نفوذ اسرائيليّات در قصص قرآني
مقصود از اسرائيليّات، قصّه‌ها، افسانه‌ها، روايات و اخباري است که از تورات و منابع يهودي و گاهي مسيحي گرفته شده و به دست علماي يهود و مسيحي، به ويژه کساني از آن‌ها که بعد از ظهور اسلام، مسلمان شدند، وارد فرهنگ اسلامي شده است. علماي اسلام، گاهي اصطلاح اسرائيليات را به «نصرانيّات» و همه مجعولاتي که رنگ يهودي دارد، تعميم مي‌دهند.
آميختگي برخي اخبار و روايات با اسرائيليّات و تحريفات يهود اين نكته را يادآور مي‌شود كه چگونه يهود و مسيحيان در طول تاريخ خواسته‌اند قصص قرآن و تاريخ پيامبران را با افسانه و خرافات درهم آميزند و آن را چون پوستيني وارونه نمايان سازند.
ريشه‌هاي تاريخي نفوذ اسرائيليّات در فرهنگ اسلامي (اعم از تفسير، تاريخ، حديث، کلام) را بايد از يک طرف در حضور اهل کتاب (يهود و مسيحيّت) در جزيرة‌العرب و ارتباط نزديکشان با قوم عرب و برتري فرهنگي آنان بر عرب جاهلي، و از سوي ديگر در خصومت و کينه‌توزي يهود و مسيحيّت با اهل اسلام جست‌وجو کرد که چون در رويارويي سياسي و نظامي با مسلمانان شکست خوردند، تلاش کردند از راه نفوذ فرهنگي، و از درون، به مسلمانان ضربت وارد کنند.
از جمله مطالبي که راويان اسرائيليّات نقل مي‌کردند، قصّه‌ها و افسانه‌هاي مربوط به پيامبران و اقوام گذشته بود که برخي از آن‌ها وارد منابع تاريخ اسلام شده است.
آغاز نشر اين‌گونه آثار در ميان روايات اسلامي به دوره صحابه و تابعين مي‌رسد كه تدوين آثار اسلامي در دوره تابعين توسّط افراد نفوذي سرشناسي همچون: وهب بن منبّه[1]، كعب الأحبار[2]، و ابوهريره[3]، عبدالله بن عمرو بن‌العاص پسر عمرو بن عاص و مقاتل بن سليمان كه در تحريف و ساختن روايات جعلي تبحّر داشتند، گسترش مي‌يابد.
برخي عبدالله بن عبّاس را نيز از راويان اسرائيليّات شمرده‌اند؛ زيرا در بسياري از کتب اهل سنّت، رواياتي از طريق او از کعب الأحبار نقل شده است، امّا اين موضوع قابل قبول به نظر نمي‌رسد؛ زيرا او پيوند نزديکي با اهل بيت(ع) داشت و شاگرد برجسته اميرمؤمنان(ع) در تفسير بود و اهل بيت(ع) در برابر اسرائيليّات و راويان آن‌ها مخالفت و ايستادگي مي‌کردند.
در عوامل گسترش نشر آن نيز به اشاره مي‌توان گفت ناآگاهي و بي‌سوادي مردم جزيرة‌العرب، تمايل و گرايش عرب آن روز به شناخت اسباب و علل و مبداء آفرينش و حادثه‌هاي هستي، شهرت داستان‌هاي ملل و پيامبران در ميان مردم و اجمال قصّه‌ها در قرآن و اهميت قصّه‌سرايي و داستان‌پردازي در ميان اعراب، توطئه‌هاي يهوديان نفوذي براي آلوده ساختن منابع اسلامي و نپرداختن قرآن در برخي از موارد به جزئيّات و مفقود بودن حلقه وصل ميان بعضي از حوادث و جلوگيري از نقل احاديث پيامبر در زمان خلفا، و رها كردن يكباره بدون ضابطه نقل روايات در برحه‌اي ديگر از زمان، از عوامل مهم شيوع و نشر اسرائيليّات و نصرانيّات براي جبران كمبود متوهّم در بيان داستان‌هاي قرآني در ميان تفاسير اسلامي است.
بعضي از محققّان و قرآن‌پژوهان به اسرائيليّات و قرينه آن نصرانيّات (نقل مأثورات و معارف مسيحي براي شرح و بسط دادن مسائل اسلامي) توجّه كامل دارند و براي آنها ارزش حقيقي ـ تاريخي قائلند. و بعضي ديگر بالعكس، درباره آنها به كلّي بدگمانند يا برآنند كه اينگونه اخبار افسانه‌آميز را كه غير تاريخي و غير انتقادي است و تفاسير مسلمانان را آلوده كرده است، از بين ببرند. به نظر مي‌رسد كه بايد با اسرائيليان و نصرانيان، با احتياط و انتقاد علمي بدون احساسات حادّ، اعمّ از مثبت و موافق يا منفي و مخالف مواجه شد. چرا كه ردّ يا قبول افراطي آنها زيانبار است، امّا ديدگاه انتقادي همراه با تعديل مي‌تواند مفيد باشد.
[1]ـ پدر او ايراني و از مردم هرات و يکي از افراد سپاهي بوده که کسري براي فتح يمن فرستاد. او در زمان پيامبر اسلام، مسلمان شد. وهب در سال 34 در زمان خلافت عثمان متولد شد. از اين رو او را از تابعان شمرده‌اند. او از روايات اسرائيليّات فراوان نقل مي‌کرد و تمام همّت و کوشش خود را در اين زمينه صرف مي‌کرد. گفته‌اند: روايات مسند او اندک بوده و تنها در اسرائيليّات و کتاب‌ها و صحف اهل کتاب، اطلاعات گسترده‌اي داشته است. او به قدري به نقل مطالب کتاب‌هاي گذشتگان و اخبار و قصّه‌هاي امّت‌ها و اقوام پيشين توجّه نشان مي‌داد که از اين نظر، او را به کعب الأحبار تشبيه مي‌کردند!. برخلاف کعب الأحبار که روايات و سخنانش عموماً شفاهي بوده، وهب بن منبّه کتاب‌ها و مجموعه‌هاي تدوين شده‌اي داشته که دانشمندان از آن‌ها ياد کرده‌اند.

[2]ـ کعب بن ماتع حميري يماني معروف به کعب الأحبار. وي در سال 18 هجرت در زمان خلافت عمر، اسلام آورد و از يمن وارد مدينه شد. او به حکم دانش وسيعي که در مورد تورات و کيش يهود داشت، کعب الأحبار لقب گرفت. احبار جمع «حبر» است و حبر لقب عالم يهودي است. او در سال 32 يا 34 هجري (در زمان خلافت عثمان) در شهر حمص درگذشت. شاگردان او از صحابه عبارتند از: عبدالله بن عمر، ابوهريره، ابن عبّاس، عبدالله بن زبير، معاويه.

[3]ـ ابو هريره، يکي ديگر از راويان اسرائيليّات است. او با اين که جزء اصحاب بود – هر چند مدّت كمي پيامبر را درك كرد- ، از کعب الأحبار که از تابعان محسوب مي‌شد، روايت مي‌کرد. کارنامه سياه و نقش تخريبي او در تاريخ اسلام مشهور است تا انجا كه به جعل حديث در قبال كيسه‌اي زر اقدام مي‌نمود.






منبع: تاريخ انبياء/ نوشته محمد مهدي سازندگي