تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3
  1. #1
    88060855 آواتار ها

    تاریخ عضویت : 1390/6/5
    گالري تصاوير
    42   نظرات : 0
    نوشته : 2,150      صلوات : 1,128
    صلوات گرفته : 489 در 175 پست
    وبلاگ : 7
    دریافت : 0      بارگذاری : 0
    88060855 آنلاین نیست.

    سوال ๑ஜ๑ آیا عیسى پسر خداست؟!












    سؤال: در آمریکا روزهاى یک شنبه از طرف کلیساهاى کاتولیک در تلویزیون برنامه مذهبى اجرا مى شود; در این برنامه که مخصوص کسانى است که به علّت مریض بودن نتوانسته اند در کلیسا حضور به هم رسانند، کشیشان در دعا چنین مى گویند:
    «خدایا ما به تو اعتقاد و ایمان داریم، تو را هیچ منسوب و بسته اى نیست مگر عیسى و ما به پسرت عیسى اعتقاد داریم!» این است عقیده مسیحیان درباره عیسى(علیه السلام)و من مى خواهم بدانم ما مسلمانان به چه دلیل مى گوییم عیسى پسر خدا نیست؟

    پاسخ: گرچه این سؤال براى کسانى که منطق اسلام را در زمینه خداشناسى شنیده و یاد گرفته اند بسیار مایه تعجّب و شگفتى است; ولى براى کسانى که در محیط هاى غیر اسلام زندگى مى کنند و معمولا با مسیحیان تماس دارند که خدا را در قالب «اقانیم ثلاثه» یعنى (خداى پدر، خداى پسر و خداى روح القدس) تصویر مى نمایند و غالباً از «خداى پدر» و «خداى پسر» سخن مى گویند، این نوع سؤال ها خیلى عجیب و شگفت آور نخواهد بود.

    ما پیش از آن که به اصل پاسخ بپردازیم لازم است توضیح دهیم که مسلمانان از کلمه «خدا» چه حقیقتى را اراده مى کنند و منظور آنها از خدا چیست؟
    هرکس مختصر اطّلاعى از مبانى اعتقادى اسلام داشته باشد بخوبى مى داند که «خدا» از نظر اسلام مبدئى است که داراى همه گونه صفات کمال است و هیچ گونه نقص و عیب و احتیاج و محدودیّتى در او راه ندارد و تمام موجودات جهان آفریده او و نیازمند به او هستند و او به هیچ موجودى نیاز ندارد.

    بدیهى است چنین خدایى نه مى تواند به کسى نیاز داشته باشد و نه داراى اجزاى ذهنى و خارجى باشد و نه مى تواند بزاید و یا زاییده کسى باشد و نه مى تواند همسر داشته باشد و یا با چشم دیده شود و نه ممکن است محدود به زمان و یا مکان باشد.
    زیرا هر کدام از این امور، هرگاه در خدا موجود باشد او را از مرتبه خدایى پایین آورده، جزء آفریده ها و مخلوقاتش قرار مى دهد!

    مثلا هرگاه خدا مانند دیگر موجودات مادّى، مرکّب و داراى اجزاى باشد - مثل این که مى گوییم آب مرکّب از دو عنصر یعنى اکسیژن و هیدروژن است - مسلّم است که در این صورت در اصل هستى خود نیازمند به هر کدام از آن اجزاى خواهد بود و بدون آنها پدید نخواهد آمد و این معنا با خداى او که به معناى «سرچشمه هستى» و «آفریدگار جهان» بوده است سازگار نمى باشد.
    روى این حساب، مسیحیان در این عقیده که عیسى(علیه السلام) را پسر خدا مى دانند بدون آن که توجّه داشته باشند خدا را از مقام الوهیّت پایین آورده، در زمره دیگر آفریده ها قرار مى دهند.



    .

  2. صلوات و تشکر : 4


  3. #2
    88060855 آواتار ها

    تاریخ عضویت : 1390/6/5
    گالري تصاوير
    42   نظرات : 0
    نوشته : 2,150      صلوات : 1,128
    صلوات گرفته : 489 در 175 پست
    وبلاگ : 7
    دریافت : 0      بارگذاری : 0
    88060855 آنلاین نیست.




    چگونه ممکن است خدایى که به هیچ وجه ترکیب در او راه ندارد، جزئى از خود را جدا کرده و به شکل عیسى که مانند همه افراد بشر داراى جسم و مادّه است در آورد و او را پسر خود و خود را پدر او بخواند! (دقّت کنید)
    مقامات مسیحى چون دیدند موضوع «پسر بودن عیسى» با اصول مسلّم عقل و علم سازگار نیست، ناگزیر درصدد توجیه و تأویل بر آمده پسر بودن عیسى را به یکى از معانى زیر گرفته و گفته اند:

    1- از آن جا که آفرینش عیسى برخلاف روش معمولى و بدون داشتن پدر صورت گرفته و کارهاى دوران زندگى او آمیخته با انواع معجزات و حوادث خارق العاده بوده، از این جهت مى توان گفت عیسى مظهر و آینه تمام نماى خداست و به همین جهت خداوند از او تعبیر به پسر نموده است و یا چون خداوند عیسى را فوق العاده دوست مى داشت از این جهت او را پسر خود خوانده است.

    این توجیه داراى دو ایراد زیر است:

    الف- با صریح آیات عهد جدید که مى گوید: «لیکن چون زمان به کمال رسید خدا پسر خود را فرستاد که از زن زاییده شد» و همچنین با معتقدات عموم مسیحیان که در اعتقاد نامه نیقیّه بدین شرح مندرج است: «ما ایمان داریم به خداى واحد پدر، قادر مطلق، خالق همه چیزهاى دیدنى و نادیدنى، و به خداوند واحد، عیسى مسیح، پسر خدا، مولود از پدر، یگانه مولودى که از ذات پدر است; خدا از خدا، نور از نور، خداى حقیقى از خداى حقیقى، که مولود است نه مخلوق، از یک ذات هم ذات با پدر...» سازگار نخواهد بود; زیرا عبارات فوق، صریح در این است که عیسى مسیح پسر خداست همان طورى که نور از نور جدا مى شود، عیسى هم از خدا جدا شده و در رحم مریم قرار گرفته و از آن جا براى هدایت و سعادت مردم پا به این عالم گذاشته است.

    ب- هرگاه آفرینش بدون پدر و یا زندگى آمیخته به انواع معجزات و امور خارق العاده، کافى در نامیدن کسى به پسر خدا باشد در این صورت این نام و نسبت هیچ گونه اختصاصى به عیسى ندارد; زیرا آدم هم بدون پدر و مادر آفریده شده و پیامبرانى مانند ابراهیم و موسى و نوح و... نیز سراسر زندگانى آنها با انواع حوادث خارق العاده و معجزات آمیخته بوده است و همچنین خداوند همه آنها را دوست داشته پس باید آنها نیز پسر خدا نامیده شوند.

    2- توجیه دیگر این که مى گویند: منظور از این که عیسى پسر خداست این است که خداوند در پیکر عیسى حلول کرده، همان سان که حرارت در آب حلول مى کند.
    این توجیه نیز تنها فرار از اصل اشکال نیست بلکه از چاله به درّه سقوط کردن است; زیرا همان طور که در ابتداى بحث تذکر داده شد، خداوند نه مى تواند جسم باشد و نه محدود به زمان و مکان; خداوندى که صرف وجود و غیر محدود به زمان ومکان است چگونه مى تواند در بدن انسانى مانند عیسى که مانند همه افراد بشر غذا مى خورد و مى خوابید و راه مى رفت و از لحاظ زمان و مکان محدود بود حلول کرده و محدود شده باشد؟!
    آیا آب دریا با آن که محدود است مى شود در یک کاسه کوچک جا گیرد و اگر نمى شود، پس چگونه ممکن است وجود نامحدود خداوند در پیکر انسانى چون عیسى محدود و محصور گردد؟!

    به هر حال، موضوع پسر بودن عیسى براى خدا نه تنها معقول و منطقى نیست، بلکه هرگاه کسى کمتر اطّلاعى از مبانى اعتقادى اسلام داشته باشد، این نوع سؤال ها به همان اندازه براى او تعجّب آور است که کسى بپرسد: چرا خداوند غذا نمى خورد و چرا خدا راه نمى رود؟!




    منبع:پاسخ به پرسشهای مذهبی
    آیت الله مکارم

  4. صلوات و تشکر : 3


  5. #3

    تاریخ عضویت : 1390/9/29
    گالري تصاوير
    0   نظرات : 0
    نوشته : 1,742      صلوات : 167
    صلوات گرفته : 153 در 35 پست
    وبلاگ : 44
    دریافت : 0      بارگذاری : 0
    88060714 آنلاین نیست.



    آیا عیسى پسر خداست؟!




    مسیحیان حضرت عیسی (ع) را خدا می دانند . این اصلی ترین رکن ایمان مسیحی کنونی است که عیسی را خدای پسر و گاه پسر خدا می خواند . چنین چیزی هم از نظر ادله قطعی عقلی و هم بر اساس آنچه پیامبران آموخته اند کاملا باطل و نادرست است . همچنین به نظر برخی از محققان مسیحیان اولیه خدای یگانه را می پرستیدند و از قرن سوم به بعد انگاره تثلیث و الوهیت مسیح در مسیحیت راه یافت.


    اما از نظر عقلی فرزنددار بودن؛ یعنى، چیزى از سنخ خودش از فردى جدا شود؛ مثلاً در ما انسان‏ها، فرزندمان از سنخ خودمان است. بنابراین خدا اگر صاحب فرزند بشود، باید در نفس خود تجزیه شود و چیزى که از سنخ او است، از او جدا شود، (المیزان، ج 20، ص 672).
    گفتنى است که تجزیه شدن از عوارض ماده است و مادى بودن، نشانه نقص است و خدا مادى نیست ونقصى نیز در او راه ندارد. بنابراین فرزند شبیه و همانند پدر است، در حالی که خدا شبیه و همانند ندارد. گذشته از آن، فرند حادث است و خدا نمى‏ تواند حادث باشد؛ زیرا حادث بودن، مساوى با محدودیت است.

    امام على(ع) مى‏ فرماید:
    «لَمْ یَلِدْ فیکون مولودا و لَمْ یُولَدْ فیصیر محدوداً

    او کسى را نزاد که خود نیز مولود باشد و «از کسى زاده نشده» تا محدود گردد (نهج ‏البلاغه، خطبه 186)

    به عبارت دیگر اگر خدا کسى را بزاید خود نیز مولود خواهد بود. و آنکه مولود است، حتماً حادث است و طبعاً محدود مى‏باشد. بنابراین فرزند داشتن به معناى نیازمندى است و خداوند بى ‏نیاز محض است ؛ زیرا صرف الوجود و واقعیت محض و نامحدود و لا یتناهى است و هیچ گونه ترکیب و تعدد در او راه ندارد.

    گذشته از این، درباره عیسى(ع) چند نکته ضرورى است: 1. عیسى(ع)، حادث است؛ یعنى، در زمانى متولد شده است که قبل از آن نبوده است و این نشانه محدودیت اوست و محدودیت با خدایى که یکى از صفات آن بى‏نیازى و نامحدودى است، سازگارى ندارد.

    2. زندگى و مرگ و تمام شؤون عیسى(ع) به دست خداوند است. حضرت عیسى(ع) هلاک ‏پذیر است و آن که هلاک‏ پذیر باشد، خدا نیست.

    3. عیسى(ع)، مثل سایر انسان‏ها، مملوک خدا و بنده است و طبعاً نمى‏ تواند معبود و خدا باشد. معبود حقیقى کسى است که بى‏ نیاز محض باشد. امام رضا(ع) در مناظره با رهبر مسیحیان (جاثلیق) به این نکته اشاره فرموده است. آن حضرت به جاثلیق فرمود: ما به عیسى ایمان داریم، تنها به او این اشکال را وارد مى‏ دانیم که کم عبادت مى‏ کرد و نماز و روزه‏اش کم بود. جاثلیق گفت: به خدا قسم، علم خود را فاسد کردى! و کار خود را ضعیف کردى! من تو را دانشمندترین مسلمانان مى‏ پنداشتم. امام فرمود: چرا چنین مى ‏اندیشى؟ گفت: زیرا گفتى عیسى کم عبادت بود و نماز و روزه‏اش کم بود. و حال آن که عیسى(ع) هیچ روزى را بدون روزه شب نکرد و هیچ شب را به خواب نگذراند و تمام روزها روزه بود و شب‏ها به نماز مى‏ ایستاد. امام فرمود: براى چه کسى روزه مى‏ گرفت و نماز مى‏ گذاشت؟ جاثلیق مجبور به سکوت شد، (الاحتجاج، الشیخ الطبرسى، ج 2، ص 407).

    زیرا اگر عیسى مسیح، خدا و فرزند خدا باشد، نیازى به عبادت ندارد و اگر تمام عمرش عبادت مى‏ کرد، بنابراین خدانیست، {v(نبوت، استاد شهید مطهرى، ص 275).

    روشن است که خداوند، واحد است و دلایل و برهان‏هاى قطعى دلالت بر یگانگى خدا وساطت و عدم محدودیت او دارد.

    بنابراین فرزنددار بودن خداوند، نفى یگانى و بساطت خدا است و اعتقاد مسیحیان به تثلیث، اعتقادى فاسد است که با بساطت و یگانگى و عدم محدودیت خداوند، ناسازگار است و به این دلیل قرآن آن‏ها را محکوم به کفر مى‏ کند، (المائده: 73)
    ویرایش توسط 88060714 : 1391/05/23 در ساعت 05:56 بعد از ظهر


موضوعات مشابه

  1. پسرم ساسان ، بچه « شیطان » است !
    توسط مهاجر در تالار واحد فرهنگی هنری - معاونت فرهنگی تربیتی
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: 1392/05/08, 11:14 بعد از ظهر
  2. پسری که پنجاه سال از پدر خویش بزرگتر بود
    توسط سوگند در تالار قصص قرآن
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 1391/10/24, 03:39 بعد از ظهر
  3. پاسخ: 17
    آخرين نوشته: 1391/07/08, 09:58 قبل از ظهر
  4. ܓ✿ آیا عیسى پسر خداست؟!
    توسط 88060855 در تالار شبهات
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: 1390/11/16, 07:35 بعد از ظهر

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •