تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2
  1. #1
    88060855 آواتار ها

    تاریخ عضویت : 1390/6/5
    گالري تصاوير
    42   نظرات : 0
    نوشته : 2,150      صلوات : 1,128
    صلوات گرفته : 489 در 175 پست
    وبلاگ : 7
    دریافت : 0      بارگذاری : 0
    88060855 آنلاین نیست.

    راهنما ✿✿✿✿✿ بهشت را به بها مى دهند!








    قال على (علیه السلام) لِرَجُل سَأَلَهُ اَنْ یَعِظَهُ:

    «لا تَکُنْ مِمَّنْ یَرْجُوا الاْخِرَةَ بِغَیْرِ الْعَمَلِ، وَ یُرَجِّی التَّوْبَةَ بِطُولِ الاَْمَلِ، یَقُولُ فِى الدُّنْیا بِقَوْلِ الزّاهِدینَ وَ یَعْمَلُ فِیها بِعَمَلِ الرّاغِبینَ»;

    «حضرت در اجابت درخواست شخصى که از او نصیحت خواست، فرمود: از کسانى مباش که آخرت را بدون انجام اعمال صالح مى خواهند، و توبه را با آرزوهاى دراز تأخیر مى اندازند، و درباره دنیا همچون زاهدان سخن مى گویند، ولى همچون دنیاپرستان عمل مى کنند!»
    (1).



    به راستى سخنان حضرت على (علیه السلام) معجزه آسا است و این جمله از درخشان ترین آن ها است. در این جمله سه دستور مهمّ، که خیر دنیا و آخرت فرد و جامعه در آن نهفته، آمده است. توجّه کنید:

    1ـ بهشت را به بهانه نمى دهند، و تنها سخن گفتن، بدون عمل، نجات بخش انسان نخواهد بود. تنها ادّعاى عشق به دین و ولایت و پیشوایان دین، گره اى از مشکلات ما باز نخواهد کرد و با لقلقه زبان بدون عمل، امیدى به آسودگى و راحتى در جهان آخرت نخواهد بود.
    ادّعاى دوستى و ولایت اهل البیت (علیهم السلام) زمانى کارساز است که مجموعه اى از اعمال صالح و نیک به همراه داشته باشیم، تا اگر مرتکب لغزش ها و خطاهایى شده باشیم، ولایت و شفاعت و مانند آن، لغزش ها و خطاها را جبران کند. در ضمن از مباحث فوق روشن مى شود مدعیان عشق به خاندان پیامبر (علیهم السلام) که هیچ توشه اى از اعمال صالح ندارند چقدر در اشتباهند.

    2ـ توبه و بازگشت به سوى خداوند با آرزوهاى طولانى سازگار نیست. مخصوصاً که انسان از آینده خود هیچ اطّلاعى ندارد و زمان مرگ خود را نمى داند. کسى که نمى داند یک لحظه دیگر زنده است یا مرده، چگونه آرزوهاى طولانى دارد؟! و شخصى که آرزوهاى طولانى دارد چگونه مى تواند توبه کند؟! أجل زنگ خطر و داروى مهمّى براى درمان این درد است. هنگامى که اجل حضرت سلیمان (علیه السلام)مى رسد حتّى اجازه نشستن به او داده نمى شود و در حال ایستاده قبض روح مى گردد!(2) بنابراین نباید با آرزوهاى طولانى توبه را به تأخیر بیندازیم.

    3ـ سومین موعظه حضرت این است: از کسانى که بین گفتار و عملشان تفاوت وجود دارد مباش! کسانى که به هنگام سخن گفتن آن چنان در مورد دنیا سخن مى گویند که گویا تارک و زاهد دنیا هستند; ولى در مقام عمل کاملا وابسته و حریص بر دنیا مى باشند. سعى کن سخن و عملت هماهنگ باشد. واى به حال من، اگر از عشق على دم مى زنم، امّا عملم هماهنگ با معاویه هاست! سخن از معنویّت و خداپرستى و روحانیّت مى گویم، ولى غرق در مادّى گرایى و تجمّل پرستى مى باشم!

    راغبین به دنیا چه کسانى هستند؟ آن ها کسانى هستند که در سر دو راهى ها پشت به خدا و رو به دنیا مى کنند.
    مردم هنگامى که بر سر دو راهى قرار مى گیرند، چند دسته اند:

    نخست، افرادى که بى قید و شرط راه دنیا را برگزیده و به خدا پشت مى کنند.
    دوم، گروهى که عکس گروه اوّل عمل مى کنند و راه آخرت را در پیش مى گیرند.
    و گروه سوم، انسان هاى شکّاک و متحیّرند، اشخاصى همچون عمر ابن سعد که هم طالب ملک رى به قیمت شهید کردن امام حسین (علیه السلام)مى باشند و هم خواهان بهشت برین، و در جنگ عقل و نفس امّاره بالاخره عقل آن ها مغلوب مى گردد! باید با این معیار خود را بسنجیم، تا معلوم شود که از چه گروهى هستیم.





    1. نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 150.
    2. تفسیر نمونه، جلد 18، صفحه 44. و تاریخ انبیاء، صفحه 197.


    .

  2. صلوات و تشکر : 3


  3. #2

    تاریخ عضویت : 1390/9/29
    گالري تصاوير
    0   نظرات : 0
    نوشته : 1,742      صلوات : 167
    صلوات گرفته : 153 در 35 پست
    وبلاگ : 44
    دریافت : 0      بارگذاری : 0
    88060714 آنلاین نیست.



    لابد شنیده اید که:

    «بهشت را به بها دهند، نه به بهانه». سخنی است صواب و صحیح؛ چرا که برای بهشت نشینی باید بهایش را پرداخت و بی بها و به صرف بهانه نمی توان بهشتی شد. همانگونه که هر مسکنی در دار دنیا بهایی دارد و برای به دست آوردنش باید بهایش را پرداخت و به صرف بی خانمانی کسی خانه دار نمی شود! پس بدون حرکت و عمل، توقع بهشت نابجاست.

    «إِنَّ اللّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ فَیَقْتُلُونَ وَیُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَیْهِ حَقًّا فِی التَّوْرَاةِ وَالإِنجِیلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللّهِ فَاسْتَبْشِرُواْ بِبَیْعِکُمُ الَّذِی بَایَعْتُم بِهِ وَذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ»
    (یقیناً خدا از مؤمنان جان ها و اموالشان را به بهاى آنکه بهشت براى آنان باشد خریده ; همان کسانى که در راه خدا پیکار می کنند ، پس [ دشمن را ]می کشند و [ خود در راه خدا ] کشته می شوند [ خدا آنان را ] بر عهده خود در تورات و انجیل و قرآن [ وعده بهشت داده است ] وعده اى حق ; و چه کسى به عهد و پیمانش از خدا وفادارتر است ؟ پس [ اى مؤمنان ! ] به این داد و ستدى که انجام داده اید ، خوشحال و شاد باشید ; و این است کامیابى بزرگ.)

    اما به راستی چه کسی را یارای پرداخت بهای بهشت است؟

    .
    «
    قُلْ هُوَ الَّذِی أَنشَأَکُمْ وَجَعَلَ لَکُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ قَلِیلًا مَّا تَشْکُرُونَ»

    (بگو : اوست که شما را آفرید و براى شما گوش و دیده و دل قرار داد ، ولى اندکى سپاس می گزارید.)


    جناب سعدی چه خوب گفته
    :«منت ‏خداى را عزوجل که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت، هر نفسى که فرو مى‏رود ممد حیات است و چون که برآید مفرح ذات، پس در هر نفسى دو نعمت موجود و بر هر نعمتى شکرى واجب‏» «از دست و زبان که برآید کز عهده شکرش بدر آید».


    شکر نعمت این است که نعمت را در مسیر قرب او به خدمت گیریم، و به راستی چه کسی را یارای شکر نعمات غیر قابل شمارش اوست؟ یکی از این نعمات زمان و وقت است، بینایی و شنوایی است، با یک محاسبه ساده متوجه خواهیم شد که اکثر عمرمان به کفران نعمت می گذرد و نه شکر آن، چرا که نعمات را در مسیر قربش به کار نمی بندیم. اگر آن عادل یگانه بخواهد با عدلش با ما برخورد کند که دیگر بهشت جز معدودی از اولیایش، کسی را نخواهد دید؛ اما اگر با فضلش برخورد کند، به دنبال بهانه ای ولو کوچک می گردد تا بندگانش را از جهنم رهایی بخشیده و به بهشت رهنمون سازد. به همین خاطر عرفا می گویند:«بهشت را به بهانه دهند، نه به بها» و اعمال و شکر ناچیز ما همین بهانه استاما، اگر به دنبال بهانه ای برای بهشت می گردیم، بهتر است که به بهانه های ناچیز خود اعتماد نکنیم و به دنبال بهانه های بزرگ و غیرقابل ردخور بگردیم و چه بهانه ای با ارزش تر از عصمة الله الکبری، ودیعة المصطفى و حلیلة المرتضى، «فاطمة الزهرا» سلام الله علیها؟ هم او که بهانه خلقت احمد و علی است. هم او که فاطمه نامیده شد، چرا که:« انما سمیت فاطمه لان اللَّه فطمها و محبیها عن النار». هم او که شیعیان خود را از میان اهل محشر جدا مى‏کند چنان مرغى که دانه‏هاى خوب را از بد جدا مى‏سازد. هم او که حتی شیعیانش نیز دیگران را شفاعت کرده و به بهشت می برند پس «بهشت را به فاطمه دهند».












    ویرایش توسط 88060714 : 1390/11/16 در ساعت 05:32 بعد از ظهر


مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •