تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 8 , از مجموع 8
  1. #1

    ✿ غروب خورشید ويـــــژه نامه رحلت جانگداز پيامبر اكرم (صلّی الله علیه و آله وسلّم)








    ويژه نامه وفات نبي مکرم اسلام ٬ خاتم الانبياء
    و المرسلين ٬ حبيب قلوب العالمين ابوالقاسم
    محمد مصطفي صلوات الله عليه وآله

    رحلت جانگداز نبي مکرم اسلام ٬ اشرف الاوصياء ٬
    خاتم الانبياء ٬
    محمد مصطفي صلوات الله عليه
    و آله بر سوگواران آل الله تسليت باد





  2. #2



    هنگامه رنج و غم و ماتم شده امشب
    گريان، زغمى ديده عالم شده امشب


    آهنگ سرشكم، كه رسد بر لب مژگان
    با اين دل سودا زده همدم شده امشب

    پايان شب آخر ماه صفر است اين
    يا آنكه زنو ماه محرّم شده امشب

    مهتاب، رخ خويش نهان كرد زماتم
    چون رحلت پيغمبر خاتم شده امشب

    از داغ جگر سوز نبى سيّد ابرار
    نخل قد زهرا و على خم شده امشب

    شد كار فلك، خون جگر خوردن از اين غم
    گردون، ز محن با رخ درهم شده امشب

    سيماى جهان، غرقه خون دل «ياسر»
    در سوگ رسول اللّه اعظم شده امشب


  3. #3



    چشمهایی كه هنوز نگران امت است

    مرور می‏کنی خاطرات هزار ساله نوح را،
    تنهایی آدم را،
    زخم‏های ایوب را و امتحان ابراهیم را.

    با آمدن آدم علیه‏السلام آمده‏ای
    و بعد از عیسی علیه‏السلام به پیامبری رسیده‏ای.

    فرشته‏ها صدایت می‏کنند؛
    اما هنوز دلتنگ و نگران امتت هستی.
    هرچند اتمام حجت کرده‏ای،
    هرچند عادل‏ترین نگهبان را بر آنان گمارده‏ای،
    اما دلشوره اینکه پس از تو چه خواهد شد، رهایت نمی‏کند.

    پیامبری تو...
    سبکبار بال می‏زنی،
    تا دورتر از دست‏رس همه پرنده‏ها و فرشته‏ها.

    اما چه بهارها و اردیبهشت‏ها
    در حسرت دیدن تو از راه خواهند آمد،

    ای بهشتی‏ترین!
    پیامبری‏ات باران مهربانی بود
    که تا دورترین نقطه تشنگی خاک رسید.
    عطر رسالتت، هوایی بود
    که همه خاکیان را به هوای نفس کشیدن در دامنه اسلام کشاند.

    پس از تو، آوازهای ابوجهل را هیچ حنجره‏ای صیقل نداد.
    به یمن پیامبری تو،
    زیتون‏ها و انجیرها در برابر نخل‏ها،
    قرآن تلاوت می‏کنند
    و نخل‏ها به رسالت جهانی تو سوگند می‏خورند.
    همه پرنده‏های جهان، اذان می‏گویند
    تا کوه‏ها به امامت تو نماز کنند.

    پس از تو
    چه می‏توان گفت
    از آن همه کلمه‏ای که در صدای سکوت علی علیه‏السلام ،
    پس از تو خاموش ماندند؟
    پس از تو، غیر از نفس‏های غمگین علی علیه‏السلام
    و اشک‏های ناتمام فاطمه علیهاالسلام ،
    هیچ نفسی به تو نرسید
    و هیچ اشکی از نام تو سرچشمه نگرفت.

    بعد از تو، جز لبخندهای اندوهگین علی علیه‏السلام
    و فاطمه علیهاالسلام ،
    همه لبخندها به کیسه‏های زر ختم شد.

    چه شب‏ها که فاطمه علیهاالسلام به یاد تو
    در ماه، با گریه می‏نگریست
    و علی علیه‏السلام ، با بغض،
    ستاره‏های ایوان تاریک مدینه را می‏شمرد.

    آه، چه فرصت‏های عزیزی که پس از تو،
    بین غربت برادرت علی علیه‏السلام
    و مسلمانان نامسلمان گم شد!

    کاش سلمان‏ها و ابوذرها و...
    در باران تکثیر می‏شدند
    تا خطبه‏های علی علیه‏السلام را عملی کنند!
    کاش... !

    کاش چیزی نپرسی!

    لب به سخن گشودی و فرمودی:
    «نورانی‏ترین شما در روز قیامت،
    کسی است که آل محمد صلی‏الله‏علیه ‏و‏آله را
    بیشتر دوست بدارد.»

    اما باور نمی‏کنی که امت تو
    چگونه به وصیت تو عمل کردند؟!
    کاش از دست‏های گرمی نپرسی
    که هیچ‏گاه پس از تو،
    دست‏های تنهای علی علیه‏السلام را
    در صبحگاهان غربت نفشرد
    و هیچ جوابی،
    پرنده‏های سلامش را نرسید!

    کاش از شانه امنی نپرسی
    که پس از تو هیچ شانه‏ای
    هق هق گریه‏های دختر دردانه‏ات را نداشت!

    کاش از دوست‏داشتن مپرسيدي
    که هیچ خانه‏ای همسایه دوستی مهربانانه آل تو نشد!

    کاش... !

  4. #4



    حجة‌ الوداع‌ " آخرين‌ سفر پيامبر ( ص‌ ) به‌ مكه‌ "

    چند ماه‌ از عمر پربار پيامبر عاليقدر اسلام‌ (ص‌) باقى‌ نمانده‌ بود.
    سال‌ دهم‌ هجرت‌ بود. پيامبر (ص‌) اعلام‌ فرمود:

    مردم‌ براى‌ انجام‌ مراسم‌ عظيم‌ حج‌ آماده‌ شوند. بيش‌ از صد هزار نفر گرد آمدند. پيامبر مكرم‌ (ص‌)، با پوشيدن‌ دو پارچه‌ سفيد، از مسجد شجره‌ در نزديك‌ مدينه‌ احرام‌ بست‌ و مسلمانان‌ نيز همچنين‌.

    صداى‌ گوش‌ نواز: لبيك‌ اللهم‌ لبيك‌، لا شريك‌ لك‌ لبيك‌، در فضا طنين‌ انداز شد. هزاران‌ نفر اين‌ نداى‌ ملكوتى‌ پيامبر (ص‌) را تكرار مى‌كردند.

    شكوه‌ عظيمى‌ بود: وحدت‌ اسلامى‌، برابرى‌ و برادرى‌ تبلور يافت‌. پيامبر مكرم‌ (ص‌)، براى‌ اولين‌ و آخرين‌ بار مراسم‌ و مناسك‌ حج‌ را، به‌ مسلمانان‌ آموخت‌.

    اين‌ سفر بزرگ‌ نمايشگر ثمرات‌ بزرگ‌ و تلاشهاى‌ چند ساله‌ پيغمبر اكرم‌ (ص‌) بود كه‌ جان‌ و مال‌ و زندگى‌ خود را، خالصانه‌ در راه‌ تحقق‌ آرمانهاى‌ اسلامى‌ و فرمانهاى‌ الهى‌ بذل‌ كرد، و پيامهاى‌ الهى‌ را به‌ مردم‌ جهان‌ رسانيد.

    پيامبر (ص‌) در سرزمين‌ عرفات‌ پس‌ از نماز ظ‌هر و عصر هزاران‌ نفر از مسلمانان‌ پاك‌ اعتقاد را، مخاطب‌ ساخته‌ چنين‌ فرمود:

    "اى‌ مردم‌! سخنان‌ مرا بشنويد شايد پس‌ از اين‌ شما را در اين‌ نقطه‌ ملاقات‌ نكنم‌ .

    اى‌ مردم‌، خونها و اموال‌ شما بر يكديگر تا روزى‌ كه‌ خدا را ملاقات‌ نمائيد مانند امروز و اين‌ ماه‌، محترم‌ است‌ و هر نوع‌ تجاوز به‌ آنها، حرام‌ است‌".

    سپس‌ مردم‌ را به‌ برابرى‌ و برادرى‌ فراخواند و به‌ رعايت‌ حقوق‌ بانوان‌ سفارش‌ كرد و از شكستن‌ حدود الهى‌ بيم‌ داد و از ستمكارى‌ و تجاوز به‌ حقوق‌ يكديگر بر حذر داشت‌ و به‌ تقوى‌ توصيه‌ كرد.


  5. #5



    خداحافظ!

    ماجرای بی‏کسی زهرا علیهاالسلام از جایی شروع شد که پلک‏های تو بر هم آمد.
    تو، رها و سبکبال از ادای رسالت،

    آرام، سر بر دامان مهربانی خداوند گذاشتی؛

    در ازدحام سلام و تحیت فرشتگان،

    در هوای معطر جبرئیل،

    در ترنم صلوات فرشتگان،

    در احاطه غم و اندوه توامان،

    در جاودانگی اشک و ماتم من.


    مرا به دست قومی می‏سپاری که بزرگی تو را پاس نداشتند.

    به کوچه‏هایی که روزی عبورت را سنگ می‏زدند.

    به خانه‏هایی که دهان به ریشخند و زخم زبان گشودند؛

    آنها که روزی رسالت آسمانی‏ات را به سخره گرفتند.

    جهل مردمان این شهر، قداست خانه‏ام را نشانه گرفته است؛

    همان خانه که تو بارها کلون درگاهش را نواختی.

    داستان بی‏کسی زهرا علیهاالسلام از جایی شروع شد

    که تو پلک بر هم نهادی،

    هنوز کوچه‏های مدینه،

    از عطر نفس‏هایت معطر بود که...

    آه، بگذار چیزی نگویم!

    داستان بی‏کسی زهرا علیهاالسلام از جایی شروع شد

    که تو پلک بر هم نهادی

    تا شاهد روزگار سخت بعد از خود نباشی.

    از همان لحظه که شهر، صدایت را نشنید.

    از همان لحظه که روزگار، نگاه مهربانت را ندید،

    روزگار رنج و ملال اهل بیت علیه‏السلام آغاز شد.

    کجاست آن روزگاران خوش با تو بودن؟

    برخیز و دوباره قرآن بخوان!

    خداحافظ، ای رحمت فراگیر در پهنه خاک!

    خداحافظ، سپیده تا همیشه جاری!

    خداحافظ، نور محض!

    خداحافظ، عطر لحظه‏های بهاری.

    خداحافظ، ای مهربانی‏ات تا همیشه جاری!

  6. #6



    جان جهان در خاک

    پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله) در تاریخ 28 صفر سال 10 هجرى در مدینه منوره چشم از جهان فرو بستند و به لقاء الله پیوستند، و این در حالى بود كه سر در سینه برادر خویش على بن ابى طالب (علیه السلام) داشتند: (و لقد قبض رسول الله...): و رسول خدا در حالى قبض روح شد كه سر بر سینه من نهاده بود و جانش در میان دستانم گرفته شد و من دستم را بر چهره ایشان كشیدم و من متولى غسل آن حضرت شدم و ملائكه مرا كمك مى‌كردند، تا آن كه او را در ضریحش به خاک سپردیم ... (1)

    و در غم رحلت پیامبر (صلى الله علیه و آله) در حالى كه حضرت را غسل مى‌داد و كفن مى‌كرد، چنین فرمود:

    (بأبى أنت و أمى یا رسول الله لقد انقطع بموتك...):
    پدر و مادرم فداى تو اى رسول خدا! همانا با مرگ تو از نعمتى محروم شدیم كه با مرگ دیگران از آن محروم نمى‌شدیم و آن، نعمت نبوت و اخبار آسمانى بود.

    مصیبت تو آنقدر بزرگ است كه ما را به خاطر تمام مصیبت‌هاى دیگر تسلیت مى‌دهد و از این جهت، تو منحصر به فرد هستى و همه مردم در سوگ تو ماتم‌زده هستند و از این جهت عمومیت دارى و اگر نبود كه تو ما را به صبر امر فرمودى و از جزع و ناله نهى نمودى، سرچشمه‏ هاى اشك را خشك مى‌كردیم و درد و غم ما همواره باقى مى‌بود و اندوه ما زدوده نمى‌شد و اینها نیز براى تو اندك است، ولى مرگ را نمى‌توان برطرف كرد،

    پدر و مادرم فداى تو باد! ما را نزد پروردگارت یاد كن و در خاطر خود نگهدار! (2)

    رسول خدا (صلى الله علیه و آله) لحظاتى پیش از رحلت فرمود: (براى من كاغذ و دواتى بیاورید تا مكتوبى بنویسم كه پس از من گمراه نشوید!)

    در این لحظه، عمر بن الخطاب گفت: "این مرد هذیان مى‌گوید و بیمارى بر او غلبه كرده است! ما را كتاب خدا بست است!" و شعار "حسبنا كتاب الله" را سر داد كه نقض كننده فرمایش نبى اكرم (صلى الله علیه و آله) إنى تارك فیكم الثقلین... از همان مجلس ریشه گرفت.

    پس از آن، در حالى كه على (علیه السلام) هنوز در حال غسل و تدفین پیامبر بود، گروهى در محلى به نام (سقیفه) جمع شدند و در امر خلافت نزاع آغاز كردند و سرانجام ابوبكر را به عنوان خلیفه برگزیده، با او بیعت كردند و این، آغاز مسیرى بود كه به نوبه خود نتایجى به همراه داشت.

    پی‌نوشت‌ها:

    1- نهچ البلاغه ٬ فيض الاسلام ٬ خطبه 88

    2- نهج البلاغه، فیض الاسلام، خطبه 226.


  7. #7



    رحلت پيامبر اکرم (ص) در کلام اميرالمومنين (ع)

    و من کلام له علیه السلام قاله و هو یلی غسل رسول الله ، صلی الله علیه و آله ، و تجهیزه :
    بابی انت و امی یا رسول الله لقد انقطع بموتک مالم ینقطع بموت غیرک من النبوه والانباء و اخبار السماء خصصت حتی صرت مسلیا عمن سواک ، و عممت حتی صار الناس فیک سواء و لولا انک امرت بالصبر و نهیت عن الجزع ، لانفدنا علیک ماء الشؤون و لکان الداء مماطلا والکمد محالفا ، و قلا لک ولکنه ما لا یملک رده ، و لا یستطاع دفعه بابی انت و امی اذکرنا عند ربک ، واجعلنا من بالک
    هنگامى كه رسول خدا (ص) را مى شست و كفن مى كرد، گفت:
    "پدر و مادرم فدایت باد، با مرگ تو رشته اى برید كه در مرگ جز تو- كس چنان ندید- پایان یافتن دعوت پیامبران و بریدن خبرهاى آسمان، چنانكه- مرگت- دیگر مصیبت زدگان را به شكیبایى واداشت و همگان را در سوكى یكسان گذاشت، و اگر نه این است كه به شكیبایى امر فرمودى، و از بیتابى نهى نمودى، اشك دیده را با گریستن بر تو به پایان مى رساندیم. و درد همچنان بى درمان مى ماند، و رنج و اندوه، هم سوگند جان، و این زارى و بیقرارى در فقدان تو اندك است، لیكن مرگ را باز نتوان گرداند، و نه كس را از آن توان رهاند. پدر و مادرم فدایت، ما را در پیشگاه پروردگارت به یاد آر و در خاطر خود نگاه دار!"

    نهج البلاغه، خطبه 226، مترجم: سید جعفر شهیدی

  8. #8



    حرا خاموش و کوچه هاى بنى هاشم،
    سیه پوش شدند
    و کائنات، کلبه احزان و آسمان،
    اشک ریزان شد.

    خبر در شهر پیچید: مصطفى،
    همسایه دیوار به دیوار خدا،
    فخر خلقت، حرمت عالم و نگین خاتم،
    تا فراسو پر کشید.

    بدرود اى چکیده قرآن!
    یا رسول اللّه صلى الله علیه و آله !

    وقتى تو را مرور مى کنم
    و به واقعه رفتنت مى رسم،
    چراغ هاى واژه خاموش مى شوند؛
    آن گاه تو را که بر لب مى آورم،
    هزار خورشید قیام مى کنند
    و در تلاطم عشقت،
    دلم را روشن مى کنند.

    طبیب دل هاى خسته!
    اینک لب فرو بسته و زمین را
    مبتلا به عطشى همیشگى کرده اى.

    چه تلخ است ماجراى مبهم انسان
    که به سرگردانى دنیاى پس از تو مى گرید!

    یا رسول اللّه صلى الله علیه و آله ،
    اى چکیده قرآن!
    آخرین خطبه عشق،
    غزل رفتن تو بود.

    اهل زمین تا آمدند به خود برسند،
    پر کشیدى و نور جمالت را
    به آسمان ها بخشیدى.

    «بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران
    کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران»

موضوعات مشابه

  1. ܓ✿ چگونه بر افكار شيطاني خود پيروز شويم؟
    توسط فرنیا در تالار روایات موضوعی
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 1391/07/27, 10:55 بعد از ظهر
  2. ✿ شرح چند حديث از پيامبر(صلّی الله علیه و آله وسلّم)
    توسط سوگند در تالار پيامبر اعظم (ص)
    پاسخ: 4
    آخرين نوشته: 1390/11/02, 06:16 بعد از ظهر
  3. پاسخ: 4
    آخرين نوشته: 1390/11/01, 11:19 قبل از ظهر
  4. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 1389/11/02, 02:25 بعد از ظهر

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •