تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3
  1. #1

    ܓ✿ پرسش و پاسخ




    ما از كجا بدانيم كه قرآن توسط خداوند بر رسول اكرم(ص) نازل شده و اين كتاب كلام خدا است؟
    پرسش شما در حقيقت به حجّيت صدورى قرآن باز مى‏گردد؛ يعنى، اين كه قرآن سند الهى و حجت خدا بر انسان بوده و هم‏اكنون آنچه به نام قرآن در دسترس همگان است، همان قرآنى مى‏باشد كه از سوى خداوند نازل گشته و هيچ عنصر غيرخدايى، چه به عمد و چه به خطا - در آن راه نيافته است. براى اثبات اين مدّعا چهار مطلب به عنوان ادله حجيت صدورى قرآن مطرح است: يكم - قرآن كتاب خداست، دوم - قرآن مصون از تحريف است، سوم - وحى مصون از خطا مى‏باشد، چهارم - رسول اكرم(ص) معصوم است. بدون شك شما اذعان خواهيد كرد كه طرح تمامى مطالب عميق و در عين حال گسترده چهار مطلب مذكور، در اين نوشتار محدود ميسور نيست؛ اما در عين حال سعى مى‏كنيم مطالب اساسى در اين باب را فراروى ذهن پرسشگر شما قرار دهيم. يكم - قرآن كتاب خداست. اين مدعا در سطوح مختلف قابل طرح بوده معانى عميق متعددى دارد: 1. مفاد و محتواى قرآن از سوى خداوند است. 2. علاوه بر آن، تك تك الفاظ نيز از سوى خداوند است. 3. تركيبات اين الفاظ كه در قالب آيات آمده‏اند، نيز از سوى خداوند است. 4. مجموعه اين آيات كه به صورت سوره‏ها تجلى كرده است هم از ناحيه خداوند مى‏باشد (جمع قرآن). 5. چينش و ترتيب سوره‏ها در كنار يكديگر و تشكيل قرآن موجود نيز از ناحيه خداوند است. براى اثبات اين پنج آموزه از دلايل نقلى (اعم از روايات معصومان و خود آيات قرآن) صرف‏نظر كرده، تنها به دليل عقلى كه تحت عنوان «وجوه اعجاز قرآن» شناخته مى‏گردد، بسنده مى‏كنيم. وجوه مختلفى براى اعجاز قرآن گفته شده كه مى‏توان آنها را به سه بخش طبقه‏بندى كرد: الف) اعجاز لفظى قرآن، ب) اعجاز محتوايى قرآن، ج) اعجاز قرآن از جهت آورنده آن. نگا: دكتر سيد مصطفى ثامنى، وجوه اعجاز قرآن، (مجموعه مقالات دومين كنفرانس تحقيقاتى علوم و مفاهيم قرآن كريم)، ص 168 - 178. الف) اعجاز لفظى قرآن در دو ساحت مطرح است: «اعجاز بلاغى قرآن» كه مقصود نظم، اسلوب بيانى و بلاغت و فصاحت و امورى در اين زمينه است؛ و «اعجاز عددى» كه اخيراً مطرح شده و از طريق كامپيوتر انجام مى‏پذيرد و مى‏كوشد تا با بيان ارتباطات عددى خاص ميان الفاظ و حروف قرآن، نشان دهد كه اين روابط عددى نمى‏تواند در سخن بشرى تحقق يابد. اين دو نوع اعجاز لفظى قرآن، ثابت مى‏كند كه الفاظ و تركيبات قرآن الهى است. علاوه بر آن كه روشن مى‏سازد كه آن مقدار از آياتى كه به يكديگر مرتبط بوده و در يك سياق‏اند، از ناحيه خداوند مى‏باشد. اما اين نوع اعجاز از اثبات نوع قرار گرفتن سوره‏ها و پيدايش آنها ناتوان است. ب ) اعجاز محتوايى قرآن كه به حقايقى چون: عدم وجود اختلاف در قرآن، اخبار برخى آيات از غيب و مطالبى كه در آينده رخ داده يا مى‏دهد، طرح برخى از علوم و معارف كه لااقل در آن زمان هيچ بشرى نمى‏توانسته به آنها دسترسى پيدا كند و عجز از ابطال معارف و علومى كه در قرآن آمده، اشاره دارد. اين نوع اعجاز حقانيت قرآن و آسمانى بودن آن را اثبات مى‏كند؛ ولى از اثبات حقانيت قرآنى با چنين نظم و ترتيب آيات و سوره‏ها، ناتوان است. ج ) اعجاز قرآن از جهت آورنده آن؛ كه بر اين مطلب تكيه دارد كه رسول گرامى اسلام(ص) فردى امّى بوده است و چگونه مى‏توانسته از پيش خود چنين كتابى را بياورد. اين نوع اعجاز نيز تنها اثبات مى‏كند كه مفاد قرآن از ناحيه خداوند است؛ اما اين كه اين الفاظ هم از سوى اوست، ثابت نمى‏شود. پس وجوه اعجاز قرآن تنها آموزه اول از آن پنج آموزه را اثبات مى‏كند؛ اما آيا راه ديگرى براى اثبات چهار آموزه ديگر نيست؟ چرا، اما اين دليل با تكيه بر تاريخ و اسناد و مدارك مطمئن و يقين‏آور، چهار آموزه بعدى را اثبات مى‏نمايد. بسيارى از علماء شيعه به ويژه متأخران و محققان معاصر با دليل موجّه، معقول و اطمينان‏آور معتقدند كه قرآن در زمان پيامبر(ص) و با نظارت ايشان و در پرتو هدايت الهى به همين كيفيتى كه در دسترس ما مى‏باشد، جمع‏آورى شده است و در واقع، پيدايش سوره‏ها و ترتيب آنها و آيات در پرتو وحى الهى و از سوى خداوند بوده است. سيد عبدالوهاب طالقانى، علوم قرآن و فهرست منابع، ص 83. دوم قرآن مصون از تحريف است. اين مطلب نيز در دو سطح مطرح است: 1. در قران تحريف به زيادت رخ نداده است، 2.در قرآن تحريف به نقصان نيز صورت نگرفته است. براى اثبات اين دو مدعا نيز دلايل گوناگونى با رهيافت‏هاى متفاوت ارائه گرديده كه به دليل مجال‏اندك از آن صرف نظر كرده، تنها به دليل عقلى در اين باب بسنده مى‏كنيم. براى تبيين اين دليل، ذكر چهار مقدمه ضروى است: 1. دين مرسل، مجموعه امورى است كه از سوى خداوند براى هدايت بشر از طريق انبيا فرستاده شده است. 2. هر دين مرسلى قبل از آخرين آن، بخشى از «دين نفس الامرى» را كه براى هدايت بشر متناسب با روزگار نزول آن دين لازم بوده، به ارمغان آورده است. «دين نفس الامرى» يعنى آنچه در علم الهى و مشيت ربانى براى هدايت انسان به سوى رستگارى وجود دارد. 3. حكمت تعداد اديان مرسل، علاوه بر آوردن عناصر جديد از دين نفس‏الامرى، متناسب با روزگار خود، تصحيح آن بخش از شريعت قبلى مى‏باشد كه گرفتار تحريف گشته است. 4. سلسله اديان الهى آن گاه پايان مى‏پذيرد و در يك دين به منزله «دين خاتم» ظهور مى‏كند كه اولاً، كامل باشد؛ يعنى، جامع و حاوى همه معارفى باشد كه بشر تا روز قيامت براى سعادت واقعى خود بدان محتاج بوده، يا خواهد بود؛ به طورى كه هيچ عنصر هدايتى باقى نمانده، جز آن كه در آن دين بيان شده باشد. ثانياً در طول تاريخ مصون از تحريف باشد. به هر روى، اگر هر يك از اين دو عنصر منتفى گردد، عقل خواهد گفت اين دين هنوز آخرين دين نمى‏باشد. نتيجه اين چهار اصل موضوعى - كه به دليل ضيق مقال از تبيين ادله اثبات آن معذوريم - اين آموزه است كه «دين خاتم مصون از تحريف است» اما چه شرطى لازمه مصونيت دين از تحريف است؟ بدون شك بايد منبع اصلى شناخت دين و سند بى‏بديل آيين آورنده دين كه به منزله مجموعه هدايت الهى تلقى مى‏گردد؛ يعنى، كتاب آن، مصون از تحريف باشد. با توجه به اين تحليل، مى‏گوييم: از آن جا كه قرآن، كتاب اسلام است و دين اسلام، دين خاتم است، نتيجه گرفته مى‏شود كه قرآن، كتاب دين خاتم است و چون كتاب دين خاتم، مصون از تحريف است، نتيجه مى‏گيريم كه قرآن، مصون از تحريف به هر بيان سطحى و شكلى است. مهدى هادوى تهرانى، مبانى كلامى اجتهاد در برداشت از قرآن كريم، ص 66 - 67. سوم - وحى مصون از خطا مى‏باشد. اين مطلب نيز با دلايل متفاوتى اثبات شده است كه نمى‏توان به همه آنها پرداخت؛ اما از همه مهم‏تر اين دليل است كه اگر كسى به حقيقت وحى توجه كند و مفاد آن را خوب دريافته، تصور صحيح از آن داشته باشد، بالبداهة به مصونيت آن از خطا اعتراف كرده، اين آموزه را تصديق خواهد نمود. حقيقت «وحى» نوعى علم شهودى و حضورى است كه در آن خودِ حقايق هستى در محضر شاهد و كاشف حاضر است؛ به خلاف علم حصولى كه فقط صورتى از علوم در ذهن ما وجود دارد و در واقع اين صورت ذهنى است كه پلى است براى ارتباط ما با جهان خارج. ازاين‏رو چون واسطه در نزد ذهن ما حاضر است، امكان دارد به دليل تفسير اشتباه ما در تطبيق آن با صورت خارج، به خطا بيفتد. اما در علم حضورى چون نفس معلوم، مكشوف و مشهود در نزد عالم، كاشف و شاهد حاضر است و واسطه‏اى در كار نيست، امكان خطا معنا ندارد و چون حقيقت وحى، كشف و شهود عالم غيب است، در آن خطا معنا ندارد. محمد باقر سعيدى روشن، تحليل وحى از ديدگاه اسلام و مسيحيت، صص 22 - 28. چهارم - رسول اكرم(ص) معصوم است. اين مدعا نيز در بيانى كوتاه بدين شكل اثبات مى‏گردد كه با توجه به صفات خداوند متعال؛ يعنى، علم، قدرت، حكمت و تنزّه او از زشتى‏ها و با عنايت به حكمت نبوت و انزال كتب و ارسال رسل كه هدايت و راهنمايى مردم مى‏باشد؛ عقل مى‏گويد كه پيامبر خدا بايد از هرگونه گناه و اشتباه عمدى و هرگونه خطا، سهو، نسيان و غفلت در هر دريافت و رساندن وحى الهى، معصوم باشد؛ چرا كه اگر چنين نباشد و پيامبر در هر يك از ساحت‏هاى فوق معصوم نباشد، اعتماد مردم بر پيام‏رسانى و الهى بودن همه تكاليف و پيام‏ها از ميان می رود؛ و اين اغراء به گمراهى مردم و لغو و عبث‏گويى، از ساحت قدس ربوبى منزه است. پژوهشى در عصمت معصومان، ص 109 - 112. نتيجه آنكه با اثبات آن كه قرآن در تمام سطوحش كتاب خدا و از هر گونه تحريف مصون است و از آن جا كه در حقيقت وحى كه از طريق آن هدايت‏ها و ارشادهاى لازم به مردم ابلاغ می ‏شده؛ امكان خطا متصور نيست؛ و با عنايت به اين مسأله كه شخص رسول اكرم(ص) معصوم است؛ روشن می ‏گردد كه قرآن حاضر توسط خداوند بر رسول اكرم(ص) نازل گشته و اين كتاب كلام خدا است.

    آخرین موضوعات ارسالی این تالار:


  2. صلوات و تشکر


  3. #2



    سلام کاربر گرامی
    ممنون از مطلب ارسالی شما و با عرض پوزش
    کاش یک کمی در ویرایش آن دقت فرمایید. مطلب به این مهمی را نمی توان براحتی مطالعه کرد به دلیل فاصله نداشتن بین پاراگراف ها ..

    موفق باشید

  4. صلوات و تشکر


  5. #3

    تشکر




    از عنایت و توجه شما به این پست سپاسگذارم.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •