تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2
  1. #1

    ◕◕◕◕◕ دیگر نمی‌خواهم زنده بمانم+چه کسی می داند؟ ◕ تسلیت










    چه کسی می داند؟ شاید آن شادترین لحظه ما در راه است …









    زیر این سقف کبود

    زیر این سلطه ی سنگین سکوت

    اگه از یاد تو یادی نکنم

    تک و تنها به خدا می شکنم...!








    اللهم عجل لولیک الفرج










    قسمتی از وصیت نامه یک شهید:


    اگر برای خداست، بگذار گمنام بمانم.....








    بگذارید گمنام باشم که به خدا قسم گمنام بودن بهتر است از این‌که فردا افرادی همانند شما وصایایم را شعار قرار دهند و عمل را فراموش کنند، این موجب آزردن روح ما شهدا می‌شود.
    طلبه شهید رضا دهنویان




    مردان حق اهل شهرت نیستند.
    شهید سید مرتضی آوینی



    من هجده سال در میان شما زندگی کردم. از شما و مسؤولین میخواهم که اگر من شهید شدم، بر سنگ مزارم هیچ گونه اسمی ننویسید، فقط یک سنگ صاف بگذارید. از شما میخواهم که به این وصیتم عمل کنید.
    شهید مسعود خردمند







    به روی سنگ قبرم اسمم را ننویسید، می خواهم همچون دهها شهید دیگر گمنام باقی بمانم؛ اگر خواستید فقط این جمله را بنویسید: پرکاهی تقدیم به آستانه کبریایی الله
    شهید غلامرضا صفا



    وصیت نمود که بر روی سنگ قبرم با انگشت روی سیمان جز این چیزی ننویسید:
    پر کاهی تقدیم به آستان قدس الهی
    شهید بهمن درولی







    دیگر نمی‌خواهم زنده بمانم، من محتاج نیست شدنم، من محتاج تو هستم، خدایا! بگو ببارد باران، که کویر شوره‌زار قلبم سالهاست، که سترون مانده است، من دیگر طاقت دوری از باران را ندارم، خدایا دوست دارم تنهای تنها بیایم ، دوست دارم گمنام گمنام بیایم، دور از هر هویتی، خدایا! اگر بگوئی لیاقت نداری، خواهم گفت:«لیاقت کدامیک از الطاف تو را داشته‌ام، خدایا دوست دارم سوختن را، فنا شدن را ، از همه جا جاری شدن را، به سوی کمال انقطاع روان شدن را…
    شهید احمدرضا احدی




    می‏خواهم مثل مادرم فاطمه زهرا(س) گمنام باشم. می‏خواهم جسدی نداشته باشم. کسی برایم چلچراغ نگذارد، کسی مراسمی نگیرد.
    شهید سیدابراهیم تارا




    دوست دارم تشنه و گمنام شهید شوم.
    شهید یوسف دمیرچلی






    خدایا! مگر غیر ازاین‌ است‌ که‌ بدن‌ ما برای‌ مردن‌ آفریده‌ شده‌؛ پس‌ دوست‌ دارم‌ که‌بدنم‌ طوری‌ قطعه‌ قطعه‌ شود و بدنی‌ برای‌ من‌ باقی‌ نماند تا اینکه‌قسمتی‌ از زمینی‌ را به‌ عنوان‌ قبر اشغال‌ کنم‌ که‌ بعدها بگویند، او درراه‌ خدا کشته‌ شده‌ است‌. دوست‌ دارم‌ که‌ برای‌ همیشه‌ مفقودالجسدبمانم‌، مثل‌ خیلی‌ از مفقود الجسدها، مثل بی بی دو عالم، فاطمه – سلامالله علیها- که بعد از گذشت بیش از سیزده قرن هنوز قبری ندارد و مفقود الجسد است.
    شهید احمد اسماعیل تبار




    خوش دارم وقتی که شهید شدم جسد من را پیدا نکنند تا دیگر یک وجب از خاک این دنیا را اشغال نکنم.
    شهید محمّد باقر مشهدی عبادی







    شهدا شرمندایم

    چفیه هاتان را به دست فراموشی سپردیم و وصیت نامه هایتان را نخوانده رها کردیم .

    پلاکهایتان را که تا دیروز نشانی از شما بود امروز گمنام مانده است .

    کسی دیگر به سراغ سربندهایتان نمی رود







    دیگر کسی نیست که در وصف گلهای لاله و شقایق شاعرانه ترین احساسش را بسراید و بگوید :

    چرا آلاله آنقدر سرخ است

    چرا کسی نپرسید مزار حاج حسین بصیر کجاست

    و چرا شهید محمدرضا در قبر خندید







    چرا وقتی که گفتیم :

    یک گردان که همگی سربند یا حسین (ع ) بسته بودند شهید شدند کسی تعجب نکرد

    چرا وقتی گفتند :

    تنی معبر عبور دیگران از میدان مین شد شانه ای نلرزید

    چرا هیچ کس نپرسید :

    به کدامین گناه هفتاد پاسدار را در شهر پاوه سربریدند







    وقتی که گفتیم بعد از پانزده سال پیکر شهیدی را سالم از زیر خاک بیرون آوردند کسی تعجب نکرد

    چرا کسی از حقوق آن کودکی که در حلبچه شیمیائی شد دفاع نکرد

    ولی با نام حقوق بشر حق را پایمال کردند.

    چرا نمی دانیم شیمیائی چیست و زخم شیمیایی چقدر دردناک است

    شاید ما نیز از تاولهای بدنشان می ترسیم که روزی بترکد و ما نیز شیمیائی شویم .

    شاید اگر رنج آنها را می دیدیم درک می کردیم که چطور میشود یک عمر با درد زیست

    نمیدانم که چرا کسی نپرسید چگونه خدا خرمشهر را آزاد کرد !!

    ای شهیدان ما بعد از شما هیچ نکردیم .

    آن ندای یا حسین (ع ) که ما را به کربلا نزدیک و نزدیکتر می کرد دیگر بگوش نمی رسد.







    یادتان هست که به دختران این کشور گفتید سرخی خونمان را به سیاهی چادرتان به امانت می دهیم .

    آیا دختران ما امانت دار خوبی بودند و خونتان را فرش راه رهگذران نکردند .


    عده ای مصلحت دیدند که مقابل توهین به اسلام و شهید سکوت کنند ولی ما مصلحت خویش را در خون رقم زدیم .








    راست گفته اند :

    که بهشت را به بها میدهند نه به بهانه و ما عمری است که بهانه بهشت را میگیریم .







    امروز کسانی از شهیدان سخن می گویند که از دیدن فشنگ نیز واهمه دارند.

    کسانی دم از شهادت می زنند که با شنیدن صدای آژیر تا کفشهایشان زرد می شود

    ولی در میدان عمل جز سکوت چیزی از آنها نمی بینی .


    ما ماندیم تا امروز از آنان بگوییم و فریاد برآوریم « ما از این گردنه آسان نگذشتیم ای قوم »

    ما ماندیم که نه یک هفته بلکه سالهای سال از آنان بگوییم . چرا که خون آنان است که می تپد.

    و یادمان نرود که اگر امروز در آسایش زندگی می کنیم مدیون آنانیم .

    مدیون حماسه هایی که آنان آفریدند.


    یادمان نرود که ما هنوز باید جواب بدهیم که « بعد از شهدا چه کردیم »















    نام پدر:
    امام زین العابدین(ع)

    نام مادر:
    فاطمه(دختر امام حسن مجتبی ع)

    تاریخ ولادت:
    دوشنبه ۳ صفر(بنا به قولی اول رجب)سال ۵۷ هجری

    محل ولادت:
    مدینه منوره.

    مدت عمر:۵۷
    سال ۱۰ماه.

    مدت امامت:
    نزدیک ۲۰ سال.

    تاریخ شهادت:
    دوشنبه ۷ ذیحجه،سال ۱۱۴ هجری.

    محل شهادت و دفن:
    مدینه منوره،قبرستان بقیع در کنار پدر و جد مادری خود،امام مجتبی(ع).
    (گنبد و بارگاه ائمه بقیع(ع) در ماه شوال ۱۳۴۴ هجری قمری به دست وهابیان تخریب و با خاک یکسان گردید).



    سالشمار

    ۴سالگی(۶۱ هجری):
    واقعه کربلا.

    ۲۶ سالگی(۸۳ هجری):
    ولادت امام صادق(ع).

    ۳۸ سالگی(۹۵ هجری):
    شهادت امام زین العابدین(ع) و آغاز امامت آن حضرت.

    ۵۷ سالگی(۱۱۴ هجری):
    شهادت آن حضرت.







    مسموم شدن امام باقر(عليه السلام)

    آنچه مسلم است اين است که امام باقر( عليه السلام) با طرح مرموز ومخفيانه هشام بن عبدالملک ،

    مسموم شد وبه شهادت رسيد، ولي عامل وچگونگي آن به روشني مشخص نيست .

    بعضي مي نويسند:
    ابراهيم بن وليد بن يزيد بن عبدالملک ( پسر برادر زاده هشام) آن حضرت را مسموم كرد

    وبعضي مي نويسند :
    زيد بن حسن به دستورهشام ، زهر را به زين اسب ماليد واسب را به حضور امام باقر( عليه السلام) آورد،
    واصرار کرد که آن حضرت برآن سوار گردد ، آن حضرت ناگزير بر آن سوار شد وآن زهر دربدن او اثر کرد ،
    به گونه اي که رانهايش متورم شد وسه روز به سختی در بستر بيماري افتاد وسرانجام به شهادت رسيد .

    آن حضرت ساعات آخر عمر خود را با کفنهايي که که باآن احرام بجا آورده بود مشخص نمود








    ازکف برفت صبر و نماندش دگر قرار

    دين شد تهي زمخزن اسرارکردگار

    ازضعف برجبين منيرش عرق نشست

    ارکان پنجمين امامت زهم شکست

    گاهي زبان به ذکر حق وگه شدي به هوش

    ازدل کشيده آه شرربار وشد خموش







    السلام علیک یا ابا جعفر یا محمد بن علی ایها الباقر یابن رسول الله

    انا توجهنا واستشفعنا وتوسلنا بک الی الله

    و قدمناک بین یدی حاجاتنا یا وجیها عندالله اشفع لنا عندالله








  2. صلوات و تشکر : 5


  3. #2



    سلام دوست عزیز و تشکر از مطالب خیلی خیلی زیبای شما.
    کاش این سه مطلبی را که در یک قسمت فرستادین در سه تاپیک جدا ارسال می کردین تا بیشتر مورد استفاده قرار گیرد . چون هر کدام از موضوع ها خودشان به تنهایی خیلی مهم هستند.

    ان شاءالله همیشه در کارهایتان موفق باشید.

    نقل قول نوشته اصلی توسط davood2476 نمایش پست ها
    چه کسی می داند؟ شاید آن شادترین لحظه ما در راه است …
    و

    نقل قول نوشته اصلی توسط davood2476 نمایش پست ها
    قسمتی از وصیت نامه یک شهید:

    اگر برای خداست، بگذار گمنام بمانم.....
    و

    نقل قول نوشته اصلی توسط davood2476 نمایش پست ها
    نام پدر:
    امام زین العابدین(ع)

    نام مادر:
    فاطمه(دختر امام حسن مجتبی ع)

    تاریخ ولادت:
    دوشنبه ۳ صفر(بنا به قولی اول رجب)سال ۵۷ هجری

    محل ولادت:
    مدینه منوره.

    مدت عمر:۵۷
    سال ۱۰ماه.

    مدت امامت:
    نزدیک ۲۰ سال.

    تاریخ شهادت:
    دوشنبه ۷ ذیحجه،سال ۱۱۴ هجری.

    محل شهادت و دفن:
    مدینه منوره،قبرستان بقیع در کنار پدر و جد مادری خود،امام مجتبی(ع).
    (گنبد و بارگاه ائمه بقیع(ع) در ماه شوال ۱۳۴۴ هجری قمری به دست وهابیان تخریب و با خاک یکسان گردید).

  4. صلوات و تشکر : 4


موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 15
    آخرين نوشته: 1392/06/29, 05:10 بعد از ظهر
  2. پاسخ: 16
    آخرين نوشته: 1392/06/19, 02:04 قبل از ظهر
  3. جمله ها و اس ام اس های تسلیت شهادت حضرت فاطمه (س)
    توسط مهدی یار در تالار پیامک های تربیتی
    پاسخ: 11
    آخرين نوشته: 1392/01/06, 10:51 بعد از ظهر
  4. پاسخ: 3
    آخرين نوشته: 1391/12/02, 07:48 بعد از ظهر
  5. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 1390/12/13, 11:48 قبل از ظهر

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •