تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 4 , از مجموع 4
  1. #1

    گفتگويي با حجت‌الاسلام سيدمحمود ‌طيب‌حسيني پيرامون «كتاب چند معنايي در قرآن كريم»




    تاريخچه بحث استعمال لفظ در بيش از يك معنا، در علم اصول به قرن دوم هجري بر مي‌گردد و شافعي از علماي اهل سنت، اين مساله را مطرح كرد و عنوان آن «حمل لفظ مشترك بر همه معاني آن» مي‌باشد.



    به گزارش واحد خبر شهر مجازی قرآن، يكي از مباحث ارائه شده در انديشه قرآني، بحث پيرامون «استعمال لفظ در بيش از يك معنا مي‌باشد»، مركز خبر حوزه، به منظور واكاوي اين بحث و ارائه معلوماتي پيرامون «كتاب چند معنايي در قرآن كريم» كه عنوان كتاب برتر جشنواره كتاب سال حوزه در سال 89 در موضوع قرآني، را كسب كرده است، گفتگويي با حجت‌الاسلام سيدمحمود ‌طيب‌حسيني انجام داده كه تقديم مي‌شود.




    لطفاً ابتدا در خصوص پيشينه مبحث استعمال لفظ در بيش از يك معنا صحبت كنيد

    مبحث «استعمال لفظ در بيش از يك معنا» از جمله مباحثي است كه در علم اصول مخصوصا معالم و كفاية الاصول مطرح شده است، مصنفين در كتب خود، به محال بودن و ممتنع بودن استعمال لفظ در بيش از يك معنا اشاره مي‌كنند، با اين حال لازم است در اين مورد بحث شود، چون امكان دارد، استعمال لفظ در بيش از يك معنا جايز باشد.

    وقتي به الفاظ شعرا و ادبا نگاه شود بيان كننده اين مطلب است كه استعمال لفظ در بيش از يك معنا امكان دارد حتي اگر ادله مخالفين اين موضوع در علم اصول تمام باشد.

    وقتي امكان اين موضوع اثبات شد، مي‌توان نتيجه گرفت كه ممكن است خداوند، لفظي را بيان كند و از آن لفظ چند معنا را اراده كرده باشد.

    آخرین موضوعات ارسالی این تالار:


  2. صلوات و تشکر


  3. #2



    مساله استعمال الفاظ در بيش از يك معنا به ويژه در قرآن از چه زماني مطرح شد؟

    تاريخچه بحث استعمال لفظ در بيش از يك معنا، در علم اصول به قرن دوم هجري بر مي‌گردد و شافعي از علماي اهل سنت، اين مساله را مطرح كرد و عنوان آن «حمل لفظ مشترك بر همه معاني آن» مي‌باشد و علماي اهل سنت نيز به تبع آن اين عنوان را مطرح كردند.
    علماي شيعه نيز از زمان تدوين كتاب اين بحث را مطرح كرده‌اند مثلا سيد مرتضي‌(ره) متوفاي 436 در كتب اصولي خود به اين بحث پرداخته است. شيخ طوسي‌(ره) متوفاي 460 هجري، به اين بحث وارد شده است و زوايايي از اين موضوع را براي اولين بار مطرح مي‌كند.
    همچنين ساير علماي شيعه نيز، به نوعي، اين مساله را در كتاب‌هاي خود بيان كرده‌اند.
    بسياري از مفسران از قرن چهارم به بعد، «حمل الفاظ قرآن در بيش از يك معنا» را بيان مي‌كنند مثلا ابوالفتوح رازي، در تفسير روض‌الجنان خود، براي اثبات اين موضوع شاهد مثال نيز از بعضي آيات قرآن بيان مي‌كند ولي در دوره معاصر، محققان به اين بحث نپرداخته‌اند.



    پرداختن به اين موضوع چه مقدار اهميت دارد؟

    در كتاب‌هاي اصول فقه، ثمره عملي چنداني براي اين بحث ذكر نكرده‌اند يا حتي مثالي هم براي آن ذكر نمي‌كنند مثلا صاحب معالم (حسن‌بن‌زيد) مثال را با فروعات زيادي نقل مي‌كند ولي مثال قرآني براي آن نمي‌آورد و به ثمره بحث نيز نمي‌پردازد، مرحوم آخوند خراساني نيز همين رويه صاحب معالم را دنبال مي‌كند.
    فقهاي گذشته مثل شيخ طوسي‌(ره) در باب اين موضوع، هم مثال مي‌زند و هم ثمره آن را ذكر مي‌كند پس مي‌توان نتيجه گرفت، مثال در حوزه فقه و ساير معارف قرآن در باب اين موضوع يافت مي‌شود.
    استعمال لفظ در بيش از يك معنا، يا تعبيري كه در ميان اهل سنت رايج است «حمل الفاظ قرآن در بيش از يك معنا» اين است كه برخي كلمات قرآن كريم را بر دو معنا حمل كنيم و اين دو معنايي، زماني صحيح خواهد بود كه دو معنا با هم اختلاف داشته باشند و الّا، دو معنا صدق نمي‌كند.
    كلمه‌اي كه بر دو معنا حمل شود، نتيجه آن اين است كه دو پيام و دو حكم از يك لفظ دريافت مي‌شود.
    موقعي كه دو حكم يا چند حكم از يك لفظ در قرآن به دست آيد، اين مساله باعث افزايش معارف ما از قرآن خواهد شد.



    نگاه اهل بيت (ع) به اين موضوع چه بود؟

    وقتي ريشه اين بحث بعد از استدلال به جواز يا عدم جواز، در كلام اهل‌بيت‌(ع) جست و جو شود، به اين نتيجه ختم خواهد شد كه اهل‌بيت‌(ع) نيز، با توجه به همين امكان و جواز، كلماتي از قرآن را بر بيش از يك معنا حمل كرده‌اند و بر اثر اين حمل، معارفي از قرآن كريم دريافت شده است اين مساله، نشان دهنده اين است كه قرآن كريم، ظرفي است كه معارف الهي را با الفاظ محدود، در معاني نا محدود، گنجانده است و به مخاطبان عرضه مي‌كند.

  4. #3



    مقصود از حمل لفظ در بيش از يك معنا چيست؟
    وقتي سخن از حمل لفظ قرآن در بيش از يك معنا، بيان مي‌شود كه آيا جايز است يا نه؟ معناي آن اين است خداي متعال به عنوان گوينده يا آفريننده متن قرآن كريم، متني را آفريده و خلق كرده است و به صورت وحي در اختيار بشر قرار داده است.
    مخاطب وحي در درجه اول، پيغمبر و اهل‌بيت‌(ع) مي‌باشند و بعد توده مردم، آنان اين كلام الهي را دريافت، قرائت و به آن عمل مي‌كنند، حال اين سوال مطرح است اين افراد، مي‌توانند، الفاظ قرآن را بر بيش از يك معنا حمل كنند و بر هر دو معنا ملتزم و پايبند باشند، يا نمي‌توانند؟
    بحث اول اين است آيا، امكان دارد خداوند، لفظي را به كار برده باشد و اين ظرفيت را به آن كلمه دهد كه شنونده آن را به چند معنا، حمل كند، بحث ديگر اين است آيا اين مساله قابل اثبات مي‌باشد يا نه؟
    در پاسخ به سوال اول، بايد گفت، مردم در زبان رايج، اين كار را انجام مي‌دهند، يعني بشر در محاورات و مكالمات روزمره خود دست به اين كار زده است در نتيجه مي‌توان ادعا كرد اين مساله امكان دارد.
    در بحث اثبات اين موضوع در روايات حضرات معصومين‌(ع) شواهدي يافت مي‌شود كه اين مساله را اثبات مي‌كند، اما در اين زمينه محدوديت و شرايطي وجود دارد كه به صورت مطلق نمي‌توان هر لفظ قرآن را به بيش از يك معنا حمل كرد و بايد چارچوبي را در اين زمينه رعايت كرد.
    دسته نخست از روايات، رواياتي هستند كه از چندين معصوم در تفسير يك كلمه يا يك آيه نقل شده است، مثلا يكي از معصومين‌(ع)، در مورد كلمه‌اي يك معنا را بيان كرده است و معصوم ديگر براي آن كلمه يا آيه معناي ديگري فرموده است و سند هر دو روايت نيز صحيح مي‌باشد، جمع بين اين دو روايت مي‌فهماند كه آيه مي‌تواند هر دو معنا را داشته باشد.
    دسته ديگري از روايات، رواياتي هستند كه توسعه در معارف قرآن كريم را بيان كرده‌اند مثلا دو مخاطب به امام ‌(ع) مراجعه كرده‌اند و دو سوال را مطرح مي‌كنند امام براي پاسخ به نيازهاي معرفتي دو مخاطب، از يك آيه دو برداشت را نموده اند و يا اينكه دو امام‌(ع) اين استفاده را براي نياز دو مخاطب كرده‌اند.
    دسته ديگر، رواياتي هستند بيان كننده اين نكته مي‌باشند كه ظواهر قرآن كريم، هم براي همه مردم، قابل دستيابي است و هم براي آنها حجت مي‌باشد، يعني يك لايه‌‌اي از قرآن كريم كه بر رسول خدا‌(ص) نازل شده و رسول خدا‌(ص) براي مردم تلاوت كردند، همه مردم فهم اوليه‌اي از آيات دريافت مي‌كردند و اين مساله را ائمه‌(ع) نيز تاييد مي‌كنند.
    نوع ديگر روايات با ظواهر قرآن سازگار نيستند در اين جا بايد گفت، كه آن معنا، در واقع يك برداشت دومي از الفاظ قرآن مي‌باشد.
    پس اين مساله مي‌تواند دليل باشد بر اينكه از نظر امام‌(ع) اين دسته از آيات دو معنا دارند يك معناي ظاهري كه براي همه افراد قابل فهم است و ديگري، معنايي عميق‌تر كه امام‌(ع) آن را درك و بيان مي‌كند.
    رواياتي كه بيان مي‌كند، قرآن كريم بطوني دارد و الفاظ قرآن، بر چند معنا حمل مي‌شود، اما علمايي مثل آخوند خراساني (صاحب كفايةالاصول) مي‌گويند: ما قبول داريم كه قرآن بطون متعدد و چند معنايي دارد، اما اين بطون، ربطي به استعمال لفظ در بيش از يك معنا ندارد.


    لطفاً در خصوص بطون و معاني مختلف در قرآن توضيح بيشتري بدهيد؟
    بطون معاني قرآن، به چند دسته تقسيم مي‌شود، بخشي از معاني باطني در مقوله چند معنايي مي‌گنجد، بنابراين، معاني باطني در برخي از روايات، معناي مستقلي در عرض معناي ظاهري است و اين معناي دوم، مصداق چند معنايي و مصداق حمل لفظ قرآن در بيش از يك معنا مي‌باشد. تعريف علما از بطن قرآن، مختلف است، طبق تعريف آيت‌الله معرفت‌(ره)، معناي بطني در عرض معناي ظاهري قرار دارد و مصداق استعمال لفظ در بيش از يك معنا مي‌شود.

    مثال نخست چند معنايي در قرآن خداوند در سوره بقره آيه 282 مي‌فرمايد:«» كلمه «لايُضّار» به دو معنا حمل مي‌شود در يك صورت اگر «لايضار» صيغه معلوم فرض شود، «لايضار كاتب و لاشهيد» يعني «نبايد كاتب و شاهد به طرفين معامله، ضرر بزنند و همان چيزي كه معامله بر آن صورت گرفته است را بنويسند بدون كم و زياد و شاهد هم به ضرر يكي از طرفين، شهادت ندهد» اين معنا، همان معناي صيغه معلوم «لايضار» را مي‌فهماند اما اگر «لايضار» صيغه مجهول فرض شود بايد اين‌طور معنا شود: «نبايد به كاتب و شاهد ضرر زده شود» به اين معنا چون كاتب و شهيد در زمان گذشته، در مقابل كتابت و شهادت، پولي دريافت نمي‌كردند و اين را وظيفه خود مي‌دانستند، حال اگر كسي ‌بخواهد معامله انجام دهد حق ندارد در زماني مثل وسط روز در اوج كاري كاتب و شاهد، معامله را انجام دهد و در اين صورت كاتب و شاهد ضرر مي‌بينند بنابراين در زماني بايد آنها را دعوت كرد كه كار خاصي نداشته باشند.
    امروزه، در مقابل حق كتابت و شهادت، حق‌الزحمه داده مي‌شود اگر «لايضار» را صيغه مجهول فرض كنيم يعني حق‌الزحمه كاتب و شاهد بايد پرداخته شود تا آنها ضرر نكنند، پس در نتيجه كلمه «لايضار» اگر معلوم فرض شود يك معنا، و اگر مجهول فرض شود معناي ديگري را بيان مي‌كند.
    حال اگر به كلمه «لايضار» ظرفيتي داده شود كه هر دو معنا را به مخاطب جمل كند در واقع، دو حكم فقهي از آيه استفاده مي‌شود، يكي اينكه وظيفه كاتب و شاهد است كه بيايند و معامله را درست بنويسند و شهادت دهند و حق تخلف ندارند و معناي ديگر اي كه خريدار و فروشنده بايد حق‌الزحمه كاتب و شاهد را بپردازند. البته لازم به ذكر است اين مورد در جايي عنوان مي‌شود كه از اهل بيت (ع) روايتي دال بر چند معنايي قرآن نداشته باشيم.روايتي كه اهل بيت (ع) آياتي را به چند معنا حمل كرده‌اند در لسان اهل بيت (ع) رواياتي وارد شده كه آيات قرآن را بر چند معنا جمل نموده‌اند، مثل آيه سوره كوثر: «فصلِّ لربّك وانحر». در اين آيه، خداوند به پيامبر (ص) خطاب مي‌كند: حال كه ما به تو كوثر را عطا كرديم هم نماز بخوان و هم نَحْر كن.
    كلمه «وانحر» يك معناي مشهوري دارد كه اكثر مفسران آن را بيان كره‌اند، «وانحر» يعني، قرباني كردن شتر، مضمون آيه اين است كه هم عبادت بدني (نماز) و هم عبادت مالي يعني زكات را بايد انجام دهي.
    شاهد بر اين مطلب اين است خداوند در بيش از 30 آيه از قرآن مي‌فرمايد: «اقيموالصلوة و اتوالزكاة». اين آيه نيز عبارت اخري نماز خواندن و عبادت مالي است كه يكي از مصاديق عبادت مالي،‌قرباني كردن و مصداق ديگرش انفاق به ديگران مي‌باشد.
    اما اهل بيت (ع) يك معناي اضافه‌تري نيز بيان كرده‌اند، مثلاً حضرت اميرالمؤمنين (ع)، امام باقر (ع) و امام صادق (ع) مي‌فرمايند كه «وانحر» يعني موقع گفتن تكبيرةالاحرام در نماز، دست‌ها تا مقابل «نَحْر»، (گردن) بالا آورده مي‌شود.
    پس در نتيجه «وانحر» در يك عنوان به معناي قرباني‌كردن شتر و در معناي ديگر دست‌ها را مقابل گردن بالا آوردن مي‌باشد.
    معناي سوم را امام محمدباقر (ع) بيان فرموده‌اند: كه «وانحر» يعني موقع نماز، راست بايست، كج نايست،‌به جايي تكيه نده. به عبارتي سينه تو برابر نحر تو باشد.
    قرآن كريم به ارشاد حضرات معصومين (ع) اين ظرفيت را دارد كه بيش از يك معنا را داشته باشد و اين بحث در پي اثبات همين موضوع مي‌باشد.
    هر آيه از قرآن كريم كه نازل شد، يك هدفي داشت و آن هدف تمام شد، اما اگر قرآن كريم، محدود باشد، نمي‌تواند جاودانه باشد.
    حضرات معصومين در روايات خود، قرآن را مثل خورشيد، تعبير فرموده‌اند، يعني همان طور كه خورشيد هر روز نو به نو مي‌تابد و ادامه دارد، قرآن نيز همان طور مي‌تابد. «يجري كما تجري الشمس و القمر» الغيبه للنعماني باب 7 ص 134 الحياة ترجمه احمد آرام ج 2 ص 220 همان طور كه خورشيد و ماه در طول زمان جريان دارند و هر روز و شب طلوع مي‌كنند، قرآن كريم نيز چنين ظرفيتي دارد.
    پس در نتيجه، معارف قرآن محدود به فرض اوليه نزول نيست.
    علماي علم اصول مي‌گويند: احكام آيات، مختص به آن مورد نزول نيست. آن مورد نزول،‌فقط باعث نزول آيه شده است، ولي شامل همه معاني كه لفظ قابل محل به آن معنا است، مي‌شود و محدود به مورد نزول نمي‌باشد.
    امام صادق (ع) مي‌فرمايند: «اِنَّ القرآنَ نَزل علي سبعة أَحرف و أدني ما للإمام أن يَفتي علي سبعة وجوهٍ» خصال ج 2 ص 358قرآن بر هفت حرف و معنا نازل شده است و كمترين معنا براي امام اين است كه آيه را به هفت وجه معنا مي‌كند.

  5. #4



    آيا مي‌توانيد به يك مثال قرآني ديگر در اين مورد اشاره كنيد؟
    آيه ديگري كه مي‌توان به عنوان شاهد مثال ذكر كرد، آيه «لايمسّه الّا المطهرون» مي‌باشد. اگر اين آيه در سياق آيات قبل و بعد خود، سنجيده شود، اين معنا را به مخاطب ارائه مي‌دهد: «اي مشركيني كه در قرآن ترديد كرديد و به پيامبر جنون، ساحر يا كاهن را نسبت مي‌دهيد، اگر با هر شيوه‌اي وحياني‌بودن قرآن را منكر شويد و قرآن را به پيامبر نسبت دهيد. بدانيد كه من به جايگاه ستارگان سوگند نمي‌خورم «لا أُقسم»، بيانگر تأكيد است و همان كار قسم را انجام مي‌دهد، اين كتابي كه پيامبر بر شما تلاوت مي‌كند متن قرائتي گرامي است كه در لوح محفوظ بوده است. «لا يمسه الا المطهرون» يعني فرشتگاني پاك، با آن در تماس بودند و آن را از لوح محفوظ و مكنون دريافت كردند و اين قرآن از جانب خداوند دو جهان بر پيامبر (ص) نازل شده است.

    معناي مشهور از اين آيه وجود روايتي از امام كاظم (ع) بيان مفسران و همچنين گفتار فقهاي اهل سنت در مورد آيه «لا يمسه الا المطهرون» به اين نكته دلالت دارد كه: خطوط قرآن را بدون طهارت و وضو نبايد مس كرد.
    اگر به شيوه «قرآن به قرآن» اين آيه معنا شود، معناي ديگري به دست خواهد آمد، آيه مي فرمايد مطهرون قرآن را مس مي‌كنند و در قرآن، «مطهرون» به فرشتگان و اهل بيت پيامبر (ص) (اهل كساء) اطلاق شده است.

    معناي ديگري از اين آيه ضمير در «لا يمسه» طبق قواعد زبان عرب بايد به مرجع نزديك برگردد و مرجع نزديك به «لا يمسه»، «في كتاب مكنون» مي‌باشد. در نتيجه كلمه «لا يمسه» به دو معنا حمل مي شود. 1- «نبايد او را مس كند» و دوم «مس نمي‌كند او را» يعني هم به معناي خبري و هم به معناي انشائي حمل شده است.
    اين آيه، انشايي و نهيي معنا نمي شود، چون امكان ندارد مردم كتاب محفوظ را مس كنند تا گوينده آنها را از مس كردن كتاب مكنون نهي كند.
    مثل اين كه گفته شود كسي به ابر دست نزند. در اينجا معلوم است كسي نمي‌تواند به ابر دست بزند. پس مي‌توان نتيجه گرفت غير از اهل بيت (ع) كسي با لوح محفوظ در تماس نيست و اين جمله، جمله خبريه مي‌باشد و ربطي به مس قرآن پيدا نمي‌كند.
    در واقع اين معنا را مي‌رساند كه غير از اهل بيت (ع) كسي به حقيقت قرآن آگاه نيست و اين همان نكته‌اي است كه علامه طباطبائي از آيه برداشت نموده است.
    با چه شرايط و صوري مي‌توان از آيات و كلمات قرآن، چند معنا اراده كرد؟
    مفسران در صورتي قادر خواهند بود از آيه قرآن دو معنايي يا چند معنايي را استخراج كنند كه شرايطي را لحاظ كرده باشند.
    شرط اول اين است كه برداشت مفسر بر اساس قواعد زبان عربي باشد. مفسر نمي تواند خارج از اين قاعده معنايي را تحميل كند.
    شرط دوم اين است اين دو معنايي كه مفسر برداشت كرده، نبايد با هم در تعارض باشند. اگر دو معنا در تعارض باشند و با هم جمع نشوند، قابل دفاع نخواهد بود و نمي‌توان كلمه را بر دو معنا حمل كرد.
    سومين شرط اين است معناي برداشت شده توسط مفسر نبايد در تضاد و تعارض با ساير آيات قرآن باشد.
    مثلاً خداوند درباره عده زنان طلاق داده شده، مي‌فرمايد: «والمُطلقاتُ يَتَربَصن بِأنفسهن ثَلاثة قُروء» زنان طلاق داده شده بايد سه قُرء (سه پاكي) عده نگه دارند. كلمه قرء در لغت به دو معنا حمل شده است يك «زمان طهارت زن» و ديگري «زمان حيض زن».
    در اين آيه خداوند دستور داده است كه زنان طلاق‌داده شده سه قرء عده نگه دارند.
    مفسر مي تواند كلمه قرء را يا به معناي حيض و يا به معناي طهارت و پاكي حمل كند، اما نمي‌تواند هر دو معنا را با هم جمع كند. چون جمع هر دو ممكن نيست و لغو مي‌باشد.
    البته طبق روايت حضرات معصومين (ع) مراد از «قرء» طهارت و پاكي مي‌باشد.


    نظر شما در خصوص جايگاه قرآن و نيز لزوم توجه حوزه‌هاي علميه و طلاب به آن چيست؟
    ظرفيت حوزه در زمينه تحقيق و پژوهش بسار گسترده مي‌باشد و طلاب نيز اين ويژگي را در خود به خوبي نشان داده‌اند.
    طلاب حوزه علميه در زمينه قرآن‌پژوهي بايد بيش از اين از خود همت نشان دهند تا راه‌هاي گسترش قرآن در حوزه فراهم شود. همچنين اساتيد تفسير قرآن، بايد اقبال بيشتري به تدريس تفسير داشته باشند و مديريت حوزه‌هاي علميه نيز فضاي لازم را جهت اساتيد تفسير ارائه دهند.
    منبع: معارف قرآن

  6. صلوات و تشکر


موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 3
    آخرين نوشته: 1392/12/16, 07:09 بعد از ظهر
  2. توصيه هايي از رهبر انقلاب درباره تشكيل و حفظ خانواده و زندگي زناشويي
    توسط 88060855 در تالار بخش تربیتی - گروه علمی فقه اسلامی
    پاسخ: 16
    آخرين نوشته: 1392/04/16, 12:48 بعد از ظهر
  3. پاسخ: 3
    آخرين نوشته: 1391/09/21, 07:42 بعد از ظهر
  4. ◕ پيشگويي امام علي (ع) درباره نابودي اسرائيل
    توسط علوی در تالار امام علي (ع)
    پاسخ: 64
    آخرين نوشته: 1391/05/30, 01:56 بعد از ظهر
  5. كتاب‏شناسي سيماي خانواده در قرآن
    توسط hoda در تالار کتاب شناسی
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 1390/04/02, 09:13 قبل از ظهر

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •