تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
صفحه 1 از 4 123 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 39
  1. #1

    دل نوشته هایی به مناسبت روز عرفه




    باز هم عرفه
    باز هم عرفه، با همه راز و رمزهايش از راه رسيد؛ روزى پر از شور و شيدايى و شناخت؛ روز خوشه‏چينى بندگان از پهن دشت معرفت الهى؛ روزى كه نگاه قلب‏ها، بيش از هميشه به آسمان است؛ روز چشم‏هاى بارانى و نيازهاى آسمانى.
    آرى، عرفه، روز بازگشت عارفانه است از كج‏راهه گمراهى و تاريكى، به شاه‏راه هدايت و نور...
    نويسنده: روح الله حبيبيان

  2. #2



    همراه با امام حسين عليه‏السلام

    باورت نمى‏شود كه اينجا، ميان اين جمعيت نشسته‏اى. ناخواسته به اينجا كشانده شده‏اى. مى‏خواهى برخيزى و بروى؛ اما فضاى محفل اجازه نمى‏دهد. نگاهى به اطراف مى‏اندازى؛ همانند خود بسيار مى‏بينى، قوّت قلبى براى ماندنت مى‏شود. پيرمردى روحانى قارى دعاست؛ صداى گرمى دارد و با هر كلامش، اشك از ديده‏ها جارى مى‏شود. انگار هنوز نمى‏دانى كه چرا بايد اشك ريخت.
    قارى مى‏خواند:
    در همين روزها،امام حسين عليه‏السلام ، در مكه از خيمه بيرون رفت؛ در حالى كه خاندان و فرزندانش در پى ايشان بودند و در كنار كوه. با چشمان اشكبار و دست‏هاى رو به آسمان، همين دعاى عرفه را زمزمه كردند؛ شما هم خود را همراه فرزندان امام حسين عليه‏السلام بدانيد كه از خانه بيرون آمده‏ايد و پشت سر آن حضرت، بر دعاى امام آمين مى‏گوييد.
    ناگهان، قلبت متلاطم مى‏شود. احساس همراهى با فرزندان امام حسين عليه‏السلام دلت را تكان مى‏دهد؛ گويى گرماى وجودشان را احساس مى‏كنى! اشك‏هايت چون سيل جارى مى‏شود؛ احساس مى‏كنى گمشده‏ات را يافته‏اى. هم‏نواى جمعيت مى‏شوى: «الهى العفو»

  3. #3



    اگرچه دير...؛ ولى آمديم

    چه‏قدر شيرين است ساعت‏ها در بر دوست نشستن و زمزمه «الهى الهى» بر لب داشتن؛ ساعت‏ها بر كرانه اقيانوس معرفت دعاى عرفه نشستن و پاى در خنكاى آب زلالش شستن!
    چه‏قدر زيباست بازگشت همگانى بندگان فرارى به آغوش مهربان خدايى كه همه را خواهد پذيرفت؛ مگر نه آنكه خود فرموده: «اگر روى گردانان از من شدت شوق مرا به بازگشت‏شان مى‏دانستند، از نهايت شعف جان مى‏دادند»؟!
    الهى! اين كهكشان بى‏نهايت رحمت تو و اين بندگان كوچك شرمسار؛ شايد دير آمده‏ايم، ولى آمده‏ايم. به زلال اشك‏هاى جارى بندگان صالحت در صحراى عرفات قسم، ما دور افتادگان از حريم عشق و عرفان را بپذير!

  4. #4



    نيايش چند صفحه‏اى عشق

    عرفه، دلكده‏اى است وسيع كه روشنى‏اش را هزاران قلم هم نمى‏توانند بنگارند. هر كسى در اين روز مى‏آيد و كلمات پر از اشك خود را از لابه‏لاى نيايش چند صفحه‏اى عشق بيرون مى‏كشد.
    زيباترين جشن رهايى زير اين چرخ كبود، ساعات خوش اشك‏ريزى است. شايد بتوان گفت لحظه تولد فلسفه اشك، عصر عرفه است.
    نام بهارى عرفه نسيمى است كه غبار رنج‏ها را از دل مى‏زدايد.
    محمدكاظم بدرالدين

  5. #5



    رو به روى دريا دلى حسين عليه‏السلام

    روز عرفه، تفسير آشكارى را رو به دل‏ها مى‏گشايد و مى‏گويد كه حسين عليه‏السلام از كدام سرچشمه عرفان مى‏نوشيد، كه آنچنان با لب تشنه در كربلاى پر بلا شهيد مى‏شود. آب‏هاى همه درياها، اشك‏هاى همه چشم‏ها، چه‏قدر پر حسرت‏اند در برابر دريا دلى حسين عليه‏السلام !
    عرفه، ما را به ياد رأفت حسين و رحمت خدا مى‏اندازد. هر كس با كوله‏اى از دغدغه‏هاى نگفته و زمزمه‏هاى پنهانى، رو به سمت ساعت‏هاى بخشودگى مى‏آيد.
    امروز، روز اقتدا به واژه‏هاى پر سوز حسين عليه‏السلام است و دل، اشتغال ديگرى جز تطهير نخواهد داشت.

  6. #6



    نقش عرفه در تكامل انسان

    عرفه، اكسير شفابخش بر پوست تاول‏زده شب انسان است.
    با هر كدام از هق‏هق‏هاى عبارات مفاتيح، دست‏هاى استغاثه اشك بالا مى‏رود و روح را مى‏برد تا آن سوى نقش‏هاى جذاب بندگى و رهايى.
    در حقيقت، هر دلى كه از عرفه بويى برده باشد، صداى چينش خشت‏هاى تكامل را در روح خويش مى‏شنود.
    گزافه نيست، اگر بگوييم هر دل به امروز كه نقطه شروع سازندگى است، هزاران تحسين بدهكار است. از هر مصراع عاشقى‏اش، كتاب‏ها مى‏توان نوشت و انسان‏هايى را از نو مى‏توان ساخت.

  7. #7



    عرفه و داغ انتظار

    عرفه، يادواره‏اى از اشك‏هاى چشم به راهى نيز هست. صفحات پر تأمل امروز، دل‏ها را به تمناى وصال آن يگانه مى‏كشاند.
    امروز در عرفات، حضور موعود(عج) رونق صفا است. و ما اين سو با اشتياقى پر رنگ، آرزوى آن يار و ديار را داريم. اين سو به شيوه محفل جمعه‏هاى پر ندبه نشسته‏ايم و با كلمات ذى الحجه در خيمه‏هاى تنهايى خويش، بهار بهار از فراق آخرين ذخيره خدا مى‏گرييم.

  8. #8



    شهادت حضرت مسلم بن عقيل

    دروغ‏هاى خيس كوفه را باور نكن!
    «حرف‏هايم مثل يك تكه چمن روشن بود.
    من به آنان گفتم:
    آفتابى لب درگاه شماست
    كه اگر در بگشاييد، به رفتار شما مى‏تابد...
    و من آنان را، به صداى قدم پيك بشارت دادم».
    دروغ‏هاى خيس:
    پيك، با بارى از لبيك، به سوى هجده هزار بيعت ترك خورده مى‏تازد.
    سفير! آرام‏تر برو؛ در آن شهر هزار چهره، اجابت دليرى براى دعوت تو نيست. خدا مى‏داند اگر ديو نعره برآرد، پيكر تُردت چگونه مى‏خواهد زير آوار هجده هزار بيعت شكسته شده خرد نشود!
    شهادت از روى بلنداى تمام خانه‏ها و دارالاماره كوفه، براى در آغوش كشيدنت پر مى‏زند. در آن كوچه‏هاى تنگ و باريك، غيرت، تنها در هيئت پيرزنى كه پناه تنهايى‏ات خواهد بود، خراميده است.
    پس اشك‏ها را باور نكن! اين دروغ‏هاى خيس را آن‏گاه كه نامه مهربانى حسين عليه‏السلام را مى‏خوانى
    ـ «بسم الله الرحمن الرحيم من الحسين بن على الى الملأ من المؤمنين و المسلمين:... وانى اقدم اليكم وشيكا اِن شاءَالله».
    ـ اگرچه حرف‏هايش مثل يك تكه چمن روشن باشد.
    «واژه‏اى در قفس است»
    نه؛ محمد ابن اشعث به پيمان خود با تو وفا نمى‏كند و براى مسافرى كه در راه است، نامه‏اى نخواهد فرستاد كه نيايد؛ پس كربلا اتفاق خواهد افتاد.
    مسلم! اين دعوت تو نيست كه او را به كربلا مى‏كشاند؛ اين جنايت پيمان‏هاى شكسته است؛ اين فاجعه سكوت است.
    و حالا كيست كه پيغام تو را به حسين عليه‏السلام برساند؟
    به كوفه نيا اى مهربان؛ در اين خانه تاريك، چراغى نيست. اين برق شمشيرهاى پنهان است كه تو را مى‏خواند.
    «به تماشا سوگند
    و به آغاز كلام
    و به پرواز كبوتر از ذهن
    واژه‏اى در قفس است».
    تنهايى‏ات را با ما قسمت كن
    از كوير لب‏هاى زخمى‏اش، شرمى به رنگ سرخ مى‏جوشد و در كاسه آب مى‏ريزد.
    مسلم بن عقيل عليه‏السلام ، هر بار كه كاسه آب را به دهان نزديك مى‏كند تا بنوشد، آب، رنگ خون مى‏گيرد. اسبى تير خورده از عمق كاسه خونين مى‏آيد؛ اسبى بى سوار؛ اسبى كه زينش بر بالين سفيد خالى‏اش يله شده است؛ اسبى كه زخم‏هايش هر بار كه مسلم مى‏خواهد آب بنوشد، كاسه را از خون سيراب مى‏كنند. تشنگى مقدس، از زخم لب‏هاى او متولد مى‏شود و در ادامه جوانه خواهد زد.
    تنهايى‏ات را با ما قسمت كن؛ آن‏قدر كه چيزى از آن باقى نماند؛ آن‏گونه كه در امتداد زمان، سفيران هدايت در اقصى نقاط جهان، آفتاب را بر رفتار انسان بتابانند.
    تو الگوى جان‏فشانى در راه تبليغ باش و ما، مشق‏هاى همانند، آن گونه كه مناره‏ها، انفجار دمادم خود را و اشهدهاى بى‏ريا را بر سردارالاِماره بريزند.
    محمد على كعبى

  9. #9



    دعوت‏نامه

    امام نامه را گشوده است. مسلم...هانى... عبدالله بن يقطين...، بغض بر حنجره اهل حرم چنگ مى‏اندازد. خبر تلخى است. اين كاروان خسته، سهمش از اين همه آزادى جويى و آزادگى خواهى اين نيست كه دريابد، اهل كوفه دعوت‏نامه‏هاى خود را از ياد برده‏اند و ديگر پسر فاطمه عليهاالسلام را نمى‏خواهند. حقشان نيست كه بشنوند، قاصد امام عليه‏السلام را بى‏وفايى اين شهر، به شهادت رساند.
    محبوبه زارع

  10. #10



    سفير

    همين چند وقت پيش بود كه دوازده هزارنامه مقابل امام عليه‏السلام ، دعوت عطش‏ناك اهل كوفه را مويه مى‏كرد. امام عليه‏السلام را بر آن داشت كه قلم بردارد و پاسخ بنويسد: «... از سوى حسين بن على عليه‏السلام ؛ به بزرگان كوفه! اما بعد، آخرين نامه شما به وسيله هانى و سعيد به دستم رسيد. درخواست شما در اين نامه‏ها، امام و پيشوا بود. اينك من مسلم بن عقيل را به سوى شما مى‏فرستم. اگر خواسته اكثريت شما همان چيزى بود كه در نامه‏ها نوشتيد، من نيز سريعا خود را به شما مى‏رسانم.» آن‏گاه رو به مسلم مى‏فرمايد: «حركت كن! خدا پشت و پناهت! اميدوارم به مقام شهدا نائل گرديم!»
    همين جمله كافى بود تا مسلم، رها از همه تعلقات عالم و جدا از همه دل‏بستگى‏هاى خاك، دهانه اسب را به سمت شهر كالِ كوفه بكشد؛ در حالى كه شيهه اسب، كوفيان را پيشاپيش نفرين مى‏كرد؛ در حالى كه جرعه‏هايى از جنس آتش گلوى ولايت را به سوزشى عميق فرا مى‏خواند؛ در حالى كه روزگار، نگران‏تر از هميشه بود.

صفحه 1 از 4 123 ... آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 21
    آخرين نوشته: 1392/06/29, 03:20 بعد از ظهر
  2. پاسخ: 4
    آخرين نوشته: 1392/02/24, 12:44 قبل از ظهر
  3. ضریح حرم امام حسین (ع) امروز رونمایی می‌شود
    توسط فرنیا در تالار امام حسين (ع)
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 1391/12/15, 02:57 بعد از ظهر
  4. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 1391/11/07, 02:28 بعد از ظهر
  5. آشنایی با اعمال شب و روز عاشورا
    توسط هندیانی در تالار مناسبت ها
    پاسخ: 5
    آخرين نوشته: 1390/09/14, 07:49 بعد از ظهر

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •