تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 13
  1. #1

    ◕◕◕ تركيب بند مرحوم محتشم كاشاني در رثاي حضرت اباعبدالله (ع)






    بند اول



    باز اين چه شورش است، كه در خلق عالم است
    باز اين چه نوحه و، چه عزا و، چه ماتم است

    باز اين چه رستخيز عظيم است، كز زمين
    بى نفخ صور، خاسته تا عرش اعظم است
    اين صبح تيره، باز دميد از كجا، كزو
    كار جهان و، وضع جهان، جمله درهم است
    گويا طلوع ميكند از مغرب، آفتاب
    كآشوب، در تمامى ذرات عالم است
    گر خوانمش قيامت دنيا، بعيد نيست
    اين رستخيز عام، كه نامش مُحرم است
    در بارگاه قدس، كه جاى ملال نيست
    سرهاى قدسيان، همه بر زانوى غم است
    جن و ملك، بر آدميان، نوحه مى‏كنند
    گويا، عزاى اشرف اولاد آدم است
    خورشيد آسمان و زمين، نور مشرقين
    پرورده‏ى كنار رسول خدا، حسين
    گويا طلوع ميكند از مغرب، آفتاب
    كآشوب، در تمامى ذرات عالم است
    گر خوانمش قيامت دنيا، بعيد نيست
    اين رستخيز عام، كه نامش مُحرم است
    در بارگاه قدس، كه جاى ملال نيست
    سرهاى قدسيان، همه بر زانوى غم است
    جن و ملك، بر آدميان، نوحه مى‏كنند
    گويا، عزاى اشرف اولاد آدم است
    خورشيد آسمان و زمين، نور مشرقين
    پرورده‏ى كنار رسول خدا، حسين




  2. صلوات و تشکر : 4


  3. #2

    بند دوم








    بند دوم


    كشتى شكست خورده‏ى طوفان كربلا
    در خاك و خون طپيده‏ى ميدان كربلا
    گر چشم روزگار بر او فاش مى گريست
    خون مى گذشت از سر ايوان كربلا

    نگرفت دست دهر گلابى به غير اشك
    زان گل كه شد شكفته به بستان كربلا
    از آب هم مضايقه كردند كوفيان

    خوش داشتند حرمت مهمان كربلا
    بودند ديو و دَد، همه سيراب و مى مكيد
    خاتم، ز قحط آب، سليمان كربلا
    زان تشنگان، هنوز به عيّوق مى رسد
    فرياد العطش ز بيابان كربلا
    آه از دمى كه لشگر اعداء، نكرده شرم
    كردند، رو به خيمه‏ ى سلطان كربلا
    آن دم فلك بر آتش غيرت سپند شد
    كز خوف خصم در حرم افغان بلند شد
    ویرایش توسط هندیانی : 1390/09/13 در ساعت 11:03 بعد از ظهر

  4. صلوات و تشکر : 4


  5. #3

    بند سوم







    بند سوم


    كاش آن زمان، سُرادِق گردون، نگون شدى
    وين خرگه بلند ستون، بى ستون شدى
    كاش آن زمان در آمدى، از كوه تا به كوه
    سيل سيه كه روى زمين، نيلگون شدى
    كاش آن زمان ز آه جهان سوز اهل بيت
    يك شعله، برق خرمن گردون دون شدى

    كاش آن زمان كه اين حركت كرد آسمان
    سيماب وار، گوى زمين بى سكون شدى
    كاش آن زمان كه پيكر او شد درون خاك
    جان جهانيان، همه از تن، برون شدى
    كاش آن زمان كه كشتى آل عبا، شكست
    عالم تمام، غرقه‏ ى درياى خون شدى
    آن انتقام گر نفتادى، به روز حشر
    با اين عمل، معامله‏ ى دهر چون شدى
    آل نبى، چو دست تظلّم برآورند
    اركان عرش را، به تلاطم در آورند
    ویرایش توسط هندیانی : 1390/09/13 در ساعت 11:03 بعد از ظهر

  6. صلوات و تشکر : 4


  7. #4

    بند چهارم








    بند چهارم


    بر خوان غم، چو عالميان را صَلا زدند
    اول صلا به سلسله‏ى انبيا زدند
    نوبت به اوليا چو رسيد، آسمان طپيد
    زآن ضربتى كه بر سر شير خدا زدند
    آن در كه جبرئيل امين بود خادمش
    اهل ستم به پهلوى "خيرالنّسا" زدند
    بس آتشى ز اخگر الماس ريزه‏ها
    افروختند و در جگر مجتبى زدند
    وآنگه سُرادِقى كه ملك محرمش نبود
    كندند از مدينه و در كربلا زدند
    وز تيشه‏ ى ستيزه در آن دشت، كوفيان
    بس نخلها ز گلشن آل عبا زدند
    پس ضربتى كز آن جگر مصطفى دريد
    بر حلق تشنه‏ ى خلف مرتضى زدند
    اهل حرم، دريده گريبان، گشوده موى
    فرياد بر در حرم كبريا زدند
    روح الامين نهاده به زانو سر حجاب
    تاريك شد ز ديدن آن چشم آفتاب

  8. صلوات و تشکر : 4


  9. #5





    بند پنجم


    چون خون ز حلق تشنه‏ ى او، بر زمين رسيد
    جوش از زمين، به ذروه‏ى عرش برين رسيد
    نزديك شد، كه خانه‏ ى ايمان شود خراب

    از بس شكستها، كه به اركان دين رسيد
    نخل بلند او چه خسان، بر زمين زدند
    طوفان به آسمان، ز غبار زمين رسيد
    باد، آن غبار چون به مزار نبى رساند
    گرد از مدينه، بر فلك هفتمين رسيد

    يكباره جامه، در خم گردون، به نيل زد
    چون اين خبر به عيسىِ گردون نشين رسيد
    پر شد فلك ز غلغله چون نوبت خروش
    از انبيا به حضرت روح الامين رسيد
    كرد اين خيال، وَهْمِ غلط كار، كان غبار
    تا دامن جلال جهان آفرين، رسيد
    هست از ملال، گرچه برى، ذات ذوالجلال
    او در دل است و، هيچ دلى، نيست بى ملال
    ویرایش توسط هندیانی : 1390/09/15 در ساعت 02:52 قبل از ظهر

  10. صلوات و تشکر : 4


  11. #6

    بند ششم







    ترسم جزای قاتل او چون رقم زنند

    یک باره بر جریده ی رحمت قلم زنند
    ترسم کزین گناه شفیعان روز حشر
    دارند شرم کز گنه خلق دم زنند
    دست عتاب حق به در آید ز آستین
    چون اهل بیت دست در اهل ستم زنند
    آه از دمی که با کفن خون چکان ز خاک
    آل علی چو شعله ی آتش علم زنند
    فریاد از آن زمان که جوانان اهل بیت
    گلگون کفن به عرصه ی محشر قدم زنند
    جمعی که زد بهم صفشان شور کربلا
    در حشر صف زنان صف محشر بهم زنند
    از صاحب حرم چه توقع کنند باز
    آن ناکسان که تیغ به صید حرم زنند
    پس بر سنان کنند سری را که جبرئیل
    شوید غبار گیسویش از آب سلسبیل


  12. صلوات و تشکر : 5


  13. #7

    بند هفتم







    روزی که شد به نیزه سر آن بزرگوار
    خورشید سر برهنه برآمد ز کوهسار
    موجی به جنبش آمد و برخاست کوه
    ابری به بارش آمد و بگریست زار زار
    گفتی تمام زلزله شد خاک مطمن
    گفتی فتاد از حرکت چرخ بی‌قرار
    عرش آن زمان به لرزه درآمد که چرخ پیر
    افتاد در گمان که قیامت شد آشکار
    آن خیمه‌ای که گیسوی حورش طناب بود
    شد سرنگون ز باد مخالف حباب وار
    جمعی که پاس محملشان داشت جبرئیل
    گشتند بی‌عماری محمل شتر سوار
    با آن که سر زد آن عمل از امت نبی
    روح‌الامین ز روح نبی گشت شرمسار
    وانگه ز کوفه خیل الم رو به شام کرد


    نوعی که عقل گفت قیامت قیام کرد



  14. صلوات و تشکر : 5


  15. #8

    بند هشتم








    بر حربگاه چون ره آن کاروان فتاد
    شور و نشور واهمه را در گمان فتاد
    هم بانگ نوحه غلغله در شش جهت فکند
    هم گریه بر ملایک هفت آسمان فتاد
    هرجا که بود آهوئی از دشت پا کشید
    هرجا که بود طایری از آشیان فتاد
    شد وحشتی که شور قیامت بباد رفت
    چون چشم اهل بیت بر آن کشتگان فتاد
    هرچند بر تن شهدا چشم کار کرد
    بر زخمهای کاری تیغ و سنان فتاد
    ناگاه چشم دختر زهرا در آن میان
    بر پیکر شریف امام زمان فتاد
    بی اختیار نعره ی هذا حسین زود
    سر زد چنان که آتش ازو در جهان فتاد
    پس با زبان پر گله آن بضعةالرسول
    رو در مدینه کرد که یا ایهاالرسول


  16. صلوات و تشکر : 5


  17. #9









    این کشته ی فتاده به هامون حسین توست
    وین صید دست و پا زده در خون حسین توست

    این نخل تر کز آتش جان سوز تشنگی
    دود از زمین رسانده به گردون حسین توست

    این ماهی فتاده به دریای خون که هست
    زخم از ستاره بر تنش افزون حسین توست

    این غرقه محیط شهادت که روی دشت
    از موج خون او شده گلگون حسین توست

    این خشک لب فتاده دور از لب فرات
    کز خون او زمین شده جیحون حسین توست

    این شاه کم سپاه که با خیل اشگ و آه
    خرگاه زین جهان زده بیرون حسین توست

    این قالب طپان که چنین مانده بر زمین
    شاه شهید ناشده مدفون حسین توست

    چون روی در بقیع به زهرا خطاب کرد
    وحش زمین و مرغ هوا را کباب کرد



  18. صلوات و تشکر : 5


  19. #10

    بند دهم






    کای مونس شکسته دلان حال ما ببین
    ما را غریب و بیکس و بی آشنا ببین

    اولاد خویش را که شفیعان محشرند
    در ورطه ی عقوبت اهل جفا ببین

    در خلد بر حجاب دو کون آستین فشان
    واندر جهان مصیبت ما بر ملا ببین

    نی ورا چو ابر خروشان به کربلا
    طغیان سیل فتنه و موج بلا ببین

    تن های کشتگان همه در خاک و خون نگر
    سرهای سروران همه بر نیزه ها ببین

    آن سر که بود بر سر دوش نبی مدام
    یک نیزه اش ز دوش مخالف جدا ببین

    آن تن که بود پرورشش در کنار تو
    غلطان به خاک معرکه ی کربلا ببین

    یا بضعةالرسول ز ابن زیاد داد
    کو خاک اهل بیت رسالت به باد داد


  20. صلوات و تشکر : 5


صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 1391/06/18, 12:41 قبل از ظهر
  2. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 1389/08/15, 03:42 بعد از ظهر
  3. ماكياوليسم در كلام علي عليه السلام
    توسط اهل بيت در تالار سایر موارد
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 1389/07/20, 07:39 قبل از ظهر
  4. ملائكه علّيين كيانند؟
    توسط mahdi در تالار تاریخ پیامبران
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 1389/07/06, 02:07 بعد از ظهر
  5. پيامبران و رسولان كيانند؟
    توسط mahdi در تالار تاریخ پیامبران
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 1389/07/02, 10:31 قبل از ظهر

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •