تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 5 , از مجموع 5
  1. #1
    88060855 آواتار ها

    تاریخ عضویت : 1390/6/5
    گالري تصاوير
    42   نظرات : 0
    نوشته : 2,150      صلوات : 1,128
    صلوات گرفته : 489 در 175 پست
    وبلاگ : 7
    دریافت : 0      بارگذاری : 0
    88060855 آنلاین نیست.

    △◉▲ چگونگی بوجود آمدن ادیان نوظهور








    جوامع مدرن در نیمه ی دوم قرن بیستم در میان خود ، شاهد ظهور گروه ها و فرقه های دینی جدید بوده اند. این قبیل فرقه های دینی جدید ،گاه برآمده و وابسته به ادیان بزرگ و کلاسیک یا سنتی اند ویا نیز یکسره مستقل بوده و جدید می نمایانند ؛ بعضا مانند ادیان کلاسیک ، سازمان یافته اند و گاه چنین نیستند. «فرقه ی دینی جدید» (Cult)یا «دین جایگزین» (Alternative Religion ) گروهی دینی است که درمقایسه با ادیان اصلی ، باورها واعمالی متفاوت دارد .واژه ی
    «cult» به لحاظ تاریخی ، به اعمالی دینی اطلاق گردیده که بر به جای آوردن تشریفات و پرستش مذهبی نسبت به خدا یا خدایان یا پرستش شخص یا شیئ تأکید داشت . امروزه نیزهمان معنی ادامه یافته وبا همان معنا نسبت به فرقه ی مریم مقدس و فرقه ی قدیسی خاص بکار گرفته می شود . آنها به پرستش مخصوص آن شخص اشاره دارند .اما معنای واژه ی «cult» بسط پیدا کرد به طوری که برای بیان جنبش های دینی غیر سنتی یا گروه های مستقل و بریده از ادیان اصلی نیز بکار رفت .مردم گاهی «cult» ها و «sect» ها را با یکدیگرخلط میکنند حال آنکه آنها متفاوتند.این دو از لحاظ اینکه هردو دینی جدید یا تفسیری جدید از یک دین رسمی را ترویج می کنند ، شباهت دارند ، اما «sect» ها گروه هایی هستند که اغلب در اعتراض به چیزی که آنها آن را به عنوان انحراف یا اعتقادی ناخالص می بینند، از یک دین رسمی جدا شده اند اما «cult»ها، برخلاف «sect» ها ،در اعتقادشان به نحو تیزتر و صریح تری از ادیان رسمی متفاوت اند . مضافا اینکه «sect» ها نوعاً کوچکتربوده و چندان از انسجامی سازمانی برخوردار نیستند.«cult» ها معمولا ً در گرداگرد رهبری شکل می گیرند که مدعی است دارای نیروهایی مخصوص مثل شفا دادن یا غیب گویی است .چنان رهبرانی ، گاهی «کاریزماتیک» خوانده می شوند واژه ای که بر اهمیت تجربه های دینی شخصی انگشت تأکید می نهد . پیروان «cult» ها نوعاً وفاداری شدیدی نسبت به گروه و رهبرشان احساس میکنند.




    .
    ویرایش توسط 88060855 : 1390/11/14 در ساعت 12:31 بعد از ظهر

  2. صلوات و تشکر


  3. #2
    88060855 آواتار ها

    تاریخ عضویت : 1390/6/5
    گالري تصاوير
    42   نظرات : 0
    نوشته : 2,150      صلوات : 1,128
    صلوات گرفته : 489 در 175 پست
    وبلاگ : 7
    دریافت : 0      بارگذاری : 0
    88060855 آنلاین نیست.





    اندیشمندانی که فرقه های دینی را به منزله ی نسل اول ادیان مورد توجه قرار می دهند ، اظهار می دارند که چند دین بزرگ روزگاری به عنوان فرقه نگریسته می شدند . این ادیان با گروه هایی کوچک از مردمی که تحت تأثیر القائات رهبرانی کاریزما با عقاید دینی جدید قرار داشتند آغاز شدند؛ به عنوان مثال :
    « مسیحیت» با گروهی کوچک از یهودیانی که تعالیم عیسای ناصری را پذیرفته و او را به عنوان «مسیح» (واژه ای یونانی به معنی «برگزیده») قبول کردند ،آغاز شد و «آئین بودا» به وسیله ی شخصی تنها ، بنام « سیدارتا گوتاما » ( بودا ) که اصول آئین هندو را رد کرده وبا تأسیس اصولی از عقاید جدید خود که توسط گروهی کوچک از شاگردانش پذیرفته شد پایه گذاری گردید . واژه ی
    «cult» در کاربردی عمومی رفته رفته برای توصیف هرگروهی با پرستشی تعصب آلود نسبت به یک شخص ، جنبش یا علاقه ای مشترک بکار رفت .در حال حاضر با توجه به نگرش در ماهیت فرقه ها و ادیان نوظهور به این نکته پی می بریم که این فرق به دلایلی گاها سیاسی یا ابعاد روانی ویا برای بی اعتبار کردن و منشعب کردن دینی خاص بوجود آمده اند به طور مثال گروهی با عنوان ضد فرقه ای هستند. علت این مخالفت تلاش های گروه ها برای منحرف کردن جوانان تقاضاهایی بود که گروه ها از به اصطلاح منحرفین داشتند ویا بعضی فرقه های خطرناک که بواسطه مشکلات روانی بوده و خیلی خطرناک نمایان می شدند آنها به خشونت یا فعالیت ضد اجتماعی یا قرارگرفتن اعضای خود در معرض خطر فیزیکی دامن می زنند. تعدادی اندک، اعضا را با خود کشی دسته جمعی به کام مرگ فرستادند یا از خشونت ، شامل قتل علیه آدم هایی بیرون از فرقه حمایت کردند.این گروه ها نوعاً دارای رهبری فوق العاده اقتدارگرا هستند که درپی کنترل همه ی جوانب زندگی اعضا بوده و اجازه ی هیچگونه چون وچرایی را در باره ی تصمیمات به آنها نمی دهد.اینگونه رهبران ممکن است که خود را مافوق قانون تصور کنند واز الزاماتی که دیگر اعضای گروه به آنها ملتزم میشوند مستثنا کنند.آنها اغلب سناریوی روز رستاخیز را تبلیغ میکنند که این امر آزار و اذیت از سوی نیروهای بیرون از فرقه را برایشان مسلم میکند وبه تبع آن نیاز به آمادگی برای یک نبرد قریب الوقوع و سرنوشت ساز ، نبردی نهایی بین خیرو شر را ایجاد می کند.وقتی فرقه‌ها را بررسی می‌کنیم به چند دسته تقسیم می‌شوند:عرفان‌های هندی عرفان‌های آمریکایی عرفان‌های چینی و خاور دورعرفان مسیحی عرفان یهود عرفانهای اروپاییاین چند دسته مهم‌ترین دسته‌های این عرفان‌های نوپدید در دنیا هستند. البته عرفان‌های «آفریقایی» هم هستند اما خیلی مطرح نشدند، چون آفریقایی‌ها رسانه قوی و قدرت تبلیغاتی نداشتند.
    ویرایش توسط 88060855 : 1390/11/14 در ساعت 12:31 بعد از ظهر

  4. صلوات و تشکر


  5. #3
    88060855 آواتار ها

    تاریخ عضویت : 1390/6/5
    گالري تصاوير
    42   نظرات : 0
    نوشته : 2,150      صلوات : 1,128
    صلوات گرفته : 489 در 175 پست
    وبلاگ : 7
    دریافت : 0      بارگذاری : 0
    88060855 آنلاین نیست.



    وجوه مشترک تمام فرقه ها:

    اکثر فرقه های نوطهور در قرن بیستم «انسان‌محور» هستند، چون «اُمانیستی» هستند. وقتی در این فرقه‌ها تحقیق ‌کنید، می‌بینید همه چیزهایی که می‌گویند مال انسان است نه انسان برای رسیدن به خدا «انسان بماهو انسان».
    آرامش، خلسه، تنهایی، تمرکز، خودآگاهی، و حتی خودخدایی و... مسائلی است که هرکدام از این عرفان‌ها ترویج می‌کنند. یعنی همه‌اش برای خود «نفس».درست است در عرفان اسلامی هم خود لحاظ شده اما خود برای عبور از خود است.
    حضرت امیرالمومنین (ع) می‌فرمایند: «عارف کسی است که نفس را شناخت و آن را پاک کرد و آن را از هرچه که از خدا دورش می‌کند رها کرد».این فرقه‌ها عمدتاً «ضد معاد» و «تناسخ‌گرا» هستند. یعنی معتقدند که وقتی انسان در این دنیا می‌میرد جسم از بین می‌رود ولی روح باقی است و وارد یک جسم دیگر می‌شود؛ و مدام گردش می‌کند تا به ابدیت نهایی و به تکامل نهایی عالم می‌رسد. برخی هم معتقدند که در یک دوره زمانی روح و جسم با هم از بین می‌روند و تمام می‌شوند؛ یعنی به معاد قائل نیستند.
    سومین ویژگی «شریعت‌ستیز» بودن است. عمده فرقه‌ها با شریعت مبارزه می‌کنند، خصوصاً اسلام. فرقه‌ها عمدتاً«شخص‌محور» و «رهبرمحور» هستند. اسلام شخص‌محور نیست؛ «کتاب محور» است. «قانون محور» است، «سند محور» است. «وحی محور» است. ولی در این عرفان‌ها شخص محور است.عموما سعی دارند انسان را از فضای اجتماعی و فضای فعالیت‌های اجتماعی دور کنند.
    این چهارمین ویژگی است. یعنی «انزواطلبی» ، یوگا، مدیتیشن، تمرکز، جلسات خاص خودی و آرام کردن خود. البته برای خام کردن مردم حقه و شگرد هم دارند. یعنی از حربه‌های مختلف استفاده می‌کنند.فرقه‌ها «عقل‌ستیز» هستند و «شست‌ و‌شوی مغزی» یکی از مهم‌ترین راهکارهاست. چون رهبر یک فرقه می‌خواهد مدیریت کند و همه از او اطاعت کنند، عقل‌گریزند . با عقل مبارزه می‌کنند و سعی می‌کنند فردی را در جامعه‌ بار بیاورند که با عقل مبارزه کند. «کرامت محور» هستند. یعنی تلاش می‌کنند یک سری کارهای خارق‌العاده را تبلیغ کنند. طی‌الارض ، زندگی آسمانی، رسیدن به بشقاب پرنده و... همین چیزهایی که آقایان به اسم عرفان اسلامی تبلیغ می‌کنند و اشتباه هم هستند چون عرفان اسلامی هدفش این چیزها نیست.به طور مثال فرقه ای به نام معبد پیروانش را ترغیب به رسیدن به بشقاب پرنده کرد که تعداد بالغ بر 900 نفر که اکثرا آمریکایی بودند خودکشی کردند تا بشقاب پرنده آسمانی بیاید روحشان را ببرد.در حال حاضر جریاناتی پدید آمده اند که در این گروهها رخنه کرده که افکار شیطان پرستی دارند و شیطان پرستی اکنون در حال انتقال نمادها به جامعه ما می باشد و بزودی به انتقال ایدئولوژی نیز خواهد پرداخت. شیطان پرستی دارای یک جهان بینی بوده و شیطان پرستان برای اثبات حقانیت خود شواهد زیادی دارند و در مواردی می توانند افراد 6 تا 60 سال را با خود همراه کنند.
    ویرایش توسط 88060855 : 1390/11/14 در ساعت 12:59 بعد از ظهر

  6. #4
    88060855 آواتار ها

    تاریخ عضویت : 1390/6/5
    گالري تصاوير
    42   نظرات : 0
    نوشته : 2,150      صلوات : 1,128
    صلوات گرفته : 489 در 175 پست
    وبلاگ : 7
    دریافت : 0      بارگذاری : 0
    88060855 آنلاین نیست.





    شیطان پرستان، شیطان را به عنوان قدرت غالب در جهان می دانند و اگر کسی می خواهد در جهان خوب زندگی کند باید با شیطان باشد به طوریکه معتقدند راه خدا از طریق ارتباط با شیطان می گذرد. اما نکته جالب توجه در این میان اینست که آنها از طریق تهیه فیلم و موسیقی، شیطان پرستی را ترویج می دهند و اکنون این موسیقی در میان تعدادی از جوانان دست به دست می شود.
    از نماد های شیطان پرستی می توان به ستاره پنج پر، دو مثلث معکوس روی هم (ستاره داود) ، صلیب معکوس ( ضد مسیحیت) و نشانه آمون خدای مصریان اشاره کرد.
    از شرایط عضویت و پذیرش از سوی گروه های نوظهور شیطان پرستی، مصرف مواد تخدیری بسیار قوی از جمله کوکائین، حشیش و قرص های اکس است. دلیل استفاده این گروه ها از این مواد ورود به حالت خلسه برای انجام مراسم های ویژه آنان است.این گروه ها و فرقه ها غالبا در مهمانی ها (پارتی) و یا انجام کنسرت موسیقی فعالیت خود را آغاز می کنند .
    باشد که ما بتوانیم خود و دیگران را از این اتفاقات و افتادن در این آتش شیطان نجات داده و بتوانیم شرایط ظهور مولایمان حضرت ولی عصر ارواحنا فداه را فراهم آوریم
    .
    ویرایش توسط 88060855 : 1390/11/14 در ساعت 12:53 بعد از ظهر

  7. صلوات و تشکر : 3


  8. #5

    تاریخ عضویت : 1390/9/29
    گالري تصاوير
    0   نظرات : 0
    نوشته : 1,742      صلوات : 167
    صلوات گرفته : 153 در 35 پست
    وبلاگ : 44
    دریافت : 0      بارگذاری : 0
    88060714 آنلاین نیست.





    به نام خدا
    در نسبت میان صهیونیسم و فراماسونری شکی نیست، درباره ارتباط میان شیطان‌پرستی و صهیونیسم می‌توان به نمادها، آداب و مناسک مشترک شیطان‌پرستی با فراماسونری اشاره کرد.

    


    گذشته از اعتقادات، اعمال و سمبل‌ها، شیطان‌پرستان، ظاهری متفاوت با دیگران دارند که می توان آنها را به راحتی از دیگر افراد جامعه، تشخیص داد به طور مثال مدل موهایشان عجیب و غریب است. اکثرا ابروهایشان را می تراشند یا به سمت بالا طراحی می کنند، رنگ آرایششان اغلب مشکی، بنفش و قرمز تند است، پوست بدنشان را با اشکالی مانند جمجمه، صورتک‌های شیطانی و سمبل‌ها خالکوبی می‌کنند، لباس‌هایشان از جنس جیر و چرم و اکثرا به رنگ مشکی و قرمز می‌باشد، چکمه‌های چرمی ساق بلند که اغلب با فلز تزئین شده است می‌پوشند. افراد وابسته به این فرقه مانند فراماسون‌ها از برخی علائم و نمادهای رفتاری نیز برای ابراز همراهی با این فرقه استفاده می‌کنند. یکی از این علائم دست شیطان (یا کرنوتی در ایتالیایی) به معنی حکومت شیطان است. این علامت جهانی از سوی سیاستمداران، افراد مشهور و گروه‌های «هوی متال»، برای اظهار وفاداری به نیروهای شیطانی به کار می‌رود و علامت بصری به معنای «سلام شیطان» است.


    شیطان پرستی مدرن، فراماسونری و صهیونیسم بین‌الملل


    محققان بسترهای ظهور شیطان‌پرستی در غرب را در پنج عامل می‌دانند. فلسفه یونانی، پروتستانتیزم (اصلاح دینی)، معرفت شناسی یهودی از شیطان، افول معنویت و ظهور مکاتب فلسفی پوچ‌گرا در عصر حاضر غرب و رمانس‌گرایی به عنوان کپی دروغین از اسطوره‌گرایی در جهان اسلام و آئین‌های شرقی برای پاسخ‌گویی به خلا ناشی از احساس نیاز به وجود قهرمان، ۵ عامل جاری در فرهنگ غربی هستند که زمینه را برای ظهور و گسترش شیطان‌پرستی در سرزمین‌های حامل این فرهنگ فراهم ساخته است. افراد مشهور و گروه‌های «هوی متال»، برای اظهار وفاداری به نیروهای شیطانی به کار می‌رود و علامت بصری به معنای «سلام شیطان» است.
    از طرفی صهیونیسم بین‌الملل با تکیه بر سرمایه‌داران بزرگ خود و با صرف مبالغ هنگفت، دست به ساخت این جریان‌ها زده و همواره به طور عمدی تلاش می‌کند تا نمادها و مناسک موجود در آئین یهود را در این فرقه‌ها تعمیم دهد تا علاوه بر در دست داشتن رشته کنترل آنها، همواره تصویر با هیبت و مخوفی را از خود در اذهان جهانی به جا گذارد. البته رفتارهای صهیونیست‌ها که تبدیل به هسته‌ای خاص و منسجم در دل جامعه یهودی شده‌اند، همواره مورد تایید کلیت یهودیان نبوده است و ریشه در محافل ثروت و قدرت جهانی دارد.
    به عنوان نمونه یکی از جریاناتی که توسط یهودیان در قالبی سیاسی بازتولید شده جریان فراماسونری است. هر چند شکل نخستین فرماسونری یک تشکل مخفی صنفی و فنی در دایره معماران بود اما بعدها مورد بهره‌برداری سرمایه‌داران و قدرت‌های پنهان وابسته به محافل صهیونیستی قرار گرفت و تبدیل به جریانی سیاسی و فرهنگی گردید و بر اساس منافع محافل زرسالار و زورمدار حامی خود، در اقصی نقاط جهان گسترش یافت.
    از آنجا که در نسبت میان صهیونیسم و فراماسونری شکی نیست، درباره ارتباط میان شیطان‌پرستی و صهیونیسم می‌توان به نمادها، آداب و مناسک مشترک شیطان‌پرستی با فراماسونری اشاره کرد به عنوان نمونه فصل مشترک مهم و اصلی این جریان‌ها الحاد و مبارزه با دین‌داری است. از دیگر نقاط مشترک می‌توان به فعالیت پنهانی و شبکه‌ای، سانترالیزم شدید در دو تشکل‌، برخورد قاطع و حذف فیزیکی افراد خارج شده از تشکیلات، مناسک جنسی و انجام رفتارهای نابهنجار و غیر متعارف از سوی افراد در برنامه‌های گروهی اشاره کرد.


    مشترکات شیطانیسم و یهودیت

    برخی از آئینهای ساختگی در متون دینی و اعتقادات یهود عمده‌ترین عامل ایجاد نحله فاسد فلسفی و فرهنگی شیطان‌پرستی بوده است. از منظر نقش آئین یهود و صهیونیست‌ها در شکل‌گیری شیطان‌پرستی چند نکته ذیل قابل توجه است:
    ۱ـ براساس آموزه‌های یهودی و عبرانی، شیطان نه یک موجود بد، بلکه یک فرشته خادم برای آزمایش انسان‌ها است. (نگاه مثبت یهود به شیطان)
    ۲ـ در مکاشفات بخشی از کتاب مقدس یهودیان نیز به عدد ۶۶۶ عدد مقدس شیطان‌پرستان اشاراتی شده و از آن به عنوان عدد وحش توصیف شده است که باید شمرده شود. شیطان نه یک موجود بد، بلکه یک فرشته خادم برای آزمایش انسان‌ها است.
    ۳ـ خواه‌ناخواه متون یهودی منبع برداشت برای مسیحیان نیز قلمداد می‌شوند و نگاه خاص یهودیت به شیطان‌، تاثیرات فراوانی را بر مسیحیت داشته است.
    ۴- وجود کلمات عبری در انجیل شیطانی در کنار کلمات انگلیسی و یونانی.
    ۵- حک شدن کلمات عبری در برخی نمادهای شیطان پرستان مثل کلمات عبری روی عصای مخصوص کشیش کلیسای شیطان.
    ۶- شیوع آموزه‌های جادوگری در یهودیت و شیطان‌پرستی به طور مشترک.
    ۷- اشتراک در آداب و مناسک کلیسای شیطان و لژهای فراماسونری مانند سلام شیطان (کرنوتی)، استفاده از ماسک‌های عجیب و غریب هنگام ادای مناسک و…
    ۸- اشتراکات فراوان نحله تصوف آئین یهود (کابالا) و شیطان پرستی مانند مناسک جنسی هر دو فرقه، نماد ‌پنتاگرام که به مثابه ابزاری برای جادوگران کابالیست مورد استفاده قرار می‌گرفته است و در شیطان‌پرستی یک نماد مقدس محسوب می‌شود.
    ۹-از دیگر نمادهای مشترک شیطان‌پرستان و دین یهود می‌توان به بز و استفاده از نماد رسمی رژیم صهیونیستی یعنی پرچم این رژیم توسط این جریان الحادی اشاره کرد.


    ویرایش توسط 88060714 : 1390/11/18 در ساعت 08:38 قبل از ظهر

  9. صلوات و تشکر : 2


مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •