تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 15
  1. #1

  2. #2



    زن و حجاب

    حجاب، در لغت به معناى پوشش است. حجاب، يعنى لباسى كه بدن زن را بپوشاند. اسلام به بانوان دستور داده بدن خود را به طور كامل بپوشانند و از نظر مردان بيگانه محفوظ بدارند.

    براى وجوب حجاب از آيات قرآن و احاديث استفاده شده است. در اين‏جا به سه آيه اشاره مى‏شود:
    آيه اول

    خداوند متعال در قرآن مى‏فرمايد:

    «اى پيامبر! به مردان مؤمن بگو: چشمان خويش فرو بندند و عورت خود را نگه دارند، اين براى پاك‏دامنى آنان بهتر است. خدا به كارهاى آنان آگاه است. و به زنان مؤمن بگو: ديدگان خود را فرو بندند و عورت خود را نگه دارند و زينت‏هاى خود را جز آن مقدار كه پيداست، آشكار نسازند و مقنعه‏هاى خود را تا گريبان خود گذارند و زينت‏هاى خويش را جز براى شوهران و پدران و پدر شوهران و برادران و پسر برادران و پسر خواهران و زنان و بردگان خودشان و مردان خدمت‏گزارشان كه به زن رغبت ندارند و كودكان غير مميزى كه از عورت زنان خبر ندارند، آشكار نسازند.

    و زنان آن‏چنان پاى بر زمين نزنند، تا زينت‏هاى پنهانشان دانسته شود. اى مؤمنان! همگان به درگاه خدا توبه كنيد، باشد كه رستگار شويد».(1)

    آيه فوق، درباره حجاب بانوان نازل شده و به مسائلى اشاره كرده كه نياز به شرح و تفسير دارد:

    در آغاز از مردان و زنان مؤمن خواسته شده كه ديدگان خود را فرو بندند و مردان به زنان و زنان به مردان خيره نشوند و چشم‏چرانى نكنند.

    غض، در لغت به معناى كاستن و فروبستن است. غض بصر؛ يعنى نگاه را كوتاه كردن و خيره نشدن. گاهى انسان به ديگرى مى‏نگرد، ولى نگاه كردن هدف نيست، زمانى هم براى لذت مى‏نگرد كه آن را چشم‏چرانى مى‏گويند. نگاه‏هاى ثانوى و لذت‏جويى، انسان را به فساد مى‏كشد و از آنها نهى شده
    1. نور (24) آيات 30ـ31: «قُـلْ لِلْمُـؤْمِنِـينَ يَغُـضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَيَحْـفَظُوا فُـرُوجَهُمْ ذ لِـكَ أَزْكى لَـهُمْ إِنَّ اللّهَ خَبِيرٌ بِما يَصْنَعُونَ * وَقُلْ لِلْمُـؤْمِناتِ يَغْـضُضْـنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَيَـحْفَظْنَ فُـرُوجَـهُنَّ وَ لايُبْدِينَ زِينَـتَهُنَّ إِلاّ ما ظَـهَرَ مِنْها وَلْيَـضْرِبْنَ بِخُـمُرِهِنَّ عَلى جُـيُوبِـهِنَّ وَلايُبْدِينَ زِينَـتَهُنَّ إِلاّ لِـبُـعُولَتِـهِنَّ أَوْ آبائِـهِنَّ أَوْ آباءِ بُعُولَتِـهِنَّ أَوْ أَبْنائِـهِنَّ أَوْ أَبْناءِ بُعُولَتِـهِنَّ أَوْ إِخْوانِـهِنَّ أَوْ بَنِى إِخْوانِـهِنَّ أَوْ بَنِى أَخَواتِـهِنَّ أَوْ نِسائِـهِنَّ أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُـهُنَّ أَوِ التّابِعينَ غَيْرِ أُولِى الإِرْبَةِ مِنَ الرِّجالِ أَوِ الطِّـفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْـهَرُوا عَلى عَوْراتِ النِّساءِ وَلايَـضْرِبْنَ بِأَرْجُلِـهِنَّ لِـيُعْلَمَ ما يُـخْفِـينَ مِنْ زِينَتِـهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللّهِ جَمِـيعاً أَيُّهَ‏المُؤْمِنُونَ لَعَـلَّكُمْ تُفْلِحُونَ». است، اما نظرهايى كه براى لذت‏جويى نباشد حرام نيست، زيرا از لوازم معاشرت و زندگى اجتماعى است.

  3. #3



    بعد از آن، به زنان و مردان توصيه مى‏كند كه فروج خود را حفظ كنند. فروج، جمع «فرج» به معناى «عورت» است. مقصود از حفظ فرج يا پوشيدن آن، سعى در حفظ عفت و پاك‏دامنى است با غض بصر؛ يعنى چشم پوشيدن و رعايت حجاب.

    سپس خطاب به زنان مى‏گويد: «َلا يُبْدِينَ زِينَـتَهُنَّ إِلاّ ما ظَـهَرَ مِنْها».

    زينت، به معناى زيور و وسيله زيبايى است كه انواعى دارد: يكى، زيورهايى كه از بدن جدا هستند، مانند گوشواره، گلوبند، انگشتر، گل‏سر، دست‏بند، لباس‏هاى زينتى. نوع دوم زينت‏هايى‏اند كه به بدن مى‏چسبند، مانند سرمه، رنگ ناخن، رنگ دست و پا و رنگ مو. زينت مذكور در آيه هر دو مورد را شامل مى‏شود. به زنان توصيه شده كه انواع زينت‏هاى خود را براى مردان بيگانه آشكار نكنند و بدين وسيله از جلب توجه مردان و تحريك غريزه جنسى آنان جلوگيرى كنند.

    بعد از آن، با جمله: «إِلاّ ما ظَـهَرَ مِنْها» به زنان اجازه داده، زينت‏هاى ظاهر خود را ـ كه به طور طبيعى آشكار است ـ نپوشانند، مانند سرمه، رنگ ابرو، خضاب دست، انگشتر، رنگ چادر، مانتو و كفش. بانوان به دليل اين‏كه در اجتماع زندگى مى‏كنند و مسئوليت‏هايى را بر عهده دارند طبعاً چشم مردان بيگانه به صورت، دست و زينت‏هاى آشكار آنان مى‏افتد و پوشش آنها امرى دشوار و حرجى است، لذا به آنان رخصت داده شده كه بدون پوشيدن آنها به اداى مسئوليت‏هاى خود مشغول باشند. در بعضى احاديث نيز زينت‏هاى ظاهر مذكور در آيه، به همين معنا تفسير شده است.

    زراره از حضرت صادق عليه‏السلام نقل كرده كه در تفسير قول خداى عزوجل: «إِلاّ ما ظَـهَرَ مِنْها» فرمود:

    زينت ظاهر، عبارت است از سرمه و انگشتر.(1)

    ابوبصير مى‏گويد:

    از امام صادق عليه‏السلام از تفسير آيه «َلا يُبْدِينَ زِينَـتَهُنَّ إِلاّ ما ظَـهَرَ مِنْها» سؤال كردم، فرمود: زينت ظاهر عبارت است از انگشتر و دست‏بند.(2)

    سپس در تعقيب بيان حجاب مى‏فرمايد:

    «وَلْيَـضْرِبْنَ بِخُـمُرِهِنَّ عَلى جُـيُوبِـهِنَّ» خمر جمع خمار و به معناى مقنعه و روسرى بزرگ‏است. جيوب نيز جمع جيب و به‏معناى گريبان و يقه‏پيراهن است.

    گفته‏اند: زنان در عصر رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله پيراهنى را مى‏پوشيدند كه گريبان آن باز بود و مقدارى از سينه‏شان آشكار مى‏شد. هم‏چنين آنان دو طرف روسرى را از بالاى گوش به پشت سر مى‏انداختند، در نتيجه گوش، گوشواره، گردن و مقدارى از سينه آنان نمايان بود. از همين رو، آيه به بانوان دستور مى‏دهد كه روسرى‏هاى خود را بر چاك پيراهن بيندازيد، تا گوش،
    1. وسائل الشيعه، ج 20، ص 201: زرارة، عن أبي عبداللّه عليه‏السلام في قول اللّه عزّوجلّ: «إِلاّ ما ظَـهَرَ مِنْها» قال: «الزينة الظاهرة الكحل و الخاتم».
    2. همان، ج 20، ص 201: أبوبصير، عن أبي عبداللّه عليه‏السلام قال: سألته عن قول اللّه عزّوجلّ «َلا يُبْدِينَ زِينَـتَهُنَّ إِلاّ ما ظَـهَرَ مِنْها» قال: «الخاتم و المسكة و هى القلب».
    گوشواره، گردن و سينه آنان را بپوشاند.

  4. #4



    طبرسى در تفسير آيه مى‏نويسد:

    «خمر» جمع خمار به معناى مقنعه و روسرى است كه بر گريبان و اطراف گردن مى‏افتد. در آيه به زنان دستور رسيده كه مقنعه خود را بر سينه بيندازند تا گردنشان پوشيده شود، زيرا قبلاً مقنعه را بر پشت‏سر مى‏انداختند، در نتيجه سينه آنان پيدا بود.(1)

    در ذيل همين آيه مى‏فرمايد: « وَلايَـضْرِبْنَ بِأَرْجُلِـهِنَّ لِـيُعْلَمَ ما يُـخْفِـينَ مِنْ زِينَتِـهِنَّ» براى رعايت كامل عفاف و جلوگيرى ازمفاسد اجتماعى به بانوان توصيه شده كه موقع راه رفتن، پاى خود را محكم به زمين نزنند، مبادا صداى زيورهاى آنان به گوش مردان بيگانه برسد و موجب تحريك جنسى آنان شود و مشكلاتى به وجود آيد كه طبق مصالح عموم مردم، به ويژه جوانان و مردان مجرّد، نيست.

    از اين آيه، چند مطلب مهم اخلاقى و اسلامى استفاده مى‏شود:

    1. زنان و مردان بيگانه بايد از چشم‏چرانى و لذت‏جويى بصرى بپرهيزند و براى لذت‏جويى به يك‏ديگر ننگرند؛

    2. زنان نبايد زيورهاى مخفى خود را براى مردان بيگانه آشكار سازند؛

    3. بانوان وظيفه دارند روسرى و مقنعه خود را به گونه‏اى بر سر بيفكنند كه گوش، گوشواره، اطراف گردن و سينه آنان را به طور كامل بپوشاند؛

    4. به زنان توصيه شده كه براى رعايت هر چه بيشتر عفت عمومى و
    1. مجمع البيان، ج 7، ص 138.
    جلوگيرى از مفاسد اخلاقى، حتى پاهاى خود را محكم بر زمين نزنند، مباداصداى پاى آنان موجب انحراف مردان شود؛

    5 . بر زنان واجب نيست زيورها و زينت‏هاى آشكار خود را بپوشانند.

  5. #5



    آيه دوم

    خداوند متعال در قرآن مى‏فرمايد:

    «اى پيامبر! به زنان و دختران خود و زنان مؤمنان بگو كه جلباب را به خود نزديك كنند [فروپوشند] اين بهتر است تا شناخته شوند و مورد آزار واقع نگردند و خدا، بخشنده و مهربان است».(1)

    قاموس، «جلباب» را به معناى پيراهن و لباس گشاد بانوان يا لباسى كه روى ساير لباس‏ها مى‏پوشند و همه را فرامى‏گيرد و به معناى مقنعه آورده است.

    راغب در مفردات نيز جلباب را به پيراهن و مقنعه معنا كرده است.

    در المنجد نيز جلباب به معناى پيراهن يا لباس گشاد آمده است.

    بنابراين، در تفسير آيه مى‏توان چنين گفت: به زنان بگو: جلباب و لباس روپوش خود را از پارچه‏هاى ارزان قيمت تهيه كنند، يا آن را به گونه‏اى رها سازند كه همه بدن، از جمله سينه و اطراف گردن آنان را كاملاً بپوشاند و از چشم نامحرمان محفوظ بدارد. اگر چنين كنند به پاك‏دامنى شناخته شده، مورد توجه بيگانگان قرار نمى‏گيرند و از ايجاد مزاحمت مصون مى‏مانند.
    1. احزاب (33) آيه 59: «يا أَيُّها النَّبِيُّ قُلْ لاِءَزْواجِكَ وَبَناتِكَ وَنِساءِ المُـؤْمِنِـينَ يُدْنِـينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلابِيبِهِنَّ ذ لِكَ أَدْنى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ وَكانَ اللّهُ غَفُوراً رَحِيماً».
    از آيه استفاده مى‏شود كه زن مسلمان بايد سنگين و پوشيده و ساده از منزل خارج شود و بدين وسيله از مفاسد اخلاقى و اجتماعى جلوگيرى كند. چنين رفتارى هم به نفع خود بانوان هم به سود جوانان و مردان تمام خواهد شد.

  6. #6



    آيه سوم

    قرآن مى‏فرمايد:

    «اى زنان پيامبر! شما همانند ديگر زنان نيستيد، اگر از خدا بترسيد. پس نازك سخن نگوييد تا كسى كه در قلبش مرض هست به طمع بيفتد، بلكه به طور معروف سخن بگوييد و در خانه‏هاى خود بمانيد و همانند زنان جاهليت با زينت و آرايش كرده خود را ظاهر نسازيد».(1)

    در آيه فوق به زنان سه توصيه شده است:

    1. هنگام سخن گفتن صداى خود را نازك و رقيق نسازند، زيرا نازك سخن گفتن شايد موجب تحريك نيروى شهوت براى مردان ناپاك باشد؛

    2. خانه‏دار و خانه‏نشين باشند؛

    3. همانند زنان جاهليت، بدون پوشش و براى خودنمايى و تظاهر به آرايش و زيبايى خود را در معرض ديد بيگانگان قرار ندهند.

    گرچه آيه درباره همسران و دختران پيامبر نازل شده، دستورهايش شامل همه زنان مى‏شود.
    1. همان، آيات 32 ـ 33: «يا نِساءَ النَّبِـىِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّساءِ إِنْ اتَّقَيْتُنَّ فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِى فِى قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفاً * وَقَرْنَ فِى بُيُوتِكُنَّ وَلا تَبَرَّجْنَ تَبَـرُّجَ الجاهِلِـيَّةِ الأُولى».
    گفتنى است مقصود از « قَرْنَ فِى بُيُوتِكُنَّ» اين نيست كه زنان پيامبر و ساير بانوان وظيفه دارند خانه‏نشين باشند و اصلاً از منزل خارج نشوند، زيرا چنان‏كه گفتم، زن عضو واقعى جامعه است و مسئوليت‏هايى را بر عهده دارد كه لازمه آنها خروج از منزل است. زنان در زمان رسول‏خدا نيز از خانه خارج مى‏شدند و در مساجد حضور مى‏يافتند. آنان به سخنان پيامبر گوش مى‏دادند و مسائل دينى را سؤال مى‏كردند، حتى بسيارى از زنان، راوى حديث هستند و جمعى از راويان از آنان حديث نقل كرده‏اند. آنان در جنگ‏ها شركت مى‏كردند و به مداواى مجروحان و پرستارى آنان مى‏پرداختند. همسران رسول خدا نيز در جنگ‏ها شركت مى‏نمودند، ولى به جنگيدن مأمور نبودند.

    سيره پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله و اصحاب چنين نبوده كه بانوان را در خانه‏ها محصور بدارند و مقصود آيه هم‏چنين نيست، بلكه مقصود اين است كه بانوان به خانه و زندگى دل بسته باشند و آن را جايگاه اصلى خود بدانند. هم‏چنين به خانه‏دارى، بچه‏دارى و شوهردارى عنايت داشته باشند و خود را در اين باره مسئول بدانند و از ولگردى و خيابان‏گردى و بى‏قيد و بند بودن بپرهيزند.
    محارم

  7. #7



    مردان درباره زنان دو دسته‏اند: محرم و نامحرم.

    آن‏چه در مورد وجوب حجاب بر زنان گفته شد در مورد مردان نامحرم است، اما رعايت حجاب درباره مردان محرم واجب نيست. مردان محرم عبارتند از:

    1. پدر و جد و هرچه بالا روند؛


    2. پدر و جد مادرى و هرچه بالا روند؛

    3. برادر و فرزندان برادر تا هرچه پايين روند؛

    4. فرزند خواهر و فرزندان او تا هرچه پايين روند؛

    5 . عمو و عموىِ عمو و هرچه بالا روند؛

    6 . دايى و دايىِ دايى و هرچه بالا روند؛

    7. شوهر و پدر شوهر و هرچه بالا روند؛

    8. پدر و مادر شوهر و پدر او و هرچه بالا روند؛

    9. پسر شوهر و فرزندان او تا هرچه پايين روند؛

    10. پسر و فرزندان پسرى و دخترى تا هرچه پايين روند؛

    11. دختر و فرزندان دخترى و پسرى تا هرچه پايين روند؛

    12. داماد و دامادِ داماد تا هرچه پايين روند.

    اين افراد مى‏توانند به بدن يك‏ديگر بنگرند و رعايت حجاب بر آنان واجب نيست. البته مشروط به اين كه نگاه آنان از روى ريبه و لذت‏جويى نباشد و الاّ حتى به محارم و اطفال غيربالغ نيز نمى‏توان نگريست. هم‏چنين اگر نگاه از روى لذت‏جويى باشد، زن به زن و مرد به مرد نيز نمى‏تواند بنگرد.
    حدود حجاب

    وجوب حجاب از احكام قطعى اسلام است كه همه فقها بر آن اتفاق دارند. بانوان وظيفه دارند بدن خود را از مردان بيگانه بپوشند، با چادر، عبا، پيراهن بلند، مانتو، پالتو، روپوش، يا مقنعه، روسرى و هر وسيله ديگرى كه مجموع بدن را بپوشاند و دليلى بر وجوب استفاده از نوعى پوشش خاص نداريم.
    در اصلِ وجوب حجاب اختلافى نيست، اما در پوشيدن صورت و دو دست تا مچ در بين فقها اختلاف است. تعدادى از فقها پوشيدن آنها را نيز واجب دانسته يا حكم به احتياط كرده‏اند، ولى اكثر فقها پوشيدن آنها را واجب نمى‏دانند و براى اثبات عدم وجوب به چند دليل استناد نموده‏اند:

    دليل اول: احاديثى كه به طور مستقيم و صريح، وجوب ستر وجه و كفين را نفى مى‏كند:

    ـ مسعدة بن زياد مى‏گويد: از امام جعفر صادق عليه‏السلام شنيدم كه در پاسخ سؤال از زينت‏هاى ظاهر زن فرمود: مقصود صورت و دو دست است.(1)

    حضرت صادق عليه‏السلام در پاسخ اين‏كه مرد در صورتى كه محرم نباشد به چه عضوى از زن مى‏تواند نگاه‏كند، فرمود: صورت و دو دست ودو پا.(2)

    ـ على بن جعفر مى‏گويد: از برادرم موسى بن جعفر عليه‏السلام سؤال كردم: مرد به چه عضوى از زن نامحرم مى‏تواند بنگرد؟ فرمود: صورت و دست و جاى دست‏بند.(3)

    ـ على بن سويد مى‏گويد: به حضرت موسى بن جعفر عليه‏السلام عرض كردم:
    1. وسائل الشيعه، ج 20، ص 212: «مسعدة بن زياد قال سمعت جعفراً عليه‏السلام و سئل عمّا تظهر المرأة من زينتها؟ قال: الوجه والكفين».
    2. همان، ج 20، ص 201: مروك بن عبيد، عن بعض أصحابنا، عن أبي عبداللّه عليه‏السلام قال: ما يحلّ للرجل أن يرى من المرأة إذا لم يكن محرماً؟
    قال: «الوجه والكفّان و القدمان».
    3. نورالثقلين، ج 3، ص 590 : عليّ بن جعفر، عن أخيه موسى عليه‏السلام ، قال: سألته عن الرجل ما يصلح أن ينظر إليه من المرأة إذا لم يكن محرماً؟

  8. #8



    قال: «الوجه والكفّ و موضع السوار».
    من به نگريستن زن زيبايى گرفتار شده‏ام و دوست دارم هميشه به او بنگرم، چه كنم؟ فرمود: در صورتى كه قصد خيانت نداشته باشى مانعى ندارد، ولى مواظب باش به زنا نيفتى كه بركت را از بين مى‏برد و دين را به هلاكت مى‏رساند.(1)

    ـ مفضّل مى‏گويد: به امام صادق عليه‏السلام عرض كردم: فدايت شوم، چه مى‏فرماييد درباره زنى كه با جمعى از مردان نامحرم به سفر رفته و زنى هم همراه آنان نيست و در آن سفر فوت مى‏كند؟ آن‏گاه چه بايد كرد؟ فرمود: مواضع تيمّم راغسل مى‏دهند، ولى دست نمى‏مالند و آن‏چه را كه خدا به پوشيدن آن دستور داده كشف نمى‏كنند. مفضّل عرض كرد: پس با بدن او چه كنند؟ فرمود: اول، كف دست او، سپس صورتش را و بعد از آن روى دست‏ها را غسل مى‏دهند.(2)
    1. همان، عليّ بن سويد، قال: قلتُ لأبي الحسن عليه‏السلام : إنّي مبتلى بالنظر إلى المرأة الجميلة يعجبنى النظر إليها؟
    فقال لي: «يا عليّ! لابأس إذا عرف من نيّتك الصدق: و إيّاك والزنا؛ فإنّه يمحق البركة و يهلك الدين».
    2. وسائل الشيعه، ج 2، ص 522: مفضّل بن عمر، قال: قلتُ لأبي عبداللّه عليه‏السلام : ـ جعلتُ فداك ـ ما تقول في المرأة تكون في السفر مع الرجال ليس فيهم لها ذو محرم، ولا معهم امرأة، فتموت المرأة، ما يصنع بها؟
    قال: «يُغسَل منها ما أوجب اللّه عليه التيمم،ولا تمسّ، ولا يُكشف لها شيء من محاسنها التي أمر اللّه بسترها».
    قلت: فكيف يصنع بها؟
    قال: «يغسل بطن كفّيها، ثمّ يغسل وجهها، ثمّ يغسل ظهركفّيها».
    دليل دوم: احاديثى كه به وجه و كفين تصريح ندارد، اما به طور غيرمستقيم دلالت دارند كه پوشيدن صورت و دو دست واجب نيست:

    ـ محمد بن ابى نصر مى‏گويد: از امام رضا عليه‏السلام سؤال كردم كه آيا مرد مى‏تواند به موى خواهر زنش نگاه كند؟ فرمود: نه. مگر اين‏كه خواهر زنش پير و فرتوت باشد. سپس عرض كردم: خواهرزن و زنان بيگانه مساوى هستند؟ فرمود: بله. عرض كردم: پس به كجاى بدن زنان پير مى‏توان نگريست؟ فرمود: به مو و ذراع آنان.(1)

    از اين‏كه راوى از جواز نظر به موى خواهرزن سؤال مى‏كند، ولى در مورد صورتش سؤالى ندارد، معلوم مى‏شود كه جواز نگاه به صورت را امرى مسلّم مى‏دانسته وگرنه اولويت داشت از آن نيز سؤال كند. هم‏چنين از اين‏كه امام در پاسخ به سؤال راوى از مقدار جواز نگاه به زنان فرتوت فرمود: «شعرها و ذراعها» و صورت آنها را اضافه نكرد، آشكار مى‏شود كه جواز نظر به صورت را امرى روشن مى‏دانسته كه نيازى به ذكر ندارد والاّ بايد آن‏را هم اضافه مى‏كرد.

    ـ امام رضا عليه‏السلام فرمود: پسر را در هفت سالگى به نماز خواندن وامى‏دارند ولى زن وقتى موهايش را از او مى‏پوشاند كه او محتلم شود.(2)
    1. همان، ج 20، ص 199: احمد بن محمد بن أبي نصر، عن الرضا عليه‏السلام ، قال: سألته عن الرجل يحلّ له أن ينظر إلى شعر أخت امرأته؟ فقال: «لا، إلاّ أن تكون من القواعد». قلت: أخت امرأته والغريبة سواء؟ قال: «نعم». قلت: فما لي من النظر إليه منها؟ فقال: «شعرها و ذراعها».
    2. همان، ج 20، ص 229: أحمد بن محمد بن أبي نصر، عن الرضا عليه‏السلام قال: «يؤخذ الغلام بالصلاة و هو ابن سبع سنين، ولا تغطّي المرأة شعرها منه حتى يحتلم».

  9. #9



    ـ عبدالرحمان مى‏گويد: از حضرت موسى بن جعفر عليه‏السلام درباره دخترى كه به حد بلوغ نرسيده سؤال كردم: چه زمانى بايد سر خود را از نامحرم بپوشد و چه موقعى براى نماز با مقنعه سر خود را بپوشد؟ فرمود: وقتى سرش را بپوشد كه با ديدن خون حيض، نماز بر او حرام مى‏شود.(1)

    در اين دو حديث، وجوب پوشيدن مو و سر را بر دختر از آثار بلوغ دانسته، ولى از وجوب پوشيدن صورت سخنى به ميان نيامده است، در صورتى كه اگر واجب بود اولويت داشت آن‏را نيز بيان كند. از اين‏جا معلوم مى‏شود، پوشيدن صورت بر زنان واجب نيست.

    دليل سوم: چنان‏كه اشاره شد، از جمله: « َلا يُبْدِينَ زِينَـتَهُنَّ إِلاّ ما ظَـهَرَ مِنْها» مى‏توان استنباط كرد كه پوشيدن صورت و دست‏ها واجب نيست، زيرا در احاديث اهل بيت سرمه كشيدن و انگشترى به دست كردن از مصداق‏هاى « إِلاّ ما ظَـهَرَ مِنْها» معرفى شده كه وجوب پوشش ندارند. بنابراين، بايد پوشش صورت و دست، كه محل اين دو زينت‏اند، نيز واجب نباشد.

    هم‏چنين جمله: « وَلْيَـضْرِبْنَ بِخُـمُرِهِنَّ عَلى جُـيُوبِـهِنَّ» كه در همين آيه ذكر شده، بى‏دلالت به عدم وجوب پوشش صورت نيست، زيرا به بانوان توصيه شده براى تحصيل حجاب كامل خمار و مقنعه خود را بر گريبان بيندازند تا اطراف گردن و سينه آنان را بپوشاند، اما درباره پوشيدن صورت
    1. همان، ج 2، ص 228: عبدالرحمان بن الحجّاج، قال: سألت أبا إبراهيم عليه‏السلام عن الجارية التى لم تدرك متى ينبغي ألا تغطّي رأسها ممّن ليس بينها و بينه محرم؟ و متى يجب عليها أن تقنّع رأسها للصلاة؟
    قال: «لا تغطّي رأسها حتى تحرم عليها الصلاة». دستورى نمى‏دهد، و اين بيان‏گر عدم وجوب است. علاوه بر اين‏كه در حديث مسعدة بن صدقه كه در همين بحث بدان اشاره شد، خود صورت و دو دست از مصاديق « إِلاّ ما ظَـهَرَ مِنْها» به شمار رفته است.

  10. #10



    دليل چهارم: از برخى احاديث و شواهد تاريخى استفاده مى‏شود كه رسم زنان در زمان رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله اين نبوده كه صورت خود را بپوشند، بلكه با صورت باز در مجامع و كوچه و بازار ظاهر مى‏شدند. چشم مردان به صورت آنان مى‏افتاد و با يك‏ديگر صحبت مى‏كردند، معاشرت و معامله داشتند، از پيامبر حديث مى‏شنيدند و براى مردان نقل مى‏كردند. در بين راويان حديث صدها زن وجود دارد، حتى همسران و دختران پيامبر نيز از اين عمل مستثنا نبوده‏اند. از عايشه، حفصه، ام سلمه و فاطمه صدها حديث نقل شده و لازمه‏اش ديدن صورت بانوان و شنيدن صداى آنان است، ولى رسول‏خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله نه زنان را به پوشيدن صورت امر كرد، نه مردان را از نگريستن به صورت زنان و شنيدن صداى آنان نهى فرمود، مگر اين‏كه به قصد لذت‏جويى و چشم‏چرانى باشد.

    جابر بن عبداللّه انصارى مى‏گويد: روزى رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله به قصد ديدار فاطمه عليهاالسلام حركت كرد، من نيز با آن حضرت بودم. وقتى به درب خانه فاطمه رسيد در زد و فرمود: السلام عليكم. فاطمه از داخل منزل گفت: عليك السلام يا رسول اللّه! پيامبر فرمود: [اجازه هست تا] داخل منزل شوم؟ فاطمه گفت: بفرماييد: رسول خدا فرمود: با همراهم داخل شوم؟ فاطمه گفت: يا رسول‏اللّه! مقنعه بر سر ندارم. پيامبر فرمود: زيادىِ روپوش را بر سرت بيفكن. فاطمه چنين كرد. بعد از آن رسول خدا گفت: السّلام عليكم. فاطمه جواب داد. سپس فرمود: خودم با مرد همراهم داخل شوم. گفت: بفرماييد.

    جابر مى‏گويد: رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله داخل خانه شد، من نيز داخل شدم.

    چشمم به صورت فاطمه افتاد كه همانند زردچوبه بود. رسول‏خدا فرمود: دخترم! چرا صورتت اين چنين زرد شده است؟ گفت: يا رسول اللّه! از شدت گرسنگى. پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله دست به دعا برداشت و گفت: اى خدايى كه گرسنگان را سير مى‏كنى، فاطمه دختر محمد را سير گردان! جابر مى‏گويد: به خدا سوگند! بعد از دعاى رسول خدا، به صورت فاطمه نگاه كردم، خون در صورتش به جريان افتاد و رنگ صورتش قرمز شد و بعد از آن، ديگر گرسنگى نكشيد.(1)

    از داستان فوق استفاده مى‏شود كه صورت حضرت فاطمه به طورى باز بوده كه جابر ابتدا زردى آن و بعد از دعاى پيامبر، سرخى آن‏را ديده است.

    سعد اسكاف از حضرت باقر عليه‏السلام نقل كرده كه فرمود: جوانى از انصار، در كوچه‏هاى مدينه با زنى روبه‏رو شد. در آن زمان، زنان مقنعه خود را بر پشت گوش‏ها مى‏انداختند. جوان انصارى به آن مى‏نگريست، تا به او رسيد و گذشت، بعد از آن، جوان هم‏چنان از پشت سر به زن نگاه مى‏كرد. در اين هنگام، سرش به استخوان يا شيشه‏اى خورد كه در ديوار بود. صورتش شكافت و خون بر سينه و لباس‏هايش جارى گشت. جوان گفت: به خدا سوگند! شكايت اين زن را بر رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله عرضه خواهم داشت.

    جوان خدمت رسول خدا رسيد. پيامبر پرسيد: چرا اين چنين خون‏آلود شده‏اى؟ جوان جريان را خدمت رسول خدا عرض كرد. در اين هنگام جبرئيل نازل شد و اين آيه را آورد.
    1. تفسير نورالثقلين، ج 3، ص 587.

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •