فقدان زبان نو در ارایه معارف ناب عرفانی باز می‌گردد.
    در عرصه ادبیات، اسطوره‌های رمان‌های پرفروش، زمان، مکان و حوادث را به تسخیر خود در می‌آورند و از قضا چون دیگر ساحران و جادوگران، زشت رو و کوژپشت نیستند که در قامت نوجوانی خوش‌سیما و با شخصیتی جذاب به نام «هری پاتر» تغییر تصور موجود از این جماعت را پی‌گیری می‌کند.امروزه با همه بهره‌مندی مسلمانان از ذخایری ارزشمند، این دیگرانند که کالای بدلین را به نام عرفان و معنویت‌ جا می‌زنند؛ دیگرانی که پیوسته همه بیماری‌های مزمن انسان غربی را در پیکره انسان شرقی مسلمان جست‌وجو می‌کنند و نسخه‌هایی عمومی می‌پیچند؛ دیگرانی که آگاهانه بر تفاوت آشکار مسیحیت تحریف شده و اسلام ناب چشم می‌بندند و ماهیت خدامحور عرفان اسلامی را از ابداعات باطن‌گرای انسان محور غربی باز نمی‌شناسند که؛
    دانه فلفل سیاه و خال مه رویان سیاه
    هر دو جان سوزند اما این کجا و آن کجا؟
    عرفان های نوظهور، جریانی هستند كه ۴ دهه از عمرشان می گذرد. قصه اين عرفان های دروغین از آنجا شروع می شود كه پس از كنار گذاشتن دین و اعتقادات مذهبی در غرب، بحران معنویت بنیاد تمدن غرب را متزلزل كرد و زندگی به سبك غربی برای مردم غیرقابل تحمل شد.
    در پی این بحران های معنوی و معرفتی جنبش های دانشجویی در دهه های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ آمریكا و اروپا را فراگرفت. این امر باعث شد تمدن غرب در صدد ترمیم خودش برآید.
    این پدیده اكنون در كشورهای دیگر نیز مانند كشور ما كه از اصالت دینی و فرهنگی برخوردار است به معضلی تبدیل شده و اقشار زیادی را گمراه كرده است.

    سه رويكرد

    برای تحلیل این‌ ادیان نوین می‌توان، 3 رویکرد را نام برد.

    رویکرد توهم توطئه‌ یکی از اینها است. به این نحو که این توهم را داشته باشیم که همه این ادیان را استکبار جهانی ایجاد کرده تا با انقلاب اسلامی به مبارزه بپردازد. هرچند ممکن است شواهدی همه وجود داشته باشد اما اشکالاتی هم دارد. از جمله اینکه تنها 3 دهه از عمر انقلاب می‌گذرد، اما بنا به گفته گاردون میلتون و ایرین بارکر، پیدایش دین‌های جدید به حدود 60 سال پیش بازمی‌گردد.
    دیدگاه ساده‌انگارانه، دومین
    رویکرد تحلیل پیرامون عرفان‌ها و دین‌های نوظهور است. برخی معتقدند که بشر در عصر بحران معنویت به این جنبش‌های معنوی نوین برای پاسخ گرفتن نیازهای امروز نیاز دارد.
    این دیدگاه هم اشکالات اساسی دارد. هم اكنون در غرب که دولت و نظریات سکولار است و با دین کاری ندارند، آنجا هم نهضت‌های مردمی و کانون‌های قانونی برای جلوگیری از شکل‌گیری این فرقه‌ها ایجاد شده است.
    دیدگاه کاوش‌گرانه تحلیل سوم است که تنها دلایل علمی را قبول می‌کند. تبلیغ خیرخواهی و اندیشه‌های نیک پذیرفته است، اما اگر شاهدی براندیشه‌های نیک نباشد، بلکه تبلیغ خلاف شود، نمی‌توان آن را تبلیغ کرد.
    وقتی معنویت‌های نوظهور در قلمرو جهانی را با پارادایم‌های علمی مطالعه می‌کنیم، در می‌یابیم که گرایش به معنویت یک گرایش اصیل است که غالب جامعه انسانی متوجه این موضوع شده است که بدون دین و موقت نمی‌تواند زندگی کند.


    عرفان

    عرفان و يا در حقيقت عرفان به الله، به معناي شناخت خداوند است. عرفان سير معنوي و روحاني است كه انسان را از مرتبه كنوني به مراتب عالي‌تر و رابطه نزديك‌تر با خداوند مي‌ رساند و او را در دانايي و عشق و قدرت بي‌كران محو مي‌سازد. به تعبير قرآن انسان را در مراتبي نظير "افق مبين" و از آن هم بالاتر به "قاب قوسين" و "او ادني" سير مي‌دهد.
    واژه های عرفان و معرفت، از نظر لغوی به معنای «شناختن» می ¬باشند؛ اما در اصطلاح متفاوتند. «معرفت»، هر نوع شناختی را شامل می¬ شود؛ اما «عرفان»، شناخت ویژه ¬ای است که از راه شهود درونی و دریافت باطنی حاصل می¬ شود. البته شناخت ¬های شهودی فراوانند؛ ولی همگی عرفان نیستند.
    در عرفان اسلامي برخلاف عرفان‌هاي پسامدرن، «معرفت» مهم‌ترين ركن عرفان است. عقل بشري با اتصال يافتن به عقل فعال مي‌تواند نور حقيقت را شهود كند و خود را در وادي سلوك قرار دهد. حقيقت چيزي نيست كه عقل بشري آن را توليد كند بلكه عقل بشري تنها مي‌تواند آن را كشف كند. معرفت شهودي، حصولي و اكتسابي نيست بلكه حضوري و ذوقي است و بيشتر يافتني است تا فهميدني؛ يعني اين‌گونه از معرفت با خواندن و نوشتن حاصل نمي‌شود بلكه حقيقتي است كه در عالم حضور دارد و سالك مي‌بايد با سلوك خود بدان برسد. عرفاي اسلامي به خوبي واژه «كشف» را براي اين‌گونه از معرفت به كار برده‌اند. در واقع علم لدّني و شهودي، علمي است كه در ظاهر عالم هويدا نيست و در باطن عالم وجود دارد و بنابراين رسيدن به آن، به معني «كشف‌كردن» آن است؛ كشفي كه قابل عرضه به ديگران نيست و به همين دليل بسياري به مخالفت با آن مي‌پردازند.
    معرفت صوفيه، معرفت ذوقي است و آنكه با چشم ذوق در اشيا و احوال عالم نظر مي‌كند، ملاك قبولش تسليم قلب است نه تصديق عقل و كشف و شهود و الهام و اشراق نزد وي بيشتر مقبول است تا برهان و قياس و استدلال و استقرا. صوفي در پيچ و خم كوچه‌هاي تنگ و باريك عقل و استدلال گم و حيران نمي‌شود. حصول اين ملكه ذوق البته محتاج رياضت و سلوك است و بي‌طي آن مرحله، دل را قابليت مشاهده انوار دست نمي‌دهد. يقيني كه از اين طريق به‌دست مي‌آيد، به مراتب قطعي‌تر و جازم‌تر از يقيني است كه از علم اهل قال حاصل مي‌شود. از اين رو صوفي خدا را اثبات نمي‌كند؛ آن را احساس مي‌كند.
    ویرایش توسط 88060714 : 1390/11/18 در ساعت 08:32 قبل از ظهر

  6. صلوات و تشکر


  7. #4

    تاریخ عضویت : 1390/9/29
    گالري تصاوير
    0   نظرات : 0
    نوشته : 1,742      صلوات : 167
    صلوات گرفته : 153 در 35 پست
    وبلاگ : 44
    دریافت : 0      بارگذاری : 0
    88060714 آنلاین نیست.



    موضوع عرفان

    موضوع عرفان دو حیطه دارد موضوع اصلی آن شناخت امر قدسی است. امر قدسی همان چیزی است كه جهان را از مادیت صرف بیرون می آورد و نوعی بطن و معنا به آن می دهد و می توان نام های مختلفی مانند خدا، حق و... برای آن مد نظر داشت. یك موضوع عمده عرفان شناخت امر قدسی است كه جهان از آن معنا می گیرد. موضوع دیگر عرفان، خود جهان است كه این جهان را چگونه می توان بهتر شناخت؛ در ارتباط با حق و امر قدسی یا بریده از آن یا این كه اینها را در پیوند با هم می بینیم. بنابراین موضوع عرفان درك امر قدسی از طریق جهان موجود است، یعنی اگر ما از طریق جهان مادی و با ابزار دل به حقیقت امر قدسی رسیدیم، به آن عرفان گفته می شود. بنابراین عرفان موضوع بسیار مهمی دارد و یكی از مقدس ترین موضوعاتی است كه بشر در طول تاریخ همیشه به دنبال آن بوده است و آن این است كه حقیقت این جهان چیست، از كجا آمده و به كجا خواهد رفت؟ در اینجا عرفان از جهت های متفاوت با علم، فلسفه و دین درگیر می شود. در حالی كه عرفان هیچ كدام از اینها نیست اما در عین حال این سه مورد را می تواند در خودش جای دهد.

    گرايش انسان به عرفان از كجا ناشي مي‌شود؟

    عرفا، همه يافته‌هاي خود را با همه عمقي كه دارد، يك حقيقتي مي‌دانند كه هم‌اكنون به حقيقت پيوسته است. در واقع، واقعيتي است كه هم‌اكنون وجود دارد، فقط ما افراد عادي در حجاب و اوهام و مسائل دنيوي غرق شده و از آن غافل هستيم، اين واقعيت، همان‌ وجود و حقيقت عالم، يك حقيقت اصيل و نامتناهي است. همه پديده‌هاي ديگر، نمودي از حقيقت اصيل و يگانه هستند، كه همان افق وحدت وجود است. عرفا اعتقاد دارند كه بايد اين حقيقت را شناخت.
    چرا گرايش به عرفان هست به دليل اينكه ما در اين واقعيت زندگي مي‌كنيم، چيزي است كه در حال حاضر وجود دارد، در حقيقت فاصله بين ما و خدا نيست، ما با تمام وجودمان و روح‌مان به آن اصل متعالي گرايش داريم. هم‌اكنون با او و فاني در او هستيم. استيس، يكي از محققان حوزه عرفان مي‌گويد: حرف عرفا را اگرچه نمي‌شود درك كرد و براي رسيدن به معناي حرف آنان بايد زحمات فراواني را متحمل شويم، اما همه ما، با اين حرف‌ها احساس همدلي داريم. هنگامي كه با يك عارف برخورد كنيم، احساس همدلي مي‌كنيم، زيرا حقيقت انسان، هماني است كه عارف مي‌گويد. ما پرتوي از روح خدا و نور خدا هستيم، حقيقت عرفان همين است.

    اولين و مهمترين علت پيدايش و گسترش معنويت‌هاي نوظهور اين است كه: همه انسان ها فطرتي الاهي دارند كه همواره آنها را به سوي خداوند فرامي خواند و اين صدايي است كه هيچ گاه خاموش نمي شود و نوري است كه فروغ آن افول نمي كند و "لاتبديل لخلق الله". فطرت همان بعد ملكوتي و روحاني انسان است كه در عالم الست و در محضر ربوبي بوده و او را به روشني شناخته است. عبدالله بن سنان از امام صادق (ع) مي‌پرسد: كدام فطرت است كه آيه شريفه "فطرة الله التي فطر الناس عليها" از آن ياد كرده؟ امام فرمود: اسلام است كه وقتي خداوند از بشر بر توحيد خويش پيمان مي‌گرفت به مؤمن و كافر فرمود: ألست بربكم.

    ابن مسكان مي‌گويد از امام صادق (ع) پرسيدم گواهي گرفتن كه در آيه "و إذ أخذ ربك من بني آدم من ذريتهم فأشهدهم علي أنفسهم ألست بربكم قالوا بلي.. . " آمده آيا ديدن حقيقي بوده است؟ فرمود: آري، اما مردم آن را از ياد برده‌اند. ولي اصل آن معرفت را از دست ندادند، و بزودي به ياد خواهند آورد و اگر معرفت هم از دست مي‌رفت هيچ كس نمي‌فهميد كه خالق و روزي دهنده‌اش كيست. "
    از كنارهم گذاشتن اين دو روايت معلوم مي‌شود كه فطرت و سرشت خاص انساني شاهد ربوبيت خداوند نسبت به خويش و گواه تعلق و نياز خود به پروردگار مهربان و بي‌نياز است. فطرت سطحي از وجود انسان است كه در محضر خدا حاضر بوده و شاهد جلال و جمال و شكوه و كمال و نور و سرور و علم و قدرت و لطف و رحمت و ساير كمالات اسمائي و جلوه‌هاي صفات عالي الاهي است. از اين جهت گرايش‌هايي از جان آدمي سربركشيده و او را به سوي سرچشمة‌ بي‌كران هستي و كمال هدايت مي‌كند.
    با تكيه بر اين سرماية معنوي درون و مطالعة فطرت و دنبال كردن آرزوها و خواسته‌هايش مي‌توان به اصل هستي و زيبايي و عشق و كمال رسيد. كسي كه كتاب فطرت را مطالعه كند به خدا مي‌رسد و فطرت هادي دروني و دعوت رساي خداست كه از درون هر انسان برخواسته، او را به سوي مقصد حقيقي و اصل خويش فرامي‌خواند.

  8. صلوات و تشکر : 2


مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •